صله رحم
امیرالمؤمنین على فرمود:
«أَلا مَن سَأَلَ عَنِ شیِعَهِ أهل البَیت… و مِن عَلامَهِ أَحَدِهِم … و یَصِلُ مَن قَطَعَهُ»؛
«آگاه باشید! هرکس از شیعیان اهل بیت سؤال نماید یکى از علامتهاى آنان این است با کسى که با آنان قطع رابطه نموده است، پیوند بر قرار مىکند».[۱]
امام صادق نیز فرمود:
«إِنَّ اللّهَ تَبارَکَ و تَعالى اَوجَبَ عَلَیکُم حُبَّنا و مُوالاتِنا و فَرَضَ عَلَیکُم طاعاتِنا أَلا فَمَن کانَ مِنّا فَلیَقتَدِ بِنا فَاِنَّ من شَأنِنا الوَرَعَ والاجتِهادَ… و صِلَهَ الرَّحِمِ»؛
«همانا خداوند ـ تبارک و تعالى ـ محبت و دوستى و اطاعت ما را بر شما شیعیان واجب نموده است. آگاه باشید که هرکس از ماست باید به ما اقتدا نماید و یکى از شئون و خصلتهاى ما ورع و تلاش در راه خدا و صله رحم است».[۲]
معناى صله رحم وحیطه آن
صله رحم به معناى برقرارى پیوند و داشتن ارتباط با خویشاوندان است که یکى از تکالیف واجب دین است و قطع آن بدون دلیل شرعى حرام و از گناهان کبیره محسوب مىشود. اما در اینکه مراد از خویشاوندان چه کسانى هستند؟ دو قول در بین فقهاى اسلامى وجود دارد:
۱ – بسیارى از آنان مقصود از رحم و خویشاوند را خویشاوندان نسبى و کسانى که نسب آنان با انسان به یک رحم ختم مىشود، دانسته و ارتباط با همین دسته از خویشاوندان را لازم شمردهاند.
۲ – برخى از علما خویشاوند را اعم از خویشاوندان نسبى و سببى دانسته و گفتهاند: ملاک در خویشاوند بودن؛ اطلاق عرفى اسم خویشاوند است و هرکسى را که عرف، خویشاوند انسان بداند داخل در اقرباى انسان است؛ هرچند خویشاوند نسبى نباشد و از انسان ارث نبرد.[۳]
همچنین رحم و خویشاوند انسان اختصاص به خویشاوندان نسبى و سببى ندارد؛ بلکه ارحام معنوى انسان را نیز شامل است که در رأس آنان رحم آل محمد و اهل بیت پیامبر اکرم قرار دارند.
امام صادق مىفرماید:
«اِنَّ الرَّحِمَ مُعَلَّقَهٌ بِالعَرشِ تَقوُلُ: اَللّهُمَّ صِل مَن وَصَلَنى وَاقطَع مَن قَطَعَنى و هِىَ رَحِمُ آلِ مُحَمَّدٍ و هُوَ قولُهُ تَعالى «وَالَّذین یَصِلُونَ ما اَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ…»؛
«رحم به عرش الهى آویزان است و مىگوید: خدایا، پیوند برقرار کن با کسى که با من پیوند برقرار مىکند و قطع رابطه کن با کسى که با من قطع رابطه مىکند و آن رحم آل محمد است و مقصود از قول خداوند که در قرآن مىگوید: کسانى که پیوند برقرار مىنمایند با کسانى که خداوند دستور پیوند با آنان را داده است… برقرارى پیوند با آل محمد است».[۴]
بر این اساس، مؤمنان و شیعیان اهل بیت همانگونه که وظیفه دارند با خویشاوندان نسبى و سببى خود رابطه برقرار نمایند، وظیفه دارند با امامان و پیشوایان معصوم خود نیز پیوند و ارتباط داشته باشند. ارتباط با آنان در این زمان به این است که به احادیث و سخنان آنان مراجعه کنند و آنچه به شیعیان امر کردهاند، انجام دهند و از آنچه نهى کردهاند ترک کنند؛ علاوه بر اینکه به زیارت قبور آنان رفته و از نفوس و ارواح طیبه آنان براى آمرزش گناهان و تقویت دین و دنیاى خود بهره گیرند.
اهمیت صله رحم از نظر اسلام
اسلام براى برقرارى پیوند با خویشاوندان و داشتن ارتباط با یکدیگر اهمیت فراوانى قائل شده است و پیروانش را با دستورها و اوامر مؤکد به ارتباط با خویشاوندان توصیه نموده است.
قرآن کریم در مورد ارتباط با خویشاوندان مىفرماید:
«والَّذینَ یَصِلونَ ما اَمَرَ اللّهُ بِهِ اَن یوصَلَ… اُولکَ لَهُم عُقبَى الدّار * جَنّـتُ عَدنٍ یَدخُلونَها ومَن صَلَحَ مِن ءاباهِم واَزوجِهِم و ذُرِّیّـتِهِم والمَلـکَهُ یَدخُلونَ عَلَیهِم مِن کُلِّ باب * سَلـمٌ عَلَیکُم بِما صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَى الدّار»؛
«و آنان که پیوندهایى را که خدا به برقرارى آن دستور داده برقرار مىنمایند، پایان نیک سراى آخرت از آنان است و باغهاى جاویدان بهشتى که با پدران و همسران و فرزندان صالح خود وارد آن مىشوند، و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مىشوند و به آنان مىگویند: سلام بر شما به جهت صبر و استقامتتان. چه نیکوست سرانجام آن سرا».[۵]
و در آیاتى دیگر مىفرماید:
«فَهَل عَسَیتُم اِن تَوَلَّیتُم اَن تُفسِدوا فِى الاَرضِ وتُقَطِّعوا اَرحامَکُم * اُولکَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ فَاَصَمَّهُم واَعمى اَبصـرَهُم»؛
«پس اگر از این دستورها رویگردان شوید، جز این انتظار مىرود که در زمین فساد و قطع پیوند خویشاوندى کنید؟ آنها کسانى هستند که خداوند آنها را لعنت کرده و گوشهایشان را کر و چشمانشان را کور نموده است».[۶]
در این آیات، قرآن کریم پس از سفارش به صله رحم و ارتباط با خویشاوندان، براى آن دسته از مؤمنانى که با خویشاوندان خود پیوند برقرار مىنمایند، پاداش و عاقبت نیکویى در نظر گرفته و آنان را که با خویشاوندان خود قطع ارتباط مىکنند لعن و نفرین کرده است. در روایات معصومین نیز سفارشهاى فراوانى به صله رحم شده است.
پیامبر اکرم فرمود:
«اُوصِى اَلشّاهِدَ مِن اُمَّتِى والغائِبَ مِنهُم و مَن فِى اَصلابِ الرِّجالِ و اَرحامِ النِّساءِ اِلى یَومِ القِیامَهِ اَن یَصِلَ الرَّحِمَ و إِن کانَت مِنهُ عَلى مَسیرَهِ سَنَهٍ فَإِنَّ ذلکَ مِن الدِّینِ»؛
«حاضران و غایبان از امتم و آنان که در صلب مردان و رحم زنانند را تا روز قیامت به صله رحم سفارش مىکنم؛ اگر چه به فاصله یک سال راه باشد؛ زیرا صله رحم جزء دین است».[۷]
در حدیثى دیگر آمده است که شخصى به آن حضرت گفت:
«أخبِرنِى ما أَفضَلُ الاَعمالِ فِى الاِسلامِ؟ قال: اَلایمانُ بِاللّهِ، قال: ثُمَّ ماذا؟ قال: صِلَهُ الرَّحِم… فَقال: اَىُّ الاَعمالِ أَبغَضُ اِلَى اللّهِ؟ فَقالَ: اَلشِّرکُ بِاللّهِ، قال: ثُمَّ ماذا؟ قال: قَطیِعَهُ الرَّحِمِ؛ ثُمَّ ماذا؟ قال : اَلاَمرُ بالمُنکَرِ والنَّهىِ عَنِ المَعروُفِ»؛
«به من خبر بده که بهترین اعمال در اسلام چیست؟ حضرت فرمود: ایمان به خدا. پرسید: سپس چه؟ حضرت فرمود: صله رحم. سپس سؤال کرد: مبغوضترین اعمال در پیشگاه خداوند کدام عمل است؟ حضرت فرمود: شرک به خدا. پرسید: سپس کدام عمل؟ حضرت فرمود: قطع رحم. سپس چه؟ حضرت فرمود: امر به منکر و نهى از معروف».[۸]
در این روایت، عظمت و بزرگى صله رحم و قطع آن با دو مطلب روشن مىشود:
اول: بعد از ایمان به خدا و کفر به او، صله رحم و قطع آن را محبوبترین و مبغوضترین اعمال نزد خداوند دانسته است و این هشدارى است به مسلمانان و شیعیان اهل بیت، که خود را مقید و متعهد به رعایت این واجب الهى نمایند.
دوم: در این روایت رسول خدا زشتى گناه قطع رحم را مقدم بر گناه امر به منکر و نهى از معروف ذکر فرمودهاند و مىدانیم که امر به منکر و نهى از معروف یعنى قلب و تغییر حکم و قانون الهى و به مقابله برخواستن با خدا که به یقین گناهى بزرگ و نابخشودنى است؛ اما در عین حال رسول اکرم زشتى گناه قطع رحم را بیشتر از آن بر شمردهاند!
ارتباط داشتن با خویشاوندان تنها اختصاص به خویشاوندانى که با انسان رفت و آمد دارند و یا به او نیکى و احسان مىنمایند، ندارد بلکه داشتن ارتباط با کسانى که با فرد قطع رابطه و یا بدى کردهاند نیز لازم است.
شخصى به پیامبر اسلام عرض کرد:
«یا رَسُولَ اللّهِ إِنَّ لِى اَهلاً قَد کُنتُ اَصِلُهُم و هُم یُؤذُونَنىِ و قَد اَرَدتُ رَفضَهُم، فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ: اِذَن یَرفُضُکُمُ اللّهُ جَمیعا، قال: کَیفَ اَصنَعُ؟ قال: تُعطِى مَن حَرَمَکَ و تَصِلُ مَن قَطَعَکَ و تَعفُو عَمَّن ظَلَمَکَ، فَاِذا فَعَلتَ ذلکَ کانَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ لَکَ عَلَیهِم ظَهیرا»؛
«من خویشاوندانى دارم که با ایشان صله رحم به جا مىآوردم، اما ایشان مرا آزار مىدهند و الان مىخواهم رابطه را با آنان قطع نمایم. پیامبر به او فرمود: اگر این کار را بکنى خداوند همه شما را ترک خواهد کرد. گفتم: پس چه کنم؟ فرمود: ببخش کسى که تو را محروم کرده و ارتباط برقرار کن با کسى که با تو بریده و عفو کن از کسى که به تو ظلم کرده و اگر چنین کنى خداوند متعال پشتیبان تو برایشان است».[۹]
در روایتى دیگر آن حضرت فرمود:
«إِنّا اَهلُ بَیتٍ لَنَصِلُ مَن قَطَعَنا و نُحسِنُ اِلى مَن اَساءَنا فَنَرى وَاللّهِ فىِ ذلِکَ اَلعاقِبَهَ الحَسَنَهَ»؛
«ما خاندانى هستیم که با هر که با ما قطع رابطه کند پیوند برقرار مىکنیم و به کسانى که با ما بدى نمایند نیکى مىنماییم و به خدا سوگند! عاقبت نیکى را در این کار مىبینیم».[۱۰]
در روایات، موارد متعددى نقل شده است که اهل بیت با ارحام خود همین گونه برخورد مىکردهاند و حتى با خویشاوندانى که گاه از روى جهالت با آنان دشمنى مىورزیدند نیز رابطه خود را قطع نمىکردند؛ از جمله «سالمه»، کنیز امام صادق ، روایتى را از آخرین لحظات عمر امام صادق نقل کرده و مىگوید:
«نزدیک لحظات شهادت امام صادق بود. در حالى که امام به حال بىهوشى بودند. چون به هوش آمد، فرمود: به حسنبن على بن الحسین ـ یکى از عموزادگان ایشان ـ هفتاد دینار بپردازید و به فلان کس این مقدار و به فلانى نیز این مقدار بدهید. راوى مىگوید: آیا قصد دارید براى کسى که قصد کشتن شما را داشت، عطیه بفرستید؟ حضرت در پاسخ فرمود: آیا تو نمىخواهى من در زمره کسانى باشم که خداوند در حق آنها فرموده است: «و آنان که با خویشاوندان خود پیوند برقرار مىکنند و از پروردگارشان و سختى روز حساب مىترسند پایان نیکِ سراى آخرت براى آنهاست».[۱۱]
همچنین صله رحم به خویشاوندان شیعه یا مسلمان اختصاص ندارد؛ بلکه اگر خویشاوند انسان غیر شیعه و یا حتى کافر باشد بر انسان واجب است با او ارتباط داشته باشد. شخصى به امام صادق عرض کرد:
«تَکُونُ لِىَ القَرابَهُ عَلى غَیرِ أَمرِى، أَلَهُم عَلَىَّ حَقٌّ؟ قال: نَعَم. حَقُّ الرَّحِمِ لا یَقطَعُهُ شَىءٌ و اِذا کانُوا عَلى أَمرِکَ کانَ لَهُم حَقّانِ، حَقُّ الرَّحِمِ و حَقُّ الاِسلامِ»؛
«من خویشاوندانى دارم که بر دین و عقیده من نیستند. آیا بر من حقى دارند؟ حضرت فرمود: هیچ چیزى حق رحم را قطع نمىکند و اگر آنان مسلمان بودند دو حق داشتند: یکى حق خویشاوندى و دیگرى حق مسلمان بودن».[۱۲]
ما شیعیان نیز که خود را پیرو این خاندان مىدانیم و آنان را به عنوان پیشوا و مقتداى خود برگزیدهایم، باید همان سیره و راهى را برگزینیم که آنان برگزیدهاند و همانگونه عمل نماییم که آنان عمل مىکردند؛ در حالى که متأسفانه، در بسیارى از مواقع، خلاف آنان عمل مىکنیم. یا اصلاً به خانه خویشاوندان رفت و آمد نداریم و یا اگر داریم تنها به خانه خویشاوندانى مىرویم که به خانه ما مىآیند؛ اما آنان که به خانه ما رفت و آمدى ندارند ما هم رفت و آمدى با آنان نداریم؛ در حالى که این روش هم برخلاف سیره اهل بیت است و هم برخلاف سیره پیروان واقعى آنان؛ زیرا چنانکه از روایات یاد شده، و روایتى که در صدر بحث بیان گردید، فهمیده مىشود که روش اهل بیت و پیرو واقعى آنان این است که با کسانى که رابطهشان را با آنان قطع کردهاند و حتى به آنان بدى کردهاند پیوند برقرار مىنمایند و حق رحم را به جا مىآورند.
آثار و برکات صله رحم
۱٫ افزایش عمر:
یکى از برکات دنیوى صله رحم که در بیشتر روایات مورد تاکید قرار گرفته افزایش عمر است.
رسول خدا فرمود:
«صِلَهُ الرَّحِمِ تَزیدُ فِى العُمرِ و صَدَقَهُ السِرِّ تُطفِىءُ غَضَبَ الرَّبِّ»؛
«صله رحم عمر را افزایش مىدهد و صدقه پنهانى خشم پروردگار را خاموش مىسازد».[۱۳]
در روایتى دیگر نیز آن حضرت فرمود:
«إِنَّ المَرءَ لَیَصِلُ رَحِمَهُ و ما بَقِىَ مِن عُمرِهِ إلاّ ثَلاثُ سِنینَ فَیَمُدُّها اللّهُ اِلى ثَلاثٍ و ثلاثینَ سَنَهً»؛
«همانا شخصى صله رحم مىکند، در حالى که از عمرش سه سال بیشتر باقى نمانده است ولى خداوند آن را تا سى و سه سال افزایش مىدهد».[۱۴]
یکى از اصحاب امام صادق به نام «میسر» گوید:
«روزى امام صادق به من فرمود: یا میسر! من گمان مىکنم تو پیوند خود با خویشاوندان پدرت را قطع نکردهاى و با آنها ارتباط و رفت و آمد دارى. گفتم: بلى، فدایت شوم! آن زمان که غلامى در بازار بودم و روزى دو درهم مىگرفتم با دایى و عمهام ارتباط داشتم و یک درهم را به دایى و درهم دیگر را به عمهام مىدادم. امام فرمود: به خدا سوگند! تا به حال دوبار مرگ تو فرا رسیده است، ولى هر بار صله رحم تو با خویشاوندانت آن را به تأخیر افکنده است».[۱۵]
۲٫ محبت را زیاد مىکند:
از امام صادق روایت شده است که آن حضرت فرمود:
«صِل رَحِمَکَ و لَو بِشَربَهٍ مِن ماءٍ و أَفضَلُ ما یُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کَفُّ الأَذى عَنها و صِلَهُ الرَّحِمِ مُنسِأَهٌ فِى الأَجَلِ، مُحِبَّهٌ فِى الاَهلِ»؛
«صله رحم کن؛ اگر چه به شربتى از آب باشد و بهترین چیزى که سبب پیوند خویشاوند مىگردد. دفع ضرر از آنان است. صله رحم أجل را به تأخیر اندازد و محبوبیت خانوادگى را به دنبال آورد».[۱۶]
- افزایش روزى و از بین رفتن فقر:
رسول خدا فرمود:
«مَن سَرَّهُ اَن یُبسَطَ لَهُ فِى رِزقِهِ … فَلیَصِل رَحِمَهُ»؛ «کسى که دوست دارد روزىاش افزایش یابد، پس باید با خویشاوندانش ارتباط داشته باشد».[۱۷]
در روایتى دیگر امام صادق مىفرماید:
«إِنَّ القَومَ لیَکُونُونَ فَجَرَهً و لا یَکُونُونَ بَرَرَهً فَیَصِلُونَ اَرحامَهُم فَتُنمِى اَموالُهُم و تَطُولُ اَعمارُهُم فَکَیفَ اِذا کانُوا بَرَرَهً»؛
«به راستى مردمى که بدکارند، صله رحم انجام مىدهند؛ پس خداوند اموالشان را افزون و عمرهایشان را طولانى مىگرداند؛ چه رسد به اینکه نیکوکار باشند».[۱۸]
۴٫ دفع بلا و پاکى عمل:
در اصول کافى از امام باقر روایت شده که آن حضرت فرمود:
«صِلَهُ الرَّحِمِ تُزَکِّى الاَعمالَ و تُدفَعُ البَلوى و تُنمِى الاَموالَ»؛ «صله رحم اعمال را پاکیزه، بلا را دفع و اموال را افزون مىکند.»[۱۹]
مقصود از پاک کردن اعمال در این روایت، ریزش گناهان است؛ یعنى صله رحم باعث مىگردد تا اعمال انسان از گناه پاک گردد و تنها اعمال نیک و خیر در نامه عمل انسان باقى بماند.
قرآن کریم نیز به این موضوع اشاره کرده و مىفرماید:
«اِنَّ الحَسَنـتِ یُذهِبنَ السَّیِّـئٰتِ»؛ «حسنات و اعمال نیک، سیئات و گناهان را از بین مىبرد».[۲۰]
۵٫ آسانى حساب در قیامت:
یکى از اعمالى که حسابرسى در مواقف و جایگاههاى متعدد قیامت را آسان مىنماید و باعث مىشود تا خداوند به حساب انسان سریع رسیدگى کند، صله رحم است.
امام صادق مىفرماید:
«إِنَّ صِلَهَ الرَّحِمِ وَالبِرِّ لَیُهَوِّنانِ الحِسابَ و یَعصِمانِ مِنَ الذُّنُوبِ، فَصِلُوا اَرحامَکُم و بِرُّوا بِاِخوانِکُم و لَو بِحُسنِ السَّلامِ و رَدِّ الجَوابِ»؛
«همانا صله رحم و نیکى، حساب را آسان و از گناهان نگهدارى مىکند. پس با ارحام خود پیوند داشته باشید و به برادرانتان نیکى کنید؛ اگر چه با یک سلام و جواب نیک باشد».[۲۱]
۶٫ درجات بالاى بهشت:
یکى دیگر از آثار پیوند با خویشاوندان، ورود به بهشت و کسب درجات بالاى آن است که جز با انجام این عمل به دست نمىآید.
رسول خدا مىفرماید:
«مَن ضَمِنَ لِى واحِدَهٌ ضَمِنتُ لَه اَربَعَهً یَصِلُ رَحِمَهُ فَیُحِبَّهُ اللّهُ تَعالى و یُوَسَّعَ عَلَیهِ رِزقَهُ و یَزیدَ فِى عُمرِهِ و یُدخِلَهُ الجَنَّهَ الَّتىِ وَعَدَهُ»؛
«کسى که انجام یک عمل را براى من ضمانت نماید، من چهار چیز را براى او ضمانت مىکنم: او صله رحم به جاى آورد، من ضمانت مىکنم که خداوند او را دوست داشته باشد، روزىاش فراخ گردد، عمرش افزایش یابد و به بهشتى که وعده داده شده داخل گردد».[۲۲]
از آن حضرت روایت شده است که فرمود:
«إِنَّ فِى الجَنَّهِ دَرَجَهً لا یَبلُغُها إلاّ اِمامٌ عادِلٌ اَو ذُو رَحمٍ وُصُولٌ»؛
«همانا در بهشت درجاتى است که بدان نرسد جز پیشواى دادگر یا کسى که صله رحم به جا مىآورد».[۲۳]
پیامدهاى قطع رحم
قطع پیوند با خویشاوندان، پیامدها و آثار ناگوارى براى فرد و جامعه دارد که کمترین و کوچکترین پیامد آن در دنیا این است که انسان از پشتیبانى و محبت خویشاوندان نسبت به خود و اهل خود محروم مىشود و بنا به گفته امیرالمؤمنین اگر کسى با خویشاوندان خود قطع رابطه نماید یک دست را از آنان سلب نموده است؛ در حالى که در مقابل دستهاى بسیارى را از کمک به خود منع کرده است.[۲۴]
همچنین قطع رحم باعث ایجاد کدورت و کینه بین خویشاوندان مىشود و گاه این کینه و عدوات، سبب به وجود آمدن نزاع و درگیرى بین آنان شده، باعث مىشود تا یک دوست و خویش انسان به فردى بیگانه و دشمنى براى انسان تبدیل گردد. افزون بر این قطع رحم پیامدهاى ناگوار دیگرى نیز دارد.
که برخى از مهمترین این پیامدها به قرار ذیل است:
۱٫ کاهش عمر و روزى:
پیامبر اکرم فرمود:
«إِنَّ المَرءَ لَیَقطَعُ رَحِمَهُ و قَد بَقِىَ مِن عُمرِهِ ثَلاثٌ و ثَلاثُونَ سَنَهً فَیُقَصِّرُها اللّهُ اِلى ثَلاثِ سِنینَ اَو اَدنى»؛
«همانا [وقتى ] فردى قطع رحم مىکند، در حالى که از عمر او سى و سه سال باقى مانده است. خداوند در اثر قطع ارتباط با خویشاوندان آن را به سه سال و کمتر از آن کاهش مىدهد».[۲۵]
امیرالمؤمنین نیز در یکى از خطبههاى خود مىفرماید:
«اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِى تُعَجِّلُ الفَناءَ، فَقامَ اِلَیهِ عَبدُاللّهِ بنُ الکَوّاءِ فَقالَ: یا اَمیرَالمُؤمِنینَ! اَوَ تَکُونُ ذُنُوبٌ تُعَجِّلُ الفَناءَ؟ فقال: نَعَم وَیلَکَ! قَطیعَهُ الرَّحِمِ»؛
«پناه مىبرم به خدا از گناهانى که در نابودى انسان شتاب مىکند. عبداللهبن کوّاء برخاست و گفت: یا امیرالمؤمنین، آیا گناهى هم هست که در نابودى انسان تسریع نماید؟ حضرت فرمود: آرى، واى بر تو! قطع رحم».[۲۶]
- مورد لعن خدا قرار گرفتن:
امام صادق فرمود:
«مَلعونٌ، مَلعونٌ قاطِعُ رَحِمِهِ»؛ «ملعون است، ملعون است کسى که با خویشاوند خود قطع رحم نموده است».[۲۷]
امام سجاد نیز فرمود:
«ایّاکَ و مُصاحَبَهَ القاطِعِ لِرَحِمِهِ، فَاِنّى وَجَدتُهُ مَلعُونا فىِ کتابِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ فىِ ثَلاثَهِ مَواضِعَ»؛
«بپرهیز از دوستى و مصاحبت با کسانى که قطع رحم کردهاند؛ زیرا من در سه جا از قرآن کریم یافتم که اینها مورد لعن خداوند قرار گرفتهاند».[۲۸]
- بى اثر شدن اعمال خیر:
ابوذر مىگوید: از رسول خدا شنیدم که مىفرمود:
«حافَّتا الصِّراطَ یَومَ القِیامَهِ الرَّحِمُ والاَمانَهُ، فَاِذا مَرَّ الوَصُولُ لِلرَّحِمِ المُؤَدِّى لِلاَمانَهِ نَفَذَ اِلَى الجَنَّهِ، و اِذا مَرَّ الخائِنُ لِلاَمانَهِ القَطوعُ لِلرَّحِمِ لَم یَنفَعهُ عَمَلٌ و تَکَفَّأَ بِهِ الصِّراطُ فِى النّارِ»؛
«در قیامت رحم و امانت پل صراط را احاطه مىکنند، هنگامى که صله رحم کننده و امانتدار از آن عبور مىنمایند، جلوى آنان را براى ورود به بهشت باز مىکنند؛ اما زمانى که قاطع رحم و خائن از آن گذر کنند، اعمال نیک آنان سودى به حالشان نداشته و در آتش افکنده مىشوند».[۲۹]
این روایت هشدارى است به قاطعان رحم و کسانى که پیوند خود با خویشاوندان خود را قطع کردهاند و آنان باید بدانند که در صورت قطع رحم، دیگر اعمال نیک آنان، هرچند زیاد باشد، سودى به حالشان نداشته، رحم در قیامت نمىگذارد این افراد از پل صراط عبور نمایند!
۴٫ محرومیت از بهشت:
تمام زحماتى که مؤمن در دنیا متحمل مىشود و عبادات و کارهاى خیرى که انجام مىدهد براى آن است که خدا از او راضى باشد، در قیامت سعادتمند و خداوند او را وارد بهشت نماید؛ اگر انسان همه این زحمات را تحمل نمود و بسیارى از کارهاى خیر را انجام داد، ولى با رحم خود قطع رابطه کرد، به این سعادت اخروى دست نخواهد یافت و خداوند او را به دلیل قطع رحم از بهشت محروم خواهد کرد.
رسول خدا فرمود:
«ثَلاثَهٌ لا یَدخُلُونَ الجَنَّهَ، مُدمِنُ خَمرٍ و مُدمِنُ سِحرٍ و قاطِعُ رَحِمٍ»؛
«سه گروه داخل بهشت نمىشوند: معتاد به شراب، معتاد به جادوگرى و قاطع رحم».[۳۰]
آن حضرت در حدیث دیگرى فرمود:
«أَخَبَرنِى جِبرِئیلُ أَنَّ ریِحَ الجَنَّهِ تُوجَدُ مِن مَسیرَه اَلفِ عامٍ، ما یَجِدُها عاقٌّ و لا قاطِعُ رَحِمٍ»؛
«جبرئیل به من خبر داد که در قیامت، بوى بهشت از مسیر هزار سال راه استشمام مىشود؛ امّا بوى آن به عاق والدین و قاطع رحم نخواهد رسید».[۳۱]
داستانى در قطع رحم
«شعیب عقرقوفى» یکى از اصحاب امام صادق و موسى بن جعفر علیهماالسلام نقل مىکند:
روزى خدمت موسىبن جعفر رسیدم. آن حضرت بىمقدمه به من فرمود: اى شعیب! فردا مردى از اهل مغرب تو را مىبیند و از حال من از تو سؤال مىنماید. تو در جواب بگو: او به خدا همان امامى است که حضرت صادق سفارش او را کرده است و چون از حلال و حرام از تو پرسش کرد، پاسخش را از طرف من بده. عرض کردم: قربانت گردم، نشانه آن مرد چیست؟ حضرت فرمود: مرد بلند قد و درشت اندام و نامش یعقوب است. چون به نزد تو آمد ترسى نداشته باش و هر چه پرسید، جوابش را بده که او بزرگ قوم خود است و اگر هم خواست به نزد من بیاید او را بیاور. شعیب گوید: روز دیگر در حال طواف بودم که مرد بلند قامت و درشت اندامى مرا دید و گفت: مىخواهم از تو درباره حال آقایت سؤال کنم. پس از مقدارى گفتگو به او گفتم: همین جا بنشین تا طواف خود را تمام کنم؛ پس از طواف به نزدیکش رفتم و او از من خواست که او را به خانه امام کاظم ببرم، به اتفاق به خانه امام رفتیم و پس از گرفتن اجازه بر حضرت وارد شدیم. چشم امام که به او افتاد فرمود: اى یعقوب! تو دیروز آمدهاى و میان تو و برادرت در فلان جا اختلاف و نزاعى واقع شده تا جایى که یکدیگر را دشنام دادید. اینچنین رفتارها روش من و پدرانم نیست و ما هیچکس را به چنین کارى توصیه نمىکنیم. از خدا بترس که به زودى مرگ میان تو و برادرت جدایى مىافکند و برادرت پیش از آنکه به وطن برگردد، در راه خواهد مرد و تو از عمل خود پشیمان خواهى شد و این بدان جهت است که قطع رحم کردید و خداوند عمر شما را کوتاه کرد. آن مرد پرسید: قربانت گردم. اجل من چه وقت خواهد رسید. فرمود: اجل تو هم رسیده بود، اما چون تو در فلان منزل نسبت به عمهات مهربانى کردى خداوند بیست سال بر عمر تو افزود.
شعیب گوید: سالها بعد آن مرد را در حج دیدم و به من گفت که در آن سفر برادرش قبل از رسیدن به وطن از دنیا رفت و در بین راه او را دفن کردند».[۳۲]
[۱]. بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۱۹۵؛ نهج السعاده،ج ۱، ص ۶۵۶٫
[۲]. الاختصاص، ص ۲۴۱؛ بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۱۵٫
[۳]. الموسوعه الفقهیه المیسّره، ج ۲، ص ۸۳؛ جامع المقاصد، ج ۱۰، ص ۵۷؛ بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۰۹ ـ ۱۱۰٫
[۴]. الکافى، ج ۲، ص ۱۵۱؛ وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۳۵٫
[۵]. رعد ۱۳ ۲۱ ـ ۲۴٫
[۶]. محمد ۴۷ / ۲۲ و ۲۳٫
[۷]. الکافى، ج ۲، ص ۱۵۱؛ تهذیب الاحکام، ج ۹، ص ۹۴٫
[۸] المحاسن، ج ۱، ص ۲۹۱؛ بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۱۹۶٫
[۹]. مستدرک الوسائل،ج ۱۵، ص ۲۵۳؛ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۰۰٫
[۱۰]. مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۴۸۸٫
[۱۱]. همان، ص ۲۱۵٫
[۱۲]. الکافى، ج ۲، ص ۱۵۷٫
[۱۳]. معانى الاخبار، ص ۲۶۴؛ بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۹۴ و ۹۷٫
[۱۴]. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۳۷؛ تفسیر العیاشى، ج ۲، ص ۲۲۰٫
[۱۵]. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۴۵٫
[۱۶]. الکافى، ج ۲، ص ۱۵۱٫
[۱۷]. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۸٫
[۱۸]. الکافى، ج ۲، ص ۱۵۵٫
[۱۹]. همان، ج ۲، ص ۱۵۰٫
[۲۰]. هود ۱۱ ۱۱۴٫
[۲۱]. الکافى، ج ۲، ص ۱۵۷٫
[۲۲]. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۹۲٫
[۲۳]. همان، ص ۹۰ و ۱۰۲٫
[۲۴]. نهج البلاغه، خ ۲۳٫
[۲۵]. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۳۷٫
[۲۶]. الکافى، ج ۲، ص ۳۴۷ ـ ۳۴۸٫
[۲۷]. مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۸۳٫
[۲۸]. الکافى، ج ۲، ص ۳۷۷٫
[۲۹]. همان، ص ۱۵۲٫
[۳۰]. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۴۶٫
[۳۱]. معانى الاخبار، ص ۳۳۰؛ بحارالانوار، ج ۸، ص ۱۹۳٫
[۳۲]. چهل حدیث، رسولى محلاتى، ص ۲۸۱ ـ ۲۸۳٫
منبع: برگرفته از کتاب سیمای شیعه از نگاه اهل بیت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.


















هیچ نظری وجود ندارد