آیا علمای زیدیه به حدیث غدیر اشاره دارند؟
حدیث غدیر در آثار بزرگان زیدیه آمده که می توان به برخی از ایشان اشاره کرد:
زید بن علی(علیه السلام) :
زید بن علی (علیه السلام) در کتاب تفسیر غریب القرآن[۴] در توضیح آیه تبلیغ “ای رسول، آنچه را که از پروردگارت به تو نازل شده، برسان. اگر انجام ندهی، رسالت او را تبلیغ نکردهای وخداوند تو را از مردم حفظ میکند”[۵] میگوید که این آیه به طور خاص در شأن علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.[۶] همچنین او در توضیح آیه “و برای هر یک موالی قرار دادیم”[۷] ۷ معنا برای کلمه مولی ذکر کرده است که یکی از آنها “ولی” (سرپرست) است.[۸]
قاسم بن ابراهیم رسی:
قاسم بن ابراهیم رسی از امامان و بنیانگذاران تفکر و معارف زیدیه است که در سال ۱۶۹ق (۷۸۵م) در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر او ابراهیم طباطبا از نوادگان امام حسن (علیه السلام) بود[۹].
قاسم رسی در رساله تثبیت الامامه در پی ارائه ادله برای اثبات امامت امامان اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است. او در این رابطه به آیات مختلف قرآن کریم و احادیث متعدد نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) اشاره میکند که حدیث غدیر نیز جزء آنهاست. او در بخش “معجزات الأنبیاء” حدیث غدیر را ذکر کرده و آن را از اقوال مشهور و معلوم پیامبر دانسته است.[۱۰]
قاسم بن ابراهیم رسی در رسالهای به نام الامامه نیز در پاسخ به سؤال “بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امام مفترض الطاعه کیست؟” همراه با آیات متعددی از قرآن کریم، به حدیث غدیر نیز تمسک جسته است.[۱۵]
ب) هادی الی الحق یحیی بن حسین بن قاسم رسی:
یحیی بن حسین بن قاسم رسی ملقب به الهادی الی الحق در سال ۲۴۵ق در شهر مدینه دیده به جهان گشود. او یک سال از عمر پدر بزرگش قاسم بن ابراهیم رسی را درک کرد.
هادی الی الحق در کتاب تثبیت الامامه امامه امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)[۱۹] آورده است که ابوبکر بعد از بیعت مردم، به پیشنهاد عمر بن خطاب نامهای به اسامه ابن زید نوشت و از او و همراهانش خواست تا به مدینه برگردند و با او بیعت کنند. اسامه در پاسخ به نامه ابوبکر به او اعتراض نموده و جریان غدیر خم را یادآور شد.[۲۰]
دومین کتابی که هادی الی الحق در آن به غدیر پرداخته، کتاب اصول الدین عقیده اهل البیت الطاهرین[۲۱] میباشد. نویسنده در بخش امامت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) دلایلی بر آنکه علی (علیه السلام) بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) برترین فرد امت بوده، ذکر میکند. او در این رابطه حدیث غدیر را ذکر کرده و آن را از سخنان مشهور و معلوم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حساب آورده است.[۲۲]
هادی الی الحق در اثر سومی به نام کتاب فیه معرفه الله عزوجل من العدل والتوحید و تصدیق الوعد و الوعید و اثبات النبوه و الإمامه فی النبی و آله علیهم السلام[۲۳] در بخش امامت علی (علیه السلام) بحث غدیر را پیش کشیده و آن را به طور مرسل نقل کرده است.[۲۴]
وی همچنین در مقدمه کتاب الأحکام فی الحلال و الحرام[۲۵] که مطالبی در فضیلت اهل بیت (علیهم السلام) نوشته و برخی آیات و روایات در این مورد را توضیح داده، به شرح حادثه غدیر نیز پرداخته است.[۲۶]
ج) فرات بن ابراهیم کوفی :
ابوالقاسم فرات بن ابراهیم بن فرات کوفی از علمای بزرگ زیدی در قرن سوم است که در شهر کوفه زندگی کرده است. اگر چه منابع تاریخی و رجالی اطلاع چندانی از زندگانی او ندارند، ولی همانطور که محقق تفسیر فرات کوفی نیز نوشته است،[۲۷] با توجه به تفسیر قرآنی که از وی باقی مانده، میتوان او را شیعه زیدی به حساب آورد. به طوری که در این کتاب نصی در مورد امامان دوازدهگانه وجود ندارد ولی در مقابل، روایاتی از زید نقل شده که عصمت را به پنج تن از اهل بیت (علیهم السلام) منحصر میکند[۲۸] و معتقد است که غیر از امامان علی (علیه السلام)، حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) هیچ شخص معینی امام مفترض الطاعه نیست[۲۹].
الف) محمد بن سلیمان کوفی :
محمد بن سلیمان کوفی از علمای زیدیه و صاحب کتاب مناقب الامام امیر المومنین (علیه السلام) است. ابن ابی الرجال او را به عنوان علامه و سید علماء، فاضل، محدث، جامع کلمات ربانی و حافظ اسلام معرفی میکند.[۳۵] در مورد زندگانی او اطلاع چندانی در دست نیست، ولی با توجه به مشایخ و راویانش، سال وفات او حدود ۳۰۰ق تخمین زده میشود. محمد بن سلیمان کوفی از عراق به یمن مهاجرت نموده و در خدمت هادی الی الحق و فرزندش ناصر مقام قضاوت را بر عهده گرفته است. او از شاگردان محمد بن منصور مرادی، از علمای بنام زیدی عراق نیز بوده است.[۳۶]
محمد بن سلیمان کوفی در کتاب مناقب الامام امیر المومنین (علیه السلام)[۳۷] در بابهای “آیه الیوم اکملت لکم دینکم”، “بیعه الغدیر بروایه ابی سعید الخدری”، “قوله یوم الغدیر: الحمدلله علی اکمال الدین…”، “حدیث الغدیر بروایه البراء وسعد”، “حدیث الخلافه بروایه حذیفه و عمران…”، “باب من کنت مولاه فعلی مولاه”، “عمر: هذا مولای و مولی کل مؤمن”، “من اتبع ولایه علی احبه الله”، “خروج رسول الله حاملا الحسنین و قوله…”، “قصه بریده ایضا…”، “حدیث الوصایه بروایه سلمان”، “باب ذکر رد الشمس” و غیره از غدیر سخن به میان آورده است.
ب) مرتضی لدین الله محمد بن الهادی :
مرتضی لدین الله محمد فرزند هادی الی الحق است که از امامان زیدی به شمار میرود. او در سال ۲۷۸ق چشم به جهان گشود و تحت تربیت پدرش هادی الی الحق، مؤسس دولت زیدیه در یمن پرورش یافت، از او و عموهایش علم و معرفت یاد گرفت. بعد از وفات پدرش، زیدیان یمن با او بیعت کردند.
محمد بن یحیی علاوه بر مجاهدتهای سیاسی و نظامی، آثار متعدد علمی نیز تألیف کرده است که کتابهای تفسیر القرآن، الاصول، الایضاح، النبوه، التوبه، فضائل امیر المؤمنین (علیه السلام)، الرد علی القرامطه و غیره از آن جملهاند. مرتضی لدین الله در سال ۳۱۰ق در ۳۲ سالگی رحلت کرد.[۴۰]
مرتضی لدین الله در کتاب الاصول بخشی را به نام “فضیلت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)” نوشته و حدیث غدیر را ذکر کرده است.[۴۱]
ج) ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید معروف به ابن عقده کوفی :
احمد بن محمد بن سعید بن عبد الرحمن بن ابراهیم بن زیاد بن عبدالله بن عجلان معروف به ابن عقده کوفی از محدثان نامدار زیدی است که در سال ۲۴۹ق در شهر کوفه به دنیا آمد. عقده لقب پدر او بود که در علم ادبیات عربی و قرآن شهرت داشت. ابن عقده از حافظه قوی برخوردار بود و در زمان خود کسی حافظتر از او نبود. گفتهاند که او حافظ سیصد هزار حدیث از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) بود. رجال و تراجمنویسان شیعه و سنی عمدتا ابن عقده را ستوده و به علم و امانتداری او در حفظ روایات اذعان کردهاند. ابن عقده در حیات خود آثار زیادی تألیف کرده است که متأسفانه به دست ما نرسیده و مفقود شدهاند. کتاب التاریخ، کتاب الرجال، کتاب فضل الکوفه، کتاب الطائر، کتاب الشوری، کتاب الآداب، کتاب صلح الحسن (علیه السلام) و معاویه، کتاب الغیبه، کتاب الدلائل، کتاب تفسیر القرآن و … از این قبیل است. ابن عقده در سال ۳۳۲ یا ۳۳۳ق از دنیا رفت.[۴۲]
به نوشته رجالنویسان، ابن عقده کتابی در مورد طرق حدیث غدیر داشته است. برخی نام آن را کتاب الولایه، برخی کتاب الموالاه، برخی حدیث الولایه و برخی الولایه و من روی غدیر خم ذکر کردهاند.[۴۳] این کتاب نیز همانند بقیه آثار ابن عقده مفقود گشته است. ولی اخیرا گزارشهایی از آن از لابه لای کتب دیگر استخراج و تا حدی بازسازی شده است.
د) احمد بن موسی طبری :
بنابر احتمال قوی، احمد بن موسی طبری مکنی به ابوالحسین در سال ۲۶۸ق به دنیا آمده و در سال ۳۴۰ق وفات یافته است. ابن ابی الرجال او را به عنوان علامه شیعه، فقیه ربانی، مجاهد و حافظ سنن معرفی میکند.
او در جوانی از طبرستان ایران به یمن هجرت کرده و در رکاب هادی الی الحق به جهاد و مبارزه با دشمنان او پرداخت. احمد بن موسی طبری در حیات خود مناظراتی با مخالفان داشته است.[۴۶] تنها دو اثر منتسب به او به ما رسیده است که در هر دو از واقعه غدیر یاد کرده است. آن دو اثر عبارتند از مجالس الطبری و المنیر.
احمد بن موسی طبری در کتاب مجالس الطبری[۴۷] در بخش “مجلس در باره کسی که آیهای از کتاب خدا را انکار کند” که شامل گفتگو با ابومیمون بن سله و محمد بن ابی کثیر است، نوشته است: “به محمد بن ابی کثیر گفتم: “ای ابوعبدالله، آیا هر که حدیثی از احادیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را که همه در آن اجماع کردند، انکار نماید مانند کسی نیست که همه آوردههای رسول خدا را انکار کرده؟” گفت چنین است. گفتم: “پس در باره روز غدیر و کلام پیامبر در آن به همه حضار رأیت چیست؟ همان که فرمود: “هر که من مولایش بودم، علی مولای اوست. خداوندا، دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار، خوارکنندگانش را خوار کن و یاری کنندگانش را یاری رسان”. سپس فرمود: “شاهدان به غائبان برسانند”.
گفت: ای ابوالحسین، آنان گفتند: روز غدیر به خاطر زید بن حارثه بود![۴۸]
حدیث غدیر در بخش “مجلسی در باره امامت” که شامل گفتگوی نویسنده با یکی از بزرگان شهر صنعا است، نیز آمده است.[۴۹]
کتاب المنیر اثری دیگر از احمد بن موسی طبری است که در معارف اسلامی طبق مذهب و مبانی هادی الی الحق یحیی بن حسین به تحریر درآمده است[۵۰].
به نوشته مؤلف در این کتاب، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در پی نزول آیه تبلیغ[۵۱] در ماه ذی الحجه هنگام بازگشت از حجه الوداع حدیث غدیر را ایراد فرمود. نویسنده معتقد است که جمله “آیا من نسبت به شما از خودتان اولی نیستم؟” دلالت میکند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) همان ولایت را که خداوند در آیه “پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان اولی است”[۵۲] قصد کرده، اراده نموده است. خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد تا به مردم اعلام نماید که آن ولایتی که بر مردم داشته به جانشینش علی (علیه السلام) واگذار میشود تا آنچه را که برای او قائل بودند، به جانشین نیز قائل شوند، با اوامرش مخالفت نکنند، حکمش را زیر پا نگذارند، بر او پیشی نگیرند و در امر و نهیش با او مخالفت ننمایند.[۵۳]
احمد بن موسی طبری در بخش بعدی تحت عنوان “نادرست بودن رأی آنکه میگوید حدیث ولایت به خاطر زید بن حارثه بود”، این قول را مردود دانسته و همراه چند دلیل متذکر میشود که به اجماع مردم، زید بن حارثه ۳ سال قبل از حادثه غدیر در شام در موته کشته شده بود.[۵۴] در آخر بخش نامبرده آمده است که خوارج حدیث “هر که من مولایش بودم، علی مولای اوست” را انکار میکنند و میگویند که ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، معاویه و ذو الثدیه نسبت به مقام پیامبر (صلی الله علیه و آله) از علی (علیه السلام) شایستهتر و مستحقتر بودند.[۵۵]
نویسنده در بخش “جانشینی و منقطع نبودن حجتهای خدا” بر جانشینی علی بن ابی طالب (علیه السلام) تأکید نموده و برای اثبات این مسأله علاوه بر دلایل دیگر به حدیث غدیر نیز تمسک میجوید.[۵۶]
هـ) قاسم بن علی عیانی :
منصور بالله قاسم بن علی عیانی از نوادگان قاسم بن ابراهیم رسی و از ائمه زیدیه یمن در قرن چهارم است. او در سال ۳۱۰ق در خثعم در شمال یمن متولد شد. قاسم بن علی بعدها دعوت مصرانه یمنیها را پذیرفت و به آنجا رفته امامت آن دیار را بر عهده گرفت.
قاسم بن علی آثار متعددی تألیف کرده است که اجوبه المسائل، الادله من القرآن علی توحید الله تعالی، التثبیت و الدلاله، الرد علی الرافضه و ذم الاهواء از آنهاست. او در سال ۳۹۳ق در ۸۳ سالگی از دنیا رفت.[۵۷]
قاسم بن علی عیانی در رساله الی حمیر به غدیر پرداخته است. از حمیر نامههایی به او رسید، او نیز به آنان نامه نوشت و نامهای دیگری را به آن پیوست نمود. در نامه دوم مطالبی در باره فضایل امام علی (علیه السلام)، از جمله حدیث غدیر نیز ذکر شده است.[۵۸]
پانویس
وی در کتاب دومی به نام ذم الاهواء و الوهوم[۵۹] نیز ضمن نقل خطبهای از امام حسن (علیه السلام) حدیث غدیر را آورده است.[۶۰]
[۴] این کتاب در واقع، توضیح برخی واژهها، عبارات و آیات سورههای قرآن کریم است که مطالب مخصوص هر سوره به طور جداگانه ذکر شده است. این کتاب تا به حال توسط محمد جواد حسینی جلالی و حسن محمد تقی حکیم به طور جداگانه تحقیق شده و به چاپ رسیده است. اگر چه در تألیف یا املای این کتاب توسط زید شک و تردید امکان دارد، ولی علمای زیدیه نسبت آن به زید را درست تلقی کرده و قبول دارند.
[۵] یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من الناس: مائده/۶۷٫
[۶] زید بن علی، تفسیر غریب القرآن،تحقیق حسن محمد تقی حکیم، چاپ اول،الدار العالمیه،بیروت۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م، ص۱۲۹٫
[۷]و لکل جعلنا موالی: نساء/۳۳٫
[۸] زید بن علی، ص۱۱۸٫
[۹] قاسم بن ابراهیم در علوم مختلف دینی و ادبی متبحر بود. او بعد از قیام و کشته شدن برادرش محمد بن ابراهیم در سال ۱۹۹ق دعوت خود را آغاز کرد، ولی بعدا به خاطر مشکلاتی که به وجود آمد، فعالیت خود را به طور مخفیانه ادامه داد و در حوزه علمی و فرهنگی آثار زیادی از خود بر جای گذاشت. قاسم رسی در سال ۲۴۶ق در ۷۷ سالگی در کوه سیاهی به نام رس در نزدیکی ذو الحلیفه وفات یافت. کتب و رسائل زیادی از جمله، الاصول الخمسه، اصول العدل و التوحید، تثبیت الامامه، تفسیر القرآن، الرد علی الزندیق ابن المقفع، الکامل المنیر فی اثبات ولایه امیر المؤمنین (ع) والرد علی الخوارج، المسترشد و غیره از قاسم رسی به یادگار مانده است که در شکلگیری اندیشه زیدیه نقش بسیار مهمی داشتهاند. برای اطلاع بیشتر از آثار قاسم رسی ر.ک: موسوی نژاد، سید علی، تراث الزیدیه، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، قم ۱۳۸۴ش/۲۰۰۵م، ص ۴۷-۵۱٫
[۱۰] رسی، قاسم بن ابراهیم، مجموع کتب و رسائل الامام القاسم بن ابراهیم الرسی، تحقیق عبدالکریم احمد جدبان، ۲ جلد، دار الحکمه الیمانیه، چاپ اول، صنعاء ۱۴۲۲ق/۲۰۰۱م، ج ۲، ص ۱۴۷-۱۴۸؛ رسی، قاسم بن ابراهیم، تثبیت الامامه لأهل بیت النبی، تحقیق صالح الوردانی، الهدف، قاهره، بی تا، ص۵۵٫
















هیچ نظری وجود ندارد