مقدمه:
فواید مورد انتظار از بررسی پیشینه و روش تألیف درباره مهدویتبررسی حرکت تألیف اسلامی درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای شناخت میزان تأثیر اعتقاد به مهدویت در زندگی مسلمانان و اهمیت مهدویت در اکمال دین و اتمام نعمت الهی مفید است؛ زیرا فراوانی تألیف درباره مهدویت، حاکی از اهتمام رهبران اسلام- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام- به مهدویت و تثبیت اصول مهدویت در وجدان دینی است. روشن است که آن بزرگواران متناسب با میزان تأثیر مسئله ای از مسائل اسلامی، بر تحقق اهداف شریعت الهی که به هدایت بشر به سوی زندگی کریمانه منتهی می گردند و برای انسان سعادت حقیقی دو جهان را به ارمغان می آورند، می پرداختند.اگرچه برخی مسائل مهم که بسیار مورد توجه معصومین علیهم السلام بوده اند و درباره آن ها احادیث فراوانی وارد شده است، بدون این که از اهمیتشان کاسته شود، مورد اهتمام علمای اسلام نبوده اند، اما این پدیده برای نتیجه ای که ما در پی آن هستیم تا با بررسی حرکت تألیف درباره مهدویت به دست آوریم، نقضی محسوب نمی شود؛ زیرا اولاً امثال این پدیده ها هر چند گزاره هایی مهم به شمار می روند، اما با گزاره های اعتقادی اساسی که مؤمنان بدان ها نیازمندند، مرتبط نیستند. ثانیاً این گزاره های مهم و تأثیرگذار در زندگی مسلمانان، در طول تاریخ استمرار نداشته اند؛ زیرا غفلت از آن ها گاه تنها در یک نسل یا در مدت زمانی معین ادامه یافته و سپس علمای جدید بدان ها پرداخته اند و برای کسانی که جریان حرکت فکری را در تاریخ اسلامی مورد مطالعه قرار می دهند، امری مشهود به شمار می رود، بلکه مصداق تجدید اسلامی در هر قرن، بیش تر از این نوع است.(۳)بدین ترتیب اهتمام به گزاره ای معین در طول تاریخ اسلام، حاکی از میزان اهمیت آن گزاره است.از جمله فواید بررسی حرکت تألیف درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آشکار شدن بطلان سخن کسانی است که گمان کرده اند باور به مهدویت، یا زاییده زمان فترت حیرت است که شیعیان بعد از رحلت امام حسن عسکری علیه السلام بدان دچار شدند، یا به سبب دور ماندن ائمه علیهم السلام از حکومت بعد از صلح امام حسن علیه السلام با معاویه و جدال امام حسین علیه السلام و اصحاب و اهل بیتش در واقعه طف و در خطر قرار گرفتن شیعه با انواع ترور و کشتار از سوی حکومت اموی و عباسی است. به گمان آنان باور به مهدویت باعث شده است شیعیان از نابودی کامل در امان بمانند؛ زیرا حرکت تألیف، مدت ها پیش از وفات امام حسن عسکری علیه السلام آغاز شده و با مطالعه در این زمینه درمی یابیم مهدویت مخصوص شیعیان نیست، بلکه یک باور عام اسلامی به شمار می رود. بنابراین مهدویت نتیجه دور ماندن امامان شیعه از حکومت نیست؛ زیرا اندیشه های مهدویت را پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زمانی که دولت الهی اش در اوج قدرت قرار داشت بیان فرمود، همان گونه که امام علی علیه السلام بسیاری از تفصیلات مهدویت را در زمان خلافت بر بزرگ ترین مملکت اسلامی بیان داشت. از این رو، ممکن نیست باور به مهدویت، زاده زمان های ضعف و ناامیدی باشد.از جمله ثمرات مطالعه این حرکت، شناخت مصادر اصلی برای بررسی مهدویت در ابعاد مختلف است و از این جا می توان کتاب مرجع را شناخت که شایسته رجوع برای ارزش یابی آرا درباره ابعاد مختلف این باور باشد و به وسیله آن، دست یابی به سخن صحیح در این مسئله و تمییز آن از اقوال نادرست و انحرافی مانند تحریف های عباسیان و امویان که به جهت اغراض سیاسی درباره اصل این باور مطرح شده است، امکان پذیرد.از دیگر ثمرات این بحث، شناخت روش در بحث مهدویت و میزان حجیت آن است و از این راه می توان شیوه درست را برای رسیدن به شناخت کافی از این مسئله به کار گرفت.آن چه در این نوشتار بیان می شود بررسی کامل این حرکت نیست، بلکه می کوشیم مقدمه ای برای مطالعاتی گسترده در این زمینه باشد که بیان آن در یک مقاله امکان پذیر نیست و آن چه در این مقاله می آید ملاحظاتی درباره دو جنبه از بحث هایی است که در این حرکت شناخته شده اند: نخست، شناخت تاریخ آغاز تألیف تصنیفات مستقل درباره مهدویت، با اشاره به برخی از ابواب و فصولی که در تألیفات دیگر در این زمینه آمده است؛ و در گام دوم، شناخت مهم ترین روشی که این حرکت در بررسی های خود درباره مهدویت بر آن تکیه کرده است.
استمرار تألیف درباره مهدویتدر خلال مراجعه به فهرست هایی که مؤلفات اسلامی را بیان داشته و حفظ کرده اند- که در مقایسه با آن چه حفظ نشده و از بین رفته یا در دسترس نیستند یا در دایره المعارف های تخصصی به ثبت نرسیده اند بسیار اندک است- به وضوح می توان استمرار حرکت تألیف درباره مهدویت و اثبات اصول آن را در طول تاریخ اسلام مشاهده کرد.(۴) در هر قرن، نام ده ها تألیف درباره مهدویت که از سوی برجسته ترین علمای اسلامی با گرایش های مختلف فکری تصنیف شده، به ثبت رسیده است که در این بحث به نمونه هایی از تصنیفات قرن های مختلف در زمان های قدرت و ضعف و در عصرهای شکوفایی و پیش رفت و دوران عقب ماندگی و پس رفت اشاره خواهیم کرد.(۵)این امر نهایت اهتمام به مهدویت را می رساند که از عمق تأثیر باور به مهدویت در زندگی مسلمانان هر عصر حکایت می کند؛ به این معنا که نیاز به مهدویت استمرار داشته است، به ویژه وقتی هویت مصنفان موضوع مهدویت را ملاحظه می کنیم؛ زیرا بسیاری از آن ها، از جمله علمایی هستند که در دارا بودن بالاترین مقام معنوی، اهتمام بسیار در دفاع از اسلام و فانی شدن در نشر تعالیم اسلامی و هدایت مردم بدان، مورد اتفاق همه بوده اند.
آغاز تألیف درباره مهدویتبه یقین می توان گفت آغاز نهضت تألیف درباره مهدویت با ظهور نهضت تدوین حدیث در تاریخ اسلام در میانه قرن دوم هجری هم زمان بوده و احتمالاً پیش از این تاریخ بوده است؛ زیرا به نظر می رسد پیش از آن تاریخ کتاب هایی مستقل درباره مهدویت به وسیله شیعیان نوشته شده است. بر اساس فهرست شیخ طوسی، علی بن یقطین بن موسی بغدادی اسدی کوفی الاصل، کتابی در ملاحم نگاشته که در آن، سؤال هایی که از امام صادق علیه السلام درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شده، درج گردیده است. علی بن یقطین، فردی ثقه و مطمئن و از بزرگان و اصحاب خاص امام کاظم علیه السلام است. در کتاب های تراجم، بسیاری از تصنیفات درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان امام کاظم و فرزندش امام رضا علیهما السلام از سوی بزرگان اصحاب آن دو امام همام را نام می برند؛ مانند آثار ابی یعقوب اسماعیل بن مهران سکونی که ثقه بوده و از امام رضا علیه السلام روایت کرده است و ابی الحسن علی بن محمد شاطیری از اصحاب امام کاظم علیه السلام و محمد بن ابی عمیر و… که در ادامه بیان خواهیم کرد.
تألیف درباره مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیش از ولادت آن حضرتاز این جا روشن می شود که در حدود یک یا دو قرن پیش از ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حرکت تألیف درباره مهدویت آغاز شده است، همان گونه که شیخ صدوق در این باره تصریح می کند و به زودی آن را نقل خواهیم کرد. مؤلفات این دوره متضمن احادیثی است که با تفصیل در مواردی چون ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام حسن عسکری علیه السلام و پنهان کردن ولادت آن حضرت از چشم ستم کاران و محافظت این مولود مبارک و دو غیبت آن حضرت، غیبت صغرا که مدت آن کوتاه بوده و غیبت کبرا که مدت آن طولانی است، پرداخته است. بسیاری از کتاب های این دوران تحت عنوان الغیبه تألیف شده اند و حتی اگر نام دیگری هم داشته به این نام مشهور گردیده اند، همان گونه که شهرت این تألیفات به این نام، دلیلی ضمنی بر کثرت آن هاست.بسیاری از علمای بزرگ شیعه، این پدیده را دلیلی بر صحت امامت مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف و صحت غیبت آن حضرت دانسته اند و این که غیبت حضرت به دستور خداوند بزرگ بوده است؛ زیرا پیش از ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف احادیث بسیاری در این دسته از تألیفات از وجود و غیبت آن حضرت خبر داده اند. شیخ مفید، شیخ صدوق، سید مرتضی، شیخ طوسی، سید بن طاوس و… به این مطلب اشاره کرده اند. سید بن طاوس می فرماید:غیبت مولانا امام مهدی- صلوات الله علیه- که مخالفان و برخی موافقان از غیبت آن حضرت متحیر شده بودند، حجتی بر ثبوت امامت وی و امامت پدران پاکش و جدش محمد صلی الله علیه و آله و سلم است؛ زیرا با نگاهی به کتاب های شیعه و غیرشیعه، مانند الغیبه ابن بابویه، الغیبه نعمانی، الشفا و الجلاء، در اخبار مهدی و صفات آن حضرت و حقیقت ثبوت و خروج آن حضرت اثر ابی نعیم الحافظ و دیگر کتاب هایی که به ولادت آن حضرت پرداخته اند و در کتاب الطرائف به آن ها اشاره کرده ام، درمی یابیم حضرت غیبتی طولانی خواهد داشت، به گونه ای که برخی معتقدان ایشان، از باور خود برمی گردند. اما اگر این غیبت طولانی نبود، مردم درباره امامت پدران آن حضرت اشکال وارد می کردند. لذا غیبت آن حضرت حجتی برای ائمه علیهم السلام و حجتی برای خود آن حضرت علیه مخالفانش شد که به امامت وی شک داشند و غیبتش را نپذیرفتند.
نقش ائمه علیهم السلام در سیر تألیفکتاب هایی که پیش از ولادت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشته شده اند، باورپذیرترند؛ زیرا از آنجا که پیش از غیبت نوشته شده اند، در مضامین آنها تردیدی وجود ندارد. در واقع امامان معصوم علیهم السلام برای اقامه حجت بر مسلمانان، به اصحاب خود دستور نوشتن آن کتاب ها را دادند. این احتمال را بسیاری از کتاب هایی که هم زمان درباره سایر مسائل اسلامی نگاشته شده اند و هم چنین وجود نویسندگانی از خواص اصحاب ائمه علیهم السلام و از بزرگان فقهای امامیه، تقویت می کنند. حتی اگر درباره این نویسندگان، مدح و توثیقی وارد نمی شد، تنها نقل اخبار غیبت پیش از تحقق و بعد از وقوع آن، دلیل درستی سخن آن هاست؛ زیرا خبر دادن از وقوع چیزی که پس از مدتی طولانی محقق خواهد شد، اعجاز است و دروغ نیست و امکان صدور این گونه خبرها به جز از منبع وحی وجود ندارد. شیخ صدوق در مقدمه کتاب اکمال الدین و اتمام النعمه به این مطلب اشاره می کند و می گوید:ائمه علیهم السلام از غیبت حضرت حجت خبر داده و چگونگی وقوع آن را در روایاتی برای پیروان خود توصیف نموده اند که در حدود دویست سال کم تر یا بیش تر، پیش از وقوع غیبت در کتاب ها نوشته شده است و همه نویسندگان پیرو ائمه، این مطلب را در کتاب های خود نوشته اند و در کتاب هایی که به اصول معروفند، این مطلب آمده که سال ها پیش از زمان غیبت نزد شیعیان محفوظ بوده است. بنابراین، مؤلفان کتاب ها یا عالم به غیب بودند و به آن چه اکنون رخ داده در آن زمان آگاه بودند و آن کتاب ها را پیش از زمان غیبت نوشته اند، که این امر به نظر خردمندان و محققان محال است؛ یا این که آن ها در کتاب های خود دروغ نوشتند و سپس آن گونه که آن ها نوشته بودند اتفاق افتاد، در حالی که محل های زندگی آنان از هم دور بود و نظریاتشان با هم اختلاف داشت، که این امر نیز مانند وجه اول محال است. پس وجهی باقی نمی ماند مگر این که بگوییم آن ها از زبان امامان خود چیزهایی نوشتند که امامانشان از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره غیبت و ویژگی های آن، بیان کرده بودند. با این امر و مانند آن است که حق آشکار می شود و باطل از بین می رود؛ زیرا باطل ناپایدار است.آن چه شیخ صدوق بیان کرده، درباره اصول معروف به اصول اربعمائه نیز صادق است. این اصول برای مجامع روایی شیعه به عنوان مصدر اساسی به شمار می آید و هر یک از آن ها مشتمل بر احادیثی است که صاحب آن اصل از امام معصوم بیان داشته و در کنار آن، احادیثی درباره مهدویت آورده است. این مطلب درباره اصولی که از سوی اتباع و اصحاب ائمه علیهم السلام و بزرگان فقهای امامیه بعد از آن جریان درباره مهدویت نگاشته شده نیز صادق است.
تألیفات پیش از ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفاز جمله کتاب هایی که درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف غیبت، هویت و ولادت آن حضرت، پیش از ولادتش نوشته شده اند عبارتند از:۱٫ الملاحم، تألیف اسماعیل بن مهران سکونی کوفی، از افراد ثقه و از اصحاب امام رضا علیه السلام؛۲٫ ما سئل عن الصادق من الملاحم، تألیف علی بن یقطین بغدادی، فردی ثقه و جلیل، درگذشته ۱۸۲ قمری؛۳٫ الملاحم، تألیف ابراهیم بن حکم فزاری که نقل های وی قابل اعتماد است و فضل بن شاذان از وی روایت می کرد؛۴٫الملاحم، تألیف احمد بن میثم فقیه کوفی که فردی ثقه است؛۵٫الملاحم، تألیف حسن بن علی بن فضال کوفی، انسانی پرهیزگار و از اصحاب خاص امام رضا علیه السلام که پیش از وفات خود در سال ۲۲۴قمری از مذهب فطحیه برگشت؛۶٫الملاحم، تألیف حسین بن سعید بن حماد اهوازی، فردی ثقه و دانش مند از اصحاب امام رضا علیه السلام؛۷٫الغیبه، تألیف ابی الفضل العباس بن هشام ناشری اسدی، فردی ثقه و جلیل، درگذشته ۲۱۹یا ۲۲۰قمری؛۸٫الملاحم، تألیف ابی احمد محمد بن ابی عمیر ازدی بغدادی که همه بر ثقه بودن او اجماع کرده اند و آن چه را وی بدان تصحیح کرده، صحیح دانسته اند. وی از مشایخ ثقات، درگذشته ۲۱۷ قمری است؛۹٫القائم، تألیف ابی الحسن علی بن مهزیار اهوازی که از امام رضا و امام جواد علیهما السلام روایت کرده است؛۱۰٫الغیبه، تألیف ابی اسحاق ابراهیم بن صالح انماطی کوفی اسدی، فردی ثقه و از اصحاب امام کاظم، امام رضا و امام جواد علیهم السلام است و به جز این کتاب، سایر کتاب های وی از بین رفته است؛۱۱٫الملاحم، تألیف ابی جعفر محمد بن عبدالله کرخی که برقی از وی روایت می کند؛۱۲٫الحجه، درباره طولانی شدن غیبت قائم، تألیف فضل بن شاذان ازدی، فردی ثقه و جلیل از اصحاب امام رضا، امام هادی و امام عسکری علیهم السلام درگذشته ۲۶۰ قمری، پیش از شهادت امام عسکری علیه السلام و معاصر ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛۱۳٫ القائم، تألیف فضل بن شاذان ازدی؛۱۴٫الملاحم، تألیف فضل بن شاذان ازدی و احتمالاً یکی از این سه کتاب، همان کتاب الغیبه مشهور فضل بن شاذان است که نزد سید میرلوحی از علمای معاصر علامه مجلسی موجود بوده و از آن در کتاب کفایه المهتدی خود نقل قول کرده است؛۱۵٫صاحب الزمان، تألیف محمد بن الحسن بن جمهور قمی بصری، از راویان امام رضا علیه السلام؛۱۶٫وقت خروج القائم، تألیف محمد بن الحسن بن جمهور قمی بصری.ذکر این تألیفات از باب استقصا نیست، بلکه از باب نمونه به آن ها اشاره شد و از بیان دیگر کتاب هایی که درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیش از ولادت آن حضرت تألیف شده و در کتاب های تراجم آمده است، پرهیز کردیم؛ زیرا مؤلفان برخی از این کتاب ها امامیه اثنی عشری نیستند و به خصوص تعدادی از آن ها از طایفه واقفیه بودند که به امامت امام رضا علیه السلام ایمان نداشتند و در فتنه واقفیه معروف، به امامت امام کاظم علیه السلام توقف کردند. مانند حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی، صاحب کتاب های الفتن و الملاحم، الغیبه و کتاب القائم الصغیر در مقابل کتاب الغیبه الکبیر؛ او فرزند مؤسس فرقه واقفیه است با وجود فاسد المذهب بودن، در آن چه روایت کرده موثق است. هم چنین مانند علی بن عمر اعرج کوفی که کتاب دیگری را درباره غیبت تألیف کرده و نیز علی بن حسین طائی طاطری که او هم کتابی را درباره غیبت تصنیف کرده است. علمای رجال روایت آنان را با وجود فساد مذهبشان توثیق می نمایند. بنابراین ممکن است به این توثیق استناد نموده و در کنار دیگر کتاب هایی که پیش از ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف درباره مهدویت نوشته شده اند به کتاب های آنان نیز اعتماد کنیم.هم چنین به کتاب های علمای آن عصر که تاریخ وفاتشان مشخص نیست، یا درباره آن ها توثیق صریح وارد نشده اشاره نکردیم؛ زیرا کتاب هایی که بیان کردیم، در دلالت به مقصود و کشف شدت اهتمام امامان معصوم علیهم السلام به موضوع مهدویت، کفایت می کنند. همان گونه که به بسیاری از کتاب هایی که به صورت ضمنی متضمن حدیثی درباره مهدویت است، یا در ابواب خاصی آمده است اشاره نکردیم و در این جا تنها به ذکر کتاب هایی که به طور کامل درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اکتفا نمودیم.
آغاز تألیف اهل سنت درباره مهدویتکتاب های تراجم، دائره المعارف و فهرست، چندین تألیف مستقل را که اهل سنت پیش از ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشته اند، ثبت کرده اند؛ مانند الملاحم تألیف نعیم بن حماد مروزی، در گذشته سال ۲۲۸قمری که کتابی مشهور است و نخستین کتاب از سه کتاب اهل سنت به شمار می رود که سید علی بن طاوس در التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن نقل می کند و نیز اخبار المهدی تألیف عباد بن یعقوب رواجینی، درگذشته سال ۲۵۰قمری که از رجال بخاری، ترمذی و ابن ماجه است. او در این کتاب، آن چه از مژده های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در متون آمده و از راه هایی که بزرگان فن بر اعتبار آن اجماع دارند گردآوری کرده که همه آن ها پیش از ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده است.حرکت تألیف کتاب های مستقل درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سوی علمای اهل سنت، مانند علمای شیعه در طول تاریخ اسلام ادامه یافت، هر چند نزد علمای شیعه کمی بیش تر بوده است. استاد علی محمد علی دخیل، سی کتاب، از تألیفات اهل سنت درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر کرده است و همین طور علامه ذبیح الله محلاتی چهل کتاب را با اسامی نویسندگان آن ها که از علمای اهل سنتند بیان داشته و همه آن چه گفته شده، به عنوان نمونه و شاهد است، نه این که به صورت کامل آورده باشد.در کنار این کتاب ها، بسیاری از کتاب های علمای اهل سنت وجود دارد که متضمن ابواب یا فصولی مستقل درباره مهدویتند و کم تر کتاب روایی اهل سنت را می توان یافت که از روایاتی درباره مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خالی باشد. در صحاح سته(کتب مشهور روایی اهل سنت)، نیز احادیثی درباره مهدویت آمده است، هر چند برخی گمان کرده اند در صحیح مسلم و صحیح بخاری حدیثی درباره مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل نشده، اما نادرستی این گمان ثابت شده است.این پدیده، شدت اهتمام پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم در آشنا کردن مسلمانان با این مسئله سرنوشت ساز و تأثیر فراوان آن بر مسیر زندگی آن ها و تحقق اهداف کامل شریعت محمدی را منعکس می کند.
تطور در حرکت تألیفتألیف درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند سایر مسائل مهم اسلامی، با تطور تکاملی هم راه بوده است که به حرکت تألیفی رو به تکامل، کارشناسی ها و نتایج استنطاقاتی که علما و متفکران از نصوص شرعی درباره مهدویت داشته اند اضافه شده است، یا براهین کلامی و عقلی که بر اصول مهدویت اقامه شده تکامل یافته و زواید آن حذف شده، همان گونه که این تکامل در قالب ترتیب ادله نقلی و براهین عقلی و تبویب آن ها نیز پدیدار گشته است. به این ترتیب، تکامل بسیاری را در شیوه تبویب کتاب الغیبه فضل بن شاذان که کتابش را پیش از ولادت امام تألیف کرده و کتاب الغیبه شیخ محمد بن ابراهیم نعمانی، شاگرد ثقه الاسلام کلینی و یکی از علمای اواخر غیبت صغرا و آغاز غیبت کبرا مشاهده می کنیم؛ همان طور که تطور و تکامل بسیاری در تهذیب براهین کلامی در کتاب الفصول العشره فی الغیبه تألیف شیخ مفید و بین رساله المقنع فی الغیبه تألیف شاگرد شیخ مفید، سید مرتضی می بینیم و نیز بین کتاب سیدمرتضی و کتاب شهید صدر درباره مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این تکامل، آشکارا به چشم می خورد؛ همان گونه که این تطور با امتیاز مهم پاسخ به نیازهای فکری هر عصر درباره مهدویت هم راه بوده است. بنابراین کتاب های تألیف شده در هر عصر، نصوص شرعی(کتاب و سنت) را که به نیازهای فکری آن عصر مربوط می شدند توضیح می دادند و در پاسخ به شبهات مطرح در هر عصر برهان عقلی اقامه می کردند. ابوالقاسم علی بن حسین بن بابویه قمی از علمای دوران غیبت صغرا در کتاب الامامه و التبصره من الحیره بر اثبات غیبت امام و خالی نبودن زمین از حجت تمرکز کرده است. سید مرتضی که از آغاز غیبت کبرا حدوداً یک قرن رهبری شیعه را به عهده داشته، در رساله المقنع فی الغیبه، به اثبات امکان رهبری امت توسط امام و پرداختن به مسائل مهم امامت از پشت پرده غیبت اهتمام ورزیده و راه های قیام امام علیه السلام به این امور را بیان کرده است. علامه ابوالفتح کراچکی، درگذشته سال ۴۴۹قمری نیز درباره اثبات طول عمر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تا زمانی که مصلحت الهی اقتضا می کند، کتابی تألیف کرده است.
ادامه دارد…

















هیچ نظری وجود ندارد