16 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه پیامبر اکرم (ص)

چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟

جریان‏شناسى دقیق دو طیف متعارض (صالحان و ناصالحان)، نشان مى‏دهد که، «دنیازدگى و عدم دیندارى» مردم، موجب پذیرش صلح از سوى امام حسن علیه‏السلام شد. از این رو، آن حضرت، این دو را به عنوان عامل صلح معرفى و با تعبیر «عبید الدنیا» از آنان یاد کرد.۱ نقاط اوج این رویکرد را مى‏توان در استقبال نکردن مردم از حضور در اردوگاه جنگ امام حسن علیه‏السلام یافت؛

 

از خلافت تا شهادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

زمینه ها و نتایج صلح امام حسن علیه السلام

 

به گونه‏ اى که امام حسن علیه‏السلام فرمود: «… شگفتا از مردمى که پى در پى نه حیا دارند، نه دین… اف بر شما اى بردگان دنیا»!۲ امام همچنان خطاب به مردم فرمود: «معاویه ما را به چیزى فراخوانده است که عزت و عدالت در آن نیست؛ اگر زندگى دنیا را مى‏خواهید، مى‏پذیریم و این خار در چشم را تحمل مى‏کنیم و اگر مرگ را بخواهید، آن را در راه خدا ارزانى مى‏داریم». در پاسخ امام، همه فریاد زدند: ما زندگى و ماندن را مى‏خواهیم.۳ اکنون مباحث مترتب بر دنیاگرایى مردم را مرور مى‏کنیم.

آثار دنیاگرایى و بى‏دینى در رفتار مردم‏
این آثار، در قالب‏هاى مختلف، خود را نشان داد. برخى محققان، این آثار و معلول‏ها را به جاى علت صلح مطرح مى‏کنند. برخى از این آثار، عبارتند از:
۱٫ پیمان‏شکنى‏
وقتى سپاه قیس بن سعد، قبیله به قبیله، به معاویه پیوستند، امام فرمود: «… [پس از شهادت پدرم‏] با من به اختیار بیعت کردید و من هم پذیرفتم و در این راه بیرون آمدم و خدا مى‏داند که چه تصمیمى داشتم؛ ولى از شما سرزد، آن‏چه سرزد».۴
۲٫ خیانت به امام‏
رویکرد دنیاگرایى مردم، به‏ویژه خواص را در قیام و صلح حسنى و در آیینه خیانت‏هایشان باید دید؛ چنان که معاویه در آغازین لحظات، اکثر آن‏ها را جذب کرد؛ از جمله فرماندهى از قبیله کنده را با پانصد هزار درهم خرید و او با دویست نفر، به معاویه پیوست. امام فرمود: «من بارها به شما گفته‏ام که شما وفا ندارید و بنده دنیایید».۵
۳٫ مصمم نبودن به مبارزه‏
وقتى جاریه بن قدامه نزد امام علیه‏السلام آمد و تقاضاى حرکت به سمت دشمن کرد، امام فرمود: «اگر همه این مردم مثل تو بودند، رهسپارشان مى‏کردم؛ ولى نصف یا یک دهم مردم، این عقیده را ندارند».۶
بازتاب دنیاگرایى مردم در جبهه امام‏
۱٫ تنها ماندن امام حسن علیه‏السلام‏
در آغاز جنگ، وقتى لشکر به پل منیع رسید، حجر بن عدى از سوى امام، مردم را در مسجد جمع کرد و کوشید تا آنان را براى جنگ، تهییج کند؛ اما همه سکوت کردند؛ به گونه‏اى که عدى بن حاتم برخاست و گفت: سبحان الله! چقدر سکوت شما زشت است. آیا به امام و فرزند پیامبر خود پاسخ نمى‏دهید؟۷ امام علیه‏السلام، بارها با این حقیقت تلخ روبه‏رو شد.امام علیه‏السلام در برابر اعتراض مردم به صلح هم فرمود: «سوگند به خدا! حکومت را به معاویه نسپردم؛ مگر این‏که یارانى نیافتم».۸
۲٫ ناامیدى از وصول به هدف با اقدام نظامى‏
هدف اصلى نظام امامت، جامعه‏سازى و صیانت از جامعه نبوى است. جنگ و صلح، امورى فرعى‏اند که در مسیر جامعه‏سازى، به دلیل تعارض بناى جامعه جدید با منافع گروه‏هایى که از وضع سابق بهره مى‏برند، پیش مى‏آید وگرنه ائمه فارغ از این امور، مشغول جامعه‏سازى اسلامى و تحقق مدینه النبى مى‏شدند.امام حسن علیه‏السلام هم در این مسیر، ناچار به جنگ شد و پس از تنهایى و ناامیدى از ادامه وصول به هدف، با اقدام نظامى پیش آمد. امام، هنگام امضاى صلح‏نامه فرمود: «اینک پیش‏آمد من، به ناامیدى از حقى که زنده دارم و باطلى که بمیرانم، رسید».۹
۳٫ پذیرش گزینه صلح‏
این بخش از تصمیم امام، پیامد طبیعى حوادث قبلى و ناامیدى از وصول به هدف به وسیله جنگ بود. امام حسن علیه‏السلام، در این باره مى‏فرماید: «اگر یارانى داشتم، صلح نمى‏کردم». این جمله، گویاى این است که امام، صلح را به عنوان یک راه اساسى، انتخاب نکرد؛ بلکه طبق وضعیت موجود، ناچار به استفاده از آن شد.۱۰
آثار صلح‏
آیا منافعى که امام از ترک جنگ به دست آورد، قابل رقابت با دستاورد معاویه بود و آیا دستاورد امام حسن علیه‏السلام از این اقدام، بیشتر از دستاورد احتمالى وى از جنگ بود؟در صورت کم ارزش بودن دستاوردهاى امام، آن حضرت، نباید صلح را مى‏پذیرفت. آثار آینده نشان مى‏دهد که در هر دو صورت دستاوردهاى امام، ارزشمندتر از دستاوردهاى معاویه بود. براى این منظور باید آثار صلح را مرور کنیم. این آثار، عبارتند از:
۱٫ بقاى نظام امامت‏
اصلى‏ترین اثر صلح، بقاى نظام امامت براى حفظ اسلام بود. امام در جواب ابوذر غفارى فرمود: «خواستم حافظى براى دین باقى بماند».۱۱
۲٫ بقاى شیعیان‏
امام به ابوسعید عقیصا فرمود: «اگر صلح نمى‏کردم، روى زمین، کسى از شیعیان ما باقى نمى‏ماند».۱۲
۳٫ حفظ دین و رعایت مصلحت امت پیامبر
در آن موقعیت، روم شرقى آماده حمله به نظام اسلامى بود و جنگ داخلى، موجب وصول آنان به هدف و نابودى اساس اسلام مى‏شد.۱۳امام علیه‏السلام در این باره فرمود: «ترسیدم ریشه مسلمانان از زمین کنده شود… خواستم دین خدا حفظ شود».۱۴ گر چه این سخن عام است و ممکن است منظور غیر از خطر روم شرقى باشد، ولى اصل حفظ دین، در آن، لحاظ شده است. امام بارها اشاره مى‏کرد که مصلحت و حکمت این کار، هر چند پنهان، خیلى مهم است. وى نزد معاویه فرمود: «من مصلحت امت را در نظر گرفتم… و در این کار، جز صلاح و دوام مردم را نخواستم».۱۵
۴٫ ترجیح امنیت بر اختلاف‏
امام، هنگام کوچ از ساباط فرمود: «انس، آسودگى و آشتى میان مردم از جدایى، ناامنى، کینه‏ورزى و دشمنى که شما خواهانید، بهتر است».۱۶
۵٫ تأمین عزت واقعى‏
صلح هر چند در ظاهر عقب‏نشینى بود، اما در واقع، عامل عزت شیعیان و شکست‏ناپذیرى ابدى آنان شد. از این رو، امام در برابر سلیمان بن صرد که با عنوان مذلّ المومنین به امام سلام کرد، فرمود: سوگند به خدا! اگر زیر دست و در عافیت باشید، نزد من محبوب‏تر است از این‏که عزیز باشید و کشته شوید».۱۷
مقایسه آثار جنگ و صلح
۱٫ اقدام نظامى و تداوم جنگ، فاقد دستاورد معین و قابل اعتنایى بود و صلح تاکتیکى (ترک مخاصمه) نسبت به جنگ، ارجح بود. همچنین مقایسه دستاوردهاى دو طرف از صلح، نشان مى‏دهد که دستاورد امام، به مراتب بیشتر بود؛ زیرا یکى از دستاوردهاى امام، از ترک مخاصمه، حفظ اصل موجودیت نظام امامت و شیعیان بود و اگر چنین نمى‏کرد اینها از بین مى‏رفتند و آن‏چه معاویه به دست آورد، وصول به حکومت بود که البته دوام چندانى هم نیاورد و با قیام امام بعدى از همین نظام امامت در خطر، به طور کلى متزلزل شد؛ اما نظام امامت، با حفظ اصل امامت و موجودیت شیعه، هر چند به گونه‏اى حداقلى، بقاى خود را تضمین کرد و موجب شد که شیعیان در فرصت‏هاى مناسب، به بازسازى خود بپردازند.۲٫ ادعاى ناکارآمدى صلح، به دلیل وفادار نماندن معاویه به شرایط و اعمال استبداد علیه شیعیان، صحیح نیست؛ چون تأمین هدف اصلى (تداوم نظام امامت به عنوان نگهبان انقلاب پیامبر)، به عصرهاى بعد هم مربوط مى‏شود و این هدف، با این صلح، تأمین شد و اقلیت شیعه و اصل امامت، با حفظ موجودیت خود، از این تنگه سخت گذشت.۳٫ ادعاى برابرى صلح با شکست و ذلت نیز درست نیست؛ چون با حفظ امامت و تشیع، خطر نابودى کامل آنها از بین رفت و هیچ پیروزى‏اى از این بالاتر نیست.۴٫ تدبیر صلح در برابر خطراتى که اساس تشیع، اسلام و امامت را تهدید مى‏کرد، نشان مى‏دهد که این تصمیم، از روى جهل و کم‏کارى هم نبود. امام نیز با اشاره به پنهان بودن مصلحت صلح و تشبیه آن به داستان سوراخ کردن کشتى و… توسط حضرت خضر و شکایت موسى… فرمود: «وقتى من از جانب خدا امام مسلمانانم، نباید در جنگ و صلح، مرا به نادانى متهم کنید؛ گرچه حکمت و علت آن را ندانید و امر بر شما مشتبه شود».۵٫ اتهام نداشتن خط مشى ثابت توسط ائمه نیز درست نیست؛ زیرا هدف اصلى، حفاظت از نظام پیامبر و جامعه‏سازى اسلامى، در سایه حفظ امامت است که طبق شرایط، به شیوه‏هاى مختلفى اجرا مى‏شود. صلح یا جنگ، هدف نیستند تا ائمه متهم به تشتت و پراکندگى هدف‏ها شوند؛ بلکه شیوه‏هاى وصول به هدف مى‏باشند. از این رو، شهید مطهرى، چنین معتقد است: «اگر واقعاً امام حسن به جاى امام حسین بود، کار امام حسین را مى‏کرد و اگر امام حسین به جاى امام حسن بود، کار امام حسن را مى‏کرد».۱۸۶٫ این صلح، از روى روحیه سازشکارى و ترس و راحت کردن خود نبود. از این رو، امام در پاسخ عبدالله بن زبیر فرمود: «گمان مى‏کنى من از روى ترس و زبونى با معاویه صلح کردم… واى بر تو! هرگز ترس و ناتوانى در من راه ندارد. علت صلح من، وجود یارانى همچون تو بود که ادعاى دوستى با من داشتند و در دل، نابودى مرا آرزو مى‏کردند».۱۹
نتیجه‏
دلیل اصلى پیشنهاد صلح از سوى معاویه، رسیدن به حکومت، با هزینه کم بود و عامل اصلى در پذیرش صلح از سوى امام‏علیه‏اسلام، عدم همراهى و فداکارى مردم، به ویژه خواص بود که ناشى از دنیاگرایى و راحت‏طلبى آنان بود و به بروز رفتارهایى چون پیمان‏شکنى، خیانت و… انجامید. بازتاب این رفتارها، موجب تنها ماندن امام، ناامیدى از وصول به هدف به وسیله جنگ و پذیرش ترک مخاصمه بود. آثار صلح (بقاى نظام امامت، شیعیان، دین و …) هم نشان داد که دستاورد امام، به مراتب بیشتر از دستاورد معاویه بود. این آثار، گویاى این است که این صلح، کارآمد، برابر با پیروزى، هوشیارانه، براساس حفظ خط مشى اصلى و بر طبق رعایت مصالح امت اسلامى بود. این صلح، آثارى را در پى داشت که قیام حماسى امام حسین علیه‏السلام آن را تکمیل و بقاى اسلام را تضمین کرد.براى مطالعه بیشتر در این زمینه، به آثار زیر مراجعه نمایید:
۱٫ حقایق پنهان، پژوهشى از زندگى سیاسى امام حسن مجتبى، احمد زمانى.۲٫ صلح امام حسن، پرشکوه‏ترین نرمش قهرمانانه تاریخ، شیخ راضى آل‏یاسین، ترجمه سید على خامنه‏اى.۳٫ فصلنامه فرهنگ کوثر، ش ۵۵ (ویژه‏نامه امام حسن(ع)، ش ۵۶).۴٫ سیرى در سیره ائمه اطهار، شهید مرتضى مطهرى.۱٫ مجلسى، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۱٫۲٫ همان؛ به نقل از راوندى، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۵۷۵٫۳٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۱٫۴٫ الفتوح، ج ۴، ص ۲۹۰٫۵٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۰٫۶٫ همان، ج ۳۴، ص ۱۸٫۷٫ مقاتل الطالبیین، ص ۵۹٫۸٫ طبرسى، احتجاج، ج ۲، ص ۷۱٫۹٫ شیخ صدوق، علل الشرایع، ص ۲۲۱٫۱۰٫ نمونه‏اى در پاسخ امام به زید بن وهب جهنى؛ ر.ک. احتجاج، ج ۲، ص ۶۹٫۱۱٫ حقایق پنهان، ص ۲۱۵٫۱۲٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱٫۱۳٫ پیشوایى، سیره پیشوایان، ص ۹۷٫۱۴٫ حقایق پنهان، ص ۱۹۷٫ ۱۵٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۵۴٫۱۶٫ الفتوح، ج ۳، ص ۲۸۹ و ۲۹۵٫۱۷٫ الامامه و السیاسه، ص ۱۶۳٫ ۱۸٫ سیرى در سیره ائمه اطهار، ۶۰٫۱۹٫ حیاه الامام الحسن بن على، ج ۲، ص ۲۸۰٫

 

 

 

http://shiastudies.com

چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟. چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟. چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟. چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟. چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟. چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟. چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟. چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟. چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟. چرا امام حسن علیه‏ السلام صلح کرد؟
نوشته قبلی

شرح و توضیح «دأب» در «کَدأب آلِ فِرعَونَ»

نوشته‌ی بعدی

قطع رابطه با دشمن

مرتبط نوشته ها

بعثت در كلام خاندان رسالت
پیامبر اکرم (ص)

بعثت در كلام خاندان رسالت

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

عدالت صحابه از منظر فریقین و مسئله عصمت
پیامبر اکرم (ص)

عدالت صحابه از منظر فریقین و مسئله عصمت

معنای امامت در اسلام
پیامبر اکرم (ص)

امامان دوازده ‎گانه در احادیث نبوی

تصریح پیامبر (ص) به دوازده امام شیعه
پیامبر اکرم (ص)

تصریح پیامبر (ص) به دوازده امام شیعه

دو یادگار گرانسنگ پیامبر (ص)
پیامبر اکرم (ص)

دو یادگار گرانسنگ پیامبر (ص)

نوشته‌ی بعدی

قطع رابطه با دشمن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

نهضت حسینى، ستیز با پایه‌ گذاران ظلم

نهضت حسینى، ستیز با پایه‌ گذاران ظلم

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم

امام باقر (ع) حافظ دین

امام هادی (ع) پیشوای جهاد فکری و فرهنگی

امام هادی (ع) پیشوای جهاد فکری و فرهنگی

احیای دین در عصر ظهور

احیای دین در عصر ظهور

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا