مفهوم شناسی عقل
عقل در لغتاصل عقل امساک، نگهداری و منع چیزی است. همچنین به نیروی پذیرنده علم و دانش و علمی که انسان با این نیرو کسب می کند، عقل گفته می شود؛ برخی از صاحب نظران لغت گفته اند:۱٫ « سمی العقل عقلا لانه یعقل صاحبه عن الثورط فی المهالک ای یحبسه و قیل: العقل هو التمییز الذی یتمیز الانسان من سائر الحیوانات؛ عقل را بدین جهت عقل گفته اند که صاحبش را از افتادن در مهلکه ها دور نگه می دارد؛ عقل وسیله ای است که انسان را از سایر حیوانات جدا می کند. » (1)2. اصل ماده عقل همان تشخیص صلاح و فساد در جریان زندگی مادی و معنوی و سپس ضبط و منع نفس بر همان مطلب است که از لوازم آن: امساک، تدبر، نیکویی، فهم و ادراک، انزجار و شناخت چیزهایی است که در زندگی موردنیاز است. (۲)
عقل در اصطلاح
نزد فلاسفه:عقل به معانی « مجرد تام » (3)، مدرک و ممیز خوب و بد (۴)، غریزه ای که انسان را از بهائم، ممتاز و او را مستعد پذیرش علوم می نماید (۵)، ادراک و فهم (۶) آمده است.نزد مفسران و دانشمندان علوم قرآنی: آیت الله جوادی آملی: منظور از عقل در اینجا [ تفسیر عقلی ] عقل برهانی است که از مغالطه و وهم و تخیل محفوظ باشد. یعنی عقلی که با اصول و علوم متعارفه خویش اصل وجود مبدأ جهان و صفات و اسمای حسنای او را ثابت کرده است. (۷)استاد ایازی: « حکم نظری به ملازمه بین حکم ثابت شرعی یا عقلی و بین حکم شرعی دیگر یا ملازمه بین عقیده ثابت قطعی و عقیده دیگر، مقصود عقل است. » (8)آیت الله خویی: « منظور همان عقل فطری صحیحی است که خداوند آن را حجت باطنی قرار داده است. همان طوری که پیامبر و اهل بیت او را حجت ظاهری قرار داده است. » (9)آیت الله فاضل لنکرانی: « حکم قطعی عقل و ادراک جزئی آن از جمله اصول تفسیر می باشد. » (10)به نظر می رسد که تعریف آیت الله جوادی در حوزه تفسیر، در خصوص عقل کامل تر باشد که سبب روش عقلی شده است و آیات قرآن به استناد آن تفسیر می شوند.
منزلت تعقل از نظر قرآندر گروهی از آیات، فهم قرآن منوط به تعقل و در برخی به کارگیری عقل برای فهم آیات مهم دانسته شده است مانند: « إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِیّاً لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ » (11)و آیه « کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ » (12)و در گروهی دیگر از آیات، به تنزل و دخول انسان در جهنم، در صورت عدم تعقل تأکید شده مثل آیه: « إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ » (13)و آیه « وَ قَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ » (14)و در گروه دیگری از آیات، عدم تعقل سبب ابتلا به رجس، بیان شده مانند: « وَ یَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ » (15).
منزلت تعقل از منظر روایاتدر تبیین جایگاه و اهمیت نقش عقل در زندگی بشر از جمله فهم معارف الهی که شامل قرآن نیز می شود، روایات متعددی وارد شده است که محدثان بزرگ، در کتب روایی خود به جمع آوری و دسته بندی احادیث مربوط به عقل پرداخته اند و از مهم ترین این آثار کتاب شریف اصول کافی است که در آغاز آن به کتاب العقل و کتاب العلم- که درواقع غذای حقیقی روح و موجب پرورش عقل است- و آن گاه به کتاب التوحید، پرداخته شده است. چه اینکه شناخت و علم و معرفت به توحید حقیقی بر مبنای عقل حاصل شدنی است.نمونه های احادیث، چنین است:قال امیرالمؤمنین: « العقل رسول الحق » (16).پیامبراکرم صلی الله علیه و آله: « انما یدرک الخیر کله بالعقل و لا دین لمن لا عقل له » (17).امام باقر علیه السلام:« لما خلق الله العقل استنطقه ثم قال له، اقبل فاقبل ثم قال له ادبر فادبر ثم قال و عزتی و جلالی ما خلقت خلقا هو احب الیّ منک و لا اکملتک الا فیمن احب اما انی ایاک آمر و ایاک انهی و ایاک اعاقب و ایاک اثیب » (18).همچنین حضرت امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می فرماید: « کفاک من عقلک ما اوضح لک سبل غیّک من رشدک » ( حکمت، ۴۲۱ )، «. . . و لا یغش العقل من استنصحه » ( حکمت، ۲۸۱ )و « لا مال اعود من العقل » ( حکمت، ۱۱۳ ).
پینوشتها:
۱٫ راغب، مفردات، ص ۵۷۷؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۹، ص ۳۲۶٫۲٫ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۸، ص ۱۹۴٫۳٫ طباطبایی، بدایه الحکمه، ص ۶۷٫۴٫ معلمی، معرفت شناسی در فلسفه اسلامی، ص ۱۳۱٫۵٫ همان، ص ۱۳۸٫۶٫ طباطبایی، المیزان، ج۲، ص ۲۵۰٫۷٫ جوادی آملی، تسنیم، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰٫۸٫ ایازی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص ۴۰٫۹٫ خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ص ۱۳٫۱۰٫ فاضل لنکرانی، مدخل التفسیر، ص ۱۷۷٫۱۱٫ یوسف/ ۲ و نیز انبیا/۱۰، محمد/۲۴، قمر/۱۷، ص /۲۹٫۱۲٫ روم/ ۲۸ و نیز رعد/۴، عنکبوت/۳۵ و ۴۳، بقره/ ۱۶۴٫۱۳٫ انفال/۲۲ و نیز فرقان/۴۴، بقره/۱۷۱٫۱۴٫ ملک / ۱۰ و نیز اعراف/۱۷۹٫۱۵٫ یونس/۱۰۰ و نیز انبیا/ ۶۷٫۱۶٫ آمدی، غررالحکم، ص ۵۰، ح ۲۶۹٫۱۷٫ حرانی، تحف العقول، ص ۵۴٫۱۸٫ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص ۱۰، ح۱٫منبع مقاله :مؤدب، سیدرضا؛ (۱۳۹۲)، روشهای تفسیر قرآن، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)، چاپ اول

















هیچ نظری وجود ندارد