۲۸ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

چشم‌های قمرم بسته بمان!

چشم‌های قمرم بسته بمان!
0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter
(دل‌گویه‌های زینب کبری با حضرت عباس علیهماالسلام)

فهمیدم!
حال که در راهم، فهمیدم!
این روزها که بر ناقه بی‌جهاز سوارم، می‌فهمم!
این روزها که در میان سپاه دشمن معجر از سر زنان برداشته‌اند، می‌فهمم!
امروز که گیسوهای افشان و صورت‌های سوخته بچه‌ها در تابش آفتاب را می‌بینم،می‌فهمم!
پاهای علی‌ام را در غل و زنجیر با دست‌های بسته و با بدن نحیف و بیمارش روی شتر لخت نشانده‌اند، فهمیدم!
دیروز که رخ کبود سکینه را دیدم، فهمیدم!
آن روز که جاهلیت به تمام نحوست و حقارت و رذالتش رخ نموده و خیمه‌های زنان و دخترکانت را به آتش کشیدند و گوشواره‌ها از لاله‌ها جدا کردند، باید حدس می‌زدم!
در آن غروب سیاه و تلخ که با تازیانه زنان و دختران را از پیکر بی‌سر حسینم و عزیزانت جدا کردند، باید حدس می‌زدم!
همان لحظاتی که از میان کشته‌های پاره‌های تن‌مان، عبورمان دادند، باید می‌فهمیدم!
هنگامی که مردان چکمه پوش تازیانه به دست را در میان اهل حرم دیده بودم، باید حدس می زدم!

برادرم منو ببخش!
همان عصرفراموش نشدنی که در میان شهدا تو را نیافتم باید می‌فهمیدم!
هنگام وداع با پیکرهای شهیدان پیکرت را کنار نورچشمت علی‌اکبر ندیدم، باید حدس می‌زدم!
حدس می‌زدم که چرا نخواستی پیکرت در کنار و جمع شهیدان باشد!
می‌فهمم که چرا نگاهت را از من دریغ داشتی؟
فهمیدم چرا آن هنگام که سرت روی نیزه مقابلم قرار گرفت، چشمانت را بر من بسته نگه داشتی؟

عزیزم! در خیالم چه‌ها که نگذشت و نرفت؟!
چرا برادر نگاهش را از خواهر و بچه‌های حسین دریغ داشته؟!
نشده و ندیده بودم، عباسم صدایم بشنود و با چشمان زیبایش به رخ خواهر ننگرد!
گمانم این بود از من دل‌گیری!
دل‌گیری که با پیکرت وداع نکردم! دل‌گیری که خواهرت همراه مادر بر بالینت حاضر نشد!
عزیز پدر! نمی‌دانم چی به حسین گفتی، یا چه دید که پیکرت را به جمع شهیدان نرساند!
تو غریب و دور بودی و من در میان سپاه دشمن، اما نگاهم به کنار فرات بود و منتظر صدا و نگاهت!
برادرم! عباسم !
حالا فهمیدم که چرا چشمانت بر خواهر بسته‌ای!
منو ببخش!
تو تجسم غیرت سپاه حسینی !
غیرت حسینی و تحمل دیدن رخ کبود بچه‌ها و اسارت خواهر؟!
هرگز!
برادرم چشم‌هایت را باز مکن تا جسارت دشمن را نبینی!
قهرمان سپاه حسین!
قمر منیر آل هاشم!
بر ما متاب و چشمانت را بسته نگهدار!
سینه مجروح‌ات تحمل نخواهد کرد!
عباسم! حالا می‌فهمم راز برگشت تنهایی برادر از کنار علقمه را! فهمیدم چرا از برادر خواستی پیکرت را کنار نهر علقمه بگذارد و برگردد!
سخت بود بر تو که سیلی به کودکان تازیانه بر بدن خواهر بر بالین شهیدان ببینی!
نظاره بر منظره به آغوش کشیدن تن‌های بی سر بر چشمان همیشه بیدار و نگهبان حریم آل رسول
سخت‌تر از تیرهای به چشم نشسته فرزندان اُمیّه بود!
آه! چه سخت و جانکاه بود قنداق خونین شیرخواره در آغوش پدر دیدن!
سخت بود بر عباسم که خواهرش، دختر علی! هنگام سوار شدن بر محمل، صدها چشم نا‌محرمان به او دوخته است!
سخت‌تر آن‌که خواهرت با نگاهش برای سوار شدن استمداد کند و کسی از جوانان و یادگاران حیدر نتوانند مددی نمایند!
اما برادرم !حسرت نگاهت را بر دل زینب نگذار!
جان زینب!
شرم مکن! من امروز با نگاهت جان می‌گیرم!
ای قمر آل ابی‌طالب!
در میان همه، نگاه تو آرامم می‌کند !
ماه من! از روی نیزه بر ما بتاب و درخشش نگاهت شب سیه ما را روشنی بخش!
خواهرت شرمنده‌ات!
برادرم ! بازوان پرتوان و پولادین حسینم!
مثل همیشه نگاه پر مهرت را بر من بدوز تا عمق وجودش از تابش اشعه‌های مهر و اُبّهت نگاهت سیراب گردد و جانش آرام گیرد!
خواهرت خجل زده است که نتوانست پیکرت را در کنار فرات در آغوش گیرد و بوسه‌هایش را نثار بوسه گاه پدر کند!
ماه پر فروغم!دشمن هم از نگاهت خوف داشت و از کمان ابروهایت بیمناک بود و آن هنگام که در هم کشیده می‌شد، اندامش به لرزه و نفسش به شماره می‌افتاد!
از شرر افق نگاهت
برق شمشیرهای سپاه جور و جهل مکدر و کُند می‌گشت!
هنوز نیزه داران چشم هاشان را به چشم تو دوخته‌اند تا مبادا گشوده شود!
ای ماه زیبای شب‌های تار عراق و شامم!
این ساعات و ایام بیش از همه به تابش لطف تو که همیشه در لامع درخشان‌ چشمانت هویدا بود، محتاج‌ترم !
ساعتی چشم به آسمان وجودت دوخته‌ام تا هلال قمرم را روئت نمایم!
افسوس که دست سیاه دشمن، رُخت را به غبار بیالود و روئیت هلال قمرم را از من گرفته است!
ای ماه هستی‌ام!
بر من بتاب که سخت در هجر نگاهت بی‌تابم!
برادرم! ماه شب‌های بی‌قرارم!
با این همه دلتنگی‌ها و حسرت‌ها، حق با توست، برادرم!

بهتر است این روزها حال ما را نبینی ای پسر فاطمه ام‌البنین!
اما سرو رشید علی!
با این دل شوریده چه کنم؟
ای تفسیر همه ادب و وفا! اگر خواهرت بتواند صبر کند، با این کودکان و زنان و برادرزادگانت که نگاهشان را به تو دوخته‌اند تا شاید لختی پلک‌هایت گشوده شود و آنان را غرق فوران نگاه آسمانی‌ات کنی، چه کنم و چه بگویم ؟!

برچسب ها: روز عاشوراحمید احمدی
نوشته قبلی

ندای هل من ناصر ینصرنی

نوشته‌ی بعدی

شهدای کربلا

مرتبط نوشته ها

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی
نهضت حسینی

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی

مذهب شیعه از خلافت معاویه تا قرن چهاردهم
نهضت حسینی

عرفان و آزادى در آینه عاشورا

آرمان ‌شناسى قیام‌ هاى شیعى
نظام ولایت فقیه

بررسی مبانی فقهی ـ کلامی عاشورا و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
نهضت حسینی

حسین بن علی (ع) مظهر عزت

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی
نهضت حسینی

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی
نهضت حسینی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی

نوشته‌ی بعدی
شهدای کربلا

شهدای کربلا

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا