«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، این سخن پیامبر خدا(ص) تنها یک جمله خبری است و هیچ توصیهای در آن وجود ندارد که ولایت علی(ع) را بپذیریم؟
گاهی جملهای از جهت لفظ، «اِخبار» است، ولی از جهت معنا از آن اراده «انشاء» میشود؛ مانند: «تُؤْمِنُونَ باللهِ وَ رَسُولِهِ»،[۱] که «تُؤْمِنُونَ» به معنای فعل امر «آمنوا» است، و پروردگار از این جمله اراده انشاء نموده است.[۲] از اینرو، جمله «مَن کُنتُ مَولاه فهذا عَلِیٌّ مَولاه»، با اینکه خبری بوده، ولی بیانگر آن است که باید ولایت و امامت حضرت علی بن ابیطالب(ع) را پذیرفت و به مفاد آن پایبند بود؛ لذا بعد از این جمله، پیامبر(ص) چنین دعا میکند: «اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ، وَ انصُر مَن نَصَرَهُ، وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه»؛[۳] بار خدایا! با دوست على دوست باش و با دشمن او دشمن؛ هر که او را دوست میدارد، دوستش بدار و هر که او را مبغوض میدارد، مبغوضش بدار و هر که او را یارى میکند، یاریاش کن و هر که او را وامیگذارَد، او را وا گذار!
اگر این تنها یک خبر بود و توصیهای در آن وجود نداشت، چه معنا داشت که پیامبر(ص) بعد از آن به دعا و نفرین بپردازد؟!
بهعلاوه؛ معنا ندارد که انسان عاقلی، مانند پیامبر اکرم(ص) آن جمعیت فراوان را در بیابان سوزان حجاز جمع کند و خبری را اعلام کند که تنها به خودش مرتبط بوده و ارتباطی با مخاطبان ندارد؟!
بنابراین، در درون این جمله خبری، توصیهای نهفته است که باید تحقق پیدا کند و آن تعیّن و پذیرش ولایت و امامت علی بن ابیطالب(ع) میباشد.
[۱]. صف، ۱۱٫
[۲]. صفایى بوشهری، غلامعلى، ترجمه و شرح مغنی الأدیب، ج ۴، ص ۱۳۲، قم، قدس، چاپ هشتم، ۱۳۸۷ش.
[۳]. کوفى، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، ص ۴۵۱، تهران، مؤسسه الطبع و النشر فی وزاره الإرشاد الإسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۰ق؛ ابن عساکر، ابو القاسم علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴۲، ص ۲۱۰، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ أبو الفرج حلبی، على بن ابراهیم، السیره الحلبیه، ج ۳، ص ۳۸۴، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.
http://yon.ir/eUCvr

















هیچ نظری وجود ندارد