29 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

راز اسلام گرایی ایرانیان در آیینه ی روایات

0
SHARES
17
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

در اینجا عواملی را که در گرایش ایرانیان به اسلام نقش داشته است از دیدگاه روایات پی می گیریم.
۱- تساوی عرب و عجم از دیدگاه اسلامپیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در هر فرصت مناسبی می فرمود: «ملاک برتری انسان ها، بستگی به تقوای آنها دارد» و بر هر گونه تبعیضات نژادی خط بطلان کشید.در قرآن در این راستا، آیات متعددی آمده است، از جمله در آیه ی ۱۳ حجرات می خوانیم:«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم ان الله علیم خبیر؛ ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، ولی گرامی ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست، خداوند دانا و خبیر است.»مردم در محیط ظهور اسلام، بزرگ ترین ارزش را برای قبیله و نژاد قائل بودند و افتخار به انساب، رایج ترین افتخار آنها بود، تا جایی که ملاک آقایی و برتری، بستگی به نژاد داشت و هر گاه کسی از نژاد قبیله ی مهم عرب بود، دارای افتخار بزرگی بود که دیگران از آن محروم بودند.عرب ها به هیچ وجه حاضر نبودند که خود را با عجم در یک سطح از ارزش ها بدانند، بلکه عجم را به عنوان «موالی» (غلامان آزاد شده، در درجات پایین اجتماع) و گاهی موجوداتی بین حیوان و انسان می دانستند و بر این اساس با آنها برخورد می کردند.در شأن نزول آیه ی مذکور آمده است: «پیامبرصلی الله علیه و آله دستور داد دختری از عرب را به بعضی از موالی (۱) بدهند، مردم از این دستور پیامبرصلی الله علیه و آله تعجب کردند و از روی انکار به پیامبرصلی الله علیه و آله گفتند: «آیا به ما دستور می دهی که دخترانمان را به موالی بدهیم؟!»آیه ی مذکور نازل شد و بر این افکار نادرست، خط بطلان کشید. (۲)آری اسلام این گونه تبعیض نژادی را کوبید و این برخوردها یک اصل ثابت و تشویق کننده بود که افراد دیگری مانند عجم را به اسلام جذب می کرد.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مکرر این سخن را با تعبیرات مختلف فرمود:«الا لا فضل لعربی علی عجمی و لا عجمی علی عربی و لا لاسود علی احمر و لا لاحمر علی اسود الا بالتقوی؛ ای مردم! بدانید! نه عرب بر عجم برتری دارد و نه عجم بر عرب، نه سیاه پوست بر سخ پوست و نه سرخ پوست بر سیاه پوست، مگر به تقوا.» (3)امام باقرعلیه السلام می فرماید: در روز فتح مکه، رسول خداصلی الله علیه و آله به منبر رفت و فرمود: «ای مردم! خداوند نخوت و تعصبات جاهلیت و فخرفروشی به حسب و نسب را از میان شما بیرون برد، آگاه باشید، شما از «آدم» هستید و «آدم» از گل است و بهترین بندگان در نزد خدا کسانی هستند که پرهیزکارتر می باشند.«ان العربیه لیست بأب والد و لکنها لسان ناطق فمن قصر به عمله لم یبلغه رضوان الله حسبه، الا ان کل دم کان فی الجاهلیه او احنه فهو تحت قدمی هاتین الی یوم القیامه؛ عربیت بستگی به پدر و نسب ندارد، بلکه یک زبان گویا است کسی که عملش ناقص باشد، عربی بودن او، او را به خوشنودی خدا نمی رساند، آگاه باشید، هر گاه خون یا کینه ای که در زمان جاهلیت بود، همه را تا روز قیامت زیر دو پایم نهادم.» (4)امام علی علیه السلام نیز همواره در روش خود، همان روش رسول خداصلی الله علیه و آله را تعقیب می کرد، در گفتار و کردار، هرگز عرب را بر عجیم ترجیح نداد و تنها ملاک فضیلت و برتری را به تقوا می دانست.در روایات آمده است: حضرت علی علیه السلام در تقسیم بیت المال، بین یک نفر زن عرب با یک زن عجم، فرق نگذاشت. زن عرب اعتراض کرد: «که چرا حق مرا با یک زن عجم، مساوی قرار دادی؟»امام علی علیه السلام به او فرمود: «من در قرآن، فرزندان اسماعیل (عرب ها) را برتر از فرزندان اسحاق (عجم ها) نیافتم.» (5)روش امامان اهلبیت علیهم السلام نیز بر همین اساس بود، آنها هرگز کسی را به خاطر نژاد و رنگ بر کسی برتر یا پست تر ننمودند.امام سجاد علیه السلام با کنیز عمویش، امام حسن علیه السلام ازدواج کرد و غلام آزاد شده اش را همسر مادر رضاعی خود گردانید، وقتی که عبدالملک (پنجمین خلیفه ی اموی) از این موضوع مطلع شد، نامه ی اعتراض آمیزی برای او نوشت (که مثلا تو با این کار خود، شخصیت عرب آزاده را پایین آورده ای.)امام سجاد علیه السلام در پاسخ نوشت: «معنای نامه ی تو را فهمیدم، بدانکه ما از رسول خدا صلی الله علیه و آله پیروی می کنیم که زینب دختر عمه اش را همسر غلامش زید بن حارثه نمود و با کنیز آزاد کرده اش «صفیه» دختر حی بن اخطب ازدواج کرد.» (6)این گونه برخورد عادلانه و مهرانگیز پیشوایان بزرگ اسلام با موالی و عجم و عدم ترجیح عرب بر عجم، یکی از دلایلی است که عجم را به سوی اسلام جذب کرد، بعدا خواهیم گفت که یکی از علل گرایش ایرانیان به تشیع در میان مذاهب اسلامی، همین بود که آنها برخوردهای صحیح اسلامی و انسانی را در گفتار و رفتار پر مهر و صادقانه و منطقی علی علیه السلام و آل او یافتند، در حالی که از دیگران گاهی درست بر ضد این روش پاک و اصیل دیده می شد.
۲ -تجلیل از مقام عجم و مقام سلمانقبلا روایاتی که در تفسیر آیات قرآن آمده بود، ذکر شد که در آنها پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام، عالی ترین تجلیل و تشویق را درباره ی ایرانیان روا داشتند تا آنجا که پیامبرصلی الله علیه و آله به ذات پاک خدا سوگند یاد کرد که: «اگر دین و ایمان در ستاره ی ثریا و آسمان قرار گیرد، فرزندان ایران آن را به دست می آورند».امام صادق علیه السلام فرمود: «سوگند به خدا، خداوند به این وعده (جایگزینی افراد بهتر به جای عرب) وفا کرد.»بعدا روایاتی در این راستا ذکر خواهد شد.موضوع دیگر اینکه: سلمان یک نفر ایرانی بود. او بر اثر پیمودن راه تقوا و کمالات به مرحله ای رسید که پیامبرصلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام با تعبیرات بسیار بلند، از او تجلیل کردند ( چنانکه بعدا بیان خواهد شد) و این تجلیل از سلمان پاک ولایق که به صورت سمبلی از ایرانیان معرفی شده بود، نقش به سزایی در گرایش ایرانیان به اسلام داشت.
۳- فضیلت ایرانیان از زبان پیامبرصلی الله علیه و آلهپیامبرصلی الله علیه و آله فرمود:«لله من عباده خیرتان: فخیرته من العرب قریش و من العجم فارس؛ خداوند در میان بندگانش، دارای دو خیر و نیکی است: ۱- نیکی او در میان عرب، در قریش است. ۲- نیکی او در میان عجم، در جمعیت ایرانی است.» (7)منظور از این سخن این نیست که موضوع نژاد، موجب برتری است بلکه منظور خبر دادن از نبوغ و استعداد و زمینه هایی است که در قریش در نژاد عرب و در ایرانیان در نژاد عجم وجود دارد.
۴- سخن گفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله به فارسی و نهی او از بدگویی به ایرانیانپیامبرصلی الله علیه و آله گاهی فارسی سخن می گفت، چنانکه نقل شده: ابوجابر و ابوهریره فارسی صحبت می کردند.(۸)این شیوه ی او نیز نشانه ی اشتیاق او به جلب عواطف فارسی زبانان است، در حالی که بعضی بر اثر تعصب عربیت، سخن گفتن به فارسی را دور از وقار می دانستند.(۹)و نیز نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «نام ایرانیان را به زشتی یاد نکنید، زیرا آنها از یاران ما هستند و از ما حمایت می کنند.» (10)
۵- «سلمان فارسی» پیشتاز اسلام از مردم ایرانرسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:«السباق اربع: انا سابق العرب و صهیب سابق الروم و سلمان سابق الفرس و بلال سابق الحبشه ؛ پیشگامان چهار نفرند: ۱- من پیشتاز عرب به اسلام هستم. ۲-صهیب، پیشگام رومیان است. ۳- سلمان، پیشگام ایرانیان است. ۴- بلال، پیشگام مردم حبشه است.» (11)نظیر این مطلب از امام علی علیه السلام نقل شده است، با این تفاوت که در سخن امام علی علیه السلام آمده است : پیشگامان ، پنج نفرند و «خباب ارت» به عنوان پیشگام مردم «نبط» به شمار آمده است. (۱۲)و در بعضی از تعبیرهای پیامبرصلی الله علیه و آله این موضوع در سطح بالاتری عنوان شده است که فرمود:«انا سابق ولد آدم و سلمان سابق اهل فارس؛ من پیشگام همه ی فرزندان آدم هستم و سلمان پیشگام مردم ایران است.» (13)این سخن پر معنای پیامبرصلی الله علیه و آله و علی علیه السلام در ضمن اینکه پیشگامان راه نجات در مناطق مختلف را معرفی می کند، بیانگر آن است که این افراد به مقامی از لیاقت رسیده اند که رهبر و جلودار هموطنان خود به سوی اسلام شدند و هموطنانشان به دنبال آنها برای وصل به راه نجات حرکت کردند.این گفتار، یک نوع جلب عواطف ایرانیان و … و رهنمود آنها به سوی اسلام است، از این رو که جلودار آنها مورد تأیید قرار گرفته و انتخاب آنها، انتخاب بسیار شایسته است.
۶- سفارش نامه ی پیامبرصلی الله علیه و آله درباره ی بستگان سلماناین سفارش نامه حاکی است که پیامبرصلی الله علیه و آله علاقه ی بسیار به جلب عواطف بستگان سلمان، به اسلام داشته است و این علاقه ی پیامبرصلی الله علیه و آله به یک مسلمان ایرانی، طبعا موجب جلب توجه سایر ایرانیان نیز می شد، قابل توجه اینکه چنین عهد نامه ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره ی هیچکس از صحابه صادر نشده است، ترجمه ی متن آن چنین است:بسم الله الرحمن الرحیم«این عهد نامه ای از «محمد بن عبدالله» صلی الله علیه و آله که بنا به درخواست «سلمان» در مورد توصیه به برادرش «مهاد بن فروخ بن مهیار» و خاندان او، نسل اندر نسل نگاشته می شود. حمد و سپاس خداوندی را که دستور گفتن «لااله الا الله» ( معبودی جز خدای یکتا نیست) را به من داده است، خود از جانب خدا می گویم و به مردم نیز فرمان می دهم تا به آن اقرار نمایند، زیرا همه ی مخلوقات آفریده های خدا هستند و حکم و فرمان به دست او است، او آنان را آفرید، سپس مرگ را بر آنها مسلط کرد و پس از آن آنها را زنده می کند و بازگشت همه به سوی او است.همه چیز نابود می گردد و هر جانداری می میرد. هر کس به خدا و رسولش ایمان آورد، در آخرت سعادتمند است و هر کس در دین خود باقی بماند، او را مجبور نمی کنم.این نامه به نفع خاندان سلمان نوشته شد. جان و مال آنها، در هر نقطه ای که باشند، در پناه خدا و رسولش محفوظ است؛ کسی به آنها ستم نکند و سخن نگیرد، هر کس از مؤمنان نامه ی مرا بخواند، باید از آنها حمایت کند و به آنها احترام نماید و هیچ گونه آزاری بر آنها روا ندارد. تراشیدن جلو سر و جزیه و خمس و عشر ( یک دهم) اموال و هر گونه مالیات را از آنها برداشتم، اگر از شما کمک خواستند به آنها کمک کنید؛ اگر دیگری به آنها ستم کرد، از او جلوگیری نمایید؛ هرسال از بیت المال، صد لباس در ماه رجب و صد لباس در ماه ذیحجه ( ماه مراسم حج) به آنها بدهید.سلمان از این رو ، از جانب ما شایسته این اکرام و احترام گردیده که بر بیشتر مؤمنان برتری یافته است و از طریق وحی برای من ثابت شده که: «اشتیاق بهشت به سلمان بیش از اشتیاق او به بهشت است» سلمان مورد اعتماد من و خیرخواه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و مؤمنان می باشد، سلمان از خاندان ما است.برای هیچکس روا نیست که با این عهدنامه مخالفت کند تا هنگامی که آنها در راه اسلام، گام بر می دارند، درباره ی آنها کوتاهی نکنید. هر کس با این سفارش، مخالفت کند، لعنت خدا بر او باد. هر کس آنان را احترام کند، مرا احترام کرده است و هر کس آنان را بیازارد، مرا آزرده و در قیامت من دشمن او هستم و دوزخ جایگاه اوست.» «والسلام»این سفارش نامه را علی بن ابی طالب علیه السلام به فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشت و سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، بلال و جماعتی بر آن گواه شدند.» (14)
۷- امام «علی » علیه السلام ، ملجأ و راهنمای موالیمنظور از «موالی»، غلامان آزاد شده است. این کلمه به افراد غیر عرب از ایرانی و غیر ایرانی اطلاق می شود و به ایرانیانی که بعد از فتح مدائن به اسارت مسلمین درآمدند و به فرزندان آنها «موالی» اطلاق می شد.در عصر خلفا، روزی جمعی از موالی به حضور امام علی علیه السلام آمده و از اعراب، شکایت کردند و گفتند: «رسول خداصلی الله علیه و آله در تقسیم بیت المال یا ازدواج، میان عرب و غیر عرب، هیچ گونه تبعیضی قایل نبود. سلمان، بلال و صهیب در عصر رسول خداصلی الله علیه و آله با زنان عرب ازدواج می کردند، ولی اکنون اعراب ( سران قوم) میان ما و خودشان تفاوت قائلند.»امام علی علیه السلام در این باره با سران قوم، صحبت کرد تا برای رفع تبعیض اقدام جدی کنند، اما سفارش آن حضرت، اثری نبخشید و آنها فریاد می زدند: «چنین چیزی ممکن نیست، ممکن نیست!»امام علی علیه السلام در حالی که از این جریان خشمناک شده بودند، نزد شکایت کنندگان آمد و به آنها فرمود: متأسفانه اینها حاضر نیستند تا با شما روش مساوات پیش گیرند و مانند یک مسلمان دارای حقوق مساوی با شما رفتار نمایند، من به شما توصیه می کنم ( برای سامان دادن به زندگی اجتماعی خود) بازرگانی را پیشه کنید، خداوند به شما برکت خواهد داد، زیرا از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود:«الرزق عشره اجزاء تسعه اجزاء فی التجاره و واحده فی غیرها؛ طریق به دست آوردن معاش روزانه، دارای ده شاخه است: نه شاخه ی آن از طریق تجارت و بازرگانی است و یک شاخه ی آن از غیر این طریق است.» (15)به این ترتیب، در حالی که دیگران موالی و ایرانیان را تحقیر و تضعیف کرده و از حق خود محروم می ساختند، امام علی علیه السلام پناه و راهنمای دلسوزی برای سامان دادن زندگی آنها بود.
۸- تجلیل و احترام خاص «علی » علیه السلام از ایرانیان اسیرپس از آنکه ایران در عصر خلافت خلیفه ی دوم، به دست مسلمین افتاد و ایرانیان تسلیم حکومت اسلامی شدند، جمعی از مردان و زنان اسیر ایرانی وارد مدینه شدند . عمر بن خطاب تصمیم گرفت، زنان و مردان اسیر ایرانی را به عنوان کنیز و غلام در معرض فروش قرار دهد و نیز تصمیم گرفت تا در مراسم حج در طواف کعبه، ایرانیان، افراد معلول و ناتوان و پیران فرتوت را بر پشت و بر شانه بگیرند و طواف دهند.امیرمؤمنان علی علیه السلام گفت، رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است:«اکرموا کریم قوم و ان خالفوکم؛ بزرگان هر قومی را ـ هر چند با شما مخالفت کنند ـ گرامی بدارید.»سپس علی علیه السلام افزود:«و هؤلاء الفرس حکماء کرماء فقد القو الینا بالسلم و رغبوا فی الاسلام؛ این ایرانیان، افراد دانشمند و بزرگوار هستند که با کمال میل تسلیم شما ( حکومت اسلامی) شده اند و به اسلام گرایش پیدا کرده اند.»آنگاه چنین اعلام کرد: «من از سهم خود و بنی هاشم، آنهارا بخشیدم و در راه خدا آزاد ساختم.»مسلمانان مهاجر و انصار به علی علیه السلام عرض کردند: «ما نیز سهمیه ی خود را به تو ای برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله بخشیدیم.»آنگاه علی علیه السلام فرمود: «خدایا! گواه باش که مسلمین مهاجر و انصار، حق خود را به من بخشیدند و من پذیرفتم و آنها را آزاد ساختم.»عمر بن خطاب وقتی خود را در چنین بن بستی دید، اعلام کرد: «علی علیه السلام در حکم از ما پیشی گرفت و تصمیم مرا در مورد ایرانیان نقض کرد، بنابراین همان حکم علی علیه السلام پذیرفته شد.» (16)
۹- دفاع امام علی علیه السلام از حق ایرانیانروزی امام علی علیه السلام در کوفه بر بالای منبری که از آجر ساخته شده بود، خطبه می خواند. اشعث بن قیس ( سردار منافقین) به عنوان اعتراض گفت: ای امیرمؤمنان! این افراد «حمراء» (ایرانیان) (۱۷) پیش روی تو بر ما چیره شده اند و تو جلو آنها را نمی گیری . سپس در حالی که خشمگین بود، گفت: «امروز من نشان خواهم داد که عرب چه کاره است؟!»امام علی علیه السلام (در دفاع از ایرانیان) فرمود: «این عرب های شکم گنده ( مثل اشعث) خودشان در بستر نرم، استراحت می کنند، ولی آنها (ایرانیان) در روزهای گرم به خاطر خدا تلاش می نمایند، آنگاه از من می خواهند که آنها را طرد کنم تا از ستمگران گردم، سوگند به خداوندی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «به خدا سوگند! همانگونه که شما در آغاز (در فتح ایران) ، ایرانیان را به خاطر اسلام با شمشیر خواهید زد، بعدا ایرانیان به خاطر اسلام، شما را خواهند زد.» (18) یعنی با شما می جنگند تا شما را به قبول اسلام ودار نمایند.
۱۰- بشارت پیامبرصلی الله علیه و آله و جلب عواطف غیر عرب به اسلامرسول اکرم صلی الله علیه و آله در سخنی فرمود:«ابشروا یا بنی فروخ فلو کان الایمان معلقا بالثریا لا تناله العرب، لناله العجم؛ بشارت باد به شما از فرزندان فروخ (۱۹) اگر ایمان به ستاره ی ثریا بسته باشد، عرب به آن نمی رسد، ولی عجم آن را در اختیار خود خواهد گرفت.» (20)و در تعبیر دیگر فرمود:«اقتربوا یا بنی فروخ الی الذکر ان منکم لرجالا لوان العلم معلق بالثریا لتناولوه؛ به ذکر (اسلام و قرآن) نزدیک شوید، ای فرزندان فروخ! همانا در میان شما مردانی خواهند بود که اگر علم به ستاره ی ثریا بسته باشد، آن مردان به آن دست می یابند.» (21)و در روایت ابوهریره آمده است، پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود:«ادنوا یا معاشر الموالی الی الذکر، فان العرب قد اعرضت و ان الایمان لو کان معلقا بالعرش کان منکم من یطلبه ؛ ای عجم ها! نزدیک ذکر ( قرآن و اسلام) گردید که عرب ها از آن ذکر، روی گردانده اند و همانا اگر ایمان به عرش الهی بسته باشد، از میان شما کسانی هستند که آن را به دست آورند.» (22)
۱۱- ایرانیان شهر انبار و علی علیه السلامشهر انبار در ساحل رود فرات از جانب مدائن به طرف شام قرار دارد. (۲۳) مردم آن قبل از فتح مدائن توسط مسلمین ، ایرانی بودند و در آنجا کشاورزی می کردند. این شهر ساحلی پس از فتح ایران، تحت حکومت اسلام درآمد و دهقانان آنجا از یوغ اسارت شاهان ساسانی آزاد شدند و به اسلام گرویدند. گروهی از مسیحیان نیز در آنجا سکونت داشتند و پس از اسلام، مردم این شهر را ایرانیان و عرب های اطراف و مهاجر تشکیل می دادند.در جنگ صفین که در سال ۳۶ و ۳۷ هجری در سرزمین شام ( سوریه) واقع شد، دو موضوع در رابطه با شهر انبار و توجه خاص امام علی علیه السلام به ایرانیان مسلمان رخ داد که در نهج البلاغه آمده است و ما هم خلاصه ی آن را در اینجا می آوریم:۱- به امام علی علیه السلام خبر رسید که سپاه غارتگر معاویه به این شهر، حمله کرده و به کشتار و غارت پرداخته اند، حتی خلخال ( چیزی شبیه دستبند که زنان عرب به مچ پا می بستند) زن مسلمان و غیر مسلمان را از پایش درآورده و چپاول نموده اند.این گزارش موجب شد که امام علی علیه السلام مردم را به مسجد کوفه جمع کرده، خطبه ی هیجان انگیزی خواند و جریان شهر انبار را بیان کرد و مردم را دعوت به جهاد با سپاه معاویه نمود.یکی از فرازهای خطبه این است:«فلو ان امرأ مسلما مات من بعد هذا اسفا ، ما کان به ملوما بل کان عندی جدیرا؛ اگر از خبر این حادثه ی جانگداز، مسلمانی از غصه بمیرد، سرزنش ندارد، بلکه از نظر من سزاوار است این گونه بمیرد.» (24)2- سپاه عراق همراه امام علی علیه السلام از شهر کوفه به سوی جبهه ی صفیه حرکت کردند. در مسیر راه به شهر انبار رسیدند، کشاورزان آزاد شده ی ایرانی شهر انبار، طبق تشریفات ایران قدیم، صف کشیده بودند تا از امام علی علیه السلام استقبال نموده و او را بدرقه کنند، آنها وقتی امیر مؤمنان علی علیه السلام را دیدند، از مرکب های خود پیاده شده، با هلهله و شادی در پیشاپیش علی علیه السلام می دویدند ( همانند اسکورتی که ایرانیان قدیم برای شاهان خود انجام می دادند.)این مراسم، گرچه بیانگر علاقه ی آنها به حضرت علی علیه السلام بود، ولی آن حضرت نمی خواست که آنها به پیروی از سنت ناخوشایند و ذلت بار شاهان، شخصیت انسانی خود را خوار سازند، از این رو به شدت آنها را از چنین روشی نهی کرد و فرمود:«سوگند به خدا! با این رفتار، زمامداران شما بهره مند نمی شوند و شما در دنیا با این رفتار، خود را به زحمت بیهوده می اندازید که موجب خشم خدا شده و برای قیامت شما نیز مایه ی بدبختی است، آیا هیچ خردمندی، خشم خدا را به بهای مشقت و زحمت بیهوده ی خویش خریدار است؟! » (25)به این ترتیب، امیرمؤمنان علی علیه السلام به آن تازه مسلمانان، درس عزت نفس و بلند همتی آموخت و آنان را از برنامه های غلط طاغوتی بر حذر داشت و سنت های بالنده ی اسلامی را به آنان آموخت و همچنین به زمامداران آموخت که هرگز برای شکوه ظاهری خود، به ذلت دیگران خشنود نگردند.اینجاست که مغیره بن شعبه( سیاستمدار عرب) همواره می گفت:«کان علی علیه السلام امیل الی الموالی و الطف بهم و کان عمر اشد تباعدا منهم؛ تمایل و مهربانی علی علیه السلام نسبت به موالی، بیشتر بود و عمر بر عکس، از آنها خوشش نمی آمد.» (26)
۱۲- جانبداری امامان علیهم السلام از موالی و ایرانیانچنانکه گفتیم امیرمؤمنان علی علیه السلام نسبت به ایرانیان، به خصوص بعد از اسارت آنها در زمان خلافت عمر علاقه مند بود و با سلما فارسی، دوستی صمیمانه داشت. پول دریافتی خود از بیت المال را در راه آزادی اسیران ایرانی، مصرف می کرد. این کار شیوه ی معمول او بود و در مورد سبک شمردن بار مالیات نسبت به کشاورزان ایران، بسیار با عمر بحث می نمود و او را بر این کار متقاعد می ساخت. (۲۷)روزی حضرت علی علیه السلام یکی از غلامان خود را چندین بار صدا زد، ولی غلام پاسخ او را نداد. امام از خانه بیرون آمد و غلام را در کنار در خانه دید، به او فرمود: «چرا جواب مرا نمی دهی؟»او پاسخ داد: «از جواب دادن به ندای تو کوتاهی کردم، زیرا اطمینان دارم که مرا مجازات نمی کنی.»امام فرمود: «حمد و سپاس خداوندی را که مرا به گونه ای تربیت کرد که آفریده هایش از من ایمن هستند. برو! تو را در راه خدا آزاد کردم.» (28)امیرمؤمنان علی علیه السلام دو پیراهن در بازار خرید ، یکی از آنها بهتر بود، آن را به غلامش قنبر داد و پیراهن پست تر را خود پوشید. قنبر عرض کرد: پیراهن بهتر برای شما مناسب تر است. امام فرمود: من از خدایم حیا می کنم که لباسم بهتر از لباس تو باشد، زیرا از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود:«البسوهم مما تلبسون و اطعموهم مما تـأکلون ؛ همان لباسی که خود می پوشید، به غلامان بپوشانید و همان غذایی که خود می خورید، به آنها بخورانید.» (29)کوتاه سخن آنکه: حضرت علی علیه السلام و دیگر امامان علیهم السلام در تربیت موالی ( بردگان غیر عرب و آزاد کردن آنها، سعی بسیار داشتند.امام علی علیه السلام از دسترنج خود، هزاران برده خرید و آزاد کرد. (۳۰) کوچک ترین بهانه کافی بود که امامان علیهم السلام بردگان را آزاد سازند. مثلا کنیزی یک شاخه گل به امام حسن علیه السلام داد و امام او را آزاد کرد و درباره ی امام حسین علیه السلام نیز چنین ماجرایی رخ داد.در مورد امام سجاد علیه السلام نوشته اند: «در مدینه حدود پنجاه هزار نفر یا بیشتر از موالی بودند که توسط امام سجاد علیه السلام آزاد شده بودند، حتی آن حضرت بردگانی سودانی را می خرید با اینکه به آنها نیاز نداشت و پس از تعلیم و تربیت، آنها را آزاد می کرد. (۳۱)اکثر امامان علیهم السلام با کنیزان ازدواج می کردند و آنان را آزاد می نمودند و با آنها مانند انسان آزاد برخورد داشتند.باید توجه داشت که حتی اگر قیمت هر برده در آن عصر، صد درهم باشد، خریداری پنجاه هزار برده نیاز به پنج میلیون درهم داشت، غیر از مخارج زندگی آنان ( پوشاک، خوراک، بهداشت، منزل، نگهبانان آنان، محل کار برای آنان و …)از سوی دیگر، امامان علیهم السلام از نظر سیاسی، تحت نظر و در محدودیت شدید بودند. در عین حال می بینیم امامان علیهم السلام برای خریداری بردگان و تعلیم و تربیت آنها و آزاد نمودنشان، اقدام جدی می نمودند. بردگان ، از جمله موالی ایرانی وقتی که نمونه ی عالی انسانیت را در مکتب اهلبیت علیهم السلام می دیدند و در می یافتند که نه تنها تحقیر نمی شوند، بلکه به آنان احترام گذاشته می شود، به آیین اسلام و تشیع معتقد می شدند.روزی امام سجاد علیه السلام تازیانه ای به یکی از غلامانش زد. پس از آن گریه نمود و به فرزند خود امام باقر علیه السلام فرمود: «نزد قبر پیامبرصلی الله علیه و آله برو و دو رکعت نماز بخوان و بگو : خداوندا! گناه علی بن الحسین علیه السلام را در روز قیامت ببخش.»سپس به آن غلام فرمود: «تو را برای خشنودی خدا آزاد کردم.» (32)شاگردان و خویشاوندان اهلبیت علیهم السلام نیز با موالی این گونه رفتار می کردند. در نیمه ی قرن اول هجری، جمعی از ایرانیان ( احتمالا اسیر) به عنوان موالی عبدالله بن عباس شناخته می شدند، عبدالله آنها را که دین اسلام را می پذیرفتند، آزاد می کرد. آنها به شهر قم ( در ایران ) آمدند و این سرزمین را برای زندگی برگزیدند. (۳۳)نتیجه اینکه: همان گونه که اخلاق نیک پیامبرصلی الله علیه و آله یکی از عوامل گرایش کافران به اسلام بود، خوشرفتاری امامان اهلبیت علیهم السلام و شاگردان آنها با موالی، نقش مهمی در گرایش آنها به تشیع داشت.
۱۳- اشتیاق ایرانیان برای پذیرش اسلامشخصی به امام صادق علیه السلام گفت: «مردم می گویند هر کس که عرب خالص ( غلام آزاد شده ی خالص) نباشد، پست است.»امام فرمود: «مولای خالص یعنی چه؟»او گفت: «یعنی کسی که پدر و مادرش، هر دو قبلا برده بودند.»امام فرمود: «مولای خالص چه مزیتی بر دیگران دارد؟»او گفت: «پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود: و مولای هر قومی از خود آنها است.» پس کسی ، صاحب فضیلت است که یا عرب خالص باشد یا مولای خالص که ملحق به عرب است ( بنابراین عجم در صف افراد پست می باشد)امام صادق علیه السلام فرمود: آیا نشنیده ای که پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود:«انا ولی من لا ولی له ، انا مولی کل مسلم عربیها و عجمیها؛ من ولی ( سرپرست) کسی هستم که ولی ندارد، من ولی هر مسلمانم، خواه عرب و خواه عجم .»بنابراین آیا کسی که پیامبرصلی الله علیه و آله ولی او است، از پیامبرصلی الله علیه و آله نیست؟ و در پایان فرمود:« من دخل فی الاسلام رغبه خیر ممن دخل رهبه و دخل المنافقون رهبه و الموالی دخلوا رغبه ؛ آنکه از روی میل و اشتیاق وارد اسلام می شود، بهتر از کسی است که از روی ترس وارد اسلام می گردد و این اعراب منافق، از روی ترس قبول اسلام کردند ولی موالی ( ایرانیان و … ) با میل و اشتیاق وارد اسلام شدند.» (34)
۱۴- مردم قم و خراسان از زبان امام صادق علیه السلامامام صادق علیه السلام فرمود:«اهل خراسان اعلامنا و اهل قم انصارنا و اهل کوفه اوتادنا؛ مردم خراسان بزرگان ما و مردم قم یاران ما و مردم کوفه حامیان استوار ما هستند.» (35)و در سخن دیگر فرمود: « هر گاه دستخوش بلا و رنج شدید، به قم بروید و در آنجا زندگی کنید، زیرا قم پناهگاه فرزندان فاطمه (س) و محل امن و استراحت برای مؤمنان است.» (36)
۱۵- طبیب عجم در محضر پیامبرصلی الله علیه و آلهدر گلستان سعدی آمده است:یکی از ملوک عجم، طبیبی حاذق به خدمت مصطفی صلی الله علیه و آله فرستاد. سالی چند در دیار عرب بماند، کسی به تجربتی پیش او نیامد و معالجه از وی درنخواست. پیش سید انبیاء شکایت برد و گله کرد که مرا برای معالجت اصحاب فرستاده اند و در این مدت هیچ کس به من التفات نکرد تا خدمتی به این بنده معین است، بجای آرم. رسول علیه الصلوه و السلام فرمود: «که این طایفه را طریقتی است تا اشتها غالب نشود، چیزی نخورند و هنوز اشتها باقی باشد، دست از طعام بازدارند.»حکیم گفت: «این است موجب تندرستی.» پس زمین خدمت ببوسید و برفت.(۳۷)در این حکایت سخن از یک پزشک غیر عرب ( احتمالا ایرانی) به میان آمده که مدت طولانی برای درمان بیماری ها به حجاز رفته ولی مشتری نداشته است. او به حضور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آمده و راز مراجعه نکردن بیمار را از آن حضرت پرسیده، پیامبرصلی الله علیه آله در پاسخ فرموده :«این مردم مسلمان ( طبق برنامه ی اسلام) تا اشتهای کامل به غذا ندارند، غذا نمی خورند و هنوز اشتهایشان باقی است که دست از غذا می کشند، از این رو بیمار نمی شوند.»پزشک، سخن آن حضرت را تصدیق نموده است.
۱۶- تمجید امام صادق علیه السلام از ایرانیان به خاطر احترام از عید نوروزدر حدیثی که آن را علامه مجلسی به تعبیر خودش را کتب معتبره از معلی بن خنیس نقل کرده، امام صادق علیه السلام عید نوروز را به خاطر هشت واقعه ی مهمی که در آن رخ داده و یا رخ می دهد، ستود و سپس فرمود:«لانه من ایامنا و ایام شیعتنا، حفظته العجم و ضیعتموه انتم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است. احترام آن را عجم ها ( ایرانیان و … ) حفظ کردند، ولی شما ( عرب ها) آن را تباه نمودید.» (38)این امور بیانگر بخشی از عوامل گرایش ایرانیان به اسلام و رابطه ی مهرانگیز و استوار پیامبرصلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام با آنها است و حاکی از آن است که آن بزرگواران عنایت خاصی به ایرانیان، به خاطر ایمانشان داشتند.
۱۷- سبقت عجم در پذیرش و تأیید دین از زبان امام رضا علیه السلامابراهیم یکی از فرزندان امام کاظم علیه السلام بود، ولی فرزند ناخلف بود و در مورد امامت بعد از پدر، مزاحمت هایی برای حضرت رضا علیه السلام ایجاد می کرد.علی بن اسباط می گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: مردی نزد برادرت ابراهیم رفته ( و او را اغفال کرده) و به او گفته: «پدرت وفات نکرده است» آیا شما نیز مانند ابراهیم، چنین عقیده ای دارید؟امام رضا علیه السلام فرمود: شگفتا! آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله می میرد ولی موسی ( پدرم) نمی میرد. سوگند به خدا پدرم وفات کرد، چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله وفات کرد ولی خداوند متعال از آن لحظه ی رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به بعد و زمان های بعد از آن، به طور پی گیر این دین را بر عجم زادگان منت می گذارد ولی همین توفیق را از بعضی از خویشان پیامبرصلی الله علیه و آله ( به خاطر عدم شایستگی شان) باز می دارد، همواره به عجم زادگان عطا می کند و از خویشان پیامبرصلی الله علیه و آله باز می دارد. من هزار دینار بدهکاری ابراهیم را – پس از آنکه بر اثر ناداری تصمیم بر طلاق همسران و آزاد نمودن بردگانش گرفته بود- ادا کردم ( در عین حال در برابر محبت های من، دست از کینه توزی برنمی دارد) چنانکه شنیده ای برادران یوسف با یوسف علیه السلام چه کردند، یوسف چه ستم ها و آزارها از برادران دید. (۳۹)
پی نوشت :

۱٫ علامه مجلسی در معنی «موالی» چنین گوید: منظور از موالی ، آزاد شدگان و فرزندان آنها و کسانی هستند که به قبیله ای می پیوندند، ولی از نظر نژاد از آن قبیله نیستند و منظور از موالی در روایات و اخبار «عجم» است، زیرا اعراب بر پدران ایرانیان ( در فتح ایران) پیروز شدند، گویا اعراب، ایرانیان را ( پس از پیروزی ) آزاد نمودند ( از این رو به ایرانیان موالی گفته می شد) و یا اینکه چون ایرانیان ایمان آوردند، به امامان خود ( که عرب بودند) پیوستند، در نتیجه موالی عرب شدند. ( بحار، ج۶۷، ص ۱۷۴).۲٫ تفسیر قرطبی، ج۹ ، ص ۶۱۶۱٫۳٫ همان و الغدیر، ج۶ ، ص ۱۸۷ و ۱۸۸٫۴٫ علامه مجلسی در بیان این حدیث می گوید: عربیت مورد ستایش مربوط به زبان عربی است که اعتراف به حق کند و به رسول خدا (ص) و اهلبیتش بپیوندد، گرچه او از غیر عرب باشد و پدرانش عرب نباشند( بحار، ج۶۷، ص ۱۷۶).۵٫ الغارات، ج۱، ص ۷۰٫۶٫ بحار ، ج ۴۶، ص ۱۳۹٫۷٫ زمخشری، ربیع الابرار، مطابق نقل میرزا حسین نوری، نفس الرحمن ، ص ۳۱٫۸٫ مسند احمد، ج۲، ص ۳۹۰٫۹٫ زمخشری، ربیع الابرار، ج۱، ص ۷۹۶٫۱۰٫ جامع الاصول جزری، ج۱۰، ص ۱۴۹٫۱۱٫ حلیه الاولیا، ج۱، ص ۱۸۵٫۱۲٫خصال صدوق، باب الخمسه، بحار، ج ۲۲، ص ۳۲۵٫۱۳٫ احتجاج طبرسی، ج۱، ص ۱۵۰٫۱۴٫ محدث سروی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص ۹۷؛ محمد و یاران ، ج ۳، ص ۲۱۷؛ از آغاز این عهدنامه فهمیده می شود که خویشاوندان سلمان در شهر اصطخر فارس ( سرزمین کازرون کنونی) زندگی می کردند، این عهدنامه در کتاب ها با اندکی تفاوت نقل شده است.۱۵٫ فروع کافی، ج۵، ص ۳۱۸ و ۳۱۹٫۱۶٫ مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص ۴۸٫۱۷٫ «حمراء» به معنی سرخ رویان است. این کلمه را عرب در مورد موالی ( غلامان آزاد شده و غیر عرب) به کار می برد ( سفینه البحار ، ج ۲،ص ۶۹۳) و منظور از این کلمه در حدیث فوق، ایرانیان هستند زیرا طبق قرائن، آنها بودند که کنار منبر امام علی (ع) می نشستند و افرادی مانند اشعث، نسبت به تحقیر ایرانیان تعصب خاص داشتند. استاد شهید علامه مطهری در معنی کلمه «حمراء» می گوید: «این سرخ رویان، یعنی ایرانیان» ( خدمات متقابل اسلام و ایران، انتشارات صدرا، ص ۱۳۸).۱۸٫ فقال علیه السلام: من یعذرنی من هؤلاء الضباطره، یتخلف احدهم یتقلب علی فراشه و حشایاه کالعین و یهجر هؤلاء للذکر، أأطردهم؟ انی ان طردتهم لمن الظالمین و الله لقد سمعته یقول : لیضربنکم علی الدین عودا کما ضربتموه علیه بدء. ( شرح نهج البلاغع ابن ابی الحدید، ج۱۹، ص ۱۲۴ ؛ سفینه البحار، ج۲، ص ۶۳۹ به نقل از کتاب الغارات) .۱۹٫ طبق گفته ی ابن اثیر در کتاب النهایه ؛ فروخ از فرزندان حضرت ابراهیم بود که دارای فرزندان زیاد شد و غیر عرب از نسل او به وجود آمدند (نهایه ابن اثیر، ج۲، ص ۴۲۵؛ باب الفاء بعد الراء) .بنابراین در این حدیث، به ایرانیان نیز بشارت داده شده است و می توان گفت به قرینه ی واژه ی «فروخ» که واژه فارسی و به معنی فرخنده است و به قرینه ی آخر حدیث ( اگر ایمان به ثریا بسته باشد… که مکرر پیامبر (ص) درباره ی سلمان و قوم او فرمود) چنین فهمید که منظور از بنی فروخ، خصوص ایرانیان باشند و همچنین منظور از دو حدیث بعد ( دقت کنید) .۲۰٫ تاریخ اصبهان، ابونعیم، ج۱،ص ۴ و ۵۱٫۲۱٫ همان مدرک.۲۲٫ ابونعیم، تاریخ اصبهان، ج۱، ص ۶٫۲۳٫ شهر انبار محل انبار کردن گندم و جو و حبوبات دولت ساسانی بود، از این رو به آن انبار گفتند. وقتی که اعراب مسلمان ، آن فتح کردند، آن را «الانبار» نامیدند (معجم البلدان، ج ۲، ص ۲۵۷).۲۴٫ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۲۷٫۲۵٫ همان، حکمت ۳۷٫۲۶٫ محدث قمی، سفینه البحار، ج۲، ص ۶۹۳٫۲۷٫ زمخشری، ربیع الابرار، ج۳، ص ۲۲٫۲۸٫ بحار، ج۴۱، ص ۴۹٫۲۹٫ الغارات، ج۱، ص ۱۰۶٫۳۰٫ همان، ص ۹۲٫۳۱٫ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج۴، ص ۶۳٫۳۲٫ محدث قمی ، انوار البهیه، ص ۱۰۵٫۳۳٫ البلدان یعقوبی، ص ۲۸۴ ؛ تاریخ مذهبی قم، ص ۴۴٫۳۴٫معانی الاخبار صدوق، ص ۴۵۵؛ سفینه البحار، ج۲، ص ۶۷۲ و۶۷۳٫۳۵٫ بحار، ج ۶۰، ص ۲۱۴٫۳۶٫ همان، ص ۲۱۵٫۳۷٫ گلستان سعدی، باب ۳٫۳۸٫ بحار، ج۵۹، ص ۹۲؛ گرچه در روایتی منسوب به امام کاظم (ع) از عید نوروز انتقاد شده، ولی علامه مجلسی روایت مدح را از نظر سند، ترجیح داده است ( بحار- ج ۵۹ – ص ۱۰۰ و ۱۰۱)۳۹٫ بحار، ج۴۸، ص ۲۶۳٫
منبع: کتاب رابطه ی ایران با اسلام و تشیع

 

نوشته قبلی

اسلام در غرب (اروپای غربی و آ مریکا)

نوشته‌ی بعدی

اسلام در چین و آسیای جنوب شرقی

مرتبط نوشته ها

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

اسلام در چین و آسیای جنوب شرقی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ما مسلح به الله اکبریم

ما مسلح به الله اکبریم

جایگاه اهل ‏بیت (ع) در آثار سنایی غزنوی

جایگاه اهل ‏بیت (ع) در آثار سنایی غزنوی

اخلاق اجتماعی از منظر امام رضا (ع) و سیره رضوی

اخلاق اجتماعی از منظر امام رضا (ع) و سیره رضوی

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا