فضایل امام صادق از دیدگاه اهل سنت
فضایل امام صادق از دیدگاه اهل سنت
مالک بن انس
وی فقیه معروف مدینه و امام مذهب مالکی، از مذاهب چهارگانه اهل سنت، و مؤلف کتاب «الموطأ فی الفقه الاحمدی» است که اساس مذهب مالکی و یکی از صحاح ستّه اهل سنت است.
او درباره امام صادق مینویسد:
«جعفر بن محمّد اختلفت الیه زماناً فما کنت أراه الّا علی احدی ثلاث خصال:
اما مصلٍّ و اما صائم و اما یقرأ القرآن[۱] و ما رأت عینٌ و لا سمعت اذن و لا خطر علی قلب بشرٍ افضل من جعفر بن محمّد الصّادق علماً و عباده و ورعاً[۲]
ترجمه: «مدتی نزد جعفر بن محمّد رفت و آمد میکردم. او را پیوسته در یکی از این سه حالت دیدم، یا در حال «نماز» بود و یا در حال «روزه» و یا در حال «قرائت قرآن».
در ادامه مینویسد: مردی افضل و برتر از جعفر بن محمّد صادق از نظر علم و عبادت و تقوا هرگز چشمی ندیده است و گوشی نشنیده است و به قلبی هم خطور نکرده است».
گویند وقتی که انس احادیثی از امام صادق ، نقل میکرد، میگفت: موثق ترین و معتبرترین مردم جعفر بن محمد به من فرمود.[۳]
ابوحنیفه؛ نعمان بن ثابت کوفی (۸۰-۱۵۰ هـ ق)
ابوحنیفه معروف به امام اعظم و امام مذهب حنفی، یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت، درباره امام صادق چنین میگوید:
«ما رأیت افقه من جعفر بن محمّد لما اقدمه المنصور بعث الی فقال: یا ابا حنیفه انّ النّاس قد افتتنوا بجعفر بن محمّد فهیئی له من المسائل الشداد فهبّأت له اربعین مسأله ثم بعث الی ابو بجعفر و هو بالحیره فاتیته فدخلت علیه و جعفر بن محمّد جالس عن یمینه فلمّا ابصرت به دخلتنی من الهیبه لجعفر بن محمّد الصادق مالم یدخلنی لابی جعفر…[۴]
ترجمه: «من هرگز فقیه تر از جعفر بن محمّد ندیده ام؛ چون «منصور» خلیفه عباسی دنبال من فرستاد و گفت: مردم به جعفر بن محمد علاقه مند شده اند. میل دارم برای او مسائلی طرح کنی که بسیار مشکل باشد. من هم چهل مسأله از مسائل مشکل را جمع آوری کردم. منصور، که در حیرت بود، به دنبال من فرستاد. نزد او رفتم و داخل مسجد شدم. دیدم جعفر بن محمّد طرف راست او نشسته است، وقتی نظرم به او افتاد، هیبت جعفر بن محمّد بیش از منصور وجودم را فراگرفت، سلام کردم.
منصور محلی را به «من» نشان داد و «من» نشستم، سپس رو به جعفر بن محمد کرد و گفت:
یا اباعبدالله! این مرد «ابوحنیفه» است.
جعفر بن محمّد فرمود: بلی! او را میشناسم.
سپس منصور به من گفت: ای ابوحنیفه! از مسائلی که داری بر ابوعبدالله عرض کن.
من یک یک آن مسائل را طرح کردم و او جواب میداد و میگفت: شما در این مسأله این طور میگویید و اهل مدینه این طور و ما این طور میگوییم و در بعضی از مسائل ممکن است تابع شما و و در بعضی دیگر نظر اهل مدینه را بپذیریم و احیاناً ممکن است، مخالف نظر یکی از شما و اهل مدینه یا هر دو شویم. من تمام آن چهل مسأله را طرح کردم و حتی یکی از آنها را بدون جواب نگذارد.
ثمّ قال ابوحنیفه: السنا روینا أن أعلم النّاس اعلمهم باختلاف الناس؟
سپس ابوحنیفه گفت: مگر نه آن است که هر کس به اختلاف آرای مردم آگاهتر است، اعلم مردم است؟
ابوحنیفه میگوید:
«لو لا السنتان لهلک نعمان»؛
«اگر آن دو سال نبود، نعمان هلاک میشد».
آلوسی میگوید: این امام اعظم ابوحنیفه است که افتخار میکند و با زبان فصیح میگوید: اگر آن دو سالی که در خدمت امام جعفر بن محمد نشستم، نبود نعمان بن ثابت، هلاک میشد».[۵]
عبدالکریم بن ابی العوجاء (مقتول ۱۵۵)
ابن ابی العوجاء از زنادقه و ملاحده عرب زمان امام صادق و از شاگردان «حسن بصری» درباره امام صادق میگوید:
«ما هذا ببشر و ان کان فی الدینا روحانی یتجسد اذا شاء و یتروح اذا شاء فهو هذا و اشار الی الصادق.[۶]
ترجمه: «اگر در دنیا کسی وجود داشته باشد که بتواند هر وقت خواست در قالب جسد و هر وقت خواست در قالب روح جلوه کند او این مرد یعنی امام صادق است، این امام صادق بشر نیست».
عمرو بن ابی المقدام
وی میگوید: «کنت اذا نظرت الی جعفر بن محمّد علمت انّه من سلاله النبیین».[۷]
ترجمه: «هرگاه به محمّد بن جعفر مینگریستم یقین پیدا میکردم که او از نسل پیامبران است».
سفیان بن سعید الثوری (متوفی ۹۱۶۱ هـ)
به گفته ابن خلّکان، «سفیان» در حدیث و علوم دیگر امام و پیشوا بوده و تمامی اهل سنت به دیانت، ورع، زهد و وثاقت وی متفق هستند.[۸]
او از اهالی کوفه و مردی صوفی و عامی بود. وی درباره امام صادق میگوید:
«دخلت علی جعفر بن محمّد فقال لی: یا سفیان اذا کثرت همومک فأکثر من لا حول و لاقوه الا با الله العلی العظیم. و اذا تدارکت علیک النّعم فأکثر من الحمدلله و اذا ابطأعنک الرّزق فأکثر من الاستغفار»[۹]
ترجمه: «به خدمت جعفر بن محمّد شرفیاب شدم به من فرمود: ای سفیان! هنگامی که حزن و اندوه دامنگیر تو شد، «لا حول و لاقوه الا با الله العلی العظیم» را زیاد بگو و اگر نعمت زیاد برایت فراهم شد ذکر «الحمدلله» را زیاد کن و اگر روزیت به تأخیر افتاد زیاد استغفار کن».
ابن حجر عسقلانی (۷۳۳-۸۸۲ هـ)
وی در مورد امام جعفر صادق مینویسد:
«جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب فقیه صدوق»[۱۰]
ترجمه: «جعفر بن محمّد فقیه بسیار راستگو بود».
منصور دوانیقی
وی دومین خلیفه عباسی است. درباره امام صادق گفت:
«ان جعفراً کان ممن قال الله فیه «ثم اورثنا الکتاب الّذین اصطفیناه من عبادنا» و کان ممن اصطفاه الله و کان من السابقین فی الخیرات و انه لیس من اهل بیت الا و فیهم محدث و ان جعفر بن محمّد محدثنا الیوم»[۱۱]
ترجمه: «جعفر بن محمّد (امام صادق) از کسانی است که خداوند درباره او فرمود: «سپس این کتاب آسمانی را به گروهی از بندگان برگزیده خود میراث دادیم».
او از کسانی است که خداوند او را برگزید و از سبقت گیرندگان در امور خیر است و در هر دوره از خاندان نبوت حتماً یک محدث باید باشد و جعفر بن محمّد محدث زمان ماست. وقتی که با امام صحبت میکرد، میگفت: ای ابا عبدالله! ما همیشه از دریای علم تو توشه بر میگیریم و به سوی تو میآییم و چون نزدیک تر میشویم از کوری و بی بصیرتی خارج شده و تاریکیهای ما به نور تو روشن میگردد».
عبدالرحمن بن الجوزی (متوفی ۵۹۷ هـ)
مفسر، واعظ، محدث، حافظ و علامه عصر، و امام وقت خود، درباره امام صادق چنین میگوید:
«جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین کان مشغولاً بالعباده عن حبّ الریاسه».[۱۲]
ترجمه: «جعفر بن محمّد به دلیل اشتغال به عباد، حبّ ریاست را به فراموش سپرده بود».
ابن حجر هیثمی (متوفی ۹۷۳ هـ)
وی مفتی حجاز و فقیه شافعی و مؤلف «الصواعق المحرقه» است.
در مورد امام جعفر صادق چنین مینویسد:
«افضلهم و اکملهم جعفر الصادق و من ثمّ کان خلیفته (ای الباقر) و وصیه و نقل الناس عنه من العلوم ما سارت به الرکبان و انتشر صیته فی جمیع البلدان روی عنه الائمه الا اکابر.[۱۳]
ترجمه: «افضل و اکمل فرزندان امام باقر، جعفر صادق است و لذا جانشین و وصی او بود. مردم به اندازهای از وی علوم نقل کردند که در تمام نقاط دنیا منتشر شد و شهرتش سراسر جهان را فراگرفت».
عمر بن بحرالجاحظ (متوفی ۲۵۵ هـ)
یکی از دانشمندان مشهور اهل سنت در قرن سوم است. وی در مورد شخصیت امام صادق مینویسد:
جعفر بن محمّد الّذی ملاء الدّنیا علمه و فقهه و یقال: انّ ابا حنیفه من تلامذته و کذلک سفیان الثوری، و حسبک بهما فی هذا الباب.[۱۴]
ترجمه: «جعفر بن محمد، کسی است که علم و فقه او دنیا را پر کرده است و گفته میشود که ابو حنیفه و همچنین سفیان ثوری از شاگردان او بودند و تلمذ این دو تن در اثبات عظمت علمی او کافی است».
احمد بن محمّد ابن ابراهیم ابن خلکان (متوفی ۶۸۱ هـ)
وی از مشاهیر، مورخین، قضات و از علمای نامی قرن هفتم هجری و مؤلف کتاب «وفیات الاعیان» است. درباره امام صادق مینویسد:
«ابو عبدالله جعفر بن محمّد الباقر بن علی بن العابدین بن الحسین بن علی بن ابیطالب «رضی الله عنهم اجمعین»، احد الائمه الاثنی عشر علی مذهب الامامیه و کان من سادات آل البیت و لقب با الصادق لصدقه و فضله اشهر من أن یذکر و کان تلمیذه ابو موسی جابر بن حیان الصوفی الطرطوسی قد الف کتاباً یشتمل علی الف ورقه تتضمن رسائل جعفر الصادق و هی خمسمأه رساله.[۱۵]
ترجمه: «او یکی از امامان دوازده گانه در مذهب امامیه و از بزرگان اهل بیت رسول خداست و از آن جهت به او صادق میگفتند که در گفتارش صادق بود و فضل و بزرگواری او مشهورتر از آن است که به بیان آید. «ابو موسی جابر بن حیان طرطوسی» شاگرد او بود.
«جابر بن حیان» کتابی تألیف کرده است مشتمل بر هزار ورق و پانصد رساله و این رسالهها از تعلیمات جعفر بن محمّد صادق بود».
محمّد بن ابی القاسم عبدالکریم بن احمد شهرستانی
وی از مشاهیر فقها و متکلمین اشعری و مؤلف کتاب معروف «الملل و النحل» است.
در مورد امام صادق مینویسد:
«جعفر بن محمد الصادق هو ذو علم عزیز و ادب کامل فی الحکمه و زهد فی الدنیا و ورع تام عن الشهوات و قد اقام بالمدینه مده یفید الشیعه المنتمین الیه و یقبض علی الموالین له اسرار العلوم، ثم دخل العراق و اقام بها مده، ما تعرّض للامامه قطّ و لا نازع فی الخلافه احداً و من غرق فی بحر المعرفه لم یقع فی شطّ و من تعلّا الی ذروه الحقیقه لم یخف من خط.[۱۶]
ترجمه: «دانش و آگاهی او در فرهنگ و مذهب فوق العاده زیاد و اطلاعات وسیعی درباره مسائل حکمت داشت و از پرهیزگاری عظیمی برخوردار بود و از شهوات و هوسرانیها پرهیز داشت.
او مدت زیادی در مدینه اقامت گزید و به شیعیان، که از او پیروی میکردند، بهره زیادی رسانید و دوستانش را از سر چشمه علوم غیبی خود بهره مند ساخت.
پس از آن رهسپار عراق شد و مدتی در آنجا اقامت گزید و با هیچ کس در امر امامت و خلافت به نزاع برنخواست».
دکتر احمد امین نصری (معاصر)
وی مؤلف «ظهر الاسلام» است و مینویسد:
«الامام جعفر الصادق، فانه کان من اوسع الناس علماً و کلاماً عاش من سنه ۸۳ الی سنه ۱۴۸ هـ و قد لقب بالصّادق لصدقه…»[۱۷]
ترجمه: «امام جعفر صادق وسعت علم و اطلاعاتش در میان مردم بی نظیر بود.
از سال ۸۳ تا سال ۱۴۸ هـ.ق زندگی کرد و به خاطر صدقش به «صادق» ملقب بود».
السید محمّد صادق
وی استاد دانشکده ادبیات دانشگاه «قاهره» است و میگوید:
«کان بیت جعفر الصادق کالجامعه یزدان علی الدوام بالعلماء الکبار فی الحدیث و التفسیر و الحکمه و الکلام، فکان یحضر مجلس در سه فی اغلب الاوقات الفان و بعض الاحیان اربعه الاف من العماء المشهورین و قد الّف تلامیذه من جمیع الاحادیث و الدروس التی کانوا یتلقونها فی مجلسه مجموعه من الکتب تعد بمثابه دائره المعارف للمذهب الشیعی أو الجعفری.[۱۸]
ترجمه: «بیت امام صادق مثل دانشگاه دائماً از بزرگان و علماء در رشتههای مختلف علوم چون حدیث، تفسیر، حکمت و کلام پُر بود و در مجلس درسش بیشتر اوقات دو هزار نفر و گاهی چهار نفر از علمای مشهور حاضر میشدند.
شاگردان تمام دروس و احادیث او را در مجموعهای از کتب جمع آوری کرده اند که به مثابه دائره المعارف برای مذهب شیعه، مذهب جعفری، به شمار میآید».
دکتر کامل مصطفی شیبی (معاصر)
وی دارای مدرک دکترا در فلسفه از دانشگاه کمبریج انگلستان، و استاد دانشگاه «بغداد» و مؤلف کتاب «الصله بین التصوف و التّشیع» است.
وی درباره امام صادق مینویسد:
«آنچه قابل ملاحظه است، آن است که امام جعفر صادق استاد نخستین کسی بوده است که به کار کیمیا شهرت یافته است».[۱۹]
پی نوشت ها
[۱] . تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۱۰۴٫
[۲] . المجلس السنیۀ، ج ۵، التوسل و الوسیلۀ ابن تیمیه، ص ۵۲٫
[۳] . ذهبی، تذکرۀ الحفاظ، ج ۱، ص ۱۶۶٫
[۴] . مناقب ابی حنیفه، للموفق، ج ۱، ص ۱۷۳، جامع اسانید ابی حنیفه، ج ۱، ص ۲۲۲ – تذکرۀ الحفاظ ذهبی، ج ۱، ص ۱۵۷٫
[۵] . التحفۀ الاثنی عشریه، ص ۸٫
[۶] . اسد حیدر، الامام صادق و المذاهب الاربعۀ، ج ۱، ص ۵۴٫
[۷] . تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۱۰۴، منهاج السنۀ، ج ۱، ص ۱۲۴٫
[۸] . ابن خلکان؛ وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۱۲۷، ش ۲۴۲٫
[۹] . العقد الفرید، ج ۳، ص ۲۲۱٫
[۱۰] . تقریب التهذیب، ص ۶۸٫
[۱۱] . المناقب، ج ۲، ص ۳۰۲٫
[۱۲] . صفوۀ الصفوۀ، ج ۲، ص ۹۴٫
[۱۳] . حلیۀ الاولیاء، ج ۳، ص ۱۹۲٫
[۱۴] . سدوبی،رسائل الجاحظ، ص ۱۰۶٫
[۱۵] . ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۱، ص ۲۹۱، ش ۱۲۸٫
[۱۶] . ملل و نحل، ج ۱، ص ۲۷۲، ط ۲ – ترجمه، ج ۱، ص ۲۱۸٫
[۱۷] . ظهر الاسلام، ج ۴، ص ۱۱۴٫
[۱۸] . بنقل اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج ۱، ص ۶۲٫
[۱۹] . شیبی، مصطفی کامل، همبستگی میان تصوّف و تشیع، ص ۹۰-۱۸۹، ترجمۀ دکتر علی اکبر شبعانی.
منبع: برگرفته از کتاب فضائل ائمه اطهار از دیدگاه اهل سنت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهده کتاب اینجا راکلیک کنید.

















هیچ نظری وجود ندارد