16 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

شيعه شناسى ؛ ضرورت ها و رسالت ها

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

تشيع و غربت آن در عصر حاضر
خدا را شكر مى كنم كه در عصرى زندگى مى كنيم و در شرايطى كه زمينه رشد معرفت نسبت به حقايق اسلام و حقايق تشيع فراهم شده و بخصوص در اين كشور اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به بركت فداكارى هاى علماى بزرگ، به ويژه رهبر عظيم الشأن، امام راحل ـ رحمه الله عليه ـ، و يارى مردم مخلصى كه جان هاى پاك خود را براى احياى اسلام و تشيع فدا كرده اند، امكانات بيشترى براى خدمت گزارى به اسلام و تشيع و برخوردار شدن از انوار معارف اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بيش از همه جاى دنيا فراهم شده است. اين نعمتى است كه به هيچ وجه توان ارزيابى آن را نداريم، چه برسد به شكر گزارى اش را.
به گمان بنده، در ميان همه اديان و فرق، هيچ دين و مذهبى غريب تر از مذهب شيعه نيست و در ميان رهبران مذاهب ـ به شهادت تاريخ و به شهادت تاريخ شناسان ـ كسى به غربت على ابن ابى طالب ـ عليه السلام ـ نمى رسد. و شايد اين ميراثى است كه براى شيعيان باقى خواهد بود تا زمانى كه صاحب امر ظهور بفرمايند و اسلام و تشيع را از غربت نجات دهند. ما در طول اين چهارده قرن، كسانى را داشته ايم كه حقيقتاً در عالم نمونه بوده اند. شايد اگر بارزترين آنها را بخواهيم نام ببريم اصحاب سيد الشهداء ـ عليه السلام ـ هستند. در ميان علما هم بوده اند كسانى كه تمام عمرشان را خالصانه، مخلصانه و سخاوتمندانه در راه شناختن عالم تشيع و ترويج مذهب حق سپرى كرده اند و در اين راه از هيچ چيز فروگذار ننموده اند.
تكليف شيعه در عصر حاضر
به هر حال، ما كه از نعمت معرفت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ برخوردار شده ايم و مى گوييم:
«… أسألُ اللهَ الّذى أكرَمنى بِمعرِفتكم و معرفه اوليائِكم و رَزقَنى البرائه مِن أعدائِكم أن يَجعلنى مَعكم فيِ الدنيا والآخره»،
در مقابل اين نعمت عظيم، كه نصيبمان شده، تكليف بزرگى هم به گردنمان آمده، و اين تناسبى است كه بين نعمت و تكليف وجود دارد: هر كس نعمتش بيشتر است، تكليفش هم بيشتر است. شايد در ميان مكلفان عالم هيچ كس بارش به اندازه ما سنگين نباشد. ما بايد نخست اين ميراث عظيم را درست بشناسيم، بعد سعى كنيم آن را در زندگى فردى خودمان و سپس در زندگى اجتماعى مان پياده بكنيم، آن گاه سعى كنيم آن را به جهانيان معرفى نماييم و در نهايت، سعى كنيم آن را در همه عالم به اجرا در آوريم و دست كم مقدمات بعيده اش را فراهم كنيم. اين كارها هر كدامش بار بسيار سنگينى است كه اگر مجموعش را حساب كنيم، فكر نمى كنم در عالم تكليف، بارى به اين سنگينى وجود داشته باشد.
وقتى تصميم گرفتيم تشيع را خودمان بهتر بشناسيم تا بعد نوبت به ساير مراحل برسد، وارد يك درياى بيكران مى شويم و مى بينيم آن قدر ابعاد گسترده اى دارد كه به هر گوشه اش بينديشيم، از عظمت و وسعت، آن چنان است كه ما را مبهوت مى كند. و جاى تعجبى نيست؛ زيرا بالاترين رحمت الهى براى انسان ها اسلام است كه خدا براى نجات همه انسان ها تا روز قيامت نازل كرده و حقيقت تشيع چيزى جز اسلام واقعى نيست و اگر اسلام براى سعادت همه انسان ها، در همه مكان ها و در همه زمان ها نازل شده، بار مسئوليتش به دوش حاملان اسلام است كه ما خود را حاملان واقعى آن مى دانيم؛ زيرا پيروان اهل بيت ـ عليهم السلام ـ هستيم.
در بخش هايى از معارف اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تلاش هاى چشمگيرى شده است، بخصوص در رويارويى با مخالفان و كسانى كه تعمد داشتند نسبت به مذهب شيعه موضع منفى داشته باشند. در مقابل آن ها، انگيزه اى قوى در علما و بزرگان ما به وجود آمده كه تلاش هاى چشمگير و خستگى ناپذيرى را متحمل شوند. نمونه اش در عصر ما، تلاشى است كه علامه بزرگوار، مرحوم آقاى امينى ـ رحمه الله عليه ـ انجام داد. شكَرَ الله سعيه و حَشره مع مواليه . در گذشته هم نظير اين ها بوده و البته با فراهم شدن امكانات جديد براى تحقيق، بايد بر اين تلاش ها افزوده شود و راه براى تحصيل آيندگان بهتر باز شود. در اين زمينه ها هم كسانى مشغول هستند و دعا مى كنيم كه خدا بر توفيقات آنها بيفزايد.
ولى ما به بعضى ابعادش كمتر توجه كرده ايم. در اطراف جهان، افراد زيادى بخصوص به ابعاد شيعه شناسى پرداخته اند و مراكزى براى شيعه شناسى در دنيا تأسيس شده كه يكى از مهم ترين آنها در دشمن ترين كشور ها نسبت به اسلام و تشيع وجود دارد و شايد خيلى ها ندانند كه يكى از مراكز بزرگ شيعه شناسى در اسرائيل است، و نيز همه مى دانند كه فعاليت هاى زيادى براى شيعه شناسى در امريكا انجام مى گيرد.
ولى خود ما، كه عاشق اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و حامل ميراث آنها هستيم، از اين فعاليت ها غافليم. آن ها غير مستقيم از كارهاى ما هم استفاده مى كنند، در حالى كه ما كارهايمان پراكنده و بى نظم و بى برنامه و بى سامان است. آن ها با شيطنت هايى كه دارند از ميان ما كسانى را انتخاب مى كنند و به صورت هاى گوناگون از آن ها سوء استفاده مى كنند. به هرحال، به اين بخش كمتر توجه شده كه البته يك بخش نيست، بلكه طيفى از فعاليت هاست.
از بركات برقرارى نظام اسلامى در اين كشور، تشكيل مجامع و مؤسسات تحقيقاتى است كه زمينه را براى فعاليت محققان فراهم مى نمايد. متأسفانه كسانى كه بايد از اين فرصت ها استفاده كنند، بعضي‌هاشان امثال بنده هستند كه هم از لحاظ بضاعت علمى و هم از لحاظ توانايى جسمى و فكرى و هم از جهات ديگر بسيار ضعيف و ناتوان هستند. از خدا مى خواهيم كه اين احسان را خودش اتمام بفرمايد؛ برما منت بگذارد كه اشخاصى با انگيزه، پرتلاش، پرانرژى، آگاه و زمان شناس به اين مجامع و مؤسسات ملحق شوند و از امكاناتى كه هر چند محدودند، بهره بردارى كنند و براى انجام تكليف سنگينى كه اشاره كردم ـ كه سنگين ترين تكاليف است كه در اين زمان بر عهده انسان آمده ـ استفاده كنند. از امثال بنده ديگر گذشته است، ولى عزيزانى كه در سنين جوانى هستند و قدرت بدنى و فكرى دارند، بايد اين فرصت ها را غنيمت بشمارند و با توكل بر خدا و توسل به خود اهل بيت ـ عليهم السلام ـ قدم هاى برجسته اى در اين راه بردارند و دِينى را كه به اسلام و تشيع دارند ادا كنند.
محور تشيع اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ است و يكى از غربت هاى ايشان اين است كه كلماتشان هم مهجور مانده. با وجود موقعيت عظيمى كه نهج البلاغه در عالم دارد، اما خود بنده با اين كه قريب هفتاد سال از عمرم گذشته است، بسيار كم از اين كتاب شريف و از ساير كلمات اهل بيت ـ عليهم السلام ـ، بخصوص كلمات خود اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ، استفاده كرده ام. به نظرم آمد حالا كه گرد هم آمده ايم جمله اى از نهج البلاغه بخوانم، بلكه نورانيت كلمات امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ در قلوب ما بتابد؛ آن ها هم كه قلب نورانى دارند، نوراني‌تر شوند. قطعه اى را انتخاب كرده ام كه نسبت به هدفى كه در نظر داريم و بيان موقعيت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ نسبت به اسلام، مى تواند راهگشا باشد؛ چون بسيارى هستند كه شيعه را فقط به نام يك فرقه مى شناسند. فرقه ها در عالم زيادند. برخى دوست دارند ـ مثلاً ـ درباره يك فرقه در افريقا، يا در ژاپن و يا در چين تحقيق كنند، عده اى هم درباره شيعه تحقيق مى كنند و يك پديده تاريخى را بررسى مى كنند. كسان ديگرى هم با گرايش هاى مختلف جامعه شناختى، سير تحولات پيدايش اين جمعيت و اين فرقه را بررسى مى كنند كه از اول چگونه شروع شد و بعد چه تحولاتى پيدا كرد و چه آثارى بر جوامع بخشيد و چه تأثراتى از جوامع پذيرفت. همه اين كارها كارهاى خوبى است.
ضرورت شناخت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ
اما اين چه اصرارى است كه ما حتماً بايد اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را بشناسيم؟ امام زمان مان را بشناسيم؟
«من ماتَ و لم يعرف امام زمانه ماتَ ميته جاهليه.»[1] پيغمبر اكرم ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ بستگان زيادى داشتند، يكى از آن ها على ـ عليه السلام ـ بود. پيروان پيغمبر اكرم و كسانى كه خالصانه و مخلصانه مى خواستند اسلام را بشناسند و به آن عمل كنند كم نبودند، الان هم كم نيستند. در ميان اهل تسنن، در گوشه و كنار دنيا، افرادى هستند كه واقعاً مى خواهند اسلام را بشناسند و بدان عمل كنند. منتها شرايط اجتماعى به آنها اجازه نمى دهد و باور نمى كنند غير از آن چه اسلاف و بزرگانشان گفته اند، راه ديگرى وجود داشته باشد. بخصوص با تبليغات سوئى كه عليه تشيع شده است. چه خصوصيتى دارد كه ما بايد اين دوازده نفر را به اسم بشناسيم و معتقد باشيم كه اين ها امام هستند؟ آيا مسئله فقط همين است؟ همين كه شب اول قبر از ما بپرسند امام اول كه بود، بگوييم على؛ همين؟ خلقت آسمان و زمين و اين همه تلاش انبياء ـ عليهم السلام ـ براى همين بود كه من دوازده اسم ياد بگيرم و نسبت به بعضى هايشان محبتى داشته باشم؟ اگر سرّ اين تأكيد بر پيروى از على ـ عليه السلام ـ، كه از روز اول به صورت هاى گوناگون مطرح شده است، بررسى شود، واقعاً از عجايب تدبير هاى پيغمبر اكرم ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ است و حتماً به الهام خداوند بوده كه از همان روز اول در معرفى امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ و ساير اهل بيت ـ عليهم السلام ـ آن تدبير ها را انديشيدند.
درباره حضرت على ـ عليه السلام ـ آمده است كه «سدَّ الابوابَ الاّ بابَه.»[2]
چه خصوصيتى دارد كه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ حق داشتند ـ مثلاً ـ با حال جنابت وارد مسجد شوند، بر خلاف ديگران؟ يا تدبير هاى زياد ديگرى كه براى معرفى حضرت على ـ عليه السلام ـ به عنوان جانشين پيامبر انديشيده شده؛ مانند داستان «يوم الانذار» و ديگر معرفى ها كه تا روزهاى آخر و تا لحظات آخر عمر پيامبر ادامه داشت. اين ها چه خصوصيتى دارند؟
بدون شك، ما احتمال ديگرى نمى توانيم بدهيم كه اين تدابير حكيمانه جز براى هدايت انسان ها بوده باشند؛ يعنى اگر ممكن بود از راه ديگرى انسان ها با سعادتشان آشنا شوند و راه تقرب به خدا و كمال انسانيت را جز از راه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ پيدا كنند، اين همه بر اين موضوع تأكيد نمى شد. به هر حال، اين سؤال جدى مطرح است و متأسفانه امثال بنده زياد تلاش نكرده ايم تا اين سؤال را خوب جواب بدهيم كه شيعيان قانع شوند.
راز بعثت نبى اكرم ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ در سخن حضرت على ـ عليه السلام ـ
من قطعه اى از نهج البلاغه انتخاب كرده ام كه در آن، حضرت على ـ عليه السلام ـ سرّ بعثت پيغمبر اكرم ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ و اصلاً نزول اسلام را بيان مى كند. در پايان هم انحرافاتى را كه در اسلام پيدا شده اند و پيدا خواهند شد و راه نجات را، كه تمسك به طريق اهل بيت ـ عليهم السلام ـ است، بيان كرده اند:
«خداوند محمد ـ صلّى الله عليه و آله ـ را بحق بر انگيخت تا بندگانش را از حلقه پرستش بت ها در آورده ، به مدار عبادت خود وارد كند، و از طاعت شيطان نجات داده، به گردونه طاعت خود بياورد؛ به وسيله قرآنى كه معنايش را روشن و بنيانش را استوار كرد، تا بندگان خداى خود را پس از جهل به او بشناسند، و پس از انكار (زبانى) او به وجودش اقرار نمايند، و پس از انكار (قلبى) او وجودش را ثابت بدانند. خداوند سبحان بدون اين كه او را ببينند، خود را در قرآن به وسيله آيات قدرتش نشان داد، و آنان را از سطوتش بيم داد، و چگونگى هلاكت اقوام را به كيفرها، و درو شدنشان را به عذاب ها ارائه نمود.
پس از من، به زودى بر شما روزگارى رسد كه در آن چيزى پنهان تر از حق، و آشكار تر از باطل، و فراوان تر از دروغ به خدا و پيامبرش نباشد. نزد مردم آن زمان، اگر قرآن را به درستى تلاوت كنند، متاعى كسادتر از آن يافت نشود، و اگر در معانى آن تحريف ايجاد كنند، كالايى رواج تر از آن نباشد، و در شهر ها چيزى بدتر از معروف و بهتر از منكر پيدا نشود. قرآن را حاملانش كنارى اندازند، و حافظانش آن را از ياد ببرند. در آن روز، قرآن و تابعان حقيقى اش مطرود و در تبعيدند، و چون دو يار همراه در يك راهند، كه پناه دهنده اى آن دو را پناه ندهد. بنابر اين، كتاب و اهلش در آن زمان ميان مردمند اما بين آنها نيستند، و با مردمند ولى با آنان نمى باشند؛ چرا كه گم راهى با هدايت توافقى ندارند، گرچه يك جا جمع شوند. آن مردم در تفرقه متحد، و از جماعت رويگردانند، گويى آنان پيشواى قرآنند، نه قرآن پيشواى آنان. از اين رو، از قرآن نزد آنان جز اسمى نماند، و از كتاب خدا جز خط و نوشته اى نشناسند. پيش از اين نيكوكاران را به هر عقوبتى دچار كردند، و صدق آنان را بر خدا بهتان ناميدند، و كار نيكشان را كيفر بد دادند.
كسانى كه پيش از شما بودند به طول آرزو هايشان و نهان بودن زمان مرگشان به معرض هلاكت درآمدند، تا مرگشان رسيد؛ مرگى كه با فرا رسيدن آن عذر خواهى پذيرفته نمى گردد، و فرصت توبه از دست مى رود، و به سبب آن سختى جان كندن و عذاب بر آدمى فرود مى آيد.
اى مردم! بدون شك آن كه خير خود را از خدا خواهد موفق گشته، و هر كه گفتار حق را دليل خود قرار دهد به استوار ترين راه هدايت شده؛ زيرا كه قطعاً پناهنده خدا در امان، و دشمن خدا هراسان است. و آن كه عظمت حق را شناخت شايسته نيست خود را بزرگ شمارد؛ زيرا بزرگى آنان كه با عظمت حق معرفت دارند اين است كه در برابر او فروتنى كنند، و سلامت آنان كه از قدرت حق آگاهند اين است كه تسليم او باشند. پس از حق نگريزند، آن گونه كه سالم از كچل، و تن درست از بيمار مى گريزد، و بدانيد راه حق را نشناسيد، مگر كسانى را كه آن را ترك كردند بشناسيد، و پيمان قرآن را محكم نگيريد، مگر به آنان كه عهد كتاب را شكستند شناخت پيدا كنيد، و متمسك به آن نشويد، مگر به وضع آنان كه آن را به جانبى انداختند معرفت پيدا نماييد. همه اين واقعيات را از اهلش (كه اهل بيت پيامبرند) بخواهيد؛ زيرا آنان حيات علم و مرگ جهلند؛ آنان كه سخنان حكيمانه شان شما را از دانششان، و سكوتشان از گفتارشان، و ظاهرشان از باطنشان خبر مي‌دهد، نه در مخالفت با دين اند و نه در دين اختلاف مى كنند. دين در ميان اهل بيت گواهى است راستگو، و ساكتى است گويا»[3]
اميدواريم كه بويى از اين سيره و سنت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به مشام ما برسد و اين تحقيقات و تلاش هاى علمى و فعاليت هاى عملى در جهتى باشند كه كسانى در جامعه اسلامى و شيعه تربيت بشوند كه شباهت داشته باشند به كسانى كه على ـ عليه السلام ـ دوست مى دارندوفّقنا الله و ايّاكم لِما يُحبُّ و يَرضى و جَعلنا من شيعه اهلِ البيتِ و محبيّهم و السلامُ عليكم و رحمه الله .
پی نوشتها:

[1] . محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج8، ص 368.
[2]. همان، ج33، ص 219.[3]. امام على ـ عليه السلام ـ، نهج البلاغه، خطبه 147، ترجمه حسين انصاريان، تهران، پيام آزادى، ج اول، 1377، ص 320.
منبع : فصلنامه شيعه شناسى، محمد تقى مصباح يزدى، ش3و4
 
 

نوشته قبلی

کيفيت پيدايش و نشو و نماي شيعه (2)

نوشته‌ی بعدی

لطف در نزد آكويناس و در كلام شيعه

مرتبط نوشته ها

امام علی (ع) در سفر هجرت
امام علی (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت
غدیر خم

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر
شخصیت های شیعه

محمد بن ابی‌ بکر

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟
ویژه جنگ رمضان

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

نوشته‌ی بعدی

لطف در نزد آكويناس و در كلام شيعه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر

محمد بن ابی‌ بکر

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا