پرسش:چرا حضرت خدیجه با اینکه از ثروتمندان مدینه بود ، از میان تمامی خواستگاران خود ، پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله) را برگزید؟
پاسخ:در پاسخ به این سوال، باید شخصیت بلند مرتبه و بزرگ حضرت خدیجه (سلام الله علیها) را مورد بررسی قرار دهیم. بی تردید ازدواج یکی از ثروتمندان عرب، با جوانی که از مال دنیا بهره چندانی ندارد ، نمیتواند ریشه در دلایل و انگیزه های مادی داشته باشد. بنابر این در ریشه یابی این جریان باید جهات معنوی را دنبال کرد.آیت الله سبحانی در کتاب فرازهایی از تاریخ اسلام ، به چهار نمونه از این شواهد اشاره میکنند که به طور خلاصه بیان میکنیم:۱- چنانکه میدانید پیامبر (صلی الله علیه واله) پیش از ازدواج با خدیجه ، زمام تجارت وی را بر عهده داشت. غلام خدیجه به نام میسره ، در سفر تجاری همراه پیامبر بود. پس از بازگشت کاروان ، میسره آنچه را در سفر دیده بود برای خدیجه تعریف کرد، از جمله اینکه: محمد (صلی الله علیه واله) بر سر موضوعی با تاجری اختلاف پیدا کرد. آن مرد به او گفت: به لات و عزی سوگند بخور تا سخن ترا بپذیرم. محمد (صلی الله علیه واله) در پاسخ گفت: پست ترین و مبغوض ترین موجودات پیش من، همان لات و عزی است که تو آنها را می پرستی (طبقات کبری، ج ۱، ص ۱۳۰) و نیز این جریان را که در نزدیک “بصری” (شهر شام)، محمد (صلی الله علیه واله) زیر سایه درختی نشسته بود، در این حال چشم راهبی که در صومعه نشسته بود به محمد امین (صلی الله علیه واله) افتاد. وی از من نام او را سوال کرد و من پاسخ دادم، آنگاه وی گفت: این مرد که زیر سایه این درخت نشسته است، همان پیامبریست که در تورات و انجیل درباره او بشارتهای فراوانی خوانده ام. (بحار/ ۱۶/ ۱۸) خدیجه با شنیدن این کرامت ، شوق مفرطی که سرچشمه آن علاقه به معصومیت محمد «ص» بود، در خود احساس کرد و بی اختیار گفت: میسره ! کافی است، علاقه مرا به محمد دو چندان کردی…. سپس آنچه را از میسره شنیده بود برای ورقه بن نوفل نقل کرد و ورقه به او گفت: صاحب این کرامات، پیامبر عربی است. (سیره ابن هشام ، ج ۱، ص ۷۶)۲- روزی خدیجه در خانه خود نشسته بود و یکی از دانشمندان یهود نیز در آن محفل بود، اتفاقاً محمد (صلی الله علیه واله) از کنار منزل آنها گذشت و چشم آن دانشمند به او افتاد، آن دانشمند فوراً از خدیجه خواست که از محمد (صلی الله علیه واله) تقاضا کند چند دقیقه در این مجلس شرکت کند. پیامبر (صلی الله علیه واله) تقاضای دانای یهود مبنی بر نشان دادن علایم نبوت در بدن خود را پذیرفت…. پس از آنکه دانای یهود از وجود علایم نبوت در محمد (صلی الله علیه واله) خبر داد خدیجه پرسید: از کجا می گویی که او حائز چنین مقامی میشود؟ پاسخ داد: من علائم پیامبر آخر الزمان را در تورات خوانده ام و از نشانه های او این است که پدر و مادر او می میرند و جد و عموی وی از او حمایت میکنند و از قریش زنی را انتخاب میکند که سیده قریش است. آنگاه افزود: خوشا به حال کسی که افتخار همسری او را به دست آورد.۳- ورقه بن نوفل که عموی خدیجه و از دانایان عرب بود، مکرر میگفت: « مردی از میان قریش برای هدایت مردم از طرف خدا برانگیخته میشود و یکی از ثروتمندترین زنان قریش را میگیرد» و چون خدیجه ثروتمندترین زن قریش بود، گاه و بیگاه به خدیجه میگفت: «روزی فرا می رسد که تو با شریفترین مرد روی زمین وصلت کنی.»4- خدیجه شبی در خواب دید که خورشید بالای مکه چرخ خورد و کم کم پائین آمد و در خانه او فرود آمد. ورقه خواب وی را چنین تعبیر کرد که: « با مرد بزرگی ازدواج خواهی کرد که شهرت او عالم گیر خواهد شد.»از طرف دیگر باید توجه داشت که پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) نیز گر چه از ثروت محروم بود، اما اولا از خاندان معروف قریش بود و ثانیا به راستگویی، امانتداری و اخلاق پسندیده شهرت داشت. چنانکه ابوطالب در مجلس عقد، برادر زاده خود را چنین معرفی کرد: «برادر زاده من، محمد بن عبدالله (صلی الله علیه واله)، با هر مردی از قریش موازنه و مقایسه شود، بر او برتری دارد و گر چه از هر گونه ثروتی محروم است، اما ثروت سایه ای است رفتنی و اصل و نسب چیزی است ماندنی.» (مناقب، ج ۱، ص ۳۰٫ بحار، ج ۱۶، ص ۱۶)همه این امور نشان میدهد این ازدواج ریشه در جهات معنوی داشته است و به هیچ وجه انگیزه مادی در آن دخالت نداشته است.آیا حضرت خدیجه(سلام الله علیها) قبلا ازدواج کرده بود؟
پرسش:آیا حضرت خدیجه (سلام الله علیها) قبل از حضرت رسول(صلی الله علیه واله) با کس دیگری ازدواج کرده بود؟ و اگر ازدواج کرده بود نام او چه بوده و چند فرزند از او داشت؟
پاسخ:در مورد ازدواج حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ، قبل از ازدواج با پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه واله) چند نظر در بین مورخین وجود دارد. بعضی از مورخین گفتهاند که: حضرت خدیجه (سلام الله علیها) قبل از ازدواج با رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه واله)، دو بار شوهر کرده بودند نام شوهر های آن حضرت یکی (عتیق بن عائذ) و دیگری (ابوهاله مالک بن نباش التمیمی) بود که رشته زندگی هر کدام به وسیله مرگ پاشیده شده بود.اما بعضی دیگر از جمله علامه جعفر مرتضی العاملی در کتاب (بنات النبی ام ربائبه؟) بر این عقیده هستند که حضرت خدیجه قبلاً با کسی ازدواج نکرده بود و اولین و تنها ازدواج او، ازدواج با پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه واله) بود.پس اگر این دختران از آن پیامبر نباشند، در باره ی این کودکانی که خدیجه (سلام الله علیها) سر پرستی آنان را به عهده داشته است، چندین احتمال و سخن وجود دارد: این که فرزندان خواهر یا فرزندان شوهران خدیجه (سلام الله علیها) یا این که آنها فرزندان حضرت خدیجه و ربائب پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) بودهاند. برای تحقیق بیشتر میتوانید به کتاب بنات النبی(صلی الله علیه واله) ام ربائبه نوشته سید جعفر مرتضی عاملی مراجعه فرمائید.ازدواج حضرت خدیجه سلام الله علیها قبل از ازدواج با پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله)
پرسش:آیا حضرت خدیجه سلام الله علیها قبل از ازدواج با پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) ازدواج کرده است؟ افرادی گفته ا ند که این سخن توسط عایشه ساخته شده است و ایشان قبل از ازدواج با پیامبر با هیچ کسی دیگری ازدواج نکرده است زیرا او مادر حضرت فاطمه سلام الله علیها است و ممکن نیست که مادر حضرت فاطمه با دو مرد کافر دیگر ازدواج کرده باشد.
پاسخ:۱ـ معروف این است که خدیجه هنگام ازدواج ۴۰ ساله بوده و ۱۵ سال قبل از عام الفیل قدم به عرصه وجود نهاده است.ولی بعضی کمتر از این نوشتهاند و حقیقت آن است که ضبط دقیق سن آن بزرگوار معلوم نیست و بعضی از تاریخ نویسان او را باکره و عذرا میدانستهاند و گفته اند که خدیجه غیر از پیامبر(صلی الله علیه واله) همسر دیگری نداشته است و دلیل آنها این بوده که اشراف و بزرگان بسیاری از قریش از وی خواستگاری کردند و او نمی پذیرفت. (تنقیح المقال، ج۳ ،ص ۷۷ ، من فصل نساء) و زینب و رقیه را دختران خواهر او به نام«هاله»دانسته اند. اما این نمی تواند دلیلی بر ازدواج نکردن خدیجه باشد به هر تقدیر گروهی هم برای او شوهرانی در عهد جاهلیت نوشتهاند که به ترتیب عتیق بن عائذ و ابوهاله مالک بن نباش(تاریخ اسلام مهدی پیشوائی ص ۱۱۹) بودهاند که هر کدام به سبب مرگ از دنیا رفته بودند و بعد از آنان با پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) ازدواج کرده است.۲ـاین که حضرت خدیجه قبل از بعثت پیامبر(صلی الله علیه واله) و طلوع فجر اسلام با مردانی ازدواج کرده باشد،عیب و عار نیست و هنوز شریعت اسلام نیامده بود تا ازدواج با کفار را تحریم کند. حضرت خدیجه از جهات متعدد دارای شخصیتی عظیم و مورد احترام بوده است. وی اولین همسر گرامی پیامبر(صلی الله علیه واله) بود و تا زمانی که زنده بود، به سبب شخصیت، صفات، کمال و اکرام و تعظیم وی، رسول خدا (صلی الله علیه واله) با زن دیگری ازدواج نکرد. پیامبر(صلی الله علیه واله) خدیجه را بسیار دوست می داشت و احترام می کرد و بر وی ثنا می گفت و او را از همه زنان عالم برتر می دانست، عظمت و شأن او را یاد آور می شد و در کارها با وی مشورت می کرد.خدیجه کبری اول زنی است که پیامبر(صلی الله علیه واله) را تصدیق کرد و دشمن را از رسول خدا دفع نمود و تمام اموالش را به رسول خدا بخشید و ایمانش در اسلام به درجه کمال رسید.
پرسش:آیا حضرت خدیجه(سلام الله علیها) به هنگام ازدواج با پیامبر(صلی الله علیه واله) بیوه بوده است؟
پاسخ:معروف این است که حضرت خدیجه چهل ساله بوده و ۱۵ سال پیش از عام الفیل، قدم به عرصه وجود نهاده است ولی بعضی کمتر از این هم نوشتهاند.وی قبلاً دو شوهر کرده بود به نامهای عتیق بن عائذ و ابوهاله و سازمان زندگی هر کدام بوسیله مرگ پاشیده شده بود. (سبحانی، فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۱۶۴) ولی ابن شهر آشوب در مناقب ج ۱ ص ۱۵۹ گفته است که:”و روی احمد البلاذری و ابوالقاسم الکوفی فی کتابیهما و المرتضی فی الشافی و ابوجعفر فی التخلیص: ان النبی (صلی الله علیه واله) تزوج بها و کانت عذرا و یؤید ذالک ما ذکر فی کتابی الأنوار و البدع ان رقیه و زینب کانتا انبتی هاله اخت خدیجه”یعنی: احمد بلاذری و ابوالقاسم کوفی در کتابهای خود و مرتضی در کتاب شافی و ابوجعفر در کتاب تلخیص گفتهاند که: پیامبر صلوات الله علیه و آله با او ازدواج کرد در حالی که حضرت خدیجه باکره و عذرا بود و این گفته را تأیید میکند آنچه که در دو کتاب الانوار و البدع آمده است به اینکه جناب زینب و رقیه دختران حضرت خدیجه نبودهاند بلکه دختران خواهر او “هاله” بودهاند و در منزل جناب خدیجه زندگی میکردهاند. (جعفر مرتضی العاملی، الصحیح من سیره النبی الأعظم، ج ۱، ص ۱۲۱)
ازدواج خدیجهزفاف خدیجه با حضرت محمد (صلی الله علیه واله) ۲ ماه و ۷۵ روز پس از بازگشت از سفر تجارت شام تحقق یافت . در آن زمان ، حضرت محمد (صلی الله علیه واله) ۲۵سال داشت و خدیجه چهل ساله بود . ابن عباس سن ایشان را ۲۸ سال نقل میکند . هرچند بعضی از مورخان اهلسنت سعی میکنند این سخن را رد کنند ; چون راوی آن محمد بن صائب کلبی از شیعیان است و آنها او را ضعیف میدانند .خدیجه به سبب علاقه به حضرت محمد (صلی الله علیه واله) و مقام معنوی او با رسول خدا ازدواج کرد و تمام دارایی و مقام و جایگاه فامیلی خود را فدای پیشرفت مقاصد همسرش ساخت .در عقد ازدواج حضرت محمد (صلی الله علیه واله) و خدیجه ، عبدالله بن غنم به آنها چنین تبریک گفت :هنیئا مریئا یا خدیجه قد جرت لک الطیرفیما کان منک باسعدتزوجت خیر البریه کلها و من ذا الذی فی الناس مثل محمد ؟و بشر به البران عیسی بن مریم و موسی ابن عمران فیاقرب موعداقرت به الکتاب قدما بانه رسول من البطحاء هاد و مهتدگوارا باد بر تو ای خدیجه که طالع تو سعادتمند بوده و با بهترین خلایق ازدواج کردی . چه کسی در میان مردم همانند محمد (صلی الله علیه واله) است . محمد (صلی الله علیه واله) کسی است که حضرت عیسی و موسی به آمدنش بشارت دادهاند و کتب آسمانی به پیامبری او اقرار داشتند . رسولی که سر از بطحاء (مکه) در میآورد و او هدایت کننده و هدایت شونده است .نمونهای از اشعار خدیجه درباره پیامبراکرم (صلی الله علیه واله) چنین است :فلو اننی امسیت فی کل نعمه و دامت لی الدنیا و تملک الاکاسرهفما سویت عندی جناح بعوضه اذا لم یکن عینی لعینک ناظرهاگر تمام نعمتهای دنیا از آن من باشد و ملک و مملکت کسراها و پادشاهان را داشته باشم ، در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانی که چشم به چشم تو نیافتند .
علت تمایل خدیجه به ازدواج با پیامبرخدیجه علیها السلام این نوع نگرش خود را هنگام ابراز تمایل به ازدواج، این گونه با پیامبر مطرح کرد:«یابن عم انی رغبت فیک لقرابتک و سعلتک فی قومک و امانتک و حسن خلقک و صدق حدیثک; (سیره نبوی، ابن هشام، ج ۱، ص ۲۰۱; تاریخ طبری، ج ۱، ص ۵۲۱) ای پسر عمو، من به خاطر خویشاوندی، شرافت تو در بین مردم، امانتداری، خوشخلقی و راستگوییات به تو تمایل پیدا کردم.»این نوع نگرش و رفتار، در جامعهای که عموم تودهها براساس ظواهر و زرق و برقهای دنیوی روابط خود را پایهریزی میکنند ، نمیتوانست بدون پیآمدهای تلخ و ناگوار باشد، لذا به فاصلهای اندک از پخش خبر ازدواج وی با امین قریش، گروهی از زنان به عیب جویی از وی روی آوردند و در محافل خود او را سرزنش کردند. آنان میگفتند: «او با این همه حشمت و شوکت با یتیم ابوطالب که جوانی فقیر است ازدواج کرد. چه ننگ بزرگی!» خدیجه علیها السلام در مقابل این جهالتها ساکت ننشست و آنها را به صرف نهار دعوت کرد و بعد از پایان مراسم گفت: «ای زنان! شنیدهام شوهران شما (و خودتان) در مورد ازدواج من با محمد صلی الله علیه و آله خرده گرفتهاید و عیبجویی میکنید، من از خود شما میپرسم آیا در میان شما، شخصیتی مثل محمد وجود دارد؟ آیا در گستره مکه و اطراف آن شخصیتی در فضائل و اخلاق نیک، مانند او سراغ دارید؟ من به خاطر این ویژگیها با او ازدواج کردم و چیزهایی از او دیدهام که بسیار عالی است. پس شایسته نیستشما این گونه سخن بگویید و نسبتهای ناروا به دیگران دهید.»زنان قریش بعد از این سخنان خدیجه، همگی سکوت اختیار کردند و به تدریج پراکنده شدند.( بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۸۱; ج ۱۰۳، ص ۳۷۴)
خطبه عقدمرحوم صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه و شیخ کلینى درکتاب شریف کافى با مقدارى اختلاف خطبه عقدى را کهبوسیله ابو طالب ایراد شده نقل کردهاند که متن آن طبق روایتشیخ صدوق(ره) اینگونه است:«الحمد لله الذى جعلنا من زرع ابراهیم و ذریه اسماعیل، و جعل لنا بیتا محجوجا و حرما آمنا یجبى الیه ثمرات کل شىء، و جعلنا الحکام على الناس فى بلدنا الذى نحن فیه ، ثم ان ابن اخى محمد بن عبد الله بن عبد المطلب لا یوزن برجل من قریش الا رجح ، و لا یقاس باحد منهم الا عظم عنه،و ان کان فى المال قل، فان المال رزق حائلو ظل زائل، و له فى خدیجه رغبه و لها فیه رغبه،و الصداق ما سالتم عاجله و آجله، و له خطر عظیم و شان رفیع و لسان شافع جسیم». (4)یعنى: سپاس خدایرا که ما را از کشت و محصول ابراهیم و ذریه اسماعیل قرار داد، و براى ما خانه مقدسى را که مقصود حاجیان است و حرم امنى است که میوه هر چیز بسوى آن گرد آید بنا فرمود، و ما را در شهرى که هستیم حاکمان بر مردم قرارداد.سپس برادر زادهام محمد بن عبد الله بن عبد المطلب مردى است که با هیچ یک از مردان قریش هم وزن نشود جز آنکه از او برتر است، و به هیچیک از آنها مقایسه نشود جز آنکه بر او افزون است، و او اگر چه از نظر مالى کم مال است ولى مال پیوسته در حال دگرگونى و بىثباتى و همچون سایهاى رفتنى است، و او نسبت به خدیجه راغب و خدیجه نیز به او مایل است، و مهریه او را نیز هر چه نقدى و غیر نقدى بخواهید آماده است، و محمد را داستانى بزرگ و شانى والا و شهرتى عظیم خواهد بود.و در کتاب شریف کافى اینگونه است که پس از این خطبه عموى خدیجه خواست بعنوان پاسخ ابوطالب سخن بگوید ولى به لکنت زبان دچار شد و نتوانست، از اینرو خدیجه خود بسخن آمده گفت:عموجان: اگر چه شما بعنوان گواه اختیاردار من هستى ولى در اختیار انتخاب من خود شایستهتر از دیگران هستم، و اینک اى محمد من خود را به همسرى تو در مىآورم و مهریه نیز هر چه باشد بعهده خودم و در مالخودم خواهد بود، اکنون به عموى خود(ابوطالب) دستور ده تا شترى نحر کرده و ولیمهاى ترتیب دهد و بنزد همسر خود آى!ابوطالب فرمود: گواه باشید که خدیجه محمد(ص) را به همسرى خویش پذیرفت و مهریه را نیز در مال خود ضمانت کرد!برخى از قریشیان با تعجب گفت: شگفتا! که زنانمهریه مردان را بعهده گیرند؟!ابوطالب سختبخشم آمده روى پاى خود ایستاد وگفت: آرى اگر مردى همانند برادر زاده من باشد زنان با گرانبهاترین مهریه خود خواهانشان مىشوند و اگر همانند شما باشند جز با مهریه گرانبها حاضر به ازدواج نمىشوند!و در روایت خرائج راوندى است که چون خطبه عقد بپایان رسید و- محمد صلى الله علیه و آله- برخاست تا به همراه عمویش ابوطالب بخانه برود خدیجه به آنحضرت عرض کرد: «…الى بیتک فبیتى بیتک و انا جاریتک». (5)یعنى: بسوى خانه خود بیا که خانه من خانه تو است و من هم کنیز توام!و از کتاب المنتقى کازرونى نقل شده که چون مراسم عقد بپایان رسید خدیجه به کنیزکان خود دستور داد حالت شادى به خود گرفته و دفها را بزنند و سپس به رسول خدا عرض کرد:«…یا محمد مر عمک ابا طالب ینحر بکره من بکراتک و اطعم الناس على الباب و هلم فقل (۶) مع اهلک، فاطعم الناس و دخل رسول الله(ص) فقال مع اهله خدیجه». (7) یعنى اى محمد به عمویت ابوطالب دستور ده شتر جوانى از شترانت را نحر کند و مردم را بر در خانه اطعام کن و بیا در کنار خاندانت چاشت را به استراحت بگذران، و ابوطالب اینکار را کرد و رسول خدا (ص) بنزد خدیجه آمده و در کنار او بهاستراحت روزانه پرداخت.و این دو حدیث دلالتبر کمال علاقه و عشق خدیجه نسبتبه رسول خدا(ص)دارد چنانچه تا پایان عمر این عشق را نسبتبه آنحضرت حفظ کرده بود. صلوات الله علیها.
مهریه چقدر بود و چه کسى پرداخت؟در اینکه مهریه چقدر بود و پرداخت آن را چه کسى به عهدهگرفت اختلافى در روایات دیده مىشود، که از آنجمله روایت بالا است که در آن بدون ذکر مقدار آمده است که پرداخت آن را خدیجه بعهده گرفت.و از کشف الغمه از ابن حماد و نیز از ابن عباس نقل شده که رسول خدا(ص) خدیجه را با مهریه دوازده اوقیه طلا به ازدواجخویش درآورد و مهریه زنان دیگر آنحضرت نیز همین مقدار بود. (۸)و در اعلام الورى طبرسى دوازده اوقیه و نیم ذکر شده چنانچهاز دانشمندان اهل سنت نیز مؤلف سیره الحلبیه همین قول را نقلکرده و سپس گفته است که هر اوقیه چهل درهم است که در نتیجه مجموع مهریه پانصد درهم شرعى بوده.و تفاوت دیگرى که در نقل سیره حلبیه دیده مىشود آناست که گوید: پرداخت مهریه مزبور را ابوطالب بعهدهگرفت. (۹)و قول دیگرى که در سیره حلبیه و سیره ابن هشام و برخى از تواریخ دیگر آمده آن است که گفتهاند:«و اصدقها رسول الله- صلى الله علیه و آله- عشرین بکره». (10) .یعنى رسول خدا(ص) به خدیجه بیستشتر ماده جوان مهریه داد و در نقل دیگرى نیز آمده که ورقه بن نوفل خدیجه را با مهریه چهارصد دینار به عقد رسول خدا- صلى الله علیه و آله- درآورد (۱۱) و از کامل مبرد نقل شده که بیستشتر را ابوطالب بعهدهگرفت و دوازده وقیه و نیم طلا را خود رسول خدا پرداخت که مهریه مجموع آنها بود. (۱۲)نگارنده گوید: روایاتى که در باب«مهر السنه» آمده همانروایت پانصد درهم را تایید مىکنند ، چنانچه در چند حدیث با اندک اختلافى آمده که امام باقر و امام صادق علیهما السلام فرمودند:«ما زوج رسول الله- صلى الله علیه و آله- شیئا من بناته و لا تزوج شیئا من نسائه على اکثر من اثنى عشر اوقیه و نش یعنى نصف اوقیه». (13)یعنى تزویج نکرد رسول خدا(ص) هیچیک از دختران خود و نه هیچیک از زنانش را به بیش از دوازده اوقیه و نیم.و طبرسى(ره) در اعلام الورى گوید:«…و مهرها اثنتا عشره اوقیه و نش و کذلک مهر سایر نسائه». (14)و در روایت امام صادق علیه السلام اینگونه است که فرمود:«ما تزوج رسول الله- صلى الله علیه و آله- شیئا من نسائه و لا زوج شیئا من بناته على اکثر من اثنى عشر اوقیه و نش، و الاوقیه اربعون درهما، و النش عشرون درهما». (15)و در داستان ازدواج حضرت جواد الائمه علیه السلام با دختر مامون عباسى نیز آمده که فرمود:«…و بذلت لها من الصداق ما بذله رسول الله- صلى الله علیهو آله- لازواجه و هو اثنتا عشره اوقیه و نش- و على تمام الخمسمائه…». (16) پس یعنى من صداق او را همان قرار دادم که رسول خدا(ص) به زنانش بذل فرمود و آن دوازده اوقیه و نیم بود که تمامى پانصد درهم بر ذمه من است…
ازدواج و شکوه فضیلتها :این پیوند فضیلتهایی را برای حضرت خدیجه به ارمغان آورد که بطور خلاصه به آن اشاره می شود :
۱- ایمان و اسلام محکم و پایدار:«ابن عبد البر» به سند خود از پدر «ابی رافع» نقل میکند که پیامبر خدا در روز دوشنبه (مبعث) نماز گذارد و خدیجه در (ساعات) آخر همان روز نماز خواند. (استیعاب، ج۲، ص۴۱۹، ش۱۳)و علی علیهالسلام نیز بر ایمان و اسلام خدیجه این گونه صحه گذاشت که: «لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ واحِدٌ یَؤْمَئِذٍ فیِ الْاِسْلامِ غَیْرَ رَسُولِ اللّه وَ خَدیجَهَ وَ اَنَا ثالِثُهُمْ اَری نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسالَهِ وَ اَشُمُّ ریحَ النُّبُوَّهِ؛ (تاریخ طبری، ج۲،ص۲۰۸ و شرح نهج البلاغه ابن ابیالحدید، ج۱۳،ص۱۹۷) خانهای واحد در آن روز در اسلام جمع نشد غیر از رسول خدا صلیالله علیه و آله و خدیجه و من که سومین آنان بودم. نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی نبوت را استشمام میکردم.»خدیجه علیهاالسلام تا آخرین لحظه بر آن ایمان پای فشرد و در راه اسلام فداکاری و گذشت نمود و یک لحظه از رهبر اسلام و حمایت او غافل نگشت .
۲- بصیرت ژرف :به همین جهت راز پیشنهاد ازدواج با محمد صلیاللهعلیهوآله را (قبل از بعثت) چنین بیان میکند: «یَابْنَ عَمّ ! اِنّی قَدْ رَغِبْتُ فِیکَ لِقِرابَتِکَ مِنّی وَ شَرَفِکَ فی قَوْمِکَ وَ اَمانَتِکَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِکَ وَ صِدْقِ حَدِیثِکَ ای پسر عمو! من به خاطر خویشاوندیات با من، و شرف و امانتداریات در میان قوم خود، و به جهت اخلاق نیک و راستگوییات، به تو تمایل پیدا کردم.»جملات فوق به خوبی نشان میدهد که محبت و ارادت این بانو به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله براساس عشق مجازی و محبت شهوانی نبوده، بلکه بر اثر معرفت و شناخت عمیقی بوده است که از شخصیت محمد صلیالله علیه وآله داشت. اما افرادی که چنین بصیرتی نداشتند، از جمله گروهی از زنان قریش سخت خدیجه را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند، تا آنجا که گفتند: «او با این همه حشمت و شوکت با یتیم ابو طالب که جوانی فقیر است تن به ازدواج داد. چه ننگ بزرگی.»
۳- از برترین بانوان دو سرا :چنانکه ابن اثیر از انس بن مالک از پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله نقل کرده که فرمودند:«خَیْرُ نِساءِ الْعالَمینَ مریمُ، آسِیهُ، خدیجهُ وَ فاطِمهُ؛ (خصال صدوق، باب خصال اربعه) برترین زنان عالم مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه علیها السلام هستند.» همینها که کوله بار کمال را در دنیا بستند، در بهشت نیز در صدر قرار دارند و از جمله آنها خدیجه کبری علیهاالسلام میباشد. «عکرمه» از «ابن عباس» نقل میکند که حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «اَفْضَلُ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّهِ خَدیجهُ بِنْتُ خُوَیْلَدٍ وَ فاطِمهُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْیَمُ ابْنَهُ عِمْرانَ وَ آسِیَهُ بِنْتُ مُزاحِمٍ اِمْرَأهُ فِرْعَوْنَ؛ بهترین زنان بهشت اینانند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون.» (اسدالغابه، ج ۵، ص۴۳۷؛ استیعاب، ج۴، ص۱۸۲۱)
۴- برترین همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:مرحوم شیخ صدوق از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که آن حضرت فرمودند: «تَزَوَّجَ رَسُولُ اللّهِ بِخَمْسَ عَشَرَ اِمْرَأَهً اَفْضَلُهُنَّ خَدیجَهُ بِنْتُ خُوَیْلَدٍ؛ (خصال شیخ صدوق، باب خصال اربعه) رسول خدا صلی الله علیه و آله با پانزده زن ازدواج کرد که برترین آنان خدیجه دختر خویلد بود.»
۵- مادر زهرا علیهاالسلام :طبق نص قرآن کریم همسران پیامبر مادران روحانی مؤمنان و«ام المؤمنین» هستند: « وَ اَزْواجُه اُمَّهاتُهُمْ» (احزاب/۳۳) ؛ «همسران او (پیامبر) مادران مؤمنین هستند» و خدیجه از برترین مصداق های آیه بشمار میرود. و این سعادت در بین همه زنان حضرت، نصیب خدیجه گشت که یازده امام از نسل او از طریق فاطمه زهرا علیهاالسلام پدید آید. راستی چنین مقامی نیاز به لیاقت و استعداد بالا دارد. از بین همه فرزندان حضرت محمد صلیالله علیه و آله فاطمه زهرا علیهاالسلام از مقام ممتازی برخوردار است؛ چرا که هم دارای عصمت است و هم امامت و وصایت از طریق نسل او استمرار یافت.
۶- سخاوت و انفاق بی بدیل:ثروت خدیجه در آن دوران زبانزد خاص و عام بود. ثروت این بانوی کاردان و عاقله به قدری زیاد بود که مالداران درجه یک قریش چون «ابوجهل» و «عقبه بن ابی معیط» در نزد او ناچیز به شمار میرفتند.مورخان ثروت خدیجه را بدین ترتیب شمردهاند:۱٫ هزاران شتر که اموال تجارتی او را حمل میکردند.۲٫ قبهای از حریر سبز با طنابهای ابریشمی بر بام خانهاش افراشته بود. این امر نمایانگر ثروت فراوان او بود و فقرا نیز از روی این علامت برای استعانت و کمک مراجعه میکردند.۳٫ چهار صد غلام و کنیز که خدمات ارجاعی او را انجام میدادند.پس از ازدواج با پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله ، خدیجه تمامی این ثروت را در اختیار رسول خدا صلیالله علیه وآله قرار داد و عرض کرد: «اَلْبَیْتُ بَیْتُکَ وَ اَنَا اَمَتُکَ؛ خانه (من) خانه تو،و من هم کنیز تو هستم.» (الوقایع و الحوادث، محمد باقر ملبوبی، ص۱۳؛بحارالانوار،ج۱۷،ص۳۰۹ وج۱۶،ص۲۲)ورقه بن نوفل، عموی خدیجه، بعد از این قضیه کنار کعبه آمد و بین زمزم و مقام ابراهیم ایستاد و با صدای بلند گفت: «ای عرب! بدانید که خدیجه شما را شاهد میگیرد که خود همه ثروتش را از غلامان و کنیزان، املاک، دامها، مهریه و هدایایش را به محمد صلیالله علیه وآله بخشیده است و همه آنها هدیهای است که محمد صلیالله علیه وآله آن را پذیرفته است و این کار خدیجه به خاطر علاقه و محبت او به محمد صلیالله علیه وآله است. شما در این باره گواه باشید و گواهی دهید. (بحارالانوار،ج۱۶،ص۷۵ـ۷۷)»و پیامبر اکرم نیز از این اموال برای پیش برد اسلام و اهداف آن نهایت استفاده را برد. به همین جهت خود آن حضرت فرمود: «هیچ ثروتی، هرگز مانند ثروت خدیجه به من سود نرساند. (همان، ج۱۹، ص۶۳) »
۷- صبر و بردباری بی مانند:بنت الشاطی در این زمینه میگوید: «خدیجه در سنی نبود که تحمل آن همه رنج برایش آسان باشد، و از کسانی نبود که در جریان زندگی با تنگی معیشت خو گرفته باشد، اما در عین حال و با وجود کهولت سن، سختیهایی را که در اثر محاصره در شعب وارد میشد تا سر حد مرگ تحمل کرد.» (خدیجه کبری، نمونه زن مجاهد مسلمان)
۸- حامی رسالت و محب امامت:مرحوم مجلسی چنین نقل میکند: پس از ازدواج پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) با خدیجه و به دنیا آمدن علی علیهالسلام ، خدیجه را از دوستی و محبت علی خبر داد. و خدیجه پس از آن به علی علیهالسلام محبت فراوان داشت و برای آن حضرت به وسیله خدمتکارانش لباس، زیور آلات، کنیز و ملزومات میفرستاد؛ به گونهای که مردم میگفتند: علی برادر محمد صلیاللهعلیهوآله و محبوبترین افراد نزد اوست و نور چشم خدیجه به حساب میآید… . الطاف و محبتهای خدیجه صبح و شام به خانه ابو طالب روان بود. (بحار الانوار، داراحیاء التراث، ج۳۷، ص۴۳)هنگام ولادت فاطمه (علیهاالسلام) ، خدیجه بیشتر با ولایت آشنا گشت؛ چرا که دخترش زهرا هنگام ولادت، بعد از شهادت به توحید و رسالت، اینگونه شهادت داد: «وَ اَنَّ بَعْلِی سیّدُ الْاَوْصِیاء وَ وُلْدِی سادَهُ الاَْسْباط (همان، ج۴۳،ص۳) ؛ و به راستی همسرم سید اوصیا و فرزندانم سید و سالار نوادگان رسول خدا هستند.» علاوه بر این خدیجه علیها السلام ولایت علی و فرزندان او را صریحا پذیرفته بود، با آنکه در آن زمان امامت حضرت هنوز به فعلیّت نرسیده بود.مرحوم محلاتی به نقل از مجلسی رحمهالله میگوید: «روزی رسول خدا خدیجه را نزد خود خواست و فرمود: این جبرئیل است و میگوید: برای اسلام شروطی است: اول: اقرار به یگانگی خداوند، دوم: اقرار به رسالت پیامبران، سوم: اقرار به معاد و عمل به اصول و مهمات شرع، چهارم: اطاعت اولی الامر [یعنی علی] و ائمه طاهرین از فرزندان او و برائت از دشمنان آنها.» خدیجه هم به آنها اقرار نمود و آنها را تصدیق کرد. (محلاّتی، ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۰۹)در خصوص امامت امیر مؤمنان، رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به خدیجه فرمود: «هُوَ مَولاکَ وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَ اِمامُهُمْ بَعدی؛ علی مولای تو و مولای تمام مؤمنان و امام آنها پس از من است.»آن گاه دست خود را بالای دست امیرمؤمنان گذاشت و خدیجه دست خود را بالای دست پیامبر قرار داد و این گونه بیعت ابدی ولایت مداری را انجام داد.
یاد خدیجهرسول خدا (صلی الله علیه واله) با این که بعد از رحلت حضرت خدیجه (سلام الله علیها) با زنانی چند ازدواج کرد ، ولی هرگز خدیجه را از یاد نبرد . عایشه میگوید : هر وقت پیغمبرخدا (صلی الله علیه واله) یاد خدیجه میافتاد ، ملول و گرفته میشد و برای او آمرزش میطلبید . روزی من رشک ورزیدم و گفتم : یا رسول الله ، خداوند به جای آن پیرزن ، زنی جوان و زیبا به تو داد .پیغمبر (صلی الله علیه واله) ناگهان بر آشفت و خشمگینانه دست بر دست من زد و فرمود : خدا شاهد است خدیجه زنی بود که چون همه از من رومیگردانیدند ، او به من روی میکرد ; و چون همه از من میگریختند، به من محبت و مهربانی میکرد ; و چون همه دعوت مرا تکذیب میکردند ، به من ایمان میآورد و مرا تصدیق میکرد . در مشکلات زندگی مرا یاری میداد و با مال خود کمک میکرد و غم از دلم میزدود .حضرت امام صادق (ع) فرمود : «وقتی خدیجه از دنیا رفت ، فاطمه کودکی خردسال بود ، نزد پدر آمد و گفت : «یا رسول الله امی» ; مادرم کجاست ؟پیامبر (صلی الله علیه واله) سکوت کرد . جبرئیل نازل شد و گفت : خدایت سلام میرساند و میفرماید : به زهرا بفرما ، مادرت در بهشت و در کاخ طلایی که ستونش از یاقوت سرخ است و اطرافش آسیه و مریم هستند ، جای دارد .
منابع :
حضرت خدیجه سلام الله علیها مادر امت : محمد محسن طبسیبحار الانوار ، ج ۱۰۰ و ج ۱۶ علامه مجلسیتاریخ اسلام مهدی پیشوائیفروغ ابدیت جعفر سبحانی، ج ۱درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام ج۲، سید هاشم رسولی محلاتینگاهی به ویژگیهای رفتاری اولین بانوی مسلمان نسبت به پیامبر (صلی الله علیه واله)،محمد میانجیپایگاه حوزهپایگاه اطلاع رسانی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

















هیچ نظری وجود ندارد