۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه پیامبر اکرم (ص)

آمار روایات فضائل اهل بیت در صحاح

آمار روایات فضائل اهل بیت در صحاح
0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

آمار روایات فضائل اهل بیت در صحاح

در این بخش ـ به یارى پروردگار ـ به آمار روایات فضائل اهل بیت در صحاح و ذکر متن آنها مى‏پردازیم.

پیش از ورود، باید گفت که ذکر این روایات در کتاب‌هاى ششگانه از نظر مکانى به دو گونه است؛ گاهى این روایات در جاى ویژه‏ى روایات فضائل آمده و گاه در جاهاى دیگر و به مناسبت‏هاى گوناگون، که به هر دوى آنها پرداخته خواهد شد؛ هرچند که آمار این احادیث در کتاب‌هاى فضائل پراهمیت‏تر است؛ چرا که خواننده‏ى این کتاب‌ها بیشتر براى پى‏بردن به روایات فضائل، به این بخش‏ها روى مى‏آورد؛ و شایسته است که نویسنده‏ى کتاب هر آنچه از روایات را که در فضائل است در اینگونه بخش‏ها یادآور شود.

دیگر اینکه در آوردن متن روایات فضائل، از ذکر بعضى از اسناد خوددارى مى‏کنیم؛ چرا که در این بخش آوردن آن سودى ندارد.

همانند بخش نخست، به ترتیب: بخارى، مسلم، ابن ماجه، ابن داود، ترمذى و نسائى پیش خواهیم رفت.

۱ـ صحیح بخارى (م ۲۵۶ هـ.ق)

محمد بن اسماعیل در صحیح خود([۱])، کتاب‌هایى را به بیان فضل و فضائل و برخى موضوعات دیگر اختصاص داده که به شرح زیر است:

۱ـ کتاب فضل الصلاهًْ فی مسجد مکّهًْ والمدینهًْ.

۲ـ کتاب فضائل المدینهًْ.

۳ـ کتاب فضل لیلهًْ القدر.

۴ـ کتاب الهبهًْ وفضلها والتحریض علیها.

۵ـ کتاب المناقب.

۶ـ کتاب فضائل أصحاب النبی.

۷ـ کتاب مناقب الأنصار.

۸ـ کتاب فضائل القرآن.

الف ـ فضائل حضرت على بن ابى‏طالب:

در صحیح بخارى، در «کتاب فضائل اصحاب النبی»، بخشى را با این عنوان مى‏بینیم: «بابُ مناقب على بن أبی‌طالب القُرشیّ الهاشمیّ أبی الحسن رضى‏الله‏عنه».

در زیر این عنوان ۹ روایت آمده است که دو روایت بى‏سند است:

۱ـ وقال النبی لعلیّ: «أنت منی وأنا منک».

۲ـ وقال عمرُ: توفّی رسول الله‏ وهو عنه راضٍ([۲]).

دو روایت دیگر از این روایات تکرارى است که هر دو، روایتِ فتح خیبر است که پیامبر فرمودند:

۳۷۰۱ـ «… لأعطینّ الرّایه غدا رجلاً یفتح الله‏ على یدیه…»

۳۷۰۲ـ «… لأعطینّ الرّایه أو لیأخذنّ الرّایه غدا رجل یحبّه الله‏ و رسوله ـ أو قال: یحبّ الله‏ ورسوله ـ یفتح الله‏ على یدیه…»([۳]).

البته روایت دوم، فضیلت بیشترى را شامل مى‏شود.

یکى از این روایات نُه‏گانه چنین است:

۳۷۰۶ـ «… قال النبیّ لعلیّ: «أما ترضى أن تکون منّی بمنزله هارون من موسى»؟([۴]).

با دقت در این روایات نُه‏گانه، مى‏توان گفت که بخارى تنها ۲ روایت از روایات فضائل على را آورده؛ و اگر روایت بى‏سند «أنت منى و أنا منک» را نیز به شمار آوریم، تعداد این روایات به ۳ خواهد رسید([۵]).

یادآورى مى‏شود که روایت «أنت منی وأنا منک» به شماره‏ى حدیث ۲۶۹۹ در «کتاب الصلح»، باب «کیف یُکب: هذا ما صالح فلان بن فلان …»، نیز، همراه با سند آمده؛ که البته این گزاره، بخشى از این روایت است([۶]).

یک روایت نیز درباره سوره برائت و تأذین على در صحیح بخارى دیده مى‏شود؛ که البته در جاهاى گوناگونى از صحیح آمده است([۷])،([۸]).

روایت «أنت منى بمنزله»، در «الکتاب المغازى»؛ باب «غزوهًْ تبوک …» تکرار شده که البته «… إلاّ أنّه لیس نبیٌّ بعدی» را نیز دارد([۹]). شماره ۴۴۱۶٫

یک روایت نیز در «کتاب الأذان» باب «إتمام التکّبیر فى الرکوع»، دیده مى‏شود که مى‏توان آن را از فضائل امیر المؤمنین على دانست([۱۰]).

همچنین در «کتاب التفسیر»، سوره بقره، «باب قوله ما ننسخ من آیهًْ أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها»، روایتى، به شماره ۴۴۸۱، آمده است که بخشى از آن را مى‏توان از فضائل امام على دانست:

«… قال عمر: أقرؤنا أبیّ وأقضانا عَلیّ …»([۱۱]).

روایت ۴۲۵۱ نیز بیانگر یکى دیگر از فضائل على است؛ (کتاب المغازی؛ باب عمرهًْ القضاء)([۱۲]).

در همان «کتاب التفسیر»، در تفسیر سوره‏ى حج، روایت شماره ۴۷۴۴، دو روایت از فضائل امام دیده مى‏شود:

«… هم الذین بارزوا یوم بدر: عَلیٌّ وحمزه وعبیده… أنا اوّل من یجثو بین یدی الرّحمن للخصومیه یوم القیامه…»([۱۳]).

روایت شماره ۴۴۱ از «کتاب الصلاهًْ؛ باب نوم الرجال فی المسجد»([۱۴])؛

روایت شماره ۶۲۰۴ از «کتاب الأدب؛ باب التکنّی بأبی تراب وإن کانت له کنیهًْ أخرى»([۱۵])؛

روایت شماره ۶۲۸۰ از «کتاب الاستئذان؛ باب القائلهًْ فی المسجد»؛([۱۶])

روایت شماره ۲۹۴۲ از «کتاب الجهاد؛ باب دعاء النبی إلى الاسلام والنبوهًْ»؛([۱۷]) در همان کتاب، «باب فضل من أسلم على یدیه رجلٌ» حدیث شماره ۳۰۰۹([۱۸]):

روایات ۴۲۰۹ و ۴۲۱۰ از «کتاب المغازى؛ باب غزوهًْ خیبر»؛([۱۹])

ب ـ فضائل حضرت فاطمه [زهرا] دختر پیامبراعظم:

در کتاب «فضائل أصحاب النبى»، باب «مناقب قرابهًْ رسول الله‏ و منقبهًْ فاطمهًْ بنت النبیّ»؛ شش روایت آمده است.

یکى از آنها بى‏سند است: «وقال النبیّ: فاطمه سیده نساء اهل الجنه»([۲۰]). یعنى فاطمه سرور زنان بهشت است. از جمله‏ى آنها این روایت است:

«… أنّ رسول الله‏ قال: فاطمه بضعه منّی، فمن أغضبها أغضبنی».([۲۱])

یعنى، فاطمه پاره تن من است؛ پس هر آنکس که او را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است. (۳۷۱۴)

در واقع در صحیح بخارى بیش از ۴ روایت در فضایل فاطمه، در این بخش نیامده. البته در بابى دیگر به نام «باب مناقب فاطمهًْ»، دو روایت دیگر آمده است که یکى همان حدیث: «فاطمه سیّده نساء أهل الجنه» است([۲۲]) و دیگرى روایت «فاطمه بضعه منی فمن أغضبها أغضبنی»، که با همان اسناد ذکر شده است.([۲۳])

یک روایت نیز در «کتاب النکاح»، باب «ذبّ الرّجل عن ابنهًْ …»، آمده است که بخشى از آن از فضایل حضرت فاطمه است: «… فإنّما بضعه منی، یُریبنی ما أرابها، و یؤذینی ما آذاها»([۲۴]) این روایت در دیگر بخش‏هاى صحیح بخارى نیز آمده است.

همچنین یک روایت در «کتاب المناقب»، باب «علامات النبوّهًْ فی الاسلام»، حدیث ۳۶۲۴ آمده است:

«…أما ترضین أن تکونی سیده نساء أهل الجنه أو نساء المؤمنین؟…»([۲۵]).

این روایت در جاهاى دیگر صحیح بخارى نیز آمده است؛ از جمله در «کتاب الأستئذان»، باب «من ناجى بین یدى الناس ولم یُخبر بسرّ صاحبه فإذا مات أخبر به»؛ در حدیث شماره ۶۲۸۶ آمده است:

«… یا فاطمه ألا ترضین أن تکونی سیده نساء المؤمنات أو سیّده نساء هذه الاُمّه؟»([۲۶]).

روایت شماره ۳۱۱۳ از «کتاب فرض الخمس؛ باب الدلیل على أنّ الخمس لنوائب رسول الله‏ والمساکین» را نیز مى‏توان در شمار فضائل فاطمه دانست.([۲۷])

روایت شماره ۵۳۶۱، «کتاب النفقات؛ باب عمل المرأهًْ فی بیت زوجها»؛([۲۸])

روایت شماره ۶۳۱۸، «کتاب الدعوات؛ باب التکبیر والتسبیح عند المنام»؛([۲۹])

روایت شماره ۳۱۱۰ از «کتاب الخمس؛ باب ما ذُکر من درع النبی…»؛

«…إنّ فاطمه منّی…»([۳۰])

روایت شماره ۳۷۲۹ از «کتاب فضائل أصحاب النّبی؛ [باب] ذکر أصهار النبی منهم أبو العاص بن الرَّبیع»؛

«…إنّ فاطمه بضعه منّی وإنى أکره أن یسوءها…»([۳۱])

ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین:

در «باب مناقب الحسن والحسین» (رضى‏الله‏عنه)، نُه روایت به چشم مى‏خورد؛ که مى‏توان ۵ روایت را از فضائل آنها دانست؛ دو روایت در فضیلت امام حسن، و سه روایت هم در فضیلت امام حسن و هم امام حسین ذکر شده است.([۳۲])

۳۷۵۳ـ حدثنا محمد بن بشار حدثنا غندر شعبه عن محمد‌بن أبی یعقوب سمعت ابن أبی نعم سمعت عبد الله‏ بن عمر وسأله عن المحرم قال شعبه احسبه یقتل الذباب فقال أهل العراق یسألون عن الذباب وقد قتلوا ابن ابنه رسول الله‏ صلى الله‏ علیه وسلم وقال النبی صلى الله‏ علیه وسلم هما ریحانتای من الدنیا.([۳۳])

گویا این سخن را عبدالله‏ بن عمر در پاسخ کسى از اهل عراق که از او درباره کفاره کشتن مگسى در حال احرام پرسش کرده، بر زبان آورده باشد.

این روایت در «کتاب الأدب»، باب «رحمهًْ الولد و تقبیله ومعانقته»، شماره ۵۹۹۴ آمده است([۳۴]).

در همین کتاب، باب «وضع الصّبی على افخذ»، یک روایت به شماره ۶۰۰۳ آمده که فضیلتى براى امام حسن است([۳۵]).

در «کتاب أحادیث الأنبیاء» نیز، یک روایت به چشم مى‏خورد که مى‏توان آن را از فضائل امام حسن و حسین شمرد.

۳۳۷۱ـ «کان النبی یُعوّذ الحسن والحسین ویقول: «إنّ أباکما([۳۶]) کان یُعوّذ إسماعیل وإسحاق، أعوذ بکلمات الله‏ التّامّه، من کلّ شیطان وهامّه ومن کلّ عین لامّه»([۳۷])

در «کتاب فضائل أصحاب النّبی؛ [باب] ذکر اُسامهًْ بن زید» روایات شماره ۳۷۳۵ و ۳۵۴۴ در فضیلت امام حسن به چشم مى‏خورد.([۳۸])

در «کتاب الفتن»؛ باب قول النّبی للحسن بن على:

«إنّ ابنی هذا سیّد ولعلّ الله‏ أن یُصلح به بین فئتین من المسلمین».

روایت شماره ۷۱۰۹ بیانگر فضیلت امام حسن است.([۳۹])

روایت شماره ۲۱۲۲ از «کتاب البیوع؛ باب ما ذُکر فی الاسواق»؛ درباره امام حسن است.([۴۰])

روایت شماره ۵۸۸۴ از «کتاب اللباس؛ باب السّخاب للصبیان»؛ درباره امام حسن است.([۴۱])

روایت شماره ۵۹۹۷ از «کتاب الأدب؛ باب رحمهًْ الولد و …»؛ درباره امام حسن و امام حسین است.([۴۲])

د ـ فضائل اهل بیت:

بخارى در «کتاب الدعوات»، باب الصّلاهًْ على النبیّ دو روایت آورده که آنها را مى‏توان یک روایت در فضیلت اهل بیت دانست. روایات شماره ۶۳۵۷ و ۶۳۵۸؛

ـ اللهم صلّ على محمد وعلى آل محمد، کما صلّیت على آل ابراهیم إنّک حمید مجید. اللهم بارک على محمد وعلى آل محمد، کما بارکت على آل إبراهیم إنّک حمید مجید.([۴۳])

این روایت در تفسیر آیه ۵۶ سوره احزاب در کتاب التفسیر نیز آمده است.

همچنین در «کتاب أحادیث الأنبیاء»، حدیث شماره ۳۳۷۰، این روایت آمده است:

ـ «فقال سألنا رسول الله‏ صلى الله‏ علیه وسلم فقلنا یا رسول‏کیف الصلاه علیکم أهل البیت فان الله‏ قد علمنا کیف نسلم قال قولوا اللهم صلى علی محمد وعلی آل محمد کما صلیت علی إبراهیم وعلی آل إبراهیم انک حمید مجید اللهم بارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی إبراهیم وآل إبراهیم انک حمید مجید»([۴۴]).

در «کتاب الزکاهًْ»، باب «أخذ صدقهًْ التمر عند صِرام النّخل وهل یُترک الصّبی فیمسُّ تمر الصدقهًْ»، روایتى ذکر شده که آن را هم مى‏توان از فضائل آل البیتو هم از فضائل امام حسن و امام حسین دانست: «… أما علمت أنّ آل محمّد لایأکلون الصدقه؟»([۴۵]). به روایت ۱۴۹۱ و ۳۰۷۲ نیز نگاه کنید.([۴۶])

در دو روایت ۳۷۱۳([۴۷]) و ۳۷۵۱([۴۸])، که هر دو یکى است نیز دیده مى‏شود:

ـ «… قال ابوبکر: ارقبوا محمدا فی أهل بیته».

ه‍ ـ فضائل حضرت مهدى:

در حدیث شماره ۳۴۴۹ از «کتاب أحادیث الأنبیاء؛ [باب] نزول عیسى بن مریم» روایتى بدین مضمون آمده است:

«کیف أنتم إذا نزل ابنُ مریم فیکم وإمامکم منکم؟»([۴۹]).

و ـ فضائل على بن الحسین:

روایت شماره ۲۵۱۷ در «[کتاب العتق]؛ [بابٌ]: فى العتق وفضله»، در فضیلت ایشان است:

ـ «… سعید بن مرجانه صاحب علیّ بن الحسین قال: قال لی أبوهریره. قال النبیّ: «أیما رجل أعتق امرءا مُسلما استنقذ الله‏ بکل عضو منه عضوا من النار». قال سعید بن مرجانه: فانطلقت به إلى علیّ بن الحسین فعمد علی بن الحسین رضى‏الله‏عنه إلى عبد له قد أعطاه به عبدالله‏ بن جعفر عشره آلاف درهم، أو ألف دینار أعتقه»([۵۰])

۲ـ صحیح مسلم (م ۲۶۱ هـ.ق)

سه کتاب در آن با موضوع فضائل نگاشته شده است:

۱ـ کتاب فضائل القرآن وما یتعلق به.

۲ـ کتاب الفضائل.

۳ـ کتاب فضائل الصحابهًْ.

الف ـ فضائل على‌بن ابى طالب:

در کتاب «فضائل الصحابهًْ»، در بخش «باب من فضائل علیّ بن أبی‌طالب رضى‏الله‏عنه»، ده روایت آمده است. با دقت در این روایات و با توجه به حدیث‏هاى تکرارى مى‏توان گفت در حقیقت سه روایت در فضیلت امام ذکر شده است؛

۶۲۱۷ـ «… قال رسول الله‏ لعلیّ: أنت منّی بمنزله هارون من موسی، إلاّ أنّه لانبیّ بعدی»([۵۱]).

روایت شماره ۷۵۶۲ نیز در فضائل امام است.([۵۲])

در «مکاتب الایمان»، «باب الدلیل على أن حبّ الأنصار و علیّ رضى‏الله‏عنه من الایمان و علاماته وبغضهم من علامات النفاق»، روایت شماره ۲۴۰ مى‏گوید:

«قال علی: والذی فلق الحبّه وبَرَأالنسمه إنّه لعهد النّبی [الأمی] إلی: أن لایحبنی إلاّ مؤمن ولایبغضنی إلاّ منافق»([۵۳])

همچنین دو روایت در «کتاب الطهارهًْ، باب التوقیت فی المسح على الخفین» به شماره‏هاى ۶۳۹ و ۶۴۱ به چشم مى‏خورد که مى‏توان این دو روایت را فضیلتى براى امام دانست:

۶۳۹ـ «… أتیتُ عائشه أساُلها عن المسح على الخفین، فقالت: علیک بابن أبی طالب فَسَلْهُ، فإنه کان یُسافرمع رسول الله‏ …».

۶۴۱ـ «… سألت عائشه عن المسح على الخفین، فقالت: إیت علیّا فإنّه اعلَمُ بذلک منی …»([۵۴]).

روایت شماره ۴۶۷۸ که روایتى بسیار طولانى است. در بخش پایانى این روایت آمده است:

«… ثم أرسلنی إلى عَلیّ، وهو أرمدُ، فقال: لأعطینّ الرایه رجلاً یحبّ الله‏ تعالى ورسولَه أو یحبّه الله‏ ورسوله» قال: فأتیت علیا فجئت به أقوده و هو أرمد، حتّى أتیت به رسول الله‏ فبسق فی عینیه فبرأ وأعطاه الرّایه، وخرج مرحبٌ فقال:

قد علمت خیبرُ أنّی مرحبٌ           شاکی السّلاح بطل مجرّب

إذا المروب أقبلت تلهّبُ

فقال علیّ:

أنا الذی سمّتنی أمی حیدره       کلیث غابات کریه المنظره

أو فیهمُ بالصّاع کیل السندره

قال: فضرب رأس مرحب فقتله، ثم کان الفتح على یدیه». (کتاب الجهاد؛ باب غزوه خیبر)([۵۵]).

ب ـ فضائل حضرت فاطمه زهرا دختر پیامبر اکرم:

در «بابُ من فضائل فاطمهًْ بنت النبیّ رضى‏الله‏عنه»، هفت روایت به چشم مى‏خورد که در واقع سه روایت بیشتر در فضائل آن حضرت نیست؛ که روایت شماره ۶۳۱۴ از آن جمله است؛

«… یا فاطمه! اما ترضی أن تکونی سیّده نساء المؤمنین، أو سیده نساء هذه الامّه …»([۵۶]).

روایت شماره ۶۹۱۵ و ۶۹۱۸ را نیز مى‏توان یک روایت به شمار آورد: که در «کتاب الذکر والدعاء؛ باب التسبیح أول النّهار وعند النوم»، و درباره دستور تسبیحات به حضرت زهرا است تکرار شده است([۵۷]).

ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین:

در «بابُ من فضائل الحسن و الحسین رضى‏الله‏عنه»، پنج روایت آمده است؛ که در واقع تنها یک روایت آن، در فضیلت امام حسن است([۵۸]). و یک روایت دیگر را نیز مى‏توان از فضائل هر دو امام دانست.([۵۹])

د ـ مناقب اهل بیت:

البته نباید نکته‏اى را فراموش کرد و آن اینکه مسلم پس از بیان روایت پایانى در این باب، حدیث کساء را تحت عنوان «باب فضائل أهل بیت النبیّ» آورده است.([۶۰])

با توجه به اینکه مسلم این عنوان را در کتابش نیاورده و پس از او دیگران کتاب اورا باب‏بندى کرده‏اند، مى‏توان گفت: او این روایت را به عنوان فضائل امام حسن و امام حسین نیز آورده است.([۶۱])

یک روایت دیگر به شماره ۲۴۷۳ به چشم مى‏خورد که مى‏توان آن را فضیلتى براى اهل بیت به شمار آورد.([۶۲])

دو روایت دیگر به شماره‏هاى ۲۴۸۱ و۲۴۸۲ در کتاب الزکاهًْ دیده مى‏شود که مى‏توان آن دو را یک روایت و در فضیلت اهل بیت دانست:

«… إنّ هذه الصدقات إنما هی أوساخ الناس و إنها لاتملّ لمحمّدٍ ولا لآل محمد…»([۶۳])

مسلم در قسمت بیان فضائل امیرالمؤمنین «حدیث ثقلین» را آورده است که در حقیقت روایت شماره ۶۲۲۵ از فضائل اهل بیت به شمار مى‏آید:

«… أمّا بعدُ، ألا أیّها الناس! فانّما أنا بشرٌ یوشیکُ أن یأتی رسول ربّی فاُجیبَ، وأنا تارکٌ فیکم ثقلین: اوّلهما کتاب الله‏، فیه الهُدی والنّور، فخذوا بکتاب الله‏ واستمسکوا به، فحثّ على کتاب الله‏ و رغّب فیه، ثم قال: وأهل بیتی، اُذکّرکم الله‏ فی أهل بیتی، أذکرّکم الله‏ فی أهل بیتی، أذکرکم الله‏ فی أهل بیتی …»([۶۴])

همچنین در، «کتاب الصلاهًْ، باب الصلاهًْ على النّبی بعد التشهد»، سه روایت آمده که مى‏توان هر سه را روایتى در فضیلت اهل بیت به شمار مى‏آورد([۶۵]).

۹۰۷ـ «… قولوا: اللهم! صلّ علی محمدٍ وعلی آل محمد…»

روایت شماره ۵۹۳ نیز در فضائل اهل بیت است:

ـ «… إنّ الله‏ عز وجل اصطفی کنانه من ولد إسماعیل، واصطفى قریشا من کنانه، واصطفى من قریش بنى‏هاشم، واصطفانی من بنی هاشم»([۶۶]).

ه‍ ـ فضائل حضرت مهدى:

در روایت شماره ۳۹۴ از «کتاب الایمان؛ باب نزول عیسى بن مریم …»، آمده است:

ـ «… کیف أنتم إذا نزل فیکم ابنُ مریم فأمّکم منکم؟ … عن أبی هریره: وإمامکم منکم …».

روایت ۳۹۲ نیز همان گونه است:

ـ «… کیف أنتم إذا نزل ابن مریم فیکم وإمامکم منک؟»([۶۷])

و ـ فضائل حضرت على بن الحسین:

روایت شماره ۳۷۹۸ از «کتاب العتق؛ (باب فضل العتق)»؛ این روایت با اندکى تفاوت مانند روایت بخارى است که گذشت.([۶۸])

۳ـ سنن ابن ماجه (م ۲۷۶ هـ.ق)

الف ـ فضائل على بن ابى طالب:

او در سنن خود بابى را با این عنوان دارد: «بابٌ فی فضائل أصحاب رسول الله‏». او در بخش «فضل على بن أبی طالب رضى‏الله‏عنه»، هشت روایت آورده است. روایاتى را که او آورده بسیار ارزشمند است که در واقع بیانگر هفت فضیلت از فضائل آن امام است.([۶۹])

در بخش «فضل سلمان و أبی ذرّ و المقداد»، روایتى هست که در آن فضیلتى از امامدیده مى‏شود:

«… قال رسول الله‏: إنّ الله‏ أمرنی بحبّ أربعه وأخبرنی أنّه یحبّهم. قیل: یا رسول الله‏ من هُم؟ قال: علیٌّ منهم، یقول ذلک ثلاثا، وابوذرّ وسلمان ومقداد»([۷۰]).

روایتى در «کتاب الصلاهًْ؛ باب الاشارهًْ فی التشهد» نقل شده است که مى‏توان آن را از فضائل امام برشمرد:

«… عن أبی موسی قال: صلّی بنا علیٌ یوم الجمل؛ صلاهً ذکرّنا صلاه رسول الله‏. فإمّا أن نکون نسیناها وإمّا أن نکون ترکناها، فسلّم على یمینه وعلى شماله».([۷۱])

حدیث شماره ۵۵۲ نیز در فضیلت امام است([۷۲]).

در «أبواب الأحکام؛ بابُ ذکر القضاهًْ» نیز یک روایت در فضیلت آن امام همام به چشم مى‏خورد:

«… عن علیّ قال: بعثنی رسول الله‏ إلى الیمن. فقلت: یا رسول الله‏ تبعثنی وأنا شابّ أقضی بینهم، ولا أدری ما القضاء؟ قال، فضرب بیده فی صدری، ثم قال: «اللهم اهدِ قلبه وثبّت لسانه»، قال: فما شککتُ بعدُ فی قضاءٍ بین اثنین».([۷۳])

روایت شماره ۲۸۳۵ در «ابواب الجهاد؛ باب المبارزهًْ والسلب»، نیز بیانگر فضیلت حضرت امیرالمؤمنین على است.([۷۴])

ب ـ فضائل حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین:

ابن ماجه، در باب فضائل یاران پیامبر، عنوانى را به دختر پیامبر اختصاص نداده؛ ولى زیر عنوان «فضل الحسن والحسین ابنی علیّ بن أبی طالب رضى ‏الله ‏عنه»، چهار روایت آورده که یک روایت در فضیلت امام حسن، یک روایت در فضیلت امام حسین، یک روایت در فضیلت هر دوى ایشان و یک روایت در فضیلت حضرت على، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین است.([۷۵])

این چهار روایت چنین است:

۱۴۲ـ حدثنا أحمد بن عبده. ثنا سفیان بن عیینه، عن عبید الله‏ بن أبی یزید، عن نافع بن جبیر، عن أبی هریره، أن النبی صلى‏علیه وسلم قال للحسن: «اللهم إنی أحبه. فأحبه وأحب من یحبه» قال وضمه إلى صدره.

۱۴۳ـ حدثنا علی بن محمد. ثنا وکیع، عن سفیان، عن داود بن أبی عوف أبى الجحاف، وکان مرضیا، عن أبی حازم، عن أبی هریره، قال قال رسول الله‏ صلى الله‏ علیه وسلم: «من أحب الحسن والحسین فقد أحبنی، ومن أبغضهما فقد أبغضنی». فی الزوائد إسناده صحیح، رجاله ثقات.

۱۴۴ـ «… وقال: حسین منی وأنا من حسین، أحب الله‏ من أحبّ حسینا، حسین سبط من الأسباط».

۱۴۵ـ … قال رسول الله‏ لعلیّ وفاطمه والحسن والحسین: «أنا سلم لمن سالمتم وحرب لمن حاربتم».([۷۶])

دو روایت به شماره‏هاى ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ در بیان فضیلت حضرت فاطمه است که هر دوى آنها را یک روایت مى‏توان برشمرد.([۷۷])

همچنین در «أبواب ما جاء فی الجنائز؛ بابُ من جاء فی ذکر مرض رسول الله‏»، شماره روایت ۱۶۲۱ از فضائل فاطمه شمرده مى‏شود:

«… ألا تَرْضَیْنَ أن تکونی سیّده نساء المؤمنین، أو نساء هذه الأمّه…».([۷۸])

این حدیث صحیح است.

در «أبواب الطّب؛ باب ما عوّذ به النبی و ما عوّذ به»، حدیث شماره ۳۵۲۵ را مى‏توان یک روایت در فضائل امام حسن و امام حسین  شمرد([۷۹]).

نیز در «کتاب اللباس؛ باب لبس الأحمر للرجال»، روایت شماره ۳۶۰۰ در فضائل آن دو بزرگوار است:

«… رأیت رسول‏الله‏ یخطب. فأقبل حسن و حسین. علیها قمیصان أحمران. یعثران ویقومان. منزل النبی، فأخذهما فوضعهما فی حجره… ثم أخذ فی خطبته»([۸۰])

روایت شماره ۱۹۱۱ «ابواب النکاح؛ باب الولیمهًْ» را مى‏توان بیانگر فضائل فاطمه برشمرد:

«… فما رأینا عُرسا أحسن من عُرس فاطمه»([۸۱]).

روایت شماره ۳۹۲۳، «أبواب تعبیر الرؤایا؛ باب التعبیر الرؤیا»؛ در فضیلت هر دو امام یا هر یک از آن دو است.([۸۲])

روایت شماره ۳۶۶۶ از «أبواب الأدب؛ باب بر الوالد والاحسان إلى البنات»، روایتى در فضیلت دو امام است([۸۳]).

ج ـ فضائل اهل بیت:

ابن ماجه در «کتاب الصلاهًْ؛ باب الصلاهًْ على النبیّ»، چهار روایت آورده که مى‏توان آنها را در شمار روایات فضائل اهل‏بیت شمرد، که البته مضمون همه آنها با اندکى تفاوت، یکى است و یک روایت به شمار مى‏آید؛ از جمله آنها روایت شماره ۹۰۶ است.

«… عن عبدالله‏ بن مسعود قال: إذا صلّیتم علی رسول الله‏ فأحسنوا الصلاه علیه، فإنکم لاتدرون لعل ذلک یُعرض علیه … قالوا: اللهم اجعل صلاتک ورحمتک وبرکاتک على سیّد المرسلین وإمام المتّقین وخاتم النبیّین، محمدٍ عبدک ورسولک، إمام الخیرِ وقائد الخیر ورسول الرّحمه، اللهم ابعثه مقاما محمودا یغبطه به الاوّلون والأخرون. أللهم صل على محمد و على آل محمد کما صلیت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم إنک حمید مجید، أللهم بارک على محمّد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم إنک حمید مجید»([۸۴]).

روایت شماره ۴۰۸۷ نیز در «کتاب الفتن» دیده مى‏شود در «باب خروج المهدى» که در فضیلت اهل بیت است:

«… عن أنس بن مالک قال: سمعت رسول الله‏یقول: نحن ولد عبدالمطلب ساده أهل الجنّه، أنا وحمزه وعلیّ وجعفر والحسن والحسین والمهدّی»([۸۵])؛

این روایت از فضائل هر یک از ایشان به شمار مى‏رود.

روایت شماره ۱۴۰ نیز در فضیلت اهل بیت است:

«… وَالله‏ لایدخلُ قلبَ رجلٍ الایمانُ حتى یُحبّهم([۸۶]) لله ولِقرابتهم منّی»([۸۷])

حدیث شماره ۴۰۸۲ در فضیلت اهل بیت است:

«… بینما نحن عند رسول الله‏ إذ أقبل فتیه من بنى هاشم، فلما رأهم النبیّ اغرو رقت عیناه([۸۸]) وتغیّر لونه. قال: قلت: ما نزال نری فی وجهک شیئا نکرهه. فقال: إنا أهل بیتٍ اختار الله‏ لنا الأخره على الدنیا وإن اهل بیتی سیلقون بعدی بلاءً وتشریدا وتطریدا. حتى یأتى قومٌ من قبل المشرق معهم رایاتُ سود، فیسألون الخیر، فَلا یعطونه، فیقاتلون فینصرون، فیعطون ما سألوا، فلا یقبلونه حتّى یدفعهوها إلى رجل من أهل بیت، فیملأها قسطا کما مَلأوها جورا. فمن أدرک ذلک منکم فلیأتهم ولو حبوا على الثلج»([۸۹])

این روایت را مى‏توان از فضائل حضرت مهدى برشمرد.

روایت شماره ۲۷۷۹ نیز در فضائل اهل بیت است که مى‏توان آن را از فضائل حضرت مهدى دانست. این روایت در «ابواب الجهاد؛ باب ذکر الدیلم وفضل قزوین» آمده:

«… لو لم یبق من الدنیا یومٌ لطوّله الله‏ عزّ و جل حتى یملک رجل من أهل بیتى، یملک [جبل] دیلم والقسطنطنیه»([۹۰]).

د ـ فضائل حضرت مهدى:

روایات شماره ۴۰۸۲، ۴۰۸۳، ۴۰۸۴، ۴۰۸۵، ۴۰۸۶، ۴۰۸۷ و ۴۰۸۸ را مى‏توان در فضیلت آن وجود نازنین دانست.([۹۱])

این روایت را از فضائل فاطمه نیز مى‏توان برشمرد.

۴ـ سنن ابى داود (م ۲۷۵ هـ.ق)

او در سنن خود کتابى دارد به نام «کتاب السنن» که در آن ابوابى است، مانند: «باب فی التفضیل»، «باب فی الخلفاء» و «باب فی فضل أصحاب النبیّ»([۹۲]).

در هیچ یک از این بخش‏ها، روایتى ویژه حضرت على و فاطمه و امام حسن و امام حسین دیده نمى‏شود.

الف ـ فضائل حضرت على بن ابى‏طالب:

در «کتاب الصلاهًْ؛ باب تمام التکبیر» روایت شماره ۸۳۵ در فضیلت امام على است.([۹۳])

روایت شماره ۳۵۸۲ در «کتاب القضاء؛ باب کیف القضاء» بیانگر یکى دیگر از فضائل ایشان است: «… إنّ الله‏ سیهدی قلبک ویهدی لسانک …».([۹۴])

حدیث شماره ۴۰۷۳ در «کتاب اللباس» را نیز مى‏توان از فضائل امام دانست:

«… رأیت رسول الله‏ بمنىً یخطب على بغله وعلیه برد أحمر، وعلیّ أمامه یُعبّر عنه»([۹۵])

روایت شماره ۴۳۹۹ از «کتاب الحدود؛ باب فی المجنون یسرق أیصیب حدّا» را مى‏توان از فضائل امام دانست. در این روایت على به عمر، فقه یاد مى‏دهد([۹۶]). این حدیث صحیح است.

ب ـ فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر اکرم:

روایت شماره ۵۲۱۷ از «کتاب الأدب؛ باب فی القیام» در فضیلت فاطمه زهرا است:

«… عن أمّ المؤمنین عائشه أنها قالت: ما رأیت أحدا کان أشبه سمتا ودَلاًّ وهدْیا … برسول الله‏ من فاطمه ـ کرم الله‏ وجهها ـ کانت إذا دخل علیها قامت إلیه فأخذت بیده فقبلته وأجلسته فی مجلسها».([۹۷])

این روایت صحیح است.

بخشى از روایت شماره ۲۰۷۱ در «کتاب النکاح؛ باب مایکره أن یجمع بینهن من النساء» فضیلتى از سرور زنان هر دو جهان است.([۹۸])

در روایت شماره ۴۲۱۳ در «کتاب الترجل؛ باب فی الانتفاع بالعاج» آمده‌ است:

«… کان رسول الله‏ إذا سافر کان آخر عهده بانسان من أهله فاطمه واوّل من یدخل علیها إذا قدم فاطمه …»([۹۹])

در روایت شماره ۵۰۶۳ از «کتاب الأدب؛ باب فی التسبیح عند النوم»، آمده است:

«… ألا أحدثک عنی وعن فاطمه بنت رسول الله‏ وکانت أحبّ أهله إلیه …»([۱۰۰])

و روایات ۵۰۶۲ و ۲۹۸۸([۱۰۱]) و ۴۲۸۴([۱۰۲]) نیز در همین موضوع آمده است.

ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین:

روایت شماره ۱۱۰۹ در «کتاب الصلاهًْ؛ باب الامام یقطع الخطبهًْ للأمر یحدث» در فضیلت هر دوى ایشان آمده است.([۱۰۳])

روایت شماره ۴۷۳۷ در «کتاب السنهًْ؛ باب فی القرآن» در فضیلت امام حسن و امام حسین است.([۱۰۴])

روایت شماره ۴۱۳۱ در «کتاب اللباس؛ باب فی جلود النمور والسباع» هست که هم مى‏توان بخشى از آن را تنها فضیلتى براى امام حسن دانست و هم فضیلتى براى هر دو امام. روایت چنین است:

«… وفد المقدام بن معدیکرب و عمرو بن الأسود ورجلٌ من بنى أسد من أهل قِنَّسرین إلى معاویه بن أبی سفیان، فقال معاویه للمقدام: أعلمت أنّ الحسن بن علی توفّی، فرجّع المقدام([۱۰۵])، فقال له فلانٌ: أتعدّها مصیبهً؟ فقال له: ولم لا أراها مصیبه وقد وضعه رسول الله‏ فی حجره فقال: «هذا منّی وحسینٌ من علیّ»، … ثم قال: یا معاویه! إن أنا صدقت فصدّقنی، وإن أنا کذبت فکذّبنی. قال: أفعل. قال: فأنشدک بالله‏! هل سمعت رسول الله‏ینهى عن لُبس جلود السّباع والرکوب علیها؟ قال: نعم. قال: فوالله‏! لقد رأیت هذا کلّه فی بیتک یا معاویه! فقال معاویه: قد علمتُ أنّی لن أنجو منک یا مقدام! …»([۱۰۶]).

این حدیث صحیح است.

روایت شماره ۴۲۹۰، نیز درباره امام حسن است.([۱۰۷])

روایت شماره ۵۲۱۸ در «کتاب الأدب، باب فی قبلهًْ الرجل ولده»، در فضیلت امام حسیناست.([۱۰۸])

روایت شماره ۵۲۲۱ در همان کتاب «باب قبلهًْ الخد» روایتى هست که مى‏توان آن را از فضائل امام حسن دانست.([۱۰۹])

روایت شماره ۵۱۰۵ نیز در همان کتاب «باب فی المولود یؤذن فی أذنه»، یک روایت به شمار مى‏آید.([۱۱۰])

روایت شماره ۲۸۴۱، در فضیلت هر دو امام است.([۱۱۱])

در «کتاب السنّهًْ؛ باب ما یدل على ترک الکلام فی الفتنهًْ» روایت شماره ۴۶۶۲، در فضیلت امام حسن است:

«…إنّ ابنی هذا سیدٌ و إنّى ارجو أن یصلح الله‏ بین فئتین من امتى…»؛ ([۱۱۲])

د ـ فضائل اهل بیت:

در «کتاب الصلاهًْ؛ باب الصلاهًْ على النبی بعد التشهد»، هفت روایت آمده که همه‏ى آنها را مى‏توان یک روایت در فضیلت اهل بیت دانست([۱۱۳]).

روایت شماره ۲۹۸۲ نیز در «کتاب الخراج؛ باب فی بیان مواضع قسم الخمس وسهم ذی القربى».([۱۱۴])

روایت شماره ۲۹۸۰ را نیز مى‏توان به شمار آورد.([۱۱۵])

نیز روایت ۴۲۱۳ را که در فضائل فاطمه گذشت، مى‏توان یک روایت شمرد.([۱۱۶])

روایت ۴۲۹۰ را مى‏توان یک روایت در فضیلت اهل بیت دانست.([۱۱۷])

روایت ۴۲۸۲ و ۴۲۸۳، دو روایت در فضیلت اهل بیت.([۱۱۸])

هـ ـ فضائل حضرت مهدى:

ابوداود در سنن، کتابى به نام «کتاب المهدى» دارد. مى‏توان گفت پنج روایت در فضائل امام مهدى در این کتاب آمده است:

«… لاتذهب الدنیا أو لاتنقضی الدنیا حتى یَمْلک العرب رجل من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی». شماره ۴۲۸۲٫

«… لو لم یبق من الدّهر إلاّ یومٌ لبعث الله‏ رجلاً من أهل بیتى یملأها عدلاً کما ملئت جورا». شماره ۴۲۸۳٫

«… المهدی من عترتی من ولد فاطمه». شماره ۴۲۸۴٫

این روایت را از فضائل فاطمه نیز مى‏توان دانست.([۱۱۹])

بخشى از روایت ۴۲۹۰ را مى‏توان فضیلتى از فضائل امام حسن دانست: «… إنّ ابنی هذا سیّدٌ کما سمّاه النبیّ …»، ادامه این روایت در فضیلت حضرت مهدى است([۱۲۰]).

۵ـ جامع ترمذى (م ۲۷۹ هـ.ق)

او در جامع ابوابى را با موضوعیت فضائل و مناقب به شرح ذیل آورده است:

۱ـ أبواب فضائل الجهاد؛

۲ـ أبواب فضائل القرآن؛

۳ـ أبواب المناقب.

الف ـ فضائل حضرت على بن ابى طالب:

در جامع ترمذى در «أبواب المناقب»، بابى است با این عنوان: «باب مناقب على بن أبی طالب قدس‏سره … وله کنیتان: أبو تراب و أبو الحسن»؛ در این باب چندین روایت از فضائل امام بیان شده است.([۱۲۱])

پس از این باب، ابواب دیگرى آمده که در آنها فضائل امام دیده مى‏شود؛ که روى هم ۲۰ حدیث است که البته چندتاى آن از نظر متن نزدیک به هم‏اند و مى‏توان آنها را تکرارى دانست([۱۲۲]). یکى از این حدیث‏ها افزون بر فضیلت امام، دربر گیرنده فضیلتى براى حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین نیز هست.

حدیث این‏چنین است:

۳۷۳۳ـ «… أنّ النبیّ، أخذ بید حسن وحسین، قال([۱۲۳]): من أحبّنی هذین وأباهما واُمّهما، کان معی فی درجتى یوم القیامه»([۱۲۴])

این حدیث صحیحى است؛ راویان آن ائمه اطهار هستند؛

حدیث دیگرى از این احادیث چنین است:

۳۷۲۱ـ «… کان عند النبیّ طیرٌ، فقال: اللهمّ ائتنی بأحبّ خلقک إلیک، یأ کل معی هذا الطّیر»، فجاء علیّ فأکل معه»([۱۲۵])

روایت شماره ۳۳۰۰ را نیز مى‏توان بیانگر یکى از فضائل امام دانست:

«… قال([۱۲۶]): فبی خفّف الله‏ عن هذه الأمّه»([۱۲۷])

روایت دیگر در مناقب سلمان فارسى است که دربر گیرنده فضیلتى براى امام نیز هست:

«… إن الجنّه تشتاق إلى ثلاثه: علیّ وعمّار وسلمان»([۱۲۸])

روایت شماره ۱۷۰۴ در «أبواب الجهاد؛ باب [ما جاء] من یستعمل على الحرب» آورده است:([۱۲۹])

روایت شماره ۳۰۹۰:

«… بعث النبیّ ببراءه مع أبی‌بکر، ثمّ دعا فقال: «لا ینبغی لأحدٍ أن یُبلّغ هذا إلاّ رجلٌ من أهلی»؛ فدعا علیّا فأعطاه إیّاها»؛([۱۳۰])

روایت شماره ۳۸۱۹؛ «ابواب المناقب؛ باب مناقب أسامهًْ بن زید([۱۳۱]) رضى‏الله‏عنه» نیز به همین مضمون آمده است.

ب ـ فضائل حضرت فاطمه:

در جامع، بابى با این عنوان دیده مى‏شود: «باب ما جاء فی فضل فاطمهًْ بنت محمّد».

در این باب هفت روایت نقل شده است.([۱۳۲])

در «أبواب تفسیر القرآن»، تفسیر سوره احزاب، روایات شماره ۳۲۰۵ و ۳۲۰۶ نیز نقل شده است.([۱۳۳])

روایت شماره ۳۸۷۸ نیز در زیر عنوان «باب فضل خدیجهًْ رضى‏الله‏عنه» دیده مى‏شود که گذشته از اینکه فضیلتى براى ام المؤمنین خدیجه است، فضیلتى براى ام  الأئمه نیز هست:

«حسبک من نساء العالمین: مریم بنت عمران وخدیجه بنت خویلد وفاطمه بنت محمد وآسیه امرأه فرعون»([۱۳۴])

ابو عیسى مى‏گوید: «هذا حدیث صحیحٌ».

در اینجا باید گفت که هرآنچه در فضیلت حضرت خدیجه است در فضل حضرت فاطمه نیز هست چرا که این دختر از آن مادر است؛ مانند روایت ۳۸۷۶ (۳۹۷۹، چاپ دارالفکر بیروت).

روایت شماره ۳۸۹۳ در «باب فضل ازواج النبیّ» آمده است: «… ثم أخبرنی أنی سیّده نساء أهل الجنّه …».([۱۳۵])

در روایت شماره ۳۸۱۹ نیز آمده است:

«أیّ أهلک أحبّ إلیک؟ قال: فاطمه بنت محمّد»؛ (ابواب المناقب؛ باب مناقب أسامه بن زید([۱۳۶]) رضى‏الله‏عنه.)

ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین :

ترمذى در بابى به مناقب امام حسن و امام حسین پرداخته است: «باب مناقب أبی محمد الحسن‌بن علی‌بن أبی‌طالب والحسین‌بن علی ابن أبی طالب»([۱۳۷]).

در این باب ۱۸ روایت در فضیلت امام حسن و امام حسین ذکر شده است.([۱۳۸])

ابو عیسى، پس از این باب روایات دیگرى را نیز در فضائل ایشان آورده است که تعداد آنها به نه روایت مى‏رسد؛ که مى‏توان پنج روایت را از فضائل دانست که سه روایت در فضیلت هر دوى ایشان، یک روایت درباره امام حسن و یک روایت درباره امام حسین است؛([۱۳۹]) (أبواب الأدب؛ باب ما جاء فی العدهًْ).

یک روایت نیز در «ابواب الطب؛ باب [کیف یعوذ الصبیان]» در فضیلت هر دو امام است؛([۱۴۰])

دو روایت نیز در «أبواب الأضاحی؛ باب الأذان فی أذن المولود وباب [العقیقهًْ بشاهًْ]» در فضیلت سبط اکبر است؛([۱۴۱])

یک روایت هم از «أبواب الأدب؛ باب ما جاء فی رکوب ثلاثهًْ على الدابهًْ»، درباره هر دو امام است.([۱۴۲])

د ـ فضائل اهل بیت:

ترمذى در جامع در «أبواب المناقب»، بخشى را به مناقب أهل بیت پیامبر اختصاص داده که در زیر عنوان [باب فی] مناقب اهل بیت النبیّ»، چهار روایت نقل شده است.([۱۴۳])

دو حدیث نیز در «أبواب الفتن؛ باب ما جاء فی المهدی» آمده است که مى‏توان آن را هم از فضائل اهل بیت و هم از فضائل حضرت مهدى دانست:([۱۴۴])

در «أبواب کتاب التفسیر»، تفسیر سوره احزاب روایتى در فضیلت اهل بیت و روایتى در فضیلت حضرت على و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین آمده است.([۱۴۵])

در تفسیر آیه ۲۳ سوره شورى {قل لاّ أسئلکم علیه أجرا إلاّ المودّه فی القربى}، نیز روایتى در فضیلت اهل بیت نقل شده است.([۱۴۶])

در تفسیر آیه مباهله از سوره آل عمران نیز روایتى در فضیلت حضرت على، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین نقل شده است.([۱۴۷])

این روایت نیز، از فضائل اهل‏بیت به شمار مى‏آید.([۱۴۸])

همچنین روایت شماره ۴۸۲ از «أبواب الصلاهًْ؛ باب ما جاء فی صفهًْ الصلاهًْ على النبیّ»، بیانگر فضائل اهل بیت است.([۱۴۹])

چهار روایت در باب فضل نبى آمده که همگى در فضیلت اهل بیت به شمار مى‏آید.([۱۵۰])

در روایت سوم آن آمده است: «… فأنا خیرهم نفسا…»؛ باید گفت خداوند در قرآن على را نفس رسول خوانده است.

حدیث شماره ۲۱۵۴ از «أبواب القدر؛ باب إعظام أمر الإیمان بالقدر» در فضیلت اهل بیت است:

«…ستّه لعنتُهم لعنَهم الله‏ وکلّ بنیّ کان: الزائد فی کتاب الله‏ و المکذّب بقَدَر الله‏ والمتَسلّط بالجبروت لیُعِزَّ بذلک من أذلّ الله‏ و یذلّ من أعزّ الله‏ والمستحلّ لحُرَم الله‏ والمستحلّ من عترتی ما حرّم الله‏ والتارک لسنّتی»([۱۵۱])

ه‍ ـ فضائل حضرت مهدى:

در «أبواب الفتن، باب فی عیش المهدی وعطائه»، سه روایت آمده است.([۱۵۲])

۶ـ سنن نسائى (م ۳۰۳ هـ.ق)

در «مجتبى» با ۵۷۶۱([۱۵۳]) یا ۵۷۵۸([۱۵۴]) روایت، کتاب یا بخش ویژه‏ى فضائل یا مناقب دیده نمى‏شود، ولى در لابه‏لاى کتاب‏هاى دیگر و به مناسبت‏هاى گوناگون فضائل اهل بیت ذکر شده است.([۱۵۵])

ولى در «کبرى» این چنین نیست. این کتاب براى نخستین بار در سال ۱۴۱۱ هجرى قمرى (۱۹۹۱ م)، به وسیله‌ی «دار الکتب العلمیّهًْ» در بیروت چاپ شده است و بار دیگر «مؤسسهًْ الرسالهًْ» نیز آن را به چاپ رسانده است. پس از چاپ «کبرى» همین کتاب را نیز از صحاح مى‏دانند؛ هرچند که مشهور همان «مجتبى» یا «صغرى» است.

«عبدالغفار سلیمان البندارى»، محقق نخستین چاپ «کبرى» مى‏گوید:

«… أما بعد … فالیوم أشرقت الدنیا بمولد هذا المصنّف الکبیر … بعد أن کان حبیسا مفقودا حینا من الزمان غائبا عن عیون أهله وذویه … والیوم … أهنى‏ء المسلمین قاطبه فی شتى بقاع الأرض أزفُّ إلیهم هذا السّفر القیم خارجا فی أحسن ثوب وأجمل حله.

والیوم یحق لی أن أقلّب بأناملی فی الترتیب الثابت دهرا لمصنفات السنّه الستّه، کی أضع هذا المرجع القیم فی مکانه وموضعه لیکون مکانه فی مدرج الأهمیّه بین کتب السنّه الخامس، ولیصبر بکل فخر وجداره ترتیب کتب السنّه الجدید فی صحیفه تاریخیه یشهد الزمان مولدها الآن هو:

۱ـ صحیح البخاری …؛

۲ـ صحیح مسلم …؛

۳ـ سنن أبی داود …؛

۴ـ سنن الترمذی …؛

۵ـ السنن الکبری …؛

۶ـ المجتبی …؛

۷ـ سنن ابن ماجه»([۱۵۶]).

باید گفت به سختى بتوان این دیدگاه را مورد پذیرش بیشتر دانشمندان دانست. در جاى دیگر مى‏خوانیم:

«… فإن کتاب «السنن الکبری» للامام النسائى أحد الکتب الستّه الأصول…»([۱۵۷]).

در بخش نخست، درباره اینکه آیا «مجتبى» از مصنفات خود نسائى است یا اینکه از شاگردش «ابن السُّنّی» است، سخن به میان آمد؛ براى بیشتر دانستن درباره این چالش مى‏توان به پیشگفتار «حسن عبد المنعم شَلبی»، پژوهشگر «کبرى» روى آورد. او پژوهشگرانه مى‏گوید «مجتبى» نیز کار نسائى است و ابن السنى تنها راوى «مجتبى» است.([۱۵۸])

باید گفت: آنچه از کتاب‌ها ستّه است «مجتبى» است و نه «کبرى». از سده‏هاى گذشته مجتبى را پنجمین کتاب از صحاح مى‏دانسته‏اند به ویژه اینکه «کبرى» نیز در دسترس نبوده و آنچه را دانشمندان دانش حدیث داشته‏اند همان «صغرى» بوده است.([۱۵۹]) از این‏رو در اینجا به «مجتبى» پرداخته مى‏شود.

الف ـ فضائل حضرت على بن ابى طالب:

در «کتاب الایمان وشرایعه؛ علامهًْ الایمان»، آمده است:

«… قال علی: إنّه لعهد النّبی الأمّیّ إلىّ أنّه لایُحبّک إلا مؤمنٌ ولا یُبغِضُکَ إلاّ منافق»([۱۶۰])

این حدیث صحیح است. در همان کتاب «علامه المنافق»، همین روایت با اندک تفاوتى آمده.([۱۶۱]) این حدیث نیز صحیح است.

در روایت «کتاب النکاح؛ تزوج المرأهًْ مثلها فی السن»، آمده است:

«… خطب أبوبکر وعمرُ رضى‏الله‏عنه فاطمه فقال رسول الله‏: «إنها صغیره». فخطبها علیُّ فزوّجها منه»([۱۶۲]). این حدیث صحیح است.

در «کتاب السهو؛ التنحنح فی الصلاهًْ» سه روایت دیده مى‏شود که همه را مى‏توان یک فضیلت دانست:

«… قال لى علی کانت لی منزله من رسول الله‏ لم تکن لأحد من الخلائق، فکنت آتیه کلّ سحر فأقول: السلام علیک یا نبیّ الله‏! فإن تنحنح انصرفت إلى أهلی وإلاّ دخلت علیه»([۱۶۳]).

یک روایت را در «کتاب التطبیق، باب التکبیر للسجود» مى‏توان از فضائل آن حضرت برشمرد.([۱۶۴])

نیز روایت دیگرى از «کتاب الطهارهًْ؛ التوقیت فی المسح على الخفین للمقیم»، در فضیلت آن حضرت به شمار مى‏آید.([۱۶۵])

در روایت شماره ۸۳۵ از «کتاب الصلاهًْ؛ الائتمام بالإمام یصلی قاعدا»، آمده است:

«… فدخلت علی ابن عباس فقلت: ألا أعرض علیک ما حدّثتنی عائشه عن مرض رسول الله‏؟ قال: نعم، فحدّثته فما أنکر منه شیئا غیر أنّه قال: أ سمّت لک الرّجل الذی کان مع العبّاس؟ قلت: لا، قال: هو علیّ کرم الله‏ُ وجهَهُ»([۱۶۶])

روایت صحیح است و مسلم و بخارى نیز آن را آورده‏اند. نیشابورى به شماره‏هاى ۹۳۶، ۹۳۷ و ۹۳۸ و محمد بن اسماعیل به شماره‏هاى بسیارى مانند ۱۹، ۶۶۵، ۶۸۷، ۲۵۸، ۴۴۴۲ و ۵۷۱۴ آن رانقل کرده‏اند.([۱۶۷])

ب ـ فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبراعظم :

روایت «کتاب الزینهًْ؛ الکراهیهًْ للنساء فی إظهار الحلی والذهب» را مى‏توان از فضائل دانست:

«… الحمدلله‏ الذی أنجى فاطمه من النار»([۱۶۸])

این روایت صحیح است، هرچند که درباره متن آن سخن است.

ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین:

روایتى در «کتاب التطبق، باب هل یجوز أن تکون سجدهًْ أطول من سجدهًْ»، نقل شده است که بیانگر فضیلت امام حسن یا امام حسین است.([۱۶۹])

یک روایت در فضیلت هر دو امام است که در «کتاب العقیقهًْ؛ کم یعق عن الجاریهًْ» نقل شده است.([۱۷۰])

در «کتاب الجمعهًْ؛ مخاطبهًْ الامام رعیته وهو على المنبر» آمده است:

«… لقد رأیت رسول الله‏ على المنبر والحسن وهو یقبل على الناس مره وعلیه مره ویقول: إنّ ابنی هذا سیّد ولعلّ الله‏ أن یُصلح به بین فئتین من المسلمین عظیمتین»([۱۷۱])

روایت شماره ۱۴۱۴ از «کتاب الجمعهًْ؛ باب نزول الامام عن المنبر قبل فراغه من الخطبهًْ…» نیز در فضیلت هر دو امام است.([۱۷۲])

روایت شماره ۱۵۸۶، «کتاب صلاهًْ العیدین؛ نزول الامام عن المنبر قبل فراغه من الخطبهًْ»، در فضیلت هر دو امام است که مضمون همان روایت قبل را دارد.

د ـ فضائل اهل بیت:

در «کتاب السهو؛ باب کیف الصلاهًْ على النبی»، نُه روایت آمده است که همه آن‏ها درباره یک موضوع است.([۱۷۳])

روایت ۱۲۸۶ نیز مانند همین روایات نه‏گانه است.([۱۷۴])

روایت شماره ۴۱۳۸، «کتاب قسم الفی»، را مى‏توان یک روایت در فضائل اهل‏بیت دانست.([۱۷۵])

روایت ۴۱۴۲ را نیز مى‏توان از فضائل اهل بیت دانست:([۱۷۶])

جدول‏هاى آمارى روایات در هر یک از صحاح

اکنون با ارائه‏ى جدول‏هایى، از آمارهایى که گذشت، بهتر مى‏توان بهره برد. یادآورى مى‏شود که منظور از روایات اهل بیت، یا روایاتى است که در آنها لفظ، اهل، عترت، آل، قربى و اهل‌بیت آمده یا اینکه روایت در بیان فضیلت آل‏عبا است.

در پایان هر جدول، شماره‏ى روایات نیز براى آسان شدن رجوع به صحاح آورده شده است.

در اینجا نیز از بخارى آغاز و به نسائى ختم مى‏کنیم.

۱ـ صحیح بخارى:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ۸ ۷ ۳۰ ۱۱ ۳۸
حضرت فاطمه زهرا ۶ ۴ ۱۰ ۴ ۱۶
امام حسن و امام حسین ـ ۲ ـ ۳ ۵
امام حسن ۶ ۵ ۱۲ ۶ ۱۸
امام حسین ـ ۱ ـ ـ ۱
اهل بیت ۲ ۱ ۱۰ ۳ ۱۲
حضرت مهدی ـ ـ ـ ۱ ۱
حضرت‌علی‌بن‌الحسین ـ ـ ـ ۱ ۱
جمع کل: ۹۲

۱ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت على بن ابى طالب:

ص ۳۰۲ (روایت شماره ندارد) / ص ۳۰۲ (روایت شماره ندارد) / ۱۹۸ / ۳۶۹ / ۴۴۱ / ۶۶۵ / ۶۸۷ / ۷۸۴ / ۷۸۶ / ۲۵۸۸ / ۲۶۹۸ / ۲۶۹۹ / ۲۹۴۲ / ۲۹۷۵/ ۳۰۰۹ / ۳۷۰۱ / ۳۷۰۲ / ۳۷۰۳ / ۳۷۰۴ / ۳۷۰۵ / ۳۷۰۶ / ۳۹۶۵ / ۳۹۶۷ / ۴۲۰۹/ ۴۲۱۰ / ۴۲۵۱ / ۴۴۱۶ / ۴۴۴۲ / ۴۴۸۱ / ۴۶۵۵ / ۴۶۵۶ / ۵۷۱۴ / ۶۲۰۴ /۶۲۸۰٫

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

ص ۳۰۳ (روایت بدون شماره) / ص ۳۰۶ (روایت بدون شماره) / ۳۱۱۰ / ۳۱۱۳ / ۳۶۱۸ / ۳۶۲۳ / ۳۶۲۴ / ۳۶۲۵ / ۳۷۱۳ / ۳۷۱۴ / ۳۷۱۵ / ۳۷۲۹ / ۳۷۶۷/ ۵۲۳۰ / ۵۳۶۱ / ۶۲۸۵ / ۶۲۸۶٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین  یا یکى از ایشان:

ص ۳۰۵ (روایت شماره ندارد) / ۱۴۸۵/ ۲۱۲۲ / ۲۷۰۴ / ۳۰۷۲ / ۳۳۷۱ / ۳۵۴۲ / ۳۵۴۳ / ۳۵۴۴ / ۳۶۲۹ / ۳۷۳۵ / ۳۷۴۶ / ۳۷۴۷ / ۳۷۴۸ / ۳۷۴۹ / ۳۷۵۰/ ۳۷۵۱ / ۳۷۵۲ / ۳۷۵۳ / ۵۸۸۴ / ۵۹۹۴ / ۵۹۹۷ / ۶۰۰۳ / ۷۱۰۹٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۱۴۸۵ / ۱۴۹۱ / ۳۰۷۱ / ۳۳۷۰ / ۳۴۹۷ / ۳۷۱۳ / ۳۷۵۱ / ۴۷۹۷/۴۷۹۸/۴۸۱۸/ ۶۳۵۷ / ۶۳۵۸٫

۵ـ شماره‏ى روایت فضیلت حضرت مهدى:

۳۴۴۹٫

۶ـ شماره‏ى روایت فضیلت حضرت على بن الحسین:

۲۵۱۷٫

 

۲ـ صحیح مسلم:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ۱۲ ۶ ۸ ۵ ۲۰
حضرت فاطمه زهرا ۹ ۴ ۲ ۱ ۱۱
امام حسن و امام حسین ـ ۳ ۲ ۱ ۵
امام حسن ۶ ۳ ۳ ۲ ۹
امام حسین ـ ۲ ۲ ۱ ۴
اهل بیت ـ ۳ ۷ ۳ ۱۰
حضرت مهدی ـ ـ ۲ ۱ ۲
حضرت‌علی‌بن‌الحسین ـ ـ ـ ۱ ۱
جمع کل: ۶۲

۱ـ شماره‏هاى روایات فضائل حضرت على بن ابى طالب:

۲۴۰ / ۶۳۹ / ۶۴۱ / ۹۳۶ / ۹۳۷ / ۹۳۸ / ۴۶۷۸ / ۶۲۱۷ / ۶۲۱۸/۶۲۲۰/۶۲۲۱/ ۶۲۲۲ / ۶۲۲۳ / ۶۲۲۴ / ۶۲۲۵ / ۶۲۲۹ / ۶۲۶۱ / ۷۵۶۲٫

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

۶۲۲۰/ ۶۲۶۱ / ۶۳۰۷ / ۶۳۰۸ / ۶۳۰۹ / ۶۳۱۰ / ۶۳۱۲ / ۶۳۱۳/۶۳۱۴/۶۹۱۵ / ۶۹۱۸٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین یا یکى از ایشان:

۲۴۷۳ / ۶۲۵۶ / ۶۲۵۷ / ۶۲۵۸ / ۶۲۵۹ / ۶۲۶۱ / ۶۲۲۰ / ۶۲۶۸ / ۶۲۶۹٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۹۰۷ / ۹۰۸ / ۹۱۱ / ۲۴۸۱ / ۲۴۷۳/ ۲۴۸۲ / ۵۹۳۸ / ۶۲۲۰ / ۶۲۲۱ / ۶۲۲۵٫

۵ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت مهدى:

۳۹۲ / ۳۹۴٫

۶ـ شماره‏ى روایت فضیلت حضرت على بن الحسین:

۳۷۹۸٫

۳ـ سنن ابن ماجه:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ۱۲ ۹ ـ ۷ ۱۹
حضرت فاطمه زهرا ـ ۱ ۵ ۴ ۶
امام حسن و امام حسین ـ ۲ ـ ۳ ۵
امام حسن ـ ۲ ـ ۲ ۴
امام حسین ـ ۲ ـ ۲ ۴
اهل بیت ـ ۱ ۱۰ ۷ ۱۱
حضرت مهدی   ـ ۹ ۷ ۹
جمع کل: ۵۸

۱ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت على‏بن ابى‏طالب:

۱۱۴ / ۱۱۵ / ۱۱۶ / ۱۱۷ / ۱۱۸ / ۱۱۹ / ۱۲۰ / ۱۲۱ / ۱۴۵ / ۱۴۹/۵۵۲/۹۱۷/ ۲۳۱۰ / ۲۸۳۵ / ۴۰۸۷ / ۴۰۹۴٫

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

۱۴۵ / ۱۶۲۱ / ۱۹۱۱ / ۱۹۹۸ / ۱۹۹۹ / ۴۰۸۶٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین یا یکى از ایشان:

۱۴۲ / ۱۴۳ / ۱۴۴ / ۱۴۵ / ۳۹۲۳ / ۳۵۲۵ / ۳۶۰۰ / ۳۶۶۶ / ۴۰۸۷٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۱۴۰ / ۱۴۵ / ۹۰۳ / ۹۰۴ / ۹۰۵ / ۹۰۶ / ۲۷۷۹ / ۴۰۸۲ / ۴۰۸۵ / ۴۰۸۷٫

۵ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت مهدى:

۲۷۷۹ / ۴۰۸۲ / ۴۰۸۳ / ۴۰۸۴ / ۴۰۸۵ / ۴۰۸۶ / ۴۰۸۸٫

۴ـ سنن ابوداود:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ـ ـ ـ ۷ ۷
حضرت فاطمه زهرا ـ ـ ۸ ۶ ۸
امام حسن و امام حسین ـ ـ ـ ۴ ۴
امام حسن ـ ـ ۶ ۵ ۶
امام حسین ـ ـ ـ ۲ ۲
اهل بیت ـ ـ ۱۳ ۷ ۱۳
حضرت مهدی ـ ـ ۶ ۴ ۶
جمع کل: ۴۶

۱ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت على بن ابى طالب:

۸۳۵ / ۱۷۶۶ / ۲۶۰۲ / ۲۷۹۰ / ۳۵۸۲ / ۴۰۷۳ / ۴۳۹۹٫

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

۲۰۶۹ / ۲۰۷۱ / ۲۹۸۸ / ۴۲۱۳ / ۴۲۸۴ / ۵۰۶۲ / ۵۰۶۳ / ۵۲۱۷٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین یا یکى از ایشان:

۱۱۰۹ / ۲۸۴۱ / ۴۱۳۱ / ۴۶۶۲ / ۴۷۳۷ / ۵۱۰۵ / ۵۲۲۱ / ۵۲۱۸ / ۴۲۱۳ / ۴۲۹۰٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۹۷۶ / ۹۷۷ / ۹۷۸ / ۹۷۹ / ۹۸۰ / ۹۸۱ / ۹۸۲ / ۲۹۸۰ / ۲۹۸۲ /۴۲۱۳/۴۲۸۲ / ۴۲۸۳ / ۴۲۹۰ (دومین روایت).

۵ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت مهدى:

۴۲۸۲ / ۴۲۸۳ / ۴۲۸۴ / ۴۲۸۵ / ۴۲۸۶ / ۴۲۹۰ (دومین روایت).

۵ـ جامع ترمذى:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ۳۵ ۲۸ ۱۰ ۹ ۴۵
حضرت فاطمه زهرا ۱۲ ۸ ۵ ۴ ۸
امام حسن و امام حسین ۱۰ ۸ ـ ۲ ۱۲
امام حسن ۹ ۶ ۸ ۴ ۱۷
امام حسین ۷ ۶ ۳ ۲ ۱۰
اهل بیت ۴ ۳ ۱۲ ۷ ۱۶
حضرت مهدی ـ ـ ۳ ۲ ۳
جمع کل: ۱۲۰

۱ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت على بن ابى طالب:

۳۷۱۲ / ۳۷۱۳ / ۳۷۱۴ / ۳۷۱۵ / ۳۷۱۶ / ۳۷۱۷ (بخش نخست) ۳۷۱۷ (بخش دوم) / ۷۸۷ / ۱۷۰۴ / ۲۹۹۹ / ۳۲۰۵ / ۳۲۰۶ / ۳۰۹۰ / ۳۳۰۰ / ۳۴۴۶ / ۳۵۶۴ / ۳۷۱۸ / ۳۷۲۰ / ۳۷۱۹ / ۳۷۲۱ / ۳۷۲۲ / ۳۷۲۳ / ۳۷۲۴ / ۳۷۲۵ / ۳۷۲۶ / ۳۷۲۷ / ۳۷۲۸ / ۳۷۲۹ / ۳۷۳۰ / ۳۷۳۱ / ۳۷۳۲ / ۳۷۳۳ / ۳۷۳۴ / ۳۷۳۵ / ۳۷۳۶ / ۳۷۳۷ / ۳۸۱۹ / ۳۸۶۸ / ۳۸۷۰ / ۳۸۷۱ / ۳۸۷۴ / ۳۷۸۵/ ۳۷۹۷٫

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

۲۹۹۹ / ۳۲۰۵ / ۳۲۰۶ / ۳۷۳۳ / ۳۸۱۹ / ۳۸۶۷ / ۳۸۶۸ / ۳۸۶۹ / ۳۸۷۰ / ۳۸۷۱ / ۳۸۷۲ / ۳۸۷۳ / ۳۸۷۴ / ۳۸۷۸ / ۳۸۹۳٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین یا یکى از ایشان:

۳۷۷۳/۳۷۷۶ / ۳۷۷۸ / ۳۷۸۳ / ۳۷۸۴ / ۳۸۷۰ / ۳۸۷۱ (در چاپ «دار السلام»، این روایت در فضیلت امام حسن است) / ۳۸۷۰ / ۳۸۷۱ / ۳۷۷۱ / ۳۷۷۵ / ۳۷۸۰ / ۳۷۸۴ / ۳۷۸۷ / (در چاپ «بیت الافکار الدولیهًْ»، این روایت در فضیلت امام حسین است) / ۱۵۱۴ / ۱۵۱۹ / ۲۰۶۰ / ۲۷۷۵ / ۲۸۲۶ / ۲۸۲۷ / ۲۹۹۹ / ۳۲۰۵ / ۳۲۰۶ / ۳۷۳۳ / ۳۷۶۸ / ۳۷۶۹ / ۳۷۷۰ / ۳۷۷۲ / ۳۷۷۴ / ۳۷۷۹ / ۳۷۸۱ / ۳۷۸۲ / ۳۷۸۵٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۴۸۳ / ۲۱۵۴ / ۲۲۳۰ / ۲۲۳۱ / ۲۹۹۹ / ۳۲۰۵ / ۳۲۵۱ / ۳۶۰۵ / ۳۶۰۶ / ۳۶۰۷ / ۳۶۰۸ / ۳۷۸۶ / ۳۷۸۷ / ۳۷۸۸ / ۳۷۸۹٫

۵ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت مهدى:

۲۲۳۰ / ۲۲۳۱ / ۲۲۳۲٫

۶ـ سنن نسائى:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ـ ـ ۹ ۷ ۹
حضرت فاطمه زهرا ـ ـ ـ ۱ ۱
امام حسن و امام حسین ـ ـ ۳ ۲ ۳
امام حسن ـ ـ ـ ۲ ۲
امام حسین ـ ـ ـ ۱ ۱
اهل بیت ـ ـ ۱۲ ۳ ۱۲
جمع کل: ۲۸

۱ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت على‏بن ابى‏طالب:

۱۲۹ / ۸۳۵ / ۱۰۸۳ / ۱۲۱۲ / ۱۲۱۳ / ۱۲۱۴ / ۳۲۲۳ / ۵۰۲۱ / ۵۰۲۵ .

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

۵۱۴۳٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین یا یکى از ایشان:

۱۱۴۲ / ۱۴۱۱ / ۱۴۱۴ / ۱۵۸۶ / ۴۲۲۴٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۱۲۸۶ / ۱۲۸۷ / ۱۲۸۸ / ۱۲۸۹ / ۱۲۹۰ / ۱۲۹۱ / ۱۲۹۲ / ۱۲۹۳ / ۱۲۹۴ / ۱۲۹۵ / ۴۱۳۸ / ۴۱۴۲٫

خواننده‏ى گرامى بداند که این آمارها، آمار کلى و با شمارش روایات تکرارى در فضیلت هر یک از اهل‏بیت یا اهل بیت به طور کلى است؛ از این‏رو نباید تنها به ارائه آمار بسنده کرد بلکه در بخش آینده که به بررسى این آمار پرداخته خواهد شد آمار حقیقى و واقعى به دست خواهد آمد که برپایه‏ى آن مى‏توان قضاوت کرد.

در اینجا به این بخش پایان مى‏دهیم.

 

 

 

[۱]) موسوعه الحدیث الشریف؛ الکتب الستّهًْ؛ صحیح البخارى دار السلام للنشر والتوزیع، الریاض، ۱۴۲۰هـ.ق.

[۲]) همان؛ ص۳۰۲٫

[۳]) همان (این روایت در جاهاى گوناگون صحیح بخارى آمده است).

[۴]) همان.

[۵]) در بخش آینده به دلیل این سخن خواهیم پرداخت.

[۶]) ص۲۱۴٫

[۷]) ص۳۸۵٫

[۸]) براى نمونه نگاه کنید به «کتاب الصلاه»، باب «ما یستُرُ من العورهًْ» شماره ۳۶۹٫

[۹]) ص۳۶۱٫

[۱۰]) قال ابن عباس عن النبی وفیه مالک بن الحویرث حدثنا إسحاق الواسطی قال حدثنا خالد عن الجریری عن أبی العلاء عن مطرف عن عمران بن حصین قال صلى مع علی رضی الله‏ عنه بالبصره فقال ذکرنا هذا الرجل صلاه کنا نصلیها مع رسول الله‏ فذکر أنه کان یکبر کلما رفع وکلما وضع. (محقق) ـ ص۶۲ و نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۱، ص۱۹۰، (روایت دیگرى نیز مانند آن در همین صفحه هست).

[۱۱]) ص۳۶۷٫

[۱۲]) ص۳۴۸٫

[۱۳]) همان؛ ص۳۹۹٫

[۱۴]) همان؛ ص۳۷٫

[۱۵]) همان؛ ص۵۲۲٫

[۱۶]) همان؛ ص۵۲۹٫

[۱۷]) همان؛ ص۲۳۷٫

[۱۸]) حدثنا قتیبه بن سعید حدثنا یعقوب بن عبد الرحمن بن محمد بن عبد الله‏ ابن عبد القاری عن أبی حازم قال أخبرنی سهل رضی الله‏ عنه قال قال النبی یوم خیبر لأعطین الرایه غدا رجلا یفتح الله‏ على یدیه یحب الله‏ ورسوله ویحبه الله‏ ورسوله فبات الناس لیلتهم أیهم یعطى فغدوا کلهم یرجوه فقال أین على فقیل یشتکی عینیه فبصق فی عینیه ودعا له فبرأ کان لم یکن به وجع فأعطاه الرایه فقال أقاتلهم حتى یکونوا مثلنا فقال انفذ على رسلک حتى تنزل بساحتهم ثم ادعهم إلى الاسلام وأخبرهم بما یجب علیهم فوالله‏ لان یهدى الله‏ بک رجل خیر لک من أن تکون لک حمر النعم. همان؛ ص۲۴۲، و در نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۴، ص۲۰٫ (محقق)

[۱۹]) حدثنا عبد الله‏ بن مسلمه حدثنا حاتم عن یزید ابن أبی عبید عن سلمه رضی الله‏ عنه قال کان علی رضی الله‏ عنه تخلف عن النبی فی خیبر وکان رمدا فقال انا أتخلف عن النبی فلحق به فلما بتنا اللیله التی فتحت قال لأعطین الرایه غدا أو لیأخذن الرایه غدا رجل یحبه الله‏ ورسوله یفتح علیه فنحن نرجوها فقیل هذا على فأعطاه ففتح علیه.

ـ حدثنا قتیبه بن سعید حدثنا یعقوب بن عبد الرحمن عن أبی حازم قال أخبرنی سهل بن سعد رضی الله‏ عنه ان رسول الله‏ قال یوم خیبر لأعطین هذه الرایه غدا رجلا یفتح الله‏ على یدیه یحب الله‏ ورسوله ویحبه الله‏ ورسوله قال فبات الناس یدوکون لیلتهم أیهم یعطاها فلما أصبح الناس غدوا على رسول الله‏ کلهم یرجو ان یعطاها فقال أین علی بن أبی طالب فقیل هو یا رسول الله‏ یشتکی عینیه قال فأرسلوا إلیه فأتى به فبصق رسول الله‏ صلى‏علیه وسلم فی عینیه ودعا له فبرأ حتى کأن لم یکن به وجع فأعطاه الرایه فقال على یا رسول الله‏ أقاتلهم حتى یکونوا مثلنا فقال علیه الصلاه والسلام انفذ على رسلک حتى تنزل بساحتهم ثم ادعهم إلى الاسلام وأخبرهم بما یجب علیهم من حق الله‏ فیه فوالله‏ لان یهدى الله‏ بک رجلا واحدا خیر لک من أن یکون لک حمر النعم. (محقق)

همان؛ ص۳۴۵، و در نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۵، صص ۷۷ـ ۷۶٫

[۲۰]) همان؛ ص۳۰۳٫

[۲۱]) همان.

[۲۲]) که باز بى‏سند آمده؛ ص۳۰۶٫

[۲۳]) ص۳۰۶٫

[۲۴]) ص۴۵۲٫

[۲۵]) ص۲۹۵٫

[۲۶]) ص۵۳۰٫

[۲۷]) ص۲۵۱٫

[۲۸]) ص۴۶۳٫

[۲۹]) ص۵۳۲٫

[۳۰]) ص۲۵۰٫

[۳۱]) ص۳۰۴٫

[۳۲]) قال نافع بن جبیر عن أبی هریره عانق النبی الحسن حدثنا صدقه حدثنا ابن عیینه حدثنا أبو موسى عن الحسن سمع أبا بکره سمعت النبی على المنبر والحسن إلى جنبه ینظر إلى الناس مره والیه مره ویقول ابنی هذا سید ولعل الله‏ ان یصلح به بین فئتین من المسلمین. ـ حدثنا مسدد حدثنا المعتمر قال سمعت أبی قال حدثنا أبو عثمان عن أسامه بن زید رضى‏عنهما عن النبی انه کان یأخذه والحسن ویقول اللهم إنی أحبهما فأحبهما أو کما.

ـ قال حدثنی محمد بن الحسین بن إبراهیم قال حدثنی حسین بن محمد حدثنا جریر عن محمد عن أنس بن مالک رضی الله‏ عنه أتى عبید الله‏ بن زیاد برأس الحسین بن علی فجعل فی طست فجعل ینکت وقال فی حسنه شیئا فقال أنس کان أشبههم برسول الله‏ وکان مخضوبا بالوسمه. ـ حدثنا حجاج ابن المنهال حدثنا شعبه قال أخبرنی عدی قال سمعت البراء رضی الله‏ عنه قال رأیت النبی والحسن بن علی على عاتقه یقول اللهم إنی أحبه فأحبه.

ـ حدثنا عبدان أخبرنا عبد الله‏ قال أخبرنی عمر بن سعید بن أبی حسین عن ابن أبی ملیکه عن عقبه بن الحرث قال رأیت أبا بکر وحمل الحسن وهو یقول بأبی شبیه بالنبی لیس شبیه بعلى وعلى یضحک. ـ حدثنا یحیى ابن معین وصدقه قالا أخبرنا محمد بن جعفر عن شعبه عن واقد بن محمد عن أبیه عن ابن عمر قال قال أبوبکر ارقبوا محمدا فی أهل بیته.

ـ حدثنا إبراهیم بن موسى أخبرنا هشام بن یوسف عن معمر عن الزهری عن أنس وقال عبد الرزاق أخبرنا معمر عن الزهری أخبرنی أنس قال لم یکن أحد أشبه بالنبی من الحسن بن علی. (محقق)

ـ صحیح البخاری، البخاری، نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱هـ.ق، ج۴، صص ۲۱۷ـ ۲۱۶٫

[۳۳]) همان؛ ص۳۰۵٫

[۳۴]) ص۵۰۸٫

[۳۵]) همان.

[۳۶]) گویا ابراهیم مراد است.

[۳۷]) ص۲۷۴٫

[۳۸]) ص۳۰۴٫

[۳۹]) ص۵۹۳٫

[۴۰]) ص۱۶۶٫

[۴۱]) حدثنی إسحاق بن إبراهیم الحنظلی أخبرنا یحیى بن آدم حدثنا ورقاء بن عمر عن عبیدبن‌أبی یزید عن نافع بن جبیر عن أبی هریره رضی الله‏ عنه قال کنت مع رسول الله‏ فی سوق من أسواق المدینه فانصرف فانصرفت فقال أین لکع ثلاثا ادع الحسن ابن علی فقام الحسن بن علی یمشی وفی عنقه السخاب فقال النبی بیده هکذا فقال الحسن بیده هکذا فالتزمه فقال اللهم إنی أحبه وأحب من یحبه قال أبو هریره فما کان أحد أحب إلی من الحسن بن علی بعدما قال رسول الله‏ ما قال. (محقق) ص۵۰۱، و در نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۷، ص۵۵٫

[۴۲]) حدثنا موسى بن إسماعیل حدثنا مهدی حدثنا ابن أبی یعقوب عن ابن أبی نعم قال کنت شاهدا لابن عمر وسأله رجل عن دم البعوض فقال ممن أنت فقال من أهل العراق قال انظروا إلى هذا یسألنی عن دم البعوض وقد قتلوا ابن النبی وسمعت النبی یقول هما ریحانتای من الدنیا. (محقق) ص۵۰۸ و در نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۷، ص۷۴٫

[۴۳]) همان؛ ص۵۳۴٫

[۴۴]) ص۲۷۴، و در نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۴، صص ۱۱۹ـ ۱۱۸٫

[۴۵]) ص۱۱۷٫

[۴۶]) کتاب الجهاد، بابُ من تکلّم بالفارسیهًْ والرّطانه، ص۲۴۷٫

[۴۷]) ص۳۰۳٫

[۴۸]) ص۳۰۵٫

[۴۹]) ص۲۸۲٫

[۵۰]) ص۱۹۸٫

[۵۱]) الکتب الستهًْ؛ صحیح مسلم؛ ص۱۱۰۱٫

[۵۲]) «حدثنا عمرو بن زراره حدثنا هشیم عن أبی هاشم عن أبی مجلز عن قیس بن عباد قال سمعت أبا ذر یقسم قسما ان هذان خصمان اختصموا فی ربهم انها نزلت فی الذین برزوا یوم بدر حمزه وعلى و…». ـ «حدثنا أبو بکر بن أبی شیبه حدثنا وکیع و حدثنی محمد بن المثنى حدثنا عبد الرحمن جمیعا عن سفیان عن أبی هاشم عن أبی مجلز عن قیس بن عباد قال سمعت أبا ذر یقسم لنزلت هذان خصمان بمثل حدیث هشیم». (محقق)

همان؛ ص۱۲۰۲ (کتاب التفسیر؛ بابٌ فی قوله تعالى: هذان خصمان اختصموا فى ربهم)، و نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ج۸، صص ۲۴۶ـ ۲۴۵٫

[۵۳]) همان، ص۶۹۲٫

[۵۴]) همان، ص۷۲۵٫

[۵۵]) همان، ص۱۰۰۰٫

[۵۶]) همان، ص۱۱۰۸٫

[۵۷]) همان؛ ص۱۱۵۱٫

[۵۸]) «حدثنی أحمد بن حنبل حدثنا سفیان بن عیینه حدثنی عبید الله‏ بن أبی یزید عن نافع بن جبیر عن أبی هریره عن النبی أنه قال لحسن اللهم إنی أحبه فأحبه واحبب من یحبه». ـ «حدثنا ابن أبی عمر حدثنا سفیان عن عبید الله‏ بن أبی یزید عن نافع بن جبیر بن مطعم عن أبی هریره قال خرجت مع رسول الله‏ فی طائفه من النهار لا یکلمنی ولا أکلمه حتى جاء سوق بنى قینقاع ثم انصرف حتى اتى خباء فاطمه فقال أثم لکع أثم لکع یعنى حسنا فظننا انه إنما تحبسه أمه لان تغسله وتلبسه سخابا فلم یلبث ان جاء یسعى حتى اعتنق کل واحد منهما صاحبه فقال رسول الله‏ اللهم إنی أحبه فأحبه واحبب من یحبه».

ـ «حدثنا عبید الله‏ بن معاذ حدثنا أبی حدثنا شعبه عن عدى وهو ابن ثابت حدثنا البراء بن عازب قال رأیت الحسن بن علی على عاتق النبی وهو یقول اللهم إنی أحبه فأحبه» ـ «حدثنا محمد بن بشار وأبو بکر بن نافع قال ابن نافع حدثنا غندر حدثنا شعبه عن عدى وهو ابن ثابت عن البراء قال رأیت رسول الله‏ واضعا الحسن بن علی على عاتقه وهو یقول اللهم إنی أحبه فأحبه».

ـ «حدثنی عبد الله‏ بن الرومی الیمامی وعباس بن عبد العظیم العنبری قالا حدثنا النضر بن محمد حدثنا عکرمه وهو ابن عمار حدثنا ایاس عن أبیه قال لقد قدت بنبی الله‏ والحسن والحسین بغلته الشهباء حتى أدخلتهم حجره النبی هذا قدامه وهذا خلفه». صحیح مسلم، چاپ بیروت، دارالکفر، ج۷، صص ۱۳۰ـ ۱۲۹٫ (محقق)، همان، ص۱۱۰۴٫

[۵۹]) حدثنا عبید الله‏ بن معاذ العنبری حدثنا أبی حدثنا شعبه عن محمد وهو ابن زیاد سمع أبا هریره یقول اخذ الحسن بن علی تمره من تمر الصدقه فجعلها فی فیه فقال رسول الله‏ صلى‏علیه وسلم کخ کخ ارم بها اما علمت انا لا نأکل الصدقه. (محقق). صحیح مسلم، نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ج۳، ص۱۱۷٫

[۶۰]) حدثنا أبوبکر بن أبی شیبه ومحمد بن عبد الله‏ بن نمیر و اللفظ لأبی بکر قالا حدثنا محمد بن بشر عن زکریاء عن مصعب بن شیبه عن صفیه بنت شبیه قالت قالت عائشه خرج النبی صلى‏علیه وسلم غداه وعلیه مرط مرحل من شعر اسود فجاء الحسن بن علی فادخله ثم جاء الحسین فدخل معه ثم جاءت فاطمه فأدخلها ثم جاء على فادخله ثم قال {إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا} همان، نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ج۷ـ ص۱۳۰٫ (محقق)

[۶۱]) همان.

[۶۲]) همان، ص۸۴۸؛ (باب تحریم الزکاهًْ على رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و على آله وهم بنو هاشم و بنو المطلب دون غیرهم).

[۶۳]) همان، ص۸۴۹؛ (باب ترک الستعمال آل النبی على الصدقهًْ).

[۶۴]) همان، ص۱۱۰۲٫

[۶۵]) همان، ص۷۴۲٫

[۶۶]) همان، ص۱۰۸۱٫

[۶۷]) همان؛ ص۷۰۴٫

[۶۸]) همان؛ ص۹۳۹٫

[۶۹]) حدثنا علی بن محمد. ثنا وکیع، و أبو معاویه، و عبد الله‏ بن نمیر، عن الأعمش، عن عدى بن ثابت، عن زربن حبیش، عن علی، قال: عهد إلى النبی الأمی أنه لا یحبنی إلا مؤمن، ولا یبغضنی إلا منافق.

۱۱۵ـ حدثنا محمد بن بشار. ثنا محمد بن جعفر. ثنا شعبه، عن سعد بن إبراهیم، قال: سمعت إبراهیم بن سعدبن أبی وقاص، یحدث عن أبیه، عن النبی، أنه قال لعلی ألا ترضى أن تکون منى بمنزله هارون من موسى؟

۱۱۶ـ حدثنا علی بن محمد. ثنا أبو الحسین. أخبرنی حماد بن سلمه، عن علی ابن زید بن جدعان، عن عدى بن ثابت، عن البراء بن عازب، قال: أقبلنا مع رسول الله‏ فی حجته التی حج. فنزل فی بعض الطریق. فأمر الصلاه جامعه. فأخذ بید على، فقال ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم؟ قالوا: بلى. قال ألست أولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلى. قال فهذا ولى من أنا مولاه. اللهم وال من والاه. اللهم عاد من عاداه.

۱۱۷ـ حدثنا عثمان بن أبی شیبه. ثنا وکیع. ثنا ابن أبی لیلى. ثنا الحکم، عن عبد الرحمن بن أبی لیلى، قال: کان أبو لیلى یسمر مع علی. فکان یلبس ثیاب الصیف فی الشتاء، وثیاب الشتاء فی الصیف. فقلنا: لو سألته. فقال: إن رسول الله‏ بعث إلى وأنا أرمد العین، یوم خیبر. قلت: یا رسول الله! إنی أرمد العین. فتفل فی عینی. ثم قال اللهم أذهب عنه الحر والبرد قال: فما وجدت حرا ولا بردا بعد یومئذ. وقال لأبعثن رجلا یحب الله‏ ورسوله، ویحبه‏ورسوله، لیس بفرار فتشرف له الناس. فبعث إلى علی. فأعطاها إیاه.

۱۱۸ ـ حدثنا محمد بن موسى الواسطی. ثنا المعلى بن عبد الرحمن. ثنا ابن أبی ذئب، عن نافع، عن ابن عمر، قال: قال رسول الله‏ الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنه. وأبوهما خیر منهما.

۱۱۹ـ حدثنا أبو بکر بن أبی شیبه، وسوید بن سعید، وإسماعیل بن موسى، قالوا: ثنا شریک، عن أبی إسحاق، عن حبشی بن جناده، قال: سمعت رسول الله‏ یقول: على منى وأنا منه. ولا یؤى عنى إلا على.

۱۲۰ـ حدثنا محمد بن إسماعیل الرازی. ثنا عبید الله‏ بن موسى. أنبأنا العلاء ابن صالح، عن المنهال، عن عباد بن عبدالله‏، قال: قال على: أنا عبدالله‏، وأخو رسوله. وأنا الصدیق الأکبر. لا یقولها بعدی إلا کذاب. صلیت قبل الناس لسبع سنین. فی الزوائد: هذا إسناد صحیح. رجاله ثقات. رواه الحاکم فی المستدرک عن المنهال. و قال: صحیح على شرط الشیخین. این حدیث صحیح است ص۳۰، بیت الأفکار الدّولیّه.

۱۲۱ـ حدثنا علی بن محمد ثنا أبو معاویه ثنا موسى بن مسلم، عن ابن سابط، وهو عبد الرحمن، عن سعد بن أبی وقاص، قال: قدم معاویه فی بعض حجاته، فدخل علیه سعد، فذکروا علیا فنال منه. فغضب سعد، وقال: تقول هذا لرجل سمعت رسول الله‏ یقول من کنت مولاه فعلى مولاه وسمعته یقول أنت منى بمنزله هارون من موسى إلا أنه لا نبی بعدی. وسمعته یقول لأعطین الرایه الیوم رجلا یحب الله‏ ورسوله؟ (محقق) ـ الکتب الستهًْ؛ سنن ابن ماجه، ص۲۴۸۴ ـ ۲۴۸۳ و دارالکفر ج۱، ص۴۵ـ ۴۲٫

[۷۰]) الکتب الستهًْ؛ سنن ابن ماجه؛ ص۲۴۸۶، ح ۱۴۹٫

[۷۱]) همان؛ ص۲۵۳۱، ح ۹۱۷٫

[۷۲]) همان؛ ص۲۵۰۹٫

[۷۳]) همان؛ ص۲۶۱۵، ح ۲۳۱۰٫

[۷۴]) حدثنا یحیى بن حکیم وحفص بن عمرو، قالا: ثنا عبد الرحمن ابن مهدی. ح وحدثنا محمدبن إسماعیل. أنبأنا وکیع قالا: ثنا سفیان عن أبی هاشم الرمانی) قال أبو عبد الله‏: هو یحیى بن الأسود (عن أبی مجلز، عن قیس بن عباد، قال: سمعت أبا ذر یقسم: لنزلت هذه الآیه فی هؤاء الرهط السته یوم بدر) هذان خصمان اختصموا فی ربهم (إلى قوله) إن الله‏ یفعل ما یرید (فی حمزه بن عبد المطلب، وعلی بن أبی طالب، و… اختصموا فی الحجح، یوم بدر. سنن ابن ماجه، محمد بن یزید القزوینی، دارالفکر، ج۲، ص۹۴۶٫ (محقق)

همان؛ ص۲۶۴۸٫

[۷۵]) همان؛ صص ۲۴۸۵ـ ۲۴۸۶٫

[۷۶]) همان؛ ص۲۴۸۶ـ نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ج۱ـ ص۵۱٫ (محقق)

[۷۷]) همان؛ ص۲۵۹۶، «فإنما هی بضعه منى. یریبنی ما رابها، ویؤذینن ما آذاها»، نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ج۱، ص۶۴۴٫ (محقق)

[۷۸]) همان؛ ص۲۵۷۳٫

[۷۹]) همان؛ ص۲۶۸۹٫

[۸۰]) همان؛ ص۲۶۹۳٫

[۸۱]) همان؛ ص۲۵۹۱٫

[۸۲]) قال: قالت أم الفضل: یا رسول الله‏ ! رأیت کأن فی بیتی عضوا من أعضائک. قال خیرا رأیت. تلد فاطمه غلاما فترضعیه فولدت حسینا أو حسنا. فأرضعته بلبن فثم. قالت: فجئت به إلى النبی، فوضعته فی حجره فبال. فضربت کتفه. فقال النبی أوجعت ابنی. رحمک الله‏! همان؛ ص۲۷۱۱، و نسخه چاپ بیروت، دارالکفر، ج۲، ص۱۲۹۳٫ (محقق)

[۸۳]) همان؛ ص۲۶۹۶٫

[۸۴]) همان، ص۲۵۳۰٫

[۸۵]) ص۲۷۲۵٫

[۸۶]) یعنى اهل بیت^ را.

[۸۷]) سنن ابن ماجه، ص۲۴۸۵ دارالسلام.

[۸۸]) یعنى چشمانش اشک‏بار شد.

[۸۹]) همان، ص۲۷۲۵٫

[۹۰]) همان؛ ص۲۶۴۴٫

[۹۱]) همان، ص۲۷۲۵؛ ۴۰۸۳ـ حدثنا نصر بن علی الجهضمی. ثنا محمد بن مروان العقیلی. ثنا عماره بن أبی حفصه عن زید العمى، عن أبی صدیق الناجی، عن أبی سعید الخدری، أن النبی، قال یکون فی أمتی المهدى إن قصر، فسبع وإلا فتسع. فتنعم فیه أمتی نعمه لم ینعموا مثلها قط. تؤى أکلها ولا تدخر منهم شیئا والمال یومئذ کدوس فیقوم الرجل فیقول: یا مهدی ! أعطنی. فیقول: خذ.

۴۰۸۴ ـ حدثنا محمد بن یحیى وأحمد بن یوسف، قالا: ثنا عبد الرزاق عن سفیان الثوری، عن خالد الحذاء، عن أبی قلابه، عن أبی أسماء الرحبی، عن ثوبان، قال: قال رسول الله‏: «یقتتل عند کنزکم ثلاثه کلهم ابن خلیفه ثم لا یصیر إلى واحد منهم. ثم تطلع الرایات السود من قبل المشرق. فیقتلونکم قتلا لم یقتله قوم. ثم ذکر شیئا لا أحفظه. فقال فإذا رأیتموه فبایعوه ولو حبوا على الثلج. فإنه خلیفه الله‏، المهدى. فی الزوائد: هذا إسناد صحیح. رجاله ثقات. ورواه الحاکم فی المستدرک، وقال: صحیح على شرط الشیخین.

۴۰۸۵ـ «…المهدی منّا أهل البیت، یُصلُحُه الله‏ فی لیلهٍ».

۴۰۸۶ـ «…المهدی من ولد فاطمه».بیروت دارالکفر، ج۲، ص۱۳۶۸ ـ ۴۰۸۷  ۱۳۶۶ـ حدثنا هدیه بن عبد الوهاب ثنا سعد بن عبد الحمید بن جعفر، عن علی بن زیاد الیمامی، عن عکرمه بن عمار، عن إسحاق بن عبد الله‏ بن أبی طلحه، عن أنس بن مالک، قال: سمعت رسول الله‏ یقول: «نحن ولد عبد المطلب، ساده أهل الجنه. أنا وحمزه وعلى وجعفر والحسن والحسین والمهدی».

۴۰۸۸ـ حدثنا حرمله بن یحیى المصری، وإبراهیم بن سعید الجوهری، قالا: ثنا أبو صالح عبد الغفار بن داود الحرانی. ثنا ابن لهیعه عن أبی زرعه عمرو بن جابر الحضرمی، عن عبد الله‏ بن الحرث بن جزء الزبیدی، قال: قال رسول الله‏: «یخرج ناس من المشرق، فیوطئون للمهدى یعنى سلطانه». (محقق)

[۹۲]) الکتب الستهًْ، سنن أبی داود؛ صص ۱۵۶۳ و ۱۵۶۵٫

[۹۳]) همان؛ ص۱۲۸۴٫

[۹۴]) همان؛ ص۱۴۸۸٫

[۹۵]) همان؛ ص۱۵۲۰٫

[۹۶]) همان؛ ص۱۵۴۴؛ ـ حدثنا عثمان بن أبی شیبه، ثنا جریر، عن الأعمش، عن أبی ظبیان، عن ابن عباس، قال: أتى عمر بمجنونه قد زنت، فاستشار فیها أناسا فأمر بها أن ترجم، فمر بها على علی بن أبی طالب رضوان الله‏ علیه، فقال: ما شأن هذه؟ قالوا: مجنونه بنى فلان زنت فأمر بها عمر أن ترجم، قال: فقال: ارجعوا بها، ثم أتاه فقال: یا أمیر المؤمنین، أما علمت أن القلم قد رفع عن ثلاثه: عن المجنون حتى یبرأ، وعن النائم حتى یستیقظ، وعن الصبی حتى یعقل؟ قال: بلى، قال: فما بال هذه ترجم؟ قال: لا شئ، قال: فأرسلها، قال: فأرسلها، قال: فجعل یکبر. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، صص ۳۳۹ـ ۳۳۸٫ (محقق)

[۹۷]) همان؛ ص۱۶۰۴٫

[۹۸]) همان؛ ص۱۳۷۵؛ ـ حدثنا أحمد بن یونس وقتیبه بن سعید، المعنى، قال أحمد: ثنا اللیث، حدثنی عبد الله‏ بن عبید الله‏ بن أبی ملیکه القرشی التیمی، أن المسور بن مخرمه حدثه، أنه سمع رسول الله‏ على المنبر یقول: إن بنى هشام بن المغیره استأذنونی أن ینکحوا ابنتهم من علی بن أبی طالب، فلا آذن، ثم لا اذن ثم لا آذن إلا أن یرید ابن أبی طالب أن یطلق ابنتی وینکح ابنتهم، فإنما ابنتی بضعه منى، یریبنی ما أرابها، ویؤذینن ما آذاها. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۱، ص۴۶۰ و نیز نگاه کنید به روایت شماره ۲۰۶۹٫ (محقق)

[۹۹]) همان؛ ص۱۵۲۹٫

[۱۰۰]) همان، ص۱۵۹۳٫

[۱۰۱]) همان؛ ص۱۴۴۷؛ کتاب الخراج.

[۱۰۲]) همان؛ ص۱۵۳۵ (المهدی من عترتی من ولد فاطمهًْ).

[۱۰۳]) همان؛ ص۱۳۰۵٫

[۱۰۴]) همان؛ ۱۵۷۱؛ ـ حدثنا عثمان بن أبی شیبه، ثنا جریر، عن منصور، عن المنهال بن عمرو، عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس، قال: کان النبی یعوذ الحسن والحسین أعیذکما بکلمات‏التامه، من کل شیطان وهامه، ومن کل عین لامه ثم یقول: (کان أبوکم یعوذ بهما إسماعیل وإسحاق). و نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۴۲۱٫ (محقق)

[۱۰۵]) یعنى لب به «إنا لله‏ وإنا إلیه راجعون» گفتن گشود.

[۱۰۶]) همان؛ ص۱۵۲۴٫

[۱۰۷]) همان؛ ص۱۵۳۵؛ ـ قال أبو داود: حدثت عن هارون بن المغیره، قال: ثنا عمرو بن أبی قیس، عن شعیب‌بن خالد، عن أبی إسحاق، قال: قال علی رضی الله‏ عنه ونظر إلى ابنه الحسن فقال: إن ابنی هذا سید کما سماه النبی وسیخرج من صلبه رجل یسمى باسم نبیکم یشبهه فی الخلق ولا یشبهه فی الخلق، ثم ذکر قصه: یملأ الأرض عدلا. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۳۱۱٫ (محقق)

[۱۰۸]) همان؛ ص۱۶۰۴؛ ـ حدثنا مسدد، ثنا سفیان، عن الزهری، عن أبی سلمه، عن أبی هریره أن الأقرع بن حابس أبصر النبی وهو یقبل حسینا فقال: إن لی عشره من الولد ما فعلت هذا بواحد منهم، فقال رسول الله‏: من لا یَرحم لا یُرحم». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج ۲، ص۵۲۲٫ (محقق)

[۱۰۹]) همان.

[۱۱۰]) همان؛ ص۱۵۹۷؛ ـ حدثنا مسدد، ثنا یحیى، عن سفیان، قال: حدثنی عاصم بن عبید الله‏، عن عبید الله‏ بن أبی رافع، عن أبیه، قال: رأیت رسول الله‏ أذن فی أذن الحسن بن علی حین ولدته فاطمه بالصلاه. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۴۹۹٫ (محقق)

[۱۱۱]) همان؛ ۱۴۳۵؛ ـ حدثنا أبو معمر عبد الله‏ بن عمرو، ثنا عبد الوارث، ثنا أیوب، عن عکرمه، عن أبن عباس، أن رسول‏الله‏ عق عن الحسن والحسین کبشا کبشا. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۱، ص۶۴۸٫ (محقق)

[۱۱۲]) همان؛ ص۱۵۶۶٫ نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۴۰۵٫ (محقق)

[۱۱۳]) همان؛ ص۱۲۹۵٫

۹۷۶ـ حدثنا حفص بن عمر، ثنا شعبه، عن الحکم، عن ابن أبی لیلى، عن کعب بن عجره، قال:قلنا، أو قالوا، یا رسول الله‏، أمرتنا أن نصلی علیک وأن نسلم علیک‏فأما السلام فقد عرفناه، فکیف نصلی علیک؟ قال: قولوا: اللهم صل على محمد وآل محمد، کما صلیت على إبراهیم، وبارک على محمد وآل محمد، کما بارکت على آل إبراهیم، إنک حمید مجید.

۹۷۷ـ حدثنا مسدد، ثنا یزید بن زریع، ثنا شعبه، بهذا الحدیث قال: صل على محمد وعلى آل محمد، کما صلیت على إبراهیم.

۹۷۸ـ حدثنا محمد بن العلاء، ثنا ابن بشر، عن مسعر، عن الحکم، بإسناده بهذاقال: اللهم صل على محمد وعلى آل محمد، کما صلیت على إبراهیم، إنک حمید مجید، اللهم بارک علی محمد وعلى آل محمد، کما بارکت على آل إبراهیم إنک حمید مجید قال أبو داود: رواه الزبیر بن عدی عن ابن أبی لیلى کما رواه مسعر إلا أنه قال: کما صلیت على آل إبراهیم إنک حمید مجید، وبارک على محمد وساق مثله.

۹۸۰ـ القعنبی، عن مالک، عن نعیم بن عبد الله‏ المجمر، أن محمد بن عبد الله‏ بن زید ـ و عبد الله‏ بن زید هو الذی أرى النداء بالصلاه ـ أخبره عن أبی مسعود الأنصاری أنه قال: أتانا رسول الله‏ فی مجلس سعد بن عباده فقال له بشیر بن سعد: أمرنا الله‏ أن نصلی علیک یا رسول الله‏ فکیف نصلی علیک؟ فسکت رسول الله‏ حتى تمنینا أنه لم یسأله ثم قال رسول الله‏: قولوا فذکر معنى حدیث کعب بن عجره زاد فی آخره: فی العالمین إنک حمید مجید.

۹۸۱ـ حدثنا أحمدبن یونس، ثنا زهیر، ثنا محمد بن إسحاق، ثنا محمدبن إبراهیم بن الحارث، عن محمدبن عبدالله‏ بن زید، عن عقبه بن عمرو، بهذا الخبر قال: قولوا اللهم صل علی محمدالنبی الأمی وعلى آل محمد.

۹۸۲ـ حدثنا موسى بن إسماعیل، ثنا حبان بن یسار الکلابی، حدثنی أبو مطرف عبید الله‏ بن طلحه بن عبید الله‏ بن کریز، حدثنی محمد بن علی الهاشمی، عن المجمر، عن أبی هریره، عن النبی قال: من سره أن یکتال بالمکیال الأوفى إذا صلى علینا أهل البیت فلیقل: اللهم صلی على محمد النبی… وذریته وأهل بیته کما صلیت على آل إبراهیم إنک حمید مجید. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۱ـ صص ۲۲۲ و ۲۲۱، ح ۹۷۶ـ ۹۷۸ و ۹۸۰ـ ۹۸۵٫ (محقق)

[۱۱۴]) همان؛ ۱۴۴۶؛

ـ حدثنا أحمد بن صالح، ثنا عنبسه، ثنا یونس، عن ابن شهاب أخبرنی یزید بن هرمز أن نجده الحروری حین حج فی فتنه ابن الزبیر أرسل إلى ابن عباس یسأله عن سهم ذی القربى، ویقول: لمن تراه؟ قال ابن عباس: لقربی رسول الله‏، قسمه لهم رسول الله‏، وقد کان عمر عرض علینا من ذلک عرضا رأیناه دون حقنا فرددناه علیه وأبینا أن نقبله. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۲۶٫(محقق)

[۱۱۵]) ـ حدثنا مسدد، ثنا هشیم، عن محمد بن إسحاق، عن الزهری، عن سعید بن المسیب، أخبرنی جبیر بن مطعم، قال: لما کان یوم خیبر وضع رسول الله‏ سهم ذی القربى فی بنی هاشم، وبنی المطلب، وترک بنى نوفل، وبنى عبد شمس، فانطلقت أنا وعثمان بن عفان حتى أتینا النبی، فقلنا: یا رسول الله‏، هؤلاء بنو هاشم لا ننکر فضلهم للموضع الذی وضعک الله‏ به منهم فما بال إخواننا بنی المطلب أعطیتهم وترکتنا، وقرابتنا واحده؟ فقال رسول الله‏‏أنا وبنو المطلب لا نفترق فی جاهلیه ولا إسلام، وإنما نحن وهم شئ واحد وشبک بین أصابعه. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۲۶٫ (محقق)

[۱۱۶]) حدثنا مسدد، ثنا عبد الوارث بن سعید، عن محمد بن جحاده، عن حمید الشامی، عن سلیمان المنبهی، عن ثوبان مولى رسول الله‏: قال: کان رسول الله‏ إذا سافر کان آخر عهده بإنسان من أهله فاطمه، وأول من یدخل علیها إذا قدم فاطمه، فقدم من غراه له وقد علقت مسحا أو سترا على بابها، وملت الحسن والحسین قلبین من فضه، فقدم فلم یدخل، فظنت أن ما منعه أن یدخل ما رأى، فهتکت الستر وفککت القلبین عن الصبیین، وقطعته بینهما، فانطلقا إلى رسول الله‏ وهما یبکیان، فأخذه منهما، وقال: یا ثوبان، اذهب بهذا إلى آل فلان (أهل بیت بالمدینه إن هؤلاء أهل بیتی أکره أن یأکلوا طیباتهم فی حیاتهم الدنیا. یا ثوبان، اشتر لفاطمه قلاده من عصب وسوارین من عاج). نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، صص ۲۹۲ ـ ۲۹۱٫ (محقق)

[۱۱۷]) همان؛ ص۱۵۳۵؛ ـ قال أبو داود: حدثت عن هارون بن المغیره، قال: ثنا عمرو بن أبی قیس، عن شعیب بن خالد، عن أبی إسحاق، قال: قال علی رضی الله‏ عنه ونظر إلى ابنه الحسن فقال: إن ابنی هذا سید کما سماه النبی وسیخرج من صلبه رجل یسمى باسم نبیکم یشبهه فی الخلق ولا یشبهه فی الخلق، ثم ذکر قصه یملأ الأرض عدلاً… . نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۳۱۱٫ (محقق)

[۱۱۸]) همان؛

ـ حدثنا مسدد، أن عمر بن عبید حدثهم، وثنا محمد بن العلاء، ثنا أبو بکر یعنى ابن عیاش وثنا مسدد، ثنا یحیى، عن سفیان، وثنا أحمد بن إبراهیم، ثنا عبید الله‏ بن موسى، أخبرنا زائده، وثنا أحمد بن إبراهیم، حدثنی عبید الله‏ بن موسى، عن فطر، المعنى واحد کلهم عن عاصم، عن زر، عن عبد الله‏، عن النبی قال: لو لم یبق من الدنیا إلا یوم قال زائده فی حدیثه: (لطول الله‏ ذلک الیوم) ثم اتفقوا (حتى یبعث فیه رجلا منى) أو (من أهل بیتی، یواطئ اسمه اسمیواسم أبیه اسم أبى) زاد فی حدیث فطر (یملأ الأرض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا) وقال فی حدیث سفیان: (لا تذهب، أو لا تنقضی، الدنیا حتى یملک العرب رجل من أهل بیتی، یواطئ اسمه اسمی) قال أبو داود: لفظ عمر وأبى بکر بمعنى سفیان.

ـ حدثنا عثمان بن أبی شیبه، ثنا الفضل بن دکین، ثنا فطر عن القاسم بن أبی بزه‏عن أبی الطفیل، عن علی رضى الله‏ تعالى عنه، عن النبی قال: «لو لم یبق من الدهر إلا یوم لبعث الله‏ رجلا من أهل بیتی یملأها عدلا کما ملئت جورا». (محقق)

[۱۱۹]) حدثنا سهل بن تمام بن بزیع، ثنا عمران القطان، عن قتاده، عن أبی نضره، عن أبی سعید الخدری، قال: قال رسول الله‏: المهدى منى أجلى الجبهه، أقنى الانف، یملأ الأرض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما، یملک سبع سنین. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۳۱۰، ح ۴۲۸۵٫ (محقق)

[۱۲۰]) همان، ص۱۵۳۵٫

[۱۲۱]) همان؛ ص۲۰۳۴، ح ۳۷۱۲ به بعد؛

ـ حدثنا قتیبه بن سعید أخبرنا جعفر بن سلیمان الضبعی عن یزید الرشک بن مطرف بن عبدعن عمران بن حصین قال: بعث رسول الله‏ جیشا واستعمل علیهم علی بن أبی طالب ؛ فمضى فی السریه فأصاب جاریه فأنکروا علیه وتعاقد أربعه من أصحاب رسول الله‏ فقالوا أن لقینا رسول الله‏ أخبرناه بما صنع على. وکان المسلمون إذا رجعوا من سفر بدأوا برسول الله‏ فسلموا علیه ثم انصرفوا إلى رحالهم، فلما قدمت السریه سلموا على النبی، فقام أحد الأربعه فقال یا رسول الله‏: ألم تر إلى علی بن أبی طالب صنع کذا وکذا فأعرض عنه رسول الله‏، ثم قام الثانی فقال مثل مقالته فأعرض عنه، ثم قام إلیه الثالث فقال مثل مقالته فأعرض عنه، ثم قام الرابع فقال مثل ما قالوا فأقبل إلیه رسول الله‏ والغضب یعرف فی وجهه فقال ما تریدون من على، ما تریدون من على، ما تریدون من على، إن علیا منى وأنا منه، وهو ولى کل مؤمن من بعدی.

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا محمد بن جعفر أخبرنا شعبه عن سلمه بن کهیل قال سمعت أبا الطفیل یحدث عن أبی سریحه أو زید بن أرقم شک شعبه عن النبی قال: من کنت مولاه فعلى مولاه. هذا حدیث حسن. وروى شعبه هذا الحدیث عن میمون أبى عبد الله‏ عن زید بن أرقم عن النبی نحوه. وأبو سریحه هو حذیفه بن أسید صاحب النبی.

ـ حدثنا أبو الخطاب زیاد بن یحیى البصری أخبرنا أبو عتاب سهل بن حماد أخبرنا المختار بن نافع أخبرنا أبو حبان التیمی عن أبیه عن علی قال قال رسول الله‏: … رحم‏علیا؛ اللهم أدر الحق معه حیث دار.

ـ حدثنا سفیان بن وکیع أخبرنا أبى عن شریک عن منصور عن ربعی بن حراش قال أخبرنا علی بن أبی طالب بالرحبه فقال: لما کان یوم الحدیبیه خرج إلینا ناس من المشرکین فیهم سهیل بن عمرو وأناس من رؤساء المشرکین فقالوا یا رسول الله‏ خرج إلیک ناس من أبنائنا وإخواننا وأرقائنا ولیس لهم فقه فی الدین، وإنما خرجوا فرارا من أموالنا وضیاعنا فارددهم إلینا فإن لم یکن لهم فقه فی الدین سنفقههم؟ فقال النبی: یا معشر قریش لتنتهن أو لیبعثن الله‏ علیکم من یضرب رقابکم بالسیف على الدین، قد امتحن الله‏ قلوبهم على الایمان، قالوا من هو یا رسول الله‏ فقال له أبوبکر: من هو یا رسول الله‏؟ وقال عمر: من هو یا رسول الله‏؟ قال هو خاصف النعل وکان أعطى علیا نعله یخصفها، قال ثم التفت إلینا على فقال إن رسول الله‏ قال: من کذب على متعمدا فلیتبوأ معقده من النار. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا قتیبه أخبرنا جعفر بن سلیمان عن أبی هارون العبدی عن أبی سعید الخدری قال: إن کنا لنعرف المنافقین نحن معشر الأنصار ببغضهم علی بن أبی طالب … وقد تکلم شعبه فی أبى هارون العبدی وقد روى هذا عن الأعمش عن أبی صالح عن أبی سعید.

ـ حدثنا واصل بن عبد الأعلی أخبرنا محمد بن فضیل عن عبدالله‏ بن عبدالرحمن أبى نصر عن المساور الحمیری عن أمه قالت: دخلت علی أم سلمه فسمعتها تقول کان رسول الله‏ یقول لا یحب علیا منافق، ولا یبغضه مؤمن. وفی الباب عن علی. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا إسماعیل بن موسى الفزاری ابن بنت السدى أخبرنا شریک عن أبی ربیعه عن ابن بریده عن أبیه قال قال رسول الله‏: إن الله‏ أمرنی بحب أربعه وأخبرنی أنه یحبهم، قیل یا رسول الله‏ سمهم لنا؟ قال على منهم یقول ذلک ثلاث وأبو ذر والمقداد وسلمان وأمرنی بحبهم وأخبرنی أنه یحبهم. هذا حدیث حسن… .

ـ حدثنا إسماعیل بن موسی أخبرنا شریک عن أبی إسحاق عن حبشی بن جناده قال قال رسول الله‏: على منى وأنا من علی ولا یؤدى عنى إلا أنا أو على. هذا حدیث حسن … صحیح.

ـ حدثنا یوسف بن موسی القطان البغدادی أخبرنا على ابن قادم أخبرنا علی بن صالح بن حی عن حکیم بن جبیر عن جمیع بن عمیر التیمی عن ابن عمر قال: آخى رسول الله‏ بین أصحابه فجاء على تدمع عیناه فقال یا رسول الله‏ آخیت بین أصحابک ولم تؤخ بینی وبین أحد، فقال له رسول الله‏ أنت أخی فی الدنیا والآخره. هذا حدیث حسن… وفیه عن زید بن أبی أوفى.

ـ حدثنا سفیان بن وکیع أخبرنا عبید الله‏ بن موسى عن عیسى بن عمر عن السدى عن أنس بن مالک قال: کان عند النبی طیر فقال اللهم ائتنی بأحب خلقک إلیک یأکل معی هذا الطیر فجاء على فأکل معه … والسدی اسمه إسماعیل ابن عبد الرحمن وقد أدرک أنس بن مالک ورأی الحسین بن علی.

ـ حدثنا خلاد بن أسلم البغدادی أخبرنا النضر بن شمیل أخبرنا عوف عن عبد الله‏ بن عمرو بن هند الجملی قال: قال على کنت إذا سألت رسول الله‏ أعطانی وإذا سکت ابتدأنی. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا إسماعیل بن موسى أخبرنا محمد بن عمر بن الرومی أخبرنا شریک عن سلمه بن کهیل عن سوید بن غفله عن الصنابحی عن علی قال قال رسول الله‏: أنا دار الحکمه وعلى بابها.

ـ حدثنا قتیبه أخبرنا حاتم بن إسماعیل عن بکیر ابن مسمار عن عامر بن سعد بن أبی وقاص عن أبیه قال: أمر معاویه بن أبی سفیان سعدا فقال ما منعک أن تسب أبا تراب ؟ قال أما ما ذکرت ؛ ثلاثا قالهن رسول الله‏ فلن أسبه لان تکون لی واحده منهن أحب إلى من حمر النعم، سمعت رسول الله‏ یقول لعلى وخلفه فی بعض مغازیه؟ فقال له یا رسول الله‏ تخلفنی مع النساء والصبیان؟ فقال له رسول الله‏: أما ترضى أن تکون منى بمنزله هارون من موسى إلا أنه لا نبوه بعدی. وسمعته یقول یوم خیبر لأعطین الرایه رجلا یحب الله‏ ورسوله ویحبه الله‏ ورسوله. قال فتطاولنا لها فقال ادعوا لی علیاقال فأتاه وبه رمد فبصق فی عینه فدفع الرایه إلیه ففتح الله‏ علیه وأنزلت هذه الآیه ندع أبناءنا وأبناءکم ونساءنا ونساءکم الآیه دعا رسول الله‏ علیا وفاطمه وحسنا وحسینا فقال اللهم هؤلاء أهلی. هذا حدیث حسن… صحیح من هذا الوجه.

ـ حدثنا عبدالله‏ بن أبی زیاد أخبرنا الأحوص بن جواب عن یونس بن أبی إسحاق عن أبی إسحاق عن البراء قال: بعث النبی جیشین وأمر على أحدهما علی بن أبی طالب وعلى الآخر خالدبن الولید وقال إذا کان القتال فعلى، قال فافتتح على حصنا فأخذ منه جاریه فکتب معی خالد کتابا إلى النبی بشئ به، قال فقدمت على النبی فقرأ الکتاب فتغیر لونه ثم قال ما تری فی رجلا یحب الله‏ ورسوله ویحبه‏ورسوله، قال قلت أعوذ بالله‏ من غضب الله‏ ومن غضب رسوله وإنما أنا رسول فسکت. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا علی بن المنذر الکوفی أخبرنا محمد بن فضیل عن الأجلح عن أبی الزبیر عن جابر قال: دعا رسول الله‏ علیا یوم الطائف فانتجاه فقال الناس لقد طال نجواه مع ابن عمه فقال رسول الله‏ ما انتجیته ولکن الله‏ انتجاه. هذا حدیث حسن غریب لا نعرفه إلا من حدیث الأجلح وقد رواه غیر ابن فضیل عن الأجلح. ومعنى قوله: ولکن الله‏ انتجاه یقول إن الله‏ أمرنی أن أنتجی معه.

ـ حدثنا علی بن المنذر أخبرنا ابن فضیل عن سالم ابن أبی حفصه عن عطیه عن أبی سعید قال قال رسول الله‏ لعلى: یا علی لا یحل لاحد أن یجنب فی هذا المسجد غیری وغیرک. قال علی بن المنذر قلت لضرار بن صرد ما معنى هذا الحدیث؟ قال لا یحل لاحد یستطرقه جنبا غیری وغیرک به. هذا حدیث حسن

ـ حدثنا إسماعیل بن مؤسی أخبرنا علی بن عابس عن مسلم الملائی عن أنس بن مالک قال: بعث النبی یوم الاثنین وصلى وعلى یوم الثلاثاء… وقد روى هذا الحدیث عن مسلم عن حبه عن علی نحو هذا.

ـ حدثنا القاسم بن دینار الکوفی أخبرنا أبو نعیم عن عبدالسلام بن حرب عن یحیى بن سعید عن سعید بن المسیب عن سعد بن أبی وقاص أن النبی قال لعلی: أنت منى بمنزله هارون من موسى. هذا حدیث حسن صحیح وقد روى من غیر وجه عن سعد عن النبی و یستغرب هذا الحدیث من حدیث یحیى‌بن سعید الأنصاری.

ـ حدثنا محمود بن غیلان أخبرنا أبو أحمد الزبیری عن شریک عن عبد الله‏ بن محمد بن عقیل عن جابر بن عبد الله‏ أن النبی قال لعلی: أنت منى بمنزله هارون من موسى إلا أنه لا نبی بعدی. هذا حدیث حسن. وفی الباب عن سعد وزید بن أرقم وأبی هریره وأم سلمه.

ـ حدثنا محمد بن حمید الرازی أخبرنا إبراهیم بن المختار عن شعبه عن أبی بلج عن عمرو بن میمون عن ابن عباس: أن النبی أمر بسد الأبواب إلا باب على.

ـ حدثنا نصر بن علی الجهضمی أخبرنا علی بن جعفر بن محمد بن علی قال أخبرنی أخی موسى بن جعفر بن محمد عن أبیه جعفر بن محمد عن أبیه محمد بن علی عن أبیه علی بن الحسین عن أبیه عن جده علی بن أبی طالب: أن النبی أخذ بید حسن وحسین قال من أحبنی وأحب هذین وأباهما وأمهما کان معی فی درجتی یوم القیامه. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا محمد بن حمید أخبرنا إبراهیم بن المختار عن شعبه عن أبی بلج عن عمرو بن میمون عن ابن عباس قال: أول من صلى على.

ـ حدثنا محمد بن بشار ومحمد بن المثنى قالا أخبرنا محمد بن جعفر أخبرنا شعبه عن عمرو بن مره عن أبی حمزه عن رجل من الأنصاری عن زید بن أرقم قال: أول من أسلم علی.

ـ حدثنا عیسى بن عثمان بن أخی یحیى بن عیسى الرملی أخبرنا یحیى بن عیسى الرملی عن الأعمش عن عدى بن ثابت عن زر بن حبیش عن علی قال: لقد عهد إلى النبی النبی الأمی أنه لا یحبک إلا مومن ولا یبغضک إلا منافق. قال عدى بن ثابت: أنا من القرن الذین دعا لهم النبی. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا محمد بن بشار ویعقوب بن إبراهیم وغیر واحد قالوا أخبرنا أبو عاصم عن أبی الجراح قال حدثنی جابر بن صبیح قال حدثتنی أم شراحیل قالت حدثتنی أم عطیه قالت: بعث النبی جیشا فیهم على، قالت فسمعت رسول الله‏ وهو رافع یدیه ویقول: اللهم لا تمتنی حتى ترینی علیا. هذا حدیث حسن إنما نعرفه من هذا الوجه. و نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۰۷ـ ۲۹۵، ح ۳۸۲۰ـ ۳۷۹۶٫ (محقق)

[۱۲۲]) همان؛ صص ۲۰۳۵ـ ۲۰۳۷٫

[۱۲۳]) گویا باید «وقال …» درست باشد.

[۱۲۴]) همان؛ ص۲۰۳۶٫

[۱۲۵]) همان؛ ص۲۰۳۵

[۱۲۶]) على.

[۱۲۷]) همان؛ ص۱۹۸۹٫

[۱۲۸]) همان؛ ۲۰۴۲٫

[۱۲۹]) همان؛ ص۱۸۲۶؛ ـ حدثنا عبد الله‏ بن أبی زیاد حدثنا الأحوص بن جواب عن أبو الجواب عن یونس بن أبی إسحاق عن أبی إسحاق عن البراء أن النبی بعث جیشین وأمر على أحدهما علی بن أبی طالب، وعلى الآخر خالد بن الولید، وقال: إذا کان القتال فعلى. قال: فافتتح على حصنا فأخذ منه جاریه، فکتب معی خالد إلى النبی یشی به، فقدمت على النبی صلى‏علیه وسلم فقرأ الکتاب فتغیر لونه ثم قال: ما ترى فی رجل یحب الله‏ ورسوله ویحبه الله‏ ورسوله؟ قلت: أعوذ بالله‏ من غضب الله‏ وغضب رسوله وإنما أنا رسول، فسکت. و فی الباب عن ابن عمر. هذا حدیث حسن… معنى قوله یشی به یعنى النمیمه. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۳، ص۱۲۴ ـ ۱۲۳، ح ۱۷۵۶٫ (محقق)

[۱۳۰]) همان؛ ص۱۹۶۳٫

[۱۳۱]) همان؛ ص۲۰۴۴؛ و سنن ترمذى، بیروت دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، ص۳۴۲و روایت شماره ۳۹۰۸٫

[۱۳۲]) همان؛ ۲۰۴۸،

ـ حدثنا قتیبه، أخبرنا اللیث، عن ابن أبی ملیکه، عن المسور بن مخرمه قال: سمعت النبی’ یقول وهو على المنبر: إن بنى هشام بن المغیره استأذنونی فی أن ینکحوا ابنتهم علی بن أبی طالب فلا آذن ثم لا آذن ثم لا آذن: إلا أن یرید ابن أبی طالب أن یطلق ابنتی وینکح ابنتهم، فإنها بضعه منى، یریبنی ما رابها، ویؤذینن ما آذاها. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا إبراهیم بن سعید الجوهری، أخبرنا الأسود بن عامر، عن جعفر الأحمر، عن عبد الله‏ بن عطاء، عن ابن بریده، عن أبیه قال: کان أحب النساء إلى رسول الله‏ فاطمه ومن الرجال على… هذا حدیث حسن….

ـ حدثنا أحمد بن منیع، أخبرنا إسماعیل بن علیه، عن أیوب عن ابن أبی ملیکه عن عبد الله‏ بن الزبیر… فقال النبى إنّما فاطمه بضعه منى، یوینی ما آذاها، وینصبنی ما أنصبها. هذا حدیث حسن صحیح. هکذا قال أیوب عن ابن أبی ملیکه عن ابن الزبیر، وقال غیر واحد عن ابن أبی ملیکه عن المسور بن مخرمه، ویحتمل أن یکون ابن أبی ملیکه روى عنهما جمیعا، وقد رواه عمرو ابن دینار عن ابن ملیکه عن المسور بن مخرمه نحو حدیث اللیث.

ـ حدثنا سلیمان بن عبد الجبار البغدادی، أخبرنا علی بن قادم، أخبرنا أسباط بن نصر الهمدانی، عن السدى، عن صبیح مولى أم سلمه عن زید بن أرقم، أن رسول الله‏ قال لعلی وفاطمه والحسن والحسین: أنا حرب لمن حاربتم، وسلم لمن سالمتم.

ـ حدثنا محمود بن غیلان، أخبرنا أبو أحمد الزبیری، أخبرنا سفیان عن زبید عن شهر بن حوشب عن أم سلمه أن النبی صلى الله‏ علیه و سلم جلل على الحسن و الحسین و على و فاطمه کساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی و حامتی؛ أذهب هذا حدیث حسن. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۶۲ ـ ۳۵۹، ح ۳۹۵۹ـ ۳۹۶۵٫ (محقق)

[۱۳۳]) همان؛ ص۱۹۷۹؛

ـ حدثنا قتیبه أخبرنا محمد بن سلیمان بن الأصبهانی عن یحیى بن عبید عن عطاء بن أبی رباح عن عمر بن أبی سلمه ربیب النبی قال لما نزلت هذه الآیه على النبی إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا فی بیت أم سلمه فدعا فاطمه وحسنا وحسینا فجللهم بکساء و علىٌ خلف ظهره فجلله بکساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا. قالت أم سلمه: وأنا معهم یا نبی الله‏، قال أنت على مکانک وأنت على خیر.

ـ حدثنا عبد بن حمید أخبرنا عفان بن مسلم أخبرنا حماد بن سلمه أخبرنا علی بن زید عن أنس بن مالک: أن رسول الله‏ کان یمر بباب فاطمه سته أشهر إذا خرج لصلاه الفجر یقول: الصلاه یا أهل البیت إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا. هذا حدیث حسن… . نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۱ـ ۳۰، ح  ۳۲۵۸ ـ ۳۲۵۹٫ (محقق)

[۱۳۴]) همان؛ ۲۰۴۹؛ و سنن ترمذى، ج۵، ص۳۶۷ روایت ۳۹۸۱، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۳  هـ.ق.(محقق)

[۱۳۵]) همان؛ ص۲۰۵۰؛ نسخه چاپ دارالکفر بیروت، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، ص۳۶۸، به شماره روایت ۳۹۸۴٫

[۱۳۶]) همان؛ ص۲۰۴۴، نسخه چاپ دارالکفر بیروت، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، ص۳۴۲، به شماره روایت ۳۹۰۸٫

[۱۳۷]) همان؛ ص۲۰۳۹، نسخه چاپ دارالکفر بیروت، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، ص۳۲۱٫

[۱۳۸]) همان؛ ۲۰۴۰؛

ـ حدثنا محمود بن غیلان أخبرنا أبو داود الحفری عن سفیان عن یزید بن أبی زیاد عن ابن أبی نعم عن أبی سعید قال: قال رسول الله‏ صلى الله‏ علیه و سلم: الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنه.

ـ حدثنا سفیان بن وکیع أخبرنا جریر وابن فضیل عن یزید نحوه. هذا حدیث صحیح حسن. وابن أبی نعم هو عبد الرحمن بن أبی نعم البجلی الکوفی.

ـ حدثنا سفیان بن وکیع وعبد بن حمید قالا أخبرنا خالد بن مخلد أخبرنا موسى بن یعقوب الزمعی عن عبد الله‏ بن أبی بکر بن زید بن المهاجر قال أخبرنی مسلم بن أبی سهل النبال قال أخبرنی الحسن بن أسامه بن زید قال أخبرنی أبی أسامه بن زید قال: طرقت النبی ذات لیله فی بعض الحاجه فخرج النبی وهو مشتمل على شئ لا أدرى ما هو، فلما فرغت من حاجتی قلت: ما هذا الذی أنت مشتمل علیه فکشفه فإذا حسن وحسین على ورکیه. فقال: هذان ابنای وابنا ابنتی اللهم إنی أحبهما فأحبهما وأحب من یحبهما. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا عقبه بن مکرم البصری العمى أخبرنا وهب بن جریر بن حازم أخبرنا أبى عن محمد بن أبی یعقوب عن عبد الرحمن بن أبی نعم: أن رجلا من أهل العراق سأل ابن عمر عن دم البعوض یصیب الثوب، فقال ابن عمر: انظروا إلى هذا یسأل عن دم البعوض وقد قتلوا ابن رسول الله‏؛ وسمعت رسول الله‏ یقول إن الحسن والحسین هما ریحانتای من الدنیا. هذا حدیث صحیح. وقد رواه شعبه عن محمد بن أبی یعقوب. وقد روى أبو هریره عن النبی نحو هذا. وابن أبی نعم هو عبد الرحمن بن أبی نعم البجلی

ـ حدثنا أبو سعید الأشج أخبرنا أبو خالد الأحمر أخبرنا رزین قال حدثتنی سلمى قالت: دخلت على أم سلمه وهی تبکى فقلت ما یبکیک؟ قالت رأیت رسول الله‏ تعنى فی المنام وعلى رأسه ولحیته التراب فقلت مالک یا رسول الله‏قال شهدت قتل الحسین آنفا.

ـ حدثنا أبو سعید الأشج أخبرنا عقبه بن خالد حدثنی یوسف بن إبراهیم أنه سمع أنس بن مالک یقول: سئل رسول الله‏ أی أهل بیتک أحب إلیک ؟ قال الحسن والحسین وکان یقول لفاطمه ادعى لی ابنی فیشمهما ویضمهما إلیه.

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا محمد بن عبد الله‏ الأنصاری أخبرنا الأشعث هو. ابن عبد الملک عن الحسن عن أبی بره قال: صعد رسول الله‏ صلى الله‏ علیه سلم المنبر فقال: إن ابنی هذا سید یصلح الله‏ على یدیه بین فئتین. هذا حدیث حسن صحیح. قال یعنى الحسن بن علی.

ـ حدثنا الحسین بن حریث أخبرنا علی بن الحسین ابن واقد حدثنی أبی حدثنی عبد الله‏ بن بریده قال: سمعت أبا بریده یقول :کان رسول الله‏ یخطبنا إذ جاء الحسن والحسین علیهما قمیصان أحمران یمشیان ویعثران فنزل رسول الله‏ من المنبر فحملهما ووضعهما بین یدیه ثم قال: صدق الله‏ إنما أموالکم وأولادکم فتنه نظرت إلى هذین الصبیین یمشیان ویعثران فلم أصبر حتى قطعت حدیثی ورفعتهما. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا الحسن بن عرفه أخبرنا إسماعیل بن عیاش. عن عبد الله‏ بن عثمان بن خثیم عن سعید بن راشد عن یعلى بن مره قال قال رسول الله‏: حسین منی وأنا من حسین، أحب الله‏ من أحب حسینا، حسین سبط من الأسباط. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا محمد بن یحیى أخبرنا عبد الرزاق عن معمر عن الزهری عن أنس بن مالک قال :لم یکن أحد منهم أشبه برسول الله‏ من الحسن بن علی. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا یحیى بن سعید أخبرنا إسماعیل بن أبی خالد عن أبی جحیفه قال: رأیت رسول الله‏ فکان الحسن بن علی یشبهه. هذا حدیث حسن صحیح. وفی الباب عن أبی‌بکر وابن عباس وابن الزبیر.

ـ حدثنا خلاد بن أسلم البغدادی أخبرنا النضر بن شمیل أخبرنا هشام بن حسان عن حفصه بنت سیرین قالت حدثنی أنس بن مالک قال: کنت عند ابن زیاد فجئ برأس الحسین فجعل یقول بقضیب فی أنفه ویقول ما رأیت مثل هذا حسنا لم یذکر قال قلت أما إنه کان من أشبههم برسول الله. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا عبد الله‏ بن عبد الرحمن أخبرنا عبید الله‏ ابن موسى عن إسرائیل عن أبی إسحاق عن هانئ بن هانئ عن علی قال: الحسن أشبه برسول الله‏ ما بین الصدر إلى الرأس، والحسین أشبه برسول الله‏ ما کان أسفل من ذلک. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا واصل بن عبد الأعلى أخبرنا أبو معاویه عن الأعمش عن عماره بن عمیر قال:لما جئ برأس عبید الله‏ ابن زیاد وأصحابه نضدت فی المسجد فی الرحبه فانتهیت إلیهم وهم یقولون قد جاءت قد جاءت فإذا حیه قد جاءت تخلل الرؤس حتى دخلت فی منخری عبید الله‏ بن زیاد فمکثت هنیهه ثم خرجت فذهبت حتى تغیبت ثم قالوا قد جاءت قد جاءت ففعلت ذلک مرتین أو ثلاثا. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا عبد الله‏ بن عبد الرحمن وإسحاق بن منصور قالا أخبرنا محمد بن یوسف عن إسرائیل عن میسره بن حبیب عن نهال بن عمرو عن زر بن حبیش عن حذیفه قال: سألتنی أمی متى عهدک؟ تعنى بالنبی؛ فقلت مالی به عهد منذ کذا وکذا، فنالت منى فقلت لها دعینی آتى النبی فأصلی معه المغرب وأسأله أن یستغفر لی ولک ؛ فأتیت النبی فصلیت معه المغرب فصلى حتى صلى العشاء ثم انفتل فتبعته فسمع صوتی فقال من هذا حذیفه؟ قلت نعم. قال ما حاجتک غفر الله‏ لک ولامک؟ قال إن هذا ملک لم ینزل الأرض قط قبل هذه اللیله، استأذن ربه أن یسلم على ویبشرنی بأن فاطمه سیده نساء أهل الجنه، وأن الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنه. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا محمود بن غیلان أخبرنا أبو أسامه عن فضیل ابن مرزوق عن عدى بن ثابت عن البراء: أن رسول الله أبصر حسنا وحسینا فقال اللهم إنی أحبهما فأحبهما. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا أبو عامر العقدی أخبرنا زمعه بن صالح عن سلمه بن وهرام عن عکرمه عن ابن عباس قال: کان رسول الله حامل الحسن بن علی على عاتقه فقال رجل نعم المرکب رکبت یا غلام. فقال النبی ونعم الراکب هو.

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا محمد بن جعفر أخبرنا شعبه عن عدى بن ثابت قال سمعت البراء بن عازب قال: رأیت النبی واضع الحسن بن علی على عاتقه وهو یقول اللهم إنی أحبه فأحبه. هذا حدیث حسن صحیح. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر،۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۲۷ـ ۳۲۱، ح ۳۸۷۳ ـ ۳۸۵۶٫ (محقق)

[۱۳۹]) همان؛ ص۱۹۳۵، ح ۲۹۸۳٫

ـ «حدثنا واصل بن عبد الأعلى الکوفی، أخبرنا محمد بن فضیل عن إسماعیل بن أبی خالد عن أبی جحیفه، قال: رأیت رسول الله‏ أبیض قد شاب وکان الحسن بن علی یشبهه،… هذا حدیث حسن. وقد روى مروان بن معاویه هذا الحدیث بإسناد له عن أبی جحیفه نحو هذا. وقد روى غیر واحد عن إسماعیل بن أبی خالد عن أبی جحیفه قال: رأیت رسول‏ وکان الحسن بن علی یشبهه ولم یزیدوا على هذا».

ـ «حدثنا محمد بن بشار، أخبرنا یحیى بن سعید عن إسماعیل ابن أبی خالدأخبرنا أبو جحیفه قال: رأیت النبی وکان الحسن بن علی یشبهه. وهکذا روى غیر واحد عن إسماعیل ابن أبی خالد نحو هذا. وفی الباب عن جابر وأبو جحیفه وهب السوأئی». چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۴، ص۲۱۰، روایات ۲۹۸۳ و ۲۹۸۴٫ (محقق)

[۱۴۰]) همان؛ ص۱۸۵۸، ح ۲۰۶۰٫

«حدثنا محمود بن غیلان، أخبرنا عبد الرزاق ویعلى عن سفیان عن منصور عن المنهال بن عمرو عن سعید بن جبیر عن ابن عباس قال: «کان رسول الله‏ یعوذ الحسن والحسین یقول: «أعیذ کما بکلمات الله‏ التامه من کل شیطان وهامه ومن کل عین لامه ویقول: هکذا کان إبراهیم یعوذ إسحاق وإسماعیل». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۳، ص۲۶۷، ح ۲۱۳۸٫ (محقق)

[۱۴۱]) همان؛ ص۱۸۰۷، ح ۱۵۱۴ و ۱۵۱۹٫

ـ «حدثنا محمد بن بشار حدثنا یحیى بن سعید و عبد الرحمن بن مهدی قالا حدثنا سفیان عن عاصم بن عبید الله‏ بن أبی رافع عن أبیه قال: رأیت رسول الله‏ صلى الله‏ علیه و سلم أذّن فی أذن الحسن بن علی حین ولدته فاطمه بالصلاه. هذا حدیث صحیح و العمل علیه… وروى عن النبی أیضا: أنه عق عن الحسن ابن علی بشاه و قد ذهب بعض أهل العلم إلى هذا الحدیث».

ـ «حدثنا محمد بن یحیى القطعی حدثنا عبد الاعلى عن محمد بن إسحاق عن عبد الله‏ بن أبی بکر عن محمد بن علی بن الحسین عن علی بن أبی طالب قال: عق رسول الله‏ صلى الله‏ علیه و سلم عن الحسن بشاه و قال یا فاطمه احلقی رأسه و تصدقی بزنه شعره فضه، فوزنته، فکان وزنه درهما أو بعض درهم. هذا حدیث حسن». چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج ۳، صص۳۶ ـ ۳۷، ح۱۵۵۳و۱۵۵۶٫ (محقق)

[۱۴۲]) همان؛ ص۱۹۳۱، ح ۲۷۷۵٫

ـ «حدثنا عباس بن عبد العظیم العنبری، أخبرنا النضر بن محمد، حدثنا عکرمه بن عمار عن إیاس بن سلمه، عن أبیه قال: لقد قدت بنبی الله‏ والحسن والحسین على بغلته الشهباء حتى أدخلته حجره النبی، هذا قدامه وهذا خلفه. وفی الباب عن ابن عباس و عبد الله‏ بن جعفر. هذا حدیث حسن صحیح». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳هـ.ق، ج۴، ص۱۹۱ـ۱۹۰، ح ۲۹۲۵٫ (محقق)

[۱۴۳]) همان، ص۲۰۴۱، ح ۳۷۸۶ به بعد.

ـ «حدثنا نصر بن عبد الرحمن الکوفی أخبرنا زید بن الحسن عن جعفر بن محمد عن أبیه عن جابر بن عبد الله‏ قال: رأیت رسول الله‏ فی حجته یوم عرفه وهو على ناقته القصواء یخطب فسمعته یقول: یا أیها الناس إنی ترکت فیکم من [ما] إن أخذتم به لن تضلوا کتاب الله‏ وعترتی أهل بیتی. وفی الباب عن أبی ذر وأبى سعید وزید بن أرقم وحذیفه بن أسید. هذا حدیث حسن من هذا الوجه. وزید بن الحسن قد روى عنه سعید بن سلیمان وغیر واحد من أهل العلم».

ـ «حدثنا قتیبه بن سعید أخبرنا محمد بن سلیمان بن الأصبهانی عن یحیى بن عبید عن عطاء عن عمر بن أبی سلمه ربیب النبی قال نزلت هذه الآیه على النبی إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا فی بیت أم سلمه، فدعا النبی فاطمه وحسنا وحسینا فجللهم بکساء وعلى خلف ظهره فجلله بکساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا. قالت أم سلمه وأنا معهم یا رسول الله‏؟ قال أنت على مکانک وأنت إلى خیر. وفی الباب عن أم سلمه ومعقل بن یسار وأبى الحمراء وأنس بن مالک».

ـ «حدثنا علی بن المنذر الکوفی أخبرنا محمد بن فضیل أخبرنا الأعمش عن عطیه عن أبی سعید والأعمش عن حبیب ابن أبی ثابت عن زید بن أرقم قال قال رسول الله إنی تارک فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی؛ أحدهما أعظم من الآخر؛ کتاب الله‏ حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی ولن یتفرقا حتى یردا على الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما» هذا حدیث حسن… .

ـ «حدثنا بن أبی عمر أخبرنا سفیان عن کثیر النواء عن أبی إدریس عن المسیب بن نجبه قال قال علی بن أبی طالب قال النبی إن کل نبی أعطى سبعه نجباء رفقاء أو قال رقباء وأعطیت أنا أربعه عشر، قلنا من هم؟ قال أنا وابنای وجعفر وحمزه و… وبلال و سلمان و عمار و المقداد و حذیفه و عبد الله‏ بن مسعود هذا حدیث حسن…».

ـ «حدثنا أبو داود سلیمان بن الأشعث أخبرنا یحیى ابن معین أخبرنا هشام بن یوسف عن عبد الله‏ بن سلیمان النوفلی عن محمد بن علی بن عبد الله‏ بن عباس عن أبیه عن ابن عباس قال قال رسول الله‏ أحبوا الله‏ لما یغذوکم من نعمه، وأحبونی بحب الله‏، وأحبوا أهل بیتی بحبی هذا حدیث حسن…» چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۲۹ـ ۳۲۷، روایات ۳۸۷۴ تا ۳۸۷۸٫ (محقق)

[۱۴۴]) همان، ص۱۸۷۶، ح ۲۲۳۰ و ۲۲۳۱؛

ـ حدثنا عبید بن أسباط بن محمد القرشی، أخبرنا أبى أخبرنا سفیان الثوری عن عصام بن بهدله عن زر عن عبد الله‏ قال: قال رسول الله‏ لا تذهب الدنیا حتى یملک العرب رجل من أهل بیتی یواطئ اسمه اسمى. وفی الباب عن علی وأبى سعید وأم سلمه وأبی هریره، هذا حدیث صحیح.

ـ حدثنا عبد الجبار بن العلاء العطار، أخبرنا سفیان بن عیینه عن عاصم عن زر عن عبد الله‏ عن النبی قال: یلی رجل من أهل بیتی یواطئ اسمه اسمى، قال عاصم: أخبرنا أبو صالح عن أبی هریره، قال لو لم یبق من الدنیا إلا یوما لطول الله‏ ذلک الیوم حتى بلى. هذا حدیث حسن صحیح. و نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۳، ص۳۴۳، ح  ۲۳۳۱  تا  ۲۲۳۲٫(محقق)

[۱۴۵]) همان؛ ۱۹۷۹ـ ح ۳۲۰۵ و ۳۲۰۶؛

ـ حدثنا قتیبه أخبرنا محمد بن سلیمان بن الأصبهانی عن یحیى بن عبید عن عطاء بن أبی رباح عن عمر بن أبی سلمه ربیب النبی قال لما نزلت هذه الآیه على النبی إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا فی بیت أم سلمه فدعا فاطمه وحسنا وحسینا فجللهم بکساء وعلى خلف ظهره فجلله بکساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا. قالت أم سلمه: وأنا معهم یا نبی الله‏، قال أنت على مکانک وأنت على خیر.

ـ حدثنا عبد بن حمید أخبرنا عفان بن مسلم أخبرنا حماد بن سلمه أخبرنا علی بن زید عن أنس بن مالک: أن رسول الله‏ کان یمر بباب فاطمه سته أشهر إذا خرج لصلاه الفجر یقول: الصلاه یا أهل البیت (إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا) حسن… و فی الباب عن أبی الحمراء معقل بن یسار وأم سلمه. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۱ـ ۳۰، ح ۳۲۵۸ و ۳۲۵۹٫ (محقق)

[۱۴۶]) همان؛ ۱۹۸۴، ح ۳۲۵۱؛

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا محمد بن جعفر أخبرنا شعبه عن عبد الملک بن میسره قال سمعت طاؤا قال: سئل ابن عباس عن هذه الآیه قل لا أسألکم علیه أجرا إلا الموده فی القربى فقال سعید بن جبیر قربى آل محمد فقال ابن عباس. أعلمت أن رسول الله‏ لم یکن بطن من قریش إلا کان له فیهم قرابه فقال: إلا أن تصلوا ما بینی وبینکم من القرابه، هذا حدیث حسن صحیح وقد روى من غیر وجه عن ابن عباس. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، ص۵۴، ح ۳۳۰۴٫(محقق)

[۱۴۷]) همان؛ ص۱۹۵۳، ح ۲۹۹۹؛

ـ حدثنا قتیبه أخبرنا حاتم بن إسماعیل عن بکیر بن مسمار عن عامر بن سعد عن أبیه قال: لما نزلت هذه الآیه تعالوا ندع أبناءنا وأبناءکم ونساءنا ونساءکم الآیه دعا رسول الله‏ صلى الله‏ علیه و سلم علیا و فاطمه و حسنا و حسینا، فقال: اللهم هؤلاء أهلی. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۴، صص ۲۹۴ ـ ۲۹۳، ح ۴۰۸۵٫(محقق)

[۱۴۸]) همان؛ ۱۹۸۰، ح ۳۲۲۰؛

ـ حدثنا إسحاق بن موسى الأنصاری أخبرنا معن أخبرنا مالک بن أنس عن نعیم بن عبدالمجمر أن محمد بن عبد الله‏ بن زید الأنصاری. و عبد الله‏ بن زید الذی کان أدى النداء بالصلاه أخبره عن أبی مسعود الأنصاری أنه قال أتانا رسول الله‏ ونحن فی مجلس سعد بن عباده فقال له بشیر بن سعد أمرنا الله‏ أن نصلى علیک فکیف نصلى علیک؟ قال فسکت رسول الله‏ حتى ظننا أنه لم یسأله. ثم قال رسول الله‏: قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم وبارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم فی العالمین إنک حمید مجید، والسلام کما قد علمتم وفی الباب عن علی وأبى حمید وکعب ابن عجره وطلحه بن عبید الله‏ وأبى سعید وزید بن خارجه ویقال ابن جاریه وبریده. هذا حدیث حسن صحیح. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۸ ـ ۳۷، ح ۳۲۷۳٫ (محقق)

[۱۴۹]) حدثنا محمود بن غیلان قال حدثنی أبو أسامه عن مسعر والأجلح ومالک بن مغول عن الحکم بن عتیبه عن عبد الرحمن بن أبی لیلى عن کعب بن عجره قال: قلنا یا رسول الله‏، هذا السلام علیک قد علمنا فکیف الصلاه علیک؟ قال: قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم إنک حمید مجید وبارک على محمد کما بارکت على إبراهیم إنک حمید مجید قال محمود قال أبو أسامه زادنی زائده عن الأعمش عن الحکم عن عبد الرحمن بن أبی لیلى قال: ونحن نقول: وعلینا معهم. وفی الباب عن علی وأبی حمید وأبی مسعود وطلحه وأبی سعید وبریده وزید بن خارجه، ویقال ابن جاریه وأبی هریره. قال أبو عیسى: حدیث کعب بن عجره حدیث حسن صحیح. سنن الترمذی، الترمذی، نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج ۱، صص ۳۰۲ ـ ۳۰۱، ح ۴۸۲٫(محقق)

[۱۵۰]) همان؛ ص۲۰۲۳ (أبواب المناقب؛ باب ما جاء فی فضل النبیّ)، ح ۳۶۰۵ تا ۳۶۰۸؛

ـ حدثنا خلاد بن أسلم البغدادی أخبرنا محمد بن مصعب أخبرنا الأوزاعی عن أبی عمار عن واثله بن الأسقع قال قال رسول الله‏: إن الله‏ اصطفى من ولد إبراهیم إسماعیل، واصطفى من ولد إسماعیل بنى کنانه، واصطفى من بنى کنانه قریشا، واصطفى من قریش بنی هاشم، واصطفانی من بنی هاشم. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا یوسف بن موسى القطان البغدادی أخبرنا عبید الله‏ بن موسى عن إسماعیل بن أبی خالد عن یزید بن أبی زیاد عن عبد الله‏ بن الحارث عن العباس بن عبد المطلب قال: قلت یا رسول‏إن قریشا جلسوا فتذاکروا أحسابهم بینهم فجعلوا مثلک مثل نخله فی کبوه من الأرض. فقال النبی: إن الله‏ خلق الخلق فجعلنی من خیر فرقهم وخیر الفریقین، ثم خیر القبائل فجعلنی من خیر القبیله، ثم خیر البیوت فجعلنی من خیر بیوتهم فأنا خیرهم نفسا وخیرهم بیتا. هذا حدیث حسن. و عبد الله‏ ابن الحارث هو ابن نوفل.

ـ حدثنا محمود بن غیلان أخبرنا أبو أحمد أخبرنا سفیان عن یزید بن أبی زیاد عن عبد الله‏ بن الحارث عن المطلب بن أبی وداعه قال: جاء العباس إلى رسول الله‏ وکأنه سمع شیئا، فقام النبی على المنبر فقال: من أنا؟ فقالوا أنت رسول الله‏ علیک السلام، قال أنا محمد بن عبد الله‏ بن عبد المطلب. إن الله‏ خلق الخلق فجعلنی فی خیرهم، ثم جعلهم فرقتین فجعلنی فی خیرهم فرقه، ثم جعلهم قبائل فجعلنی فی خیرهم قبیله، ثم جعلهم بیوتا فجعلنی فی خیرهم بیتا وخیرهم نفسا. هذا حدیث حسن صحیح. وروى عن سفیان الثوری عن یزید بن أبی زیاد نحو حدیث إسماعیل بن أبی خالد عن یزید بن أبی زیاد عن عبد الله‏ بن الحارث عن العباس ابن عبد المطلب.

ـ حدثنا محمد بن إسماعیل أخبرنا سلیمان بن عبد الرحمن الدمشقی أخبرنا الولید بن مسلم أخبرنا الأوزاعی أخبرنا شداد أبو عمار حدثنی واثله‌بن الأسقع قال قال رسول الله‏: إن الله‏ اصطفى کنانه من ولد إسماعیل ‏واصطفى قریشا من کنانه، واصطفی هاشما من قریش، واصطفانی من بنی هاشم. هذا حدیث حسن صحیح. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳هـ.ق، ج۵، ص۲۴۵ـ ۲۴۳، ح ۳۶۸۴ تا ۳۶۸۷٫(محقق)

[۱۵۱]) همان؛ ۱۸۶۸٫

[۱۵۲]) همان، ص۱۸۷۶، ح ۲۲۳۰ تا ۲۲۳۲؛

ـ حدثنا عبید بن أسباط بن محمد القرشی، أخبرنا أبى أخبرنا سفیان الثوری عن عصام بن بهدله عن زر عن عبد الله‏ قال: قال رسول الله‏ لا تذهب الدنیا حتى یملک العرب رجل من أهل بیتی یواطئ اسمه اسمى. وفی الباب عن علی وأبى سعید وأم سلمه وأبی هریره، هذا حدیث صحیح .

ـ حدثنا عبد الجبار بن العلاء العطار، أخبرنا سفیان بن عیینه عن عاصم عن زر عن عبد الله‏ عن النبی قال: (یلی رجل من أهل بیتی یواطئ اسمه اسمى)، قال عاصم: أخبرنا أبو صالح عن أبی هریره، قال لو لم یبق من الدنیا إلا یوما لطول الله‏ ذلک الیوم حتى یلى. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا محمد بن بشار، حدثنا محمد بن جعفر، أخبرنا شعبه قال سمعت زیدا العمى، قال سمعت أبا الصدیق الناجی یحدث عن أبی سعید الخدری قال: خشینا أن یکون بعد نبینا حدث فسألنا نبی الله‏ فقال إن فی أمتی المهدى یخرج یعیش خمسا أو سبعا أو تسعا ـ زید الشاک ـ قال قلنا وما ذاک. قال سنین، قال: فیجئ إلیه الرجل فیقول یا مهدی أعطنی أعطنی، قال فیحثی له فی ثوبه ما استطاع أن یحمله هذا حدیث حسن. وقد روى من غیر وجه عن أبی سعید عن النبی. وأبو الصدیق الناجی اسمه بکر بن عمرو، ویقال بکر بن قیس. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳هـ.ق، ج۳، صص۳۴۴ـ۳۴۲، ح۲۳۳۱تا ۲۳۳۳٫(محقق)

[۱۵۳]) الکتب الستّهًْ؛ سنن النسائی الصغرى دارالسلام.

[۱۵۴]) المجتبى من السنن المشهور بِـ«سنن النسائی» (بیت الأفکار الدّولیّهًْ).

[۱۵۵]) مانند پنج کتاب دیگر.

[۱۵۶]) کتاب السنن الکبرى؛ ج۱، ص۳ دارالکتب العلمیّهًْ.

[۱۵۷]) کتاب السنن الکبرى؛ ج۱، ص۵ مؤسسهًْ الرسالهًْ.

[۱۵۸]) همان؛ صص ۲۱ـ ۳۲٫

[۱۵۹]) نک: بخش نخست سنن نسائى.

[۱۶۰]) الکتب الستّهًْ؛ سنن النسائى؛ ص۲۴۱۱، ح ۵۰۲۱٫

[۱۶۱]) همان، ۵۰۲۵٫

[۱۶۲]) همان؛ ص۲۲۹۶، ح ۳۲۲۳٫

[۱۶۳]) همان؛ ص۲۱۶۶، ح ۱۲۱۴٫

[۱۶۴]) همان، ص۲۱۵۷، ح ۱۰۸۳؛

«أخبرنا یحیى بن حبیب بن عربی قال حدثنا حماد عن غیلان بن جریر عن مطرف قال صلیت أنا وعمران بن حصین خلف علی بن أبی طالب فکان إذا سجد کبر وإذا رفع رأسه من السجود کبر وإذا نهض من الرکعتین کبر فلما قضى صلاته أخذ عمران بیدی فقال لقد ذکرنی هذا قال کلمه یعنى صلاه محمد». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸هـ.ق، ج ۲، صص ۲۰۵ـ ۲۰۴٫(محقق)

[۱۶۵]) همان، ح ۱۲۹؛

«أخبرنا هناد بن السرى عن أبی معاویه عن الأعمش عن الحکم عن القاسم بن مخیمره عن شریح بن هانئ قال سألت عائشه رضی الله‏ عنها عن المسح على الخفین فقالت أئت علیا فإنه أعلم بذلک منّى…» نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۱، ص۸۴٫ (محقق)

[۱۶۶]) همان؛ ص۲۱۴۰٫

[۱۶۷]) شماره‏ها از: «موسوعه الحدیث الشریف؛ الکتب الستّهًْ».

[۱۶۸]) همان؛ ص۲۴۱۸، ح ۵۱۴۳٫

[۱۶۹]) همان، ص۲۱۶۱، ح ۱۱۴۲؛

ـ «أخبرنا عبد الرحمان بن محمد بن سلام قال حدثنا یزید بن هارون قال أنبأنا جریر ابن حازم قال حدثنا محمد بن أبی یعقوب البصری عن عبد الله‏ بن شداد عن أبیه قال: خرج علینا رسول‏ فی إحدى صلاتی العشاء وهو حامل حسنا أو حسین افتقدم رسول‏ فوضعه ثم کبر للصلاه فصلى فسجد بین ظهرانی صلاته سجده أطالها قال أبى فرفعت رأسی وإذا الصبی على ظهر رسول الله‏ وهو ساجد فرجعت إلى سجودی فلما قضى رسول الله‏ الصلاه قال الناس یا رسول الله‏ إنک سجدت بین ظهرانی صلاتک سجده أطلتها حتى ظننا أنه قد حدث أمر أو أنه یوحى إلیک قال کل ذلک لم یکن ولکن ابنی ارتحلنی فکرهت ان أعجله حتى یقضى حاجته». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۲، صص ۲۳۰ـ ۲۲۹٫ (محقق)

[۱۷۰]) همان، ص۲۳۶۴ ـ ح ۱۱۴۲؛

ـ «أخبرنا أحمد بن حفص بن عبد الله‏ قال حدثنی أبی قال حدثنی إبراهیم هو ابن طهمان عن الحجاج بن الحجاج عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس قال: عقّ رسول الله‏ عن الحسن والحسین رضی الله‏ عنهما بکبشین کبشین» نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۷، صص ۱۶۶ـ ۱۶۵٫(محقق)

[۱۷۱]) همان؛ ص۲۱۸۰، ح ۱۴۱۱ـ ج۳، ص۱۰۷، دارالفکر، بیروت، ۱۳۴۸ هـ.ق.

[۱۷۲]) همان.

ـ «أخبرنا محمد بن عبد العزیز قال حدثنا الفضل بن موسى عن حسین بن واقد عن عبد الله‏ بن بریده عن أبیه قال کان النبی یخطب فجاء الحسن والحسین رضی الله‏ عنهما وعلیهما قمیصان أحمران یعثران فیهما فنزل النبی فقطع کلامه فحملهما ثم عاد إلى المنبر ثم قال صدق الله‏ إنما أموالکم وأولادکم فتنه رأیت هذین یعثران فی قمیصیهما فلم أصبر حتى قطعت کلامی فحملتهما» نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۳، ص۱۰۸٫ (محقق)

[۱۷۳]) «أخبرنا القاسم بن زکریا بن دینار من کتابه قال حدثنا حسین بن علی عن زائده عن سلیمان عن عمرو بن مره عن عبد الرحمن بن أبی لیلى عن کعب بن عجره قال: قلنا یا رسول الله‏ السلام علیک قد عرفناه فکیف الصلاه قال: قولوا اللهم صلى على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على آل إبراهیم إنک حمید مجید اللهم بارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على آل إبراهیم إنک حمید مجید قال ابن أبی لیلى ونحن نقول وعلینا معهم».

ـ «أخبرنا القاسم بن زکریا قال حدثنا حسین عن زائده عن سلیمان عن الحکم عن عبد الرحمن بن أبی لیلى عن کعب ابن عجره قال قلنا یا رسول الله‏ السلام علیک قد عرفناه فکیف الصلاه علیک قال: قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم وآل إبراهیم إنک حمید مجید وبارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم وآل إبراهیم إنک حمید مجید قال عبد الرحمن ونحن نقول وعلینا معهم».

ـ «أخبرنا سوید ابن نصر قال حدثنا عبد الله‏ عن شعبه عن الحکم عن ابن أبی لیلى قال قال لی کعب ابن عجره ألا أهدى لک هدیه قلنا یا رسول الله‏ قد عرفنا کیف السلام علیک فکیف نصلى علیک قال: قولوا اللهم صلى على محمد وآل محمد کما صلیت على آل إبراهیم إنک حمید مجید اللهم بارک على محمد وآل محمد کما بارکت على آل إبراهیم إنک حمید مجید».

ـ «أخبرنا إسحق بن إبراهیم قال أنبأنا محمد بن بشر قال حدثنا مجمع بن یحیى عن عثمان ابن موهب عن موسى بن طلحه عن أبیه قال قلنا یا رسول الله‏ کیف الصلاه علیک قال قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم وآل إبراهیم إنک حمید مجید وبارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم وآل إبراهیم إنک حمید مجید».

ـ «أخبرنا عبید الله‏ بن سعد بن إبراهیم بن سعد قال حدثنا عمى قال حدثنا شریک عن عثمان بن موهب عن موسى بن طلحه عن أبیه أن رجلا أتى نبی الله‏ فقال کیف نصلى علیک یا نبی الله‏ قال: قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم إنک حمید مجید وبارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم إنک حمید مجید».

ـ «أخبرنا سعید بن یحیى بن سعید الأموی فی حدیثه عن أبیه عن عثمان بن حکیم عن خالد بن سلمه عن موسى بن طلحه قال سألت زید بن خارجه قال أنا سألت رسول الله‏ فقال: صلوا على واجتهدوا فی الدعاء وقولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد».

ـ «أخبرنا قتیبه قال حدثنا بکر وهو ابن مضر عن ابن الهاد عن عبد الله‏ بن خباب عن أبی سعید الخدری قال قلنا یا رسول الله‏ السلام علیک قد عرفناه فکیف الصلاه علیک قال: قولوا اللهم صل على محمد عبدک ورسولک کما صلیت على إبراهیم وبارک على محمد وآل محمد کما بارکت على إبراهیم». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۳ ـ صص ۴۹ـ ۴۷٫ (محقق)

[۱۷۴]) همان؛ ص۲۱۷۱؛ اما متأسفانه با وجود این روایات، پیروان مکتب خلفا به دستور پیامبراکرم عمل نکردند و بعد از نام رسول خدا، آل آن حضرت را در صلوات‌هاى خود ذکر نمى‏کنند.

[۱۷۵]) همان، ص۲۳۵۸؛

«… عن عباده بن الصامت قال اخذ رسول الله‏ صلى الله‏ علیه و سلم یوم حنین وبره من جنب بعیرٍ فقال یا ایها الناس انه لا یحل لى مما آفاء الله‏ علیکم قدر هذه الاّ الخمس و الخمس مردودٌ علیکم».

«… عن عمرو بن شعیب عن ابیه عن جده أن الرسول الله‏ صلى علیه و سلم أتى بعیرا فأخذ من سنامه وبره بین اصبعیه ثم قال انه لیس لى من الفى‏ء شى‏ء و لا هذه الاّ الخمس و الخمس مردودٌ فیکم». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۷، ص۱۳۱٫(محقق)

[۱۷۶]) همان؛

«أخبرنا محمد بن المثنى قال حدثنا یزید بن هارون قال أنبأنا محمد بن إسحاق عن الزهری عن سعید بن المسیب عن جبیر بن مطعم قال لما قسم رسول الله‏ سهم ذی القربى بین بنی هاشم وبنی المطلب أتیته أنا وعثمان بن عفان فقلنا یا رسول الله‏ هؤلاء بنو هاشم لا ننکر فضلهم لمکانک الذی جعلک الله‏ به منهم أرأیت بنی المطلب أعطیتهم ومنعتنا فإنما نحن وهم منک بمنزله فقال رسول الله‏ إنهم لم یفارقونی فی جاهلیه ولا اسلام إنما بنو هاشم وبنو المطلب شئ واحد وشبک بین أصابعه». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۷ـ ص۱۳۱ـ ۱۳۰٫ (محقق)

آمار روایات فضائل اهل بیت در صحاح

در این بخش ـ به یارى پروردگار ـ به آمار روایات فضائل اهل بیت در صحاح و ذکر متن آنها مى‏پردازیم.

پیش از ورود، باید گفت که ذکر این روایات در کتاب‌هاى ششگانه از نظر مکانى به دو گونه است؛ گاهى این روایات در جاى ویژه‏ى روایات فضائل آمده و گاه در جاهاى دیگر و به مناسبت‏هاى گوناگون، که به هر دوى آنها پرداخته خواهد شد؛ هرچند که آمار این احادیث در کتاب‌هاى فضائل پراهمیت‏تر است؛ چرا که خواننده‏ى این کتاب‌ها بیشتر براى پى‏بردن به روایات فضائل، به این بخش‏ها روى مى‏آورد؛ و شایسته است که نویسنده‏ى کتاب هر آنچه از روایات را که در فضائل است در اینگونه بخش‏ها یادآور شود.

دیگر اینکه در آوردن متن روایات فضائل، از ذکر بعضى از اسناد خوددارى مى‏کنیم؛ چرا که در این بخش آوردن آن سودى ندارد.

همانند بخش نخست، به ترتیب: بخارى، مسلم، ابن ماجه، ابن داود، ترمذى و نسائى پیش خواهیم رفت.

۱ـ صحیح بخارى (م ۲۵۶ هـ.ق)

محمد بن اسماعیل در صحیح خود([۱])، کتاب‌هایى را به بیان فضل و فضائل و برخى موضوعات دیگر اختصاص داده که به شرح زیر است:

۱ـ کتاب فضل الصلاهًْ فی مسجد مکّهًْ والمدینهًْ.

۲ـ کتاب فضائل المدینهًْ.

۳ـ کتاب فضل لیلهًْ القدر.

۴ـ کتاب الهبهًْ وفضلها والتحریض علیها.

۵ـ کتاب المناقب.

۶ـ کتاب فضائل أصحاب النبی.

۷ـ کتاب مناقب الأنصار.

۸ـ کتاب فضائل القرآن.

الف ـ فضائل حضرت على بن ابى‏طالب:

در صحیح بخارى، در «کتاب فضائل اصحاب النبی»، بخشى را با این عنوان مى‏بینیم: «بابُ مناقب على بن أبی‌طالب القُرشیّ الهاشمیّ أبی الحسن رضى‏الله‏عنه».

در زیر این عنوان ۹ روایت آمده است که دو روایت بى‏سند است:

۱ـ وقال النبی لعلیّ: «أنت منی وأنا منک».

۲ـ وقال عمرُ: توفّی رسول الله‏ وهو عنه راضٍ([۲]).

دو روایت دیگر از این روایات تکرارى است که هر دو، روایتِ فتح خیبر است که پیامبر فرمودند:

۳۷۰۱ـ «… لأعطینّ الرّایه غدا رجلاً یفتح الله‏ على یدیه…»

۳۷۰۲ـ «… لأعطینّ الرّایه أو لیأخذنّ الرّایه غدا رجل یحبّه الله‏ و رسوله ـ أو قال: یحبّ الله‏ ورسوله ـ یفتح الله‏ على یدیه…»([۳]).

البته روایت دوم، فضیلت بیشترى را شامل مى‏شود.

یکى از این روایات نُه‏گانه چنین است:

۳۷۰۶ـ «… قال النبیّ لعلیّ: «أما ترضى أن تکون منّی بمنزله هارون من موسى»؟([۴]).

با دقت در این روایات نُه‏گانه، مى‏توان گفت که بخارى تنها ۲ روایت از روایات فضائل على را آورده؛ و اگر روایت بى‏سند «أنت منى و أنا منک» را نیز به شمار آوریم، تعداد این روایات به ۳ خواهد رسید([۵]).

یادآورى مى‏شود که روایت «أنت منی وأنا منک» به شماره‏ى حدیث ۲۶۹۹ در «کتاب الصلح»، باب «کیف یُکب: هذا ما صالح فلان بن فلان …»، نیز، همراه با سند آمده؛ که البته این گزاره، بخشى از این روایت است([۶]).

یک روایت نیز درباره سوره برائت و تأذین على در صحیح بخارى دیده مى‏شود؛ که البته در جاهاى گوناگونى از صحیح آمده است([۷])،([۸]).

روایت «أنت منى بمنزله»، در «الکتاب المغازى»؛ باب «غزوهًْ تبوک …» تکرار شده که البته «… إلاّ أنّه لیس نبیٌّ بعدی» را نیز دارد([۹]). شماره ۴۴۱۶٫

یک روایت نیز در «کتاب الأذان» باب «إتمام التکّبیر فى الرکوع»، دیده مى‏شود که مى‏توان آن را از فضائل امیر المؤمنین على دانست([۱۰]).

همچنین در «کتاب التفسیر»، سوره بقره، «باب قوله ما ننسخ من آیهًْ أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها»، روایتى، به شماره ۴۴۸۱، آمده است که بخشى از آن را مى‏توان از فضائل امام على دانست:

«… قال عمر: أقرؤنا أبیّ وأقضانا عَلیّ …»([۱۱]).

روایت ۴۲۵۱ نیز بیانگر یکى دیگر از فضائل على است؛ (کتاب المغازی؛ باب عمرهًْ القضاء)([۱۲]).

در همان «کتاب التفسیر»، در تفسیر سوره‏ى حج، روایت شماره ۴۷۴۴، دو روایت از فضائل امام دیده مى‏شود:

«… هم الذین بارزوا یوم بدر: عَلیٌّ وحمزه وعبیده… أنا اوّل من یجثو بین یدی الرّحمن للخصومیه یوم القیامه…»([۱۳]).

روایت شماره ۴۴۱ از «کتاب الصلاهًْ؛ باب نوم الرجال فی المسجد»([۱۴])؛

روایت شماره ۶۲۰۴ از «کتاب الأدب؛ باب التکنّی بأبی تراب وإن کانت له کنیهًْ أخرى»([۱۵])؛

روایت شماره ۶۲۸۰ از «کتاب الاستئذان؛ باب القائلهًْ فی المسجد»؛([۱۶])

روایت شماره ۲۹۴۲ از «کتاب الجهاد؛ باب دعاء النبی إلى الاسلام والنبوهًْ»؛([۱۷]) در همان کتاب، «باب فضل من أسلم على یدیه رجلٌ» حدیث شماره ۳۰۰۹([۱۸]):

روایات ۴۲۰۹ و ۴۲۱۰ از «کتاب المغازى؛ باب غزوهًْ خیبر»؛([۱۹])

ب ـ فضائل حضرت فاطمه [زهرا] دختر پیامبراعظم:

در کتاب «فضائل أصحاب النبى»، باب «مناقب قرابهًْ رسول الله‏ و منقبهًْ فاطمهًْ بنت النبیّ»؛ شش روایت آمده است.

یکى از آنها بى‏سند است: «وقال النبیّ: فاطمه سیده نساء اهل الجنه»([۲۰]). یعنى فاطمه سرور زنان بهشت است. از جمله‏ى آنها این روایت است:

«… أنّ رسول الله‏ قال: فاطمه بضعه منّی، فمن أغضبها أغضبنی».([۲۱])

یعنى، فاطمه پاره تن من است؛ پس هر آنکس که او را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است. (۳۷۱۴)

در واقع در صحیح بخارى بیش از ۴ روایت در فضایل فاطمه، در این بخش نیامده. البته در بابى دیگر به نام «باب مناقب فاطمهًْ»، دو روایت دیگر آمده است که یکى همان حدیث: «فاطمه سیّده نساء أهل الجنه» است([۲۲]) و دیگرى روایت «فاطمه بضعه منی فمن أغضبها أغضبنی»، که با همان اسناد ذکر شده است.([۲۳])

یک روایت نیز در «کتاب النکاح»، باب «ذبّ الرّجل عن ابنهًْ …»، آمده است که بخشى از آن از فضایل حضرت فاطمه است: «… فإنّما بضعه منی، یُریبنی ما أرابها، و یؤذینی ما آذاها»([۲۴]) این روایت در دیگر بخش‏هاى صحیح بخارى نیز آمده است.

همچنین یک روایت در «کتاب المناقب»، باب «علامات النبوّهًْ فی الاسلام»، حدیث ۳۶۲۴ آمده است:

«…أما ترضین أن تکونی سیده نساء أهل الجنه أو نساء المؤمنین؟…»([۲۵]).

این روایت در جاهاى دیگر صحیح بخارى نیز آمده است؛ از جمله در «کتاب الأستئذان»، باب «من ناجى بین یدى الناس ولم یُخبر بسرّ صاحبه فإذا مات أخبر به»؛ در حدیث شماره ۶۲۸۶ آمده است:

«… یا فاطمه ألا ترضین أن تکونی سیده نساء المؤمنات أو سیّده نساء هذه الاُمّه؟»([۲۶]).

روایت شماره ۳۱۱۳ از «کتاب فرض الخمس؛ باب الدلیل على أنّ الخمس لنوائب رسول الله‏ والمساکین» را نیز مى‏توان در شمار فضائل فاطمه دانست.([۲۷])

روایت شماره ۵۳۶۱، «کتاب النفقات؛ باب عمل المرأهًْ فی بیت زوجها»؛([۲۸])

روایت شماره ۶۳۱۸، «کتاب الدعوات؛ باب التکبیر والتسبیح عند المنام»؛([۲۹])

روایت شماره ۳۱۱۰ از «کتاب الخمس؛ باب ما ذُکر من درع النبی…»؛

«…إنّ فاطمه منّی…»([۳۰])

روایت شماره ۳۷۲۹ از «کتاب فضائل أصحاب النّبی؛ [باب] ذکر أصهار النبی منهم أبو العاص بن الرَّبیع»؛

«…إنّ فاطمه بضعه منّی وإنى أکره أن یسوءها…»([۳۱])

ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین:

در «باب مناقب الحسن والحسین» (رضى‏الله‏عنه)، نُه روایت به چشم مى‏خورد؛ که مى‏توان ۵ روایت را از فضائل آنها دانست؛ دو روایت در فضیلت امام حسن، و سه روایت هم در فضیلت امام حسن و هم امام حسین ذکر شده است.([۳۲])

۳۷۵۳ـ حدثنا محمد بن بشار حدثنا غندر شعبه عن محمد‌بن أبی یعقوب سمعت ابن أبی نعم سمعت عبد الله‏ بن عمر وسأله عن المحرم قال شعبه احسبه یقتل الذباب فقال أهل العراق یسألون عن الذباب وقد قتلوا ابن ابنه رسول الله‏ صلى الله‏ علیه وسلم وقال النبی صلى الله‏ علیه وسلم هما ریحانتای من الدنیا.([۳۳])

گویا این سخن را عبدالله‏ بن عمر در پاسخ کسى از اهل عراق که از او درباره کفاره کشتن مگسى در حال احرام پرسش کرده، بر زبان آورده باشد.

این روایت در «کتاب الأدب»، باب «رحمهًْ الولد و تقبیله ومعانقته»، شماره ۵۹۹۴ آمده است([۳۴]).

در همین کتاب، باب «وضع الصّبی على افخذ»، یک روایت به شماره ۶۰۰۳ آمده که فضیلتى براى امام حسن است([۳۵]).

در «کتاب أحادیث الأنبیاء» نیز، یک روایت به چشم مى‏خورد که مى‏توان آن را از فضائل امام حسن و حسین شمرد.

۳۳۷۱ـ «کان النبی یُعوّذ الحسن والحسین ویقول: «إنّ أباکما([۳۶]) کان یُعوّذ إسماعیل وإسحاق، أعوذ بکلمات الله‏ التّامّه، من کلّ شیطان وهامّه ومن کلّ عین لامّه»([۳۷])

در «کتاب فضائل أصحاب النّبی؛ [باب] ذکر اُسامهًْ بن زید» روایات شماره ۳۷۳۵ و ۳۵۴۴ در فضیلت امام حسن به چشم مى‏خورد.([۳۸])

در «کتاب الفتن»؛ باب قول النّبی للحسن بن على:

«إنّ ابنی هذا سیّد ولعلّ الله‏ أن یُصلح به بین فئتین من المسلمین».

روایت شماره ۷۱۰۹ بیانگر فضیلت امام حسن است.([۳۹])

روایت شماره ۲۱۲۲ از «کتاب البیوع؛ باب ما ذُکر فی الاسواق»؛ درباره امام حسن است.([۴۰])

روایت شماره ۵۸۸۴ از «کتاب اللباس؛ باب السّخاب للصبیان»؛ درباره امام حسن است.([۴۱])

روایت شماره ۵۹۹۷ از «کتاب الأدب؛ باب رحمهًْ الولد و …»؛ درباره امام حسن و امام حسین است.([۴۲])

د ـ فضائل اهل بیت:

بخارى در «کتاب الدعوات»، باب الصّلاهًْ على النبیّ دو روایت آورده که آنها را مى‏توان یک روایت در فضیلت اهل بیت دانست. روایات شماره ۶۳۵۷ و ۶۳۵۸؛

ـ اللهم صلّ على محمد وعلى آل محمد، کما صلّیت على آل ابراهیم إنّک حمید مجید. اللهم بارک على محمد وعلى آل محمد، کما بارکت على آل إبراهیم إنّک حمید مجید.([۴۳])

این روایت در تفسیر آیه ۵۶ سوره احزاب در کتاب التفسیر نیز آمده است.

همچنین در «کتاب أحادیث الأنبیاء»، حدیث شماره ۳۳۷۰، این روایت آمده است:

ـ «فقال سألنا رسول الله‏ صلى الله‏ علیه وسلم فقلنا یا رسول‏کیف الصلاه علیکم أهل البیت فان الله‏ قد علمنا کیف نسلم قال قولوا اللهم صلى علی محمد وعلی آل محمد کما صلیت علی إبراهیم وعلی آل إبراهیم انک حمید مجید اللهم بارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی إبراهیم وآل إبراهیم انک حمید مجید»([۴۴]).

در «کتاب الزکاهًْ»، باب «أخذ صدقهًْ التمر عند صِرام النّخل وهل یُترک الصّبی فیمسُّ تمر الصدقهًْ»، روایتى ذکر شده که آن را هم مى‏توان از فضائل آل البیتو هم از فضائل امام حسن و امام حسین دانست: «… أما علمت أنّ آل محمّد لایأکلون الصدقه؟»([۴۵]). به روایت ۱۴۹۱ و ۳۰۷۲ نیز نگاه کنید.([۴۶])

در دو روایت ۳۷۱۳([۴۷]) و ۳۷۵۱([۴۸])، که هر دو یکى است نیز دیده مى‏شود:

ـ «… قال ابوبکر: ارقبوا محمدا فی أهل بیته».

ه‍ ـ فضائل حضرت مهدى:

در حدیث شماره ۳۴۴۹ از «کتاب أحادیث الأنبیاء؛ [باب] نزول عیسى بن مریم» روایتى بدین مضمون آمده است:

«کیف أنتم إذا نزل ابنُ مریم فیکم وإمامکم منکم؟»([۴۹]).

و ـ فضائل على بن الحسین:

روایت شماره ۲۵۱۷ در «[کتاب العتق]؛ [بابٌ]: فى العتق وفضله»، در فضیلت ایشان است:

ـ «… سعید بن مرجانه صاحب علیّ بن الحسین قال: قال لی أبوهریره. قال النبیّ: «أیما رجل أعتق امرءا مُسلما استنقذ الله‏ بکل عضو منه عضوا من النار». قال سعید بن مرجانه: فانطلقت به إلى علیّ بن الحسین فعمد علی بن الحسین رضى‏الله‏عنه إلى عبد له قد أعطاه به عبدالله‏ بن جعفر عشره آلاف درهم، أو ألف دینار أعتقه»([۵۰])

۲ـ صحیح مسلم (م ۲۶۱ هـ.ق)

سه کتاب در آن با موضوع فضائل نگاشته شده است:

۱ـ کتاب فضائل القرآن وما یتعلق به.

۲ـ کتاب الفضائل.

۳ـ کتاب فضائل الصحابهًْ.

الف ـ فضائل على‌بن ابى طالب:

در کتاب «فضائل الصحابهًْ»، در بخش «باب من فضائل علیّ بن أبی‌طالب رضى‏الله‏عنه»، ده روایت آمده است. با دقت در این روایات و با توجه به حدیث‏هاى تکرارى مى‏توان گفت در حقیقت سه روایت در فضیلت امام ذکر شده است؛

۶۲۱۷ـ «… قال رسول الله‏ لعلیّ: أنت منّی بمنزله هارون من موسی، إلاّ أنّه لانبیّ بعدی»([۵۱]).

روایت شماره ۷۵۶۲ نیز در فضائل امام است.([۵۲])

در «مکاتب الایمان»، «باب الدلیل على أن حبّ الأنصار و علیّ رضى‏الله‏عنه من الایمان و علاماته وبغضهم من علامات النفاق»، روایت شماره ۲۴۰ مى‏گوید:

«قال علی: والذی فلق الحبّه وبَرَأالنسمه إنّه لعهد النّبی [الأمی] إلی: أن لایحبنی إلاّ مؤمن ولایبغضنی إلاّ منافق»([۵۳])

همچنین دو روایت در «کتاب الطهارهًْ، باب التوقیت فی المسح على الخفین» به شماره‏هاى ۶۳۹ و ۶۴۱ به چشم مى‏خورد که مى‏توان این دو روایت را فضیلتى براى امام دانست:

۶۳۹ـ «… أتیتُ عائشه أساُلها عن المسح على الخفین، فقالت: علیک بابن أبی طالب فَسَلْهُ، فإنه کان یُسافرمع رسول الله‏ …».

۶۴۱ـ «… سألت عائشه عن المسح على الخفین، فقالت: إیت علیّا فإنّه اعلَمُ بذلک منی …»([۵۴]).

روایت شماره ۴۶۷۸ که روایتى بسیار طولانى است. در بخش پایانى این روایت آمده است:

«… ثم أرسلنی إلى عَلیّ، وهو أرمدُ، فقال: لأعطینّ الرایه رجلاً یحبّ الله‏ تعالى ورسولَه أو یحبّه الله‏ ورسوله» قال: فأتیت علیا فجئت به أقوده و هو أرمد، حتّى أتیت به رسول الله‏ فبسق فی عینیه فبرأ وأعطاه الرّایه، وخرج مرحبٌ فقال:

قد علمت خیبرُ أنّی مرحبٌ           شاکی السّلاح بطل مجرّب

إذا المروب أقبلت تلهّبُ

فقال علیّ:

أنا الذی سمّتنی أمی حیدره       کلیث غابات کریه المنظره

أو فیهمُ بالصّاع کیل السندره

قال: فضرب رأس مرحب فقتله، ثم کان الفتح على یدیه». (کتاب الجهاد؛ باب غزوه خیبر)([۵۵]).

ب ـ فضائل حضرت فاطمه زهرا دختر پیامبر اکرم:

در «بابُ من فضائل فاطمهًْ بنت النبیّ رضى‏الله‏عنه»، هفت روایت به چشم مى‏خورد که در واقع سه روایت بیشتر در فضائل آن حضرت نیست؛ که روایت شماره ۶۳۱۴ از آن جمله است؛

«… یا فاطمه! اما ترضی أن تکونی سیّده نساء المؤمنین، أو سیده نساء هذه الامّه …»([۵۶]).

روایت شماره ۶۹۱۵ و ۶۹۱۸ را نیز مى‏توان یک روایت به شمار آورد: که در «کتاب الذکر والدعاء؛ باب التسبیح أول النّهار وعند النوم»، و درباره دستور تسبیحات به حضرت زهرا است تکرار شده است([۵۷]).

ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین:

در «بابُ من فضائل الحسن و الحسین رضى‏الله‏عنه»، پنج روایت آمده است؛ که در واقع تنها یک روایت آن، در فضیلت امام حسن است([۵۸]). و یک روایت دیگر را نیز مى‏توان از فضائل هر دو امام دانست.([۵۹])

د ـ مناقب اهل بیت:

البته نباید نکته‏اى را فراموش کرد و آن اینکه مسلم پس از بیان روایت پایانى در این باب، حدیث کساء را تحت عنوان «باب فضائل أهل بیت النبیّ» آورده است.([۶۰])

با توجه به اینکه مسلم این عنوان را در کتابش نیاورده و پس از او دیگران کتاب اورا باب‏بندى کرده‏اند، مى‏توان گفت: او این روایت را به عنوان فضائل امام حسن و امام حسین نیز آورده است.([۶۱])

یک روایت دیگر به شماره ۲۴۷۳ به چشم مى‏خورد که مى‏توان آن را فضیلتى براى اهل بیت به شمار آورد.([۶۲])

دو روایت دیگر به شماره‏هاى ۲۴۸۱ و۲۴۸۲ در کتاب الزکاهًْ دیده مى‏شود که مى‏توان آن دو را یک روایت و در فضیلت اهل بیت دانست:

«… إنّ هذه الصدقات إنما هی أوساخ الناس و إنها لاتملّ لمحمّدٍ ولا لآل محمد…»([۶۳])

مسلم در قسمت بیان فضائل امیرالمؤمنین «حدیث ثقلین» را آورده است که در حقیقت روایت شماره ۶۲۲۵ از فضائل اهل بیت به شمار مى‏آید:

«… أمّا بعدُ، ألا أیّها الناس! فانّما أنا بشرٌ یوشیکُ أن یأتی رسول ربّی فاُجیبَ، وأنا تارکٌ فیکم ثقلین: اوّلهما کتاب الله‏، فیه الهُدی والنّور، فخذوا بکتاب الله‏ واستمسکوا به، فحثّ على کتاب الله‏ و رغّب فیه، ثم قال: وأهل بیتی، اُذکّرکم الله‏ فی أهل بیتی، أذکرّکم الله‏ فی أهل بیتی، أذکرکم الله‏ فی أهل بیتی …»([۶۴])

همچنین در، «کتاب الصلاهًْ، باب الصلاهًْ على النّبی بعد التشهد»، سه روایت آمده که مى‏توان هر سه را روایتى در فضیلت اهل بیت به شمار مى‏آورد([۶۵]).

۹۰۷ـ «… قولوا: اللهم! صلّ علی محمدٍ وعلی آل محمد…»

روایت شماره ۵۹۳ نیز در فضائل اهل بیت است:

ـ «… إنّ الله‏ عز وجل اصطفی کنانه من ولد إسماعیل، واصطفى قریشا من کنانه، واصطفى من قریش بنى‏هاشم، واصطفانی من بنی هاشم»([۶۶]).

ه‍ ـ فضائل حضرت مهدى:

در روایت شماره ۳۹۴ از «کتاب الایمان؛ باب نزول عیسى بن مریم …»، آمده است:

ـ «… کیف أنتم إذا نزل فیکم ابنُ مریم فأمّکم منکم؟ … عن أبی هریره: وإمامکم منکم …».

روایت ۳۹۲ نیز همان گونه است:

ـ «… کیف أنتم إذا نزل ابن مریم فیکم وإمامکم منک؟»([۶۷])

و ـ فضائل حضرت على بن الحسین:

روایت شماره ۳۷۹۸ از «کتاب العتق؛ (باب فضل العتق)»؛ این روایت با اندکى تفاوت مانند روایت بخارى است که گذشت.([۶۸])

۳ـ سنن ابن ماجه (م ۲۷۶ هـ.ق)

الف ـ فضائل على بن ابى طالب:

او در سنن خود بابى را با این عنوان دارد: «بابٌ فی فضائل أصحاب رسول الله‏». او در بخش «فضل على بن أبی طالب رضى‏الله‏عنه»، هشت روایت آورده است. روایاتى را که او آورده بسیار ارزشمند است که در واقع بیانگر هفت فضیلت از فضائل آن امام است.([۶۹])

در بخش «فضل سلمان و أبی ذرّ و المقداد»، روایتى هست که در آن فضیلتى از امامدیده مى‏شود:

«… قال رسول الله‏: إنّ الله‏ أمرنی بحبّ أربعه وأخبرنی أنّه یحبّهم. قیل: یا رسول الله‏ من هُم؟ قال: علیٌّ منهم، یقول ذلک ثلاثا، وابوذرّ وسلمان ومقداد»([۷۰]).

روایتى در «کتاب الصلاهًْ؛ باب الاشارهًْ فی التشهد» نقل شده است که مى‏توان آن را از فضائل امام برشمرد:

«… عن أبی موسی قال: صلّی بنا علیٌ یوم الجمل؛ صلاهً ذکرّنا صلاه رسول الله‏. فإمّا أن نکون نسیناها وإمّا أن نکون ترکناها، فسلّم على یمینه وعلى شماله».([۷۱])

حدیث شماره ۵۵۲ نیز در فضیلت امام است([۷۲]).

در «أبواب الأحکام؛ بابُ ذکر القضاهًْ» نیز یک روایت در فضیلت آن امام همام به چشم مى‏خورد:

«… عن علیّ قال: بعثنی رسول الله‏ إلى الیمن. فقلت: یا رسول الله‏ تبعثنی وأنا شابّ أقضی بینهم، ولا أدری ما القضاء؟ قال، فضرب بیده فی صدری، ثم قال: «اللهم اهدِ قلبه وثبّت لسانه»، قال: فما شککتُ بعدُ فی قضاءٍ بین اثنین».([۷۳])

روایت شماره ۲۸۳۵ در «ابواب الجهاد؛ باب المبارزهًْ والسلب»، نیز بیانگر فضیلت حضرت امیرالمؤمنین على است.([۷۴])

ب ـ فضائل حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین:

ابن ماجه، در باب فضائل یاران پیامبر، عنوانى را به دختر پیامبر اختصاص نداده؛ ولى زیر عنوان «فضل الحسن والحسین ابنی علیّ بن أبی طالب رضى ‏الله ‏عنه»، چهار روایت آورده که یک روایت در فضیلت امام حسن، یک روایت در فضیلت امام حسین، یک روایت در فضیلت هر دوى ایشان و یک روایت در فضیلت حضرت على، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین است.([۷۵])

این چهار روایت چنین است:

۱۴۲ـ حدثنا أحمد بن عبده. ثنا سفیان بن عیینه، عن عبید الله‏ بن أبی یزید، عن نافع بن جبیر، عن أبی هریره، أن النبی صلى‏علیه وسلم قال للحسن: «اللهم إنی أحبه. فأحبه وأحب من یحبه» قال وضمه إلى صدره.

۱۴۳ـ حدثنا علی بن محمد. ثنا وکیع، عن سفیان، عن داود بن أبی عوف أبى الجحاف، وکان مرضیا، عن أبی حازم، عن أبی هریره، قال قال رسول الله‏ صلى الله‏ علیه وسلم: «من أحب الحسن والحسین فقد أحبنی، ومن أبغضهما فقد أبغضنی». فی الزوائد إسناده صحیح، رجاله ثقات.

۱۴۴ـ «… وقال: حسین منی وأنا من حسین، أحب الله‏ من أحبّ حسینا، حسین سبط من الأسباط».

۱۴۵ـ … قال رسول الله‏ لعلیّ وفاطمه والحسن والحسین: «أنا سلم لمن سالمتم وحرب لمن حاربتم».([۷۶])

دو روایت به شماره‏هاى ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ در بیان فضیلت حضرت فاطمه است که هر دوى آنها را یک روایت مى‏توان برشمرد.([۷۷])

همچنین در «أبواب ما جاء فی الجنائز؛ بابُ من جاء فی ذکر مرض رسول الله‏»، شماره روایت ۱۶۲۱ از فضائل فاطمه شمرده مى‏شود:

«… ألا تَرْضَیْنَ أن تکونی سیّده نساء المؤمنین، أو نساء هذه الأمّه…».([۷۸])

این حدیث صحیح است.

در «أبواب الطّب؛ باب ما عوّذ به النبی و ما عوّذ به»، حدیث شماره ۳۵۲۵ را مى‏توان یک روایت در فضائل امام حسن و امام حسین  شمرد([۷۹]).

نیز در «کتاب اللباس؛ باب لبس الأحمر للرجال»، روایت شماره ۳۶۰۰ در فضائل آن دو بزرگوار است:

«… رأیت رسول‏الله‏ یخطب. فأقبل حسن و حسین. علیها قمیصان أحمران. یعثران ویقومان. منزل النبی، فأخذهما فوضعهما فی حجره… ثم أخذ فی خطبته»([۸۰])

روایت شماره ۱۹۱۱ «ابواب النکاح؛ باب الولیمهًْ» را مى‏توان بیانگر فضائل فاطمه برشمرد:

«… فما رأینا عُرسا أحسن من عُرس فاطمه»([۸۱]).

روایت شماره ۳۹۲۳، «أبواب تعبیر الرؤایا؛ باب التعبیر الرؤیا»؛ در فضیلت هر دو امام یا هر یک از آن دو است.([۸۲])

روایت شماره ۳۶۶۶ از «أبواب الأدب؛ باب بر الوالد والاحسان إلى البنات»، روایتى در فضیلت دو امام است([۸۳]).

ج ـ فضائل اهل بیت:

ابن ماجه در «کتاب الصلاهًْ؛ باب الصلاهًْ على النبیّ»، چهار روایت آورده که مى‏توان آنها را در شمار روایات فضائل اهل‏بیت شمرد، که البته مضمون همه آنها با اندکى تفاوت، یکى است و یک روایت به شمار مى‏آید؛ از جمله آنها روایت شماره ۹۰۶ است.

«… عن عبدالله‏ بن مسعود قال: إذا صلّیتم علی رسول الله‏ فأحسنوا الصلاه علیه، فإنکم لاتدرون لعل ذلک یُعرض علیه … قالوا: اللهم اجعل صلاتک ورحمتک وبرکاتک على سیّد المرسلین وإمام المتّقین وخاتم النبیّین، محمدٍ عبدک ورسولک، إمام الخیرِ وقائد الخیر ورسول الرّحمه، اللهم ابعثه مقاما محمودا یغبطه به الاوّلون والأخرون. أللهم صل على محمد و على آل محمد کما صلیت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم إنک حمید مجید، أللهم بارک على محمّد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم إنک حمید مجید»([۸۴]).

روایت شماره ۴۰۸۷ نیز در «کتاب الفتن» دیده مى‏شود در «باب خروج المهدى» که در فضیلت اهل بیت است:

«… عن أنس بن مالک قال: سمعت رسول الله‏یقول: نحن ولد عبدالمطلب ساده أهل الجنّه، أنا وحمزه وعلیّ وجعفر والحسن والحسین والمهدّی»([۸۵])؛

این روایت از فضائل هر یک از ایشان به شمار مى‏رود.

روایت شماره ۱۴۰ نیز در فضیلت اهل بیت است:

«… وَالله‏ لایدخلُ قلبَ رجلٍ الایمانُ حتى یُحبّهم([۸۶]) لله ولِقرابتهم منّی»([۸۷])

حدیث شماره ۴۰۸۲ در فضیلت اهل بیت است:

«… بینما نحن عند رسول الله‏ إذ أقبل فتیه من بنى هاشم، فلما رأهم النبیّ اغرو رقت عیناه([۸۸]) وتغیّر لونه. قال: قلت: ما نزال نری فی وجهک شیئا نکرهه. فقال: إنا أهل بیتٍ اختار الله‏ لنا الأخره على الدنیا وإن اهل بیتی سیلقون بعدی بلاءً وتشریدا وتطریدا. حتى یأتى قومٌ من قبل المشرق معهم رایاتُ سود، فیسألون الخیر، فَلا یعطونه، فیقاتلون فینصرون، فیعطون ما سألوا، فلا یقبلونه حتّى یدفعهوها إلى رجل من أهل بیت، فیملأها قسطا کما مَلأوها جورا. فمن أدرک ذلک منکم فلیأتهم ولو حبوا على الثلج»([۸۹])

این روایت را مى‏توان از فضائل حضرت مهدى برشمرد.

روایت شماره ۲۷۷۹ نیز در فضائل اهل بیت است که مى‏توان آن را از فضائل حضرت مهدى دانست. این روایت در «ابواب الجهاد؛ باب ذکر الدیلم وفضل قزوین» آمده:

«… لو لم یبق من الدنیا یومٌ لطوّله الله‏ عزّ و جل حتى یملک رجل من أهل بیتى، یملک [جبل] دیلم والقسطنطنیه»([۹۰]).

د ـ فضائل حضرت مهدى:

روایات شماره ۴۰۸۲، ۴۰۸۳، ۴۰۸۴، ۴۰۸۵، ۴۰۸۶، ۴۰۸۷ و ۴۰۸۸ را مى‏توان در فضیلت آن وجود نازنین دانست.([۹۱])

این روایت را از فضائل فاطمه نیز مى‏توان برشمرد.

۴ـ سنن ابى داود (م ۲۷۵ هـ.ق)

او در سنن خود کتابى دارد به نام «کتاب السنن» که در آن ابوابى است، مانند: «باب فی التفضیل»، «باب فی الخلفاء» و «باب فی فضل أصحاب النبیّ»([۹۲]).

در هیچ یک از این بخش‏ها، روایتى ویژه حضرت على و فاطمه و امام حسن و امام حسین دیده نمى‏شود.

الف ـ فضائل حضرت على بن ابى‏طالب:

در «کتاب الصلاهًْ؛ باب تمام التکبیر» روایت شماره ۸۳۵ در فضیلت امام على است.([۹۳])

روایت شماره ۳۵۸۲ در «کتاب القضاء؛ باب کیف القضاء» بیانگر یکى دیگر از فضائل ایشان است: «… إنّ الله‏ سیهدی قلبک ویهدی لسانک …».([۹۴])

حدیث شماره ۴۰۷۳ در «کتاب اللباس» را نیز مى‏توان از فضائل امام دانست:

«… رأیت رسول الله‏ بمنىً یخطب على بغله وعلیه برد أحمر، وعلیّ أمامه یُعبّر عنه»([۹۵])

روایت شماره ۴۳۹۹ از «کتاب الحدود؛ باب فی المجنون یسرق أیصیب حدّا» را مى‏توان از فضائل امام دانست. در این روایت على به عمر، فقه یاد مى‏دهد([۹۶]). این حدیث صحیح است.

ب ـ فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر اکرم:

روایت شماره ۵۲۱۷ از «کتاب الأدب؛ باب فی القیام» در فضیلت فاطمه زهرا است:

«… عن أمّ المؤمنین عائشه أنها قالت: ما رأیت أحدا کان أشبه سمتا ودَلاًّ وهدْیا … برسول الله‏ من فاطمه ـ کرم الله‏ وجهها ـ کانت إذا دخل علیها قامت إلیه فأخذت بیده فقبلته وأجلسته فی مجلسها».([۹۷])

این روایت صحیح است.

بخشى از روایت شماره ۲۰۷۱ در «کتاب النکاح؛ باب مایکره أن یجمع بینهن من النساء» فضیلتى از سرور زنان هر دو جهان است.([۹۸])

در روایت شماره ۴۲۱۳ در «کتاب الترجل؛ باب فی الانتفاع بالعاج» آمده‌ است:

«… کان رسول الله‏ إذا سافر کان آخر عهده بانسان من أهله فاطمه واوّل من یدخل علیها إذا قدم فاطمه …»([۹۹])

در روایت شماره ۵۰۶۳ از «کتاب الأدب؛ باب فی التسبیح عند النوم»، آمده است:

«… ألا أحدثک عنی وعن فاطمه بنت رسول الله‏ وکانت أحبّ أهله إلیه …»([۱۰۰])

و روایات ۵۰۶۲ و ۲۹۸۸([۱۰۱]) و ۴۲۸۴([۱۰۲]) نیز در همین موضوع آمده است.

ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین:

روایت شماره ۱۱۰۹ در «کتاب الصلاهًْ؛ باب الامام یقطع الخطبهًْ للأمر یحدث» در فضیلت هر دوى ایشان آمده است.([۱۰۳])

روایت شماره ۴۷۳۷ در «کتاب السنهًْ؛ باب فی القرآن» در فضیلت امام حسن و امام حسین است.([۱۰۴])

روایت شماره ۴۱۳۱ در «کتاب اللباس؛ باب فی جلود النمور والسباع» هست که هم مى‏توان بخشى از آن را تنها فضیلتى براى امام حسن دانست و هم فضیلتى براى هر دو امام. روایت چنین است:

«… وفد المقدام بن معدیکرب و عمرو بن الأسود ورجلٌ من بنى أسد من أهل قِنَّسرین إلى معاویه بن أبی سفیان، فقال معاویه للمقدام: أعلمت أنّ الحسن بن علی توفّی، فرجّع المقدام([۱۰۵])، فقال له فلانٌ: أتعدّها مصیبهً؟ فقال له: ولم لا أراها مصیبه وقد وضعه رسول الله‏ فی حجره فقال: «هذا منّی وحسینٌ من علیّ»، … ثم قال: یا معاویه! إن أنا صدقت فصدّقنی، وإن أنا کذبت فکذّبنی. قال: أفعل. قال: فأنشدک بالله‏! هل سمعت رسول الله‏ینهى عن لُبس جلود السّباع والرکوب علیها؟ قال: نعم. قال: فوالله‏! لقد رأیت هذا کلّه فی بیتک یا معاویه! فقال معاویه: قد علمتُ أنّی لن أنجو منک یا مقدام! …»([۱۰۶]).

این حدیث صحیح است.

روایت شماره ۴۲۹۰، نیز درباره امام حسن است.([۱۰۷])

روایت شماره ۵۲۱۸ در «کتاب الأدب، باب فی قبلهًْ الرجل ولده»، در فضیلت امام حسیناست.([۱۰۸])

روایت شماره ۵۲۲۱ در همان کتاب «باب قبلهًْ الخد» روایتى هست که مى‏توان آن را از فضائل امام حسن دانست.([۱۰۹])

روایت شماره ۵۱۰۵ نیز در همان کتاب «باب فی المولود یؤذن فی أذنه»، یک روایت به شمار مى‏آید.([۱۱۰])

روایت شماره ۲۸۴۱، در فضیلت هر دو امام است.([۱۱۱])

در «کتاب السنّهًْ؛ باب ما یدل على ترک الکلام فی الفتنهًْ» روایت شماره ۴۶۶۲، در فضیلت امام حسن است:

«…إنّ ابنی هذا سیدٌ و إنّى ارجو أن یصلح الله‏ بین فئتین من امتى…»؛ ([۱۱۲])

د ـ فضائل اهل بیت:

در «کتاب الصلاهًْ؛ باب الصلاهًْ على النبی بعد التشهد»، هفت روایت آمده که همه‏ى آنها را مى‏توان یک روایت در فضیلت اهل بیت دانست([۱۱۳]).

روایت شماره ۲۹۸۲ نیز در «کتاب الخراج؛ باب فی بیان مواضع قسم الخمس وسهم ذی القربى».([۱۱۴])

روایت شماره ۲۹۸۰ را نیز مى‏توان به شمار آورد.([۱۱۵])

نیز روایت ۴۲۱۳ را که در فضائل فاطمه گذشت، مى‏توان یک روایت شمرد.([۱۱۶])

روایت ۴۲۹۰ را مى‏توان یک روایت در فضیلت اهل بیت دانست.([۱۱۷])

روایت ۴۲۸۲ و ۴۲۸۳، دو روایت در فضیلت اهل بیت.([۱۱۸])

هـ ـ فضائل حضرت مهدى:

ابوداود در سنن، کتابى به نام «کتاب المهدى» دارد. مى‏توان گفت پنج روایت در فضائل امام مهدى در این کتاب آمده است:

«… لاتذهب الدنیا أو لاتنقضی الدنیا حتى یَمْلک العرب رجل من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی». شماره ۴۲۸۲٫

«… لو لم یبق من الدّهر إلاّ یومٌ لبعث الله‏ رجلاً من أهل بیتى یملأها عدلاً کما ملئت جورا». شماره ۴۲۸۳٫

«… المهدی من عترتی من ولد فاطمه». شماره ۴۲۸۴٫

این روایت را از فضائل فاطمه نیز مى‏توان دانست.([۱۱۹])

بخشى از روایت ۴۲۹۰ را مى‏توان فضیلتى از فضائل امام حسن دانست: «… إنّ ابنی هذا سیّدٌ کما سمّاه النبیّ …»، ادامه این روایت در فضیلت حضرت مهدى است([۱۲۰]).

۵ـ جامع ترمذى (م ۲۷۹ هـ.ق)

او در جامع ابوابى را با موضوعیت فضائل و مناقب به شرح ذیل آورده است:

۱ـ أبواب فضائل الجهاد؛

۲ـ أبواب فضائل القرآن؛

۳ـ أبواب المناقب.

الف ـ فضائل حضرت على بن ابى طالب:

در جامع ترمذى در «أبواب المناقب»، بابى است با این عنوان: «باب مناقب على بن أبی طالب قدس‏سره … وله کنیتان: أبو تراب و أبو الحسن»؛ در این باب چندین روایت از فضائل امام بیان شده است.([۱۲۱])

پس از این باب، ابواب دیگرى آمده که در آنها فضائل امام دیده مى‏شود؛ که روى هم ۲۰ حدیث است که البته چندتاى آن از نظر متن نزدیک به هم‏اند و مى‏توان آنها را تکرارى دانست([۱۲۲]). یکى از این حدیث‏ها افزون بر فضیلت امام، دربر گیرنده فضیلتى براى حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین نیز هست.

حدیث این‏چنین است:

۳۷۳۳ـ «… أنّ النبیّ، أخذ بید حسن وحسین، قال([۱۲۳]): من أحبّنی هذین وأباهما واُمّهما، کان معی فی درجتى یوم القیامه»([۱۲۴])

این حدیث صحیحى است؛ راویان آن ائمه اطهار هستند؛

حدیث دیگرى از این احادیث چنین است:

۳۷۲۱ـ «… کان عند النبیّ طیرٌ، فقال: اللهمّ ائتنی بأحبّ خلقک إلیک، یأ کل معی هذا الطّیر»، فجاء علیّ فأکل معه»([۱۲۵])

روایت شماره ۳۳۰۰ را نیز مى‏توان بیانگر یکى از فضائل امام دانست:

«… قال([۱۲۶]): فبی خفّف الله‏ عن هذه الأمّه»([۱۲۷])

روایت دیگر در مناقب سلمان فارسى است که دربر گیرنده فضیلتى براى امام نیز هست:

«… إن الجنّه تشتاق إلى ثلاثه: علیّ وعمّار وسلمان»([۱۲۸])

روایت شماره ۱۷۰۴ در «أبواب الجهاد؛ باب [ما جاء] من یستعمل على الحرب» آورده است:([۱۲۹])

روایت شماره ۳۰۹۰:

«… بعث النبیّ ببراءه مع أبی‌بکر، ثمّ دعا فقال: «لا ینبغی لأحدٍ أن یُبلّغ هذا إلاّ رجلٌ من أهلی»؛ فدعا علیّا فأعطاه إیّاها»؛([۱۳۰])

روایت شماره ۳۸۱۹؛ «ابواب المناقب؛ باب مناقب أسامهًْ بن زید([۱۳۱]) رضى‏الله‏عنه» نیز به همین مضمون آمده است.

ب ـ فضائل حضرت فاطمه:

در جامع، بابى با این عنوان دیده مى‏شود: «باب ما جاء فی فضل فاطمهًْ بنت محمّد».

در این باب هفت روایت نقل شده است.([۱۳۲])

در «أبواب تفسیر القرآن»، تفسیر سوره احزاب، روایات شماره ۳۲۰۵ و ۳۲۰۶ نیز نقل شده است.([۱۳۳])

روایت شماره ۳۸۷۸ نیز در زیر عنوان «باب فضل خدیجهًْ رضى‏الله‏عنه» دیده مى‏شود که گذشته از اینکه فضیلتى براى ام المؤمنین خدیجه است، فضیلتى براى ام  الأئمه نیز هست:

«حسبک من نساء العالمین: مریم بنت عمران وخدیجه بنت خویلد وفاطمه بنت محمد وآسیه امرأه فرعون»([۱۳۴])

ابو عیسى مى‏گوید: «هذا حدیث صحیحٌ».

در اینجا باید گفت که هرآنچه در فضیلت حضرت خدیجه است در فضل حضرت فاطمه نیز هست چرا که این دختر از آن مادر است؛ مانند روایت ۳۸۷۶ (۳۹۷۹، چاپ دارالفکر بیروت).

روایت شماره ۳۸۹۳ در «باب فضل ازواج النبیّ» آمده است: «… ثم أخبرنی أنی سیّده نساء أهل الجنّه …».([۱۳۵])

در روایت شماره ۳۸۱۹ نیز آمده است:

«أیّ أهلک أحبّ إلیک؟ قال: فاطمه بنت محمّد»؛ (ابواب المناقب؛ باب مناقب أسامه بن زید([۱۳۶]) رضى‏الله‏عنه.)

ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین :

ترمذى در بابى به مناقب امام حسن و امام حسین پرداخته است: «باب مناقب أبی محمد الحسن‌بن علی‌بن أبی‌طالب والحسین‌بن علی ابن أبی طالب»([۱۳۷]).

در این باب ۱۸ روایت در فضیلت امام حسن و امام حسین ذکر شده است.([۱۳۸])

ابو عیسى، پس از این باب روایات دیگرى را نیز در فضائل ایشان آورده است که تعداد آنها به نه روایت مى‏رسد؛ که مى‏توان پنج روایت را از فضائل دانست که سه روایت در فضیلت هر دوى ایشان، یک روایت درباره امام حسن و یک روایت درباره امام حسین است؛([۱۳۹]) (أبواب الأدب؛ باب ما جاء فی العدهًْ).

یک روایت نیز در «ابواب الطب؛ باب [کیف یعوذ الصبیان]» در فضیلت هر دو امام است؛([۱۴۰])

دو روایت نیز در «أبواب الأضاحی؛ باب الأذان فی أذن المولود وباب [العقیقهًْ بشاهًْ]» در فضیلت سبط اکبر است؛([۱۴۱])

یک روایت هم از «أبواب الأدب؛ باب ما جاء فی رکوب ثلاثهًْ على الدابهًْ»، درباره هر دو امام است.([۱۴۲])

د ـ فضائل اهل بیت:

ترمذى در جامع در «أبواب المناقب»، بخشى را به مناقب أهل بیت پیامبر اختصاص داده که در زیر عنوان [باب فی] مناقب اهل بیت النبیّ»، چهار روایت نقل شده است.([۱۴۳])

دو حدیث نیز در «أبواب الفتن؛ باب ما جاء فی المهدی» آمده است که مى‏توان آن را هم از فضائل اهل بیت و هم از فضائل حضرت مهدى دانست:([۱۴۴])

در «أبواب کتاب التفسیر»، تفسیر سوره احزاب روایتى در فضیلت اهل بیت و روایتى در فضیلت حضرت على و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین آمده است.([۱۴۵])

در تفسیر آیه ۲۳ سوره شورى {قل لاّ أسئلکم علیه أجرا إلاّ المودّه فی القربى}، نیز روایتى در فضیلت اهل بیت نقل شده است.([۱۴۶])

در تفسیر آیه مباهله از سوره آل عمران نیز روایتى در فضیلت حضرت على، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین نقل شده است.([۱۴۷])

این روایت نیز، از فضائل اهل‏بیت به شمار مى‏آید.([۱۴۸])

همچنین روایت شماره ۴۸۲ از «أبواب الصلاهًْ؛ باب ما جاء فی صفهًْ الصلاهًْ على النبیّ»، بیانگر فضائل اهل بیت است.([۱۴۹])

چهار روایت در باب فضل نبى آمده که همگى در فضیلت اهل بیت به شمار مى‏آید.([۱۵۰])

در روایت سوم آن آمده است: «… فأنا خیرهم نفسا…»؛ باید گفت خداوند در قرآن على را نفس رسول خوانده است.

حدیث شماره ۲۱۵۴ از «أبواب القدر؛ باب إعظام أمر الإیمان بالقدر» در فضیلت اهل بیت است:

«…ستّه لعنتُهم لعنَهم الله‏ وکلّ بنیّ کان: الزائد فی کتاب الله‏ و المکذّب بقَدَر الله‏ والمتَسلّط بالجبروت لیُعِزَّ بذلک من أذلّ الله‏ و یذلّ من أعزّ الله‏ والمستحلّ لحُرَم الله‏ والمستحلّ من عترتی ما حرّم الله‏ والتارک لسنّتی»([۱۵۱])

ه‍ ـ فضائل حضرت مهدى:

در «أبواب الفتن، باب فی عیش المهدی وعطائه»، سه روایت آمده است.([۱۵۲])

۶ـ سنن نسائى (م ۳۰۳ هـ.ق)

در «مجتبى» با ۵۷۶۱([۱۵۳]) یا ۵۷۵۸([۱۵۴]) روایت، کتاب یا بخش ویژه‏ى فضائل یا مناقب دیده نمى‏شود، ولى در لابه‏لاى کتاب‏هاى دیگر و به مناسبت‏هاى گوناگون فضائل اهل بیت ذکر شده است.([۱۵۵])

ولى در «کبرى» این چنین نیست. این کتاب براى نخستین بار در سال ۱۴۱۱ هجرى قمرى (۱۹۹۱ م)، به وسیله‌ی «دار الکتب العلمیّهًْ» در بیروت چاپ شده است و بار دیگر «مؤسسهًْ الرسالهًْ» نیز آن را به چاپ رسانده است. پس از چاپ «کبرى» همین کتاب را نیز از صحاح مى‏دانند؛ هرچند که مشهور همان «مجتبى» یا «صغرى» است.

«عبدالغفار سلیمان البندارى»، محقق نخستین چاپ «کبرى» مى‏گوید:

«… أما بعد … فالیوم أشرقت الدنیا بمولد هذا المصنّف الکبیر … بعد أن کان حبیسا مفقودا حینا من الزمان غائبا عن عیون أهله وذویه … والیوم … أهنى‏ء المسلمین قاطبه فی شتى بقاع الأرض أزفُّ إلیهم هذا السّفر القیم خارجا فی أحسن ثوب وأجمل حله.

والیوم یحق لی أن أقلّب بأناملی فی الترتیب الثابت دهرا لمصنفات السنّه الستّه، کی أضع هذا المرجع القیم فی مکانه وموضعه لیکون مکانه فی مدرج الأهمیّه بین کتب السنّه الخامس، ولیصبر بکل فخر وجداره ترتیب کتب السنّه الجدید فی صحیفه تاریخیه یشهد الزمان مولدها الآن هو:

۱ـ صحیح البخاری …؛

۲ـ صحیح مسلم …؛

۳ـ سنن أبی داود …؛

۴ـ سنن الترمذی …؛

۵ـ السنن الکبری …؛

۶ـ المجتبی …؛

۷ـ سنن ابن ماجه»([۱۵۶]).

باید گفت به سختى بتوان این دیدگاه را مورد پذیرش بیشتر دانشمندان دانست. در جاى دیگر مى‏خوانیم:

«… فإن کتاب «السنن الکبری» للامام النسائى أحد الکتب الستّه الأصول…»([۱۵۷]).

در بخش نخست، درباره اینکه آیا «مجتبى» از مصنفات خود نسائى است یا اینکه از شاگردش «ابن السُّنّی» است، سخن به میان آمد؛ براى بیشتر دانستن درباره این چالش مى‏توان به پیشگفتار «حسن عبد المنعم شَلبی»، پژوهشگر «کبرى» روى آورد. او پژوهشگرانه مى‏گوید «مجتبى» نیز کار نسائى است و ابن السنى تنها راوى «مجتبى» است.([۱۵۸])

باید گفت: آنچه از کتاب‌ها ستّه است «مجتبى» است و نه «کبرى». از سده‏هاى گذشته مجتبى را پنجمین کتاب از صحاح مى‏دانسته‏اند به ویژه اینکه «کبرى» نیز در دسترس نبوده و آنچه را دانشمندان دانش حدیث داشته‏اند همان «صغرى» بوده است.([۱۵۹]) از این‏رو در اینجا به «مجتبى» پرداخته مى‏شود.

الف ـ فضائل حضرت على بن ابى طالب:

در «کتاب الایمان وشرایعه؛ علامهًْ الایمان»، آمده است:

«… قال علی: إنّه لعهد النّبی الأمّیّ إلىّ أنّه لایُحبّک إلا مؤمنٌ ولا یُبغِضُکَ إلاّ منافق»([۱۶۰])

این حدیث صحیح است. در همان کتاب «علامه المنافق»، همین روایت با اندک تفاوتى آمده.([۱۶۱]) این حدیث نیز صحیح است.

در روایت «کتاب النکاح؛ تزوج المرأهًْ مثلها فی السن»، آمده است:

«… خطب أبوبکر وعمرُ رضى‏الله‏عنه فاطمه فقال رسول الله‏: «إنها صغیره». فخطبها علیُّ فزوّجها منه»([۱۶۲]). این حدیث صحیح است.

در «کتاب السهو؛ التنحنح فی الصلاهًْ» سه روایت دیده مى‏شود که همه را مى‏توان یک فضیلت دانست:

«… قال لى علی کانت لی منزله من رسول الله‏ لم تکن لأحد من الخلائق، فکنت آتیه کلّ سحر فأقول: السلام علیک یا نبیّ الله‏! فإن تنحنح انصرفت إلى أهلی وإلاّ دخلت علیه»([۱۶۳]).

یک روایت را در «کتاب التطبیق، باب التکبیر للسجود» مى‏توان از فضائل آن حضرت برشمرد.([۱۶۴])

نیز روایت دیگرى از «کتاب الطهارهًْ؛ التوقیت فی المسح على الخفین للمقیم»، در فضیلت آن حضرت به شمار مى‏آید.([۱۶۵])

در روایت شماره ۸۳۵ از «کتاب الصلاهًْ؛ الائتمام بالإمام یصلی قاعدا»، آمده است:

«… فدخلت علی ابن عباس فقلت: ألا أعرض علیک ما حدّثتنی عائشه عن مرض رسول الله‏؟ قال: نعم، فحدّثته فما أنکر منه شیئا غیر أنّه قال: أ سمّت لک الرّجل الذی کان مع العبّاس؟ قلت: لا، قال: هو علیّ کرم الله‏ُ وجهَهُ»([۱۶۶])

روایت صحیح است و مسلم و بخارى نیز آن را آورده‏اند. نیشابورى به شماره‏هاى ۹۳۶، ۹۳۷ و ۹۳۸ و محمد بن اسماعیل به شماره‏هاى بسیارى مانند ۱۹، ۶۶۵، ۶۸۷، ۲۵۸، ۴۴۴۲ و ۵۷۱۴ آن رانقل کرده‏اند.([۱۶۷])

ب ـ فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبراعظم :

روایت «کتاب الزینهًْ؛ الکراهیهًْ للنساء فی إظهار الحلی والذهب» را مى‏توان از فضائل دانست:

«… الحمدلله‏ الذی أنجى فاطمه من النار»([۱۶۸])

این روایت صحیح است، هرچند که درباره متن آن سخن است.

ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین:

روایتى در «کتاب التطبق، باب هل یجوز أن تکون سجدهًْ أطول من سجدهًْ»، نقل شده است که بیانگر فضیلت امام حسن یا امام حسین است.([۱۶۹])

یک روایت در فضیلت هر دو امام است که در «کتاب العقیقهًْ؛ کم یعق عن الجاریهًْ» نقل شده است.([۱۷۰])

در «کتاب الجمعهًْ؛ مخاطبهًْ الامام رعیته وهو على المنبر» آمده است:

«… لقد رأیت رسول الله‏ على المنبر والحسن وهو یقبل على الناس مره وعلیه مره ویقول: إنّ ابنی هذا سیّد ولعلّ الله‏ أن یُصلح به بین فئتین من المسلمین عظیمتین»([۱۷۱])

روایت شماره ۱۴۱۴ از «کتاب الجمعهًْ؛ باب نزول الامام عن المنبر قبل فراغه من الخطبهًْ…» نیز در فضیلت هر دو امام است.([۱۷۲])

روایت شماره ۱۵۸۶، «کتاب صلاهًْ العیدین؛ نزول الامام عن المنبر قبل فراغه من الخطبهًْ»، در فضیلت هر دو امام است که مضمون همان روایت قبل را دارد.

د ـ فضائل اهل بیت:

در «کتاب السهو؛ باب کیف الصلاهًْ على النبی»، نُه روایت آمده است که همه آن‏ها درباره یک موضوع است.([۱۷۳])

روایت ۱۲۸۶ نیز مانند همین روایات نه‏گانه است.([۱۷۴])

روایت شماره ۴۱۳۸، «کتاب قسم الفی»، را مى‏توان یک روایت در فضائل اهل‏بیت دانست.([۱۷۵])

روایت ۴۱۴۲ را نیز مى‏توان از فضائل اهل بیت دانست:([۱۷۶])

جدول‏هاى آمارى روایات در هر یک از صحاح

اکنون با ارائه‏ى جدول‏هایى، از آمارهایى که گذشت، بهتر مى‏توان بهره برد. یادآورى مى‏شود که منظور از روایات اهل بیت، یا روایاتى است که در آنها لفظ، اهل، عترت، آل، قربى و اهل‌بیت آمده یا اینکه روایت در بیان فضیلت آل‏عبا است.

در پایان هر جدول، شماره‏ى روایات نیز براى آسان شدن رجوع به صحاح آورده شده است.

در اینجا نیز از بخارى آغاز و به نسائى ختم مى‏کنیم.

۱ـ صحیح بخارى:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ۸ ۷ ۳۰ ۱۱ ۳۸
حضرت فاطمه زهرا ۶ ۴ ۱۰ ۴ ۱۶
امام حسن و امام حسین ـ ۲ ـ ۳ ۵
امام حسن ۶ ۵ ۱۲ ۶ ۱۸
امام حسین ـ ۱ ـ ـ ۱
اهل بیت ۲ ۱ ۱۰ ۳ ۱۲
حضرت مهدی ـ ـ ـ ۱ ۱
حضرت‌علی‌بن‌الحسین ـ ـ ـ ۱ ۱
جمع کل: ۹۲

۱ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت على بن ابى طالب:

ص ۳۰۲ (روایت شماره ندارد) / ص ۳۰۲ (روایت شماره ندارد) / ۱۹۸ / ۳۶۹ / ۴۴۱ / ۶۶۵ / ۶۸۷ / ۷۸۴ / ۷۸۶ / ۲۵۸۸ / ۲۶۹۸ / ۲۶۹۹ / ۲۹۴۲ / ۲۹۷۵/ ۳۰۰۹ / ۳۷۰۱ / ۳۷۰۲ / ۳۷۰۳ / ۳۷۰۴ / ۳۷۰۵ / ۳۷۰۶ / ۳۹۶۵ / ۳۹۶۷ / ۴۲۰۹/ ۴۲۱۰ / ۴۲۵۱ / ۴۴۱۶ / ۴۴۴۲ / ۴۴۸۱ / ۴۶۵۵ / ۴۶۵۶ / ۵۷۱۴ / ۶۲۰۴ /۶۲۸۰٫

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

ص ۳۰۳ (روایت بدون شماره) / ص ۳۰۶ (روایت بدون شماره) / ۳۱۱۰ / ۳۱۱۳ / ۳۶۱۸ / ۳۶۲۳ / ۳۶۲۴ / ۳۶۲۵ / ۳۷۱۳ / ۳۷۱۴ / ۳۷۱۵ / ۳۷۲۹ / ۳۷۶۷/ ۵۲۳۰ / ۵۳۶۱ / ۶۲۸۵ / ۶۲۸۶٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین  یا یکى از ایشان:

ص ۳۰۵ (روایت شماره ندارد) / ۱۴۸۵/ ۲۱۲۲ / ۲۷۰۴ / ۳۰۷۲ / ۳۳۷۱ / ۳۵۴۲ / ۳۵۴۳ / ۳۵۴۴ / ۳۶۲۹ / ۳۷۳۵ / ۳۷۴۶ / ۳۷۴۷ / ۳۷۴۸ / ۳۷۴۹ / ۳۷۵۰/ ۳۷۵۱ / ۳۷۵۲ / ۳۷۵۳ / ۵۸۸۴ / ۵۹۹۴ / ۵۹۹۷ / ۶۰۰۳ / ۷۱۰۹٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۱۴۸۵ / ۱۴۹۱ / ۳۰۷۱ / ۳۳۷۰ / ۳۴۹۷ / ۳۷۱۳ / ۳۷۵۱ / ۴۷۹۷/۴۷۹۸/۴۸۱۸/ ۶۳۵۷ / ۶۳۵۸٫

۵ـ شماره‏ى روایت فضیلت حضرت مهدى:

۳۴۴۹٫

۶ـ شماره‏ى روایت فضیلت حضرت على بن الحسین:

۲۵۱۷٫

 

۲ـ صحیح مسلم:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ۱۲ ۶ ۸ ۵ ۲۰
حضرت فاطمه زهرا ۹ ۴ ۲ ۱ ۱۱
امام حسن و امام حسین ـ ۳ ۲ ۱ ۵
امام حسن ۶ ۳ ۳ ۲ ۹
امام حسین ـ ۲ ۲ ۱ ۴
اهل بیت ـ ۳ ۷ ۳ ۱۰
حضرت مهدی ـ ـ ۲ ۱ ۲
حضرت‌علی‌بن‌الحسین ـ ـ ـ ۱ ۱
جمع کل: ۶۲

۱ـ شماره‏هاى روایات فضائل حضرت على بن ابى طالب:

۲۴۰ / ۶۳۹ / ۶۴۱ / ۹۳۶ / ۹۳۷ / ۹۳۸ / ۴۶۷۸ / ۶۲۱۷ / ۶۲۱۸/۶۲۲۰/۶۲۲۱/ ۶۲۲۲ / ۶۲۲۳ / ۶۲۲۴ / ۶۲۲۵ / ۶۲۲۹ / ۶۲۶۱ / ۷۵۶۲٫

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

۶۲۲۰/ ۶۲۶۱ / ۶۳۰۷ / ۶۳۰۸ / ۶۳۰۹ / ۶۳۱۰ / ۶۳۱۲ / ۶۳۱۳/۶۳۱۴/۶۹۱۵ / ۶۹۱۸٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین یا یکى از ایشان:

۲۴۷۳ / ۶۲۵۶ / ۶۲۵۷ / ۶۲۵۸ / ۶۲۵۹ / ۶۲۶۱ / ۶۲۲۰ / ۶۲۶۸ / ۶۲۶۹٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۹۰۷ / ۹۰۸ / ۹۱۱ / ۲۴۸۱ / ۲۴۷۳/ ۲۴۸۲ / ۵۹۳۸ / ۶۲۲۰ / ۶۲۲۱ / ۶۲۲۵٫

۵ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت مهدى:

۳۹۲ / ۳۹۴٫

۶ـ شماره‏ى روایت فضیلت حضرت على بن الحسین:

۳۷۹۸٫

۳ـ سنن ابن ماجه:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ۱۲ ۹ ـ ۷ ۱۹
حضرت فاطمه زهرا ـ ۱ ۵ ۴ ۶
امام حسن و امام حسین ـ ۲ ـ ۳ ۵
امام حسن ـ ۲ ـ ۲ ۴
امام حسین ـ ۲ ـ ۲ ۴
اهل بیت ـ ۱ ۱۰ ۷ ۱۱
حضرت مهدی   ـ ۹ ۷ ۹
جمع کل: ۵۸

۱ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت على‏بن ابى‏طالب:

۱۱۴ / ۱۱۵ / ۱۱۶ / ۱۱۷ / ۱۱۸ / ۱۱۹ / ۱۲۰ / ۱۲۱ / ۱۴۵ / ۱۴۹/۵۵۲/۹۱۷/ ۲۳۱۰ / ۲۸۳۵ / ۴۰۸۷ / ۴۰۹۴٫

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

۱۴۵ / ۱۶۲۱ / ۱۹۱۱ / ۱۹۹۸ / ۱۹۹۹ / ۴۰۸۶٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین یا یکى از ایشان:

۱۴۲ / ۱۴۳ / ۱۴۴ / ۱۴۵ / ۳۹۲۳ / ۳۵۲۵ / ۳۶۰۰ / ۳۶۶۶ / ۴۰۸۷٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۱۴۰ / ۱۴۵ / ۹۰۳ / ۹۰۴ / ۹۰۵ / ۹۰۶ / ۲۷۷۹ / ۴۰۸۲ / ۴۰۸۵ / ۴۰۸۷٫

۵ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت مهدى:

۲۷۷۹ / ۴۰۸۲ / ۴۰۸۳ / ۴۰۸۴ / ۴۰۸۵ / ۴۰۸۶ / ۴۰۸۸٫

۴ـ سنن ابوداود:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ـ ـ ـ ۷ ۷
حضرت فاطمه زهرا ـ ـ ۸ ۶ ۸
امام حسن و امام حسین ـ ـ ـ ۴ ۴
امام حسن ـ ـ ۶ ۵ ۶
امام حسین ـ ـ ـ ۲ ۲
اهل بیت ـ ـ ۱۳ ۷ ۱۳
حضرت مهدی ـ ـ ۶ ۴ ۶
جمع کل: ۴۶

۱ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت على بن ابى طالب:

۸۳۵ / ۱۷۶۶ / ۲۶۰۲ / ۲۷۹۰ / ۳۵۸۲ / ۴۰۷۳ / ۴۳۹۹٫

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

۲۰۶۹ / ۲۰۷۱ / ۲۹۸۸ / ۴۲۱۳ / ۴۲۸۴ / ۵۰۶۲ / ۵۰۶۳ / ۵۲۱۷٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین یا یکى از ایشان:

۱۱۰۹ / ۲۸۴۱ / ۴۱۳۱ / ۴۶۶۲ / ۴۷۳۷ / ۵۱۰۵ / ۵۲۲۱ / ۵۲۱۸ / ۴۲۱۳ / ۴۲۹۰٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۹۷۶ / ۹۷۷ / ۹۷۸ / ۹۷۹ / ۹۸۰ / ۹۸۱ / ۹۸۲ / ۲۹۸۰ / ۲۹۸۲ /۴۲۱۳/۴۲۸۲ / ۴۲۸۳ / ۴۲۹۰ (دومین روایت).

۵ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت مهدى:

۴۲۸۲ / ۴۲۸۳ / ۴۲۸۴ / ۴۲۸۵ / ۴۲۸۶ / ۴۲۹۰ (دومین روایت).

۵ـ جامع ترمذى:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ۳۵ ۲۸ ۱۰ ۹ ۴۵
حضرت فاطمه زهرا ۱۲ ۸ ۵ ۴ ۸
امام حسن و امام حسین ۱۰ ۸ ـ ۲ ۱۲
امام حسن ۹ ۶ ۸ ۴ ۱۷
امام حسین ۷ ۶ ۳ ۲ ۱۰
اهل بیت ۴ ۳ ۱۲ ۷ ۱۶
حضرت مهدی ـ ـ ۳ ۲ ۳
جمع کل: ۱۲۰

۱ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت على بن ابى طالب:

۳۷۱۲ / ۳۷۱۳ / ۳۷۱۴ / ۳۷۱۵ / ۳۷۱۶ / ۳۷۱۷ (بخش نخست) ۳۷۱۷ (بخش دوم) / ۷۸۷ / ۱۷۰۴ / ۲۹۹۹ / ۳۲۰۵ / ۳۲۰۶ / ۳۰۹۰ / ۳۳۰۰ / ۳۴۴۶ / ۳۵۶۴ / ۳۷۱۸ / ۳۷۲۰ / ۳۷۱۹ / ۳۷۲۱ / ۳۷۲۲ / ۳۷۲۳ / ۳۷۲۴ / ۳۷۲۵ / ۳۷۲۶ / ۳۷۲۷ / ۳۷۲۸ / ۳۷۲۹ / ۳۷۳۰ / ۳۷۳۱ / ۳۷۳۲ / ۳۷۳۳ / ۳۷۳۴ / ۳۷۳۵ / ۳۷۳۶ / ۳۷۳۷ / ۳۸۱۹ / ۳۸۶۸ / ۳۸۷۰ / ۳۸۷۱ / ۳۸۷۴ / ۳۷۸۵/ ۳۷۹۷٫

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

۲۹۹۹ / ۳۲۰۵ / ۳۲۰۶ / ۳۷۳۳ / ۳۸۱۹ / ۳۸۶۷ / ۳۸۶۸ / ۳۸۶۹ / ۳۸۷۰ / ۳۸۷۱ / ۳۸۷۲ / ۳۸۷۳ / ۳۸۷۴ / ۳۸۷۸ / ۳۸۹۳٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین یا یکى از ایشان:

۳۷۷۳/۳۷۷۶ / ۳۷۷۸ / ۳۷۸۳ / ۳۷۸۴ / ۳۸۷۰ / ۳۸۷۱ (در چاپ «دار السلام»، این روایت در فضیلت امام حسن است) / ۳۸۷۰ / ۳۸۷۱ / ۳۷۷۱ / ۳۷۷۵ / ۳۷۸۰ / ۳۷۸۴ / ۳۷۸۷ / (در چاپ «بیت الافکار الدولیهًْ»، این روایت در فضیلت امام حسین است) / ۱۵۱۴ / ۱۵۱۹ / ۲۰۶۰ / ۲۷۷۵ / ۲۸۲۶ / ۲۸۲۷ / ۲۹۹۹ / ۳۲۰۵ / ۳۲۰۶ / ۳۷۳۳ / ۳۷۶۸ / ۳۷۶۹ / ۳۷۷۰ / ۳۷۷۲ / ۳۷۷۴ / ۳۷۷۹ / ۳۷۸۱ / ۳۷۸۲ / ۳۷۸۵٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۴۸۳ / ۲۱۵۴ / ۲۲۳۰ / ۲۲۳۱ / ۲۹۹۹ / ۳۲۰۵ / ۳۲۵۱ / ۳۶۰۵ / ۳۶۰۶ / ۳۶۰۷ / ۳۶۰۸ / ۳۷۸۶ / ۳۷۸۷ / ۳۷۸۸ / ۳۷۸۹٫

۵ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت مهدى:

۲۲۳۰ / ۲۲۳۱ / ۲۲۳۲٫

۶ـ سنن نسائى:

نام آمار روایات بخش مناقب آمار روایات بخش‌های دیگر جمع

روایات

باتکرار بی‌تکرار باتکرار بی‌تکرار
حضرت علی ـ ـ ۹ ۷ ۹
حضرت فاطمه زهرا ـ ـ ـ ۱ ۱
امام حسن و امام حسین ـ ـ ۳ ۲ ۳
امام حسن ـ ـ ـ ۲ ۲
امام حسین ـ ـ ـ ۱ ۱
اهل بیت ـ ـ ۱۲ ۳ ۱۲
جمع کل: ۲۸

۱ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت على‏بن ابى‏طالب:

۱۲۹ / ۸۳۵ / ۱۰۸۳ / ۱۲۱۲ / ۱۲۱۳ / ۱۲۱۴ / ۳۲۲۳ / ۵۰۲۱ / ۵۰۲۵ .

۲ـ شماره‏ى روایات فضائل حضرت فاطمه دختر پیامبر:

۵۱۴۳٫

۳ـ شماره‏ى روایات فضائل امام حسن و امام حسین یا یکى از ایشان:

۱۱۴۲ / ۱۴۱۱ / ۱۴۱۴ / ۱۵۸۶ / ۴۲۲۴٫

۴ـ شماره‏ى روایات فضائل اهل بیت:

۱۲۸۶ / ۱۲۸۷ / ۱۲۸۸ / ۱۲۸۹ / ۱۲۹۰ / ۱۲۹۱ / ۱۲۹۲ / ۱۲۹۳ / ۱۲۹۴ / ۱۲۹۵ / ۴۱۳۸ / ۴۱۴۲٫

خواننده‏ى گرامى بداند که این آمارها، آمار کلى و با شمارش روایات تکرارى در فضیلت هر یک از اهل‏بیت یا اهل بیت به طور کلى است؛ از این‏رو نباید تنها به ارائه آمار بسنده کرد بلکه در بخش آینده که به بررسى این آمار پرداخته خواهد شد آمار حقیقى و واقعى به دست خواهد آمد که برپایه‏ى آن مى‏توان قضاوت کرد.

در اینجا به این بخش پایان مى‏دهیم.

 

 

 

[۱]) موسوعه الحدیث الشریف؛ الکتب الستّهًْ؛ صحیح البخارى دار السلام للنشر والتوزیع، الریاض، ۱۴۲۰هـ.ق.

[۲]) همان؛ ص۳۰۲٫

[۳]) همان (این روایت در جاهاى گوناگون صحیح بخارى آمده است).

[۴]) همان.

[۵]) در بخش آینده به دلیل این سخن خواهیم پرداخت.

[۶]) ص۲۱۴٫

[۷]) ص۳۸۵٫

[۸]) براى نمونه نگاه کنید به «کتاب الصلاه»، باب «ما یستُرُ من العورهًْ» شماره ۳۶۹٫

[۹]) ص۳۶۱٫

[۱۰]) قال ابن عباس عن النبی وفیه مالک بن الحویرث حدثنا إسحاق الواسطی قال حدثنا خالد عن الجریری عن أبی العلاء عن مطرف عن عمران بن حصین قال صلى مع علی رضی الله‏ عنه بالبصره فقال ذکرنا هذا الرجل صلاه کنا نصلیها مع رسول الله‏ فذکر أنه کان یکبر کلما رفع وکلما وضع. (محقق) ـ ص۶۲ و نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۱، ص۱۹۰، (روایت دیگرى نیز مانند آن در همین صفحه هست).

[۱۱]) ص۳۶۷٫

[۱۲]) ص۳۴۸٫

[۱۳]) همان؛ ص۳۹۹٫

[۱۴]) همان؛ ص۳۷٫

[۱۵]) همان؛ ص۵۲۲٫

[۱۶]) همان؛ ص۵۲۹٫

[۱۷]) همان؛ ص۲۳۷٫

[۱۸]) حدثنا قتیبه بن سعید حدثنا یعقوب بن عبد الرحمن بن محمد بن عبد الله‏ ابن عبد القاری عن أبی حازم قال أخبرنی سهل رضی الله‏ عنه قال قال النبی یوم خیبر لأعطین الرایه غدا رجلا یفتح الله‏ على یدیه یحب الله‏ ورسوله ویحبه الله‏ ورسوله فبات الناس لیلتهم أیهم یعطى فغدوا کلهم یرجوه فقال أین على فقیل یشتکی عینیه فبصق فی عینیه ودعا له فبرأ کان لم یکن به وجع فأعطاه الرایه فقال أقاتلهم حتى یکونوا مثلنا فقال انفذ على رسلک حتى تنزل بساحتهم ثم ادعهم إلى الاسلام وأخبرهم بما یجب علیهم فوالله‏ لان یهدى الله‏ بک رجل خیر لک من أن تکون لک حمر النعم. همان؛ ص۲۴۲، و در نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۴، ص۲۰٫ (محقق)

[۱۹]) حدثنا عبد الله‏ بن مسلمه حدثنا حاتم عن یزید ابن أبی عبید عن سلمه رضی الله‏ عنه قال کان علی رضی الله‏ عنه تخلف عن النبی فی خیبر وکان رمدا فقال انا أتخلف عن النبی فلحق به فلما بتنا اللیله التی فتحت قال لأعطین الرایه غدا أو لیأخذن الرایه غدا رجل یحبه الله‏ ورسوله یفتح علیه فنحن نرجوها فقیل هذا على فأعطاه ففتح علیه.

ـ حدثنا قتیبه بن سعید حدثنا یعقوب بن عبد الرحمن عن أبی حازم قال أخبرنی سهل بن سعد رضی الله‏ عنه ان رسول الله‏ قال یوم خیبر لأعطین هذه الرایه غدا رجلا یفتح الله‏ على یدیه یحب الله‏ ورسوله ویحبه الله‏ ورسوله قال فبات الناس یدوکون لیلتهم أیهم یعطاها فلما أصبح الناس غدوا على رسول الله‏ کلهم یرجو ان یعطاها فقال أین علی بن أبی طالب فقیل هو یا رسول الله‏ یشتکی عینیه قال فأرسلوا إلیه فأتى به فبصق رسول الله‏ صلى‏علیه وسلم فی عینیه ودعا له فبرأ حتى کأن لم یکن به وجع فأعطاه الرایه فقال على یا رسول الله‏ أقاتلهم حتى یکونوا مثلنا فقال علیه الصلاه والسلام انفذ على رسلک حتى تنزل بساحتهم ثم ادعهم إلى الاسلام وأخبرهم بما یجب علیهم من حق الله‏ فیه فوالله‏ لان یهدى الله‏ بک رجلا واحدا خیر لک من أن یکون لک حمر النعم. (محقق)

همان؛ ص۳۴۵، و در نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۵، صص ۷۷ـ ۷۶٫

[۲۰]) همان؛ ص۳۰۳٫

[۲۱]) همان.

[۲۲]) که باز بى‏سند آمده؛ ص۳۰۶٫

[۲۳]) ص۳۰۶٫

[۲۴]) ص۴۵۲٫

[۲۵]) ص۲۹۵٫

[۲۶]) ص۵۳۰٫

[۲۷]) ص۲۵۱٫

[۲۸]) ص۴۶۳٫

[۲۹]) ص۵۳۲٫

[۳۰]) ص۲۵۰٫

[۳۱]) ص۳۰۴٫

[۳۲]) قال نافع بن جبیر عن أبی هریره عانق النبی الحسن حدثنا صدقه حدثنا ابن عیینه حدثنا أبو موسى عن الحسن سمع أبا بکره سمعت النبی على المنبر والحسن إلى جنبه ینظر إلى الناس مره والیه مره ویقول ابنی هذا سید ولعل الله‏ ان یصلح به بین فئتین من المسلمین. ـ حدثنا مسدد حدثنا المعتمر قال سمعت أبی قال حدثنا أبو عثمان عن أسامه بن زید رضى‏عنهما عن النبی انه کان یأخذه والحسن ویقول اللهم إنی أحبهما فأحبهما أو کما.

ـ قال حدثنی محمد بن الحسین بن إبراهیم قال حدثنی حسین بن محمد حدثنا جریر عن محمد عن أنس بن مالک رضی الله‏ عنه أتى عبید الله‏ بن زیاد برأس الحسین بن علی فجعل فی طست فجعل ینکت وقال فی حسنه شیئا فقال أنس کان أشبههم برسول الله‏ وکان مخضوبا بالوسمه. ـ حدثنا حجاج ابن المنهال حدثنا شعبه قال أخبرنی عدی قال سمعت البراء رضی الله‏ عنه قال رأیت النبی والحسن بن علی على عاتقه یقول اللهم إنی أحبه فأحبه.

ـ حدثنا عبدان أخبرنا عبد الله‏ قال أخبرنی عمر بن سعید بن أبی حسین عن ابن أبی ملیکه عن عقبه بن الحرث قال رأیت أبا بکر وحمل الحسن وهو یقول بأبی شبیه بالنبی لیس شبیه بعلى وعلى یضحک. ـ حدثنا یحیى ابن معین وصدقه قالا أخبرنا محمد بن جعفر عن شعبه عن واقد بن محمد عن أبیه عن ابن عمر قال قال أبوبکر ارقبوا محمدا فی أهل بیته.

ـ حدثنا إبراهیم بن موسى أخبرنا هشام بن یوسف عن معمر عن الزهری عن أنس وقال عبد الرزاق أخبرنا معمر عن الزهری أخبرنی أنس قال لم یکن أحد أشبه بالنبی من الحسن بن علی. (محقق)

ـ صحیح البخاری، البخاری، نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱هـ.ق، ج۴، صص ۲۱۷ـ ۲۱۶٫

[۳۳]) همان؛ ص۳۰۵٫

[۳۴]) ص۵۰۸٫

[۳۵]) همان.

[۳۶]) گویا ابراهیم مراد است.

[۳۷]) ص۲۷۴٫

[۳۸]) ص۳۰۴٫

[۳۹]) ص۵۹۳٫

[۴۰]) ص۱۶۶٫

[۴۱]) حدثنی إسحاق بن إبراهیم الحنظلی أخبرنا یحیى بن آدم حدثنا ورقاء بن عمر عن عبیدبن‌أبی یزید عن نافع بن جبیر عن أبی هریره رضی الله‏ عنه قال کنت مع رسول الله‏ فی سوق من أسواق المدینه فانصرف فانصرفت فقال أین لکع ثلاثا ادع الحسن ابن علی فقام الحسن بن علی یمشی وفی عنقه السخاب فقال النبی بیده هکذا فقال الحسن بیده هکذا فالتزمه فقال اللهم إنی أحبه وأحب من یحبه قال أبو هریره فما کان أحد أحب إلی من الحسن بن علی بعدما قال رسول الله‏ ما قال. (محقق) ص۵۰۱، و در نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۷، ص۵۵٫

[۴۲]) حدثنا موسى بن إسماعیل حدثنا مهدی حدثنا ابن أبی یعقوب عن ابن أبی نعم قال کنت شاهدا لابن عمر وسأله رجل عن دم البعوض فقال ممن أنت فقال من أهل العراق قال انظروا إلى هذا یسألنی عن دم البعوض وقد قتلوا ابن النبی وسمعت النبی یقول هما ریحانتای من الدنیا. (محقق) ص۵۰۸ و در نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۷، ص۷۴٫

[۴۳]) همان؛ ص۵۳۴٫

[۴۴]) ص۲۷۴، و در نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ هـ.ق، ج۴، صص ۱۱۹ـ ۱۱۸٫

[۴۵]) ص۱۱۷٫

[۴۶]) کتاب الجهاد، بابُ من تکلّم بالفارسیهًْ والرّطانه، ص۲۴۷٫

[۴۷]) ص۳۰۳٫

[۴۸]) ص۳۰۵٫

[۴۹]) ص۲۸۲٫

[۵۰]) ص۱۹۸٫

[۵۱]) الکتب الستهًْ؛ صحیح مسلم؛ ص۱۱۰۱٫

[۵۲]) «حدثنا عمرو بن زراره حدثنا هشیم عن أبی هاشم عن أبی مجلز عن قیس بن عباد قال سمعت أبا ذر یقسم قسما ان هذان خصمان اختصموا فی ربهم انها نزلت فی الذین برزوا یوم بدر حمزه وعلى و…». ـ «حدثنا أبو بکر بن أبی شیبه حدثنا وکیع و حدثنی محمد بن المثنى حدثنا عبد الرحمن جمیعا عن سفیان عن أبی هاشم عن أبی مجلز عن قیس بن عباد قال سمعت أبا ذر یقسم لنزلت هذان خصمان بمثل حدیث هشیم». (محقق)

همان؛ ص۱۲۰۲ (کتاب التفسیر؛ بابٌ فی قوله تعالى: هذان خصمان اختصموا فى ربهم)، و نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ج۸، صص ۲۴۶ـ ۲۴۵٫

[۵۳]) همان، ص۶۹۲٫

[۵۴]) همان، ص۷۲۵٫

[۵۵]) همان، ص۱۰۰۰٫

[۵۶]) همان، ص۱۱۰۸٫

[۵۷]) همان؛ ص۱۱۵۱٫

[۵۸]) «حدثنی أحمد بن حنبل حدثنا سفیان بن عیینه حدثنی عبید الله‏ بن أبی یزید عن نافع بن جبیر عن أبی هریره عن النبی أنه قال لحسن اللهم إنی أحبه فأحبه واحبب من یحبه». ـ «حدثنا ابن أبی عمر حدثنا سفیان عن عبید الله‏ بن أبی یزید عن نافع بن جبیر بن مطعم عن أبی هریره قال خرجت مع رسول الله‏ فی طائفه من النهار لا یکلمنی ولا أکلمه حتى جاء سوق بنى قینقاع ثم انصرف حتى اتى خباء فاطمه فقال أثم لکع أثم لکع یعنى حسنا فظننا انه إنما تحبسه أمه لان تغسله وتلبسه سخابا فلم یلبث ان جاء یسعى حتى اعتنق کل واحد منهما صاحبه فقال رسول الله‏ اللهم إنی أحبه فأحبه واحبب من یحبه».

ـ «حدثنا عبید الله‏ بن معاذ حدثنا أبی حدثنا شعبه عن عدى وهو ابن ثابت حدثنا البراء بن عازب قال رأیت الحسن بن علی على عاتق النبی وهو یقول اللهم إنی أحبه فأحبه» ـ «حدثنا محمد بن بشار وأبو بکر بن نافع قال ابن نافع حدثنا غندر حدثنا شعبه عن عدى وهو ابن ثابت عن البراء قال رأیت رسول الله‏ واضعا الحسن بن علی على عاتقه وهو یقول اللهم إنی أحبه فأحبه».

ـ «حدثنی عبد الله‏ بن الرومی الیمامی وعباس بن عبد العظیم العنبری قالا حدثنا النضر بن محمد حدثنا عکرمه وهو ابن عمار حدثنا ایاس عن أبیه قال لقد قدت بنبی الله‏ والحسن والحسین بغلته الشهباء حتى أدخلتهم حجره النبی هذا قدامه وهذا خلفه». صحیح مسلم، چاپ بیروت، دارالکفر، ج۷، صص ۱۳۰ـ ۱۲۹٫ (محقق)، همان، ص۱۱۰۴٫

[۵۹]) حدثنا عبید الله‏ بن معاذ العنبری حدثنا أبی حدثنا شعبه عن محمد وهو ابن زیاد سمع أبا هریره یقول اخذ الحسن بن علی تمره من تمر الصدقه فجعلها فی فیه فقال رسول الله‏ صلى‏علیه وسلم کخ کخ ارم بها اما علمت انا لا نأکل الصدقه. (محقق). صحیح مسلم، نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ج۳، ص۱۱۷٫

[۶۰]) حدثنا أبوبکر بن أبی شیبه ومحمد بن عبد الله‏ بن نمیر و اللفظ لأبی بکر قالا حدثنا محمد بن بشر عن زکریاء عن مصعب بن شیبه عن صفیه بنت شبیه قالت قالت عائشه خرج النبی صلى‏علیه وسلم غداه وعلیه مرط مرحل من شعر اسود فجاء الحسن بن علی فادخله ثم جاء الحسین فدخل معه ثم جاءت فاطمه فأدخلها ثم جاء على فادخله ثم قال {إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا} همان، نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ج۷ـ ص۱۳۰٫ (محقق)

[۶۱]) همان.

[۶۲]) همان، ص۸۴۸؛ (باب تحریم الزکاهًْ على رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و على آله وهم بنو هاشم و بنو المطلب دون غیرهم).

[۶۳]) همان، ص۸۴۹؛ (باب ترک الستعمال آل النبی على الصدقهًْ).

[۶۴]) همان، ص۱۱۰۲٫

[۶۵]) همان، ص۷۴۲٫

[۶۶]) همان، ص۱۰۸۱٫

[۶۷]) همان؛ ص۷۰۴٫

[۶۸]) همان؛ ص۹۳۹٫

[۶۹]) حدثنا علی بن محمد. ثنا وکیع، و أبو معاویه، و عبد الله‏ بن نمیر، عن الأعمش، عن عدى بن ثابت، عن زربن حبیش، عن علی، قال: عهد إلى النبی الأمی أنه لا یحبنی إلا مؤمن، ولا یبغضنی إلا منافق.

۱۱۵ـ حدثنا محمد بن بشار. ثنا محمد بن جعفر. ثنا شعبه، عن سعد بن إبراهیم، قال: سمعت إبراهیم بن سعدبن أبی وقاص، یحدث عن أبیه، عن النبی، أنه قال لعلی ألا ترضى أن تکون منى بمنزله هارون من موسى؟

۱۱۶ـ حدثنا علی بن محمد. ثنا أبو الحسین. أخبرنی حماد بن سلمه، عن علی ابن زید بن جدعان، عن عدى بن ثابت، عن البراء بن عازب، قال: أقبلنا مع رسول الله‏ فی حجته التی حج. فنزل فی بعض الطریق. فأمر الصلاه جامعه. فأخذ بید على، فقال ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم؟ قالوا: بلى. قال ألست أولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلى. قال فهذا ولى من أنا مولاه. اللهم وال من والاه. اللهم عاد من عاداه.

۱۱۷ـ حدثنا عثمان بن أبی شیبه. ثنا وکیع. ثنا ابن أبی لیلى. ثنا الحکم، عن عبد الرحمن بن أبی لیلى، قال: کان أبو لیلى یسمر مع علی. فکان یلبس ثیاب الصیف فی الشتاء، وثیاب الشتاء فی الصیف. فقلنا: لو سألته. فقال: إن رسول الله‏ بعث إلى وأنا أرمد العین، یوم خیبر. قلت: یا رسول الله! إنی أرمد العین. فتفل فی عینی. ثم قال اللهم أذهب عنه الحر والبرد قال: فما وجدت حرا ولا بردا بعد یومئذ. وقال لأبعثن رجلا یحب الله‏ ورسوله، ویحبه‏ورسوله، لیس بفرار فتشرف له الناس. فبعث إلى علی. فأعطاها إیاه.

۱۱۸ ـ حدثنا محمد بن موسى الواسطی. ثنا المعلى بن عبد الرحمن. ثنا ابن أبی ذئب، عن نافع، عن ابن عمر، قال: قال رسول الله‏ الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنه. وأبوهما خیر منهما.

۱۱۹ـ حدثنا أبو بکر بن أبی شیبه، وسوید بن سعید، وإسماعیل بن موسى، قالوا: ثنا شریک، عن أبی إسحاق، عن حبشی بن جناده، قال: سمعت رسول الله‏ یقول: على منى وأنا منه. ولا یؤى عنى إلا على.

۱۲۰ـ حدثنا محمد بن إسماعیل الرازی. ثنا عبید الله‏ بن موسى. أنبأنا العلاء ابن صالح، عن المنهال، عن عباد بن عبدالله‏، قال: قال على: أنا عبدالله‏، وأخو رسوله. وأنا الصدیق الأکبر. لا یقولها بعدی إلا کذاب. صلیت قبل الناس لسبع سنین. فی الزوائد: هذا إسناد صحیح. رجاله ثقات. رواه الحاکم فی المستدرک عن المنهال. و قال: صحیح على شرط الشیخین. این حدیث صحیح است ص۳۰، بیت الأفکار الدّولیّه.

۱۲۱ـ حدثنا علی بن محمد ثنا أبو معاویه ثنا موسى بن مسلم، عن ابن سابط، وهو عبد الرحمن، عن سعد بن أبی وقاص، قال: قدم معاویه فی بعض حجاته، فدخل علیه سعد، فذکروا علیا فنال منه. فغضب سعد، وقال: تقول هذا لرجل سمعت رسول الله‏ یقول من کنت مولاه فعلى مولاه وسمعته یقول أنت منى بمنزله هارون من موسى إلا أنه لا نبی بعدی. وسمعته یقول لأعطین الرایه الیوم رجلا یحب الله‏ ورسوله؟ (محقق) ـ الکتب الستهًْ؛ سنن ابن ماجه، ص۲۴۸۴ ـ ۲۴۸۳ و دارالکفر ج۱، ص۴۵ـ ۴۲٫

[۷۰]) الکتب الستهًْ؛ سنن ابن ماجه؛ ص۲۴۸۶، ح ۱۴۹٫

[۷۱]) همان؛ ص۲۵۳۱، ح ۹۱۷٫

[۷۲]) همان؛ ص۲۵۰۹٫

[۷۳]) همان؛ ص۲۶۱۵، ح ۲۳۱۰٫

[۷۴]) حدثنا یحیى بن حکیم وحفص بن عمرو، قالا: ثنا عبد الرحمن ابن مهدی. ح وحدثنا محمدبن إسماعیل. أنبأنا وکیع قالا: ثنا سفیان عن أبی هاشم الرمانی) قال أبو عبد الله‏: هو یحیى بن الأسود (عن أبی مجلز، عن قیس بن عباد، قال: سمعت أبا ذر یقسم: لنزلت هذه الآیه فی هؤاء الرهط السته یوم بدر) هذان خصمان اختصموا فی ربهم (إلى قوله) إن الله‏ یفعل ما یرید (فی حمزه بن عبد المطلب، وعلی بن أبی طالب، و… اختصموا فی الحجح، یوم بدر. سنن ابن ماجه، محمد بن یزید القزوینی، دارالفکر، ج۲، ص۹۴۶٫ (محقق)

همان؛ ص۲۶۴۸٫

[۷۵]) همان؛ صص ۲۴۸۵ـ ۲۴۸۶٫

[۷۶]) همان؛ ص۲۴۸۶ـ نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ج۱ـ ص۵۱٫ (محقق)

[۷۷]) همان؛ ص۲۵۹۶، «فإنما هی بضعه منى. یریبنی ما رابها، ویؤذینن ما آذاها»، نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ج۱، ص۶۴۴٫ (محقق)

[۷۸]) همان؛ ص۲۵۷۳٫

[۷۹]) همان؛ ص۲۶۸۹٫

[۸۰]) همان؛ ص۲۶۹۳٫

[۸۱]) همان؛ ص۲۵۹۱٫

[۸۲]) قال: قالت أم الفضل: یا رسول الله‏ ! رأیت کأن فی بیتی عضوا من أعضائک. قال خیرا رأیت. تلد فاطمه غلاما فترضعیه فولدت حسینا أو حسنا. فأرضعته بلبن فثم. قالت: فجئت به إلى النبی، فوضعته فی حجره فبال. فضربت کتفه. فقال النبی أوجعت ابنی. رحمک الله‏! همان؛ ص۲۷۱۱، و نسخه چاپ بیروت، دارالکفر، ج۲، ص۱۲۹۳٫ (محقق)

[۸۳]) همان؛ ص۲۶۹۶٫

[۸۴]) همان، ص۲۵۳۰٫

[۸۵]) ص۲۷۲۵٫

[۸۶]) یعنى اهل بیت^ را.

[۸۷]) سنن ابن ماجه، ص۲۴۸۵ دارالسلام.

[۸۸]) یعنى چشمانش اشک‏بار شد.

[۸۹]) همان، ص۲۷۲۵٫

[۹۰]) همان؛ ص۲۶۴۴٫

[۹۱]) همان، ص۲۷۲۵؛ ۴۰۸۳ـ حدثنا نصر بن علی الجهضمی. ثنا محمد بن مروان العقیلی. ثنا عماره بن أبی حفصه عن زید العمى، عن أبی صدیق الناجی، عن أبی سعید الخدری، أن النبی، قال یکون فی أمتی المهدى إن قصر، فسبع وإلا فتسع. فتنعم فیه أمتی نعمه لم ینعموا مثلها قط. تؤى أکلها ولا تدخر منهم شیئا والمال یومئذ کدوس فیقوم الرجل فیقول: یا مهدی ! أعطنی. فیقول: خذ.

۴۰۸۴ ـ حدثنا محمد بن یحیى وأحمد بن یوسف، قالا: ثنا عبد الرزاق عن سفیان الثوری، عن خالد الحذاء، عن أبی قلابه، عن أبی أسماء الرحبی، عن ثوبان، قال: قال رسول الله‏: «یقتتل عند کنزکم ثلاثه کلهم ابن خلیفه ثم لا یصیر إلى واحد منهم. ثم تطلع الرایات السود من قبل المشرق. فیقتلونکم قتلا لم یقتله قوم. ثم ذکر شیئا لا أحفظه. فقال فإذا رأیتموه فبایعوه ولو حبوا على الثلج. فإنه خلیفه الله‏، المهدى. فی الزوائد: هذا إسناد صحیح. رجاله ثقات. ورواه الحاکم فی المستدرک، وقال: صحیح على شرط الشیخین.

۴۰۸۵ـ «…المهدی منّا أهل البیت، یُصلُحُه الله‏ فی لیلهٍ».

۴۰۸۶ـ «…المهدی من ولد فاطمه».بیروت دارالکفر، ج۲، ص۱۳۶۸ ـ ۴۰۸۷  ۱۳۶۶ـ حدثنا هدیه بن عبد الوهاب ثنا سعد بن عبد الحمید بن جعفر، عن علی بن زیاد الیمامی، عن عکرمه بن عمار، عن إسحاق بن عبد الله‏ بن أبی طلحه، عن أنس بن مالک، قال: سمعت رسول الله‏ یقول: «نحن ولد عبد المطلب، ساده أهل الجنه. أنا وحمزه وعلى وجعفر والحسن والحسین والمهدی».

۴۰۸۸ـ حدثنا حرمله بن یحیى المصری، وإبراهیم بن سعید الجوهری، قالا: ثنا أبو صالح عبد الغفار بن داود الحرانی. ثنا ابن لهیعه عن أبی زرعه عمرو بن جابر الحضرمی، عن عبد الله‏ بن الحرث بن جزء الزبیدی، قال: قال رسول الله‏: «یخرج ناس من المشرق، فیوطئون للمهدى یعنى سلطانه». (محقق)

[۹۲]) الکتب الستهًْ، سنن أبی داود؛ صص ۱۵۶۳ و ۱۵۶۵٫

[۹۳]) همان؛ ص۱۲۸۴٫

[۹۴]) همان؛ ص۱۴۸۸٫

[۹۵]) همان؛ ص۱۵۲۰٫

[۹۶]) همان؛ ص۱۵۴۴؛ ـ حدثنا عثمان بن أبی شیبه، ثنا جریر، عن الأعمش، عن أبی ظبیان، عن ابن عباس، قال: أتى عمر بمجنونه قد زنت، فاستشار فیها أناسا فأمر بها أن ترجم، فمر بها على علی بن أبی طالب رضوان الله‏ علیه، فقال: ما شأن هذه؟ قالوا: مجنونه بنى فلان زنت فأمر بها عمر أن ترجم، قال: فقال: ارجعوا بها، ثم أتاه فقال: یا أمیر المؤمنین، أما علمت أن القلم قد رفع عن ثلاثه: عن المجنون حتى یبرأ، وعن النائم حتى یستیقظ، وعن الصبی حتى یعقل؟ قال: بلى، قال: فما بال هذه ترجم؟ قال: لا شئ، قال: فأرسلها، قال: فأرسلها، قال: فجعل یکبر. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، صص ۳۳۹ـ ۳۳۸٫ (محقق)

[۹۷]) همان؛ ص۱۶۰۴٫

[۹۸]) همان؛ ص۱۳۷۵؛ ـ حدثنا أحمد بن یونس وقتیبه بن سعید، المعنى، قال أحمد: ثنا اللیث، حدثنی عبد الله‏ بن عبید الله‏ بن أبی ملیکه القرشی التیمی، أن المسور بن مخرمه حدثه، أنه سمع رسول الله‏ على المنبر یقول: إن بنى هشام بن المغیره استأذنونی أن ینکحوا ابنتهم من علی بن أبی طالب، فلا آذن، ثم لا اذن ثم لا آذن إلا أن یرید ابن أبی طالب أن یطلق ابنتی وینکح ابنتهم، فإنما ابنتی بضعه منى، یریبنی ما أرابها، ویؤذینن ما آذاها. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۱، ص۴۶۰ و نیز نگاه کنید به روایت شماره ۲۰۶۹٫ (محقق)

[۹۹]) همان؛ ص۱۵۲۹٫

[۱۰۰]) همان، ص۱۵۹۳٫

[۱۰۱]) همان؛ ص۱۴۴۷؛ کتاب الخراج.

[۱۰۲]) همان؛ ص۱۵۳۵ (المهدی من عترتی من ولد فاطمهًْ).

[۱۰۳]) همان؛ ص۱۳۰۵٫

[۱۰۴]) همان؛ ۱۵۷۱؛ ـ حدثنا عثمان بن أبی شیبه، ثنا جریر، عن منصور، عن المنهال بن عمرو، عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس، قال: کان النبی یعوذ الحسن والحسین أعیذکما بکلمات‏التامه، من کل شیطان وهامه، ومن کل عین لامه ثم یقول: (کان أبوکم یعوذ بهما إسماعیل وإسحاق). و نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۴۲۱٫ (محقق)

[۱۰۵]) یعنى لب به «إنا لله‏ وإنا إلیه راجعون» گفتن گشود.

[۱۰۶]) همان؛ ص۱۵۲۴٫

[۱۰۷]) همان؛ ص۱۵۳۵؛ ـ قال أبو داود: حدثت عن هارون بن المغیره، قال: ثنا عمرو بن أبی قیس، عن شعیب‌بن خالد، عن أبی إسحاق، قال: قال علی رضی الله‏ عنه ونظر إلى ابنه الحسن فقال: إن ابنی هذا سید کما سماه النبی وسیخرج من صلبه رجل یسمى باسم نبیکم یشبهه فی الخلق ولا یشبهه فی الخلق، ثم ذکر قصه: یملأ الأرض عدلا. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۳۱۱٫ (محقق)

[۱۰۸]) همان؛ ص۱۶۰۴؛ ـ حدثنا مسدد، ثنا سفیان، عن الزهری، عن أبی سلمه، عن أبی هریره أن الأقرع بن حابس أبصر النبی وهو یقبل حسینا فقال: إن لی عشره من الولد ما فعلت هذا بواحد منهم، فقال رسول الله‏: من لا یَرحم لا یُرحم». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج ۲، ص۵۲۲٫ (محقق)

[۱۰۹]) همان.

[۱۱۰]) همان؛ ص۱۵۹۷؛ ـ حدثنا مسدد، ثنا یحیى، عن سفیان، قال: حدثنی عاصم بن عبید الله‏، عن عبید الله‏ بن أبی رافع، عن أبیه، قال: رأیت رسول الله‏ أذن فی أذن الحسن بن علی حین ولدته فاطمه بالصلاه. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۴۹۹٫ (محقق)

[۱۱۱]) همان؛ ۱۴۳۵؛ ـ حدثنا أبو معمر عبد الله‏ بن عمرو، ثنا عبد الوارث، ثنا أیوب، عن عکرمه، عن أبن عباس، أن رسول‏الله‏ عق عن الحسن والحسین کبشا کبشا. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۱، ص۶۴۸٫ (محقق)

[۱۱۲]) همان؛ ص۱۵۶۶٫ نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۴۰۵٫ (محقق)

[۱۱۳]) همان؛ ص۱۲۹۵٫

۹۷۶ـ حدثنا حفص بن عمر، ثنا شعبه، عن الحکم، عن ابن أبی لیلى، عن کعب بن عجره، قال:قلنا، أو قالوا، یا رسول الله‏، أمرتنا أن نصلی علیک وأن نسلم علیک‏فأما السلام فقد عرفناه، فکیف نصلی علیک؟ قال: قولوا: اللهم صل على محمد وآل محمد، کما صلیت على إبراهیم، وبارک على محمد وآل محمد، کما بارکت على آل إبراهیم، إنک حمید مجید.

۹۷۷ـ حدثنا مسدد، ثنا یزید بن زریع، ثنا شعبه، بهذا الحدیث قال: صل على محمد وعلى آل محمد، کما صلیت على إبراهیم.

۹۷۸ـ حدثنا محمد بن العلاء، ثنا ابن بشر، عن مسعر، عن الحکم، بإسناده بهذاقال: اللهم صل على محمد وعلى آل محمد، کما صلیت على إبراهیم، إنک حمید مجید، اللهم بارک علی محمد وعلى آل محمد، کما بارکت على آل إبراهیم إنک حمید مجید قال أبو داود: رواه الزبیر بن عدی عن ابن أبی لیلى کما رواه مسعر إلا أنه قال: کما صلیت على آل إبراهیم إنک حمید مجید، وبارک على محمد وساق مثله.

۹۸۰ـ القعنبی، عن مالک، عن نعیم بن عبد الله‏ المجمر، أن محمد بن عبد الله‏ بن زید ـ و عبد الله‏ بن زید هو الذی أرى النداء بالصلاه ـ أخبره عن أبی مسعود الأنصاری أنه قال: أتانا رسول الله‏ فی مجلس سعد بن عباده فقال له بشیر بن سعد: أمرنا الله‏ أن نصلی علیک یا رسول الله‏ فکیف نصلی علیک؟ فسکت رسول الله‏ حتى تمنینا أنه لم یسأله ثم قال رسول الله‏: قولوا فذکر معنى حدیث کعب بن عجره زاد فی آخره: فی العالمین إنک حمید مجید.

۹۸۱ـ حدثنا أحمدبن یونس، ثنا زهیر، ثنا محمد بن إسحاق، ثنا محمدبن إبراهیم بن الحارث، عن محمدبن عبدالله‏ بن زید، عن عقبه بن عمرو، بهذا الخبر قال: قولوا اللهم صل علی محمدالنبی الأمی وعلى آل محمد.

۹۸۲ـ حدثنا موسى بن إسماعیل، ثنا حبان بن یسار الکلابی، حدثنی أبو مطرف عبید الله‏ بن طلحه بن عبید الله‏ بن کریز، حدثنی محمد بن علی الهاشمی، عن المجمر، عن أبی هریره، عن النبی قال: من سره أن یکتال بالمکیال الأوفى إذا صلى علینا أهل البیت فلیقل: اللهم صلی على محمد النبی… وذریته وأهل بیته کما صلیت على آل إبراهیم إنک حمید مجید. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۱ـ صص ۲۲۲ و ۲۲۱، ح ۹۷۶ـ ۹۷۸ و ۹۸۰ـ ۹۸۵٫ (محقق)

[۱۱۴]) همان؛ ۱۴۴۶؛

ـ حدثنا أحمد بن صالح، ثنا عنبسه، ثنا یونس، عن ابن شهاب أخبرنی یزید بن هرمز أن نجده الحروری حین حج فی فتنه ابن الزبیر أرسل إلى ابن عباس یسأله عن سهم ذی القربى، ویقول: لمن تراه؟ قال ابن عباس: لقربی رسول الله‏، قسمه لهم رسول الله‏، وقد کان عمر عرض علینا من ذلک عرضا رأیناه دون حقنا فرددناه علیه وأبینا أن نقبله. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۲۶٫(محقق)

[۱۱۵]) ـ حدثنا مسدد، ثنا هشیم، عن محمد بن إسحاق، عن الزهری، عن سعید بن المسیب، أخبرنی جبیر بن مطعم، قال: لما کان یوم خیبر وضع رسول الله‏ سهم ذی القربى فی بنی هاشم، وبنی المطلب، وترک بنى نوفل، وبنى عبد شمس، فانطلقت أنا وعثمان بن عفان حتى أتینا النبی، فقلنا: یا رسول الله‏، هؤلاء بنو هاشم لا ننکر فضلهم للموضع الذی وضعک الله‏ به منهم فما بال إخواننا بنی المطلب أعطیتهم وترکتنا، وقرابتنا واحده؟ فقال رسول الله‏‏أنا وبنو المطلب لا نفترق فی جاهلیه ولا إسلام، وإنما نحن وهم شئ واحد وشبک بین أصابعه. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۲۶٫ (محقق)

[۱۱۶]) حدثنا مسدد، ثنا عبد الوارث بن سعید، عن محمد بن جحاده، عن حمید الشامی، عن سلیمان المنبهی، عن ثوبان مولى رسول الله‏: قال: کان رسول الله‏ إذا سافر کان آخر عهده بإنسان من أهله فاطمه، وأول من یدخل علیها إذا قدم فاطمه، فقدم من غراه له وقد علقت مسحا أو سترا على بابها، وملت الحسن والحسین قلبین من فضه، فقدم فلم یدخل، فظنت أن ما منعه أن یدخل ما رأى، فهتکت الستر وفککت القلبین عن الصبیین، وقطعته بینهما، فانطلقا إلى رسول الله‏ وهما یبکیان، فأخذه منهما، وقال: یا ثوبان، اذهب بهذا إلى آل فلان (أهل بیت بالمدینه إن هؤلاء أهل بیتی أکره أن یأکلوا طیباتهم فی حیاتهم الدنیا. یا ثوبان، اشتر لفاطمه قلاده من عصب وسوارین من عاج). نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، صص ۲۹۲ ـ ۲۹۱٫ (محقق)

[۱۱۷]) همان؛ ص۱۵۳۵؛ ـ قال أبو داود: حدثت عن هارون بن المغیره، قال: ثنا عمرو بن أبی قیس، عن شعیب بن خالد، عن أبی إسحاق، قال: قال علی رضی الله‏ عنه ونظر إلى ابنه الحسن فقال: إن ابنی هذا سید کما سماه النبی وسیخرج من صلبه رجل یسمى باسم نبیکم یشبهه فی الخلق ولا یشبهه فی الخلق، ثم ذکر قصه یملأ الأرض عدلاً… . نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۳۱۱٫ (محقق)

[۱۱۸]) همان؛

ـ حدثنا مسدد، أن عمر بن عبید حدثهم، وثنا محمد بن العلاء، ثنا أبو بکر یعنى ابن عیاش وثنا مسدد، ثنا یحیى، عن سفیان، وثنا أحمد بن إبراهیم، ثنا عبید الله‏ بن موسى، أخبرنا زائده، وثنا أحمد بن إبراهیم، حدثنی عبید الله‏ بن موسى، عن فطر، المعنى واحد کلهم عن عاصم، عن زر، عن عبد الله‏، عن النبی قال: لو لم یبق من الدنیا إلا یوم قال زائده فی حدیثه: (لطول الله‏ ذلک الیوم) ثم اتفقوا (حتى یبعث فیه رجلا منى) أو (من أهل بیتی، یواطئ اسمه اسمیواسم أبیه اسم أبى) زاد فی حدیث فطر (یملأ الأرض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا) وقال فی حدیث سفیان: (لا تذهب، أو لا تنقضی، الدنیا حتى یملک العرب رجل من أهل بیتی، یواطئ اسمه اسمی) قال أبو داود: لفظ عمر وأبى بکر بمعنى سفیان.

ـ حدثنا عثمان بن أبی شیبه، ثنا الفضل بن دکین، ثنا فطر عن القاسم بن أبی بزه‏عن أبی الطفیل، عن علی رضى الله‏ تعالى عنه، عن النبی قال: «لو لم یبق من الدهر إلا یوم لبعث الله‏ رجلا من أهل بیتی یملأها عدلا کما ملئت جورا». (محقق)

[۱۱۹]) حدثنا سهل بن تمام بن بزیع، ثنا عمران القطان، عن قتاده، عن أبی نضره، عن أبی سعید الخدری، قال: قال رسول الله‏: المهدى منى أجلى الجبهه، أقنى الانف، یملأ الأرض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما، یملک سبع سنین. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۰ هـ.ق، ج۲، ص۳۱۰، ح ۴۲۸۵٫ (محقق)

[۱۲۰]) همان، ص۱۵۳۵٫

[۱۲۱]) همان؛ ص۲۰۳۴، ح ۳۷۱۲ به بعد؛

ـ حدثنا قتیبه بن سعید أخبرنا جعفر بن سلیمان الضبعی عن یزید الرشک بن مطرف بن عبدعن عمران بن حصین قال: بعث رسول الله‏ جیشا واستعمل علیهم علی بن أبی طالب ؛ فمضى فی السریه فأصاب جاریه فأنکروا علیه وتعاقد أربعه من أصحاب رسول الله‏ فقالوا أن لقینا رسول الله‏ أخبرناه بما صنع على. وکان المسلمون إذا رجعوا من سفر بدأوا برسول الله‏ فسلموا علیه ثم انصرفوا إلى رحالهم، فلما قدمت السریه سلموا على النبی، فقام أحد الأربعه فقال یا رسول الله‏: ألم تر إلى علی بن أبی طالب صنع کذا وکذا فأعرض عنه رسول الله‏، ثم قام الثانی فقال مثل مقالته فأعرض عنه، ثم قام إلیه الثالث فقال مثل مقالته فأعرض عنه، ثم قام الرابع فقال مثل ما قالوا فأقبل إلیه رسول الله‏ والغضب یعرف فی وجهه فقال ما تریدون من على، ما تریدون من على، ما تریدون من على، إن علیا منى وأنا منه، وهو ولى کل مؤمن من بعدی.

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا محمد بن جعفر أخبرنا شعبه عن سلمه بن کهیل قال سمعت أبا الطفیل یحدث عن أبی سریحه أو زید بن أرقم شک شعبه عن النبی قال: من کنت مولاه فعلى مولاه. هذا حدیث حسن. وروى شعبه هذا الحدیث عن میمون أبى عبد الله‏ عن زید بن أرقم عن النبی نحوه. وأبو سریحه هو حذیفه بن أسید صاحب النبی.

ـ حدثنا أبو الخطاب زیاد بن یحیى البصری أخبرنا أبو عتاب سهل بن حماد أخبرنا المختار بن نافع أخبرنا أبو حبان التیمی عن أبیه عن علی قال قال رسول الله‏: … رحم‏علیا؛ اللهم أدر الحق معه حیث دار.

ـ حدثنا سفیان بن وکیع أخبرنا أبى عن شریک عن منصور عن ربعی بن حراش قال أخبرنا علی بن أبی طالب بالرحبه فقال: لما کان یوم الحدیبیه خرج إلینا ناس من المشرکین فیهم سهیل بن عمرو وأناس من رؤساء المشرکین فقالوا یا رسول الله‏ خرج إلیک ناس من أبنائنا وإخواننا وأرقائنا ولیس لهم فقه فی الدین، وإنما خرجوا فرارا من أموالنا وضیاعنا فارددهم إلینا فإن لم یکن لهم فقه فی الدین سنفقههم؟ فقال النبی: یا معشر قریش لتنتهن أو لیبعثن الله‏ علیکم من یضرب رقابکم بالسیف على الدین، قد امتحن الله‏ قلوبهم على الایمان، قالوا من هو یا رسول الله‏ فقال له أبوبکر: من هو یا رسول الله‏؟ وقال عمر: من هو یا رسول الله‏؟ قال هو خاصف النعل وکان أعطى علیا نعله یخصفها، قال ثم التفت إلینا على فقال إن رسول الله‏ قال: من کذب على متعمدا فلیتبوأ معقده من النار. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا قتیبه أخبرنا جعفر بن سلیمان عن أبی هارون العبدی عن أبی سعید الخدری قال: إن کنا لنعرف المنافقین نحن معشر الأنصار ببغضهم علی بن أبی طالب … وقد تکلم شعبه فی أبى هارون العبدی وقد روى هذا عن الأعمش عن أبی صالح عن أبی سعید.

ـ حدثنا واصل بن عبد الأعلی أخبرنا محمد بن فضیل عن عبدالله‏ بن عبدالرحمن أبى نصر عن المساور الحمیری عن أمه قالت: دخلت علی أم سلمه فسمعتها تقول کان رسول الله‏ یقول لا یحب علیا منافق، ولا یبغضه مؤمن. وفی الباب عن علی. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا إسماعیل بن موسى الفزاری ابن بنت السدى أخبرنا شریک عن أبی ربیعه عن ابن بریده عن أبیه قال قال رسول الله‏: إن الله‏ أمرنی بحب أربعه وأخبرنی أنه یحبهم، قیل یا رسول الله‏ سمهم لنا؟ قال على منهم یقول ذلک ثلاث وأبو ذر والمقداد وسلمان وأمرنی بحبهم وأخبرنی أنه یحبهم. هذا حدیث حسن… .

ـ حدثنا إسماعیل بن موسی أخبرنا شریک عن أبی إسحاق عن حبشی بن جناده قال قال رسول الله‏: على منى وأنا من علی ولا یؤدى عنى إلا أنا أو على. هذا حدیث حسن … صحیح.

ـ حدثنا یوسف بن موسی القطان البغدادی أخبرنا على ابن قادم أخبرنا علی بن صالح بن حی عن حکیم بن جبیر عن جمیع بن عمیر التیمی عن ابن عمر قال: آخى رسول الله‏ بین أصحابه فجاء على تدمع عیناه فقال یا رسول الله‏ آخیت بین أصحابک ولم تؤخ بینی وبین أحد، فقال له رسول الله‏ أنت أخی فی الدنیا والآخره. هذا حدیث حسن… وفیه عن زید بن أبی أوفى.

ـ حدثنا سفیان بن وکیع أخبرنا عبید الله‏ بن موسى عن عیسى بن عمر عن السدى عن أنس بن مالک قال: کان عند النبی طیر فقال اللهم ائتنی بأحب خلقک إلیک یأکل معی هذا الطیر فجاء على فأکل معه … والسدی اسمه إسماعیل ابن عبد الرحمن وقد أدرک أنس بن مالک ورأی الحسین بن علی.

ـ حدثنا خلاد بن أسلم البغدادی أخبرنا النضر بن شمیل أخبرنا عوف عن عبد الله‏ بن عمرو بن هند الجملی قال: قال على کنت إذا سألت رسول الله‏ أعطانی وإذا سکت ابتدأنی. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا إسماعیل بن موسى أخبرنا محمد بن عمر بن الرومی أخبرنا شریک عن سلمه بن کهیل عن سوید بن غفله عن الصنابحی عن علی قال قال رسول الله‏: أنا دار الحکمه وعلى بابها.

ـ حدثنا قتیبه أخبرنا حاتم بن إسماعیل عن بکیر ابن مسمار عن عامر بن سعد بن أبی وقاص عن أبیه قال: أمر معاویه بن أبی سفیان سعدا فقال ما منعک أن تسب أبا تراب ؟ قال أما ما ذکرت ؛ ثلاثا قالهن رسول الله‏ فلن أسبه لان تکون لی واحده منهن أحب إلى من حمر النعم، سمعت رسول الله‏ یقول لعلى وخلفه فی بعض مغازیه؟ فقال له یا رسول الله‏ تخلفنی مع النساء والصبیان؟ فقال له رسول الله‏: أما ترضى أن تکون منى بمنزله هارون من موسى إلا أنه لا نبوه بعدی. وسمعته یقول یوم خیبر لأعطین الرایه رجلا یحب الله‏ ورسوله ویحبه الله‏ ورسوله. قال فتطاولنا لها فقال ادعوا لی علیاقال فأتاه وبه رمد فبصق فی عینه فدفع الرایه إلیه ففتح الله‏ علیه وأنزلت هذه الآیه ندع أبناءنا وأبناءکم ونساءنا ونساءکم الآیه دعا رسول الله‏ علیا وفاطمه وحسنا وحسینا فقال اللهم هؤلاء أهلی. هذا حدیث حسن… صحیح من هذا الوجه.

ـ حدثنا عبدالله‏ بن أبی زیاد أخبرنا الأحوص بن جواب عن یونس بن أبی إسحاق عن أبی إسحاق عن البراء قال: بعث النبی جیشین وأمر على أحدهما علی بن أبی طالب وعلى الآخر خالدبن الولید وقال إذا کان القتال فعلى، قال فافتتح على حصنا فأخذ منه جاریه فکتب معی خالد کتابا إلى النبی بشئ به، قال فقدمت على النبی فقرأ الکتاب فتغیر لونه ثم قال ما تری فی رجلا یحب الله‏ ورسوله ویحبه‏ورسوله، قال قلت أعوذ بالله‏ من غضب الله‏ ومن غضب رسوله وإنما أنا رسول فسکت. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا علی بن المنذر الکوفی أخبرنا محمد بن فضیل عن الأجلح عن أبی الزبیر عن جابر قال: دعا رسول الله‏ علیا یوم الطائف فانتجاه فقال الناس لقد طال نجواه مع ابن عمه فقال رسول الله‏ ما انتجیته ولکن الله‏ انتجاه. هذا حدیث حسن غریب لا نعرفه إلا من حدیث الأجلح وقد رواه غیر ابن فضیل عن الأجلح. ومعنى قوله: ولکن الله‏ انتجاه یقول إن الله‏ أمرنی أن أنتجی معه.

ـ حدثنا علی بن المنذر أخبرنا ابن فضیل عن سالم ابن أبی حفصه عن عطیه عن أبی سعید قال قال رسول الله‏ لعلى: یا علی لا یحل لاحد أن یجنب فی هذا المسجد غیری وغیرک. قال علی بن المنذر قلت لضرار بن صرد ما معنى هذا الحدیث؟ قال لا یحل لاحد یستطرقه جنبا غیری وغیرک به. هذا حدیث حسن

ـ حدثنا إسماعیل بن مؤسی أخبرنا علی بن عابس عن مسلم الملائی عن أنس بن مالک قال: بعث النبی یوم الاثنین وصلى وعلى یوم الثلاثاء… وقد روى هذا الحدیث عن مسلم عن حبه عن علی نحو هذا.

ـ حدثنا القاسم بن دینار الکوفی أخبرنا أبو نعیم عن عبدالسلام بن حرب عن یحیى بن سعید عن سعید بن المسیب عن سعد بن أبی وقاص أن النبی قال لعلی: أنت منى بمنزله هارون من موسى. هذا حدیث حسن صحیح وقد روى من غیر وجه عن سعد عن النبی و یستغرب هذا الحدیث من حدیث یحیى‌بن سعید الأنصاری.

ـ حدثنا محمود بن غیلان أخبرنا أبو أحمد الزبیری عن شریک عن عبد الله‏ بن محمد بن عقیل عن جابر بن عبد الله‏ أن النبی قال لعلی: أنت منى بمنزله هارون من موسى إلا أنه لا نبی بعدی. هذا حدیث حسن. وفی الباب عن سعد وزید بن أرقم وأبی هریره وأم سلمه.

ـ حدثنا محمد بن حمید الرازی أخبرنا إبراهیم بن المختار عن شعبه عن أبی بلج عن عمرو بن میمون عن ابن عباس: أن النبی أمر بسد الأبواب إلا باب على.

ـ حدثنا نصر بن علی الجهضمی أخبرنا علی بن جعفر بن محمد بن علی قال أخبرنی أخی موسى بن جعفر بن محمد عن أبیه جعفر بن محمد عن أبیه محمد بن علی عن أبیه علی بن الحسین عن أبیه عن جده علی بن أبی طالب: أن النبی أخذ بید حسن وحسین قال من أحبنی وأحب هذین وأباهما وأمهما کان معی فی درجتی یوم القیامه. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا محمد بن حمید أخبرنا إبراهیم بن المختار عن شعبه عن أبی بلج عن عمرو بن میمون عن ابن عباس قال: أول من صلى على.

ـ حدثنا محمد بن بشار ومحمد بن المثنى قالا أخبرنا محمد بن جعفر أخبرنا شعبه عن عمرو بن مره عن أبی حمزه عن رجل من الأنصاری عن زید بن أرقم قال: أول من أسلم علی.

ـ حدثنا عیسى بن عثمان بن أخی یحیى بن عیسى الرملی أخبرنا یحیى بن عیسى الرملی عن الأعمش عن عدى بن ثابت عن زر بن حبیش عن علی قال: لقد عهد إلى النبی النبی الأمی أنه لا یحبک إلا مومن ولا یبغضک إلا منافق. قال عدى بن ثابت: أنا من القرن الذین دعا لهم النبی. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا محمد بن بشار ویعقوب بن إبراهیم وغیر واحد قالوا أخبرنا أبو عاصم عن أبی الجراح قال حدثنی جابر بن صبیح قال حدثتنی أم شراحیل قالت حدثتنی أم عطیه قالت: بعث النبی جیشا فیهم على، قالت فسمعت رسول الله‏ وهو رافع یدیه ویقول: اللهم لا تمتنی حتى ترینی علیا. هذا حدیث حسن إنما نعرفه من هذا الوجه. و نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۰۷ـ ۲۹۵، ح ۳۸۲۰ـ ۳۷۹۶٫ (محقق)

[۱۲۲]) همان؛ صص ۲۰۳۵ـ ۲۰۳۷٫

[۱۲۳]) گویا باید «وقال …» درست باشد.

[۱۲۴]) همان؛ ص۲۰۳۶٫

[۱۲۵]) همان؛ ص۲۰۳۵

[۱۲۶]) على.

[۱۲۷]) همان؛ ص۱۹۸۹٫

[۱۲۸]) همان؛ ۲۰۴۲٫

[۱۲۹]) همان؛ ص۱۸۲۶؛ ـ حدثنا عبد الله‏ بن أبی زیاد حدثنا الأحوص بن جواب عن أبو الجواب عن یونس بن أبی إسحاق عن أبی إسحاق عن البراء أن النبی بعث جیشین وأمر على أحدهما علی بن أبی طالب، وعلى الآخر خالد بن الولید، وقال: إذا کان القتال فعلى. قال: فافتتح على حصنا فأخذ منه جاریه، فکتب معی خالد إلى النبی یشی به، فقدمت على النبی صلى‏علیه وسلم فقرأ الکتاب فتغیر لونه ثم قال: ما ترى فی رجل یحب الله‏ ورسوله ویحبه الله‏ ورسوله؟ قلت: أعوذ بالله‏ من غضب الله‏ وغضب رسوله وإنما أنا رسول، فسکت. و فی الباب عن ابن عمر. هذا حدیث حسن… معنى قوله یشی به یعنى النمیمه. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۳، ص۱۲۴ ـ ۱۲۳، ح ۱۷۵۶٫ (محقق)

[۱۳۰]) همان؛ ص۱۹۶۳٫

[۱۳۱]) همان؛ ص۲۰۴۴؛ و سنن ترمذى، بیروت دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، ص۳۴۲و روایت شماره ۳۹۰۸٫

[۱۳۲]) همان؛ ۲۰۴۸،

ـ حدثنا قتیبه، أخبرنا اللیث، عن ابن أبی ملیکه، عن المسور بن مخرمه قال: سمعت النبی’ یقول وهو على المنبر: إن بنى هشام بن المغیره استأذنونی فی أن ینکحوا ابنتهم علی بن أبی طالب فلا آذن ثم لا آذن ثم لا آذن: إلا أن یرید ابن أبی طالب أن یطلق ابنتی وینکح ابنتهم، فإنها بضعه منى، یریبنی ما رابها، ویؤذینن ما آذاها. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا إبراهیم بن سعید الجوهری، أخبرنا الأسود بن عامر، عن جعفر الأحمر، عن عبد الله‏ بن عطاء، عن ابن بریده، عن أبیه قال: کان أحب النساء إلى رسول الله‏ فاطمه ومن الرجال على… هذا حدیث حسن….

ـ حدثنا أحمد بن منیع، أخبرنا إسماعیل بن علیه، عن أیوب عن ابن أبی ملیکه عن عبد الله‏ بن الزبیر… فقال النبى إنّما فاطمه بضعه منى، یوینی ما آذاها، وینصبنی ما أنصبها. هذا حدیث حسن صحیح. هکذا قال أیوب عن ابن أبی ملیکه عن ابن الزبیر، وقال غیر واحد عن ابن أبی ملیکه عن المسور بن مخرمه، ویحتمل أن یکون ابن أبی ملیکه روى عنهما جمیعا، وقد رواه عمرو ابن دینار عن ابن ملیکه عن المسور بن مخرمه نحو حدیث اللیث.

ـ حدثنا سلیمان بن عبد الجبار البغدادی، أخبرنا علی بن قادم، أخبرنا أسباط بن نصر الهمدانی، عن السدى، عن صبیح مولى أم سلمه عن زید بن أرقم، أن رسول الله‏ قال لعلی وفاطمه والحسن والحسین: أنا حرب لمن حاربتم، وسلم لمن سالمتم.

ـ حدثنا محمود بن غیلان، أخبرنا أبو أحمد الزبیری، أخبرنا سفیان عن زبید عن شهر بن حوشب عن أم سلمه أن النبی صلى الله‏ علیه و سلم جلل على الحسن و الحسین و على و فاطمه کساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی و حامتی؛ أذهب هذا حدیث حسن. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۶۲ ـ ۳۵۹، ح ۳۹۵۹ـ ۳۹۶۵٫ (محقق)

[۱۳۳]) همان؛ ص۱۹۷۹؛

ـ حدثنا قتیبه أخبرنا محمد بن سلیمان بن الأصبهانی عن یحیى بن عبید عن عطاء بن أبی رباح عن عمر بن أبی سلمه ربیب النبی قال لما نزلت هذه الآیه على النبی إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا فی بیت أم سلمه فدعا فاطمه وحسنا وحسینا فجللهم بکساء و علىٌ خلف ظهره فجلله بکساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا. قالت أم سلمه: وأنا معهم یا نبی الله‏، قال أنت على مکانک وأنت على خیر.

ـ حدثنا عبد بن حمید أخبرنا عفان بن مسلم أخبرنا حماد بن سلمه أخبرنا علی بن زید عن أنس بن مالک: أن رسول الله‏ کان یمر بباب فاطمه سته أشهر إذا خرج لصلاه الفجر یقول: الصلاه یا أهل البیت إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا. هذا حدیث حسن… . نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۱ـ ۳۰، ح  ۳۲۵۸ ـ ۳۲۵۹٫ (محقق)

[۱۳۴]) همان؛ ۲۰۴۹؛ و سنن ترمذى، ج۵، ص۳۶۷ روایت ۳۹۸۱، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۳  هـ.ق.(محقق)

[۱۳۵]) همان؛ ص۲۰۵۰؛ نسخه چاپ دارالکفر بیروت، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، ص۳۶۸، به شماره روایت ۳۹۸۴٫

[۱۳۶]) همان؛ ص۲۰۴۴، نسخه چاپ دارالکفر بیروت، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، ص۳۴۲، به شماره روایت ۳۹۰۸٫

[۱۳۷]) همان؛ ص۲۰۳۹، نسخه چاپ دارالکفر بیروت، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، ص۳۲۱٫

[۱۳۸]) همان؛ ۲۰۴۰؛

ـ حدثنا محمود بن غیلان أخبرنا أبو داود الحفری عن سفیان عن یزید بن أبی زیاد عن ابن أبی نعم عن أبی سعید قال: قال رسول الله‏ صلى الله‏ علیه و سلم: الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنه.

ـ حدثنا سفیان بن وکیع أخبرنا جریر وابن فضیل عن یزید نحوه. هذا حدیث صحیح حسن. وابن أبی نعم هو عبد الرحمن بن أبی نعم البجلی الکوفی.

ـ حدثنا سفیان بن وکیع وعبد بن حمید قالا أخبرنا خالد بن مخلد أخبرنا موسى بن یعقوب الزمعی عن عبد الله‏ بن أبی بکر بن زید بن المهاجر قال أخبرنی مسلم بن أبی سهل النبال قال أخبرنی الحسن بن أسامه بن زید قال أخبرنی أبی أسامه بن زید قال: طرقت النبی ذات لیله فی بعض الحاجه فخرج النبی وهو مشتمل على شئ لا أدرى ما هو، فلما فرغت من حاجتی قلت: ما هذا الذی أنت مشتمل علیه فکشفه فإذا حسن وحسین على ورکیه. فقال: هذان ابنای وابنا ابنتی اللهم إنی أحبهما فأحبهما وأحب من یحبهما. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا عقبه بن مکرم البصری العمى أخبرنا وهب بن جریر بن حازم أخبرنا أبى عن محمد بن أبی یعقوب عن عبد الرحمن بن أبی نعم: أن رجلا من أهل العراق سأل ابن عمر عن دم البعوض یصیب الثوب، فقال ابن عمر: انظروا إلى هذا یسأل عن دم البعوض وقد قتلوا ابن رسول الله‏؛ وسمعت رسول الله‏ یقول إن الحسن والحسین هما ریحانتای من الدنیا. هذا حدیث صحیح. وقد رواه شعبه عن محمد بن أبی یعقوب. وقد روى أبو هریره عن النبی نحو هذا. وابن أبی نعم هو عبد الرحمن بن أبی نعم البجلی

ـ حدثنا أبو سعید الأشج أخبرنا أبو خالد الأحمر أخبرنا رزین قال حدثتنی سلمى قالت: دخلت على أم سلمه وهی تبکى فقلت ما یبکیک؟ قالت رأیت رسول الله‏ تعنى فی المنام وعلى رأسه ولحیته التراب فقلت مالک یا رسول الله‏قال شهدت قتل الحسین آنفا.

ـ حدثنا أبو سعید الأشج أخبرنا عقبه بن خالد حدثنی یوسف بن إبراهیم أنه سمع أنس بن مالک یقول: سئل رسول الله‏ أی أهل بیتک أحب إلیک ؟ قال الحسن والحسین وکان یقول لفاطمه ادعى لی ابنی فیشمهما ویضمهما إلیه.

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا محمد بن عبد الله‏ الأنصاری أخبرنا الأشعث هو. ابن عبد الملک عن الحسن عن أبی بره قال: صعد رسول الله‏ صلى الله‏ علیه سلم المنبر فقال: إن ابنی هذا سید یصلح الله‏ على یدیه بین فئتین. هذا حدیث حسن صحیح. قال یعنى الحسن بن علی.

ـ حدثنا الحسین بن حریث أخبرنا علی بن الحسین ابن واقد حدثنی أبی حدثنی عبد الله‏ بن بریده قال: سمعت أبا بریده یقول :کان رسول الله‏ یخطبنا إذ جاء الحسن والحسین علیهما قمیصان أحمران یمشیان ویعثران فنزل رسول الله‏ من المنبر فحملهما ووضعهما بین یدیه ثم قال: صدق الله‏ إنما أموالکم وأولادکم فتنه نظرت إلى هذین الصبیین یمشیان ویعثران فلم أصبر حتى قطعت حدیثی ورفعتهما. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا الحسن بن عرفه أخبرنا إسماعیل بن عیاش. عن عبد الله‏ بن عثمان بن خثیم عن سعید بن راشد عن یعلى بن مره قال قال رسول الله‏: حسین منی وأنا من حسین، أحب الله‏ من أحب حسینا، حسین سبط من الأسباط. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا محمد بن یحیى أخبرنا عبد الرزاق عن معمر عن الزهری عن أنس بن مالک قال :لم یکن أحد منهم أشبه برسول الله‏ من الحسن بن علی. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا یحیى بن سعید أخبرنا إسماعیل بن أبی خالد عن أبی جحیفه قال: رأیت رسول الله‏ فکان الحسن بن علی یشبهه. هذا حدیث حسن صحیح. وفی الباب عن أبی‌بکر وابن عباس وابن الزبیر.

ـ حدثنا خلاد بن أسلم البغدادی أخبرنا النضر بن شمیل أخبرنا هشام بن حسان عن حفصه بنت سیرین قالت حدثنی أنس بن مالک قال: کنت عند ابن زیاد فجئ برأس الحسین فجعل یقول بقضیب فی أنفه ویقول ما رأیت مثل هذا حسنا لم یذکر قال قلت أما إنه کان من أشبههم برسول الله. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا عبد الله‏ بن عبد الرحمن أخبرنا عبید الله‏ ابن موسى عن إسرائیل عن أبی إسحاق عن هانئ بن هانئ عن علی قال: الحسن أشبه برسول الله‏ ما بین الصدر إلى الرأس، والحسین أشبه برسول الله‏ ما کان أسفل من ذلک. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا واصل بن عبد الأعلى أخبرنا أبو معاویه عن الأعمش عن عماره بن عمیر قال:لما جئ برأس عبید الله‏ ابن زیاد وأصحابه نضدت فی المسجد فی الرحبه فانتهیت إلیهم وهم یقولون قد جاءت قد جاءت فإذا حیه قد جاءت تخلل الرؤس حتى دخلت فی منخری عبید الله‏ بن زیاد فمکثت هنیهه ثم خرجت فذهبت حتى تغیبت ثم قالوا قد جاءت قد جاءت ففعلت ذلک مرتین أو ثلاثا. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا عبد الله‏ بن عبد الرحمن وإسحاق بن منصور قالا أخبرنا محمد بن یوسف عن إسرائیل عن میسره بن حبیب عن نهال بن عمرو عن زر بن حبیش عن حذیفه قال: سألتنی أمی متى عهدک؟ تعنى بالنبی؛ فقلت مالی به عهد منذ کذا وکذا، فنالت منى فقلت لها دعینی آتى النبی فأصلی معه المغرب وأسأله أن یستغفر لی ولک ؛ فأتیت النبی فصلیت معه المغرب فصلى حتى صلى العشاء ثم انفتل فتبعته فسمع صوتی فقال من هذا حذیفه؟ قلت نعم. قال ما حاجتک غفر الله‏ لک ولامک؟ قال إن هذا ملک لم ینزل الأرض قط قبل هذه اللیله، استأذن ربه أن یسلم على ویبشرنی بأن فاطمه سیده نساء أهل الجنه، وأن الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنه. هذا حدیث حسن.

ـ حدثنا محمود بن غیلان أخبرنا أبو أسامه عن فضیل ابن مرزوق عن عدى بن ثابت عن البراء: أن رسول الله أبصر حسنا وحسینا فقال اللهم إنی أحبهما فأحبهما. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا أبو عامر العقدی أخبرنا زمعه بن صالح عن سلمه بن وهرام عن عکرمه عن ابن عباس قال: کان رسول الله حامل الحسن بن علی على عاتقه فقال رجل نعم المرکب رکبت یا غلام. فقال النبی ونعم الراکب هو.

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا محمد بن جعفر أخبرنا شعبه عن عدى بن ثابت قال سمعت البراء بن عازب قال: رأیت النبی واضع الحسن بن علی على عاتقه وهو یقول اللهم إنی أحبه فأحبه. هذا حدیث حسن صحیح. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر،۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۲۷ـ ۳۲۱، ح ۳۸۷۳ ـ ۳۸۵۶٫ (محقق)

[۱۳۹]) همان؛ ص۱۹۳۵، ح ۲۹۸۳٫

ـ «حدثنا واصل بن عبد الأعلى الکوفی، أخبرنا محمد بن فضیل عن إسماعیل بن أبی خالد عن أبی جحیفه، قال: رأیت رسول الله‏ أبیض قد شاب وکان الحسن بن علی یشبهه،… هذا حدیث حسن. وقد روى مروان بن معاویه هذا الحدیث بإسناد له عن أبی جحیفه نحو هذا. وقد روى غیر واحد عن إسماعیل بن أبی خالد عن أبی جحیفه قال: رأیت رسول‏ وکان الحسن بن علی یشبهه ولم یزیدوا على هذا».

ـ «حدثنا محمد بن بشار، أخبرنا یحیى بن سعید عن إسماعیل ابن أبی خالدأخبرنا أبو جحیفه قال: رأیت النبی وکان الحسن بن علی یشبهه. وهکذا روى غیر واحد عن إسماعیل ابن أبی خالد نحو هذا. وفی الباب عن جابر وأبو جحیفه وهب السوأئی». چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۴، ص۲۱۰، روایات ۲۹۸۳ و ۲۹۸۴٫ (محقق)

[۱۴۰]) همان؛ ص۱۸۵۸، ح ۲۰۶۰٫

«حدثنا محمود بن غیلان، أخبرنا عبد الرزاق ویعلى عن سفیان عن منصور عن المنهال بن عمرو عن سعید بن جبیر عن ابن عباس قال: «کان رسول الله‏ یعوذ الحسن والحسین یقول: «أعیذ کما بکلمات الله‏ التامه من کل شیطان وهامه ومن کل عین لامه ویقول: هکذا کان إبراهیم یعوذ إسحاق وإسماعیل». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۳، ص۲۶۷، ح ۲۱۳۸٫ (محقق)

[۱۴۱]) همان؛ ص۱۸۰۷، ح ۱۵۱۴ و ۱۵۱۹٫

ـ «حدثنا محمد بن بشار حدثنا یحیى بن سعید و عبد الرحمن بن مهدی قالا حدثنا سفیان عن عاصم بن عبید الله‏ بن أبی رافع عن أبیه قال: رأیت رسول الله‏ صلى الله‏ علیه و سلم أذّن فی أذن الحسن بن علی حین ولدته فاطمه بالصلاه. هذا حدیث صحیح و العمل علیه… وروى عن النبی أیضا: أنه عق عن الحسن ابن علی بشاه و قد ذهب بعض أهل العلم إلى هذا الحدیث».

ـ «حدثنا محمد بن یحیى القطعی حدثنا عبد الاعلى عن محمد بن إسحاق عن عبد الله‏ بن أبی بکر عن محمد بن علی بن الحسین عن علی بن أبی طالب قال: عق رسول الله‏ صلى الله‏ علیه و سلم عن الحسن بشاه و قال یا فاطمه احلقی رأسه و تصدقی بزنه شعره فضه، فوزنته، فکان وزنه درهما أو بعض درهم. هذا حدیث حسن». چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج ۳، صص۳۶ ـ ۳۷، ح۱۵۵۳و۱۵۵۶٫ (محقق)

[۱۴۲]) همان؛ ص۱۹۳۱، ح ۲۷۷۵٫

ـ «حدثنا عباس بن عبد العظیم العنبری، أخبرنا النضر بن محمد، حدثنا عکرمه بن عمار عن إیاس بن سلمه، عن أبیه قال: لقد قدت بنبی الله‏ والحسن والحسین على بغلته الشهباء حتى أدخلته حجره النبی، هذا قدامه وهذا خلفه. وفی الباب عن ابن عباس و عبد الله‏ بن جعفر. هذا حدیث حسن صحیح». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳هـ.ق، ج۴، ص۱۹۱ـ۱۹۰، ح ۲۹۲۵٫ (محقق)

[۱۴۳]) همان، ص۲۰۴۱، ح ۳۷۸۶ به بعد.

ـ «حدثنا نصر بن عبد الرحمن الکوفی أخبرنا زید بن الحسن عن جعفر بن محمد عن أبیه عن جابر بن عبد الله‏ قال: رأیت رسول الله‏ فی حجته یوم عرفه وهو على ناقته القصواء یخطب فسمعته یقول: یا أیها الناس إنی ترکت فیکم من [ما] إن أخذتم به لن تضلوا کتاب الله‏ وعترتی أهل بیتی. وفی الباب عن أبی ذر وأبى سعید وزید بن أرقم وحذیفه بن أسید. هذا حدیث حسن من هذا الوجه. وزید بن الحسن قد روى عنه سعید بن سلیمان وغیر واحد من أهل العلم».

ـ «حدثنا قتیبه بن سعید أخبرنا محمد بن سلیمان بن الأصبهانی عن یحیى بن عبید عن عطاء عن عمر بن أبی سلمه ربیب النبی قال نزلت هذه الآیه على النبی إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا فی بیت أم سلمه، فدعا النبی فاطمه وحسنا وحسینا فجللهم بکساء وعلى خلف ظهره فجلله بکساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا. قالت أم سلمه وأنا معهم یا رسول الله‏؟ قال أنت على مکانک وأنت إلى خیر. وفی الباب عن أم سلمه ومعقل بن یسار وأبى الحمراء وأنس بن مالک».

ـ «حدثنا علی بن المنذر الکوفی أخبرنا محمد بن فضیل أخبرنا الأعمش عن عطیه عن أبی سعید والأعمش عن حبیب ابن أبی ثابت عن زید بن أرقم قال قال رسول الله إنی تارک فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی؛ أحدهما أعظم من الآخر؛ کتاب الله‏ حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی ولن یتفرقا حتى یردا على الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما» هذا حدیث حسن… .

ـ «حدثنا بن أبی عمر أخبرنا سفیان عن کثیر النواء عن أبی إدریس عن المسیب بن نجبه قال قال علی بن أبی طالب قال النبی إن کل نبی أعطى سبعه نجباء رفقاء أو قال رقباء وأعطیت أنا أربعه عشر، قلنا من هم؟ قال أنا وابنای وجعفر وحمزه و… وبلال و سلمان و عمار و المقداد و حذیفه و عبد الله‏ بن مسعود هذا حدیث حسن…».

ـ «حدثنا أبو داود سلیمان بن الأشعث أخبرنا یحیى ابن معین أخبرنا هشام بن یوسف عن عبد الله‏ بن سلیمان النوفلی عن محمد بن علی بن عبد الله‏ بن عباس عن أبیه عن ابن عباس قال قال رسول الله‏ أحبوا الله‏ لما یغذوکم من نعمه، وأحبونی بحب الله‏، وأحبوا أهل بیتی بحبی هذا حدیث حسن…» چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۲۹ـ ۳۲۷، روایات ۳۸۷۴ تا ۳۸۷۸٫ (محقق)

[۱۴۴]) همان، ص۱۸۷۶، ح ۲۲۳۰ و ۲۲۳۱؛

ـ حدثنا عبید بن أسباط بن محمد القرشی، أخبرنا أبى أخبرنا سفیان الثوری عن عصام بن بهدله عن زر عن عبد الله‏ قال: قال رسول الله‏ لا تذهب الدنیا حتى یملک العرب رجل من أهل بیتی یواطئ اسمه اسمى. وفی الباب عن علی وأبى سعید وأم سلمه وأبی هریره، هذا حدیث صحیح.

ـ حدثنا عبد الجبار بن العلاء العطار، أخبرنا سفیان بن عیینه عن عاصم عن زر عن عبد الله‏ عن النبی قال: یلی رجل من أهل بیتی یواطئ اسمه اسمى، قال عاصم: أخبرنا أبو صالح عن أبی هریره، قال لو لم یبق من الدنیا إلا یوما لطول الله‏ ذلک الیوم حتى بلى. هذا حدیث حسن صحیح. و نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۳، ص۳۴۳، ح  ۲۳۳۱  تا  ۲۲۳۲٫(محقق)

[۱۴۵]) همان؛ ۱۹۷۹ـ ح ۳۲۰۵ و ۳۲۰۶؛

ـ حدثنا قتیبه أخبرنا محمد بن سلیمان بن الأصبهانی عن یحیى بن عبید عن عطاء بن أبی رباح عن عمر بن أبی سلمه ربیب النبی قال لما نزلت هذه الآیه على النبی إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا فی بیت أم سلمه فدعا فاطمه وحسنا وحسینا فجللهم بکساء وعلى خلف ظهره فجلله بکساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا. قالت أم سلمه: وأنا معهم یا نبی الله‏، قال أنت على مکانک وأنت على خیر.

ـ حدثنا عبد بن حمید أخبرنا عفان بن مسلم أخبرنا حماد بن سلمه أخبرنا علی بن زید عن أنس بن مالک: أن رسول الله‏ کان یمر بباب فاطمه سته أشهر إذا خرج لصلاه الفجر یقول: الصلاه یا أهل البیت (إنما یرید الله‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا) حسن… و فی الباب عن أبی الحمراء معقل بن یسار وأم سلمه. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۱ـ ۳۰، ح ۳۲۵۸ و ۳۲۵۹٫ (محقق)

[۱۴۶]) همان؛ ۱۹۸۴، ح ۳۲۵۱؛

ـ حدثنا محمد بن بشار أخبرنا محمد بن جعفر أخبرنا شعبه عن عبد الملک بن میسره قال سمعت طاؤا قال: سئل ابن عباس عن هذه الآیه قل لا أسألکم علیه أجرا إلا الموده فی القربى فقال سعید بن جبیر قربى آل محمد فقال ابن عباس. أعلمت أن رسول الله‏ لم یکن بطن من قریش إلا کان له فیهم قرابه فقال: إلا أن تصلوا ما بینی وبینکم من القرابه، هذا حدیث حسن صحیح وقد روى من غیر وجه عن ابن عباس. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، ص۵۴، ح ۳۳۰۴٫(محقق)

[۱۴۷]) همان؛ ص۱۹۵۳، ح ۲۹۹۹؛

ـ حدثنا قتیبه أخبرنا حاتم بن إسماعیل عن بکیر بن مسمار عن عامر بن سعد عن أبیه قال: لما نزلت هذه الآیه تعالوا ندع أبناءنا وأبناءکم ونساءنا ونساءکم الآیه دعا رسول الله‏ صلى الله‏ علیه و سلم علیا و فاطمه و حسنا و حسینا، فقال: اللهم هؤلاء أهلی. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۴، صص ۲۹۴ ـ ۲۹۳، ح ۴۰۸۵٫(محقق)

[۱۴۸]) همان؛ ۱۹۸۰، ح ۳۲۲۰؛

ـ حدثنا إسحاق بن موسى الأنصاری أخبرنا معن أخبرنا مالک بن أنس عن نعیم بن عبدالمجمر أن محمد بن عبد الله‏ بن زید الأنصاری. و عبد الله‏ بن زید الذی کان أدى النداء بالصلاه أخبره عن أبی مسعود الأنصاری أنه قال أتانا رسول الله‏ ونحن فی مجلس سعد بن عباده فقال له بشیر بن سعد أمرنا الله‏ أن نصلى علیک فکیف نصلى علیک؟ قال فسکت رسول الله‏ حتى ظننا أنه لم یسأله. ثم قال رسول الله‏: قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم وبارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم فی العالمین إنک حمید مجید، والسلام کما قد علمتم وفی الباب عن علی وأبى حمید وکعب ابن عجره وطلحه بن عبید الله‏ وأبى سعید وزید بن خارجه ویقال ابن جاریه وبریده. هذا حدیث حسن صحیح. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۵، صص ۳۸ ـ ۳۷، ح ۳۲۷۳٫ (محقق)

[۱۴۹]) حدثنا محمود بن غیلان قال حدثنی أبو أسامه عن مسعر والأجلح ومالک بن مغول عن الحکم بن عتیبه عن عبد الرحمن بن أبی لیلى عن کعب بن عجره قال: قلنا یا رسول الله‏، هذا السلام علیک قد علمنا فکیف الصلاه علیک؟ قال: قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم إنک حمید مجید وبارک على محمد کما بارکت على إبراهیم إنک حمید مجید قال محمود قال أبو أسامه زادنی زائده عن الأعمش عن الحکم عن عبد الرحمن بن أبی لیلى قال: ونحن نقول: وعلینا معهم. وفی الباب عن علی وأبی حمید وأبی مسعود وطلحه وأبی سعید وبریده وزید بن خارجه، ویقال ابن جاریه وأبی هریره. قال أبو عیسى: حدیث کعب بن عجره حدیث حسن صحیح. سنن الترمذی، الترمذی، نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج ۱، صص ۳۰۲ ـ ۳۰۱، ح ۴۸۲٫(محقق)

[۱۵۰]) همان؛ ص۲۰۲۳ (أبواب المناقب؛ باب ما جاء فی فضل النبیّ)، ح ۳۶۰۵ تا ۳۶۰۸؛

ـ حدثنا خلاد بن أسلم البغدادی أخبرنا محمد بن مصعب أخبرنا الأوزاعی عن أبی عمار عن واثله بن الأسقع قال قال رسول الله‏: إن الله‏ اصطفى من ولد إبراهیم إسماعیل، واصطفى من ولد إسماعیل بنى کنانه، واصطفى من بنى کنانه قریشا، واصطفى من قریش بنی هاشم، واصطفانی من بنی هاشم. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا یوسف بن موسى القطان البغدادی أخبرنا عبید الله‏ بن موسى عن إسماعیل بن أبی خالد عن یزید بن أبی زیاد عن عبد الله‏ بن الحارث عن العباس بن عبد المطلب قال: قلت یا رسول‏إن قریشا جلسوا فتذاکروا أحسابهم بینهم فجعلوا مثلک مثل نخله فی کبوه من الأرض. فقال النبی: إن الله‏ خلق الخلق فجعلنی من خیر فرقهم وخیر الفریقین، ثم خیر القبائل فجعلنی من خیر القبیله، ثم خیر البیوت فجعلنی من خیر بیوتهم فأنا خیرهم نفسا وخیرهم بیتا. هذا حدیث حسن. و عبد الله‏ ابن الحارث هو ابن نوفل.

ـ حدثنا محمود بن غیلان أخبرنا أبو أحمد أخبرنا سفیان عن یزید بن أبی زیاد عن عبد الله‏ بن الحارث عن المطلب بن أبی وداعه قال: جاء العباس إلى رسول الله‏ وکأنه سمع شیئا، فقام النبی على المنبر فقال: من أنا؟ فقالوا أنت رسول الله‏ علیک السلام، قال أنا محمد بن عبد الله‏ بن عبد المطلب. إن الله‏ خلق الخلق فجعلنی فی خیرهم، ثم جعلهم فرقتین فجعلنی فی خیرهم فرقه، ثم جعلهم قبائل فجعلنی فی خیرهم قبیله، ثم جعلهم بیوتا فجعلنی فی خیرهم بیتا وخیرهم نفسا. هذا حدیث حسن صحیح. وروى عن سفیان الثوری عن یزید بن أبی زیاد نحو حدیث إسماعیل بن أبی خالد عن یزید بن أبی زیاد عن عبد الله‏ بن الحارث عن العباس ابن عبد المطلب.

ـ حدثنا محمد بن إسماعیل أخبرنا سلیمان بن عبد الرحمن الدمشقی أخبرنا الولید بن مسلم أخبرنا الأوزاعی أخبرنا شداد أبو عمار حدثنی واثله‌بن الأسقع قال قال رسول الله‏: إن الله‏ اصطفى کنانه من ولد إسماعیل ‏واصطفى قریشا من کنانه، واصطفی هاشما من قریش، واصطفانی من بنی هاشم. هذا حدیث حسن صحیح. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳هـ.ق، ج۵، ص۲۴۵ـ ۲۴۳، ح ۳۶۸۴ تا ۳۶۸۷٫(محقق)

[۱۵۱]) همان؛ ۱۸۶۸٫

[۱۵۲]) همان، ص۱۸۷۶، ح ۲۲۳۰ تا ۲۲۳۲؛

ـ حدثنا عبید بن أسباط بن محمد القرشی، أخبرنا أبى أخبرنا سفیان الثوری عن عصام بن بهدله عن زر عن عبد الله‏ قال: قال رسول الله‏ لا تذهب الدنیا حتى یملک العرب رجل من أهل بیتی یواطئ اسمه اسمى. وفی الباب عن علی وأبى سعید وأم سلمه وأبی هریره، هذا حدیث صحیح .

ـ حدثنا عبد الجبار بن العلاء العطار، أخبرنا سفیان بن عیینه عن عاصم عن زر عن عبد الله‏ عن النبی قال: (یلی رجل من أهل بیتی یواطئ اسمه اسمى)، قال عاصم: أخبرنا أبو صالح عن أبی هریره، قال لو لم یبق من الدنیا إلا یوما لطول الله‏ ذلک الیوم حتى یلى. هذا حدیث حسن صحیح.

ـ حدثنا محمد بن بشار، حدثنا محمد بن جعفر، أخبرنا شعبه قال سمعت زیدا العمى، قال سمعت أبا الصدیق الناجی یحدث عن أبی سعید الخدری قال: خشینا أن یکون بعد نبینا حدث فسألنا نبی الله‏ فقال إن فی أمتی المهدى یخرج یعیش خمسا أو سبعا أو تسعا ـ زید الشاک ـ قال قلنا وما ذاک. قال سنین، قال: فیجئ إلیه الرجل فیقول یا مهدی أعطنی أعطنی، قال فیحثی له فی ثوبه ما استطاع أن یحمله هذا حدیث حسن. وقد روى من غیر وجه عن أبی سعید عن النبی. وأبو الصدیق الناجی اسمه بکر بن عمرو، ویقال بکر بن قیس. نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳هـ.ق، ج۳، صص۳۴۴ـ۳۴۲، ح۲۳۳۱تا ۲۳۳۳٫(محقق)

[۱۵۳]) الکتب الستّهًْ؛ سنن النسائی الصغرى دارالسلام.

[۱۵۴]) المجتبى من السنن المشهور بِـ«سنن النسائی» (بیت الأفکار الدّولیّهًْ).

[۱۵۵]) مانند پنج کتاب دیگر.

[۱۵۶]) کتاب السنن الکبرى؛ ج۱، ص۳ دارالکتب العلمیّهًْ.

[۱۵۷]) کتاب السنن الکبرى؛ ج۱، ص۵ مؤسسهًْ الرسالهًْ.

[۱۵۸]) همان؛ صص ۲۱ـ ۳۲٫

[۱۵۹]) نک: بخش نخست سنن نسائى.

[۱۶۰]) الکتب الستّهًْ؛ سنن النسائى؛ ص۲۴۱۱، ح ۵۰۲۱٫

[۱۶۱]) همان، ۵۰۲۵٫

[۱۶۲]) همان؛ ص۲۲۹۶، ح ۳۲۲۳٫

[۱۶۳]) همان؛ ص۲۱۶۶، ح ۱۲۱۴٫

[۱۶۴]) همان، ص۲۱۵۷، ح ۱۰۸۳؛

«أخبرنا یحیى بن حبیب بن عربی قال حدثنا حماد عن غیلان بن جریر عن مطرف قال صلیت أنا وعمران بن حصین خلف علی بن أبی طالب فکان إذا سجد کبر وإذا رفع رأسه من السجود کبر وإذا نهض من الرکعتین کبر فلما قضى صلاته أخذ عمران بیدی فقال لقد ذکرنی هذا قال کلمه یعنى صلاه محمد». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸هـ.ق، ج ۲، صص ۲۰۵ـ ۲۰۴٫(محقق)

[۱۶۵]) همان، ح ۱۲۹؛

«أخبرنا هناد بن السرى عن أبی معاویه عن الأعمش عن الحکم عن القاسم بن مخیمره عن شریح بن هانئ قال سألت عائشه رضی الله‏ عنها عن المسح على الخفین فقالت أئت علیا فإنه أعلم بذلک منّى…» نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۱، ص۸۴٫ (محقق)

[۱۶۶]) همان؛ ص۲۱۴۰٫

[۱۶۷]) شماره‏ها از: «موسوعه الحدیث الشریف؛ الکتب الستّهًْ».

[۱۶۸]) همان؛ ص۲۴۱۸، ح ۵۱۴۳٫

[۱۶۹]) همان، ص۲۱۶۱، ح ۱۱۴۲؛

ـ «أخبرنا عبد الرحمان بن محمد بن سلام قال حدثنا یزید بن هارون قال أنبأنا جریر ابن حازم قال حدثنا محمد بن أبی یعقوب البصری عن عبد الله‏ بن شداد عن أبیه قال: خرج علینا رسول‏ فی إحدى صلاتی العشاء وهو حامل حسنا أو حسین افتقدم رسول‏ فوضعه ثم کبر للصلاه فصلى فسجد بین ظهرانی صلاته سجده أطالها قال أبى فرفعت رأسی وإذا الصبی على ظهر رسول الله‏ وهو ساجد فرجعت إلى سجودی فلما قضى رسول الله‏ الصلاه قال الناس یا رسول الله‏ إنک سجدت بین ظهرانی صلاتک سجده أطلتها حتى ظننا أنه قد حدث أمر أو أنه یوحى إلیک قال کل ذلک لم یکن ولکن ابنی ارتحلنی فکرهت ان أعجله حتى یقضى حاجته». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۲، صص ۲۳۰ـ ۲۲۹٫ (محقق)

[۱۷۰]) همان، ص۲۳۶۴ ـ ح ۱۱۴۲؛

ـ «أخبرنا أحمد بن حفص بن عبد الله‏ قال حدثنی أبی قال حدثنی إبراهیم هو ابن طهمان عن الحجاج بن الحجاج عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس قال: عقّ رسول الله‏ عن الحسن والحسین رضی الله‏ عنهما بکبشین کبشین» نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۷، صص ۱۶۶ـ ۱۶۵٫(محقق)

[۱۷۱]) همان؛ ص۲۱۸۰، ح ۱۴۱۱ـ ج۳، ص۱۰۷، دارالفکر، بیروت، ۱۳۴۸ هـ.ق.

[۱۷۲]) همان.

ـ «أخبرنا محمد بن عبد العزیز قال حدثنا الفضل بن موسى عن حسین بن واقد عن عبد الله‏ بن بریده عن أبیه قال کان النبی یخطب فجاء الحسن والحسین رضی الله‏ عنهما وعلیهما قمیصان أحمران یعثران فیهما فنزل النبی فقطع کلامه فحملهما ثم عاد إلى المنبر ثم قال صدق الله‏ إنما أموالکم وأولادکم فتنه رأیت هذین یعثران فی قمیصیهما فلم أصبر حتى قطعت کلامی فحملتهما» نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۳، ص۱۰۸٫ (محقق)

[۱۷۳]) «أخبرنا القاسم بن زکریا بن دینار من کتابه قال حدثنا حسین بن علی عن زائده عن سلیمان عن عمرو بن مره عن عبد الرحمن بن أبی لیلى عن کعب بن عجره قال: قلنا یا رسول الله‏ السلام علیک قد عرفناه فکیف الصلاه قال: قولوا اللهم صلى على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على آل إبراهیم إنک حمید مجید اللهم بارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على آل إبراهیم إنک حمید مجید قال ابن أبی لیلى ونحن نقول وعلینا معهم».

ـ «أخبرنا القاسم بن زکریا قال حدثنا حسین عن زائده عن سلیمان عن الحکم عن عبد الرحمن بن أبی لیلى عن کعب ابن عجره قال قلنا یا رسول الله‏ السلام علیک قد عرفناه فکیف الصلاه علیک قال: قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم وآل إبراهیم إنک حمید مجید وبارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم وآل إبراهیم إنک حمید مجید قال عبد الرحمن ونحن نقول وعلینا معهم».

ـ «أخبرنا سوید ابن نصر قال حدثنا عبد الله‏ عن شعبه عن الحکم عن ابن أبی لیلى قال قال لی کعب ابن عجره ألا أهدى لک هدیه قلنا یا رسول الله‏ قد عرفنا کیف السلام علیک فکیف نصلى علیک قال: قولوا اللهم صلى على محمد وآل محمد کما صلیت على آل إبراهیم إنک حمید مجید اللهم بارک على محمد وآل محمد کما بارکت على آل إبراهیم إنک حمید مجید».

ـ «أخبرنا إسحق بن إبراهیم قال أنبأنا محمد بن بشر قال حدثنا مجمع بن یحیى عن عثمان ابن موهب عن موسى بن طلحه عن أبیه قال قلنا یا رسول الله‏ کیف الصلاه علیک قال قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم وآل إبراهیم إنک حمید مجید وبارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم وآل إبراهیم إنک حمید مجید».

ـ «أخبرنا عبید الله‏ بن سعد بن إبراهیم بن سعد قال حدثنا عمى قال حدثنا شریک عن عثمان بن موهب عن موسى بن طلحه عن أبیه أن رجلا أتى نبی الله‏ فقال کیف نصلى علیک یا نبی الله‏ قال: قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم إنک حمید مجید وبارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم إنک حمید مجید».

ـ «أخبرنا سعید بن یحیى بن سعید الأموی فی حدیثه عن أبیه عن عثمان بن حکیم عن خالد بن سلمه عن موسى بن طلحه قال سألت زید بن خارجه قال أنا سألت رسول الله‏ فقال: صلوا على واجتهدوا فی الدعاء وقولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد».

ـ «أخبرنا قتیبه قال حدثنا بکر وهو ابن مضر عن ابن الهاد عن عبد الله‏ بن خباب عن أبی سعید الخدری قال قلنا یا رسول الله‏ السلام علیک قد عرفناه فکیف الصلاه علیک قال: قولوا اللهم صل على محمد عبدک ورسولک کما صلیت على إبراهیم وبارک على محمد وآل محمد کما بارکت على إبراهیم». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۳ ـ صص ۴۹ـ ۴۷٫ (محقق)

[۱۷۴]) همان؛ ص۲۱۷۱؛ اما متأسفانه با وجود این روایات، پیروان مکتب خلفا به دستور پیامبراکرم عمل نکردند و بعد از نام رسول خدا، آل آن حضرت را در صلوات‌هاى خود ذکر نمى‏کنند.

[۱۷۵]) همان، ص۲۳۵۸؛

«… عن عباده بن الصامت قال اخذ رسول الله‏ صلى الله‏ علیه و سلم یوم حنین وبره من جنب بعیرٍ فقال یا ایها الناس انه لا یحل لى مما آفاء الله‏ علیکم قدر هذه الاّ الخمس و الخمس مردودٌ علیکم».

«… عن عمرو بن شعیب عن ابیه عن جده أن الرسول الله‏ صلى علیه و سلم أتى بعیرا فأخذ من سنامه وبره بین اصبعیه ثم قال انه لیس لى من الفى‏ء شى‏ء و لا هذه الاّ الخمس و الخمس مردودٌ فیکم». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۷، ص۱۳۱٫(محقق)

[۱۷۶]) همان؛

«أخبرنا محمد بن المثنى قال حدثنا یزید بن هارون قال أنبأنا محمد بن إسحاق عن الزهری عن سعید بن المسیب عن جبیر بن مطعم قال لما قسم رسول الله‏ سهم ذی القربى بین بنی هاشم وبنی المطلب أتیته أنا وعثمان بن عفان فقلنا یا رسول الله‏ هؤلاء بنو هاشم لا ننکر فضلهم لمکانک الذی جعلک الله‏ به منهم أرأیت بنی المطلب أعطیتهم ومنعتنا فإنما نحن وهم منک بمنزله فقال رسول الله‏ إنهم لم یفارقونی فی جاهلیه ولا اسلام إنما بنو هاشم وبنو المطلب شئ واحد وشبک بین أصابعه». نسخه چاپ بیروت، دارالفکر، ۱۳۴۸ هـ.ق، ج۷ـ ص۱۳۱ـ ۱۳۰٫ (محقق)

منبع؛ برگرفته از کتاب فضائل اهل بیت در صحاح سته؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهد کتاب اینجا را کلیک کنید.

برچسب ها: صحاح سته
نوشته قبلی

چرا به حضرت امام علی(ع)، «امیر المؤمنین» می‌گویند؟

نوشته‌ی بعدی

بررسی آمار روایات فضائل اهل بیت در صحاح ۱

مرتبط نوشته ها

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

عدالت صحابه از منظر فریقین و مسئله عصمت
پیامبر اکرم (ص)

عدالت صحابه از منظر فریقین و مسئله عصمت

معنای امامت در اسلام
پیامبر اکرم (ص)

امامان دوازده ‎گانه در احادیث نبوی

تصریح پیامبر (ص) به دوازده امام شیعه
پیامبر اکرم (ص)

تصریح پیامبر (ص) به دوازده امام شیعه

دو یادگار گرانسنگ پیامبر (ص)
پیامبر اکرم (ص)

دو یادگار گرانسنگ پیامبر (ص)

الو سلام حاج آقا / ۲۹
پیامبر اکرم (ص)

مقام تفسیرى على (ع) در نگاه پیامبر (ص)

نوشته‌ی بعدی
بررسی آمار روایات فضائل اهل بیت در صحاح ۱

بررسی آمار روایات فضائل اهل بیت در صحاح ۱

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

Home 1

برکات جنگ رمضان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا