۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

بازتابی از شخصیت پیامبر (ص) در سه قصیده زیبای عربی (۲)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بوصیری و بُرده ی او :اینک به شرح یکی دیگر از قصائد مهم زبان و ادبیات عربی می پردازیم که توسط شخصی به نام بوصیری که بنابر قول مشهور اهل مصر و یا مغرب بوده است و در عهد ترکی مقارن با سالهای ( ۶۹۶ ـ ۶۰۸ ق ) می زیسته است . وی که شیعه زیدیه بود و در کتابت و شعر مهارت ویژه ای داشت ، از مشهورترین قصائدش « قصیده برده » و نیز « همزیه » او در مدح پیامبر اکرم (ص) می باشد ، اما برده بوصیری ، که در روایات علت نامگذاری آن ، به این خاطر بود که شاعر گویا قبل از سرودن این اشعار بیمار و حتی فلج بوده و پس از سرودن این اشعار زیبای خود در مدح پیامبر اکرم (ص) خواب می بیند که حضرت محمد (ص) به خواب وی آمده و ردای خویش را به وی عطا می کند و نیز دست مبارک خویش را بر پیکر بیمار شاعر می کشد و شاعر به هنگام صبح می بیند که هیچ گونه بیماری ندارد و به روایتی هم فلج بوده و از فلج رهایی می یابد ، اما هر چه هست این قصیده ۱۱۶ بیتی در مدح و ستایش پیامبر را می توان به جرات یکی از بی نظیرترین قصائد سروده شده در مدح پیامبر (ص) دانست این قصائد و علی الخصوص « برده » به زبانهای هندی ، فارسی، ترکی ، آلمانی ، فرانسوی و انگلیسی ترجمه گردیده است . این شعر در نهایت جزالت و استواری و کمال زیبایی و متانت و حسن اسعتمال فنون بدیعی ممتاز است . اینک به نمونه هایی از این قصیده زیبا اشاره می نماییم :
مطلع قصیده :۱ ـ امن تذکر جیران بذی سلممزجت دمعا جری من مقله بدمآیا به خاطر یاد همسایگان منطقه ذی سلم است ( منطقه ای میان مکه و مدینه ) که اشکی آمیخته با خون از چشمانت جاری نموده ای . مقصود شاعر از جبران ، پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) می باشد ( یعنی به خاطر ساکنان ذی سلم که همان پیامبر و ائمه بودند اشک پر خونی می ریزی ) .۲ ـ ام هبت الریح من تلقاء کاظمهو اومض البرق فی الظلماء من اضمیا این که باد از سمت کاظمه ( مکانی در جنوب بصره ) بوی خوش پیامبر (ص) را می آورد و یا اینکه برقی در ظلمت شب از جانب کوه اظم ( نزدیک مدینه ) درخشیده است .۳ ـ فما لعینیک ان قلت اکففا همتاو ما لقلبک ان قلت استفق یهمچشمانت را چه شده که وقتی به آنها می گویی باز ایستید ( از اشک ریختن ) مثل سیل جاری می گردند و قلبت را چه شده که وقتی که می گویی آرام باش ، دیوانه می شود و بی تاب می گردد .۴ ـ ایحسب الصب ان الحب منکتمما بین منسجم منه و مضطرمآیا عاشق می پندارد که عشقش در لابلای اشک ریزان و قلب سوزانش نهفته خواهد ماند .۵ ـ نعم سری طیف من اهوی فارفنیو الحب یعترض اللذات بالالمبله ، زمانی که شبح و تصویر یار از چشمانم گذشت مرا بیدار کرد ( طوری که دیگر بی جواب شدم ) و عشق همیشه لذتها را با درد و رنج همراه می سازد ، یعنی عشق با اینکه لذت بخش است ولی سخت و دردناک است .۶ ـ فان امارتی بالسوء ما اتعظتمن جهلها بنذیر الشیب و الهرماین نفس امر کننده من به بدی ها هنوز ، از جهلش بیدار نشده و پند نگرفته است با وجود آنکه پیری و سپیدی مویم به او هشدار می دهد .۷ ـ و النفس کالطفل ان تهمله شب علیحب الرضاع و ان تفطمه ینفطماین نفس همانند بچه است که اگر رهایش کنی ، به سوی شیر خوردن متمایل می گردد و اگر آن را از شیر باز بداری ، باز داشته می شود ( کنترل نفس به دست خود انسان است ) .۸ ـ و خالف النفس و الشیطان و اعصهماو ان هما محضاک النصح فانهمبا نفس خود ( نفس اماره ) و نیز با شیطان مخالفت کن و بر آنها عصیان کن و یا از آن دو پرهیز کن ، هر چند که خالصانه تو را نصیحت کنند .۹ ـ محمد سید الکونین و الثقلینو الفریقین من غرب و من عجممحمد (ص) سالار و سرور هر دو جهان و سرور و سالار انس و جن و نیز دو گروه عرب و عجم است .۱۰ ـ نبینا الامر الناهی فلا احدابر فی قول ( لا ) منه و لا ( نعم )پیامبر عزیز ما که همیشه امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر بود ، و هیچ کسی در گفتن کلمه ( نه ) و کلمه نعم ( بله ) ، بهتر و شایسته تر از او نبود . همیشه به جا و درست سخن می گفت .۱۱ ـ هو الحبیب الذی ترجی شفاعتهلکل هول من الاهوال مقتحممعشوق و محبوبی که امید شفاعت او می رود ، در تمامی سختی ها و مشکلات و ترس ها و غم ها ( شفاعت کننده ) خود اوست .۱۲ ـ دعا الی الله فالمستمسکون بهمستمسکون بحبل غیر منفصمدعوت به سوی خدا می کند و هر کسی به او چنگ بزند ، به ریسمانی ناگسستنی چنگ زده است .۱۳ ـ فاق النبیین فی خلق و فی خلقو لم یدانوه فی علم و لا کرمنسبت به همه ی پیامبران در صورت و سیرت پیشی جست و آنها حتی در علم و کرم هم به او نمی رسند . پیامبر ما چه در حسن و زیبایی صورت و چه در حسن اخلاق سرآمد همه ی پیامبرن بود و بخشش و کرم او نیز فراتر از همه ی پیامبران و غیرقابل وصف بود و در علم نیز نظیری نداشت .۱۴ ـ و کلهم من رسول الله ملتمسغرفا من البحر اورشفا من الدیمو همگی آنان از نبی اکرم (ص) خواهان جرعه ای از دریای بیکران او و یا ذره ای از باران بی حد و اندازه او می باشند . ( دریای علم او و باران رحمت و بخشش او ) . یعنی پیامر چون دریایی بود که همه پیامبران دیگر دوست داشتند جرعه ای از دریای کرم و باران رحمت وی بنوشند .۱۵ ـ فانه شمس فضل هم کواکبهایظهرن انوارها للناس فی الظلمگویی که او چون خورشید رحمت و فضیلت و سایر پیامبران همچون سیارگانند که به دور آن خورشید می گردند و نور او را در تاریکی ها به مردم پخش می کنند .۱۶ ـ کالزهر فی ترف و البدر فی شرفو البحر فی کرم و الدهر فی هممپیامبر (ص) در لطافت و نرمی همچون گل و در شرف و بلندی همچون ماه و در بخشش و کرم همچون دریا و در کارهای بزرگ و یا غمها و همت ها و تلاش ها ، دلی به وسعت همه روزگار داشت .۱۷ ـ کانما اللؤلؤ المکنون فی صدفمن معدنی منطق منه و مبتسمدندانهایش همچون مرواریدی نهانی داخل صدف است که معدن منطق و لبخند و تبسم اند .۱۸ ـ لا طیب یعدل تربا ضم اعظمهطوبی لمنتشق منه و ملتثمهیچ بوی خوشی نمی تواند با خاکی که استخوانهایش را در بر گرفته برابری کند و خوشا به حال کسی که او را می بوید و می بوسد . ( خوشا به حال زائر حرمش )۱۹ ـ و ان لم تکن فی معادی آخذا بیدیفضلا و الا فقل یا زله القدماگر در روز رستاخیز دستم را نگیرد از روی لطف و کرم خویش ، پس آنگاه بگو که دیگر پایت لغزیده است . ( اگر در قیامت شفیع ما نباشد وای بر ما خواهد بود ) .۲۰ ـ خدمته بمدیح استقیل بهذنوب عمر مضی فی الشعر و الخدمبا این مدیحه و ستایش این گونه گناهان عمری را که به شعر سرایی و خدمت گزاری به دیگران گذاشته پاک می کنم، ( شاید با مدح نبی جبران گناهان گذشته کنم ) .۲۱ ـ یا اکرام الخلق مالی من الوذ بهسواک عند حول الحادث العممای بزرگوارترین و بهترین آفریده و مخلوق ، جز تو کسی را ندارم که به هنگام نزول حوادث قیامت به او پناه ببرم ( ادرکنی یا شافع الامم )
صفی الدین حلی و کافیه او در مدح پیامبر:اما سومین قصیده ای که در مدح و ستایش نبی اکرم به بررسی و شرح آن می پردازیم ، قصیده ای است با نام « الکافیه البدیعیه فی المدائح النبویه » از صفی الدین حلّی که در سال ( ۷۵۰ ـ ۶۷۶ هـ . ق ) و در عهد ترکی یا مملوکی و یا عصر انحطاط بغداد سروده شده است . صفی الدین حلی یا عبدالعزیز بن سرایا بن علی بن ابی القاسم طایی ، در حله تولد و نشات یافت ، ( ما بین کوفه و بغداد ) ، او ابتدا به پادشاهان ارتقیه پیوست و آنان را مدح نمود و به هدایایی از جانب آنان نایل شد ، لذا این قصائد را با نام « ارتقیات » می خوانند ، ولی قصیده ای که در مدح نبی اکرم (ص) سروده در عالم ادبیات جایگاه ویژه ای برای خود دارد ، زیرا علاوه بر آنکه زیباییهای معنایی و لفظی و استعمال لغات دشوار و با تصنع را دارا می باشد ، دارای زیباییهای بسیار بلاغی است ، بدین صورت که هر بیتی از ابیات این قصیده ، شامل یک فن از فنون لفظی یا معنوی بدیع می باشد . و در هر بیتی یک صنعت بدیعی وجود دارد . اینک به نمونه هایی از این اشعار می پردازیم :۱- ان جنت سلماً فسل عن جیره العلمو اقر اسلام علی عرب بذی سلماگر به منطقه « سلم » آمدی از همسایگان کوه « علم » سوال کن « درباره ی نبی اکرم (ص) » و به عربهای ساکن ذی سلم درود و سلام برسان .در این بیت از نظر بلاغی ، برائت مطلع و جناس مرکب و مطلق وجود دارد میان ، فسل و سلم « و سلام و سلم »2- فقد ضمنت وجود الدمع من عدملهم ، ولم استطع مع ذاک منع دمیوجود اشک به خاطر فقدان و هجران آنان است ( ساکنان آن منطقه ) و با این وجود من هم نتوانستم جلوی اشک چشمم را بگیرم .در این بیت نیز جناس ملقق وجود دارد میان من عدم و منع دم .در حالی می مانم که اشکم همچون سیل جاری و ساری است و جسمم در میان استخوان هایم ، همچون گوشتی در روی قصابی است . ( از عشق نبی اکرم روحم از جسمم خارج می گردد و اصلا توانایی دوری از پیامبر را ندارم ) .۳ ـ قد طال لیلی و اجفانی به قصرتعن الرقاد ، فلم اصبح و لم انمشبم طولانی گردید ، به طوری که پلک هایم برای آن کوتاه شدند ( بسته نمی شدند از شدت بی خوابی ) نمی توانستم چشمانم را حتی برای لحظه ای خواب ببندم ( خواب از چشمانم پریده بود ) و نه توانستم شب را به صبح برسانم و نه توانستم بخوابم .در این بیت طباق وجود دارد میان ، ( لم اصبح و لم انم )۴ ـ و جدی حنینی انینی فکرتی و لهیمنهم الیهم علیهم فیهم بهمشادی و غم و فکر و همه مشغولیت هایم ، از ایشان و برای ایشان و در مورد ایشان و همراه است .در این بیت صنعت هم لفّ و نشر وجود دارد . حروف جر مصرع دوم کاملا به ترتیب و به جا و هماهنگ با کلمات مصرع اول آورده شده است .۵ ـ فمی تحدث عن سری فما ظهرتسرائر القلب الا من حدیث فمدهانم از اسرار قلبم گویا و حاکی است و اسرار قلبم جز با دهانم و زبانم هویدا نمی شود .در این بیت هم رد العجز علی الصدر وجود دارد .۶ ـ قالوا : اصطبر ، قلت صبری غیر متبعقالوا : اسلهم ، قلت : ودی غیر منصرمبه من گفتند در مورد محبوبیت صبر کن . گفتم صبرم محال است ، گفتند که عشق او را فراموش کن گفتم که عشق من به او جدا نشدنی است .۷ ـ قالوا : الم تدر ان الحب غایتهسلب الخواطر و الالباب ؟ قلت لمگفتند آیا نمی دانی که پایان عشق زوال عقل و خاطرات است ، گفتم : نمی دانم . در این بیت فعل پس از لم به قرینه ی لفظی حذف شده یعنی « لم ادر »8 ـ من کان یعلم ان الشهد مطلبهفلا یخاف للدغ النحل من المهر کسی که بداند ، برای رسیدن به شهد ، درد و رنج می طلبد ، از نیش زنبور هیچ ترسی ندارد .در این بیت مراعات النظیر وجود دارد .۹ ـ محمد المصطفی الهادی النبیاجل فی الحجر عقلا و نقلا واضح اللقماو همان محمد نبی است که از جانب خدا برگزیده شد و هدایت گر مردم است و او بهترین پیامبر و دارای برهانی واضح و روشن که در سوره « حجر » هم به عقل کامل او و نقل روشن و بی نقص او اشاره گردیده است .۱۰ ـ امی خط ابان الله معجزهبطاعه المضامین : السیف و القلمدرس نخوانده ای که خداوند معجزه وی را با به اطاعت در آمدن شمشیر و قلم در مقابل او به او عطا فرمود . او هم پیامبر شمشیر بود و هم قلم ، در هر دو کمال و اوج داشت ، ( هم در جنگها غالب بر کافران و مشرکان بود و هم در بیان و گفتار ) .۱۱ ـ ابدی العجائب ، فالاعمی بنفثتهغدا بصیرا ، و فی الحرب البصیر عمآشکارترین عجایب و معجزات را از خود نمایان می سازد ، کور با آب دهان وی بینا می شود و در جنگ هم دشمنان بینا را با معجزه اش کور می کند . در این بیت نیز صنعت طباق وجود دارد .۱۲ ـ له السلام من الله السلام و فیدار السلام تراه شافع الاممدرود و سلام بر او باد و سلام خداوند بر او باد ، بر کسی که در روز قیامت و یا در بهشت ، او را شفاعت کننده امت ها می یابی .۱۳ ـ آراء وه و عطایاه و نقمتهو عفوه رحمه للناس کلهمنظریاتش و عطایای او بخشش های او چشم او و عفو او همگی رحمتی است برای همه مردم . صنعت جمع بین الامور وجود دارد .۱۴ ـ فجود کفیه لم تقلع سحائبهعن العباد ، وجود السحب لم یقمباران رحمت دستانش هیچگاه بر بندگان تمامی ندارد ولی باران ابرها روزی تمام می شود .در این بیت صنعت تفریق وجود دارد .۱۵ ـ فان سعدت فمدحی فیک موجبهو ان سقیت فذنبی موجب النقماگر سعادتمند شدم ، مدح من برای تو ( ای پیامبر عزیز ) موجب و باعث آن بوده است و اگر بدبخت شدم ، گناهانم موجب بدبختی ام بوده است . ( در این بیت صنعت مقابله وجود دارد ) .این نمونه هایی از اشعار مدحی شعرای بزرگ عرب زبان در مورد شخصیت والا و عظیم پیامبر اکرم (ص) می باشد .در میان شعرای معاصر نیز ، شاعری با نام احمد شوقی که اهل مصر بود ، همزیه ای در مدح پیامبر دارد که بسیار زیبا و مورد توجه شاعران و ادیبان و ناقدان بسیاری در تاریخ بوده است . به علت ضیق زمانی و مکانی ، از آوردن این قصیده خودداری می کنیم و به شعری که در معارضه برده کعب بن زهیر از استاد ، دکتر انوار که از اساتید ادبیات و عرفان در دانشگاه تهران می باشند ، می پردازیم و چند بیتی از این قصیده زیبا را برای حسن ختام مقاله خویش می آوریم باشد که پیامبر عظیم الشان با این مدایح زیبا و ماندگار ؛ این حقیر پر از گناه را نیز در روز قیامت مورد شفاعت و رحمت خویش قرار دهد ، انشاء الله …اما قصیده ای که ابیاتی از آن را می آوریم ، با نام الدره الانواریه فی معارضه البرده الکعبیه الی الحضره النبویه و الذروه العلویه .و این قصیده این گونه آغاز می شود :بالله معتصمی و القلب متبولو بالنبی و بالاسلام مکبولریسمان چنگم به سوی خداست در حالی که دلم شیفته اوست و با اسلام به قید و بند کشیده شده است . این بیت در معارضه بیت اول « بانت سعاد فقلبی … که در اینجا شاعر می گوید مرا با سعاد و معشوقه و … کاری نیست بلکه تنها ریسمانی که چنگ می زنم ریسمان نبی اکرم و اسلم است .و بالهدایه و الاطهار معتصمیو بالوصایه حبل الحب موصولو نیز من به ریسمان امامان چنگ می زنم و به وصی بودن ( علی (ع)) که کوه دوستی پیامبر با او پیوند می خورد .و لا سعاد و لا لیلی تکلفیقلبی بحب رسول الله مشغولمرا نه سعاد و نه لیلی شیفته خود نمود ، بلکه قلبم ، شیفته عشق رسول خداست و خود را با آن مشغول نموده است .ان الفواد هوی نحو الذی سکنالبطحاء من مکه منها تناویلقلبم عاشق کسی است که در منطقه بطحا ( در مکه ) زندگی می کند که دارای عطاها و کرم های بسیار است .
پی نوشتها:
توضیح این که : هر شماره مربوط شرح لغات مربوط به یک بیت می باشد و به ترتیب ابیات از اول تا آخر بررسی نشده است .۱ ـ متبول : مریض ، سعاد : نام محبوبه خیالی شاعر ، مکبول : بسته شده و در قید۲ ـ غرابیل : ج غربال ( الک )۳ ـ عتاق : شتران اصیل ، نجیبات : به همان معنا۴ ـ مراسیل : ج مرسال : تندرو ، تیز پا۵ ـ تسعی : نمامی کردن ، سخن چینی کردن۶ ـ غوّاه : ج غاوی : گمراهان۷ ـ آله حدباء : تابوت۸ ـ مأمول : چیزی که آرزوی انسان باشد ـ آرمان۹ ـ وشاه : ج واشی : نمام ، سخن چینان ، اقاویل : سخنان۱۰ ـ تنویل : عطا ، بخشش ، کرم۱۱ ـ بیداء : صحرا ، بیابان ، جای خالی۱۲ ـ مدّرعا جنح الظلام : استعاره از در تاریکی راه رفتن۱۳ ـ ضیغم : شیر ، محذر : بیشه۱ ۴ـ غیل : بیشه پر از علف۱۵ ـ مهنّد : شمشیری هندی که در برندگی و درخشش معروف بوده است .۱۶ ـ مقله : کاسه چشم۱۷ ـ اومض : درخشیدن۱۸ ـ اضم : نام کوهی در مدینه۱۹ ـ همتا : جاری شوند ، سیلاب شوند۲۰ ـ استفق : آرام باش۲۱ ـ منکتم : پوشیده و پنهان۲۲ ـ منسجم : ریزان ( مقصد اشک )۲۳ ـ مضطرم : پریشان و سوزان ( مقصود قلب )۲۴ ـ طیف : شبح ـ تصویر۲۵ ـ هرم : پیر و فرتوت۲۶ ـ تفطمه : اگر از شیر بگیری۲۷ ـ ثقلین : انس و جن۲۸ ـ هول : سختی ، مشکل۲۹ ـ مقتحم : شفاعت کننده۳۰ ـ لم یدانوه : با او نزدیکی و برابری نکنند .۳۱ ـ غرفا : جرعه ای از دریای بیکران۳۲ ـ رشفا : درّه۳۳ ـ النسم : آفریده ، مخلوق۳۴ ـ اعیا : کور کردن۳۵ ـ منفحم : غیر قابل درک۳۶ ـ تکل : مریض کردن۳۷ ـ الزهر : شکوفه ، گل۳۸ ـ ملتثم : بوسنده۳۹ ـ ذی سلم : نام منطقه ای۴۰ ـ وضم : تخته قصابی۴۱ ـ رقاد : خواب۴۲ ـ لدغ : نیش زدن ، نحل : زنبور۴۳ ـ جودس السحب : باران ابرها۴۴ ـ اعدام : فقر ، نداری ، تمویل : عطا و بخشش.
منابع و مآخذ:۱ ـ تاریخ الادب العربی ، شوقی ضیف ، دارالمعرفه ، بیروت.۲ ـ الجامع فی تاریخ الادب العربی ، حنا الفاخوری ، دارالجیل ، مصر.۳ ـ تاریخ الادب العربی العصرین المملوکی و العثمانی . د . نادر نظامی طهرانی .۴ ـ النصوص من الأدب الجاهلی و الاسلامی ، د . نادر نظام طهرانی ، دانشگاه علامه طباطبایی.۵ ـ النصوص من الأدب الانحطاط ، د . نادر نظام طهرانی ، دانشگاه علامه طباطبایی.۶ ـ المجانی الحدیثه ، عن مجانی الاب شیخو ، مجلد ۲ ، دارالمشرق ، بیروت.۷ ـ تاریخ ادبیات عربی ، محمد ترجانی زاده ، دانشگاه تبریز.۸ ـ تاریخ ادبیات عربی ، محمد عبدالجلیل ، ترجمه د . آذرتاش آذرنوش۹ ـ تاریخ بان و فرهنگ عربی ، دکتر آذرتاش آذرنوش ، انتشارات سمت.۱۰ ـ تاریخ الادب العربی ، احمد حسن الزیات ، دارالمعرفه، بیروت.۱۱ ـ المنجد الابجدی ، ترجمه ی استاد مهیار .۱۲- نشریه پایگاه نور شماره ۱۰
منبع:www.noormags.com

نوشته قبلی

بازتابی از شخصیت پیامبر (ص) در سه قصیده زیبای عربی (۱)

نوشته‌ی بعدی

شاخصه های جامعه و تمدن مورد نظر پیامبر (ص) (۱)

مرتبط نوشته ها

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران
ویژه جنگ رمضان

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد
علوم شیعه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام
ولایت و امامت

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی
عقاید شیعه

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور
امام عسکری (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

نوشته‌ی بعدی

شاخصه های جامعه و تمدن مورد نظر پیامبر (ص) (1)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا