9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

پیمان مؤاخات‏

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

فلسفه برادرى در اسلام‏اسلام منادى توحید است و توحید در اسلام نه تنها به مفهوم اعتقاد به خالق واحد و تواناى خالق هستى، بلکه به مفهوم توحید در پیکره اجتماع عظیم انسان‏ها با همه تفاوت‏هایشان بود و معناى کامل توحید فقط با اعلام برادرى میان جامعه اسلامى و اجتماع بشرى با یک رویکرد خداگرایانه مصداق عینى پیدا مى‏کرد. در واقع تحقق اندیشه توحیدى در صورت اجتماع بشرى احساس و درک این اندیشه بود که انسان از منشأ واحدى است و از روح واحدى حرکت یافته و از پیکره واحدى خلق شده است. این وحدانیت زمانى صورت تکاملى خود را پیدا مى‏کرد که انسان‏ها این احساس را اجتماعى کنند و در سایه اعتقاد توحیدى در جمع برادران ایمانى و موحد درآیند و به مصداق «إنّما المؤمنون إخوه …»1 در حلقه اجتماع انسان‏هاى مؤمن همه را برادر خویش بدانند و براى نجات برادران ایمانى و خدایى خویش از هیچ تلاشى فروگذار نکنند. این‏گونه برادرى، منادى و مروّج نوعى بینش است که در آن همه کینه‏ها، نفرت‏ها، جهل‏ها، حق‏کشى‏ها و نابرابرى‏ها کنار گذاشته مى‏شود و همه مردم در جامعه اسلامى براى تحقق اجتماعى برادرانه تلاش مى‏کنند که در آن برابرى و عدالت تمام بت‏هاى موهوم طبقاتى و امتیازات ستمگرانه را از روى کره خاکى و صفحه زندگى اجتماعى نابود مى‏کند و با حذف دوگانه‏گرایى‏ها، تفرقه‏ها و تضادها، وحدت و یکتایى را نوید مى‏دهد.این بینش بر خصومت‏ها، ستیزه‏گرى‏ها، سرکشى‏ها و جدال‏هاى بى‏پایان و پر ملال اجتماع انسان‏ها خط بطلان مى‏کشد. تجلى زیباى این بینش اجتماعى را باید در سیره حضرت رسول(ص) و عصر طلایى اسلام جست‏وجو کرد. پیامبر در اندک زمانى با چنین نگاه و بینش فلسفى در صحنه عمل اجتماعى، تصویرى به یادماندنى از برادرى اسلامى ترسیم کرد. یکتایى اعتقادى و اجتماعى که حضرت رسول با جنبش الهى خویش ترویج کرد، توانست در میان اجتماعى از اعراب بادیه‏نشین و قبایل متعددى که تماماً در خودسرى، ستیزه‏گرى، برادرکشى، ستمگرى، نابرابرى و نابرادرى بودند، روحیه الفت و مواخات ایجاد کند.۲؛ روح انحصارگرایى قبیله‏اى، تفرقه، تنافر، قتل، غارت و تبعیض را در صحنه اجتماعى و جغرافیایى انسانى و سیاسى عربستان بزداید؛ شرک را به توحید مبدل سازد و شرک، نه تنها در مراتب اعتقادى بلکه در مراتب اجتماعى جاى خود را به وحدانیت و یکسانى بدهد. از این‏رو نداى برادرى پیامبر اسلام درصدد بود که شرک اجتماعى را به توحید اجتماعى مبدّل کند و آن‏را با عقیده به توحید اعتقادى و ایمانى همراه ساخته، در سایه توحید اعتقادى – اجتماعى، قسط و عدالت اجتماعى که هدف رسالت الهى پیامبران است محقق سازد.پس جهان‏بینى توحیدى و اجتماعى حضرت رسول و آیین اسلام، منادى نظام توحیدى – اجتماعى در صحنه عمل اجتماعى است تا با ایجاد جامعه‏اى برادروار و برابروار، قطب‏هاى طبقاتى و امتیازات ناحق و ناشایسته زمان را در هم بریزد و زیربناى اجتماعى – اقتصادى جهان و جوامع نابرابر را با شعار توحید اعتقادى – اجتماعى دگرگون سازد.برادرى، اعلام ماهیت یک‏نواخت و سرشت متوازن و صداى یکتاى همه انسان‏هاست و اعلام این اصل است که انسان‏ها با هم هستند و همه انسان‏ها با همه رنگ و صورت‏ها و شکل‏ها و انساب و قبایل و اقوام و نژادهایى که براى خویشتن واحد متصور شده‏اند، همه از یک منشأ و ریشه اصیل واحد و یکتاى الهى‏اند و حبل متین خداوند رشته‏اى نامرئى در تاروپود همه انسان‏ها دمیده است که با توسل به آن وحدانیت خویش را مى‏یابند.۳در واقع پیامبر آمد تا با شعار برادرى طرز تلقى بشر آن روزگار را تغییر دهد و مبنا و فلسفه جدیدى دراندازد که الگوى زندگى اجتماعى و بینش اجتماعى – الهى انسان‏ها باشد و دیدگاه فلسفى انسان آن عصر را درباره فلسفه وجودى انسان متحول سازد و مبناى انسان‏شناسى نویى پایه‏گذارى کند که ریشه در هستى‏شناسى، خداشناسى و توحید اعتقادى دارد. این‏که انسان‏ها همه از یک منشأ هستند و این منشأ هم به لحاظ خلقت و اراده خدایى در خلق انسان و هستى و هم به لحاظ حیات اجتماعى در صحنه عمل اجتماعى و سیاسى تجلى کند. برادرى مبلّغ برابرى و هم‏ترازى انسان‏هاست و ضد انسان‏کشى، ستمگرى، فاصله اجتماعى و طبقاتى، نژادپرستى و برترى‏جویى نژادى.همه انسان‏ها از نگاه اسلام و پیامبر از یک منشأ خدایى و قدسى‏اند و از یک کل واحد تنیده شده‏اند. همه فرزندان آدم و حوایند۴ و اعتقاد به اراده الهى و تحقق آن اراده روى زمین و امانت‏دارى الهى برعهده بشر است. تنها چیزى که سبب انشعاب، افتراق و نابرادرى‏ها شده، آن جزء از اراده انسانى است که او را به جاى این‏که به منبع واحد الهى متصل و به منشأ واحد خلقت انسانى متوجه کند و به‏سوى سرچشمه برادرى بکشاند – برخلاف آن سرشت الهى – بر خلاف آن جهتِ قدسى گام برداشته، از وحدانیت اجتماعى – اعتقادى به شرک اجتماعى – اعتقادى مى‏کشاند. اسلام منادى مبارزه با شرک اعتقادى – اجتماعى است و جاودانه به‏سوى توحید در اعتقاد و عمل دعوت مى‏کند. دعوت به برادرى در سنت حضرت رسول از همین جا نشأت گرفته است.
قرآن و فراخوانى به اخوت اسلامى‏اعمال، رفتار و سلوک پیامبر(ص) و نیز عملکرد سیاسى و اجتماعى ایشان در تمام دوران حیات تاریخى‏اش منشأ و ریشه در وحى الهى داشت و پیمان برادرى و تفکر اخوانى آن حضرت برگرفته از تعالیم خدایى و آموزه‏هاى قرآنى بود. براى فهم عمل تاریخى، سیاسى و اجتماعى پیمان اخوت و تبلیغات حضرت رسول به برادرى و برابرى در دوران پیش از هجرت و پس از آن در مدینه، توجه به متن مقدس قرآن کریم و آموزه‏هاى قرآنى در این باب اهمیت فوق‏العاده دارد.قرآن کریم به مسئله اخوت و برادرى دینى مسلمانان اشاره کرده است و این مسئله را یکى از عوامل محورى در توسعه اتحاد و مبارزه با هرگونه تفرقه و نفاق برمى‏شمارد. خداوند بهترین راه وحدت و ترویج و تبلیغ آن‏را وحدت براساس برادرى دینى و اخوت اجتماعى – اعتقادى مى‏داند و آن‏را نعمتى عظیم قلمداد مى‏کند که جامعه مسلمانان را از پراکندگى، تنهایى، نزاع‏هاى درونى و طاقت‏فرساى قومى، قبیله‏اى، نژادى و برترى‏جویى‏هاى بى‏محتوا نجات و به اتحاد سوق مى‏دهد. آیات الهى مفهوم برادرى را از ماهیت انحصارى، انسانى و قبیله‏اى آن خارج ساخته، از منظرى والاتر که تمام سطوح و مراتب آن را طرح مى‏کند، بدان مى‏پردازد.در جامعه جاهلى عرب پیش از اسلام آن‏چه از برادرى منظور بود، برادرى نسبى و سببى بود و نسب واحد و پیوندهاى خونى و نسبى در فرهنگ جاهلیت ارجحیت ویژه‏اى داشت. به‏طور کلى برادرى در قاموس عرب چندین بار معنایى را در برداشت:۱-. برادرى نسبى براساس پدر واحد (در سطح خانوادگى)؛۲-. برادرى براساس برادرخواندگى، صمیمیت و دوستى برادرانه؛۳-. برادرى قبیله‏اى براساس تعصب قبیله‏اى و نیاى واحد و یا در سطح کلان، اشتراک در خون و نژاد.۵همه این سه نوع برادرى در شبه جزیره عربى عصر جاهلى وجود داشت و عصبیت قبیله‏اى، نسبى و قومى مبناى کلى آنها بود و رفتار سیاسى – اجتماعى جامعه عرب بر این اساس شکل مى‏گرفت. برادران در مقابله با بنى‏اعمام خود با هم‏دیگر متحد مى‏شدند و در مقابل آنها قرار مى‏گرفتند. بنى‏اعمام براى مقابله و مبارزه با تیره‏ها و رقباى دیگر با یک‏دیگر متحد مى‏شدند و تیره‏ها و طوایف براى مقابله با تیره‏ها و طوایف رقیب به هم‏دیگر نزدیک مى‏شدند و قبایلى که از نسب واحدى بودند براى مقابله با قبایل دیگر صف‏آرایى مى‏کردند و با اعضاى قبیله خود متحد مى‏شدند. این قانون معیار دفاع از کیان سیاسى – اجتماعى و اقتصادى قبیله بود.قرآن کریم علاوه بر استعمال واژه اخوت و مشتقات آن در معانى سه‏گانه فوق، معنا و مفهوم جدیدى به حوزه معنایى و لغوى این واژه افزود که علاوه بر دربرداشتن مفاهیم بالا و اصلاح آنها و جایگاه هر کدام در روابط سیاسى – اجتماعى مسلمانان، مفهوم والاتر و ارزنده‏ترى ارائه مى‏داد که کارکرد آن در عرصه حیات سیاسى – اجتماعى جامعه قبیله‏اى عرب در دوره اسلامى توانست استحاله‏اى عظیم در فرهنگ‏ها، سنت‏ها و باورهاى قبیله‏اى ایجاد کند. از این راه به خلق فرهنگ و معناى جدید و وسیع از واژه اخوت پرداخت که در جامعه صدر اسلام تحقق و عینیت پیدا کرد. پیامبر اسلام در ترویج و توسعه فرهنگ قرآنى رنج‏ها و محنت‏هاى بسیار کشید تا جامعه عصر جاهلى را از وضع رقت‏بارى که همواره آنان را در مقابل یک‏دیگر دشمن ساخته بود و به سبب دشمنى‏ها آسایش و آرامش از زندگى اجتماعى و سیاسى و اقتصادى آنها رخت بربسته بود، خارج سازد و معیارها و طبقات انساب را۶ که حق و باطل در پیوند و ارتباط طبقاتى با آنها معنى پیدا مى‏کرد، از فرهنگ اجتماعى جامعه عرب حذف نماید و یا آن را جهت داده، در فرهنگ جدید به‏کار گیرد.کاربست این بار معنایى از اخوت قرآنى که به اخوت دینى و برادرى اعتقادى تعبیر شد، باعث گردید تا فرهنگ «الأخوّه فی نسب» همراه با معیارهاى جاهلى خود در صحنه زندگى اجتماعى و سیاسى اعراب تعدیل شود و فرهنگ «الأخوّه فی الدین» جاى آن را بگیرد.فرهنگ اخوت دینى اکثر معیارهاى نژادى و خونى که باعث تفاخر و تضاد بود، طرد کرد و برادرى دینى را جانشین آن ساخت. هر زمان ریشه‏هاى فرهنگ جاهلى به سبب تعصبات کور قبیله‏اى بیدار مى‏شد، قرآن به شدت به مبارزه با آن مى‏پرداخت. زمانى پیامبر به دلیل علاقه‏اش به یک غلام حبشى که در بستر بیمارى افتاده بود، مورد اعتراض برخى از مهاجران و انصار قرار گرفت، به‏طورى که برخى از آنان گفتند: ما خانمان خود را رها کردیم و در خدمت رسول بیامدیم. هیچ کس این ندید از او در زندگى و بیمارى و مرگ که این غلام سیاه دید.۷در همین جا بود که آیه ذیل بر پیامبر نازل شد تا با طرز تفکر جاهلى که هنوز در اندیشه برخى مسلمانان خودنمایى مى‏کرد، مبارزه کند و فضیلت و برترى را به تقوا و پرهیزگارى در میان ابناى بشر منحصر نماید:«یا أیّها الناس إنّا خلقناکم مِن ذکر و انثى و جعلناکم شعوباً و قبایل لتعارفو إنَّ أکرمکم عنداللَّه أتقیکم إنَّ اللَّه علیم خبیر».8در آیاتى قبل از این، مسلمانان برادران دینى قلمداد گردیده‏اند و بر وظایف دیگر برادران دینى در رفع اختلاف میان آنها تأکید شده است:«إنّما المؤمنون إخوه فأصْلحوا بین أخوَیْکم واتقواللَّه لعلکم ترحمون»9 مسلمانان برادران دینى یک‏دیگرند. پس میان آنها صلح برقرار کنید و از خدا بترسید تا مورد رحمت او قرار گیرید»مبارزه قرآن با برترى‏طلبى‏هاى جاهلى، اعلان نسب واحد براى تمام ابناى بشرى و اعلام برابرى آنها و رد افتخارات واهى انسابى، مشهور است و این که فضیلت در نسب نهفته نیست، بلکه نسب‏ها همواره به یک نسب ختم مى‏شوند، بنابراین فضیلت و برترى نه برمعیار نسب، که بر معیار تقواى دینى است و برادرى واقعى در برادرى دینى نهفته است. رفتار حضرت رسول با غلام حبشى، ردیه‏اى بود بر تفکرات برترى‏جویانه و انسابى که عرب و عجم، برده و آزاد، اوسى و خزرجى، مضرى و ربیعى و … را در مقابل هم قرار مى‏داد.بنابراین قرآن و آموزه‏هاى الهى با ترویج و تبلیغ ارزش‏هاى الهى و دینى از راه اخوت اسلامى در جان و روح مسلمانان، ریشه درخت کهن‏کین و تفاخر نژادى و نَسَبى را قطع کرد.در سراسر آیات قرآن که پیوندهاى نَسَبى و واژه اخوت و مشتقات آن ذکر شده، معانى مختلف برادرى از جمله برادرى طایفه‏اى، نسبى، دینى و سببى بیان گردیده و همواره ویژگى‏ها، خصلت‏ها، امتیازات، منافع و مضار هر یک یادآورى شده است. خداوند، در این آیات اخوت دینى (الأخوَه فی الدین) را برترین و عمیق‏ترین مفهوم اجتماعى براى اتحاد جامعه اسلامى یاد مى‏کند و وظایف و لوازم برادرى دینى را خاطرنشان مى‏نماید و با تأکید، ارزش‏هاى بیهوده برادرى انسابى که مایه تفاخر پوچ و بى‏معنى است، فسخ مى‏کند.با مداقه و تفحص در متن آیات قرآن مى‏توان اهداف گوناگون اخوت را چنین دسته‏بندى کرد:۱-. اصلاح امور مسلمانان به‏وسیله برادران دینى؛۱۰۲-. توسعه برابرى و برادرى اجتماعى و اقتصادى (تحقق عدالت)؛۱۱۳-. رعایت حقوق برادران دینى؛۱۲۴-. نجات و رستگارى انسان با تقویت فضیلت‏هاى انسانى به‏وسیله تقوا و مبارزه با نژادپرستى و معیارهاى طبقاتى؛۱۳۵-. اجراى احکام الهى در توارث، وصایت و حقوق خانوادگى؛۱۴۶-. ترویج حسن ایثار و انفاق؛۱۵۷-. ایجاد اتفاق و اتحاد میان مسلمانان به منظور تحقق وحدت امت اسلامى؛۱۶۸-. تعیین مرزبندى میان کفر و ایمان‏17 و اقامه ضروریات دین.
اهمیت و مقام اخوت دینى از دیدگاه رسول اکرم‏از آن‏جا که هدف رسالت پیامبر ایجاد قسط در جامعه اسلامى بود، بدون تردید تحقق این موضوع جز از راه اخوت دینى و برادرى و الفت میان مجموع مسلمانان ممکن نبود؛ زیرا تنها با احساس برادرى و الفت دینى دل‏هاى مسلمانان به‏هم نزدیک مى‏شود و تعاون و همکارى براى ساختن امت اسلامى به‏وجود مى‏آید و ایثار و از خودگذشتگى براى برادران دینى معنا پیدا مى‏کند و برابرى و قسط اسلامى در سایه اخوت اعتقادى محقق مى‏شود. از این‏رو پیامبر اسلام(ص) از آغاز به ترویج و تبلیغ بینش اخوانى میان مسلمانان همت گماشت و ضمن توجه دادن مسلمانان به آیات الهى درباب وظیفه و مسئولیت مسلمانان در برابر یک‏دیگر به‏عنوان برادران دینى، در عمل نیز براى ایجاد اتحاد و برادرى تلاش وافر کرد. آن حضرت مفهوم برادر دینى را از مفهوم برادر سنتى رایج میان جامعه عرب جدا نمود و مفهوم نو برادرى دینى را در خدمت حق‏طلبى، عزت و حرمت انسان قرار داد. درکنار این مفهوم سازى و تعریف جدید از برادرى، رد ارزش‏هاى خونى و متعصبانه و برادرى سنتى را وجهه همت خویش قرار داد و در عمل و نظر فخرفروشى و مباهات، قتل و کشتار، خیانت و ظلم و شقاوت در حق هم‏نوعان و برادران انسانى و دینى که برمحور دفاع کورکورانه از حریم خاندانى و قبیله‏اى شکل گرفته بود، سراسر طرد کرد و برادرى را از سطح روابط درون نژادى و خونى که عامل بروز رفتارهاى سیاسى – اجتماعى ناصواب بود، به سطحى شایسته و فراتر میان تمام انسان‏ها بدل کرد که در حوزه آن انسان به‏عنوان عزیزترین خلقت هستى با بهره‏گیرى از اخوت دینى صورت‏ها و مرزبندى‏هاى نژادى، مکانى، خونى، قومى و طبقاتى را درهم شکند و مرزى متعالى و دینى و اعتقادى براى دوست داشتن، عشق ورزیدن، الفت، برادرى و برابرى ایجاد کند و خانواده بزرگى از انسان‏هاى مؤمن تشکیل دهد که در آن خواهران و برادران دینى در مقابل یک‏دیگر احساس مسئولیت و وظیفه کنند و براى اداى آن بکوشند.۱۸پیامبر در طول زمام‏دارى خود در عمل، گفتار و سلوک خویش معناى برادرى دینى را محقق ساخت. در مکه زمانى که مسلمانان از هر سو مورد تهدید مشرکان و غیر مسلمانان بودند، تازه‏واردان به اسلام را تشویق مى‏کرد برادر یک‏دیگر باشند و با یک‏دیگر متحد شوند. رمز موفقیت و پیروزى‏هاى بعدى وى تا حد زیادى مرهون تشویق و تقویت بینش اخوانى و در گرو ایجاد پیوند برادرانه در جامعه اسلامى بود.او در مکه میان عده‏اى از مسلمانان پیوند برادرى ایجاد کرد و آنها را دوبه‏دو برادر ساخت. خود نیز به این وظیفه عمل کرد و در روزهاى نخستین دعوتش پایه‏هاى آن را بر برادرى بنا نهاد و به عنوان الگو و اسوه جامعه، على(ع) را برادر خویش قرار داد.۱۹اهمیت مقام برادرى در کلام پیامبر چنان است که مى‏گوید: هیچ عملى را بیش از سه کار دوست ندارم و یکى از این سه کار، همیارى و برادرى دینى در قبال برادران موحد است:«هیچ عملى را بیش از سه‏کار دوست ندارم: سیرکردن گرسنگى مسلمانان، پرداختن وامش، و برطرف ساختن اندوه از پیشانى‏اش؛ کسى که از مؤمنى اندوهش را برطرف کند، خدا اندوه روز رستاخیز او را برطرف خواهد کرد و خدا دست به یارى بنده‏اش است تا وقتى که بنده‏اش به کار یارى برادرش باشد».20معلوم است فقط در جامعه‏اى که احساس برادرى دینى وجود دارد، چنین ایثار و همکارى و همیارى تجلى پیدا مى‏کند. در بخشى دیگر فرمود: «المسلم أخوالمسلم لا یظلمه، و لا یخذله، و لا یسلمه: مسلمان برادر مسلمان است. هرگز براو ستم روا نمى‏دارد و دست از یارى‏اش بر نمى‏دارد و او را در مقابل حوادث روزگار تنها و تسلیم نمى‏سازد.»21در ترویج فرهنگ برادرانه و عیب‏پوشى از برادران دینى که آن را از اهم وظایف یک برادر دینى قلمداد مى‏کند مى‏فرماید:«مَن ستر عوره أخیه المسلم ستراللَّه عورته یوم‏القیامه: هر کس راز و عیب برادر دینى خویش را بپوشاند، خداوند در روز قیامت عیب او را مى‏پوشاند».22نیز مى‏فرماید: «مثل‏الأخوین مثل الیدین یغسل أحدهما الآخر: مَثَل دو برادر دینى مثال دو دست است که هم‏دیگر را شست‏وشو مى‏دهند».23هم‏چنین براى تشویق همیارى و جلوگیرى از اجحاف، برادران دینى را موظف مى‏سازد که به هیچ وجه به هم‏دیگر ظلم روا ندارند؛ یک‏دیگر را رها نسازند؛ حاجت یک‏دیگر را برآورده سازند و عیب یک‏دیگر را بپوشانند.۲۴در همین باره، پیامبر اسلام و ائمه و اولیاى دین، در گفتارهاى بسیارى، حقوق برادرى اسلامى را از دید اسلام بیان کرده‏اند. در این جا به یک حدیث ارزنده دیگر از پیامبر اکتفا مى‏کنیم که در آن تمام حقوق برادران دینى ذکر شده است و صاحب بحارالانوار آن را در جلد ۷۴ آورده است. در این حدیث وظایف جامعه مؤمنان و برادران دینى به صورت جامع در سى ویژگى بیان شده است:پیامبر اسلام فرمود: مسلمان بر برادر دینى مسلمانش سى حق دارد که برائت ذمه از آن حاصل نمى‏گردد مگر به اداى این حقوق یا عفو کردن برادر مسلمان او:۱-. یغفر زلته: لغزش‏هایش را ببخشاید.۲-. یرحم عبرته: در ناراحتى‏ها به او مهربانى کند.۳-. یستر عورته: عیوب و اسرارش را مخفى دارد.۴-. یقیل عثرته: اشتباهات او را جبران کند.۵-. یقبل معذرته: عذر او را بپذیرد.۶-. یردّ غیبته: در برابر بدگویان از او دفاع کند.۷-. و یدیم نصیحته: همیشه خیرخواه او باشد.۸-. یحفظ خلته: در حفظ دوستى او کوشا باشد.۹-. یرعى ذمته: آن‏چه را که بر ذمه اوست، مراعات نماید.۱۰-. یعود مرضه: در وقت بیمارى از او عیادت کند.۱۱-. یشهد میته: در هنگام مرگ او را تشییع نماید.۱۲-. یجیب دعوته: دعوت او را اجابت کند.۱۳-. یقبل هدیته: هدایاى او را بپذیرد.۱۴-. یکافأ صلته: عطاهاى او را جبران نماید.۱۵-. یشکر نعمته: نعمت او را شکرگزارى کند.۱۶-. یحسن نصرته: به دوستى او را یارى نماید.۱۷-. یحفظ حلیلته: ناموس او را حفظ کند.۱۸-. یقضى حاجته: حاجت و نیاز او را برآورده سازد.۱۹-. یشفع مسألته: براى نیاز و درخواستش نزد دیگران شفاعت کند.۲۰-. یسمت عطسته: عطسه او را تحیت بگوید.۲۱-. یرشد ضالته: او را ارشاد نماید.۲۲-. یرد سلامه: به سلامش پاسخ بگوید.۲۳-. یبرّ أنعامه: انعام او را به خوبى بدهد.۲۴-. یطیب کلامه: کلامش را نیکو بپندارد.۲۵-. یصدق اقسامه: سوگند او را تصدیق و قبول کند.۲۶-. یوالی ولیَّه: با دوستش دوستى کند.۲۷-. لایعادیه: با او عداوت نکند.۲۸-. ینصره ظالماً و مظلوماً فأما نصرته ظالماً و یرده عن ظلمه و أما نصرته مظلوماً فیعینه على اخذ حقه: در یارى او بکوشد چه ظالم باشد چه مظلوم؛ اما یارى او در حالى که ظالم باشد به این است که او را از ظلمش بازدارد و در حالى که مظلوم است، او را در گرفتن حقش کمک نماید.۲۹-. لا یخذله و لا یسلمه: او را در برابر حوادث بى‏یاور نگذارد.۳۰-. و یحب له من‏الخیر ما یحب لنفسه و یکره له من‏الشر ما یکره لنفسه: و هر آن‏چه را براى خود مى‏پسندد، براى دوستش بپسندد و هرچه از بدى براى خود نمى‏خواهد، براى او نیز نخواهد.۲۵
اخوت اسلامى در مکه (مؤاخات اولیه)نخستین منابع تاریخ اسلام، در باب چگونگى مؤاخات میان مسلمانان مکه، توضیحات دقیقى ارائه نمى‏دهند. تنها در کتابهاى سیره به بحث مؤاخات در مکه اشاره گردیده و از آن با عنوان «المؤاخات اولیه» یاد شده است.برخى از منابع متأخر اساساً مؤاخات اولیه را منکر شده‏اند؛ بحثى که اغلب به تضادهاى سیاسى و فرقه‏اى شیعه و سنى باز مى‏گردد. برخى از مؤلفان و سیره‏نویسان اهل‏سنت براى انکار برادرى رسول اکرم با على(ع) – که شیعیان به استناد آن على را به‏منزله برادر و جانشین حضرت رسول قلمداد مى‏کنند – به مخالفت و رد روایت‏هاى مربوط به «المؤاخات اولیّه» پرداخته و استدلال کرده‏اند که مؤاخات فقط در مدینه و میان مهاجر و انصار انجام شد. با این همه، برخى از منابع از پیمان اخوت نخستین میان مسلمانان مکه سخن به میان آورده‏اند. این منابع خواسته‏اند توضیحات خود را در باب مسأله اخوت اسلامى در مدینه تکمیل نمایند. از این‏رو یکى از زمینه‏هاى اخوت مدینه را اخوت در مکه مى‏دانند و از دو پیمان اخوانى در صدر اسلام تحت عنوان «المؤاخات‏المدنیه» و «المؤاخات المکیه» یا «المؤاخات أولیّه» و «المؤاخات‏الثانیه» یاد مى‏کنند. این منابع زمانى که به توضیح و تشریح جریان پیمان مؤاخات مدینه مى‏پردازند، به‏صورت جداگانه به پیمان اخوت مکه اشاره نمى‏کنند، بلکه در حاشیه این پیمان از مؤاخات مکه به مثابه مقدمه پیمان اخوت مدینه سخن به میان مى‏آورند. براى همین، برخى مانند ابن تیمیه به رد آن پرداخته و دلایلى در این باب اقامه کرده‏اند.۲۶در منابعى که بر ذکر پیمان اخوت در مکه اشاره کرده‏اند، به روند چگونگى پیمان مذکور و این بحث که پیمان مذکور در کدام مکان خاص و کدام روز معیّن اتفاق افتاده، اشاره‏اى نشده است.مسلّم است که پیامبر از آغاز، وحدت و برادرى اسلامى را یک راه حل مناسب براى ایجاد امت واحده مى‏دانست و ضرورت اتحاد نیروهاى مسلمان در مقابله با دشمنان را احساس کرده بود و فرمان خداوند مبنى بر الفت میان مسلمانان و برابرى و برادرى، این بینش و ضرورت تاریخى را تکمیل نموده بود.پیامبر، براساس این بینش الهى و انسانى، رسالت خود را در ایجاد آن مى‏دید و در هر زمانى که کسانى به اسلام در مى‏آمدند، سعى مى‏کرد میان آنها رابطه برادرى ایجاد کند تا در سایه وحدت و وفادارى مسلمانان، قدرت دفاع از حریم اسلام را تقویت نماید و فاصله طبقاتى و نژادى رایج در عصر جاهلى را بدین‏صورت میان تازه مسلمانان از بین ببرد. عقد پیمان اخوت مدینه قدمى بزرگ‏تر در راستاى تقویت این طرز تفکر بود. پس نمى‏توان ماهیتاً تفاوتى میان هدف پیامبر در ایجاد عقد اخوت در مکه و مدینه احساس کرد، مگر آن‏چه که مربوط به وضع اجتماعى و اقتصادى میان مهاجر و انصار در هنگام پیمان مدینه بود؛ زیرا در آن زمان علاوه بر این که پیامبر قصد داشت رابطه و الفت میان مسلمانان را با این پیمان مستحکم سازد و زمینه تشکیل امت اسلامى را فراهم سازد، کمک انصار به مهاجران که از دیار خود کوچیده بودند، عامل مضاعفى در تحکیم پیمان برادرى در مدینه بود و در سایه پیمان مذکور برادران مهاجر مى‏توانستند از مساعدت‏هاى مالى انصار بهره گیرند۲۷ و حتى از یک‏دیگر ارث بردند، گرچه پس از جنگ بدر هنگامى که مهاجران از غنائم جنگى بهره‏مند شدند و گشایشى در امور حاصل شد، رابطه ارث و میراث براساس اخوت، به حکم خداوند قطع گردید۲۸ و به نزدیکان میت سپرده شد.هدف نهایى پیامبر از ایجاد عقد اخوت دینى میان مسلمانان، توسعه بینش برادرى و برابرى اسلامى بود، به‏ویژه که سعى کرد در اخوت، حریم‏هاى برترى‏طلبى و اشرافیت‏خواهى را بشکند. از این‏رو میان برده و اسیر و سیاه حبشى و سید قریشى رابطه اخوت ایجاد کرد؛ چنان‏که میان زید بن حارثه و حمزه بن‏ابى‏طالب ایجاد کرد. عظمت اسلام از همین‏جا آغاز مى‏شود که در مدت کوتاهى پس از بعثت پیامبر، تعلیمات وى چنان بر قلوب اشراف عرب وحشت انداخت که راهى جز مبارزه و براندازى آن ندیدند. تعالیمى که ابى‏عبیده جراح را با سالم مولى‏ابى‏حذیفه؛ عبیده بن حارث و بلال حبشى؛ و حمزه و زید را در یک ردیف قرار داد. این نشانه‏هاى آشکارى از فرو ریختن دیوارهاى بلند عُجْب و غرور و یک‏سان شدن آنها و نویدى بر ایجاد جامعه‏اى واحد و عدالت‏جو بود. اشرافیت مکه بیش از هر چیز از این مسئله وحشت داشت و به آن اعتراض مى‏کرد، ولى جامعه اسلامى و رهبر الهى (پیامبر) به آن مباهات مى‏کرد.پیامبر همواره در مکه و مدینه این رویه را ادامه داد و برادرى را تشویق و ترغیب کرد و براى تحقق آن، با رفتار و عمل و گفتار خود کوشید. در مدتى که در مکه بود، بنا به روایت منابع میان هیجده تن از مسلمانان، عقد اخوت بست و آنها را با هم برادر کرد. با هجرت به مدینه بنا به ضرورت‏هاى اعتقادى و سیاسى و اقتصادى امر اخوت دینى براى تشکیل جامعه‏اى واحد به شکل منسجم‏تر دنبال شد و با عقد پیمان المؤاخات ثانى، این نوع بینش و نگرش در جامعه اسلامى مستحکم گردید. پاره‏اى از منابع تاریخ اسلام که به مؤاخات در مکه اشاره کرده‏اند، فهرست‏هایى از کسانى را که در مکه باهم برادر شدند، ارائه کرده‏اند. در اکثر منابع، فهرست واحدى از برادران هم پیمان در مکه آمده، و این تواتر نشان‏دهنده صحت روایت مذکور است. بلاذرى درانساب‏الاشراف، ابن‏سیدالناس در سیرهالنبویه، صالحى در سبل‏الهدى همگى از هیجده تن که در مکه عقد اخوت بسته‏اند، یاد مى‏نمایند. در ذیل، فهرست‏هایى که به این بحث پرداخته‏اند با تغییرات مختصرى که دارند، ارائه شده است:ردیف مؤاخات مکه ازانساب الأشراف بلاذرى‏291 حمزه و زید بن حارثه‏2 ابى‏بکر و عمر۳ عثمان و عبدالرحمن بن عوف‏4 زبیر بن عوام و عبداللَّه بن مسعود۵ عبیده بن حارث و بلال حبشى‏6 مصعب بن عمیر و سعد بن ابى وقاص‏7 ابى عبیده بن الجراح و سالم مولى أبى حذیفه‏8 سعید بن زید بن عمرو بن نفیل و طلحه بن عبیداللَّه‏9 على بن ابى‏طالب(ع) و محمد رسول‏اللَّه(ص)ردیف مؤاخات مکه از السیره النبویه ابن سیدالناس‏301 ابى‏بکر و عمر۲ حمزه و زید بن حارثه‏3 عثمان و عبدالرحمن بن عوف‏4 زبیر و ابن مسعود۵ عبیده بن حارث و بلال حبشى‏6 مصعب بن عمیر و سعد بن ابى وقاص‏7 سعید بن زید بن عمرو بن نفیل و طلحه بن عبیداللَّه‏8 ابى عبیده جراح و سالم مولى ابى حذیفه‏9 على بن ابى‏طالب(ع) و محمد بن عبداللَّه(ص)ردیف مؤاخات مکه از سبل‏الهدى و الرشاد فى سیره خیرالعباد۳۱۱ ابى‏بکر و عمر۲ حمزه و زید بن حارثه‏3 عثمان و عبدالرحمن بن عوف‏4 زبیر بن عوام و عبداللَّه ابن مسعود۵ عبیده بن الحارث و بلال حبشى‏6 مصعب بن عمیر و سعد بن ابى وقاص‏7 عبیده و سالم مولى ابى حذیفه‏8 سعید بن ابى زید و طلحه بن عبیداللَّه‏9 على بن ابى‏طالب(ع) و حضرت رسول(ص)
پی‌نوشت‌ها:

*. استادیار گروه تاریخ دانشگاه لرستان.۱-. حجرات (۴۹) آیه ۱۰٫۲-. «واعْتصموا بحَبْل‏اللَّه جمیعاً و لا تفرقوا واذْکروا نعمت‏اللَّه علیکم إذْ کنتم أعدآءً فألَّف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته إخواناً و کنتم على‏ شفا حفره من‏النار فأنْقذکم منها کذلک یبیِّن‏اللَّه لکم آیاته لعلّکم تهتدون». آل‏عمران (۳) آیه ۱۰۳٫۳-. همان.۴-. «یا ایها الناس إنّا خلقناکم من ذکر و اُنثى و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا انَّ أکرمکم عنداللَّه اتقیکم إنّ اللَّه علیم خبیر». حجرات (۴۹) آیه ۱۳٫۵-. «الأخوّه فی النسب، الأخوّه فی الصداقهَ، الأخوّه فى الدین» نگاه کنید به: محمد بن مکرم ابن منظور، لسان‏العرب، (بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۳ ق) ج ۱، ص ۲۲٫۶-. انساب عرب به طبقات مختلفى چون: جدم، جمهور، شعب، قبیله، عماره، بطن، فخذ، عشیره، فصیله، رهط، أسره، عتره، ذریه و زاد تقسیم مى‏شد و مناسبات اجتماعى و قبیله‏اى بر محور دورى و نزدیکى روابط خونى و نژادى بر هر یک از آنها استوار بود. نگاه کنید به: السید محمود شکرى الآلوسى، بلوغ الارب فى معرفه احوال العرب، (بیروت، دارالکتب العلمیه، بى تا) ج ۳، ص ۱۹۱ – ۱۸۸٫۷-. ابوالفتوح رازى، روح‏الجنان فى تفسیرالقرآن، به کوشش دکتر جعفر یاحقى و دکتر محمدمهدى ناصح، (مشهد، آستان قدس، ۱۳۷۸) ج ۱۸، ص ۴۴٫۸-. حجرات (۴۹) آیه ۱۲٫۹-. همان، آیه ۱۰٫۱۰-. همان، آیات ۹ – ۱۰ و بقره (۲) آیه ۱۷۸٫۱۱-. آل‏عمران (۳) آیات ۱۰۳ – ۱۰۲ و توبه (۹) آیات ۱۲ – ۱۱٫۱۲-. همان.۱۳-. حجرات، آیه ۴۷٫۱۴-. احزاب (۳۳) آیات ۴ – ۵ و بقره، آیه ۱۷۸٫۱۵-. بقره، آیه ۲۲۰ و توبه، آیات ۱۱ – ۱۲٫۱۶-. آل‏عمران، آیات ۱۰۲ – ۱۰۳٫۱۷-. توبه، آیات ۱۱ – ۱۲٫۱۸-. ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، (تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۱) ج ۲۲، ص ۱۷۲٫۱۹-. ابن سعد، طبقات الکبرى، (بیروت، بى‏تا) ج ۱، ص ۲۳۸ – ۲۳۹٫۲۰-. ابن واضح یعقوبى، تاریخ یعقوبى، ترجمه محمدابراهیم آیتى، (تهران، نشر علمى و فرهنگى، ۱۳۶۶) ج‏1، ص ۴۹۷٫۲۱-. ناصر مکارم شیرازى، پیشین، ص ۱۷۳٫۲۲-. همان.۲۳- همان.۲۴-. صفى‏الرحمن المبارکغورى، الرحیق المختوم، بحث فى‏السیره النبویه، (بیروت، دارالوفاء للطباعه و نشر، بى‏تا) ص ۲۱٫۲۵-. ناصر مکارم شیرازى، پیشین، ج ۲۲، ص ۱۷۴ – ۱۷۵ (به نقل از بحارالانوار، ج ۷۴).۲۶-. امام محمد یوسف‏الصالحى الشامى، سبل الهدى و الرشاد فی سیره خیرالعباد، تحقیق استاد عبدالعزیز عبدالحق حلمى، (بى جا، ۱۴۱۱ ه.ق / ۱۹۹۰ م) ج ۳، ص ۵۳۴٫۲۷-. ابن سعد، پیشین، ص ۲۹۳٫۲۸-. انفال (۸) آیه ۷۵٫۲۹-. احمد بن یحیى بلاذرى، انساب‏الاشراف، تحقیق دکتر محمد حمیداللَّه، (بیروت، دارالمعارف، بى تا) ج ۱،ص ۲۷۰٫۳۰-. ابن سیدالناس، السیرهالنبویه (عیون‏الأثر فی فنون المغازی و الشمائل والسیره)، (بیروت، دارالحضاره للطباعه و نشر، ۱۹۸۶ م) ص ۲۶۴٫۳۱-. الشامى، پیشین، ص ۵۳۲ – ۵۳۸٫کتابنامه:‏- الآلوسى، السید محمود شکرى، بلوغ‏الارب فى معرفه احوال‏العرب، (بیروت، دارالکتب‏العلمیه، بى‏تا)ج‏3.- ابن سعد، طبقات الکبرى، (بیروت، بى‏تا)، ج ۱٫- ابن سیدالناس، السیرهالنبویه (عیون‏الأثر فی فنون المغازی و الشمائل والسیره)، (بیروت، دارالحضاره للطباعه و نشر، ۱۹۸۶ م)- ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان‏العرب، (بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۳ق) ج ۱٫- بلاذرى، احمد بن یحیى، انساب‏الاشراف، تحقیق دکتر محمد حمیداللَّه، (بیروت، دارالمعارف، بى تا) ج‏1.- رازى، ابوالفتوح، روح‏الجنان فى تفسیرالقرآن، به کوشش دکتر جعفر یاحقى و دکتر محمدمهدى ناصح، (مشهد، آستان قدس، ۱۳۷۸)، ج ۱۸٫- الصالحى الشامى، امام محمد یوسف، سبل الهدى و الرشاد فی سیره خیرالعباد، تحقیق استاد عبدالعزیز عبدالحق حلمى، (بى تا، ۱۴۱۱ ه.ق / ۱۹۹۰ م) ج ۳٫- المبارکغورى، صفى‏الرحمن، الرحیق المختوم، بحث فى السیرهالنبویه، (بیروت، دارالوفاء للطباعه و نشر، بى‏تا)- مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، (تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۱) ج ۲۲٫- یعقوبى، ابن واضح، تاریخ یعقوبى، ترجمه محمدابراهیم آیتى، (تهران، نشر علمى و فرهنگى، ۱۳۶۶) ج ۱٫
منبع مقاله : www.tarikheslam.com

 

نوشته قبلی

تأثیر علمی – فرهنگی هند در دانش مسلمانان در سده های نخستین

نوشته‌ی بعدی

پوشش و پرچم در جنگ هاى عصر اسلامى

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

پوشش و پرچم در جنگ هاى عصر اسلامى

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا