14 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

کرامت اعظم میلاد رحمت و عقلانیت

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

همه ما می توانیمآنچه که به مناسبت میلاد حضرت رسول علیه و علی آله الاف التحیه و الثناء و میلاد امام صادق سلام الله علیه به عرضتان می رسد، این است که شما هم می توانید این راه را طی کنید. رابط بین ما و وجود مبارک پیغمبر، ائمه ما مانند امام صادق (ع) هستند، شما هم می توانید داعی الی الله باشید. قهراً می توانید چراغ مبین و نورافکنی باشید.ذات اقدس اله به رسول گرامی اش فرمود: به مردم بگو؛ ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی . یعنی نه تنها من مردم را به الله دعوت می کنم، علماء، دانشمندان، اندیشوران الهی که پیروی مرا از نظر عقیده و خلق و عمل پذیرفته اند، آنها هم مردم را به الله دعوت می کنند. آنها هم به جائی می رسند که در روی کره زمین نسبت به علماء و اندیشوران دیگر، مکتب آنها برجسته ترین مکتب می شود. یک وقت ما پیغمبر را با انبیاء می سنجیم، او می شود افضل انبیاء. یک وقت خلفاء و اوصیای پیغمبر را با خلفاء و اوصیای انبیای سلف می سنجیم، اینها می شوند افضل اوصیاء. یک وقت علماء و دانشمندان را با علماء و دانشمندان دیگر ملل می سنجیم، اینها می شوند افضل العلماء. آنچه الآن به عهده ماست، و ما به انتظار آنیم، و برای ما مقدور است، و ما را به آن دعوت کرده اند، همین است؛ که ما دارای سخنی باشیم، احسن الکلام.اینکه ذات اقدس اله به رسول گرامی در بخش چهارم از این آیات فرمود: به مردم ابلاغ کن ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی. یعنی نه تنها من مردم را به الله دعوت می کنم، بلکه صاحب نظران و صاحب بصرانی که پیروی مرا پذیرفته اند، آنها هم مردم را به الله دعوت می کنند. اگر آنها مردم رابه الله دعوت کردند، حرف آنها بالاترین حرف ها خواهد بود؛ این فصل اول از سخن. اما فصل دوم از بحث این است؛ ما اگر خواستیم ببینیم قلمرو رسالت رسول گرامی(ص) تا کجاست، منطقه مأموریت دین او تا کجاست، بهترین راه بعد از ارزیابی برهان عام نبوت که فتوای عقل را تشریح می کند، بررسی متون دینی است. یعنی بررسی آیات قرآن کریم و همچنین روایات و احادیث، مخصوصاً نهج البلاغه.
میلاد فطرت و حقیقتدر قرآن، قلمرو دین پیغمبر اسلام و ره آورد او، حیات و ممات بشر عنوان شده است. یعنی بشر در همه امور دنیائی اش به رهبری وحی نیازمند است، چه اینکه در همه امور اخروی اش به رهبری وحی نیازمند است. و اگر بخشی از آن امور را عقل بازگو می کند، عقل وقتی هماهنگ با نقل شد، پیام وحی را به ما می رساند. این «عقل» پیامبر خداست. منتها در نهان و نهاد ما! همانطوری که در جبهه جهاد اصغر (جنگ بیرون)، عده ای پیغمبرها را شهید می کنند، عده ای پیامبران را اسیر می کنند، عده ای انبیاء را منزوی می کنند، عده ای انبیاء را مصدوم می کنند، در جریان جهاد اکبر هم عده ای فتوای عقل و فطرت را شهید می کنند، مسموم می کنند، یا مصدوم می کنند، یا مجروح می کنند. در جهاد اکبر اگر کسی فتوای عقل و فطرت را دسیسه کرد و براساس قدخاب من دساها به فتوای فطرت و عقل گوش نداد، این در حقیقت پیامبر درونی خود را منزوی کرده است.به هر تقدیر اگر چنانچه انسان متون دینی را ارزیابی کند، قلمرو رسالت رسول گرامی(ص) روشن خواهد شد. در نهج البلاغه، وجود مبارک امیرالمؤمنین سلام الله علیه هم میلاد رسول گرامی را ستود، و هم وضع مردم را از نظر عقیده در جاهلیت تشریح کرد و هم وضع جامعه را از نظر مسائل مادی بازگو کرد و هم بازسازی و نوسازی فکری، اخلاقی، اعمال و رفتار و مسائل مادی را تشریح کرد.
میلاد کرامت و دعوتدر اوائل نهج البلاغه، اینچنین آمده است که ذات اقدس اله، وجود مبارک رسول گرامی علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء را به سایر انبیاء معرفی کرد. به زبان انبیای گذشته وعده مبعوث شدن خاتم آنها را داده است. لذا فرمود: وقتی نوبت رسالت رسول گرامی رسید، به منظور انجاز وعده، پیامبر را مبعوث کرد. بعثه لانجاز عدته. یعنی وعده ای که خداوند به زبان انبیاء به امم گذشته داده است، آن وعده را با مبعوث کردن خاتم انبیاء(ص) عمل کرده است. ماخوذا علی النبیین میثاقه . نسبت به انبیای گذشته هشدار داد و از آنها پیمان گرفت؛ به مردم ابلاغ کند، اعلام کند که آخرین انبیاء کسی است که با شرائط خاص خواهد آمد و مبعوث خواهد شد. کریما میلاده. میلاد او با کرامت است. کرامت در فرهنگ قرآن جزء اوصافی است که فرشتگان به آن اوصاف متصف اند. در سوره مبارکه انبیاء وقتی فرشتگان را می ستاید، می فرماید: بل عباد مکرمون. لا یسیفونه یالقول و هم یامره یعملون. آنکه منزه از لوث گناه و مانند آن است در فرهنگ قرآن از کرامت برخوردار است. فطرت انسانی اینچنین است که لقد کرمنا بنی آدم. اگر در زیارت جامعه به پیشگاه ائمه علیهم السلام عرض می کنیم که این بزرگواران؛ عباد مکرمون، لا یسیقونه بالقول و هم بامره یعملون. یعنی آنچه که خدا در سوره انبیاء در وصف فرشته ها بیان کرده است، در وصف اهل بیت عصمت و طهارت هم هست. کرامت در فرهنگ قرآن یک مقام برین و والاست. وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) میلاد رسول گرامی را کریم می داند. قهرا میلاد امام صادق هم کریم است. کریماً میلاده. آن کسی که از اصلاب و ارحام طاهر و مطهر حرکت کرده است و به این نشئه آمده است، این دارای میلاد کریم است. این کریم المیلاد است. آنکه از غذای پاک متکون شده است، کریم المیلاد است. آنکه از پدران و مادران موحد نشأت گرفته است. کریم المیلاد است. فرمود: کریما میلاده. امشب، شب میلاد انسان کاملی است که ولادت او با کرامت آمیخته است. آنگاه وجود مبارک رسول گرامی(ص) وقتی وارد شد، به همراه خود احسن الآراء و مکاتب و أقوال را آورد. دنیا از نظر مکتب در سه ضلع آلوده و مسموم زندگی می کرد. عده ای اصلا خدا را قبول نداشتند، عده ای خدا را قبول داشتند، ولی تفکر تجسیمی و تشبیهی داشتند. عده ای خدا را قبول داشتند، اسم خدا را می بردند، اما فکر وثنیت و ثنویت در آنها بود، به غیر خدا تکیه می کردند. این آراءسه گانه، آراء رسمی جهان آن روز بود.امروز هم بیش از این سه رأی از نظر فکر در جوامع غیر دینی وجود ندارد. برای اینکه یک عده اصلا ملحداند، مارکسیست اند، معاذالله اصل ماوراء طبیعت را نمی پذیرند. یا عده ای بت پرست اند، یا عده ای اهل تجسیم و تشبیه و مانند آن.وجود مبارک امیرالمؤمنین عقاید مردم جاهلی را چنین وصف می کند: که ملل متفرق و متشتتی است؛ آراء این طوائف در این سه ضلع مسموم خلاصه می شود؛ یین مشبه لله یخلقه، أو ملحد فی اسمه، أو مشیریه الی غیره.وجود مبارک رسول گرامی با نشر توحید و دعوت توحید و اینکه ذات أقدس اله صفاتش عین ذات است، سبوح است، قدوس است، منزه از آن است که شبیه داشته باشد، لیس کمثله شیء است، لا شریک له است، صمد است و مانند آن؛ احسن الأقوال را آورد. أحسن الآراء را آورد. احسن المکاتب را آورد.
میلاد رحمت و عزتدر بخش های دیگر نهج البلاغه فرمود به اینکه: وجود مبارک رسول گرامی که ظهور کرد، مشکلات اخلاقی مردم را هم حل کرد. مردم گرفتار اختلاف داخلی بودند، اختلاف خانوادگی بودند، صله رحم نداشتند، رحامت را قطع می کردند، خونریزی داشتند؛ تسفکون دمائکم، تقطعون أرحامکم(۹). وجود مبارک رسول گرامی آمد؛ خون مردم را محترم کرد، اصول خانوادگی را تحکیم کرد، و عمودین را گرامی داشت و اساس خانواده را با دو محور اصیل استوار کرد. آن تفکرات جاهلی جاهلیت را زدود، غبارروبی کرد. فرمود: اساس خانواده را دو چیز تشکیل می دهد؛ یکی مودت عاقلانه نسبت به هم، یکی هم گذشت از اشتباهات یکدیگر. دو چیز است که خانواده را تشکیل می دهد؛ جعل بینکم موده و رحمه(۱۰). فرمود: آن خدائی که بین یک دختر و یک پسر، بین دو تا نامحرم مودت عقلی و قلبی استوار می کند، آن خدا اساس خانواده را بر همین دو محور استوار می داند، نه بیش از آن. نه جهیزیه، نه تدارکات زیاد، نه داشتن امکانات بیشتر و مانند آن.فرمود: و جعل بینکم موده و رحمه. دوستی عاقلانه نسبت به هم؛ چون اگر دوستی بر محور غریزه و جوانی باشد، نظیر تشکیل خانواده در غرب، همین که سن یک مقداری بالا آمد و آن غرائز جوانی افت کرد، اساس خانواده متلاشی می شود. ولی اگر علاقه زن و شوهر بر محور عقل باشد، هرچه سن بالاتر می آید، این خانواده مستحکم تر می شود، علاقه بیشتر می شود. چون مودت عاقلانه است که محور خانواده است، نه مودت غریزه و جوانی. و چون غیر از انبیاء و اولیای الهی، افراد عادی بدون غفلت و اشتباه نیستند، عنصر دیگری که می تواند اساس خانواده را مستحکم کند، گذشت از اشتباهات و لغزش های یکدیگر است، به نام «رحمت». و جعل بینکم موده و رحمه. این دو چیز است که اساس خانواده را حفظ می کند. اینها نه تنها در جاهلیت دیروز نبود، در جاهلیت امروز هم نیست! این حرف ها، حرف های نوی انبیای الهی است. به انسان ها فهماند نه مال فراوان، نه جهیزیه، نه ارتباط های دیگر، هیچ کدام از اینها عامل تشکیل خانواده نیست. به هر تقدیر این حرف های نو را وجود مبارک رسول اکرم آورده است.
میلاد وحدت و جماعتسپس امام فرمود: مسائل خانوادگی را برای شما حل کرد. بعد از اینکه مسائل خانوادگی حل شد، صله رحم را واجب کرده است. بعد از اینکه جریان رحامت حل شد، برقراری وحدت را واجب کرده است. الآن ما در «هفته وحدت» ایم. معنای (وحدت) آن است که اینها افرادی که ارحام شان را رعایت کردند، اصول خانوادگی شان را رعایت کردند، به دیگران می پردازند. و هیچ ممکن نیست کسی عضو جامعه متحد باشد، مگر اینکه اهل صله رحم باشد. و هیچ ممکن نیست کسی اهل صله رحم باشد، مگر اینکه در داخل خانواده خود براساس مودت و رحمت حرکت کند. و کسی در داخل خانواده خود اهل مودت و رحمت نیست، مگر اینکه در عنصر هستی خود، در نهان و نهاد خود یک انسان واحدی باشد.گاهی می بینید انسان با خودش اختلاف دارد. یعنی مشکل خود را نمی تواند حل کند. غریزه او چیزی را طلب می کند، غضب او چیزی را طلب می کند، عقل او چیزی را فتوا می دهد، فطرت او چیزی را فتوا می دهد؛ این توان آن را ندارد که فتوای عقل را، فتوای فطرت را حاکم بر خواسته های غریزه کند! کسی که گرفتار جنگ داخلی است، مشکل شخص خود راحل نکرد، او توان حل مشکل خانوادگی را ندارد. چه رسد به حل مشکل جامعه. لذا دین مشکل داخلی انسان را حل کرد، انسان را به جهاد اکبر وادار کرد. فرمود: امیر خواسته های درون، فتوای عقل است و فطرت. انسان شهوتی دارد، غضبی دارد، بسیاری از خواسته های غریزه ای دارد، بسیاری از خواسته های فطری دارد؛ باید در نهان و نهاد خود مستحضر باشد که این کشور داخلی را یک فقیه جامع الشرایطی به نام فطرت باید اداره کند. آن کسی که مشکل خودش را حل کرد، او توان آن را دارد که امیر خانواده باشد، امیر ارحام باشد، امیر جامعه.آنگاه ذات أقدس به رسول گرامی دستور داد که فرمود: به مردم بگوئید واعتصموا بحبل الله جمیعا. دین حبل خداست، ولایت حبل خداست، قرآن و عترت حبل خدایند. شما با هم به این حبل معتصم و مستمسک باشید. با هم معتصم باشید، غیر از آن است که بی هم معتصم باشید! یعنی اگر چنانچه یک طنابی از آسمان به زمین آمده به نام قرآن، اگر همه مسلمان های بیش از یک میلیارد عالم این طناب را بگیرند، اما هر کدام یک گوشه طناب را بگیرند، جدای از دیگری، هیچ کدام به این آیه عمل نکرده اند. معنای این آیه این نیست که شما مسلمان باشید! آیات دیگر ما را به اسلام دعوت می کند. معنای آیه این است که با هم مسلمان باشید. با هم اهل قرآن باشید. با هم اهل قرآن بودن، غیر از بی هم اهل قرآن بودن است. مثلا اگر هزار نفر در این فضا الان همه نماز بخوانند (نماز فرادی)، ولی نمازشان به جماعت نباشد، هیچ کدامشان به حبل الله معتصم نشدند. همه نماز خواندند، ولی هیچ کدام به این آیه عمل نکردند! آیه پیامش این نیست، شما مسلمان باشید، آدم خوبی باشید. پیام آیه این است که: با هم آدم خوبی باشید. وقتی با هم آدم خوبی شدید، مشکل یکدیگر را درک می کنید. واعتصموا بحبل الله جمیعا. گرچه امر به شیء مقتضی نهی از جد نیست، گرچه نهی از شیء مقتضی امر به خلاف نیست؛ یکی عقلی است و دیگری نقلی. ولی برای تأکید در اینجا هر دو کنار هم آمدند. فرمود: با هم باشید، بی هم نباشید. به با هم بودن امر کرد، از بی هم بودن نهی کرد.
میلاد عقلانیت و مسئولیتآنگاه در بخش دیگر از سخنان امیرالمؤمنین سلام الله علیه می خوانیم که فرمود: شما اهل خونریزی بودید، تسفکون دمائکم و تقطعون ارحامکم و سایر مسائل اخلاقی را بازگو می کند. الاصنام فیکم منصوبه و الاثام بکم معصوبه. هم دین آمده آن صنم و وثن را برداشت، مشکل اعتقادی تان را حل کرد، هم مشکل اجتماعی و اخلاقی تان را حل کرد که شما را از اثم و گناه نجات داد. آنگاه بخش دیگر از رسالت رسول گرامی را بازگو می کند که دین آمده به شما سازندگی بدهد؛ به شما بهداشت، درمان، آموزش پزشکی بدهد. به شما طرز خانه ساختن یاد بدهد. شما آب آشامیدنی سالم نداشتید. و این دین آمده، به شما دستور داده، به شما راه نشان داده، به شما گفته که باید آبتان، آب سالم باشد. شما خانه مسکونی خوبی نداشتید، این دین آمده، به شما دستور داده که خانه تان باید تمیز و مستحکم باشد. بین مار و عقرب زندگی می کردید. تشربون الکدر و تأکلون الجشب. نه غذای خوبی داشتید، نه آب آشامیدنی خوبی داشتید؛ دین آمده، همه این مسائل را برای شما حل کرده است.بنابراین اگر می بینید امروز نظام اسلامی نه تنها جهاد سازندگی دارد، بلکه سرداران سازندگی هم دارد، برای آن است که پیام دین را دارند اجراء می کنند. این اجرای سخن بلند امیر بیان است در نهج البلاغه. نظام اسلامی هم موظف است و هم ما موظف ایم. هم در تعدیل تقاضا، و آنها هم در تعدیل توزیع؛ هر دو موظف ایم. فرمود: همه این کارها را دین برای شما انجام داده است.می بینید قلمرو دین تا کجاست! منتها بخشی از این امور را دین از راه عقل و فطرت به ما داد. اگر مطلبی را عقل به او رسیده است، اگر مطلبی را فطرت به او رسیده است؛ در اصول ثابت شده است که عقل جزء منابع دین است. اگر کسی برخلاف فتوای عقل رفتار کرد، نه تنها در دنیا ضرر می بیند و صاحبنظران او را نکوهش می کنند، بلکه در قیامت به جهنم می رود. پس آنها که فکر می کردند دین خیلی از امور را نگفته است، دین فقط مسئله آخرت را، قیامت را، اعتقاد و اخلاق را گفته است؛ بقیه را به عقل مردم واگذار کرده است، غافل از آنند که عقل فتوای دین را می گوید. عقل جزء منابع دین است. منتها همان عقلی که خدا را می شناسد، پیغمبر را می شناسد، قیامت را می شناسد. همان عقلی که در اصول جزء حجج و منابع غنی و قوی دین است. اگر آن عقل فتوا داد که ما چگونه حکومت کنیم، چگونه کشور را اداره کنیم، این فتوای دین است. بر هر کسی واجب است که عائله خود را، تأمین کند. آیا ممکن است کسی در قیامت بگوید: چون خدا در قرآن نگفت من چگونه کشاورزی کنم، چگونه آبیاری کنم، چگونه سد سازی کنم، نتوانستم عائله خود را اداره کنم و نکردم، معذور نیستم، آیا چنین کسی در قیامت مؤاخذه نمی شود؟ به جهنم نمی رود؟ یا خدا در قیامت به او می گوید: بر تو از نظر نقل واجب شد عائله را اداره کنی. آن عقلی که به تو دادم؛ چراغ من است، سراج منیر من است، فتوای من است. تو با عقل می فهمی که چگونه کشاورزی کنی. خوب، چرا نکردی، عائله را تأمین نکردی؟به جهنم می رود تا معلوم شود (عقل) منبع دین است. و اگر جهنم می رود، معلوم می شود (فطرت) منبع دین است. خیلی از امور را نقل گفته، خیلی از امور را عقل گفته؛ این آقایان عقل را در مقابل دین قرار دادند، در حالی که عقل در مقابل نقل است، نه در مقابل دین! در علم اصول می گوید: دین را از چهار منبع می گیرند؛ «عقل»، «قرآن»، «سنت» و «اجماع». عقل هرگز در مقابل دین نیست. عقل در مقابل نقل است. بنابراین اگر کسی آمده، گفته: که دین کاری با این مسائل ندارد، این در حقیقت گوشه ای از دین را نپذیرفته! امام راحل رضوان الله علیه مکرر در مکرر در پاسخ این تفکر، می فرمود به اینکه: چرا انبیاء حکومت تشکیل دادند؟ چرا انبیاء جهادها را اداره کردند؟ چرا انبیاء شربت شهادت نوشیدند؟ چرا انبیاء عده زیادی را در جبهه ها به همراه خود دعوت کردند؟ و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر(۱۵). چرا یقتلون النبیین بغیر الحق؟ چرا و قتلهم الانبیاء بغیر الحق؟ آنها بعد از رحلت امام رضوان الله علیه آمدند، این حرفها را منتشر کردند که آری، انبیاء حکومت تشکیل دادند، جهاد کردند، مردم را آزاد کردند، اما نه از آن جهت که وحی آمده، شما این کارها را بکنید. چون اینها فرزانگانی بودند، آزاداندیش، آزادیخواه، این کارها را کردند. وگرنه دین دستور رسمی نداد.خوب غافل از اینکه اگر شما به خدمت قرآن کریم مراجعه کنید، به خدمت متون نقلی مراجعه کنید، می بینید قسمت مهم این برنامه ها را خدا در قرآن کریم بازگو کرده است. این چنین نبود که مسئله ولایت را، رهبری را، حکومت را انبیاء از آن جهت که آزاداندیش بودند و بشر آزادیخواه بودند، انجام دادند! بلکه از آن جهت که انبیاء بودند، وحی گرفتند، انجام دادند. مسئله قضا و داوری را ذات اقدس اله در قرآن صریحا تشکیل کرد که ما کان لمومن و لامؤمنه اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره. اجرای حدود را خدا در قرآن به اینها مشخص کرده است. قوانین جزائی، کیفری و مانند آن را خدا در قرآن بیان کرده. انبیاء را مأمور اجرای این حدود کرده. جهاد را خدا در قرآن معین کرده. مقاتله با سران استکبار را وحی بررسی کرده. قاتلوا ائمه الکفر را قاتلوهم حتی لاتکون الفتنه(۲۰) را و یکون الدین کله لله را وحی گفته است. اینچنین نیست که وجود مبارک رسول گرامی از آن جهت که یک انسان آزاداندیش باشد و آزاداندیش بود، این کارها را کرده! البته انسانی بود، آزادیخواه. و این آزادی را عقل می گوید، که پیام دین را دارد و نقل می گوید که متن دین است.
میلاد تعالی و رهبانیتبرادران و خواهران قبل از هرچیزی، بهترین راه تکریم کسی که کریماً میلاده به دنیا آمده است، انس شدید با قرآن کریم است. حفظ قرآن در درجه دوم از اهمیت است. اول آشنایی به متن قرآن. ما اینجا ننشستیم که پیغمبر را بستائیم! او کسی است که فرشته ها در ستایش او عاجزند. ما آمدیم که تکلیف خودمان را روشن کنیم. ما نیامدیم که کباده کش کرنش دیگران باشیم! آمدیم که بفهمیم ما وظیفه مان چیست! پیغمبر وظیفه ما را مشخص کرد. فرمود: من أحسن الأقوال را آوردم. شما هم أحسن الأقوال را بیاورید به دنبال من. أدعوا الی الله علی بصیره أنا و من اتبعنی. پس اگر خدا فرمود: فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه، و بعد فرمود : من أحسن قولاً ممن دعا الی الله و عمل صالحاً و قال اننی من المسلمین، بعد در بخش سوم، در سوره احزاب فرمود: یا ایها النبی انا ارسلناک شاهداً و مبشراً و نذیراً و داعیاً الی الله باذنه و سراجاً منیرا، در بخش چهارم می بینیم پیغمبر فرمود: من مردم را به أحسن الأقوال دعوت می کنم. پیروان من هم مردم را به أحسن الأقوال دعوت می کنند.
 
 

نوشته قبلی

آن که بذر توحید را باران بود

نوشته‌ی بعدی

چرا پیامبراعظم صلی الله علیه و آله الگوی جهانیان است؟

مرتبط نوشته ها

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

نوشته‌ی بعدی

چرا پیامبراعظم صلی الله علیه و آله الگوی جهانیان است؟

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا