۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

گردشگرى در سیره معصومان و ابرار

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

از راههاى ثابت کردن حکم شرعى سیره و رفتار معصومان است. همچنان که اگر پیامبر یا امامان در روایى یا ناروایى چیزى سخن بگویند آن حکم حجت است, اگر معصومان کارى را انجام و یا ترک کنند این رفتار نیز دلیل بر جایز, یا حرام و یا مباح بودن آن کار است. مهم ترین دلیل بر اثبات چیزى به واقعیت پیوستن آن است.۱
و نیز, اگر افراد و یا جامعه اسلامى معاصر معصومان برکارى مداومت داشته باشند و آن کار در دید پیامبر و امامان باشد و آنان ناخشنودى خود را اعلام نکرده باشند و یا سکوت کنند و از سکوت آنان رضا فهمیده شود, آن رفتار موافق شریعت بوده و سکوت معصوم دلیل تایید آن به شمار مى آید; چرا که اگر آن رفتار ناروا مى بود, امامان که حافظان شریعت اند مخالفت خود را با آن آشکار مى ساختند و با دست و زبان با آن مقابله مى کردند; همان گونه که ائمه ناخرسندى خود را در برابر رواج گناهان مردم و حاکمان پنهان نداشته اند.
حال, سیر و سیاحت در سیرت پیامبر و امامان چه جایگاهى داشته است؟
آیا گردشگرى مورد علاقه آنان بوده و سیاحت در زندگى اجتماعى و سیاسى مذهبى آنان وجود داشته است؟
آیا از دیگر سرزمینها نیز گردشگران به سرزمینهاى اسلامى سفر مى کرده اند و ارتباط فرهنگى میان مسلمانان یا دیگران وجود داشته یا خیر؟ و اگر وجود داشته, برخورد جامعه اسلامى با گردشگران چگونه بوده است؟ آیا با آنان چونان بیگانه اى پلید و از راه رسیده اى ناخواسته رفتار مى شده و یا با سیاحان با احترام رفتار مى شده و چون مهمانى از پیش خوانده از آنان پذیرایى مى شده و گردشگران با خاطرى خوش و دلى آکنده از شادکامى حوزه اسلام را ترک مى گفته اند؟
پژوهش در تاریخ روابط اسلام و دیگران, تراجم و… نشان مى دهد گردشگرى در سیرت معصومان جایگاهى بلند داشته و پیشوایان دین سیاحت را روزنه اى براى شناخت بهتر انسان و جهان دانسته اند. سیاحت در فرهنگ اسلامى نه فقط براى دلگشایى و شادى روان که پیوند شنیدن به دیدن و تشریع به تکوین و روبه رو شدن بى واسطه با آفریده ها و رسیدن به ژرفاى حقایق است.
این سخن پیامبر(ص) درباره موسى(ع) چه زیباست:
(شنیدن بسان دیدن نیست. خدا به موسى خبر داد قومت گمراه شدند و او پاره هاى تورات را از دست نیفکند. چون آن را با چشم دید الواح را از دست فرو افکند.)۲
زمین خاستگاه پیامبران و صالحانى است که از بامداد آفریش انسان در میان آنان طلوع کرده اند. دیدن آثار و آشنایى با حوزه رسالتها و امتها انگیزه هایى بود که دین باوران را راهى دیار آنان مى کرد و بر دامنه یقین و باورهاى دینى آنان مى افزود.
دیدن نشانه هاى به جاى مانده جباران وگردنکشانى مانند: فرعون و هامان و نمرود از دیگر هدفهاى گردشگران مسلمان بوده است. کسانى که به فرموده امیرمؤمنان لشکرها ساخته و کاخها بنا کردند و اینک جز نامى زشت و مسکنهایى که از بى کسى جز بوم همنوایى برایشان نمانده, هر رهگذرى را به اندیشه وا مى داشت و بى فرجامى شرک و ستم را به عیان نشان مى داد.۳
بازدید از بستر ظهور اسلام, صحنه هاى نبرد اسلام و کفر, آرامگاه پیامبر و خاندان, از مواردى است که پژوهشگران اسلام را به خود کشانده است. علاقه مندان و دلدادگان از راههاى دور بار سفر مى بستند و با آمدن به این مراکز قدسى سرگذشت اسلام و قرآن را از نزدیک لمس مى کردند و روح و جسم خود را با گذشته خویش پیوند مى دادند و چنین است که واقدى, سیره نویس بزرگ اسلامى, با کوله بارى از مکه به سوى (حُنین) روان بود و مى گفت: (آن خواهم که جایگاه نبرد را از نزدیک ببینم.)۴
دانش پژوهى بخش بزرگى از سیاحتهاى صالحان را به خود ویژه کرده بود. طالبان از دورترین نقاط عالم به مراکز دانش مى آمدند و از این طرف عالمان براى رساندن پیام اسلام راهى مناطق دور دست مى شدند. آنان با رفتن به میان ملتها, شرایط سیاسى و اجتماع و فرهنگ مردم را شناخته و با اطلاع از داده هایى که بدون سیاحت ممکن نبود, پیام دین را در میان مردم منتشر مى ساختند.
الف: سیاحتهاى پیامبر و یاران
افزون بر سفرهایى که پیامبر(ص) پیش از بعثت داشت, پس از بعثت, با انبوه مشکلات و کارهاى سیاسى و اجتماعى, در فرصتهاى به دست آمده, مسلمانان را به گشت و گذار مى برد تا مردم از نزدیک با آفریده هاى خداوند و میراث امتهاى پیشین و رویدادهاى گذشته آشنا شوند و برایمان و باورهاى آنان افزوده گردد. از جمله:
دیدار از وادى حجر: حجر, سرزمین قوم ثمود بود که از تمدن و دنیا بهره هاى شایان برده بودند. خداوند صالح پیامبر را در میانشان برانگیخت. آنان دستور خداوند را نافرمانى کردند و سرانجام عذاب الهى دامنگیرشان شد. اکنون, در یک منزلى وادى القرى در حجاز, آثار بسیارى ازتمدن از میان رفته باستانى وجود دارد که باستان شناسان آن را از بقایاى قوم ثمود شمرده اند.۵
پیامبر در غزوه تبوک به وادى حجر آمد. در آن جا توقف فرمود و شرایط جغرافیایى و تاریخى قوم ثمود را براى یاران یادآورد شد و فرجام شرک و الحاد را به عیان به مؤمنان نشان داد.۶
پیامبر در همین گردشگرى, نشانه هاى بازمانده از صالح پیامبر و جایگاه چشمه اى که ناقه صالح از آن آب مى خورد و جاى فرار شتر بچه را در بالاى کوه به مردم نشان داد. و نیز گور ابى رغال یکى از همدستان ماجراى کشتن شتر صالح را به همراهان نمایاند. مسلمانان از مرکبها به زیر آمدند. در اطراف گور او به جست وجو پرداختند و برخى از نشانه هاى درخاک مانده از روزگار قوم ثمود را در پیرامون گور ابى رغال بر جاى یافتند.۷ جابر بن عبدالله انصارى و عبدالله عمر در این باره گفته اند:
(ما با رسول(ص) به حجر ثمود بگذشتیم. گفت: در سراهاى این ظالمان مشوید, مگر گریان و ترسان; ترس آن که نباید به شما رسد آنچه بدیشان رسید. آن گاه گفت: این قوم صالح پیغمبر بودند. خداى تعالى همه را هلاک کرد. الاّ مردى را که او در حرم خداى تعالى بود.)۸
رخصت سیرو سیاحت به مسلمانان: شرایط آغازین دولت نوپاى پیامبر ایجاب مى کرد مسلمانان در مدینه تمرکز یابند, معارف اسلامى را از زبان پیامبر بیاموزند و از کانون اسلام در برابر تهدید کافران دفاع کنند. مدینه دارالهجره نامیده شد و مسلمانان دستور یافتند از هر سو آهنگ آن کنند. با استوار شدن پایه هاى دین مردم اجازه یافتند براى گردشگرى و یا خواسته هاى دیگر, به مراکز خارج از حوزه حکومت اسلام سفر کنند. در یک مورد پیامبر به یکى از مسلمانان که خواستار سفر به سرزمینى دور از مدینه بود پس از پرسیدن مسائلى از او, فرمود:
(برو در آن سوى دریاها فعالیت کن. خداوند چیزى از کردارت را رها نمى کند و هجرت جایگاهى بزرگ دارد.)۹
ابوبکر نیز یک سال پیش از رحلت پیامبر, با گروهى از دوستان خود, براى پاره اى مقاصد به بُصرى, از توابع شام, که در آن موقع از حوزه اسلام بیرون بود, سفر کرده است.۱۰
سیاحتهاى یاران پیامبر: پس از رحلت پیامبر, با بروز شرایط نوین اجتماعى, دامنه گردشگریها بالا گرفت و جامعه اسلامى بیش از روزگار آن حضرت, نیازمند سفر به آفاق و کرانه ها گشت. برخى انگیزه هاى این گردشگریها چنین است:
سفرهاى آموزشى: سیاحت براى یادگیرى و یاد دهى که از روزهاى آغازین رسالت پیامبر, پایه گذارى شده بود, پس از پیامبر فزونى گرفت. گسترش سرزمینهاى اسلامى, پراکنده شدن یاران و دخل و تصرفهاى نابجا در احادیث سبب مى شد افراد براى تحصیل دانش و یا تبلیغ پیام دین به دور دستها سفر کنند. افراد گاه از مدینه به مصر و از مصر به شام و از بصره به فرغانه رهسپار گردند و با نبود وسائل و امکانات و ناامن بودن راهها رنج سفر را بر خود هموار سازند.
جابربن عبدالله انصارى براى شنیدن حدیثى درباره (مظالم), از عبداللّه بن اُنیس انصارى, یک ماه راه مى پیماید.
ابو ایوب انصارى, براى شنیدن روایتى از عقبه بن عامر, به مصر مى رود و حدیث را مى شنود و بدون این که از مرکب خود بار گشاید به مدینه باز مى گردد.۱۱
شناخت جغرافیاى مناطق نو مسلمان: انگیزه دیگرى که در آن دوره گردشگرى را لازم مى ساخت. مشکلات مناطق جدید بود. قانونها و رسمهاى جدیدى که اسلام براى سرزمینهاى نومسلمان و یا مفتوح العنوه وضع کرده بود, سبب شد افرادى براى شناخت موضوع و اجراى قانونها به آن مناطق سفر کنند. مسائلى چون جزیه, عُشر خراج, صدقه وزکات و… محتاج شناسایى گسترده اراضى, نفوس و آمار اقتصادى و سیاسى معادن و رودهاى آن مناطق بود و بدون سیر و سیاحت در سرزمینهاى جدید اجراى این احکام ممکن نبود از این روى, این مسأله پایه اصلى دانش جغرافیا در اسلام گردید.
دیدار از آثار باستانى: تاکید مکرر قرآن در نگرش به آثار گذشتگان و سیرت پیامبر در دیدار از آثار گذشتگان, سبب گردید صحابه نیز از سرزمینهاى باستانى به صورت فردى و گروهى دیدار کنند و در آن باره به مطالعه بپردازند, از جمله:
دیدار عباده بن صامت از غار اصحاب کهف: عباده, برادرزاده ابوذر از صحابیانى بود که به باستان شناسى و سیاحت بسیار علاقه مند بود. او در ماموریتى که در سال ۱۲ هجرى از جانب ابوبکر به نزد حاکم روم مى رفت, به سرزمینى رسید که کوه اصحاب کهف نامیده مى شد. کنجکاوى او را واداشت درباره آن پژوهش کند. ترسایان او را به شکاف کوهى راهنمایى کردند. عباده به آنان هدایایى داد و از ایشان خواست آثار به جاى مانده از گذشتگان موجود در کوه را به او نشان دهند. آنان عباده را به غارى بردند که در کوه کنده شده بود. او در آن جایگاه جنازه هاى سیزده نفر از گذشتگان را مشاهده کرد.۱۲
عباده در گزارش خود, به شرح, از شکل و شمایل, لباسها و پاى افزارهاى خفتگان غار ارائه داده و گفته:
(از آنان پرسیدم اینان را مى شناسید؟ گفتند: درکتابها خوانده ایم این گروه پیامبرانى بوده اند که چهار صدسال پیش از بعثت عیسى, همزمان مبعوث شده اند.)
عباده, در همین سفر از شگفتیهایى که دیده بود و آثارى که بزرگ روم از گذشتگان به او نشان داده بود, بازگفته است.۱۳
سلمان و حذیفه درایوان کسرى: سلمان, از ایرانیان بود عمر پیموده و کهنسال که سالها در پى حق و حقیقت سیاحت کرد. او در جست وجوى پیامبرى که عیسى خبرش را به یاران داده بود, به شهرهاى گوناگونى سفر کرد و استادان بسیارى را خدمت کرد, تا سرانجام به گمشده خود در مدینه دست یافت. این سیاحتها سلمان را مردى دانا و رأیمند ساخت که سخنانش براى حکومت نوپاى مسلمانان مغتنم بود. رایزنى سلمان در نبرد خندق در پیروزى مسلمانان برنیروهاى قریش موثر افتاد. سلمان پس از اسلام نیز, سیاحت را ترک نکرد. در روزگار فرمانروایى سلمان بر ایران, با یاران , گاه و بیگاه سیاحت مى کرد. کاخهاى شاهان ساسانى از جاهایى بود که سلمان از آن دیدار مى کرد:
(روزى سلمان با حذیفه بن یمان در عرصه ایوان کسرى, پیرامون شگفتیهاى زمان با یکدیگر گفت وگو مى کردند. مردى بیابان نشین از مردمان غامد در آن اطراف شبانى مى کرد. و شبها گوسپندان را در ایوان کسرا جاى مى داد. در ایوان تختى بود از سنگ رخام که کسرا گاه بر آن مى نشست. در آن هنگام گوسپندان بر تخت کسرى فراز آمدند سلمان به حذیفه گفت: شگفت انگیزترین چیزى که از آن سخن به میان رفت, بالا رفتن گوسپندان غامدى بر تخت کسرى است.)۱۴
سعد وقاص نیز از ایوان کسرى دیدن کرده و در آن جا سخنانى در نکوهش دنیا بر زبان رانده است.۱۵
ابو موسى اشعرى نیز پس از پیامبر به وادى حجر سفرکرد. در پیرامون خرابه هاى ثمود و شرایط جغرافیایى آن مطالعه کرد. او خود در این باره گفته:
(چون من به زمین ثمود رسیدم آن راه که ناقه رفتى و باز نتوانستى آمد, بپیمودم شصت گز بود.)۱۶
ب: على(ع) و گردشگرى
على(ع) گردشگرى را مفید و انسان ساز شمرده و کسب دانش و آشنایى با سرزمینها و دوستیابى را از پیامدهاى مثبت سفر شمرده است. در سیره آن جناب سیاحتهاى گوناگونى دیده مى شود که نمایانگر ارج آن جناب به سیاحت درجهان است.
1 . دیدار ایوان کسرى: مدائن, مرکز حکومت ایران بود که شکوه و زیبایى آن زبانزد عرب و عجم بودو تشریفات و تجملات خیره کننده, آن هر تازه واردى را به شگفتى وا مى داشت. مدائن در دوره عمر به دست سپاه اسلام افتاد. پاره شدن نامه پیامبر توسط خسرو پرویز در مدائن و بى اعتنایى زمامداران مسلمان به زر وزیورهاى دنیوى سبب شد که از کاخهاى شاهان مراقبت جدى صورت نگیرد. بلکه کاخ کسرى به همان صورتى که به دست مسلمانان افتاده بود, به روى همگان باز باشد, تا علاوه برنشان دادن حکومت پوشالى ساسانیان, عبرتى براى معاصران و نسلهاى پى آمده باشد. على(ع) در سفر به صفین در عبور از مدائن, به دیدن کاخ کسرى رفت. چندین گزارش از سفر على(ع) به ثبت رسیده است:
(مار ساباطى, نقل کرده است:
(امیرمؤمنان به همراه دلف بن ابى مجیر, در سفر به مدائن به ایوان کسرى آمد. در آن جا نماز خواند. پس از نماز برخاست و به دلف گُفت با من همراهى کن. دلف با جماعتى از مردم ساباط با امام حرکت کردند. امام در رواقها و دالانهاى کاخ کسرى دور مى زد و به دلف از ویژگیهاى آن مناطق و جایگاهها سخن مى گفت: دلف کلام حضرت را تصدیق مى کرد. امام با همراهان همه جایگاهها را گردش کرد و دلف مى گفت: آقاى من. چنان از این جایگاه ها به درستى سخن مى گویى که گویى تو آنها را مکان خود قرارداده اى؟)۱۷
نصربن مزاحم از سفر على(ع) به مدائن چنین گزارش داده است:
(على(ع) در مسیر صفین به ساباط آمد و از آن جا به شهر بهرسیر. مردى از یارانش به نام حریز بن سهم از بنى ربیعه به آثار کسرى مى نگریست و این شعر ابن یعفر تمیمى را برخواند:
جرت الریاح على مکان دیارهم
فکانما کانوا على میعاد
على(ع) به او گفت: چرا این آیات را بر نخواندى:
(کم ترکوا من جنات و عیون و زروع و مقام کریم و نعمه کانوا فیها فاکهین کذلک واورثناها قوما آخرین. فما بکت علیهم السماء والارض و ماکانوا منظرین…)۱۸
(اِن هؤلاء کانوا وارثین فاصبحوا موروثین. لم یشکروا النعمه فسلبوا دنیاهم بالمعصیه. ایاکم و کفران النعم ـ لاتحل بکم النقم.)۱۹
بعد از خود, چه باغها و چشمه سارها برجاى گذاشتند. و کشتزارها و خانه هاى نیکو و نعمتى که در آن غرق شادمانى بودند. بدین سان بودند و ما آن نعمتها را به مردمى دیگر واگذاشتیم. نه آسمان بر آنان گریست ونه زمین و نه به آنان مهلت داده شد.
آنان خود وارث پیشینیان بودند, سپس خود موروث شدند. شکر نعمت نکردند, بر اثر نافرمانى دنیا از دستشان رفت. از ناسپاسى نعمتها بپرهیزید که نکبت دامنگیرتان نشود.)
دیدن از براثا: براثا قریه اى بود قدیمى در غرب بغداد, که آوازه آن به پیش از اسلام مى رسید. براثا پیش از اسلام جایگاه عبادت مؤمنان بوده و بزرگانى چون ابراهیم خلیل و عیسى و مادرش مریم(ع) در آن جایگاه تردد داشته اند.
منابع شیعى و سنى حکایت از آن دارد که على(ع) دربازگشت از نبرد نهروان در سال ۳۷هـ.ق. درنزدیکى براثا در حمامى غسل کرده و در آن نماز خوانده است.۲۰
امام سجاد(ع) در این باره فرموده است:
(حضرت امیر(ع) پس از جنگ با خوارج, با سپاه به این سرزمین آمد. از نام آن سرزمین پرسید. گفتند زوراء. حضرت [با توجه به سابقه اى که از آن درنظر داشت] فرمود: از آن دورى کنید. پس از اندکى راهپیمایى, صومعه اى نمایان شد که راهبى سالها در آن عبادت مى کرد. حضرت پیاده شد. راهب به دیدار امام آمد و گفت: این جایگاه بزرگى است و عیسى و مادرش در این جا نماز گزارده اند. سپس حضرت در نزدیکى آن به کاوش پرداختند با پاى مبارک خاک را کنار زدند چشمه اى آشکار شد. امام گفتند: این همان چشمه مریم است. به فرمان امام پس از هفده زراع خاک را پس زدند سنگ سپیدى نمایان شد. فرمود: این همان سنگى است که مریم عیسى را بر آن نهاد. حضرت به روى سنگ مشغول نماز شد و خیمه خود را بر آن نصب کرد. امام و سپاهیان چهار روز در سرزمین براثا درنگ کردند.)۲۱
در گزارش دیگر آمده که حضرت به راهب گفت:
(ابراهیم خلیل نیز در این جایگاه نماز گزارده است.)۲۲
سفر بـه بـابل: بـابل, یکـى از خاستگاههاى تمدن جهان باستان بوده که سالیان دراز حکومت گران بر بین النهرین و مناطق اطراف این شهر را مرکز حکومت خود قرار داده بوده اند. نمرود, طاغوت معاصر ابراهیم خلیل, در این شهر زندگى مى کرده و ابراهیم مبارزه علیه بت پرستى و ستم را از این نقطه آغاز کرده است. با گذشت هزاران سال هنوز آثار بسیارى از تمدن نابود شده بابل در عراق پا بر جاست و جهانگردان از آن دیدن مى کنند.
على(ع) پس از نبرد نهروان به سرزمین بابل آمد و در آن جا سپاهیان خود را به موقعیت جغرافیایى و سرگذشت ساکنان گذشته آن توجه داد و پایان گناه و فساد را به عیان به رزمندگان همراهش نمایاند.
جویره بن مسهر گوید:
(با امیرمؤمنان(ع) در جنگ نهروان به سرزمین بابل آمدیم. امام از مرکب فرود آمد و گفت:
اى مردم این سرزمین نفرین شده و سه بار در روزگار ویران شده است. یکى از شهرهاى زیر و رو شده که در قرآن از آن یاد شده۲۳ همین سرزمین است. در این زمین بت پرستیده شده و سزاوار پیامبر و وصیِّ او نیست, در آن نماز گزارد. سپس حضرت از آن جا به کنارى رفتند و نماز گزاردند.)۲۴
استفاده از تجربه هاى دیگران: على(ع) به سیر حوادث بشر, تاریخ پیامبران گذشته علاقه مند بود. اخبار آنان را از دانایان پیش از خود مى پرسید.۲۵ امام فرزندش حسن(ع) را به کاوش در رویدادهاى گذشتگان و استفاده از تجربه هاى آنان دعوت کرده است.۲۶ آن حضرت در سیاحتها تلاش مى کرد از تجربه هاى سیاسى و اجتماعى ملتهاى دیگر با خبر گردد و از آن در زندگى استفاده کند. از جمله:
دیدار با نویسنده ویژه انوشیروان: از رخدادهاى سفر على(ع) به نهروان دیدار با نویسنده ویژه انوشیروان پادشاه پرآوازه ساسانى بود. امام با خبر شد یکى از نویسندگان دربارساسانى زنده است و آگاهیهاى سودمندى از تاریخ و سیاست دارد. او را که داراى هوش سرشار, ولى از دیده محروم بود, به نزد امام آوردند. نامش جمیل بود.امام از او پرسید:
(انسان چگونه باید زندگى کند و رفتارش بهتر است چگونه باشد؟
او گفت: بهتر است دوستانش اندک و دشمنانش بسیار باشد.
امام فرمود: سخنى نو مى شنوم. مردم بر این همداستانند که دوستان اگر بیش تر باشند بهتر است.
جمیل گفت: واقعیت برخلاف گمان مردم است. دوستان زمانى که جملگى براى برآوردن نیاز انسان در کوشش اند, به درستى کار را به انجام نمى رسانند. گذشتگان گفته اند: از بسیارى ملاحان کشتى غرق گردد.
امام فرمود: آن را تجربه کرده ام. درست است. فایده بسیارى دشمنان کدام است؟
گفت: دشمنان که بسیار باشند آدمى همواره مواظب خویش است, تا کار او دستاویز آنان قرار نگیرد و از خطر مصون ماند.
امام سخن او را پسندید.)۲۷
ج: سیاحت در سیرت دیگر امامان
در زندگى دیگر امامان نیز, گردشگریهاى ثمربخش و سازنده بسیار دیده مى شود و جامعه اسلامى معاصر آنان از سیر و سفر براى رشد کمالات انسانى و غنى ساختن فرهنگ جامعه بهره مى بردند. از یاوران امام زمان به عنوان (المرابط السیاح)۲۸ مجاهدان جهانگرد یاد شده که نشانگر آن است که حکومت جهان و کارگزارى ملیتها و هماهنگى فرهنگهایى گوناگون آشنایى عمیق با تاریخ و جغرافیا و فرهنگها را ایجاب مى کند و یاران امام با گردش در کرانه هاى جهان خود رابراى خدمت به اسلام آماده مى سازند.
دیدار با علماى ملل ونحل: در روایتى امام صادق(ع) فرموده است: امام حسن مجتبى در زمان حکومت امیرمؤمنان, به خواهش سلطان روم براى تحقیق پیرامون پاره اى مسائل کلامى میان اسلام و مسیحیت به روم سفر کرد. امام در این سیاحت پاره اى از عقاید اسلام را براى ترسایان رومى برشمرد. حاکم روم, پیکره هایى از پیامبران و کشورگشایان گذشته بشریت راکه نیاکان او به یادگار داشتند, به حضرت نشان داد و خواهان شناسایى آنان شد. امام یکایک آن پیکره ها را شناسایى کرد.۲۹ این سفر تاثیر بسیارى در نگرش رومیان نسبت به اسلام علوى به جاى گذاشت.
امام باقر(ع) نیز در زمانى که به فرمان هشام بن عبدالملک از مدینه به شام رفت, از فرصتهاى به دست آمده استفاده فراوان برد و در گوشه و کنار آن سرزمین به گشت وگذار پرداخت.
امام باقر به همراه امام صادق(ع) در آن جا به میان مردم مى رفت و به آنان که سالها از تماس با خاندان رسالت محروم بودند, آگاهى مى بخشید.
روزى امام در میان شامیان نشسته و به پرسشهاى آنان پاسخ مى داد, دید گروهى از ترسایان به سویى در حرکتند.
گفته شد آنان در این کوهسار دانشمند بزرگى دارند که یاران حواریون عیسى را درک کرده است و سالى یک بار به پیش او رفته و مشکلات خود را از او مى پرسند.
امام فرمود: باید به نزد او برویم. سپس حضرت لباسى مانند نصارا پوشید و سررا با لباس خود پوشاند و به طور ناشناس در میان ترسایان بر آن عالم مسیحى وارد شد.

نوشته قبلی

امام‌ حسین‌(ع) از دیدگاه‌ دانشوران‌

نوشته‌ی بعدی

سفر وهابیت به مصر

مرتبط نوشته ها

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور
امام عسکری (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام
شیعه شناسی

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع
ولایت و امامت

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی
نظام ولایت فقیه

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

نظم جدید و قدرت جهانی ایران
ویژه جنگ رمضان

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

سیره اخلاقی امام هادی (ع)
امام هادی (ع)

نامه های امام هادی (ع)

نوشته‌ی بعدی

سفر وهابیت به مصر

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا