18 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

موانع و مشكلات تاریخ نگاری شیعه

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 مقدمه 
تاریخ به دلیل اهمیت و ارزشش در اسلام، مورد توجه خاص مسلمانان قرار گرفته است. بی‏شك، شیعیان و رهبران گرانقدر شیعه نیز از ارزش و اهمیت آن غافل نبوده‏اند و حتی با انگیزه‏هایی قوی، تاریخ را مورد توجه خود قرار داده‏اند كه به اختصار، به برخی از آنها اشاره می‏كنیم: 1. بخش قابل ملاحظه‏ای از قرآن كریم در باره حوادث تاریخی است. قرآن همچنین به پیروان خود تاكید می‏كند كه این حوادث و امثال آنها را مورد توجه قرار دهند و آن‏گونه كه خود قرآن تصریح می‏فرماید، هدف از ذكراین حوادث در یك كلمه خلاصه می‏شود و آن »عبرت گرفتن‏» و انتخاب راه صحیح برای زندگی كردن است. رهبران دینی ما در این راستا، توجه به تاریخ را مورد تاكید قرار داده‏اند. به عنوان نمونه، علی – علیه السلام – در نامه معروفش به امام حسن – علیه السلام – به صراحت، بر توجه به تاریخ گذشتگان و ارزش معنوی آن تاكید می‏كند:»پسركم، هرچند من به اندازه همه آنان كه پیش از من بوده‏اند، نزیسته‏ام، اما در كارهاشان نگریسته‏ام و در سرگذشتهاشان اندیشیده و در آنچه از آنان مانده، رفته و دیده‏ام تا چون یكی از آنان گردیده‏ام، بلكه با آگاهی كه از كارهاشان درست‏به دست آورده‏ام، گویی چنان است كه با نخستین تا پسینشان به سربرده‏ام.»[1] 2. سنت پیامبر گرامی اسلام – صل الله علیه و آله و سلم – در قرآن به روشنی، به عنوان »اسوه‏» و »الگوی مسلمانان‏» معرفی شده است: »لقد كان لكم فی رسول الله اسوه حسنه لمن كان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذكر الله كثیرا» (احزاب: 21) ؛ قطعا، برای شما در (اقتدا به) رسول خدا سرمشقی نیكوست؛ برای آن‏كس كه به خدا و روز باز پسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می‏كند. »قل ان كنتم تحبون الله فاتبعونی یحببكم الله‏» (آل عمران: 31) ؛بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی كنید تا خدا دوستتان بدارد. »ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم‏عنه فانتهوا»؛ (حشر:7) و آنچه فرستاده خدا به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را بازداشت، بازایستید.»و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی‏» (نجم:3 و 4) ؛ او از سر هوی سخن نمی‏گوید. این سخن جز وحی نیست. بنابراین، سعی شیعیان و رهبران آنها همیشه بر حفظ و نگه‏داری این سنت‏بوده و در این زمینه بیشترین تلاش را كرده‏اند. رهبر شیعیان جهان، حضرت علی – علیه السلام – بهترین راه رستگاری و تنها چیزی را كه می‏تواند جامعه و حاكمیت آن را از انحراف دور نگه‏دارد پیروی از سنت رسول‏الله – صل الله علیه و آله و سلم – می‏داند. با مراجعه به نهج‏البلاغه به این نكته برمی‏خوریم كه آن حضرت‏بخش عظیمی از خطبه‏های خود را به احیای سنت پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – اختصاص داده است و در عمر كوتاه حكومتش سعی و اهتمام داشت كه سنت فراموش شده پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – را زنده كند و آن را ملاك تمییز حق و باطل قرار می‏داد. هدف آن حضرت تفهیم این حقیقت‏به مردم زمان خود و آیندگان بود. در خطبه‏159 نهج‏البلاغه، پس از بر شمردن بخشی از سنتهای پیامبر اكرم – صل الله علیه و آله و سلم – در باره ارزش و اهمیت‏سنت آن حضرت می‏فرماید: »به پیامبر پاك و نیكویت اقتدا كن و از آن حضرت پیروی نما؛ زیرا آن حضرت برای كسی كه بخواهد پیروی كند، سزاوار پیروی است و برای كسی كه بخواهد خود را منتسب به آن حضرت كند، انتسابی شایسته است. محبوب‏ترین بندگان نزد خدا كسی است كه از پیامبرش پیروی كند.»[2]
به طور قطع، می‏توان گفت كه بخش عظیمی از این سیره را تنها با كمك گرفتن از تاریخ می‏توان حفظ كرد و به آیندگان انتقال داد تا همه بتوانند به سنت پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – تاسی كنند. بنابراین، می‏توان گفت: اگر تاریخ وسیله‏ای برای فهم قرآن و ساختن انسانها و حفظ سیره و سنت عملی پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – است اهل‏بیت آن حضرت و پیروان آنها باید بیشترین استفاده را از این وسیله كرده باشند و اگر تاریخ می‏تواند گذشته سیاه خاندان اموی و همفكران و همراهان آنها را برای امت اسلامی روشن كند تا فریب ریاكاریهای آنها را نخورند به یقین، ائمه: و پیروان آنها از آن استفاده كرده‏اند و می‏كنند.
با مراجعه به كتب فهرست، مانند فهرست نجاشی و فهرست‏شیخ طوسی، به این نكته اساسی و ارزشمند می‏رسیم كه شیعیان نهایت‏سعی خود را در انجام این امر مهم نموده و آثار ارزشمندی از خویش به یادگار نهاده‏اند. گرچه در اثر برخی عوامل و حوادث، بیشتر این آثار از بین رفته و به دست ما نرسیده است ولی با وجود این، باید به این حقیقت تلخ اعتراف كنیم كه در مقایسه با سایر مسلمانان، آثار شیعیان چه از نظر كیفی و چه از نظر كمی، قابل مقایسه نیست. در اینجا، این سؤال اساسی به ذهن خطور می‏كند كه چرا شیعیان تاریخی جامع و صحیح از اسلام، یعنی زندگی پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – و سنت آن حضرت و ائمه اطهار: تدوین ننموده‏اند كه امروز ما با مشكلات عدیده‏ای كه ناشی از این نقصان است، روبرو نشویم؟ نوشته حاضر سعی دارد جوابی، هر چند مختصر، به این سؤال بدهد و تبیین نماید كه شیعیان در راه ثبت تاریخ، با مشكلات و موانع بزرگی روبه‏رو بوده‏اند و این امكان برای آنها وجود نداشته است كه به ثبت و ضبط تاریخ به نحو مطلوب بپردازند. با وضعیتی كه از نظر سیاسی، بر جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – حاكم بود، امكان بیان حقایق كمتر وجود داشت؛ زیرا طرفداران حق، بخصوص شیعیان، تحت انواع فشارهای سیاسی، نظامی و تبلیغاتی قرار داشتند. اینك در حد امكان و به اختصار، به بعضی از این مشكلات اشاره می‏كنیم. پیش از آنكه به بررسی مشكلاتی بپردازیم كه متوجه شیعیان – به‏طور خاص – بوده، لازم است‏به این مشكل اساسی توجه داشته باشیم: مشكل بزرگی كه نه فقط به شیعیان، بلكه به تاریخ نیز اختصاص نداشت و مصیبتی بود كه متوجه فرهنگ عمومی اسلام گردید و خسارت جبران‏ناپذیری بر پیكر سنت پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – وارد ساخت منع كتابت‏حدیث از سوی خلفا، بخصوص خلیفه دوم، بود كه تا یك قرن ادامه پیدا كرد. گرچه شیعیان خود را ملزم به این منع نمی‏دیدند ولی از آثار شوم آن نیز كاملا در امان نبودند. در این زمینه، همچنین در باره انگیزه‏ها و آثار مخرب منع كتابت‏حدیث‏بر فرهنگ اسلام، كتابها و مقالات فراوانی از سوی علما و محققان فریقین نوشته شده كه نیازی به تكرار آنها در این مختصر نیست. در باره مشكلاتی كه در زمینه تاریخ‏نگاری صیحیح، به طور خاص، متوجه شیعیان بوده است، می‏توان به موارد ذیل اشاره كرد: 1 – مسائل سیاسی مهمترین مشكل شیعیان در زمینه نگارش صحیح تاریخ، فشار سیاسی موجود در جامعه اسلامی بود. مشكلات دیگر ناشی از آن بوده‏اند. با رحلت پیامبر گرامی اسلام – صل الله علیه و آله و سلم – و به خصوص پس از دوران خلافت، حاكمیت‏سیاسی جامعه اسلامی در مقابل راه و سیره پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – قرار گرفت. در نتیجه، ائمه معصومین – علیه السلام – و شیعیان آنها كه خود را موظف به حفظ، نگهداری و تداوم اسلام محمدی – صل الله علیه و آله و سلم – و اصیل می‏دانستند، قهرا در مقابل حاكمیت‏سیاسی قرار گرفتند. لذا، اولا شیعیان رغبتی به ثبت تاریخ حاكمیتی كه با آنان دشمن بود، از خود نشان نمی‏دادند و در مرحله دوم، اگر می‏خواستند تاریخ این حاكمیت را برای افشاگری و روشنگری ثبت كنند با فشار نظامی روبرو می‏شدند. به همین دلایل، حاكمان ظالمی كه بر مسلمانان حكومت می‏كردند با قدرتی كه در اختیار داشتند، تاریخ را آن‏گونه كه خود می‏خواستند، نوشته‏اند و تاریخ، این حقیقت‏تلخ رابرای ما بیان‏كرده است. زبیربن بكار در الاخبارالموفقیات نقل كرده است كه »سلیمان بن عبدالملك (خلافت‏96 – 99 ه. ق.) در دوران ولایتعهدی خود در سال 82 به مدینه رفت و به دیدار مكانهای تاریخی، یعنی جاهایی كه رویدادهایی برای رسول اكرم – صل الله علیه و آله و سلم – اتقاق افتاده بود، سرگرم شد. در این گشت و گذار كه عده‏ای از بزرگان مدینه از جمله ابان بن عثمان بن عفان و برادرش عمرو بن عثمان و دیگران او را همراهی می‏كردند، مطالبی را می‏شنید. سلیمان كه دریافت ابان بن عثمان از اطلاعاتی در این زمینه برخوردار است‏به او دستور داد تا سیره رسول الله – صل الله علیه و آله و سلم – را تدوین كند. ابان گفت: سیره مذكور در اختیار من قرار دارد. و این كتاب (یا مطالب آن را) از فردی كه مورد وثوق است، به دست آورده‏ام. سلیمان دستور داد تا از آن نسخه‏برداری كنند. ده نفر آن را بر روی پوست نگاشتند. وقتی سلیمان آن را از نظر گذارنید، مشاهده كرد كه نام انصار در بیعت عقبه و بدر یاد شده است. سلیمان اظهار داشت: من چنان فضیلت و مزیتی را در آنها سراغ ندارم؛ یا خاندان ما به حق آنها تجاوز كرده‏اند و یا این انصار فاقد چنان فضیلتی بوده‏اند! ابان یگفت: ستمی كه انصار در حق عثمان روا داشته‏اند نمی‏تواند از اظهار حق مانع گردد. انصار همان‏گونه بوده‏اند كه راجع به آنها در این كتاب سخن رفته است. سلیمان گفت: به نسخه‏برداری این كتاب، مرا نیازی نیست؛ مگر آنگاه كه به عبدالملك، پدرم، گزارش كنم؛ چرا كه ممكن است او مخالف چنین كاری باشد. لذا، دستور داد آن كتاب را سوزاندند و گفت: پس از مراجعت‏به شام از وی می‏پرسم؛ اگر موافقت نمود نسخه‏برداری از آن‏ی امكان‏پذیر است. سلیمان پس از مراجعت‏به شام، جریان را برای پدرش عبدالملك گزارش نمود. عبدالملك گفت: چه نیازی به این كار است؛ كتابی را فراهم كنی كه در آن از فضیلت ما سخن نرفته است؟ وقتی سلیمان گفت: كتاب یاد شده را سوزانده است عبدالملك عمل او را تایید كرد.»[3] این نمونه‏ای كوچك از تحریف تاریخ، و اعمال زور و قدرت در نوشتن تاریخ است و شاید بسیاری از این نمونه‏ها را در تاریخ بتوان پیدا كرد. 2 – فشار نظامی با انحراف حكومت اسلامی از مسیر اصلی، تنها گروهی كه درصدد جلوگیری بیشتر و اصلاح آن برمی‏آمدند، شیعیان بودند. بنابراین، سعی دستگاه حكومت‏بر این بود كه به هر نحو ممكن، این مانع را از سر راه خود بردارد؛ از جمله متوسل به زور شدند و با این وسیله سعی كردند كه ریشه تفكر انقلابی شیعه و حتی نام آن را از صحنه روزگار براندازند. لذا، نفس شیعه بودن جرم محسوب می‏شد و شیعیان علی – علیه السلام – را در هر جا كه پیدا می‏كردند، می‏كشتند. شرح جنایاتی كه بر شیعیان رفته است، احتیاج به كتابها دارد. در چنین شرایطی، نگارش تاریخ صحیح اسلام از مشكلترین كارها بود؛ زیرا مگر تاریخ اسلام را بدون فضایل محمد – صل الله علیه و آله و سلم – و علی – علیه السلام – و خانواده آنها می‏توان نوشت؟! حقایق و وقایعی همچون شخصیت‏بزرگ و والای پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم -، سبقت علی – علیه السلام – در اسلام، فداكاریهای او و پدرش در مكه در حمایت از پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – بخصوص شجاعت و شهامت علی – علیه السلام – در »لیله‏المبیت‏» و ایثار او در مدینه و در غزوات پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم -، علم او، حكمت او، امامت و نصب او به جانشینی پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم -، غصب خلافت، شهادت حضرت زهرا (س)، دختر گرامی پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم -، و از طرفی دشمنیهای قریش و بخصوص خاندان ابوسفیان بااسلام و پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – تاریخ اسلام را تشكیل می‏دهند. نقل همه اینها جرم بود و لازم بود به فراموشی سپرده شوند؛ زیرا معاویه و همفكران او می‏خواستند نام پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – را از صنحه روزگار محو كنند، و اسلام را از بین ببرند و با این هدف چگونه می‏توانستند حقایق را تحمل كنند.؟! مطرف پسر مغیره بن شعبه می‏گوید: »… پدرم معمولا پیش معاویه می‏رفت و با او صحبت می‏كرد وقتی كه از نزد معاویه برمی‏گشت از چیزهایی كه از معاویه می‏دید و در نظرش بزرگ می‏نمود، برای من صحبت می‏كرد. اما یك شب كه از پیش معاویه برگشت از خوردن شام پرهیز كرد و می‏دیدم كه بسیار غمگین است. ساعتی منتظر گشتم، گمان كردم كه حادثه‏ای برای ما رخ داده است. از او سؤال كردم: چه شده كه تو را غمگین می‏بینم؟ پدرم در جواب گفت: از نزد كافرترین و خبیث‏ترین مردم می‏آیم. هنگامی كه با او (معاویه) تنها بودیم به او گفتم: ای امیرالمؤمنین! تو پیر شده‏ای، اگر با عدالت رفتار كنی و كارهای خیر را گسترش دهی، بزرگی كرده‏ای و اگر توجهی به بنی‏هاشم كنی (كمتر به آنها ظلم كنی) صله رحم كرده‏ای. قسم به خدا، امروزه آنها دیگر چیزی ندارند كه از آن بترسی و این كار (صله رحم) هم ثواب دارد و هم باعث‏بقای نام نیك تو خواهد شد. معاویه در جواب گفت: »هیهات، هیهات! امید بقای كدام نام‏نیك را داشته باشم؟ اخوتیم (ابوبكر) حكومت را به دست گرفت و به عدالت رفتار كرد و كرد آنچه را می‏بایست‏بكند. اما همین كه مرد نامش هم از میان رفت؛ مگر اینكه كسی بگوید: ابوبكر!»»سپس اخوعدی (عمر) حكومت را به دست گرفت، ده سال كوشش كرد و سختی به خرج داد، اما همین كه مرد نامش هم از صحنه روزگار برافتاد؛ مگر اینكه كسی بگوید: عمر!»»اما ابن ابی‏كبشه (مرادپیغمبر – صل الله علیه و آله و سلم – است) روزی پنج‏بار نامش را فریاد می‏كنند: “اشهد ان محمدا رسول الله.” پس با این وضع، كدام عمل و یادی از من دوام پیدا خواهد كرد. بی‏پدر، نه، قسم به خدا، باید این نام (محمد – صل الله علیه و آله و سلم – ) یا دین را دفن كنم، دفن كردنی!»[4] معاویه پس از استقرار در قدرت، به والیان خویش بخشنامه كرد كه »هر كس فضیلتی از علی – علیه السلام – نقل كرد او را بكشید؛ خونش هدر و ذمه خویش را از آن بری دانستم.» [5] خالد بن عبدالله قسری از ابن شهاب زهری درخواست تدوین سیره نمود. ابن شهاب گفت: »احیانا در لابه‏لای سیره، از امیرالمؤمنین، علی – علیه السلام -، سخن به میان می‏آید؛ آیا با وجود این، می‏توانم به این كار دست‏یازم؟ خالد گفت: اگر ذكر نام آن حضرت با آمیزه‏ای از خرده‏گیری باشد، مانعی ندارد.» [6] در فضایی این چنین، مورخان شیعه، مانند یعقوبی، مسعودی و دیگران، مجبور بودند كه از كنار حقایق تاریخ یا با سكوت بگذرند و یا بسیار كمرنگ و در لفافه به نقل آنها بپردازند. در این مورد، به طور خلاصه باید سخن بعضی از بزرگان را در مورد علی – علیه السلام – گفت كه: »ما اقول فی شخص اخفی اعدائه فضائله حسدا و اخفی اولیائه فضائله خوفا و حذرا»؛ در مورد او چه می‏توان گفت كه دشمنانش از حسادت و دوستانش از ترس، فضایل او را كمتان كرده‏اند.؟! خوارزمی می‏گوید: »…و ان بعض شعراء الشیعه یتكلم فی ذكر مناقب الوصی بل فی ذكر معجزات النبی – صل الله علیه و آله و سلم – فیقطع لسانه…»؛[7] بعضی از شعرای شیعه كه در مناقب علی – علیه السلام – و یا حتی در معجزات پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – صحبت می‏كنند و حرف می‏زنند زبانش را قطع می‏كنند و دیوانش را پاره می‏كنند. هارون، پسر خیزران، (مقصود واثق خلیفه است) و جعفر متوكل در صورتی به كسی عطا می‏كردند و بخشش می‏نمودند كه به آل‏ابی طالب دشنام گوید؛ مانند: عبدالله بن مصعب زبیری و وهب بن وهب بختری و مروان بن ابی‏حفصه و دیگران. البته این مساله اختصاص به حضرت علی – علیه السلام – ندارد، بلكه بسیاری از حقایق تاریخ اسلام، بخصوص آنچه به تشیع مربوط می‏شود، دچار چنین سرنوشتی شده است. همچنین این مشكل اختصاص به زمان بنی‏امیه و بنی‏مروان نداشته است؛ زیرا بنی عباس نیز در ظلم و ستم نسبت‏به شیعیان نه تنها عقب نماندند، بلكه به مراتب، ظالمانه‏تر برخورد كردند. وجود این فشارها مساله »تقیه‏» و كتمان عقاید را مطرح كرد. خطر به قدری جدی و حاد بود كه احادیث‏شدیداللحنی در مورد وجوب تقیه از ائمه: برای حفظ تشیع صادر شد كه ما در این‏جا به برخی از آنها اشاره می‏كنیم: امام باقر – علیه السلام – می‏فرماید: »ترك تقیه مثل ترك نماز است.»[8] امام صادق – علیه السلام – می‏فرماید:»برای حفظ دینتان تقیه كنید و آن را با تقیه زیر پرده دارید؛ زیرا هر كه تقیه ندارد، دین ندارد. شما در میان مردم مانند زنبور عسل در میان پرندگانید.»[9] در حدیث دیگری از امام صادق – علیه السلام – وارده شده است كه می‏فرماید: »از پدرم، امام باقر – علیه السلام -، شنیدم كه می‏فرمود: هیچ چیزی در روی زمین، نزد من از تقیه دوست داشتنی‏تر نیست. ای حبیب، هركس تقیه‏كند خدا اورا بالابرد و هركس تقیه‏نكند خدا اورا پست كند.»[10] 3 – فشار تبلیغاتی ظلم و ستمی كه نسبت‏به شیعه و ائمه – علیه السلام – روا داشته شد مظلومیت آنها را برای امت اسلامی معلوم و مشخص می‏نمود. این مظلومیت، بخصوص پس از واقعه كربلا، در كنار حقانیت اهل‏بیت – علیه السلام – و پیروان آنها، موجب محبوبیت آنان در جامعه اسلامی شد. همین‏مساله نقش مهمی در پیشرفت و گسترش تشیع داشته است. محبوبیت تشیع حاكمان جور را واداشت كه این بار به تزویر متوسل شوند و با به خدمت گرفتن تبلیغات تشیع را از صحنه خارج كنند. لذا، شیعیان را رافضی، و خارج از دین، نامیدند. ابن حجر هیثمی در مقدمه كتاب الصواعق المحرقه چنین آورده است: »و اخرج الدارقطنی عن علی عن‏النبی – صل الله علیه و آله و سلم – قال سیاتی من بعدی قوم لهم نبز یقال لهم الرافضه، فان ادركتهم فاقتلوهم فانهم مشركون‏»؛ دار قطنی از پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – نقل كرده كه پیامبر فرموده به‏زودی پس از من قومی می‏آیند كه دارای لقب خاصی هستند و رافضی نامیده می‏شوند، آنها مشرك‏اند، اگر آنها را دیدی بكش![11] ابن حزم در الفصل فی الملل والنحل شیعیان و تشیع را این‏گونه معرفی می‏كند: »ان الروافض لیسوا من المسلمین انما هی فرق اولها بعد موت النبی بخمس و عشرین سنه و كان مبدئها اجابه ممن خذله الله لدعوه من كاد الاسلام و هی طائفه تجری مجری الیهود والنصاری فی الكذب والكفر» [12] ؛ رافضیها از مسلمانان نیستند و تنها فرقه‏ای هستند كه ابتدای آن از بیست و پنج‏سال بعد از وفات پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – بوده است و شروع این فرقه اجابت از دعوت كسی بود (خداوند او را ذلیل كند) كه اسلام را قبول نداشت. اینها (شیعیان) گروهی هستند كه در كفر و دروغ‏گویی دنباله‏رو یهود و مسیحیان‏اند. این مطلبی است كه در كتب تاریخ و كلام به اصطلاح مسلمانان رواج دارد و افرادی مانند طبری، ابن اثیر، ابن كثیر و به تبع آنها، دیگران نیز همین حرفهای نادرست را تكرار می‏كنند. حتی محققان معاصر جهان اسلام هم با كمال تاسف، این اكاذیب را تكرار می‏نمایند و آنها را نشر می‏دهند؛ مثلا، رشید رضا در كتابش، الشیعه و السنه، چنین نوشته است: »شیعه‏گری به نام خلیفه چهارم، علی بن ابی‏طالب‏2، آغاز ایجاد تفرقه دینی و سیاسی امت محمدی گردید و اولین كسی كه اصول تشیع را از خود ساخت‏یك یهودی به نام عبدالله بن سبا بود كه از راه خدعه و نیرنگ، اظهار اسلام نمود. وی مردم را به غلو درباره علی كرم الله وجهه دعوت می‏كرد تا میان این امت تفرقه ایجاد نماید و دین و دنیای آنان را تباه گرداند.»[13] در چنین جوی، كمتر سخنی از شیعیان پذیرفته می‏شد و آنان در جامعه جایگاهی نداشتند و نمی‏توانستند حقایق را بیان كنند. بعضی از شیعیان این وضعیت را در اشعار خویش چنین بیان كرده‏اند. اذا ما روی الراوون الف فضیله لاصحاب مولانا النبی محمد یقولون هذا فی الصحیحین مثبت بخط الامامین الحدیث مسدد و مهما روینا عن علی فضیله یقولون هذا من احادیث ملحد اگر راویان هزاران فضیلت در مورد اصحاب پیامبر – صل الله علیه و آله و سلم – (منظور خلقا هستند) نقل كنند، می‏گویند این فضایل در صحیحین (صحیح مسلم و نجاری) و به خط آنها و به طور متقن ثبت‏شده است ولی اگر یك روایت در فضیلت علی – علیه السلام – نقل شود، می‏گویند كه این حدیث از احادیث ملحدان است. و یا این گونه سروده‏اند كه: اذا فی مجلس ذكروا علیا و سبطیه و فاطمه الزكیه یقول الحاضرون ذروا فهذا سقیم من حدیث الرافضیه[14] اگر در مجلسی ذكری (فضیلتی) از علی و همسر و فرزندان او به میان آید حاضران می‏گویند: این‏حدیث را رها كنید، آن حدیث صحیح نیست؛ چون از احادیث رافضیان است. این حقیقتی است كه تاریخ به آن گواهی می‏دهد. نصر بن علی جهضمی به علت نقل یك روایت در فضیلت علی و فاطمه و حسنین – علیه السلام – از طرف متوكل محكوم به هزار ضربه شلاق شد.[15] در وادی تبلیغات، ائمه – علیه السلام – و شیعیان با مشكل دیگری نیز روبه‏رو بودند: از یك سو، پیدایش گروهها و فرقه‏های مذهبی و كلامی كه نتیجه جهالت امت نسبت‏به حقیقت اسلام بود و احیانا برای ایجاد خطوط موازی در كنار تشیع از طرف حكام تاسیس یا تقویت می‏شدند و از سوی دیگر، گسترش اسلام و برخورد مسلمانان با افكار مختلف، سؤالات و اشكالات متعددی متوجه اسلام، بخصوص تشیع، می‏كرد. ائمه: و اصحاب آنها و بعدا علمای شیعه، خود را موظف می‏دیدند كه به این سؤالات و اشكالات پاسخ دهند و معارف اسلامی را بر اساس اصول، حفظ و اشاعه دهند. بنابراین، نیرو و توان شیعیان در این وادی صرف می‏گشت. در نتیجه، »تاریخ‏»، كه در مقایسه با فقه و معارف اسلامی از اهمیت كمتری برخوردار بود، متروك ماند و كمتر به آن پرداخته شد. نگاهی به آثار به جا مانده از بزرگان شیعه در باب فقه و معارف گویای این حقیقت است. اینها بعضی از موانعی بود كه از خارج بر سر راه تاریخ‏نگاری شیعه قرار گرفت و بر آنها تحمیل گشت اما همان مقدار آثاری هم كه از شیعیان باقی مانده و نگاشته شده دارای نقاط ضعفی است كه به آنها اشاره می‏شود: 1. یكی از این نقاط ضعف این است كه مورخان ما بیشتر متوجه مسائل اعتقادی بوده و حداكثر كوشش خود را در باره امامت ائمه – علیه السلام – و فضایل و معجزات آنها مبذول داشته و از اختصاص دادن فصلی به مسائل سیاسی زمان ائمه – علیه السلام – و كیفیت مبارزات جهادی آنها خودداری كرده‏اند، هرچند در خلال همین روایات و نقل معجزات و فضایل، مسائل تاریخی مهمی وجود دارد كه تا حد زیادی می‏تواند مشكلات تاریخی را حل كند. 2. در نقل حوادث، تنها به همان مقدار مورد نیاز اكتفا كرده و از نقل اصل واقعه به طور كامل خودداری كرده‏اند. در نتیجه، مسائل، پراكنده، مشوش و درهم گردیده و برای مرتب كردن و ارجاع آنها به اصول، به كوشش فراوانی احتیاج دارد و كاری بسیار سنگین است. 3. عدم اهتمام به رجال تاریخی از حیث توثیق و عدم آن، كه نسبت‏به رجال حدیث اهتمام می‏ورزند، در صورتی‏كه‏اهمیت مساله تاریخ كم نیست و انگیزه جعل و كتمان حقیقت در آن، بیشتر از مسائل فقهی صرف وجود داشته است. بنابراین، عدم اهتمام به رجال تاریخ نقطه ضعف‏دیگری درتاریخ‏نگاری ماست و بسیاری از مؤلفان كتب تاریخی ما از حیث مذهب، مجهول‏الحال می‏باشد. 4. در نقل وقایع تاریخی، مكان، زمان و مقارنات دیگر آنها ذكر نشده و در نتیجه، تعلیل، تحلیل و نتیجه‏گیری از این حوادث بسیار مشكل است. 5.نقل روایات متضاد و متناقض در كنار هم بدون تحلیل و جمع بین آنها؛ این كار اگرچه فی حد نفسه، ارزشمند و ناشی از اهتمامی است كه به حفظ احادیث می‏دادند ولی خود مشكلی است و برای حل آن، باید زحمت كشید تا حقیقت را از میان آنها پیدا كرد.
نتیجه با توجه به مجموعه مطالبی كه ذكر شد، باید گفت كه علمای شیعه علی‏رغم همه مشكلاتی كه بر سر راهشان وجود داشته، با ایثار و از خود گذشتگی، نهایت‏سعی خود را نموده و در حد امكان، حقایق تاریخ را به ما منتقل نموده‏اند اما با وجود این، در حال حاضر، ما به اندازه برطرف كردن مسائل و مشكلات فكری و دینی خود، مطالب تاریخی در اختیار داریم. با استفاده از همین مواد پراكنده، می‏توان تاریخ صحیح اسلام را بازسازی و ارائه كرد.
مجله معرفت شماره 18
——————————————-
پی نوشت ها
[1] . سید جعفر شهیدی، نهج‏البلاغه، نامه 31، ص‏297 [2] . «…فتاس بنبیك الاطیب الاطهر صلی الله علیه و آله، فان فیه اسوه لمن تاسی و عزاء لمن تعزی فان احب العباد الی الله، المتاسی بنبیه و المقتص لاثره… .» (نهج‏البلاغه فیض‏الاسلام، خطبه‏159) [3] . زبیربن بكار، الاخبارالموفقیات، دكتر سامی مكی العانی، بغداد، مطبعه العانی، 1972 م، ص‏331-334 [4] . ابن‏ابی‏الحدید، شرح نهج‏البلاغه، قم، كتابخانه مرعشی،1406 ق، ج 5، ص‏129 و 130 [5] . محسن الامین، اعیان الشیعه، ج 1، ص‏27 [6] . الاغانی، علی بن‏الحسین ابوالفرج اصفهانی،بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‏تا،15 [7] . مكاتیب، خوارزمی، بیروت، دار مكتبه الحیاه، 1970م، ص‏166 [8] . بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1411 ق، ج‏67، ص‏103، ح 21 [9] . اصول كافی، محمد بن یعقوب كلینی، مصطفوی، تهران، علمیه‏اسلامیه، بی تا، ج‏3،ص 308، باب تقیه، حدیث‏5 [10] . همان، حدیث‏شماره 4 [11] . فضل بن شاذان، الایضاح، محدث ارموی، تهران، دانشگاه تهران،1363، ص 301 [12] . الفصل فی الملل والنحل، ج 1، ص 290 به نقل از الغدیر، ج‏3، ص 92 [13] . الشیعه والسنه، ص 4 -6 به نقل از علامه مرتضی عسكری، عبدالله بن سبا و دیگر افسانه‏های تاریخی، سردارنیا، تهران، كوكب، چاپ دوم،1367، ص‏47 [14] . ابن شهرآشوب، مناقب، ج 1، ص‏3 و 4 [15] . خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالكتب العربیه، بی‏تا، ج‏13، ص‏287

نوشته قبلی

تبیین مسیر قیامت

نوشته‌ی بعدی

فعالیتهای سیاسی امام‏ صادق(ع)

مرتبط نوشته ها

بعثت در كلام خاندان رسالت
عقاید شیعه

بعثت در كلام خاندان رسالت

پویایی و بالندگی فقه شیعه
علوم شیعه

پویایی و بالندگی فقه شیعه

واژه شناسی شیعه و تشیّع
شیعه شناسی

شیعه از دیدگاه امام علی (ع)

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر
ویژه جنگ رمضان

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

تو رستم تهمتنی …
ویژه جنگ رمضان

تو رستم تهمتنی …

نوشته‌ی بعدی

فعالیتهای سیاسی امام‏ صادق(ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

بعثت در كلام خاندان رسالت

بعثت در كلام خاندان رسالت

پویایی و بالندگی فقه شیعه

پویایی و بالندگی فقه شیعه

واژه شناسی شیعه و تشیّع

شیعه از دیدگاه امام علی (ع)

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا