یازدهم جمادی الثانی
۱- درگذشت “بدیع الزمان همدانی” ادیب بزرگ شیعه (۳۷۸ هجری قمری)
۲- درگذشت آیت الله ابوالقاسم قمی (۱۳۵۳ هجری قمری)
—
۱- درگذشت “بدیع الزمان همدانی” ادیب بزرگ شیعه (۳۷۸ هجری قمری)
احمد بن حسین بن یحیى بن سعید بن بشر همدانی از اکابر ادبای اسلام و شیعه است.
کلمات او در نهایت فصاحت و بلاغت است و در قوهی حافظه و بدیهه گویى بسیار کم نظیر و عجیب بود.
همدانی در نظم و نثر عربی بسیار ماهر و از مصاحبان صاحب بن عبّاد، عالم بزرگ اسلامی است.
کتاب مقامات او که معروف به مقامات بدیعالزمان است مشهور میباشد.
وی دارای دیوان شعری هم بود و رسائل و مکاتیب او نیز در رسائل بدیع الزمان جمع شده است.
کتاب امالی را هم به او نسبت دادند.
در روز جمعه یازدهم جمادی الاخر سال ۳۷۸ یا ۳۹۸ ه.ق وفات یافته است.
گویند که او سکته کرده بود و مردم گمان کردند که او مُرده است. پس او را دفن نمودند; او در قبر، به هوش آمد و فریاد زد. وقتى قبر را شکافتند، دیدند که دست خود را به ریشش گرفته و از هول قبر وفات نموده است.
—
۲- درگذشت آیت الله ابوالقاسم قمی (۱۳۵۳ هجری قمری)
شیخ ابوالقاسم قمی مشهور به کبیر و خازن الحرم، در شهر قم به دنیا آمد. پدرش ملا محمدتقی قمی خود از علمای وقت شهر قم به حساب میآمد.
شیخ کبیر از همان خردسالی علاقه خود را به علوم دینی نشان داد و تحصیلات ابتدایی را در قم و کاشان و اصفهان نزد اساتید مشهور این سامان آغاز کرد و رفته رفته آگاهی خود را درباره فقه و اصول بالا برد.
سپس در حدود بیست و پنج سالگی به نجف اشرف مشرف شد و از وجود آیات عظام: میرزا خلیل تهرانی نجفی، آخوند ملامحمد کاظم خراسانی و سیدمحمد کاظم یزدی در نجف استفاده برد.
بعد از سالهای متمادی که از درس اساتید بزرگ استفاده کرد بالاخره در سال ۱۳۲۴ ه.ق به قم بازگشت و در این ایام ایشان یکی از علمای مشهور روزگار خود شد و در قم از ایشان بسیار استقبال شد و درس ایشان از درسهای مهم و شلوغ دوران بود.
ضمنا در همین ایام بسیاری از مردم قم و اطراف از این مرد بزرگ تقلید میکردند. همچنین ایشان در مسجد امام حسن عسکری(علیه السلام) به اقامه جماعت نیز مشغول بود.
شیخ ابوالقاسم کبیر قمی از برخی از بزرگان نیز اجازه روایت گرفته که عبارتند از:
میرزا ابوالمعالی کلباسی، میرزا محمد هاشم چهار سوقی اصفهانی، حاج آقا منیرالدین بروجردی اصفهانی، سید محمد علوی بروجردی کاشانی، آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و سید محمد کاظم طباطبایی یزدی.
وی به دلیل مراجعات زیاد مردمی و فعالیتهای اجتماعی کمتر توانسته است تالیفاتی داشته باشد، ولی آنچه نگاشته همگی برجسته میباشند که برخی از آنها عبارتند از:
حاشیه بر کفایه الاصول، حاشیه بر تفسیر صافی ملا محسن فیض کاشانی، رساله علمیه و تصحیح و مقدمه بر جمال الاسبوع سید بن طاوس.
این عالم برجسته دارای شاگردان زیادی بوده است که همگی از عالمان و برجستگان شده و دارای وجاهت خاصی بودهاند که به برخی از شاگردان ایشان عبارتند ازآقایان:
امام خمینی، موسوی گلپایگانی، حاج میرزا محمد فیض قمی، حاج سید احمد شبیری زنجانی، ملا علی همدانی، میرزا عبداللّه چهلستونی تهرانی، میرزا محمود روحانی قمی، میرزا ابوالفضل زاهدی قمی، حاج سید مصطفی صفایی خوانساری، شیخ مهدی حرم پناهی قمی، میرزا محمد تقی اشراقی قمی، شیخ عبدالهادی حاج آخوند قمی، حاج سید محمد علوی قزوینی، حاج آقا ضیاء استر آبادی تهرانی، شیخ محمد حسین ناصر الشریعه قمی، شیخ محمد حسن آقا نجفی قمی و بسیاری از بزرگان دیگر…
ایشان در سهم امام(علیه السلام) تصرّف نمیکرد و بر این عقیده بود که اموراتش باید به غیر سهم بگذرد. زندگی کاملا بی آلایشی داشت، حتی خادمی نداشت که به کارهای بیرونی او برسد و ایشان تمام کارهایش را از خرید خانه، آب آوردن و دیگر امور، خود انجام میداد.
یکی از ویژگی های وی احترام و اکرام سادات بود. چنانچه منقول است همسر ایشان از سادات بود و فوق العاده مورد احترام ایشان، به گونهای که خود از نان جو استفاده میکرد، ولی مقیّد بود برای او نان گندم تهیه کند.
نقل شده است که در مجلسی که حاج شیخ عبدالکریم حائری حضور نداشته، واعظی در منبر نام مرحوم کبیر را به عنوان حضرت آیت الله برد، بیدرنگ آقای شیخ ابوالقاسم به واعظ رو کرد و گفت: آیتالله، آقای شیخ عبدالکریم است، و دیگر به من آیت الله نگویید.
سرانجام این عالم بزرگوار و وارسته در یازدهم جمادیالثانی سال ۱۳۵۳ هجری قمری در شهر مقدس قم از دنیا رفت و در قسمت بالاسر حضرت معصومه(سلام الله علیها) به خاک سپرده شد.

















هیچ نظری وجود ندارد