15 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

اصول و مبانى اعتقادى تشیع

اصول و مبانى اعتقادى تشيع
0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اصول و مبانى اعتقادى تشیع

اعتقادات شیعیان

هر مکتبى داراى اصول و مبانى عقیدتى و سیاسى مخصوصى است و شاکله اصلى مذاهب مختلف، اصول، مبانى و مظاهر اعتقادى آنان است.

بررسى دقیق و تحقیق عمیق در آرمان مکتب تشیع، نشان مى‏دهد که آیات قرآن کریم، احادیث و روایات رسیده از پیامبر اکرم و سنت نبوى، مهم‏ترین اصول و مبانى اعتقادى و سیاسى مذهب شیعه را تشکیل مى‏دهد.

این حقیقت، بیانگر آن است که شیعه، مولود طبیعى اسلام و در واقع همان اسلام راستین ناب محمدى است و از جنبه اصالت و اسلامیت در عصر نبوت شکل گرفته است؛ نه در تحولات و رویدادهاى تاریخىِ پس از پیامبر مکرم اسلام.

یکى از اصلى‏ترین و مهم‏ترین اصول و مبانى اعتقادى شیعه، موضوع ولایت و امامت است. شیعه معتقد است که ادامه و تداوم حرکت نبوت، تنها از طریق امامت امکان‏پذیر است.

طبق نظر دانشمندان پیرو مکتب خلفا (اهل سنت)، امامت از فروع دین است؛([۱]) اما از نظر شیعیان، امامت از اصول دین و معرِّف مکتب تشیع است.([۲])

تعریف امامت، طبق نظر علما شیعه:

امامت، ریاستى عمومى، هم در امور دینى و هم در امور دنیایى است؛([۳]) بنابراین، سعادت دنیا و آخرت انسان را تأمین و تضمین مى‏کند.

امامت، لُطفى از سوى پروردگار، شناسنامه دین، کامل‏ترین نوع و مصداق حقیقى حجت خدا و خلیفه الهى است؛ اما قضاوت پیروان مکتب خلفاء درباره امامت، اجتهاد در مقابل نص است؛ به این معنا که آیات متعدد قرآن درباره رهبرى و امامت را نادیده مى‏گیرند؛ آنها حتى نص صریح کلام رسول خدا را تفسیر به رأى کرده و در مقابل این حجت‏هاى قطعى الهى و نص صریح، اجتهاد مى‏کنند.

یکى از بارزترین موارد اجتهاد در مقابل نص در مکتب خلفا، در انجمن «سقیفه بنى‏ساعده» بود که بر خلاف مضامین و  دستورهاى قرآن کریم و احادیث و سنت رسول خدا عمل کردند.([۴])

ویژگى‏هاى خاص امامت از نظر مکتب اهل بیت: عبارت‏اند از: عصمت امام،([۵]) علم امام،([۶]) سبقت او([۷]) در اسلام، قرابت و نزدیکى به رسول خدا ، داشتن وصایت پیامبر اکرم ،([۸]) نص و تنصیص([۹]) از سوى خدا و رسول و… .

مهم‏ترین مستندات قرآنى امامت بلافصل على از نظر تشیع عبارت‏اند از: آیه ولایت،([۱۰]) آیه اولى الامر،([۱۱]) آیه صادقین،([۱۲]) آیه ذوى القربى،([۱۳]) آیه تبلیغ([۱۴]) که توضیح و تبیین مفصل آیات در بسیارى از کتب تفسیرى شیعه و اهل سنت آمده است. ما به دلیل اختصار و عنوان کردن موضوع، تنها به فهرست اکتفا کرده‏ایم؛ در صورت نیاز، به تفاسیرى همچون: «تفسیر فخر رازى»، «المیزان فى تفسیر القرآن»، «تفسیر نمونه»، «تفسیر راهنما» و «تفسیر البیان» مراجعه فرمایید.

مبانى و اندیشه سیاسى تشیع

اصول سیاسى شیعه نیز، همانند اصول اعتقادى او، برگرفته از قرآن کریم، سنت رسول اللّه‏ و سیره ائمه معصومین: است؛ همان‏گونه که مهم‏ترین مسئله سیاسى و اعتقادى حضرت على نیز، در دوران حکومتش، عمل به کتاب خدا و سنت رسول اللّه‏ بود و در این باره فرمود: «اِنی حاملکم الى منهج نبیکم».([۱۵])

عملکرد حکومتى امام على که برگرفته از قرآن و سنت رسول اللّه‏ بود، بیانگر مبانى اندیشه سیاسى شیعه و تاریخ بى‏نظیر اسلام است؛ در اندیشه سیاسى تشیع، اهتمام خاصى به خدامحورى در تمام امور و شایسته‏سالارى، در راستاى مردم‏سالارى دینى بوده است.

در این نوع اندیشه، همواره بر دورى از ظلم و ستم و توجه خاص به حق و حقیقت و گسترش عدالت اجتماعى تأکید شده است. در مکتب حیات‏بخش تشیع، حفظ ارزش‏ها و پاسدارى از سنت‏هاى پسندیده، مشارکت طبقات مختلف در دولت و حکومت، توجه به معیشت مردم و تأمین نیازهاى آنان، عدالت‏محورى، تکامل معنوى و مادى، ارتباط صحیح حاکم و کارگزار با مردم، و در یک جمله، تنظیم تمام امور طبق تعالیم اسلامى، از مؤلفه‏هاى اساسى و منشور سیاسى تشیع است.

یکى از ویژگى‏هاى خاص مکتب تشیع ـ که سایر فرقه‏هاى اهل سنت به آن عمل نمى‏کنند و اگر هم به آن اعتقاد دارند، به صورت مصلحتى آن را کتمان مى‏کنند ـ عدالت‏خواهى حاکم و کارگزار حکومتى است. مهم‏ترین و اساسى‏ترین عنصر حکومتى امام على عدالت او بود؛ به همین دلیل گفته‏اند:

قتل فى محرابه لشده عدله؛

على به سبب شدت عدالتش به شهادت رسید.([۱۶])

خلاصه اگر بخواهیم منشأ اندیشه سیاسى تشیع را در یک تقسیم‏بندى کلى قرار دهیم، به صورتى که شامل تمام ابعاد و زوایاى جهان‏شمول و ناب آن شود، از سه محور اصلى نشأت مى‏گیرد:

  1. قرآن کریم؛ ۲٫ سنت رسول خدا؛ ۳٫ گفتار و سیره امام على و دیگر ائمه معصومین: که همان اهل بیت: هستند.

مبانى عقیدتى شیعیان

بیان اهداف و مبانى عقیدتى شیعیان در ابعاد مختلف آن، تدوین کتب متعددى را مى‏طلبد؛ اما باید دانست که سلسله اصول و مبادى اعتقادى شیعیان همان عقاید رسول مکرم و اسلام حقیقى است که پیشوایان تشیع بارها و به مناسبت‏هاى متعدد، مانند قیام‏ها و مبارزه‏هاى گوناگون بر ضد طاغوت‏هاى زمان خویش، آنها را مطرح کرده‏اند؛ براى مثال، حضرت امام حسین ، قیام و حماسه تاریخى خود را براى حفظ همین اصول و معارف الهى و زنده نگه داشتن این حقایق عینى از اسلام ناب محمدى و مکتب حیات‏بخش تشیع علوى سازماندهى کرد.

لازم است جهانیان و دیگر برادران مسلمان ما بدانند که پیام تشیع، به ویژه شیعیان عربستان؛ جایگزین شدن معروف به جاى منکر، صلاح و اصلاح به جاى افساد، تقوا به جاى گناه، حق به جاى باطل و در یک کلمه، حاکمیت اسلام راستین رسول الله به جاى انحراف‏ها و تعصب‏هاى ناصواب در تمام سرزمین‏هاى اسلامى است؛ از این رو است که شیعیان، به عدالت و گسترش تعلیم و تربیت امیر مؤمنان، على علاقه‏مند هستند.

مستندات روایى در اصول و مبانى اعتقادى شیعه

مستندات روایى و سنت رسول خد:

  1. ۱. تربیت على در خانه و آغوش پیامبر اسلام و سابقه او در اسلام؛([۱۷])
  2. حدیث یوم الدار (سبقت در آشکار کردن اسلام)؛([۱۸])
  3. عقد اخوت، پیش و پس از هجرت؛([۱۹])
  4. لیله المبیت؛([۲۰])
  5. حدیث سد الابواب؛([۲۱])
  6. حدیث لافتى؛([۲۲])

. حدیث قدسى «ضربه على یوم الخندق»؛([۲۳])

  1. حدیث طیر؛([۲۴])

. حدیث لقب ابوتراب؛([۲۵])

  1. حدیث منزلت در غزوه تبوک؛([۲۶])
  2. حدیث نجوى (غزوه طائف)؛([۲۷])
  3. حدیث خاصف النعل؛([۲۸])
  4. حدیث نفس (در اعلام سوره برائت)؛([۲۹])
  5. حدیث غدیر؛([۳۰])
  6. حدیث ولایت.([۳۱])

هر کدام از موارد فوق به تنهایى مى‏تواند دلیلى محکم بر مشروعیت مبانى عقیدتى شیعه باشد که در کتب مربوطه توضیح آنها آمده است.

بنابراین، با توجه به این غناى اسلامى، اتقان و ربط وثیق تشیع به حضرت رسول مکرم اسلام و اهل بیت مطهرش، باید روح جدیدى در این عصر بیدارى در کالبد شیعیان دمیده شود. شیعیان باید به صورت صریح، علنى و دامنه‏دار؛ حقوق خویش را مطالبه کنند. آنها هرگز نباید از مبانى و اصول درست و به حق خویش عقب‏نشینى کنند. اقتدار شیعه در طول دوران‏هاى مختلف تاریخى، به او بقا بخشیده است. شیعیان در برابر بزرگ‏ترین مشکل در عربستان، یعنى جنگ مذهبى باید استقامت کنند و با اصرار و چانه‏زنى بر اثبات حقانیت و استحقاقِ استیفاى حقوق پا فشارى نمایند. غیر از پانزده حدیث مشهورى که ذکر شد، احادیث مشهور و فراوان دیگرى نیز، حقانیت اعتقادات شیعه را تأیید و اثبات مى‏کند.

رسول مى‏فرماید:

أتانى ملک فقال: یا محمّد سل من ارسلنا من قبلک على ما بعثوا؟ (قال) قلت: على ما بعثوا؟ قال: على ولایتک و ولایه علىّ‏بن‏ابى‏طالب؛([۳۲])

فرشته‏اى نزد من آمد و گفت: «اى محمد! سؤال کن از پیامبران پیش از خودت که بر چه چیزى مبعوث شده‏اند». گفتم: «بر چه چیزى مبعوث شده‏اند؟» جواب داد: «بر ولایت تو و ولایت على‏بن‏ابى‏طالب».

همچنین مى‏فرماید:

اذا کان یوم القیامه أقف أنا و علىّ على الصّراط و بید کلّ واحد منّا سیف فلا یمرّ أحد من خلق اللّه‏ الّا سألناه عن ولایه علىّ فمن کان معه شى‏ء منها نجى و فازو الّا ضربنا عنقه و القیناه فى النّار؛([۳۳])

هنگامى که روز قیامت مى‏شود، من و على بر پل صراط مى‏ایستیم و در دست هر یک از ما شمشیرى است. هیچ کس از خلق خدا از آنجا عبور نمى‏کند؛ مگر آنکه از او درباره ولایت على پرسش مى‏کنیم. پس اگر با او چیزى از ولایت بود، نجات مى‏یابد و رستگار مى‏شود وگرنه گردنش را با شمشیر مى‏زنیم و او را در آتش جهنم مى‏اندازیم.

شیعیان بر اساس همین روایات و احادیث مستند و متواتر است که عاشق امیرمؤمنان و حکمت متعالى تشیع هستند و این برترى و فضایل منحصربه‏فرد على است که پیامبر بیان مى‏دارند.

پیامبر گرامى اسلام فرموده‏اند:

الشّاک فى فضل علىّ‏بن‏ابى‏طالب یحشر یوم القیامه من قبره و فى عنقه طوق من نار فیه ثلاث مأه شعبه على کلّ شعبه منها شیطان یکلح فى وجهه و یتفل فیه؛([۳۴])

کسى که درباره فضیلت و برترى على‏بن‏ابى‏طالب شک کند، روز قیامت در حالى محشور مى‏شود و از قبرش بیرون مى‏آید که بر گردنش طوقى و گردنبندى از آتش دارد که داراى سیصد زبانه و بر هر زبانه‏اى از آن شیطانى است که او را به هول و هراس مى‏اندازد و بر روى او آب دهان مى‏اندازد.

رسول خدا فرمودند:

اذا کان یوم القیامه و نصب الصّراط على جهنّم لم یجز علیه الّا من معه جواز ولایه علىّ‏بن‏ابى‏طالب و ذلک قوله تعالى: وَقِفُوهم انّهم مسئولون؛([۳۵])

هنگامى که روز قیامت مى‏رسد و پل صراط بر روى جهنم نصب مى‏شود هیچ کس از روى آن نگذرد، مگر آنکه همراه او برگ امان و ولایت على‏بن‏ابى‏طالب باشد و این است سخن خداى تعالى: «آنها را نگه دارید چون مورد بازخواست و پرسش هستند.

پیامبر اسلام که خود به دستور خداوند متعال، ولایت و خلافت بلافصل امیر مؤمنان را اعلام فرموده بود، پس از انجام مأموریت، خشنودى خداى متعال را در این باره، به بندگان اعلام مى‏دارد:

اللّه‏ اکبر على اکمال الدّین و اتمام النّعمه و رضى الرّب برسالتى و ولایه علىّ من بعدى؛([۳۶])

اللّه‏ اکبر از کامل شدن دین و اتمام نعمت و رضایت و خشنودى پروردگار به سبب پیامبرى من و ولایت على بعد از من.

اثبات حقانیت تشیع در منابع اهل سنت

حقانیت مکتب حیات‏بخش تشیع براى بزرگان اسلام، محرز، و تمام کتب معتبر حدیث و تاریخ، گویاى این حقیقت است. براى نمونه، احادیثى را که در کتب متعدد اهل سنت آمده و به حد تواتر رسیده‏اند، ذکر مى‏کنیم و به دنبال آن، بعضى از منابع این احادیث را، از کتب مکتب اهل بیت: نیز یادآور مى‏شویم. هر چند ـ در اصل اثبات حقانیت ـ نیازى به مراجعه به کتب مکتب خلفا نیست؛ اما به دلیل احتجاج و اتمام حجت بر برادران اهل سنت، کوشیده‏ایم تا بیشتر منابع احادیث از کتب اهل تسنن باشند.

با اندکى تأمل و دقت در احادیث پیامبر اکرم درمى‏یابیم که تنها راه نجات امت اسلامى از گمراهى، تمسّک و توسّل به على و فاطمه و ائمه اطهار: است.

رسول خدا مى‏فرماید:

ما عرجنى ربّى عزّوجلّ الى السّماء و کلمنى ربّى الّا قال: یا محمّد أقرء علیّا منى السّلام و عرفه انّه امام أولیایى و نور اهل طاعتى و هنیئا لک هذه الکرامه؛([۳۷])

هیچ‏گاه پروردگارم مرا به معراج نبرد و با من سخن نگفت؛ مگر که فرمود: «اى محمد! على را از سوى من سلام برسان و بگو که او پیشوا و رهبر دوستان من و نور و روشنى چشم اطاعت‏کنندگان من است و گوارا باد بر تو این کرامت و ارجمندى.

پیامبر اسلام اعتصام به آنان را تنها حبل ممدود و ریسمان اتصال بین خدا و بندگان دانسته‏اند:

فاطمه مُهجه قلبى و ابناها ثمره فؤادى و بعلها نور بصرى و الائمه من ولدها أمنا ربّى حبل ممدود بینه و بین خلقه من اعتصم بهم نجى و من تخلّف عنهم هوى؛([۳۸])

فاطمه؛ روشنى‏بخش قلب من و شوهرش نور چشم من و پسرانش میوه دل من و امامان ـ از فرزندان وى ـ امینان پروردگارم و [آنان] ریسمان بین خدا و مخلوق او هستند. نجات مى‏یابد، کسى که به آنان اعتصام جوید و نابود مى‏شود، کسى که از آنان سرپیچى کند. برخى از مورخان، احادیثى در فضایل برخى از خلفا آورده‏اند و گاهى هم ادعا مى‏کنند که ما هم فضایل و مناقبى براى پیشوایان مورد نظر داریم. در صحت آن احادیث، سخن بسیار است؛ اما آیا آنان مى‏توانند فضایلى بیاورند که حاکى و اثبات‏کننده ولایت کسى، غیر از على و شیعیانش باشد.

رسول اکرم فرمود: فضل علىّ على هذه الامّه کفضل شهر رمضان على سایر الشّهور و فضل علىّ على هذه الامّه کفضل لیله القدر على سایر اللیالى و فضل علىّ‏بن‏ابى‏طالب على هذه الامّه کفضل الجمعه على سائر الایام. فطوبى لمن آمن به و صدّق بولایته والویل لمن جحده و جحد حقّه حقّا على اللّه‏ ان لا ینیله شیئا من روحه یوم القیامه و لا تناله شفاعه محمّد؛([۳۹])

برترى على بر این امت، همانند برترى ماه مبارک رمضان بر ماه‏هاى دیگر است و برترى على بر این امت، همانند برترى شب قدر بر سایر شب‏ها و برترى على‏بن‏ابى‏طالب بر این امت، همچون برترى جمعه بر سایر روزها است. پس خوشا به حال کسى که به او ایمان داشته باشد و ولایت او را تصدیق کند [بپذیرد ]و واى بر کسى که (امامت) او را انکار کند و حق او را منکر شود. بر خداوند است که چیزى از روح و آرامش و آسایش خود را نصیب چنین شخصى نکند و او را به شفاعت پیامبر نائل نسازد.

چرا همانگونه که شیعیان معتقد و پایبند به کلام ائمه خویش هستند، دیگر فِرَق اسلامى اعتقاد و پایبندىِ جدى به کلام پیشوایان و بزرگان خود نشان نمى‏دهند.

احمدبن‏حنبل ـ که پیشواى مذهب حنبلى اهل سنت است ـ کتاب مُسند خود را از میان هفتصد هزار حدیث گلچین کرده است. او در حقانیت على اعترافاتى دارد که عظمت تشیع را اثبات مى‏کند و بازدارنده معاندان و مخالفان تشیع از ستیزه‏جویى و دشمنى با تشیع است. معمولاً در تمام کتب، به ویژه در صحاح سته اهل سنت از این‏گونه احادیث فراوان‏اند؛ اما براى نمونه احادیثى ذکر مى‏شود:

على خلافت را زینت داد

«عبدالله»، فرزند «احمدبن‏حنبل»، مى‏گوید که روزى در محضر پدرم بودم. گروهى از ساکنان محله «کرخ» بغداد بر او وارد شدند و درباره خلافت خلفاى چهارگانه، سخن زیادى گفتند. پدرم رو به آنان کرد و گفت: «درباره على و خلافت او سخن زیاد گفتید؛ آگاه باشید! خلافت، على را زینت نداد. این على بود که به خلافت زینت بخشید.»

«ابن ابى‏الحدید» پس از نقل این سخن مى‏گوید: «مقصود احمد این است که دیگر خلفا خود را با خلافت آراستند و خلافت، کاستى‏هاى آنها را جبران کرد.»([۴۰])

کثرت مناقب و فضایل على در اسلام

درباره فضایل صحابه پیامبر، به ویژه خلفا، روایات زیادى در کتب حدیثى وارد شده است؛ اما قسمت اعظم آنها مخدوش و ضعیف است. با توجه به این اصل که یادآور شدیم، پسر احمد مى‏گوید که روزى پدرم مى‏گفت: «ما لاحد من الصحابه من الفضائل بالاسانید الصحیحه مثل ما لِعلى؛([۴۱])

درباره فضیلت هیچ یک از صحابه، به اندازه على، روایت صحیح نقل نشده است».

هیچ کس را با خاندان على نمى‏توان سنجید

باز عبدالله‏بن‏احمد مى‏گوید، به پدرم گفتم: «درباره صحابه چه نظرى دارى؟» گفت: «در خلافت، ابوبکر و عمر و عثمان برترند. گفتم: «پس على چگونه است؟» در پاسخ گفت: «على از خاندانى است که هیچ کس را نمى‏توان با او مقایسه کرد.»([۴۲])

او به طور تلویحى رسانده که على بالاتر از آن است که با دیگر صحابه و یا خلفا مقایسه شود.

على تقسیم‏کننده بهشت و جهنم

یکى از شاگردان «احمدبن‏حنبل» به نام «احمدبن‏منصور» مى‏گوید که من نزد استادم بودم. مردى از او پرسید: «معناى حدیث که على تقسیم‏کننده بهشت و دوزخ است، چیست؟»

احمد در پاسخ گفت: «چه اشکالى دارد، مگر پیامبر به على نگفته است که تو را جز مؤمن، دوست، و جز منافق، دشمن نمى‏دارد».

سؤال‏کننده، گفتار احمد را تصدیق کرد؛ آن‏گاه احمد گفت: «جاى مؤمن کجاست؟» مرد در پاسخ گفت: «در بهشت است». بار دیگر احمد پرسید: «جاى منافق کجاست؟» آن مرد در پاسخ گفت: «در دوزخ است.» احمد از دو اعتراف این مرد، نتیجه گرفت که على تقسیم‏کننده دوزخ است؛ یعنى وجود على در عالم آفرینش و مهر ورزیدن بر او یا ابراز خشم بر وى، مردم را به دو دسته تقسیم کرده است. نتیجه اعتقاد دسته نخست، بهشت، و نتیجه اعتقاد گروه دوم، دوزخ است.([۴۳])

جعل فضایل درباره مخالفان على

عبدالله([۴۴]) مى‏گوید که پدرم به من گفت:

مخالفان على، در زندگى او کنجکاوى زیادى کرده‏اند تا در او نقطه ضعفى بیابند، اما موفق نشده‏اند؛ به همین دلیل تصمیم گرفته‏ ‏اند تا درباره کسانى که با على نبرد کرده‏اند، فضایلى را نقل کنند. آنها فضایلى را جعل کردند و به مبارزه‏کنندگان با آن حضرت نسبت دادند.

این روایات، نمونه‏اى از صدها مورد از فضایل شیعیان و پیشوایان تشیع در کتب معتبر اهل سنت بود.

بیان فضایل و مناقب على و اهل بیت پیامبر: و ذکر فضایل شیعیان در کتب معتبر اهل تسنن تا حدود زیادى به اثبات حقانیت مکتب تشیع، نزد معاندان و افراطیان علیه تشیع، به ویژه «وهابیت»، کمک مى‏کند.

دشمنى با تشیع

امام على ـ با وجود تمام معضلات ـ توانست، افزون بر پیاده کردن عدالت در جامعه، احقاق حقوق مظلومان و اصلاح جامعه؛ شاگردانى همچون: مالک اشتر، کمیل، میثم، رشید هجرى و… را تربیت کند و جامعه را در مسیر صلاح و هدایت نبوى پیش ببرد.

متأسفانه ریاست‏طلبان و پیروان هواى نفس، براى به دست آوردن مطامع مادى و ریاست دنیوى خود، مسیر حکومت را تغییر دادند و در این راستا، مصائب بسیارى بر مسلمانان وارد کردند، به ویژه اینکه دشمنى فراگیر و گسترده‏اى را علیه شیعیان آغاز کردند. موارد متعدّد این دشمنى‏ها در تاریخ ذکر شده است؛ براى مثال، پس از امام على حجربن‏عدى ـ صحابى پاکدامن ـ را گردن زدند… .

فجایع امویان به حدى بود که بسیارى از علماى اهل سنت و جماعت، ناچار شدند که خلفا را به خلفاى راشدین و غیرراشدین تقسیم کنند.

حکومت بنى‏امیه با شیعیان رفتارى وحشیانه داشت؛ براى مثال، جسد زید را از قبر بیرون آوردند؛ سپس آن را به دار آویختند و سال‏ها بعد، آن را آتش زده، خاکسترش را به باد دادند.([۴۵])

فجایع بنى‏عباس و کارگزاران آنها به حدى بود که خودشان هم اعتراف مى‏کردند؛ مثلاً روزى شخصى در ماه مبارک رمضان بر حمیدبن‏قحطبه وارد شد. حمید، مشغول غذا خوردن بود. او پس از صرف طعام گفت: «من هیچ‏گونه عذرى براى روزه نگرفتن ندارم.» آن شخص گفت: «پس چرا روزه نمى‏گیرى؟» جواب داد: «کسى که این همه از علویان را کشته است، آیا مى‏تواند امیدى به رستگارى داشته باشد؟»([۴۶])

هزاران مورد متعدد دیگر از مظلومیت‏هاى شیعیان در تاریخ ثبت شده است

[۱].  1. ابوحامد محمد غزالى، الاقتصاد فى الاعتماد، ص ۲۳۶٫

  1. سیف الدین آمدى، غایه المرام، ص ۳۶۳٫

[۲].  1. شیخ مفید، المقنعه، ص ۳۲؛

  1. اوائل المقالات، ص ؛
  2. دلائل الصدق، ص ۸؛
  3. فیاض لاهیجى، گوهر مراد، ص ۴۶٫

[۳].  1. قواعد المرام، ص ۱۴؛

  1. تمهید الاصول، ص ۲۴۸، باب حادى عشر، ص ۳٫

[۴]. براى آگاهى بیشتر ر. ک: معالم المدرسین از علامه سید مرتضى عسکرى و اجتهاد فى مقابل نص از مرحوم شرف الدین که یکصد مورد از اجتهاد در مقابل نص خلفا را در مقابل نصوص پیامبر اکرم با مستندات وادله کافى ارائه کرده است.

[۵].    1. ثقفى، الغارات، ج ۱، ص ۱٫

  1. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۲۳٫
  2. تفسیر قمى، ج ۲، ص ۴۴٫

[۶].  1. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ۶۸ ص ۳۰٫

  1. علامه طباطبائى، تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۸۰٫
  2. اصول کافى، ج ۱، ص ۲۲، ح ۵٫

[۷]. مسند احمد، ج ۱، ح ۱۲۲٫

[۸].  1. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۴٫

  1. تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۱٫
  2. بلاذرى، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۴۳٫

[۹]. کلینى رازى، اصول کافى، و کتاب الحجه.

[۱۰]. مائده / ۵۵٫

[۱۱]. نساء / ۵٫

[۱۲]. توبه / ۱۱٫

[۱۳]. شورى / ۲۳٫

[۱۴]. توبه / ۱۱٫

[۱۵]. ابن‏ابى‏الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ، ص ۳۶٫

[۱۶]. جرج جرداق، امام على صداى عدالت انسانى، ترجمه خسرو شاهى، ج ۳، ص ۳۸٫

[۱۷].  1. شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۵۶٫

  1. ابن‏ابى‏الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۴، ص ۱۱٫
  2. خصائص نسائى، ص ۵۶٫
  3. مسند احمد، ج ۴، ص ۳۶۸٫
  4. بحار، ج ۳۵، ص ۸٫

[۱۸].  1. شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۴۲۰٫

  1. خصائص نسایى، ص ۲٫
  2. مسند احمد، ج ۱، ص ۱۵٫

[۱۹].  1. ینابیع الموده، ص ۵۶٫

  1. خصائص نسایى، صص ۲ و ۳٫
  2. حلیه الاولیاء، ج ۴، ص ۳۵۵٫
  3. مسند احمد، ج ۱، ص ۱۱۱٫

[۲۰].  1. شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۸٫

  1. مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۳۲٫
  2. مسند احمد، ج ۱، ص ۳۳۱
  3. ینابیع الموده، ص ۲٫
  4. تفسیر کبیر فخر رازى، ج ۵، ص ۲۰۴٫

[۲۱].  1. خصائص نسایى، ص .

  1. مسند احمد، ج ۴، ص ۳۶٫
  2. مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۴٫

[۲۲].  1. ینابیع الموده، ص ۶۴٫

  1. ترجمه امام على فى تاریخ مدینه دمشق، ج ۱، ص ۱۵۸٫
  2. ابن‏مغازلى، مناقب، ص ۱٫
  3. الاغانى، ج ۱۵، ص ۱۲٫

[۲۳].  1. مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۳۲٫

  1. بحار، ج ۲۰، ص ۲۱۶٫
  2. ینابیع الموده، صص ۵ و ۱۳٫

[۲۴].  1. حلیه الاولیاء، ج ۶، ص ۳۲٫

  1. منتخب کنز العمال، ج ۵، ص ۵۳٫
  2. خصائص نسایى، ص ۶۰٫
  3. صحیح ترمذى، ج ۵، ص ۳۰۰٫

[۲۵].  1. صحیح بخارى، ج ۵، ص ۸۸٫

  1. صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۱۰٫

[۲۶].  1. صحیح بخارى، ج ۵، ص ۰٫

  1. صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۸۰٫
  2. مسند احمد، ج ۱، ص ۱۰٫
  3. خصائص نسایى، ص ۶۱٫

[۲۷].  1. خصائص نسایى، ص ۱۴۱٫

  1. صحیح ترمذى، ج ۴، ص ۸۰٫
  2. مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۴۸۱٫
  3. تفسیر فخر رازى، ج ۲، ص ۲۱٫

[۲۸].  1. مسند احمد، ج ۳، ص ۳۳٫

  1. مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۲۲٫
  2. حلیه الاولیاء، ج ۱، ص ۶۱٫
  3. خصائص نسایى، ص ۱۴۴٫

[۲۹].  1. مسند احمد، ج ۱، ص ۱۵۱٫

  1. مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۵۱٫
  2. شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۳۳٫
  3. خصائص نسایى، ص .

[۳۰].  1. خصائص نسایى، ص ۱۰۰٫

  1. شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۱۵۶٫
  2. مسند احمد، ج ۴، ص ۳۰٫
  3. مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۰٫

[۳۱]. خصائص نسایى، صص ۱۰۱ ـ ۱۰۶؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۳۵۰؛ مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۱۲؛ صحیح ترمذى، ج ۵، ص ۲۶؛ حلیه الاولیاء، ج ۶، ص ۲۴ و معجم الاوسط طبرانى، ص ۲۵٫

[۳۲].  1. شیخ الاسلام جوینى، فرائد السمطین، ج ۱، ص ۸۱، بیروت.

  1. علامه حافظ حسکانى، شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۱۵٫
  2. حاکم نیشابورى، معرفه علوم الحدیث، ص ۱۱٫
  3. علامه خوارزمى، مناقب، ص ۲۲۱٫
  4. سید شهاب الدین احمد شافعى، توضیح الدلائل، ص ۴۴٫
  5. علامه گنجى شافعى، کفایه الطالب، ص ۲۲۱٫

      . علامه بحرانى، غایه المرام، ص ۲۴، بیروت.

  1. علامه اربلى، کشف الغمه، ج ۱، ص ۴۲۸٫

      . ابوجعفر طبرى، بشاره المصطفى، ص ۲۴٫

  1. آیت‏اللّه‏العظمى‏سیدمحمدهادى‏میلانى، قادتنا کیف نعرفهم، ج ۱، ص ۲۳۳، بیروت و ج ۳، ص ۲٫
  2. علامه حلى، کشف الیقین، ص ۶٫

منابع پیشین از شماره ۶ ـ ۱ از کتب اهل سنت و سایر منابع از کتب اهل تشیع است.

[۳۳]*.  1. علامه حافظ حسکانى، شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۱۰، بیروت.

  1. آیت‏اللّه‏العظمى‏مرعشى‏نجفى، ملحقات‏احقاق‏الحق، ج ۱۴، ص ۱۸٫
  2. ابى‏جعفر طبرى، بشاره المصطفى، ص ۱۸۵٫
  3. علامه مجلسى، بحار الانوار، ج ، ص ۳۳۲، بیروت.
  4. شیخ هاشم‏بن‏محمد، مصباح الانوار.
  5. آیت الله سید صادق حسینى شیرازى، علىّ فى القرآن، ج ۲، ص ۱۶، بیروت.

منبع شماره ۱ از کتب اهل سنت و سایر منابع از کتب اهل تشیع است.

[۳۴].  1. علامه خوارزمى، مناقب، ص ۲۳۶٫

  1. ابوعبدالله شافعى، مناقب على‏ابى‏طالب ، ص ۱۸٫
  2. شیخ مفید، امالى، ص ۱۵٫
  3. حجت الاسلام احسانبخش، آثار الصادقین، ج ۱۴، ص ۲۳۰٫
  4. علامه مجلسى، بحار الانوار، ج ، ص ۱۲ و ج ۳۸، ص ۱۰، بیروت.

منابع شماره ۱ و ۲ از کتب اهل سنت و سایر منابع از کتب اهل تشیع است.

[۳۵].  1. شیخ سلیمان حنفى، ینابیع الموده، ص ۱۱۳، اسلامبول و ج ۱، ص ۱۱۳، بیروت.

  1. علامه عینى، مناقب سیدنا على ، ص ۵٫
  2. علامه ابن‏حجر مکى، صواعق المحرقه، ص ۱۴، مصر.
  3. علامه حافظ حسکانى، شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۱۰۶، بیروت.
  4. علامه ابن‏مغازلى شافعى، مناقب، ص ۲۴۲، بیروت.
  5. علامه اربلى، کشف الغمه، ج ۱، ص ۵۲٫

      . وصول، ص ۸۰٫

  1. علامه مجلسى، بحار الانوار، ج ۳، ص ۲۰۲، بیروت.

      . ابى‏جعفر طبرى، بشاره المصطفى، ص ۱۴۴٫

  1. علامه امینى، الغدیر، ج ۲، ص ۳۲۲، بیروت.
  2. علامه بحرانى، غایه المرام، ص ۲۵، بیروت.
  3. شیخ طوسى، امالى، ج ۱، ص ۲۶٫
  4. علامه مظفر، دلائل الصدق، ج ۲، ص ۵۸۸٫
  5. حجت الاسلام احسانبخش، آثار الصادقین، ج ۱، ص ۱۸۵٫
  6. آیت الله سید صادق حسینى شیرازى، علىّ فى القرآن، ج ۱، ص ۱۱۵، بیروت.
  7. ابن‏شهر آشوب، مناقب.
  8. علامه حلى، کشف الیقین، ص ۲۵۴٫

منابع پیشین از شماره ۵ ـ ۱ از کتب اهل سنت و سایر منابع از کتب اهل تشیع است.

[۳۶].  1. علامه حاکم حسکانى، شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۱۵ و ۱۶۶، بیروت.

  1. علامه خوارزمى، مناقب، ص ۸۰٫
  2. شیخ الاسلام جوینى، فرائد السمطین، ج ۱، ص ۳، بیروت.
  3. شیخ سلیمان حنفى، ینابیع الموده، ج ۱، ص ۱۱۵، بیروت.
  4. علامه خوارزمى، مقتل الحسین، ج ۱، ص ۴٫
  5. سید شهاب الدین احمد شافعى، توضیح الدلائل، ص ۳۰۸٫

      . تفسیر ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۱۳٫

  1. علامه بحرانى، غایه المرام، ج ۱، ص ۳۶۱٫

      . سید شرف الدین على حسینى، تأویل الآیات الظاهره، ج ۱، ص ۱۴۵٫

  1. ابن‏شهر آشوب، مناقب، ج ۳، ص ۲۳٫
  2. علامه مجلسى، بحار الانوار، ج ۳، ص ۱۵۶، بیروت.
  3. آیت اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى، ملحقات احقاق الحق، ج ۶، ص ۳۵۵٫
  4. آیت اللّه‏ العظمى سید محمدهادى میلانى، قادتنا کیف نعرفهم، ج ۱، ص ۲۰۱ و ج ۳، ص ۶ و و ۸۰، بیروت.
  5. علامه اربلى، کشف الغمه، ج ۱، ص ۴۴۳٫
  6. حجت الاسلام سید کاظم ارفع، آیات الولایه، ص ۵٫
  7. علامه محسن فیض کاشانى، علم الیقین، ج ۲، ص ۶۵۱٫
  8. آیت الله سید صادق حسینى شیرازى، علىّ فى القرآن، ج ۱، ص ۱۵۵، بیروت.
  9. فضل اللّه‏ کمپانى، على کیست، ص ۶۶٫

منابع پیشین از شماره ۱ – ۶ از کتب اهل سنت و سایر منابع از کتب اهل تشیع است.

[۳۷].  1. شیخ سلیمان حنفى، ینابیع الموده، ص ۱۳۳، اسلامبول.

  1. آیت اللّه‏ سید هاشم حسینى، بوستان معرفت، ص ۴۴۵٫
  2. آیت اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى، ملحقات احقاق الحق، ج ۴، ص ۱۰٫

منبع شماره ۱ از کتب اهل سنت و سایر منابع از کتب اهل تشیع است.

[۳۸].  1. شیخ سلیمان قندوزى حنفى، ینابیع الموده، صص ۸۲ و ۱۱۸، اسلامبول و ج ۱، ص ۸۰، بیروت.

  1. شیخ الاسلام جوینى، فرائد السمطین، ج ۲، ص ۶۶، بیروت.
  2. علامه ابن‏حجر مکى، صواعق المحرقه، ص ۳، مصر.
  3. حافظ ابى‏الفوارس، اربعین، ص ۱۴٫
  4. علامه زمخشرى، مناقب، ص ۲۱۲٫
  5. علامه خوارزمى، مقتل الحسین، ج ۱، صص ۵ و .

      . علامه ابن‏حسنویه، درّ بحرالمناقب، ص ۱۱۶٫

  1. شیخ ابى‏محمد الحسن‏بن‏محمد الدیلمى، ارشاد القلوب، ج ۲، ص ۴۲۳، بیروت.

      . آیت الله سید صادق حسینى شیرازى، علىّ فى القرآن، ج ۱، ص ۶، بیروت.

  1. طالع الانوار، صص ۱ و ۱۰۴٫
  2. محدث قمى، سفینه البحار، ج ۱، ص ۱۳٫
  3. شیخ عباس قمى، هدیه الاحباب، ص ۱۴۶٫
  4. آیت الله سید صادق حسینى شیرازى، اهل البیت فى القرآن، ص ۴۴، بیروت.
  5. علامه بحرانى، غایه المرام، ج ۱، ص ۱۸۶٫
  6. شیخ حرّ عاملى، اثبات الهداه، ج ۲، ص ۴۱۶٫
  7. آیت اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى، ملحقات احقاق الحق، ج ۴، ص ۲۸۸ و ج ، صص ۱ و ۲۰٫
  8. علامه حلى، نهج الحق، ص ۲۲٫

منابع پیشین از شماره ۱ ـ  از کتب اهل سنت و سایر منابع از کتب اهل تشیع است.

[۳۹].  1. علامه ابن‏حسنویه، درّ بحرالمناقب، ص ۱۰، خطى.

  1. حافظ ابى‏الفوارس، الاربعین، ص ۱۴، خطى.
  2. آیت اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى، ملحقات احقاق الحق، ج ۵، ص ۰٫
  3. الروضه، ص ۱۴۴٫
  4. آیت اللّه‏ العظمى سید محمدهادى میلانى، قادتنا کیف نعرفهم، ج ۵، ص ۴۳٫

منابع شماره ۱ و ۲ از کتب اهل سنت و سایر منابع از کتب اهل تشیع است.

[۴۰]. ابن‏ابى‏الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۵۲٫

[۴۱]. ابن‏الجوزى، مناقب احمد، ص ۱۶۳٫

[۴۲]. همان.

[۴۳]. ابوالحسین محمدبن‏یعلى، طبقات الحنابله، قاهره، ج ۱، ص ۳۲۰٫

[۴۴]. عبدالله فرزند احمدبن‏حنبل.

[۴۵]. هم‏گرایى مذهبى، ص ۶۸٫

[۴۶]. همان، ش ۱، ص ۶٫

منبع: برگرفته از کتاب شیعیان عربستان؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa

نوشته قبلی

شیعه و تشیع

نوشته‌ی بعدی

مناطق شیعه ‏نشین عربستان۱

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
مناطق شيعه ‏نشين عربستان1

مناطق شیعه ‏نشین عربستان۱

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا