۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

احادیثى در فضیلت امام على(ع)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمه محبّت و ارادت به اهل بیت(علیهم السّلام) اختصاص به شیعیان ندارد و در میان اهل سنّت ـ در کنار افراد قلیلى که خلافت امام على(علیه السّلام) را از اساس مشروع نمى دانستند ـ کسانى اصرار داشتند احادیث فضایل امام على(علیه السّلام) و سایر اهل بیت(علیهم السّلام) را منتشر سازند. چنین کسانى در کتب رجالى متقدم اهل سنّت با عبارت«فیه تشیع» توصیف شده اند و به دلیل نقل روایات فضایل اهل بیت(علیهم السّلام) مورد انتقاد قرا گرفته اند. تعداد کتب و رسایلى که غیر شیعه در فضایل امامان معصوم(علیهم السّلام) نگاشته اند، بسیار است. مرحوم علامه سیّد عبدالعزیز طباطبائى در کتاب«اهل البیت فى المکتبه العربیه» بیش از هشتصد کتاب و رساله از این نوع را که فقط به زبان عربى نگارش یافته، معرّفى نموده اند و در مقدمه کتاب آورده اند:فهرست ما شامل کتابهاى عربى است و ذکرى از کتب فارسى و اردو و ترکى و سایر لغات به میان نیاوردیم و نیز از ذکر دیوانهاى اشعار وقصایدى که در مدح و منقبت معصومان(علیه السّلام) سروده شده خوددارى نمودیم چرا که ذکر آنها به چند جلد فهرست بالغ مى شود، و این همه در حالى است که در طول قرون گذشته به جهت حاکمیت حاکمان ظالم، همواره دوستداران اهل بیت(علیهم السّلام) در بلا و محنت بوده اند و در نشر فضایل و مناقب آن بزرگواران با محدودیت هاى فراوانى مواجه بوده اند و لکن آنچه براى خدا باشد نتیجه مى دهد:«یریدون لیطفئوا نورالله بأفواههم والله متمّ نوره». آرى احادیث اهل بیت(علیهم السّلام) و فضایل آن بزرگواران منتشر گشت؛ به قول احمدبن حنبل که درباره امیرالمؤمنین على(علیه السّلام) گفت:«کتم أصحابه فضله خوفاً و کتمه أعداؤه حسداً، حتى شاع من بین ذا وذاک ما طبّق الخافقین».1درمیان عارفان و صوفیان اهل سنّت، عشق به اهل بیت(علیهم السّلام) جلوه خاصى دارد. اندیشه ولایت در عقاید شیعه، مهمترین عامل جذب اهل دل به احادیث و شخصیت امامان شیعى است.اوج حضور عقاید شیعى در عقاید عارفان و صوفیان در محیى الدین بن عربى است. کتابى با عنوان«المناقب» منسوب به اوست که براى هر امامى وصفى شیرین آورده است.خواجه محمّد پارسا، صاحب شرح بر «فصوص الحکم» نیز در کتاب«فصل الخطاب» شرح حال دوازده امام(علیهم السّلام) را به تفصیل آورده است.یکى از عالمان اهل سنت که رویه اى چنین داشته است، تاج الدین حسین بن حسن خوارزمى صاحب کتاب«المقصدالاقصى فى ترجمه المستقصى» است. وى که از عرفاى بنام است و شرحى متین بر«فصوص الحکم» نگاشته و اکثر نوشته هایش صبغه عرفانى دارد، در وادى محبّت به خاندان نبوّت و رسالت نیز گوى سبقت از دیگر هم کیشان خویش ربوده است.آنچه در اینجا مى آید منتخبى است از بخش پایانى باب بیست وپنجم«المقصدالاقصى فى ترجمه المستقصى» در ذکر احادیث فضیلت امام على(علیه السّلام).اندرسفانى(مؤلف المستقصى ) در پایان شرح حال امام على(علیه السّلام) تحت عنوان«بعضى از قضایاى امیرالمؤمنین على ـ کرّم الله وجهه ـ» روایاتى را در فضیلت و مناقب آن حضرت ذکر نموده است؛ از جمله: حدیث منزلت، حدیث غدیر، حدیث طیر و احادیث دیگر. خوارزمى ضمن ترجمه آن احادیث، آنها را به نظم کشیده و سپس حدود پنجاه بیت از اشعارش در مدح و منقبت مولى الموحدین(علیه السّلام) را آورده است.۲پیش از ارائه این منتخب، به بیان احوال و آثار خوارزمى و نیز معرّفى اجمالى این اثر مى پردازیم.تاج الدین حسین بن حسن خوارزمى کبروى شاعر، عارف و ادیب معروف قرون هشتم و نهم هجرى است. او به دلیل علایقى که از طریق عرفان و تصوّف به ولایت و آراى شیعه اثنى عشرى داشته، یا به دلیل امامى بودن، به وسیله حنفیان هرات تکفیر شد و شاهرخ میرزا(۸۰۷ـ۸۵۰) او را محاکمه نموده، اما تبرئه شد و به دیار خویش ـ خوارزم ـ بازگشت، امّا ازبکها او را در حدود سال ۸۴۰هجرى به شهادت رسانیدند. پیکر او در خوارزم در نزدیکى مرقد پیرش ابوالوفا(متوفى ۸۳۵) به خاک سپرده شد.
تألیفات خوارزمى خوارزمى آثار متعدّدى در عرفان، ادبیات و شعر، تاریخ و ریاضیات از خود به جاى گذاشته است. آثار او غالباً به فارسى است. فهرست آثار او چنین است:۱ـ جواهرالاسرار و زواهرالانوار(شرح سه دفتر نخست مثنوى است که در دو جلد به چاپ رسیده است).۲ـ کنوزالحقایق فى رموز الدقائق(شرح منظوم مثنوى است).۳۳ـ نصیحت نامه شاهى.۴ـ دیوان اشعار(بخشى از آن به نام دیوان منصور حلاج چاپ شده است و نسخه خطى دیوان در کتابخانه مجلس شوراى اسلام و کتابخانه دانشگاه تهران موجود است).۴۵ـ تحفه الابرار فى افضل الاذکار.۶ـ شرح قصیده برده(گزارشى به لهجه ترکى خوارزمى است بر قصیده برده بوصیرى).۵۷ـ رساله اى در عرفان.۸ـ اساس القواعد(در علم حساب).۹ـ ینبوع الاسرار فى نصائح الابرار(با مقدمه دکتر مهدى درخشان به چاپ رسیده است).۱۰ـ المقصد الأقصى فى ترجمه المستقصى.۱۱ـ شرح فصوص الحکم(با تصحیح و مقدمه نجیب مایل هروى به چاپ رسیده است).المقصد الأقصى فى ترجمه المستقصىموضوع کتاب، تاریخ پیامبر اکرم(ص)، خلفا و امامان معصوم(علیهم السّلام) است. این کتاب ترجمه«المستقصى» است که آن نیز شرح بر«المجتلى» است.«المجتلى» و «المستقصى» هر دو از تألیفات عبدالسلام بن محمدبن[ابى] الحسن على الحجّى الفردوسى الاندر سفانى[اندرستانى] است که از دانشمندان و محدثان قرن ششم هجرى بوده است که ظاهراً در جرجان(گرگان) سکنى داشته است.خوارزمى در مقدمه«المقصد الاقصى» مى نویسد:کتاب مستقصى که در شرح«مجتلى» است از تألیف شیخ امام و حبر همام ثقه الحفاظ رضى الحرمین ابوالکرم عبدالسلام بى محمدبن الحسن على الحجى الفردوسى الاندرسفانى ـ اسکنه الله فى فرادیس الجنان و تغمدّه بالرحمه والغفران ـ در تحقیق و توضیح صفات و غزوات مصطفى و در تبیین و تشریح… خلفاء راشدین و ائمه هدى، آیتى است عظیم و عنایتى است قصوى… صاحب مستقصى در سبب تألیف کتاب آورده است که سید قراء اهل اسلام ابوالقاسم محمود بن احمد از من التماس شرح«مجتلى» کرد و التماس او مبذول داشتم.شیخ عبدالسلام در ابتداى«المستقصى» آورده است:جمع کردم در این کتاب به تأیید ملک وهاب، مسموعات خود را از اصول احادیث و قوانین آن و تفتیش نمودم مکتوبات و مجازات خویش را از نسخ اخبار و دواوین آن و ابتدا به ذکر مولد نبى ساختم و روایت صحیحین و موطأ را مقدم داشته، به سایر مسانید نیز پرداختم؛ بعد از آن ذکر فتوح خلفاء اربعه به تقدیم رسانیدم و اکمال مدّت خلافت به ذکر امیرالمؤمنین حسن ـ رضى الله عنهم اجمعین ـ کردم؛ چه مدّت خلافت او شش ماه تمام مى گردد…. دیگر وصیت آنکه هر که به کتاب«مستقصى» اشتغال کند باید که کتاب«مجتلى» را مقدم دارد؛ از آنکه هرچه در این مشروح مذکور است در آن مختصر، برسبیل رمز و اشارت مرموز است، امّا همه آن مختصر در این مشروح مسطور نیست.اندرسفانى«المستقصى» را در بیست و پنج باب تنظیم نموده است که بیست و یک باب آن مخصوص سرگذشت پیامبر اکرم(ص) است و چهار باب دیگر آن به تاریخ خلفا تا امام حسن(علیه السّلام) اختصاص دارد.خوارزمى چنانکه در مقدمه ترجمه اش آورده است، شش مقصد و یک تتمه به باب بیست و پنجم کتاب افزوده و طى آن شرح حال بقیه امامان معصوم(علیهم السّلام) را نیز آورده است.«المقصد الاقصى» در منابع کتاب شناسى«مقصد الاقصى» در منابع مختلف کتاب شناسى معرّفى شده است، از جمله«کشف الظنون»، «الذریعه»، «فهرست منزوى»، «استورى» و… اما در بعضى از منابع اشتباه هایى رخ داده است.حاجى خلیفه این کتاب را با «مقصد الاقصى» نگاشته عزیزبن محمد نسفى، که رساله اى عرفانى است، درهم آمیخته است و در«کشف الظنون» آورده است:المقصد الاقصى فى التصوّف لعزیز بن محمد النسفى المتوفى سنه«533» و ترجمته للمولى کمالى الدین حسین الخوارزمى… و قد شهد لتألیف الخوارزمى صاحب حبیب السیر بالفضل فى البلاغه… و ذکر ان له ترجمه مسماه بالمقصد الاقصى.۶در فهرستواره کتابهاى فارسى ضمن معرفى«المستقصى فى شرح المجتلى» آمده است:این کتاب دو ترجمه دارد: یکى به نام«المقصد الاقصى» از کمال الدین حسین خوارزمى؛ دومین آن بى نام ویژه از ناشناسى است که از خود مطالبى در مناقب امامان تا حضرت رضا[علیه السلام] بر آن افزوده است… نسخه هاى این دو ترجمه درهم آمیخته و نیاز به بررسى دارد.۷این درحالى است که با مطالعه متن کتاب و مشاهده قراین موجود در آن، به نظر مى رسد که ترجمه خوارزمى از کتاب«المستقصى» که به«مقصد الاقصى» نامبردار است، همان است که در پایانش مترجم شرح حال ائمه هدى(علیهم السّلام) را افزوده است.مترجم در ابتداى کتاب مى گوید:«این کتاب شریف و نسخه لطیف راسمقصد الاقصى فى ترجمه المستقصیز نام نهادم» و به نام خود چنین تصریح کرده: «بنده ضعیف محتاج رحمت خداوند غنى قوى، حسین بى الحسن خوارزمى الکبروى ـ رزقه الله التحلى بالصفات اللاهوتیه و التخلى من السمات الناسوتیه ـ».نام خوارزمى«حسین» بوده و در اشعارش به نام خود تصریح مى نماید، وى با دانشمندان خراسان ارتباط داشته و علاقه اش به اهل بیت(علیهم السّلام) خصوصاً امام رضا(علیه السّلام) نه تنها از کتاب«مقصد الاقصى»، بلکه از دیگر تألیفاتش نیز هویداست. از علامه حسن زاده آملى ـ که شرح «فصوص الحکم» خوارزمى را تصحیح نموده و در دست چاپ دارند ـ نقل مى کنم که فرمودند: قراینى در دست هست دالّ بر اینکه حسین خوارزمى شیعه است و به جهت نزدیکى افکارش با تشیع حداقل او را متشیع مى دانیم.نسخ خطى«المقصد الاقصى»از«مقصد الأقصى» نسخه هاى کمى باقى مانده است. طبق تفحص ما نسخه خطى از این کتاب در کتابخانه هاى معروف ایران موجود نیست و نسخ محدود شناسایى شده، متعلق به کتابخانه هاى خارج از کشور است؛ از جمله نسخ ذیل:۱ـ نسخه کتابخانه سلیم آغا که در سال ۸۹۴ ق کتابت شده است؛۲ـ نسخه آصفیه۸ با تاریخ کتابت ۱۱۵۲ قمرى؛۳ـ نسخه تفلیس که در قرن ۱۸ میلادى استنساخ شده است؛۴ـ نسخه متعلق به موزه بریتانیا که از قرن شانزده میلادى است و تملکى به تاریخ ۱۰۰۵ق در نسخه مشاهده مى شود، این نسخه در ۴۰۰ برگ ۲۳ سطرى به خط نستعلیق است.۹فیلم نسخه اخیر در بین میکرو فیلم هاى کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران به شماره ۱۲۸۰ موجود است و در فهرست میکرو فیلم ها معرّفى شده است.۱۰نوشتار حاضر با استفاده از عکسى که از فیلم مذکور تهیه شده، تنظیم و تصحیح شده است.
ذکر احادیث در فضیلت امام على(علیه السّلام) احادیث و آیات و نقل و روایات در باب فضایل ذات و مکارم صفات آن جان جهانِ صفا و جهان جان اصفیارباعیه:آن شادى جان آفرینشوان گوهر کان آفرینشآن محرم خلوتى که آنجامحوست نشان آفرینشاعنى اسدالله الغالب على بن ابى طالب ـ کرّم الله وجهه ـ از غایت کثرت در حدّ حصر نمى آید.بیان فضایل آن ذات شریف و ذکر شمایل آن عنصر لطیف که آفتاب دریاى کبریا و گوهر لافتى و ابن عمّ مصطفى و مخصوص به فضل«هل اتى» است در وهم و خیال ما نمى گنجد و دست عقل به میزان تصوّرش نمى سنجد.بیت:صفـات او بـه دل مـا فـرو نیـایـد از آنــکعروس، سخت شگرفست وحجله، نازیبایکى از آن احادیث که در همه صحاح مسطورست، حدیث راست است در روز خیبر ـ چنانک در قصه خیبر به تقدیم رسید ـ و یکى دیگر حدیث: انت منّى بمنزله هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبىّ بعدى است که روات این حدیث از ائمه ثقات و صحابه عالى درجات کثرتى تمام دارد. آرى بیت:امام و مقداى اولیا اوستبه حضرت سالکان را رهنما اوستکه هارون است از موسى عمرانعلی را از ‎ پیمبر همچنان دادن ‎و دیگر، حدیث: انا مدینه العلم و علیه بابها در باب فضیلت او به غایت شهرت رسیده است. بیت:وجود اوست شهر علم را درازو شد علم در عالم مشتهرضمیرش گرچه خورشید مُنیرستاگر چه دست امر او مطیرستضمیرش را مگو کین آفتاب استکف او را مبر ظن کین سحابستضمیرش آفتاب عالم جانکف رادش سحاب گوهر افشانو در «صحیح مسلم» و غیر او از کتب صحاح مذکور است که: قال على: عهد الىّ النبى ـ صلّ اللّه علیه و سّلم ـ انّه لایحبّک إلاّمؤمن و لایغبضک إلاّمنافق. لاجرم زهى سعادت مؤمنى که دلش سراپرده محبّت اوست و خوشا بنده اى که جانش آرزومند بندگى و خدمت اوست. آرى، نظم:از بندگى اوست بزرگى و محترمنز خواجگى و منصب افروزى و خدممحتاج خاک پاىِ گدایانِ درگهششاهانِ باشکوه و امیران محتشمبرخاک آستان جلالش برابر استقدر فقیر بى کس و سلطان با حشمهر دل که از محبّت او روشنى نیافتمانند چاه مظلم مملوست از ظلماما حدیث غدیرخم که: مَن کُنتُ مولاه فَعَلىّ مولاه اللهُمّ وال مَن والاه وَعاد من عاداه وَ انصُرمن نَصَره وَ اخذُل من خَذَلَه، مقدار پنجاه کس از صاحبه کبار در نقل آن اتفاق دارند. از زید بن ارقم منقول است به روایت ائمه کرام و اجله عظام که گفت: روزى امیرالمؤمنین على ـ کرّم الله وجهه ـ با اصحاب فرمود که به خداى سوگند مى دهم که در این مجلس کیست که از حضرت رسالت شنیده است که: من کنت مولاه فعلى مولاه، الحدیث؟جمعى از اصحاب برخواستند که در میان، دوازده کس بودند همه فضیلت حرب بدر دریافته و راوى ـ که زید بن ارقم است ـ مى گوید: من نیز این حدیث از رسول شنیده بودم و در آن حالت برنخواستم و کتم شهادت کردم، لاجرم نابینا شدم.امّا حدیث طیر را ـ که ذکر او در ابواب گذشته گذشت ـ ابن مردویه در کتاب «فضایل» از صدوبیست مرد معتبر روایت مى کند و این حدیث، حاکم حشمى تصحیح کرده است و امام ابوالعلا مى گوید: قول حاکم در حدیث مقبول است و قاضى القضاه عبدالجباربن احمد مى گوید که: اگر حدیث طیر صحیح باشد هیچ شبهه اى نمى ماند که على افضل جمیع صحابه است، بعد از آن قاضى در آخر عمر خویش پیش جمعى گفت که: حدیث طیر پیش من صحّت یافت؛ از من روایت کنید.عیسى بن عبدالله از پدر خویش نقل مى کند که گفت: مردى به ابن عباس فرمود که: سبحان الله! چه بسیار است مناقب على بن ابى طالب، من گمان مى برم که سه هزار منقبت داشته باشد؛ ابن عباس گفت: من شبهه ندارم که قریب به سى هزار هست. آرى، نظم:در مدحت او هزار طورستزانجا که بیان مارسیدهاز قصر صفاى ذات پاکشیک صفّه با صفا رسیدهاز مملکت ولایت اوستیک بقعه به اولیا رسیدهدر «فضایل»، ابن مردویه۱۱ به روایت على ـ کرّم اللّه وجهه ـ آورده است که: مردى پیش رسول(ص) آمد و گفت: سزاوارترین خلایق کیست تا اطاعت او کنم؟ رسول(ص) گفت: منم. پرسید که: بعد از تو کیست؟ گفت: این مرد و به امیرالمؤمنین اشارت کرد. باز سؤال کرد که بعد از او کیست؟ فرمود که: مادر و پدر تو.ذکر بعضى از مقامات علیّه و شرح بندى از کمالات سنیّه و توضیح آثار ولایت و تشریح انوار درایت و بیان فضایل معنویه حضرت مرتضویه را در شرح مثنویات مولویّه بر وجهى بدیع ایراد کرده ایم و در این مقام، صاحب«مستقصى» در منقبت حضرت امیرالمؤمنین قصیده عربى از قصاید اخطب الخطباء ابوالمؤید موفق احمد المکى آورده است و التزام ترجمه او خالى از تکلّف نیست و اتباع اسلوب عربى در فارسى بى شائبه تعسّف، نى، و منقبت حضرت امیرالمؤمنین و محمِدَت آن جناب خطیر به هر کسوتى طراوتى دیگر و به هر زبانى حلاوتى دیگر دارد و دعاگویى و ثناجویى آن حضرت بر فصحاى قرون ماضیه و بر بلغاى اقوام سالفه منحصر نیست.آن مفخر اخیار و ساقى ابرار را در گوشه هر میکده اى مستى است و در بُن هر خُم، مى پرستى. بیت:جام ده ساقى و بین از خم مگر گر بنگرىدر بُن هر خُم به هر میخانه یابى تو خمىچه کم ارمى به دور چشم مستش،که در هر گوشه اى میخانه اى هست. اگر رندى مست شد مستى دیگر هشیار شد و اگر مستى در خواب رفت مستى دیگر بیدار کرد.بیت:مطرب چرا بیکار شد ساقى چرا هشیار شدمستى اگر در خواب شد چشمى دیگر بیدار شدسنّت الهى ـ جل جلاله ـ چنان جارى شده که هرگز این دریا، بى گوهر و این باغ، بى ثمر نماند و اگر درّى ناچیز شود، درّى دیگر جاى او بیاراید و اگر ثمرى به آخر رسد، ثمرى دیگر بیاراید. بیت:درین باغ هر دم برى مى رسدیکى مى برد دیگرى مى رسدبخشنده بنده نواز و بخشاینده بى نیاز از خزانه رحمت و میخانه حکمت، جامه پوشانیده و جامى نوشانیده که هرگز دو جامه به هم باز نخواهد و از دو جام یکى به یکى نماند، هر جامه را طرازى دیگر است و هر جام را اهزازى دیگر. هر گلى را طراوتى دیگر است و هر شِکرى را حلاوتى دیگر، هر شاهدى را عشوه اى دیگر است و هر شرابى را نشوه اى دیگر. بیت:هر صدفى را گهرى داده اندهر شجرى را ثمرى داده اندنه قابل آن عربى مغز بود و نى ما پوست؛ نه ما همه هیچیم و هر چه هست همه اوست؛ نه ما مسیم و او کیمیا و نه ما خاکیم و او توتیا. اگر عربى را فصاحتهاست امّا فارسى را نیز ملاحتهاست، در دُرج ما نیز گوهرهاست و در برج ما نیز اخترهاست.ما را نیز از خوان محبّت شاه بخشى است و لایق میدان منقبت او رخشى، لاجرم قصیده اى از مناقب آن جناب خطیر هم از نتایج طبع این فقیر ایراد کرده شد و قصیده این است. بیت:اى دور مانده از حرم کبریاسوى وطن رجوع کن از خطّه خطادر خارزار انس چرا مى برى به سرچون در ریاض، انس بسى کرده اى چرا؟بگذر زدلق کهنه فانى که پیش ازینبر قامت تو دوخته اند از بقا قبااز کوچه حدوث، قَدم گر برون نهىگوید ز پیشگاه قِدم حق که: مرحبا!بزداى رنگ غیر به غیرت ز روى دلکایینه دل است نظرگاه پادشاآیینه را ز آه بود تیرگى ولیکاز آه صبح آیینه دل برد صفاکبر و ریا گذار و قدم در طریق نهتا راه باشدت به سر کوى کبریابیگانه شو زخویش و ………تا جان شود به حضرت جانانت آشناتا کى ضلال تفرقه، جویاى جمع شوکز نور جمع، ظلمت فرقت شود هبادر راه دوست هستى موسوم تو بلاستهان نفى کن بلاى وجود خودت بلاتا تو به حرف«لا» نکنى نفى هر دو کونتو از کجا و منزل«إلا الله» از کجا؟مقصود هفت چرخى و سلطان هشت خلداى پنج نو به کوفته در دار ملک«لا»از پنج حس و شش جهت آن دم که بگذرى«لا» در جهاز بالش وحدت کشد توراعشق است پیشواى تو در راه بیخودىبس واگریز از خودى و جوى پیشوادر جان چو سوز عشق نباشد کجا بودمشکات دل ز شعله مصباح دین ضیاآن شهسوار بر سر میدان عاشقىجولان کند که از همه عالم شود جدامهمیز شوق چون برنا بر براق عشقاز سدره نطع سازد و از عرش متّکااز کام خویش بگذر و راه رضا سپرزیرا که از رضا همه حاجت شود رواچون تو مرا و خویش به دلبر گذاشتىهر دم هزار گونه مرادت دهد عطاسیراب شد چنانک دیگر تشنگى ندیدهر کس راه یافت به سر چشمه رضاگر آرزوى شاهى ملک رضا کنىپیوسته باش بنده درگاه مرتضىسردار دین احمد و سردار اهل فضلسالار اهل ملّت و سلطان اصفیاآن ماحى ضلالت و حامى دین حقآن والى ولایت جان، شاه اولیاداماد مصطفاى معلاّ على که هستخاک درش ز روى شرف، کعبه علاروح الامین امانت او کرده اقتباسروح القدس گرفته ازو زینت و بهاآدم خلافت است و براهیم خُلّت استچون نوح متقى است هم از قول مصطفىموسا است در … و عیسا است در ورعجمشید در جلالت و احمد در اصطفابگذار احولى و ببین کیست جز علىمجموعه جمیع کمالات انبیاگر زانک نصّ«نفسک نفسى» شنیده اىذاتى که اصطفاست همان عین ارتضابشناس سرّ آیت دعوت به ابتهالآنجا که گفت:«انفسنا» حضرت خداتا همچو آفتاب شود بر تو منکشفکین مرتضاست نفس محمّد در اجتبااو را ولایتى است به تخصیص از الهکان را بیان همى کند ایزد به«انّما»اى آستین دولت تو منشأ مرادوى آستان حرمت تو قبله دعابر تارک جلال تو تاج«لعمرک» استبر قد کبریاى تو دیباج«لافتا»گرچه یگانه اى و تو را نیست ثانىثانىِ تست حضرت عزّت به«هل اتى»نى نى چه حاجت است به تخصیص، هرچه حقگفت از براى احمد مرسل گه ثنااى جمله ثنا به حقیقت ثناى تستجان تو جان اوست، بدن گرچه شد دوتااى اولیا زخرمن جود تو خوشه چینوى اصفیا زگنج عطاى تو با نواهم عقل را معلّم نطقت شده ادیبهم روح را مفرّح خلقت شده سبابا راى روشنت چه زند ماه آسماندر جنب آفتاب چه پرتو دهد سهایادى نکرد هیچ کس از خواجه خلیلچون فضل تو گشاد سر سفره سخابا این همه نعیم و چنین بخشش عظیمآخر روا بود من بیچاره ناشتاعمرى است تا حسین جگر خسته مانده استدر دست نفس اهل گرفتار صد بلادر کرب و در بلا، صفت ابتلاى منشاها همان حدیث حسین است و کربلاامروز دست گیر که از پا فتاده امآخر نه دست من تو گرفتى به ابتداروى نیاز بر در فضلت نهاده اماى خاک آستان تو بهتر زکیمیاچون در برآستان تواَم بر امید بازبارى بگو که: حلقه به گوش منى درآکوه ارادتم متزلزل نمى شودلوبسّت الجبال و لودکّت السماختم اللّه تعالى لنا بخیر و غفر لنا و وهب لنا شفاعه رسوله و اهل بیته صلّى اللّه علیه و على آله اجمعین:
پی نوشت ها :

۱٫ اهل البیت فى المکتبه العربیه، عبدالعزیز طباطبایى، چاپ اول، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ ق، ص۱۰۲٫ آقاى رسول جعفریان در مقدمه وسیله الخادم الى المخدوم بحث تاریخى جالبى را درباره زمینه هاى ظهور تسنن دوازده امامى ارائه کرده اند و با نقل شواهد تاریخى متعدّد، توجه عالمان سنى را در قرون متمادى به نشر مناقب و فضایل اهل بیت(علیهم السّلام) یادآورى کرده اند. نگاه کنید به: وسیلهالخادم الى المخدوم، در شرح صلوات چهارده معصوم، فضل الله بن روز بهان خنجى اصفهانى، به کوشش: رسول جعفریان، انتشارات انصاریان، ۱۳۷۵۳٫فهرست کتابخانه دانشگاه تهران، ج۲، صص ۱۴۶ـ۱۵۰۴٫ فهرست نسخه هاى خطى مجلس شوراى اسلامى، ج۳۶،ص۲۸۹، نسخه شماره ۱۳۱۹۸؛ فهرست کتابخانه دانشگاه تهران، ج۱۰، ص ۲۸۵۸؛ در فهرست نسخه هاى خطى فارسى به اهتمام منزوى(ج۳،ص۲۲۹۹) آمده است:«دیوان خوارزمى مسائل عرفانى و ستایش از امامان شیعى و غزلهایى با تخلص سمنصورز دارد. دیوانى از او در بمبئى چاپ شده که به حسین حلاج نسبت داده شده است»؛ نیز نگاه کنید به: الذریعه، ج۹، ص۲۵۱٫۵٫ ادبیات فارسى بر مبناى تألیف استورى، ص۷۷۴٫ از نسخه خطى«المستقصى» آگاهى یى در دست نیست.۶٫ کشف الظنون، ج۵۲، ص۱۸۰۵ و ۱۸۰۶۷٫ فهرستواره کتابهاى فارسى، احمد منزوى، ج۳، ص۱۵۹۳۸٫ فهرست آصفیه، ج۱، ص۴۸۲۹٫ ادبیات فارسى بر مبناى تألیف استورى(ص۷۷۵)، شش نسخه خطى از«مقصد الأقصى» را شناسانیده است. همچنین نگاه کنید به: فهرست نسخه هاى خطى فارسى، منزوى، ج ۶، ص۴۴۳۷۱۰٫ فهرست میکرو فیلمهاى کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران، ج۱، ص۲۰۳۱۱٫ علماى اهل سنّت در شرح و تببن«حدیث طیر» رساله هاى متعدّدى نگاشته اند، از آن جمله: محمّد بن جریر طبرى(متوفى۳۱۰)؛ ابوبکر بن مردویه احمدبن موسى اصبهانى(متوفى۴۱۰)؛ حافظ ابى نعیم احمد بن عبدالله اصبهانى(موفى۴۳۰)؛ ابو طاهر محمد بن احمدبن على بن حمدان خراسانى حافظ از اعلام قرن پنجم هجرى و شمس الدین ذهبى ابوعبدالله محمد بن احمدبن عثمان دمشقى شافعى(متوفى۷۴۸). منابع:اهل البیت فى المکتبه العربیه,عبدالعزیز طباطبایى,مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث,۱, mahal =قم, tarikh=1417 ق, safhe=10وسیلهالخادم الى المخدوم,فضل الله بن روز بهان خنجى اصفهانى، کوشش: رسول جعفریان,انصاریان, mahal =قم, tarikh=1375 شفهرست کتابخانه دانشگاه تهران, jeld=2,safhe=150-146فهرست نسخه هاى خطى مجلس شوراى اسلامى, jeld=36,safhe=289فهرست کتابخانه دانشگاه تهران, jeld=10,safhe=2858تراثنا, tarikh =بهار۱۴۰۶ق, jeld=4,safhe=70-68فهرستواره کتابهاى فارسى,احمد منزوى, jeld=3,safhe=1593فهرست آصفیه, jeld=1,safhe=482ادبیات فارسى بر مبناى تألیف استورى, safhe=775فهرست نسخه هاى خطى فارسى,منزوی, jeld=6,safhe=4437فهرست میکرو فیلمهاى کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران, jeld=1,safhe=203تراثنا, tarikh =بهار۱۴۰۶ق, jeld=4کشف الظنون, jeld=52,safhe=1805 ، ۱۸۰۶

 

نوشته قبلی

اخلاق مداری در سیاست علوی

نوشته‌ی بعدی

قلمرو موضوعی قرآن از دیدگاه قرآن (۲)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت
امام علی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه
امام علی (ع)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه

نوشته‌ی بعدی

قلمرو موضوعی قرآن از دیدگاه قرآن (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا