این اولین بار در تاریخ بشریت نیست که مفسدان به کاری جاهلانه دست می زنند و صالحان را به فساد متهم می کنند. پیش از صهیونیستهای یهودی، فرعون نیز موسای پیامبر را به فساد متهم کرد “و قال فرعون ذرونی أقتل موسی و لیدع ربه إنی أخاف أن یبدل دینکم أو یظهر فی الأرض الفساد”( غافر ۲۶ ) {فرعون گفت که مرا واگذارید تا موسی را به قتل برسانم و هم او پروردگار خود را به کمک بطلبد. من از آن می ترسم که او دین شما را تغییر دهد یا در روی زمین فساد کند} و حال آنکه پروردگار مهربان می فرماید که فرعون یکی از بزرگ ترین مظاهر فساد در روی زمین بوده است،” إن فرعون علا فی الأرض و جعل أهلها شیعاً یستضعف طائفه منهم یذبح أبناءهم و یستحیی نساءهم إنه کان من المفسدین” (قصص/ ۴) {فرعون در سرزمین استکبار و سلطه گری کرد و مردمان آنجا را به گروهها و دسته های مختلفی تبدیل کرد گروهی از ایشان را ضعیف و ناتوان می کرد. پسرانشان را سر می برید و دخترانشان را زنده نگه می داشت. او مسلماً از زمره تباهکاران و جنایتکاران تاریخ بود}.امروز هم یک صهیونیست جانی از همان کسانی که دستشان به خون مسلمانان بیگناه آلوده است و خودشان شخصاً در قتل عامهای بی شماری شرکت داشته اند و همه تلاششان سیر کردن غریزه وحشی و خونخوار و تلمودی شان است و می کوشند ملتی را به صورت کامل از سرزمینش آواره کنند و سرزمینش را از دستش بیرون آورده و اشغال کنند و هویت این ملت را از آن بزدایند و تاریخ آن را محو کنند و دولتی یهودی، نژادپرست، وحشی و بر اساس آنچه در تلمود آمده در این سرزمین تشکیل دهند، بلند می شود و از گروههای تبلیغی مسیحی آمریکایی می خواهد که مسلمانان را به کیش خویش درآورند. او به این گروهها که با او ملاقات کرده اند می گوید که “شما باید مسجد به مسجد بگردید و مسلمانان را با نور آشنا کنید!! و به مسلمانان قاتل بگویید که آنان فراموش کرده اند که خداوند قتل و کشتار را تحریم کرده است!!! بینی آلون صهیونیست که از وزرای گروهک شارون تروریست و یکی از اعضای گروهک تروریستی مولیدت است که نژادپرست صهیونیست و وحشی معروف یعنی رحبعام زئیفی آن را تشکیل داد به مبلغان نصرانی می گوید که مسلمانان را به مسیحیان مؤمن و انسانهایی برگزیده تبدیل کنید!! او به این مبلغان یادآور می شود که تبلیغ کیش نصرانی در میان یهودیان ممنوع است.این صهیونیست جانی اول می بایست درباره اسلام تحقیق می کرد تا آنکه خود را از فساد اعتقادی نجات می داد تا کینه سیاهش را از سینه اش می زدود. ما امیدواریم که واقعاً چنین چیزی رخ دهد، اما شاید خداوند متعال بر قلب این کینه توز مهر زده باشد و چشمان او که پرده کینه و حسد بر ضد اسلام بر آن کشیده شده است، نتواند نور اسلام را ببیند.اگر مقاومت قهرمانانه فلسطین نبود این افعی کوچک این گونه زهری را که از کینه قلب کدرش می تراود، بیرون نمی ریخت و باور، روش و ارزش اسلام را متهم نمی ساخت. ضربات کوبنده ای که مقاومت فلسطین بر این جنایتکاران وارد می آورد موجب شده است که آنان آنچه را که در دل بر ضد اسلام و مسلمانان دارند نمایان سازند. این جنایتکار هم که امروز زهر خود را بیرون ریخته است عضو همان گروهک تروریستی صهیونیستی “مولیدت ” است که اولین و آخرین هدفش کندن ریشه فلسطینیان از سرزمینشان است. اعضای این گروهک تروریستی برای تحقق این هدفشان به جنایتهایی دست زده اند که انسان از گفتن آنها هم شرم می کند و با شنیدن آن عرق خجلت بر پیشنانی می نشیند. نیروهای همین گروهک تروریست صهیونیست بودند که خون هزاران کودک و زن و سالخورده بیگناه فلسطینیان مسلمان را بر زمین ریختند.اگر مقاومت قهرمانانه رزمندگان فلسطینی نبود، اروپاییها از جنایتهای رژیم منحوس صهیونیستی آگاه نمی شدند. همین اروپاییها که مدتهای طولانی با تبلیغات دروغین صهیونیستها در خواب بودند با آگاهی از این جنایتها نظر خود را درباره صهیونیسم تغییر دادند و ماهیت حقیقی این رژیم وحشی را شناختند و در نظرسنجیها اعلام کردند که این رژیم را در صدر کشورهایی می دانند که صلح جهانی را تهدید می کنند. مقاومت فلسطین با توفیق الهی موفق شد چهره کریه و زشت رژیم صهیونیستی را به همگان بنمایاند ” فإذا جاء وعد الآخره لیسوءوا وجوهکم و لیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مره و لیتبروا ما علوا تتبیراً” (اسرا / ۷ ) {و هنگامی که وعده دوم (مجازات و عقاب فسادتان) فرا می رسد (دشمنانتان را نیرو بخشیده و بر شما مسلط می گردانیم) تا شما را بدحال و پریشان روزگار سازند و (گرد غم و اندوه بر چهره هایتان بپاشند) و داخل مسجد (الاقصی) گردند همانگونه که در دفعه اول بدان داخل شدند( و بار دیگر به تخریب بیت المقدس دست یازند) و بر هر که و هر چه دست یابند بکشند و در هم بکوبند}مقاومت فلسطین همچنین موفق شده است درگیری را به داخل محافل صهیونیستها بکشاند. اختلاف بر سر دیوار و لزوم ساخت و هزینه آن و تأثیرات منفی که در عرصه جهانی برای رژیم صهیونیستی به همراه دارد و نیز اختلافات و مجادلات مربوط به عملیاتهای تروریستی که هیچ سودی بجز مرگ ناگهانی برای آنان در بر نداشته است و درگیری بر سر ضرورت ساخت شهرکهای جدید صهیونیست نشین و هزینه های سنگین ایجاد امنیت برای آنها همزمان با ادامه مقاومت فلسطینیان، همه و همه به سبب جانفشانیهای قهرمانان مجاهد فلسطینی به وجود آمده است تا آنجا که رهبر تروریستهای جهان و بزرگ ترین نظریه پرداز و تئوریسین شهرک سازی یعنی شارون درخواست تخلیه شهرکهای صهیونیست نشین از نوار غزه را مطرح می کند. چه این درخواست حقیقی باشد یا نه و چه آنکه تلاشی باشد برای حفظ دستاوردهای اشغالگران در کرانه باختری یا هر علت دیگری که داشته باشد یقیناً شارون بر اثر فشارهای مقاومت قهرمانانه مجاهدان فلسطینی مجبور به اتخاذ چنین موضعی شده است. اگر موشکهای قسام و گلوله های خمپاره رزمندگان فلسطینی که منادیان شکست مدتها آنها را به تمسخر می گرفتند، نبودند، شارون حتی یک لحظه هم به تخلیه شهرکهای صهیونیست نشین از نوار غزه نمی اندیشید. شارون می داند که فرار از غزه و تخلیه شهرکهای یهودی نشین این منطقه، فرار از کرانه باختری را در پی خواهد داشت و این کار نیز دیر یا زود عملی می شود.اگر مقاومت قهرمانانه لبنان نبود صهیونیستها از جنوب این کشور خارج نمی شدند و اسیران از زندانهای اشغالگران رها نمی گشتند. مقاومت لبنان چیزی به دست آورد که مذاکره کنندگان با رژیم صهیونیستی حتی از دستیابی به بخش کوچکی از آن ناتوان ماندند. مذاکره با رژیم صهیونیستی جز ضایع شدن حقوق و شرف و مال و وقت و تلاش فلسطینیان چیزی به همراه نداشت. آن مذاکرات فرصتی برای اشغالگران پدید آورد که جایگاه خود را در کرانه باختری و نوار غزه تثبیت کنند، یهودی سازی مقدسات را تسریع بخشند و ساخت شهرکهای اشغالی و جاده های منتهی به این شهرکها و انزوا و محاصره فلسطینیان در “کانتونها”ی دور از هم را کامل کنند.اگر مقاومت قهرمانانه در عراق نبود بوش دستپاچه نمی شد و اگر مسئله در عراق به تصاویر استقبال دروغین از تجاوز آمریکا به این کشور که بوش و صهیونیستها در کاخ سفید نیز مشتاق دیدن آن بودند، ختم می شد این درگیری و جدال درباره انگیزه های حقیقی تجاوز به عراق دیگر معنا نداشت. اگر حوادثی مانند تلاش برای مجازات بوش شنیده می شود و محبوبیت او به کمترین حد در جامعه آمریکا می رسد، یقیناً ارزشهای اخلاقی نیست که ملت آمریکا را به مجازات بوش وادار کرده است، زیرا آنانی که در حمایت از جنگ شعار می دادند و برای بوش کف می زدند یقیناً می دانستند که عراق امنیت آمریکا را تهدید نمی کند، آنان نسبت به صحت گزارشهای تیم بازرسان بین المللی درباره نبود سلاحهای کشتار جمعی در عراق یقین داشتند، اما این مقاومت عراق است که آمریکاییها را به وحشت انداخته و آنان را سردرگم کرده است. آنان هر روز تعداد زیادی از کشته های خود را تشییع می کنند و بیمارستانهایشان از هزاران زخمی مالامال است. اینهاست که وجدان در خواب فرو رفته آمریکاییها را بیدار کرده است. آنان اکنون احساس می کنند که به آنان اهانت شده و مورد تحقیر قرار گرفته اند، به ویژه که لذت غرور برتری جویی نظامی انگیزه اصلی حمایت ملت آمریکا از تیم صهیونیستی بود که بر مسند قدرت در کاخ سفید نشسته است و طراح جنگ عراق محسوب می شود. این دیوانگی خود بزرگ بینی است. این نژادپرستی زهراگینی است که احساس برتری نژادی را در میان آمریکاییها تقویت کرده است. این تفکر “کابویی” است، لذا توده آمریکاییها هیچ اعتراضی به استفاده از سلاحهای کشتار جمعی که عراق را ویران کرد، نشان ندادند. ما هیچ گاه نشنیدیم که توده آمریکاییها نسبت به ریخته شدن خون پاک مسلمانان در عراق که به دست نیروهای آمریکایی صورت می گرفت خشمگین شوند و به خیابانها بریزند و تظاهرات کنند. این مردم فقط زمانی که نظامیان آمریکایی با مقاومت روبرو و خوار و زبون شدند و روحیه آنان در برابر مقاومت قهرمانانه عراقیها در هم شکست، از خود واکنش نشان دادند.به همین سبب می گوییم که مرحبا به مقاومت، زیرا مقاومت تنها راه پیش روی ملتهای ستمدیده ایست که ابرقدرتها و مفسدان روی زمین که هیچ ارزشی برای عقیده و خون مسلمانان قائل نیستند، آنان را مقهور و در بند گرفتار کرده اند، پس مرحبا به مقاومت.

















هیچ نظری وجود ندارد