14 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

چرا به «زیارت‏» برویم ؟

چرا به «زيارت‏» برویم ؟
0
SHARES
45
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

چرا به «زیارت‏» برویم ؟

شک نیست که‏«زیارت‏»در اسلام، بخصوص در فرهنگ شیعه، جایگاه والایى دارد. امامان و اولیائى خدا، تا حد بسیارى دعوت و تشویق به زیارت کرده‏اند. پاداشها و ثوابهاى فراوانى براى‏«زایر» بیان شده است. «زیارت‏»، در ارزش و پاداش، همپاى بسیارى از عبادات، بلکه برتر از حتى جهاد و شهادت به حساب آمده است. «مزار» ها ، در اسلام ، از اعتبار خاصى برخوردار است. «مزار» ها ، مورد تکریم فراوان قرار گرفته‏اند. «زیارتنامه‏» ها، یک دنیا تعلیمات و فرهنگ و آموزش و تربیت را شامل است. راستى…این همه دعوت و تشویق به زیارت، چرا؟ این همه پاداش و اجر و ثواب، براى هر قدم قدم زیارت، براى چه؟ چه تناسبى میان عمل زایر با آن پاداشهاى عظیم و خیره کننده و بهت‏آور؟ مگر نه اینکه‏«اجر»، در مقابل‏«عمل‏»است؟ و مگر نه اینکه تناسبى باید بین‏«کار» و«مزد» باشد؟ اساسا چرا باید زیارت رفت؟ فایده زیارت براى زایر چیست؟ زیارتگاهها چه نقش تربیتى و تهذیبى دارند و باید داشته باشند؟ زیارتنامه‏ها چه متنهایى است و چه آموزشهایى دارد؟ در زیارت، باید به‏«دل‏»پرداخت ‏یا به‏«عقل‏»؟ زیارت، ریشه در منطق و برهان دارد، یا خاستگاه آن ، وادى شور و شوق و جذبه و عرفان است؟ زیارت، در صدر اسلام، مهم و مفید بوده، یا همیشه و هم اکنون هم سازنده و تعهد بار و رسالت آشناست؟ در زیارت، به‏«منفعت‏» باید اندیشید یا به ‏«معرفت‏»؟زایر،«عاشق‏» است‏ یا «جهانگرد»؟ زیارت ،«دخل‏» است ‏یا«خرج‏»؟ زیارت، عملى عبادى است، یا جنبه‏«سیاسى‏» هم داشته و دارد؟ زیارت، ساخته و پرداخته شیعیان است، یا اصلى است که پیامبر، منادى آن است و ریشه در متن دین دارد و عقل، پشتوانه آن است و عرف، حامى آن و ملتها و اقوام بشرى عامل به آن؟! اینها…و مطالب و مسائل دیگرى ، انگیزه آن است که از میان آن همه زمینه‏ها و دستور العملها و برنامه‏ها که گفتیم در فضاى تربیتى دین و مکتب وجود دارد ،«زیارت‏»را انتخاب کرده و از جوانب گوناگون ، پیرامون آن به دقت و تامل بپردازیم. تا از کرانه این غدیر فیاض ، بهره‏اى برگیریم و اگر در کنار دریا نشسته‏ایم،- دریاى معارف اهل بیت عصمت- لب تشنه نمانیم. و اگر نه به حد کمال مطلوب، ولى به اندازه وسع و گنجایش خویش، رفع عطش کنیم. آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگى باید چشید تشنه‏ایم و جویا… خدا بر تشنگى ما بیفزاید تا جویاتر شویم. آب کم جو، تشنگى آور به دست × تا بجوشد آبت از بالا و پست «زیارت‏» ، قلمرو «دل‏» و وادى‏«محبت‏» در بحث‏«زیارت‏» ، پیش از آنکه استدلال شود که چرا باید رفت و رفتن به زیارت را چه سود؟ اگر شناختى محبت آور، نسبت ‏به صاحبان‏«مزار»باشد ، جایى براى این سؤال و استدلال باقى نمى‏گذارد. در زیارت ، بیش از فلسفه و برهان ، عشق و شور و محبت نهفته است. بیش از آنکه‏«عقل‏»، محاسبه کرده و در یابد که چرا؟«دل‏»،فرمان داده و زایر را به مزار رسانده است. وادى زیارت، بیش و پیش از آنکه وادى معقولات و محاسبات عقلى باشد، وادى دل و جذبه درون است. زایر، اگر بداند و بشناسد که مورد زیارت‏«کیست؟»، دیگر نمى‏پرسد:«کجاست؟».به راه مى‏افتد و همچون خضر، به دنبال آب حیات، و همچون موسى (ع) در پى‏«عبد صالح‏»روان مى‏گردد تا برسد و بیابد و بهره برگیرد و کامیاب شود. «زیارت‏»، از این مقوله است. پیوند قلبى است، محبت و علاقه است. آنچه زایر را به پیمودن راهها و طى مسافتها و تحمل رنج‏سفر و بیم بادیه و استقبال از خوف و خطر وا مى‏دارد، کشش درونى و علاقه قلبى اوست. و اگر عشق آمد، خستگى رخت ‏بر مى‏بندد و اگر محبت در کار بود، ملال متوارى مى‏شود. آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز × پاى پر آبله و بادیه پیماى من است «عشق‏»، معمار جان و جهان شوق، انسان راکد را حرکت مى‏بخشد و ساکن را«مهاجر» مى‏کند و«عافیت طلب‏»را بادیه پیما مى‏سازد. براى تحلیل زیارت ، نباید خیلى سراغ برهان علمى رفت.«راه علمى‏»، فقط مى‏تواند روشنگر باشد، ولى راه معنى و دل و عشق، هم روشنى است و هم گرما بخش. بخصوص اگر عشق راستین به خدا باشد که معشوق کامل و محبوب مطلق است و پیوند با او، سوزنده و سازنده است. به فرموده امیرالمؤمنین (ع) :«محبت‏ خدا آتشى است‏ سوزان و نور خدا، فروغى است روشنگر» (حب الله نار لا تمر على شیئى الا احترق و نور الله لا یطلع على شیئى الا اضاء) (۲) مى‏بینیم که در بیان امام، محبت هم سوزاننده و هم روشنى بخش‏معرفى شده است. «پرورده فیض نگاه‏»، از آتشى شعله‏ور است که بیان کردنى نیست.به گفته اقبال:«سخن از تاب و تب شعله، به خس نتوان گفت…» و به قول امرسن:«یک قلب مى‏تواند هزار سال فکر خود را به کار برد ، لیکن به قدر آنچه عشق، یک روز یاد مى‏دهد ، کسب نتواند کرد.» (۳) عشق، معلم انسان است. عشق، معمار عالم است. عشق، آباد کننده دل است.«عشق، وسیله‏اى است که تمام دردسرهاى کوچک را به یک دردسر بزرگ تبدیل مى‏کند». عشق، تحمل را مى‏افزاید. ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست×عاشقى شیوه رندان بلاکش باشد داغ محبت‏خدا و رسول و اهل بیت را بر سینه داشتن، همراه است‏با رنجها و مشقتهایى که در راه این محبت است. مگر مى‏توان از دشتها به سوى خانه و دیار محبوب ،گذر کرد و تیغ بیابان و خار مغیلان را در پاى ندید؟! این خصیصه عشق است…و صد البته که همه اینها در راه‏« دوستى‏» ، روا و شیرین ، و«هر چه از دوست مى‏رسد نیکوست‏». بعضى‏ها خدمت ائمه مى‏رسیدند و ابراز مى‏کردند که: ما، شما اهل بیت را دوست مى‏داریم. و آنان پاسخ مى‏دادند: پس آماده سختى باشید و تن‏پوشى از فقر و محرومیت ‏براى خود آماده سازید (من احبنا اهل البیت فلیعد للفقر- او للبلاء- جلبابا) (۴) به قول معروف:«البلاء للولاء». دلداده محبت‏خدا و اولیاى خدا، سر بر کف مى‏نهد و در کوى دوست مى‏رود و راضى است ‏به هر چه او بپسندد، چه راحت، چه رنج، چه غم و چه شادى. به قول بابا طاهر: یکى درد و یکى درمان پسندد یکى وصل و یکى هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران‏پسندم آنچه را جانان پسندد عشق، نوازشهایى در صورت‏«بلا»، و رحمتهایى به صورت‏«رنج‏»به دنبال دارد که براى عاشق، سازنده و کمال آور است و خود، نشانه توجه و عنایت محبوب به محب است ، که: اگر با دیگرانش بود میلى چرا جام مرا بشکست لیلى؟ در یک کلمه، جوهر ناب زندگى، و روح حیات، عشق و محبت است و زندگى بى محبت، خشک و سرد و بى روح است. منتهى باید محبوبها و معشوقها، شایسته محبت و عشق باشند و ارزش آن را داشته باشند که انسان ، عشقش را به پاس آنان نثار کند و«دل‏»را خانه‏«حب‏» آنان سازد. معشوقهاى برین ، در فرهنگ دینى ، خدا و رسول و ائمه معصومین و پاکمردان و صدیقان و شهیدان‏اند که لایق محبت‏اند. دین هم بر پایه محبت مى‏چرخد و اساسا به تعبیر امام صادق (ع) «دین ، چیزى جز محبت نیست‏» (هل الدین الا الحب) (۵) ولى روشن است که اگر محبت آمد ، به دنبالش ، طاعت و عبادت و عبودیت و همرنگ شدن با محبوب و سنخیت ‏یافتن با معشوق و حرکت در راستاى خواسته او و عمل بر طبق رضاى حق و…همه و همه به دنبال مى‏آید. محبتى کارساز است که از قلب به اندام سرایت کند و از درون، اعمال برون را کنترل و هدایت نماید. «محبت‏» ، پشتوانه‏« زیارت‏» آنکه عشق و شوق داشته باشد ، به زیارت هم مى‏رود. براى عاشق شایق ، نه تنها خود محبوب ، جالب و جاذب است ، بلکه هر چیزى هم که به گونه‏اى رنگ تعلق و رایحه انتساب به او را داشته باشد، مطلوب و جاذبه‏دار است و دلداده را به سوى خود مى‏کشد. در زیارت چنین است. چگونه مى‏شود که عاشق خدا و دوستدار پیامبر و اهل بیت، و محب صالحین و صدیقین و شهدا و اولیاء الله، شوق دیدار خانه خدا و بیت الله و مزار و مرقد و خانه و شهر و دیار معشوق را نداشته باشد و شیفته دیدار کعبه و مدینه و مزار ائمه و قبور صالحین و شهرهاى خاطره آمیز و شوق انگیزى که ریشه در فرهنگ دینى ما دارد نباشد؟! به گفته مرحوم علامه امینى: «اگر مدینه منوره ، حرم محترم الهى شمرده شده و در سنت نبوى ، براى مدینه و خاکش و اهلش و مدفونین آنجا ارزشهاى فراوان بیان شده است ، به خاطر همان انتساب به خدا و پیامبر است. و بر مبناى همین اصل، هر چیز دیگرى هم که نوعى تعلق و انتساب به پیامبران و اوصیاء و اولیاء الهى و صدیقین و شهدا و افراد مؤمن دارد ارزش پیدا مى‏کند و شرافت مى‏یابد… ». (۶) زیارت مى‏تواند نمودى از احساس شوق درونى انسان باشد. نشانى از محبت و دلیلى بر عشق و علامتى از تعلق خاطر باشد. زیارت، زبان علاقه و ترجمان وابستگى قلبى است. براى عاشق، حتى خانه‏اى که روزى معشوق در آن ساکن بوده ، کوچه‏اى که روزى دلبر از آن گذشته ، زمینى که بر آن قدم نهاده ، شهرى که روزى در آنجا مى‏زیسته ، سنگى که دست محبوب به آن خورده ، لباسى که بر اندام او بوده ، کفشى که در پایش داشته ، دلربا و جاذب است، دوست داشتنى و شوق انگیز است. این شعر منسوب به مجنون است که در باره لیلى گفته است: امر على الدیار ، دیار لیلى اقبل ذا الجدار و ذا الجدارا و ما حب الدیار شغفن قلبى و لکن حب من سکن الدیارا (۷) یعنى: از دیار لیلى مى‏گذرم، این دیوار و آن دیوار را مى‏بوسم ، علاقه به دیار لیلى دلم را تسخیر نکرده است ، بلکه آن کسى که در آن سکونت دارد، مرا مفتون خود ساخته است. مى‏بینیم که جاذبه شهر، به خاطر حضور لیلى در آن است. در زیارت و مزار، مسئله در ظاهر سنگ و چوب و آجر و آهن و ضریح و ساختمان مزار و گنبد و گلدسته و رواق و…خلاصه نمى‏شود ، تا به زیارت و بوسیدن و تقدیس اینها اشکال شود. بلکه نقش عمده با آن محبت و شناخت و معنویت و عشقى نهفته است که در وراى اینهاست که حتى به اینها ، معنى و جهت و قداست و حرمت‏بخشیده است. وقتى قلب ، در گرو یک عشق بود، صاحب آن دل ، از نام و یاد و لباس و دستمال و کفش و کوچه و شهر محبوب ، خوشش مى‏آید و لذت مى‏برد و همه اینها برایش جاذبه دارد و در هر یک از اینها عکس رخ یار را مى‏بیند. ما با محبت وافر و علاقه و احساسى که به حضرت محمد (ص) داریم ، اگر با خبر شویم که در جایى رد پایى و نشانى از آن حضرت باقى است،آیا شوق دیدنش را نخواهیم داشت؟«مقام ابراهیم‏»در مسجد الحرام،براى حاجى چرا آنقدر خاطره به همراه دارد؟ جز این است که سنگى است که حضرت ابراهیم در بالا بردن دیواره کعبه ، به کمک پسرش اسماعیل، آن را زیر پا مى‏گذاشته است و جاى قدم او بر سنگ باقى است؟! مى‏بینیم که وادى زیارت ، وادى عشق و علاقه و عرفان است. در قلمرو دل، گاهى پاى عقل هم مى‏لنگد و وقتى عشق فرمان مى‏دهد ، عقل چاره‏اى جز تسلیم و فرمانبردارى ندارد. مرحوم علامه امینى نقل مى‏کند: «…فقیه و ادیب بزرگوار اهل سنت ، تاج الدین فاکهانى (وفات ۷۳۴) به دمشق رفت‏به قصد زیارت کفش پیامبر که در«دار الحدیث الاشرفیه‏» نگهدارى مى‏شد. وقتى کفش را دید، افتاد و شروع به بوسیدن کرد و صورتش را بر آن مى‏مالید و اشگ شوق از دیدگانش جارى بود و شعرى به این مضمون را مى‏خواند: اگر به مجنون گفته شود: لیلى و وصال و دیدار او را مى‏خواهى ، یا دنیا را و آنچه را در آن است؟ او در جواب خواهد گفت: غبارى از خاک کفش لیلى برایم محبوبتر است و شفابخشتر براى دردهاى من…». (۸) آرى… وقتى عشق در کار باشد ، خاک ره دوست را باید سرمه چشم نمود. و براى عاشق، آنچه ارزشمند است، محبوب و دیدار او و هر چیزى است که منسوب به اوست. برادرانه بیا قسمتى کنیم رقیب جهان و هر چه در آن است از تو، یار از من این یک طرف قضیه است که محبت ، انسان را به زیارت وا مى‏دارد. سوى دیگر قضیه آن است که‏«زیارت‏»، محبت و شناخت مى‏آورد و از آن جهت ، عامل سازنده و تربیت کننده است.

پی‏نوشتها: ۱٫غاشیه،آیه ۲۱٫ ۲٫میزان الحکمه،ج ۲،ص ۲۲۶٫ ۳٫چکیده اندیشه‏ها،ج ۱،ص ۲۵۱٫ ۴٫میزان الحکمه،ج ۲،ص ۲۴۰٫ ۴٫بحار الانوار،ج ۶۹،ص ۲۳۷٫ ۶٫سیرتنا و سنتنا صص ۱۶۱-۱۶۰٫ ۷٫الغدیر،ج ۵،ص ۱۵۱٫ ۸٫الغدیر،ج ۵،ص ۱۵۵٫ منبع: پایگاه جهانی سبطین

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

 دوستی و نقل روایات اهل‌بیت(علیهم السلام) عامل تهمت رفض و تشیع

نوشته‌ی بعدی

دفاع حضرت فاطمه (س) از امامت و امام خویش

مرتبط نوشته ها

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟
ویژه جنگ رمضان

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)
امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مهدویت در سیره و قیام امام خمینی (ره)
نظام ولایت فقیه

مهدویت در سیره و قیام امام خمینی (ره)

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام
تاریخ شیعه

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام

نوشته‌ی بعدی
دفاع حضرت فاطمه (س) از امامت و امام خویش

دفاع حضرت فاطمه (س) از امامت و امام خویش

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا