۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

سیره پیامبر اعظم (ص) در جنگها

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

هدف از بعثت انبیا علیهم السلام تعلیم و تربیت و رهنمون شدن بشریت را به سوى سعادت است. خداوند متعال دین اسلام را بعنوان دین واقعى در نزد خود [۱] و حضرت پیامبر اعظم را بعنوان آخرین پیامبر [۲] و قرآن مجید را به حیث آخرین کتاب آسمانى برگزیده است. [۳] و پیامبر اعظم- را الگوى تمام عیار بشریت قرارداد ]لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً [ [۴] و به انسان ها فرمان اطاعت از رسول الله را صادر نمود. [۵] و تمسک به قرآن و اهل بیت را ضامن سعادت بشر قرار داد. [۶] از آنجا که پیامبر اعظم، یکى از افراد جامعه بودند در سیره آنحضرت ابعاد زیادى به چشم مى خورد که یکى از آنها سیره ى آن حضرت- در جنگها است که اجمالاً به تبیین آن مى پردازیم.سیره«سیره» در لغت بر وزن فِعله بمعناى کیفیت رفتن است [۷] اما در اصطلاح بمعناى شرح احوال و تاریخ زندگى پیامبر است. شهید مطهرى در توضیح آن مى فرماید: سیره ى آن حضرت- یعنىمتدى که پیامبر در عمل و در روش براى مقاصد خودش بکار مى برد … [۸] پیامبر تبلیغ مى کرده روش آن حضرت در تبلیغ چگونه بوده؟پیامبر جنگهاى زیادى جنگیده سیره ى آن حضرت در جنگها چگونه بوده؟
سیره ى پیامبر درجنگها
پیامبر اعظم- در دروان اقامت در مکه، عملاً یک پیشواى الهى بود و فعالیتهاى او در جهت هدایت و مردم و مبارزه فکرى و اعتقادى با مشرکان و بت پرستان مکه محدود مى شد.اما پس از استقرار در مدینه، علاوه بر ابلاغ رسالت دینى و رهبرى مذهبى، باید رهبرى سیاسى مسلمانان را نیز بعهده مى گرفت. زیرا در مدینه وضع جدیدى پیش آمده بود او گامهاى نخست را در جهت پى ریزى یک جامعه نوین براساس تعلیمات اسلام برداشت. از این رو خطرها و مشکلات احتمالى را پیش بینى کرده بصورت یک رهبر آگاه، شایسته و دورنگر چاره اندیشى مى کرد.عقد پیمان برادرى میان دو گروه از مسلمانان، تنظیم و تصویب پیمان نامه ى عمومى و نیز امضاى عدم تجاوز با یهود، نمونه اى از این اقدامات پیشگیرانه بود.سوره ها و آیاتى که (احکام و دستورات سیاسى و اجتماعى را در بردارند) در مدینه نازل شد راه گشاى پیامبر اعظم در این حرکتهاى سیاسى بود چنانکه از طرف خداوند اجازه ى دفاع و جهاد صادر شد: ]الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ [ [۹] این آیه ى شریفه متضمن اذن مومنین به قتال با کفّار است و این اوّلین ایه اى است که درباره ى جهاد نازل شده است و به دنبال آن پیامبر اعظم- تصمیم به تشکیل یک نیروى دفاعى گرفت، البته تشکیل چنین نیرویى با توجه به اینکه با هجرت پیامبر اعظم و دیگر مسلمانان از مکه به مدینه دست مشرکان مکه از آزار و اذیت و شکنجه هاى مسلمانان کوتاه شده بود و پس از هجرت احتمال حمله ى نظامى به مرکز اسلام (مدینه) بود اهمیت بسیارى داشت لذا در سیره ى آن حضرت مى بینیم که پس از تشکیل نیروى دفاعى، ستونهاى اعزامى براى مأموریتهاى نظامى یا عملیات گشتى در اطراف مدینه دیده بانى مى کردند.در اسلام ناب محمدى هدف از تشکیل نیروهاى مسلح و جهاد، خشونت طلبى نیست بلکه هدف حقیقى اش تأمین امنیت و صلح است صلحى که همراه با تبعیت از قوانین یکتاپرستى باشد. هدف پیامبر اسلام تأمین آرامش عمومى و ترویج جامعه توحیدى و تعمیم عدالت و مساوات اسلامى و زدودن شرک از صفحه گیتى و گسترش دار الاسلام بود. [۱۰] این موضوع را مى توان از مطالعه ى سیره ى پیامبر در جنگها بدست آورد.
مشورت و شورى
موضوع مشورت در جامعه خصوصاً براى رهبرى، آنقدر مهم است که خداوند متعال به حبیب خود دستور مشاوره را صادر نموده است: ]… فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِى الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ [ [۱۱] پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب و در کارها با آنها مشورت کن امّا هنگامى که تصمیم گرفتی. قاطع باش و بر خدا توکل کن زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد. خداوند در آیه ى دیگر مشورت کردن را از صفات نیکان شمرده است ] … و امرهم شورى بینهم [ [۱۲] کارهایشان بصورت مشورت انجام مى گیرند در میان آنهاست.البته پیامبر- هرگز در احکام الهى مشورت نمى کرد بلکه در آنها صرفاً تابع وحى بود. بنابراین، مورد مشورت، تنها طرز اجراى دستورات و نحوه ى پیاده کردن احکام الهى است؛ بعبارت دیگر آن حضرت- در قانون گزارى هیچوقت مشورت نمى کرد و تنها در شیوه ى اجراى قانون، نظر مسلمانان را مى خواست. لذا وقتى پیامبر اعظم پیشنهادى را مطرح مى کرد و مسلمانان، نخست سؤال مى کردند که آیا این یک حکم الهى و یک قانون است که قابل اظهار نظر نیست یا مربوط به چگونگى تطبیق و اجراى قانون؟البته خداوند متعال، تصمیم نهایى در باب مشورت رسول خدا- را به خود آن حضرت واگذار کرده است چنانکه مى فرماید: ]فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ … [ [۱۳] هنگامى که تصمیم گرفتى، قاطع باش و بر خدا توکل کن. پیامبر اعظم نیز به حکم آیه ى ]وَشَاوِرْهُمْ فِى الأَمْرِ [ [۱۴] با مردم در کارهاى ضرورى به مشورت مى نشست و با تشکیل جلسات شورا به آنان حق رأى مى داد و آنجا که حکم قطعى الهى نبود، نظرات دیگران را مى شنید و با گزینش برترین آراء، با توکل بر خدا و عزم و اراده، در انجام آن کار مى کوشید، نظرات و انتقادات اشخاص را با سعه ى صدر مى شنید [۱۵] که در ذیل به چند مورد اشاره مى گردد:الف) مشورت در جنگ بدرآن حضرت در جنگ بدر در سه مرحله اصحاب خود را به مشاوره دعوت نمود:۱. در اینکه آیا با قریش بجنگند یا خیر؟ نخست ابوبکر گفت: بزرگان قریش و دلاوران در این جنگ شرکت دارند و ما نیز با آمادگى کامل از مدینه بیرون نیامدیم. پیامبر- فرمود: بنشین. سپس عمر برخاست همین حرفها را تکرار کرد. پیامبر اعظم دستور داد بنشین [۱۶] . سپس مقداد بلند شد و گفت: اى پیامبر خدا، قلوب ما با شماست آنچه را خدا به تو دستور داده همان را تعقیب کن و ما نیز در رکاب شما نبرد مى کنیم. پیامبر- در حق او دعا کرد. [۱۷] در آخر سعدبن معاذ انصارى گفت: اى پیامبر! ما به تو ایمان آورده ایم هر چه تو تصمیم بگیرى ما از تو پیروى مى کنیم… و هرگز از روبرو شدن با دشمن نمى ترسیم ما را به فرمان خداوند به هر نقطه اى که صلاح است روا کن. پیامبر- بلافاصله فرمان حرکت صادر نمود و فرمود: حرکت کنید و بشارت باد به شما که … [۱۸] .۲. در اینکه محل اردوگاه کجاى میدان باشد به مشورت پرداخت بالاخره با مشورت اصحاب، پیامبر اعظم- اردوگاه را کنار چاه بدر قرار دادند.۳. در خصوص چگونگى رفتار با اسراى جنگ بدر نظر خواست، برخى کشتن آنها را ترجیح دادند و بسیارى به آزادى آنها در قبال پرداخت فدیه و سربها رأى دادند نظر دوّم با اکثریت تصویب شد و پیامبر نیز همین رأى را پذیرفت. [۱۹]ب) مشورت در جنگ احدپیامبر اعظم درباره ى شیوه ى جنگ احد که آیا در شهر بمانیم و از مردم دفاع کنیم یا اینکه از مدینه بیرون رویم و با دشمن بجنگیم به مشورت پرداخت. در نتیجه، آن حضرت خروج از شهر را بر قلعه دارى و جنگ تن به تن در مدینه ترجیح داد و پس از تعیین شیوه دفاع وارد خانه شد و زره پوشید. [۲۰]ج) مشورت در جنگ خندقهنگامیکه پیامبر توسط دستگاه اطلاعاتى مسلمانان، از نقشه نظامى احزاب بر ضد اسلام اطلاع یافت فوراً شوراى دفاعى تشکیل داد و درباره ى روش دفاع به مشورت پرداخت و رأى سلمان فارسى که کندن خندق بود به اتفاق آراء تصویب گردید. [۲۱] و پیامبر در کندن خندق مانند دیگران کلنگ بدست گرفت. [۲۲]د) مشورت در جنگ خیبرپیامبر درباره فتح قلعه ى خیبر به مشورت پرداخت و پس از بررسى اراضى خیبر به رأى یکى از دلاوران اسلام بنام «حباب بن منذر» اتفاق کردند و ستاد جنگ را به پشت نخلها انتقال دادند و در طول تسخیر خیبر، هر روز افسران و پیامبر- از آنجا بسوى دژها مى آمدند و شبانگاه به ستاد ارتش باز مى گشتند و با مشورتهاى سربازان اسلام قلعه هاى خیبر یکى پس از دیگرى بدست آنان فتح شدند. [۲۳]هـ) مشورت در جنگ تبوکوقتیکه ارتش اسلام براى جلوگیرى از حمله احتمالى سپاه روم، به سرزمین تبوک رسید و اثرى ازاجتماع سپاه روم نبود، پیامبر اعظم- پیرامون پیشروى در خاک دشمن و یا بازگشت به مدینه با سپاهیان خود به مشورت پرداخت. نتیجه مشورت این شد که سپاه اسلام بر اثر سختیهاى زیادى که در طى راه تبوک دیده اند براى تجدید قوا به مدینه باز گردد علاوه بر این، مسلمانان در این مسافرت به هدف عالى خود، که پراکنده ساختن سپاه روم بود رسیده بود و رعب و هراس شدیدى در دل رومیان افکنده بودند و آن حضرت فرمود: من نظر شورا را محترم شمرده از همین جا به مدینه باز مى گردیم. [۲۴]
سازماندهى جنگها
پیامبر اعظم بعنوان فرمانده ى کل قوا، همه ى جنگها را سازماندهى مى کرده است مانند تصمیم گیرى سریع و صحیح، شجاعت فردى و قدرت جسمى، دور اندیشى، شناخت روحیات و استعدادها، اعتماد متقابل و دوستى دو جانبه، بهره گیرى از شیوه هاى نو، آشنائى و بکارگیرى اصول جنگ از جمله تعیین و تداوم اهداف، بهره گیرى از اصل غافلگیرى، پایبندى به اصل رازدارى، تمرکز نیروها و صرفه جویى در قوا و بهره گیرى از اصل تهاجم در مواقع ضرورىکه همه اینها را در میدانهاى نبرد رعایت مى کرده و در بسیارى از نبردها و مأموریتهاى جنگى، مقاصد نهایى را مخفى مى داشت. حتى در مواردى که کسى را به فرماندهى گروهى، منصوب مى کرد؛ نامه ى مهر شده اى را مى داد و مى فرمود: «بعد از آنکه -مثلاً- دو روز به فلان جهت راه سپردى، نامه سر به مهر را باز کن و به دستور آن عمل کن. [۲۵]
بسیج عمومى
پیامبر گرامى اسلام هرگاه براى پیکار با خصم آماده مى شد، از همه مسلمانان براى کمک مالى و جانى دعوت مى کرد و نیز به جنگ و جهاد ترغیب و وادار مى کرد همچنین به مسلمانان امر مى کرد تا صدقات زیادى را به سپاهیان عنایت نمایند و افرادى که داراى موقعیت شرکت در جهاد نبودند کمکهاى مالى مى کردند تا هزینه سپاهیان کفایت کند. [۲۶]آن حضرت قبل از رفتن به جنگ، مردم را آماده مى کرد و اهمیت جنگ و جهاد و شهدا را مطرح مى نمود. چنانکه آیه ى شریفه درباره ى بسیج عمومى سفارش زیادى کرده: ]انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِى سَبِیلِ اللّهِ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ [ [۲۷] خداوند در این آیه ى شریفه هر صفى از افراد جامعه (که داراى قدرت جانى و مالى است) اعم از فقیر و غنى، جوان و پیر، سواره و پیاده را ملزم به شرکت در جهاد کرده است. [۲۸] آنوقت ابن مکتوم (شخص نابینا) خدمت پیامبر حاضر شده گفت: یا رسول الله! من هم باید شرکت کنم؟ فرمود: بله، تا آیه شریفه ى «لیس على الاعمى حرج» [29] نازل شد. البته خداوند متعال مردم را موظف مى کند تا زمانى که پیامبر آنها را بسیج مى کند بر حرف پیامبر عمل کنند و نباید از قول رسول الله سرپیچى کنند چنانکه مى فرماید: ]یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انفِرُواْ فِى سَبِیلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِیتُم بِالْحَیَاهِ الدُّنْیَا مِنَ الآخِرَهِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا فِى الآخِرَهِ إِلاَّ قَلِیلٌ` إِلاَّ تَنفِرُواْ یُعَذِّبْکُمْ عَذَابًا أَلِیمًا وَیَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَکُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَیْئًا وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ [ [۳۰] و نیز خداوند متعال دستور مى دهد که در هر زمانى آماده باش کامل داشته باشند چنانکه مى فرماید: ]و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوه… [ [۳۱].سیره ى عملى پیامبر اعظم- و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان مى دهد که آنها براى مقابله با دشمن از هیچ فرصتى غفلت نمى کردند، در تهیه سلاح و نفرات، تقویت روحیه سربازان، انتخاب محل اردوگاه مناسب براى حمله به دشمن و به کار بستن هرگونه تاکتیک جنگى، هیچ مطلب کوچک و بزرگى را از خود دور نمى ساختند.در ایام جنگ حنین به پیامبر- خبردادند که سلاح تازه و موثرى در یمن اختراع شده است، پیامبر فوراً کسانى را به یمن فرستاد تا آن سلاح را براى ارتش اسلام تهیه کنند. [۳۲] خداى متعال نیز به پیامبر- دستور مى دهد که مؤمنان را به جنگ (با دشمنان) تشویق کند: ]یا ایها النبى حرّض المومنین على القتال [. [۳۳]
برخورد پیامبر اعظم با فراریان از جنگ
فرار از جنگ یکى از بزرگترین گناهان در اسلام محسوب مى شود و خداوند متعال به فرارکنندگان وعده ى عذاب داده است. ]یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ` وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَى فِئَهٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ [ [۳۴] چون فرار از جنگ باعث مى شود دین سست شود و پیامبران و امامان عادل سبک شمرده شوند و یارى آنها علیه دشمنان دین ترک شود. [۳۵] اما بعضى از افراد مانند عثمان بن عفان و دیگران بودند که در جنگ احد از فرمان رسول خدا- سرپیچى نموده پا به فرار گذاشتند؛ امّا پیامبر اعظم از پشت سرآنها فریاد مقاومت مى زد و فرمود: بسوى من بیائید، من رسول الله هستم و هرکس برگردد بهشت براى اوست. [۳۶]با توجه به اهمیت استقامت در جنگ، آن حضرت فرمود: سه عمل است که در صورت انجام آنها در برابر هیچ کار نیکى بر انسان سود نمى بخشد، شرک به خدا، عقوق والدین و فرار از جنگ [۳۷] لذا آن حضرت روحیه ى سربازان اسلام را تقویت مى کرد تا علیه دشمنان اسلام بجنگند و کلمه الله را سربلند کنند.
کسب اطلاعات از دشمن
از آن زمانى که پیامبر در مدینه سکنى گزید، پیوسته مأموران زیردست را روانه ى اطراف مى کرد تا حضرت را از اوضاع و خارج مدینه آگاه سازند و پس از گزارش کارها و حرکات دشمنان آن حضرت کارهاى لازم را براى دفع حرکات دشمنان فراهم مى ساخت.و این یکى از مهمترین روش هاى رسول الله در سیره ى سیاسى آن حضرت است که به برخى از آنها اشاره مى شود.۱. عباس عموى پیامبر هجرت نکرد بلکه در مکه ماند و همیشه جریانات مکه را به پیغمبر گزارش مى داد، لذا پیامبر توانست جلو کاروان قریش را بگیرد. [۳۸]۲. پیامبر اکرم- دو نفر بنامهاى «سببس بن جهنی» و «عدى بن ابى الزغبا» را جهت کسب اطلاعات از کاروان قریش و ابوسفیان روانه بدر کرد آنها در مأموریت خود این خبر را بدست آوردند که پس فردا کاروان قریش به اینجا (بدر) مى رسند و این خبر مهم را با سرعت به رسول خدا- رساندند. [۳۹]۳. قبل از جنگ احزاب گزارشگران، به پیامبر- اطلاع دادند که اتحادیه نظامى نیرومندى بر ضد اسلام تشکیل شده و این اتحادیه در روز معینى حرکت و قصد دارند مدینه را محاصره نمایند. پیامبر- فوراً به مشورت پرداخت، سپس به مسلمانان دستور داد که اطراف شهر را خندق حفر کنند. [۴۰]۴. آن حضرت- حذیفه بن یمان را مأمور ساخت که شب هنگام، میان قریش در جنگ خندق برود و از وضع و تصمیم آنها رسول خدا را با خبر سازد و حذیفه مأموریت خود را انجام داد.۵. در فتح مکه یکى از مسلمین مدینه به دوستش در مکه، نامه اى نوشت و به وى اطلاع داد که محمد شاید بقصد تسخیر مکه تجهیزات جنگى زیادى براى یک سفر جنگى تهیه نموده و به شهر حمله کند. پیامبر از این جریان مطلع شد و علی(ع) را فرستاد تا زنى را که بطرز مرموزى، از مدینه حرکت کرده و سوار بر شتر بود، دستگیر کند. علی(ع) با سرعت خود را به آن زن رساند و نامه را طلب نمود، زن منکر شد بالاخره به او اخطار شد که اگر نامه را ندهد لباسهاى او را از تنش درخواهد آورد، آنگاه مجبور شد که نامه را از میان موهاى سرش درآورد و تسلیم حضرت على کند، علی(ع) نامه را نزد پیامبر آورد. [۴۱]
ایجاد اختلاف در اردوى دشمن
در جنگ احزاب که مدینه حدود یکماه در محاصره دشمن بود روزى، نعیم بن مسعود تازه مسلمان خدمت پیامبر- آمد و عرض کرد: یا رسول الله من تازه مسلمان شدم و براى اطاعت از دستور شما حاضرم. آن حضرت فرمود: تو در میان ما یک نفر بیش نیستى ولى اگر مى توانى بوسیله اى، میان دشمن اختلاف بیانداز، زیرا نیرنگ در جنگها بکار مى رود. [۴۲] نعیم یکسره به نزد بنى قریظه رفت و گفت: دوستى مرا که میدانید، بدانید که قریش و غطفان مانند شما نیستند اینجا شهر شما و سرزمین شما است و همیشه اینجا مستقر هستید اما قریش و غطفان از جاى دور آمدند اگر پیروز شوند غنیمتى بدست مى آوردند و مى روند اگر اوضاع تاریک بود و شکست بخورند به شهرهایشان مى روند و شما همیشه در مقابل محمد هستید و در تهدید بسر مى برید و توان مقاومت با محمد- را ندارید، لذا پیشنهاد مى کنم به نیروى احزاب بگوئید براى اطمینان، چند نفر از بزرگان قریش و غطفان را بعنوان گروگان نزد ما بگذارید والا به جنگ با محمد اقدام نکنید. بنى قریظه حرف نعیم بن مسعود را با دل و جان شنیدند و پذیرفتند.از آن سو به نزد قریش آمده به ابوسفیان و سایر سران آنها گفت: من نسبت به شما علاقه زیادى دارم که آگاهید و خبرى شنیدم که باید شما را آگاه سازم و آن این که یهودیان از شکست پیمان خود با محمد پشیمان شده اند و مى خواهند به هر صورت شده آن را به نوعى جبران کنند، لذا تصمیم دارند چند نفر از بزرگان شما را بعنوان گروگان بگیرند و به محمد تحویل دهند و از این راه، صداقت خود را نشان دهند و محمد را از خود راضى کنند و نیز به او قول داده اند تا آخر جنگ، مسلمین را یارى خواهند کرد، لذا شما نباید گروگان دادن بزرگان را بپذیرید. سپس نعیم نزد قبیله غطفان رفت و همان حرفها را تکرار کرد و از گروگان گذاشتن بزرگان بر حذر داشت. خبر نعیم بن مسعود نیروهاى احزاب را به شدت نگران ساخت در نتیجه سران قریش و غطفان نمایندگان تعیین نمودند تا با بنى قریضه مذاکره کنند و فردا حمله را آغاز کنند.بنى قریضه در جواب آنها گفتند: فردا که شنبه است و ما به هیچ کارى دست نمى زنیم و از این گذشته، تا چند نفر از بزرگان تان را بعنوان گروگان به ما ندهید ما اقدام به جنگ نمى کنیم زیرا ممکن است جنگ ادامه پیدا کند و شما به شهرهاى خود برگردید و ما را در مقابل محمد- تنها بگذارید، آن وقت ما نیروى مقاومت با او را نداریم. از این سخن دلسردى عجیبى در میان آنها بوجود آمد و این مطلب شایع شد و موجب متفرق شدن آنها گردید. [۴۳]
وحشت انداختن در دل دشمن
یکى از تاکتیک هاى مهم نظامى ایجاد وحشت و رعب در دل دشمن است و این موضوع در شکست دادن دشمن سهم به سزایى دارد. پیامبر اعظم- در رویارویى با دشمن از این امر مهم استفاده مى کرد. چنانکه فتح مکه نتیجه ى ایجاد وحشت در دل دشمنان است. پیامبر براى فتح مکه و گشودن محکم ترین دژهاى بت پرستى و برانداختن حکومت ظالمانه قریش (که بزرگترین سد در راه پیشرفت آئین توحید بود) بسیج عمومى اعلام کرد و همراه ده هزار نفر سپاهیان اسلام به منطقه «مرّالظهران» (چند کیلومترى مکه) رسیدند و براى ایجاد رعب و هراس در دل مردم مکه، دستور داد که سربازان اسلام در نقاط مرتفع آتش افروزند و هر کسى بطور مستقل آتش افروخته تا نوارى از شعله هاى آتش، کلیه کوهها و نقاط مرتفع را فراگیرد. مردم مکه یکباره متوجه شدند که در محاصره کامل قرار گرفته اند و آتش همچون دایره اى، شهر مکه را احاطه نموده است. در این لحظه سران قریش مانند ابوسفیان بن حرب و حکیم بن حزام براى تحقیق از مکه بیرون آمده و به جستجو پرداختند. در آن وقت عباس عموى پیامبر از مکه بسوى مدینه هجرت کرده بود به آن منطقه رسید و سران قریش را مطلع ساخت که این آتش و شعله ها مربوط به سربازان محمد است و محمد با قدرتى بزرگ آمده که قریش تاب مقاومت آن را ندارند. ابوسفیان ترسید و چاره پرسید، عباس گفت بیا تو را به ملاقات پیامبر مى برم تا از او پناه بجویى وگرنه جان قریش در خطر است. ابوسفیان خدمت پیامبر رسید و پس از گفتگو اعتراف به یگانگى خداوند و رسالت پیامبر نمود. با این حال پیامبر اعظم دستور آزادى ابوسفیان را صادر نکرد بلکه به عباس دستور داد او را در تنگناى دره اى نگاه دارد تا واحدهاى ارتش نوبنیاد اسلام، با تجهیزات و ساز و برگ خود در برابر او رژه روند و او در روز روشن از قدرت نظامى اسلام آگاه گردد و پس از بازگشت به مکه، مردم را از قدرت اسلام بترساند و آنها را از فکر مقاومت بازدارد. [۴۴] پس از مراسم رژه، ابوسفیان به دستور رسول اکرم آزاد شد و او به سرعت روانه مکه شد و به مردم خبر داد که این محمد است که با نیرویى آمده که هیچ کس را یاراى مقاومت با آن نیست و این ترس و وحشت سبب شد که مکه بدون خونریزى بدست پیامبر اعظم- و سربازان اسلام فتح گردید. البته پیامبر اعظم- وقتیکه در مـکـه بـودند آزار و اذیـت فـراوانى از دست قریش دیده بودند حتـى بعضى ها فکر مى کردند که محمد شاید انتقـام بگیـرد، امـا پیـامبر پـس از فتـح مکه فرمود: «اذهبوا فانتم الطلقاء» [45]
در صحنه جنگ
پیامبر اعظم- در جنگهایى که خودش شرکت مى کرد، شخصاً فرماندهى را به عهده داشت و دستورات لازم را صادر مى کرد و با سپردن مأموریت مناسب به هر یک از یگانهاى لازم، اصل همکارى را در همه ى غزوه ها حفظ مى کرد و با ایجاد همکارى میان صفوف گوناگون در زمان مناسب، راه پیروزى سپاه خویش را هموار مى ساخت.درباره ى حضور آن حضرت در جنگ بدر آمده است که حضرت از مقر فرماندهى دستور داد از حمله خوددارى نمایند و با تیراندازى از پیشروى دشمن جلوگیرى کنید [۴۶] خودش نیز شجاعانه به جنگ مى پرداخت طورى که علی(ع) مى فرماید: هرگاه آتش جنگ شعله مى کشید ما به رسول خدا پناه مى بردیم که در آن لحظه کسى از ما همانند پیامبر- به دشمن نزدیکتر نبود. [۴۷]آن حضرت قبل از آغاز جنگ، لشکر خود را منظم مى ساخت و تبلیغ مى کرد و روحیه ى سربازان اسلام را تقویت مى کرد و فنون و تاکتیکهاى نظامى را به آنها آموزش مى داد. چنانکه در جنگ احد براى خالى نگذاشتن سنگرهاى مهم، توصیه ى فراوان نموده بود تا دشمن از پشت بر مسلمانان حمله نکند اما آینده ى احد و شکست مسلمانان نشان داد که این شکست در نتیجه ى سرپیچى از فرمان پیامبر و بخاطر خالى گذاشتن سنگر حساس بود.
تعیین پرچمدار
از چیزهائى که در جنگ وجود آن ضرورى است پرچم و شعار است و مرکز نیروهاى رزمنده را مشخص مى کند این کار پیشینه ى طولانى دارد. امام صادق(ع) فرمود: نخستین کسى که در جنگ با روم پرچم را گرفت ابراهیم خلیل بود و بر آن پرچم نوشته شده بود: لا اله الا الله [۴۸] طبق این سنت در کارزارهاى مسلمانان پرچم بوسیله ى پیامبر اعظم به شخص مورد نظر داده مى شد، چنانچه در جنگ «ودان» یا «ابواء» نخستین جنگ پیامبر پرچم بدست علی(ع) داده شد و اولین پرچمى که در اسلام بسته شد علمى سپید بود که بدست حمزه سیدالشهداء حمل مى شد [۴۹] و در جنگ خیبر پرچم اسلام بدست ابوبکر در روز بعد بدست عمر بود ولى هر دو بدون نتیجه بازگشتند، آن وقت رسول الله فرمود: «این پرچم را فردا به دست کسى مى دهم که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر او را دوست دارند و خداوند این دژ را بدست او مى گشاید او مردى است که هرگز پشت به دشمن نکرده و از صحنه ى نبرد فرار نمى کند. [۵۰] فردایش علی(ع) را طلبید و فرمود: این پرچم را بگیر و پیش برو تا خدا قلعه را برایت بگشاید.
اسیران جنگى
خداوند متعال مى فرماید: ]فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِکَ وَلَوْ یَشَاء اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَکِن لِّیَبْلُوَ بَعْضَکُم بِبَعْضٍ وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِى سَبِیلِ اللَّهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ [ [۵۱] و در جاى دیگر مى فرماید: ]یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّمَن فِى أَیْدِیکُم مِّنَ الأَسْرَى إِن یَعْلَمِ اللّهُ فِى قُلُوبِکُمْ خَیْرًا یُؤْتِکُمْ خَیْرًا مِّمَّا أُخِذَ مِنکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ [ [۵۲].از آیات مذکور بدست مى اید که رهبر مسلمین مى تواند یکى از این کارها را بکند یا اینکه بر آنها منت گذارد و آزادشان کند یا با فدیه گرفتن، اسراء را آزاد کند و یا اینکه براساس تشخیص رهبر، اسیران را بکشد. چنانچه در سیره ى پیامبر اعظم این موارد را مشاهده مى کنیم که بعضى از اسراء جنگ بدر را بدون پول آزادشان کرد و آنها به اسلام نایل آمدند مانند ابوالعاض بعضى ها مانند عباس بن عبدالمطلب نوفل … با پرداخت فدیه آزاد شدند و بعضى که سربها نداشتند موظف شدند که مسلمانان را نوشتن یاد دهند و دو نفر از اسیران را به تشخیص پیامبر اعظم کشتند که عقبه بن ابى معیط و نضر بن حارث بودند. [۵۳]اما بطور کلى رفتار کریمانه اى که رسول خدا با اسیران داشت براى همه عجیب بود چون همین آدمها، آن حضرت را در مکه بیش از حد آزار داده بودند اما پیامبر- که جان نیرومند را از رحمت الهى سیراب کرده بود با رأفت و مهربانى رفتار مى کرد و به مسلمانان نیز سفارش مى کرد که مهربان و خوش رفتار باشند.
هزینه جنگها
آمادگى براى جنگ به منظور دفاع از اسلام، پشتیبانى از دولت اسلامى و گسترش نفوذ اسلام امر بسیار مهم بود. اما وضعیت معیشتى مسلمانان بنحوى بود که هر کس نمى توانست هزینه و تجهیزات جنگى را آماده سازد، جز ثروتمندان که توانایى هزینه مورد نیاز جنگ را داشتند. تا آنکه ایه ى وجوب زکات و ایه ى انفاق در راه خدا نازل شد ]وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ [ [۵۴] ، ]إِنَّ اللّهَ یَجْزِى الْمُتَصَدِّقِینَ [ [۵۵] و ]وَأَنفِقُواْ فِى سَبِیلِ اللّهِ [ [۵۶] و آیات دیگرى که بر انفاق در راه خدا تأکید فراوان دارند و مقصود قرآن، انفاق به فقرا، به ویژه تأمین هزینه هاى جبهه هاى جنگ است. [۵۷] فرمایشات قرآن کریم باعث شد تا بسیارى از زنان مسلمان زیورهاى خود را به منظور تجهیز سپاه اسلام، به پیامبر اسلام هدیه کنند.شخصى بنام «علبه بن زید حارثی» یک صاع خرما آورد و گفت: اى رسول خدا- در نخلستان کار مى کردم و دو صاع خرما اجرت گرفتم یکى را براى خانواده ى خود گذاشتم و یک صاع دیگر را هم براى هزینه ى جنگ آوردم. [۵۸]هزینه دیگرى که براى جنگیدن لشکریان اسلام با کفر بدست مى آمد، غنایم بدست آمده از یهودیان مدینه بود، که یکى از منابع اصلى تأمین جبهه هاى جنگ به شمار مى آمد. جنگجویان علاوه بر استفاده از حق خود، لباس و اسلحه مقتول را از آن خود مى ساختند. علاوه بر آن، غنایم بدست آمده در غزوات و جنگا، بطور مساوى میان شرکت کنندگان در جنگ تقسیم مى شد. سواران سه برابر پیاده ها سهم مى بردند.پس اگر چه بیش تر درآمدهاى مالى دولت اسلام در اواخر عهد پیامبر- از راه جزیه، خمس، غنایم، زکات، صدقات واجبه و خراج یا مالیات بر زمینها، تأمین مى شد اما اولین منبع درآمد دولت اسلامى و هزینه جنگها، غنایم جنگى، بخششهاى مسلمانان و انفاق بوده است.خداوند ما را توفیق عمل بر سیرت رسول اعظم- عنایت نماید.
——————————————–پى نوشت ها :

[۱]. ال عمران، ۱۹.[۲]. احزاب، ۴۰.[۳]. بقره، ۲.[۴]. احزاب، ۲۱.[۵]. نساء، ۵۹. نساء، ۸۰. حشر، ۷.[۶]. انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتى اهل بیتى ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدى حتى یردا على الحوض. القدیر ۱۰/۲۷۸؛ المعجم الکبیر، ۵، ۱۵۴.[۷]. لسان العرب، ۷/۴۵۴.[۸]. سیرى در سیره ى نبوى، ص ۵۲.[۹]. حج، ۴۰-۳۹.[۱۰]. تاریخ و مقررات جنگ در اسلام، صص ۱۲۹-۱۲۶.[۱۱]. آل عمران، ۱۵۹.[۱۲]. شورى، ۳۸.[۱۳]. آل عمران، ۱۵۹.[۱۴]. همان.[۱۵]. سیره ى حکومتى پیامبر-، ص ۱۳۴.[۱۶]. المصنف ۵/۳۵؛ فروغ ابدیت ۲/۴۹۳.[۱۷]. المغازى، ۱/۴۸.[۱۸]. تفسیر الثعابى، ۲/۱۱۷؛، التبیان ۵/۸۲؛ جوامع الجامع ۷/۷، تفسیر ابن کثیر ۲/۳۰۱؛ الدور المنثور ۳/۱۶۹، سلام بر خورشید ۲/۱۷۲.[۱۹]. تفسیر ابن الثعلبى ۲/۲۳۸؛ ارواء الغلیل ۵/۴۷؛ الدورالمنثور ۳/۱۶۹.[۲۰]. تاریخ پیامبر اسلام، ایتى، ص ۳۱۰؛ فروغ ابدیت، ۲/۳۷.[۲۱]همان.[۲۲]. تاریخ طبرى، ۲/۹۲.[۲۳]. فروغ ابدیت۲، صص ۲۴۶-۲۴۳.[۲۴]. همان، ص ۴۰۰.[۲۵]. دکتر صادق آئینه وند، تاریخ اسلام، ص ۸۸.[۲۶]. المغازى، ج ۲، صص ۹۹۱-۹۹۰.[۲۷]. توبه، ۴۱.[۲۸]. ترجمه تفسیر مجمع البیان، ۱۱/۱۰۰.[۲۹]. تفسیر منهج الصادقین ۴/۲۶۲.[۳۰]. توبه، ۳۹-۳۸.[۳۱]. انفال، ۶۰.[۳۲]. تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۲۲۴.[۳۳]. انفال، ۶۵.[۳۴]. انفال، ۱۵ و ۱۶.[۳۵]. بحارالانوار، ۶/۹۸؛ تفسیر نورالثقلین، ۲/۱۳۸.[۳۶]. النص و الاجتهاد، ص ۳۲۷؛ تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص ۴۱۹؛ تفسیر الآصفى، ج۱، ص ۱۷۷.[۳۷]. الهود المحدیه، ص ۷۲۴.[۳۸]. رسول اکرم در میدان جنگ، ص ۱۷۸.[۳۹]. زندگانى پیامبر اسلام، ابن هشام، ج۲، ص ۱۵.[۴۰]. همان، ص ۱۵۴؛ سلام بر خورشید، ج ۳، ص ۲۶۳.[۴۱]. سیره ى حلبى، ج ۲، ص ۳۲۷-۳۲۶؛ ابن هشام، زندگانى پیامبر اسلام، ج ۲، ص ۱۷۲-۱۷۱.[۴۲]. سلام بر خورشید، ج ۳، ص ۲۶.[۴۳]. ابن هشام، زندگانى پیامبر اسلام، ج۲، ص ۱۸۰-۱۶۸؛ نظام دفاعى اسلام، ص۱۰۷؛ با نخستین حکومت اسلامى در مدینه، ص۱۳۱.[۴۴]. المغازى، ج ۲، ص ۸۱۸.[۴۵]. بحار الانوار، ۴۴/۵؛ شرح الاخبار، ۱۰۱؛ فتح القدیر، ۲/۶۰؛ السیره النبویه، ابن کثیر، ۳/۵۷۰؛ الصحیح من السیره ۷/۱۳۲.[۴۶]. موسوعه التاریخ الاسلامى، ج ۲، ص ۱۲۳؛ ابن هشام، سیره النبى، ج ۲، ۴۵۷؛ ابن کثیر، السیره النبویه، ج۲، ص ۴۱۰.[۴۷]. نهج البلاغه، ترجمه دشتى فصل غرائى الکلام، ش ۹، ص ۶۹۱.[۴۸]. درسهائى از نظام دفاعى اسلام، ص۱۴۶.[۴۹]. تاریخ مقررا تجنگ در اسلام، ص ۳۰۸.[۵۰]. تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۱۲۶؛ ابن هشام، زندگانى پیامبر اسلام، ج ۲، ص ۲۲۹؛ سلام بر خورشید، ج۴، ص ۹۴.[۵۱]. محمد، ۴.[۵۲]. انفال، ۷۰.[۵۳]. ابن هشام، زندگانى پیامبر اسلام، ج ۲، ص ۴۲.[۵۴]. آل عرمان، ۹۲.[۵۵]. یوسف، ۸۸.[۵۶]. بقره، ۱۹۵.[۵۷] ـ دولت رسول خدا، ص ۳۴۲.[۵۸]. آیتى، تاریخ پیامبر اسلام، ص ۶۲۳.

  منبع : نشریه فقه پژوهان، بهار ۱۳۸۶، شماره ۱

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

سیره اخلاقى پیامبر اعظم (ص)

نوشته‌ی بعدی

روش فرماندهى پیامبر اعظم (ص)

مرتبط نوشته ها

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران
ویژه جنگ رمضان

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد
علوم شیعه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام
ولایت و امامت

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی
عقاید شیعه

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور
امام عسکری (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

نوشته‌ی بعدی

روش فرماندهى پيامبر اعظم (ص)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا