خواندن نماز شب
امام باقر فرمود:
«إِنَّما شیِعَهُ عَلىٍّ … إذا جَنَّهُمُ اللَّیلُ إتَّخَذُوا الاَرضَ فِراشا واستَقبَلُوا الاَرضَ بِجِباهُم»؛
«شیعیان على، آنگاه که شب بر آنها سایه مىافکند، زمین را فرش خود قرار مىدهند و با پیشانىهایشان به استقبال آن مىروند».[۱]
امام صادق نیز فرمود: «لَیسَ مِن شیِعَتِنا مَن لَم یُصَلِّ صَلاهَ اللَّیلِ»؛ «از شیعیان (خالص) ما نیست کسى که نماز شب را ترک نماید».[۲]
نماز شب یازده رکعت است که هشت رکعت اول آن به صورت دو رکعتى مانند نماز صبح خوانده مىشود و انسان بعد از حمد، هر سورهاى که خواسته باشد، مىتواند بخواند. بعد از فراغت از این هشت رکعت، دو رکعت نماز شفع بهجا مىآورد.
در این نماز، پس از حمد در رکعت اول، سوره «قُلْ اَعُوذُ بِربِّ النّاس» و در رکعت دوم پس از حمد سوره «قُلْ اَعُوذُ بِربِّ الفَلَق» خوانده مىشود و پس از نماز شفع یک رکعت نماز وتر خوانده مىشود که در این نماز پس از حمد سه مرتبه سوره «قُل هُوَ اللّهُ اَحَد» خوانده مىشود و یک مرتبه سوره «قُل اَعوُذُ بِرَبِّ النّاسِ» و یک مرتبه سوره «قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَق» سپس نمازگزار دست به قنوت بلند مىکند و در قنوت مستحب است که براى چهل مؤمن دعا کند؛ به این صورت که بگوید «اللهم اغفر لفلانٍ» و به جاى «فلانٍ» اسم هرکس که دوست دارد مىتواند بگوید. سپس هفتاد مرتبه «استغفرالله ربى و اتوب الیه» مىگوید و هفت مرتبه جمله «هذا مَقامُ العائِذِ بِکَ مِنَ النّارِ» و نیز مستحب است که انسان سیصد مرتبه «العفو» بگوید.
نماز شب مستحبات و آداب دیگرى نیز دارد که شیعیان اهل البیت و مشتاقان به این عبادت مىتوانند به مفاتیحالجنان و دیگر کتب مربوطه مراجعه نمایند.
استحباب مؤکد نماز شب
نماز شب؛ یکى از عبادات و نمازهایى است که تنها بر پیامبر اسلام واجب بود؛ اما براى بقیه مسلمانان مستحب است. لکن از مستحباتى است که فضیلت بسیار زیادى دارد به گونهاى که اهلبیت شیعیان خود را با تأکید فراوان به خواندن این نماز ترغیب کردهاند؛ تا آنجا که فرمودهاند: شیعه ما نخواهد بود کسى که این عبادت الهى را ترک نماید. چنین تعبیرى در مورد نماز شب از جایگاه عظیم این عبادت و اشتیاق فراوان اهلبیت براى شب زندهدارى پیروان و شیعیانشان حکایت مىکند، و مقصود این است که شیعیان خالص ما کسانى هستند که نماز شب مىخوانند نه این که این تعبیر دلالت بر واجب بودن نماز شب داشته باشد یا آنان که نماز شب نمىخوانند به طور کلى از صف شیعیان اهل بیت خارج هستند.
اهمیت و جایگاه نماز شب در آیات و روایات
قرآن کریم در آیات متعددى از نماز شب سخن به میان آورده و آن را کلید دستیابى به مقامات معنوى و پاداشهاى عظیم اُخروى دانسته است. در آیهاى خطاب به پیامبر اسلام مىفرماید:
«و مِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَهً لَکَ عَسى اَن یَبعَثَکَ رَبُّکَ مَقامـًا مَحمودا»؛ «در پاسى از شب از خواب برخیز و شب زندهدارى کن و این یک وظیفه اضافى براى توست تا پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برساند».[۳]
در این آیه خداوند متعال به پیامبر بزرگوارش فرمان مىدهد که بخشى از شب را بپا خیزد و به نماز و دعا و تلاوت قرآن بپردازد تا مقام محمود و شایستهاى را به او عطا نماید.
برخى از مفسران این مقام شایسته را شفاعت پیامبر در آخرت دانستهاند و برخى آن را نهایت قرب آن حضرت به پروردگار دانستهاند.[۴]
در هر صورت، چه «مقام محمود» را شفاعت اخروى بدانیم یا نهایت نزدیکى به خداوند یا معنایى دیگر، معناى قابل توجه آن است که خداوند در این آیه دستیابى پیامبرش به این مقام شایسته را منوط به شب زندهدارى و خواندن نماز شب مىداند که این امر بیانگر اهمیت نماز شب و نقش آن در رسیدن انسان به مقام والاى معنوى و اخروى است.
در آیهاى دیگر درباره اوصاف مؤمنان واقعى آمده است:
«تَتَجافى جُنوبُهُم عَنِ المَضاجِعِ یَدعونَ رَبَّهُم خَوفـاً وطَمَعـاً… * فَلا تَعلَمُ نَفسٌ ما اُخفِىَ لَهُم مِن قُرَّهِ اَعیُنٍ جَزاءً بِما کانوا یَعمَلون»؛
«پهلوهایشان در دل شب از بسترها دور مىشود و پروردگار خود را با بیم و امید مىخوانند و هیچکس نمىداند چه پاداشهاى مهمى که مایه روشنى چشمهاست براى آنان نهفته شده است. این جزاى اعمالى است که انجام مىدادند».[۵]
پاداش خواندن نماز شب، آن قدر زیاد است که خداوند در این آیه مىفرماید: هیچکس از مخلوقاتم ـ چه انسانها و چه ملائکه ـ پاداشى را که براى نماز شب خوانان و سحرخیزان در نظر گرفتهام نمىدانند و این پاداش به قدرى خوشحال کننده است که وقتى سحرخیزان از آن آگاه شوند، چشم آنان روشن خواهد شد.
امام صادق در تفسیر این آیه مىفرماید:
«ما مِن حَسَنَهٍ إلاّ و لَها ثَوابٌ مُبَیَّنٌ فِى القُرآنِ إلاّ صَلاهَ اللَّیلِ، فَاِنَّ اللّهَ عَزَّ اِسمُهُ لَم یُبَیِّن ثَوابَها لِعِظَمِ خَطَرِها، قال: فَلا تَعلَمُ نَفسٌ ما اُخفِىَ لَهُم مِن قُرَّهِ أعیُنٍ»؛
«هیچ عمل نیکى نیست مگر اینکه ثواب آن در قرآن بیان شده، مگر نماز شب که خداوند بزرگ ثواب آن را به علت عظمت نماز شب مشخص نکرده و مىفرماید: هیچکس نمىداند چه ثوابهایى که مایه چشمروشنى آنان است، براىشان نهفته شده است!».[۶]
در حدیثى دیگر خداوند خطاب به حضرت موسىبن عمران مىفرماید:
«یابنَ عِمرانَ، کَذَبَ مَن زَعَمَ أَنَّهُ یُحِبُّنى فَإذا جَنَّهُ اللَّیلُ نامَ عَنِّى، ألَیسَ کُلُّ مُحِبٍّ یُحِبُّ خَلوَهَ حَبیبِهِ؟ ها أَنا یَابنَ عِمرانَ، مُطَّلِعٌ عَلى اَحِبّائى، إِذا جَنَّهُمُ اللَّیلُ حَوَّلتُ أبصارَهُم فِى قُلُوبِهِم وَ مَثَّلتُ عُقُوبَتِى بَینَ أَعیُنِهِم یُخاطِبُونى عَنِ المُشاهِدَهِ و یُکلِّمُونَنِى عَنِ الحُضُورِ. یابنَ عِمرانَ، هَب لِى مِن قَلبِکَ الخُشوعَ و مِن بَدَنِکَ الخُضُوعَ و مِن عَینَیکَ الدُّموعَ وادعُنِى فى ظُلَمِ اللَّیلِ، فَاِنَّکَ تَجِدُنى قَریبا مُجیبا»؛
«اى پسر عمران! دروغ مىگوید کسى که گمان مىکند مرا دوست دارد ولى چون شب مىشود از من چشم مىپوشد و به خواب مىرود. مگر نه این است که هر عاشقى خلوت با معشوقش را دوست دارد؟ اى پسر عمران! این منم که بر دوستانم مطّلعم؛ چون شب آنان را دربرمىگیرد چشم دل آنان را باز مىکنم و عقوبت و عذابم را در جلو دیدگان آنان مجسم مىکنم، آنان با من از راه شهود و رو در رو سخن مىگویند. اى پسر عمران! در دل شب از قلبت خشوع و از بدنت خضوع و از دو چشمت اشک نثار من کن و مرا در تاریکیهاى شب بخوان که اگر مرا بخوانى، مرا نزدیک خود و اجابت کننده دعاهایت خواهى یافت».[۷]
پیامبر اسلام نیز خطاب به امیرمؤمنان على فرمود:
«اُوصِیکَ فِى نَفسِى بِخِصالٍ فَاحفِظها ـ ثُمّ قال: اَللّهُمَّ اَعِنهُ… و عَلَیکَ بِصَلاهِ اللَّیلِ، و عَلَیکَ بِصَلاهِ اللَّیلِ، و عَلَیکَ بِصَلاهِ اللَّیلِ»؛
«تو را به امورى سفارش مىکنم، آنها را حفظ کن. سپس براى آن حضرت دعا کرد و فرمود: خدایا، او را بر انجام این امور یارى کن تا آنجا که فرمود: بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب».[۸]
آن حضرت در روایتى دیگر در مورد فواید و آثار نماز شب مىفرماید:
«صَلاهُ اللَّیلِ مَرضاهُ الرَّبِّ و حُبُّ المَلائِکَهِ و سُنَّهُ الاَنبِیاءِ و نُورُ المَعرِفَهِ و اَصلُ الایمانِ و راحَهُ الاَبدانِ و کَراهِیَّهُ الشَّیطانِ و سِلاحٌ عَلَى الاَعداءِ و اِجابَهٌ لِلدُّعاءِ و قَبولُ الاَعمالِ و بَرَکَهٌ فِى الرِّزقِ و شَفیعٌ بَینَ صاحِبِها و بَینَ مَلَکِ المَوتِ و سِراجٌ فِى قَبرِهِ و فِراشٌ تَحتَ جَنبِهِ و جَوابٌ مَعَ مُنکَرٍ و نَکیرٍ و مونِسٌ و زائِرٌ فِى قَبرِهِ اِلى یَومِ القِیامَهِ»؛
«نماز شب سبب خشنودى پروردگار و دوستى فرشتگان و شیوه و سنت پیامبران و نور معرفت و اساس ایمان و راحتى بدنها و موجب ناخشنودى شیطان و سلاحى در مقابل دشمنان و سبب اجابت دعا و قبولى اعمال و برکت روزى و شفیع میان انسان و ملک الموت و چراغ قبر و فرش زیر پهلو و جواب نکیر و منکر و یار و مونسى در قبر تا روز قیامت است».[۹]
در این روایت آنچه انسان در دنیا و آخرت طالب آن است و آرزو دارد خدا به او عنایت نماید، ذکر شده است و همه اینها با نماز شب به دست مىآید. بنابراین انسان هرچه مىخواهد و به هر مقامى مىخواهد دست یابد، باید نماز شب بخواند. اگر مىخواهد به مقامات معنوى و آخرت دست یابد باید نماز شب بخواند و اگر دنیا را نیز مىخواهد باز هم باید نماز شب بخواند.
از مرحوم ملاحسین قلى همدانى نقل شده است که فرمود: «فقط شبزندهداران هستند که به مقاماتى نایل مىگردند و غیر آنان به هیچ جایى نخواهند رسید».[۱۰]
علامه طباطبایى نیز در خاطرات خود مىنویسد:
«چون به نجف اشرف ـ براى تحصیل ـ مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندى گاه گاهى به محضر مرحوم قاضى شرفیاب مىشدم تا یک روز در مدرسه ایستاده بودم که مرحوم قاضى از آنجا عبور مىکردند؛ چون به من رسیدند دست خود را روى شانه من گذاشتند و گفتند: اى فرزند! دنیا مىخواهى نماز شب بخوان، و آخرت مىخواهى نماز شب بخوان. این سخن آنقدر در من اثر کرد که از آن به بعد تا زمانى که به ایران مراجعت کردم پنج سال تمام در محضر قاضى روز و شب بسر مىبردم و لحظهاى از ادراک فیض ایشان دریغ نمىکردم».[۱۱]
حافظ شیرازى در مورد برکات نماز شب مىگوید:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بىخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلى صفاتم دادند
چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روى من و آینه وصف جمال
که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم مىریزد
اجر صبرى است کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند
تهجد امام خمینى (ره)
یکى از نزدیکان امام خمینى (ره) مىگوید:
«پنجاه سال است که نماز شب امام خمینى ترک نشده. امام در بیمارى، در صحت، در زندان، در خلاصى، در تبعید، حتى بر روى تخت بیمارستان قلب هم نماز شب مىخواند. امام در قم بیمار شدند. به دستور پزشکان مىبایست به تهران منتقل شوند. هوا بسیار سرد بود و برف مىبارید و یخبندان عجیبى در جادهها وجود داشت. امام چندین ساعت در آمبولانس بودند و پس از انتقال به بیمارستان قلب باز نماز شب خواند».
در یکى از نشریهها نیز از قول فرزند امام آمده است:
- شبى که از پاریس عازم ایران بودیم، امام در هواپیما براى نماز شب برخاستند و چنان مىگریستند که خدمه هواپیما تعجب کرده بودند و شنیدم که پرسیده بودند: آیا امام از چیزى ناراحت هستند؟ من گفتم: کار هر شب امام است.
- وقتى امام را از قم مىبردند براى زندان قصر (در زمان طاغوت) امام با حالتى نماز شب را خواند که یکى از همراهان ـ مثل اینکه سرگرد عصّار بود ـ بعداً به من گفت که ما تحت تأثیر شدید نماز امام واقع شدیم و یکى از آنها تا تهران گریه کرده بود.[۱۲]
موانع نماز شب
بسیارى از مؤمنان با اینکه علاقه دارند نماز شب بخوانند؛ اما موفق به خواندن این نماز نمىشوند و از برکات آن محروم مىگردند. به درستى علت اینکه عدهاى موفق به خواندن نماز شب نمىشوند چیست؟ چه موانعى باعث مىشود، مؤمن نتواند در نیمههاى شب بستر خود را رها کند و به راز و نیاز با پروردگار خویش بپردازد؟
اولین مانعى که مىتوان براى این عبادت و تمام اعمال خیر دیگر برشمرد، شیطان است. شیطان از روزى که از درگاه خداوند و جمع ملائک رانده شد، سوگند یاد کرد که همه بندگان خدا را از راه حق منحرف سازد و نگذارد کسى در راه دین خدا گام بردارد و به درگاه خدا تقرب جوید؛ لذا از هر وسیلهاى براى دور کردن انسانها از خداوند و اعمال خیر، از جمله خواندن نماز شب استفاده مىکند.
امام باقر مىفرماید:
«إِنَّ لِلَّیلِ شَیطانا یُقالُ لَهُ: اَلرَّها، فَاِذا اِستَیقَظَ العَبدُ و اَرادَ القِیامَ اِلَى الصَّلاهِ؛ قالَ لَهُ: لَیسَت ساعَتُکَ، ثُمَّ یَستَیقِظُ مَرَّهً اُخرى، فَیَقُولُ لَهُ: لَم یَأنِ لَکَ. فَما یَزالُ کَذلِکَ یُزیِلُهُ و یَحبِسُهُ حَتّى یَطلُعُ الفَجرُ…»؛
«براى شب شیطانى است که به او «رها» مىگویند. پس هرگاه بندهاى بیدار مىشود و مىخواهد نماز شب بخواند به او مىگوید: هنوز ساعت نماز نشده است. سپس براى بار دوم بیدار مىشود باز به او مىگوید: هنوز وقت نماز نیست و پیوسته همین عمل را تکرار مىکند تا صبح مىشود…».[۱۳]
یکى دیگر از موانع نماز شب، گناه است. گناه باعث مىشود که خداوند بسیارى از توفیقات، از جمله توفیق خواندن نماز شب را از انسان سلب نماید.
مردى نزد على آمد و عرض کرد:
«یا اَمیرَالمُؤمنِینَ! إِنِّى قَد حُرِمتُ الصَّلاهَ بِاللَّیلِ، فَقالَ اَمیرُالمُؤمِنینَ : أَنتَ رَجُلٌ قَد قَیَّدَتکَ ذُنُوبُکَ»؛
«اى امیرالمؤمنین! من از نماز شب محروم هستم. حضرت به او فرمود: تو مردى هستى که گناهانت تو را به بند کشیده است».[۱۴]
امام صادق در روایتى دیگر مىفرماید:
«إِنَّ الرَّجُلَ یُذنِبُ الذَّنبَ فَیُحرَمُ صَلاهَ اللَّیلِ و إِنَّ العَمَلَ السَّیِّىءَ اَسرَعُ فِى صاحِبِهِ مِنَ السِّکّینِ فِى اللَّحمِ»؛
«گاهى انسان مرتکب گناهى مىشود و به واسطه آن از خواندن نماز شب محروم مىشود. همانا تأثیر گناه و عمل بد از تأثیر کارد در گوشت، سریعتر است».[۱۵]
از جمله موانعى که متفرع بر مانع قبلى است و باعث مىشود انسان به خواندن نماز شب موفق نشود، خوردن مال حرام است. این سَلب توفیق، همچون بسیارى از آثار دیگر مال حرام، جزء آثار وضعى این عمل است؛ به این معنا که محقق شدن این آثار اختصاص به علم و آگاهى انسان نسبت به حرام بودن مال و لقمه انسان ندارد، بلکه در صورت عدم آگاهى از حرام بودن مال نیز این آثار محقق خواهد شد که در اینجا به یک نمونه از خوردن مال حرام و ترتب آثار آن اشاره مىکنیم:
شیخ عباس قمى(ره) و سلب توفیق نماز شب
از مرحوم شیخ عباس قمى، صاحب کتاب گرانسنگ «مفاتیح الجنان»، نقل شده است:
یک سال از قم براى امرى به همدان مسافرت نمودم و در آنجا میهمان یکى از معتمدین بودم. شبى صاحب منزل اظهار داشت: امشب در منزل شخصى از آشنایان براى شام میهمان هستیم و از من خواهش نمود که همراه او بروم و چون امتناع نمودم اصرار نمود که آمدن شما براى من و آبروى من خوب است و با این لحن مرا در محذور قرار داد. به هرحال آن شب را به آن میهمانى رفتم و شام خوردم. فردا صبح برخلاف همیشه که به راحتى براى نماز شب برمى خواستم موقعى از خواب بیدار شدم که چیزى به طلوع آفتاب نمانده بود. با عجله وضو گرفتم و نماز صبح را خواندم. پس از نماز به فکر فرو رفتم که چه شده که از خلوت شب محروم ماندم؟ هرچه اندیشیدم عاملى جز شام شب گذشته براى آن نیافتم. صاحب منزل که آمد پرسیدم: کسى که دیشب در منزلش غذا خوردیم چه شغلى دارد؟ او گفت: او کارمند فلان اداره است که در آن زمان پول ربا به مردم مىدادند. من ناراحت شدم و از وى گلایه کردم که چرا مرا به این سفره دعوت نمودى و من از آن شب به بعد تا مدت چهل شب هرچه کردم بر نماز شب توفیق نیافتم.[۱۶]
[۱]. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۹۱؛ روضه الواعظین، ص ۲۹۴٫
[۲]. وسائل الشیعه، ج ۸ ، ص ۱۶۲٫
[۳]. اسراء ۱۷ ۷۹٫
[۴]. تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۲۳۱ ـ ۲۳۲٫
[۵]. سجده ۳۲ ۱۶ ـ ۱۷٫
[۶]. مجمع البیان، ج ۸ ـ ۷، ص ۵۱۸٫
[۷]. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۷۷؛ بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۳۲۹٫
[۸]. المحاسن، ج ۱، ص ۱۷؛ الکافى، ج ۸ ، ص ۷۹٫
[۹]. بحارالانوار، ج ۸۷ ، ص ۱۶۱٫
[۱۰]. سیماى فرزانگان، ص ۲۱۴٫
[۱۱]. همان.
[۱۲]. سیماى فرزانگان، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۱٫
[۱۳]. وسائل الشیعه، ج ۸ ، ص ۱۶۳٫
[۱۴]. همان، ص ۱۶۱؛ عوالى اللئالى، ج ۲، ص ۵۱٫
[۱۵]. الکافى، ج ۲، ص ۲۷۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۲۳۹٫
[۱۶]. مفاسد مال و لقمه حرام، ص ۳۶ ـ ۳۷٫
منبع: برگرفته از کتاب سیمای شیعه از نگاه اهل بیت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.

















هیچ نظری وجود ندارد