به دليل عقلي و نقلي وجود امام معصوم در هر زماني لازم است.حصول منظور قرآن (اخراج تمام افراد بشر از ظلمات فكري و اخلاقي و عملي به عالم نور) ممكن نيست مگر به وسيله وجود انساني كه خود از تمام ظلمات رسته، و افكار و اخلاق و اعمال او سراسر نور باشد و اين همان امام معصوم است.اگر چنين انساني نباشد، تعلم كتاب و حكمت و قيام به قسط در امت چگونه ميسر ميشود؟حديث ثقلين كه مورد اتفاق فريقين ]شيعه و سني[ است، دليل وجود چنين شخصيتي است كه او از قرآن و قرآن از او براي هميشه جدا شدني نيست.بايد با قرآن عالمي ـ به جميع آنچه در قرآن است ـ از اهل بيت باشد كه تمام امت بدون استثناء، مأمور به تمسك به كتاب و سنت و آن عالم هستند و هدايت هر كسي بستگي به اين تمسك دارد.آيه «ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون» به امام عصر عجل الله تعالي فرجه و اصحاب ايشان تفسي شده است و مضمون اين آيه كه حكومت صالحان وارث زمين خواهند بود و در آن تا به ابد سكونت خواهند نمود. دهان صالح حكمت را بيان مي كند و زبان او انصاف را ذكر مي نمايد، شريعت خداي وي در دل اوست، پس قدمهايش نخواهد لغزيد».
برخي از خصوصيات و مزاياي آن حضرت1. اقتدا عيسي بن مريم به حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه ؛ …. هنگام ظهور و قيام حكومت حقه امام زمان عجل الله تعالي فرجه ، عيسي بن مريم از آسمان به زمين آمده و به آن حضرت عجل الله تعالي فرجه اقتدا مي كند. اين امامت دليل افضليت است. زيرا امام زمان عجل الله تعالي فرجه كسي است كه از كلمه الله و روحالله و محيي موتي ]زنده كننده مردگان[ و رسول صاحب عزم خدا، وجاهتش نزد خدا و قربش به ساحت ذوالجلال بيشتر است. هنگام نماز كه هنگام عروج الي الله است، عيسي بن مريم او را امام خود قرار مي دهد و به زبان او با خدا سخن ميگويد.2. حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه خليفة الله است؛ عنوان آن حضرت در روايات خليفة الله است: «يخرج المهدي و علي رأسه غمامه فيها مناد ينادي هذا المهدي خليفه الله فاتبعوه»[1] به مقتضاي اضافه خلافت به اسم مقدس الله؛ وجود آن حضرت آيت جميع اسماي حسني است.3. مقام اصحاب آن حضرت، علو مقام آن حضرت از مقام اصحاب او روشن مي شود كه نمونهاي از آن در روايات شيعه چنين است: «عدد آنان عدد اصحاب بدر و براي آنها شمشيرهاست، بر هر شمشيري كلمهاي نوشته شده كه مفتاح هزار كلمه است» اهل سنت هم روايتي دارند كه مي گويد: «نميترسند تا از ديگري مدد بگيرند و نه خشنود مي شوند به احدي كه در جماعت آنان داخل شود، شماره آنان شماره اصحاب بدر است، نه اولين بر آنان سبقت گرفتند و نه آخرين به آنان مي رسند و بر شماره اصحاب طالوتند كه با او از نهر گذشتند». وقتي آنان كه در ركاب آن حضرت و تابع اويند، داراي مقام قرب مخصوص «سابقون» باشند و در پيشي گرفتن به كمالات، «آخرون» به گرد آنان نرسند، مقام مولا و آقاي آنان و «بابالله» و «ديّان دين الله» و «خليفه الله و مناصر حق الله» و «حجةالله و دليل الله» است، چه خواهد بود؟4. حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه ، مظهر رسول الله است؛ به مقتضاي خصوصيت خاتميت كه در رسول اكرم صل الله عليه و آله و آن حضرت است، يعني ختم نبوت و ختم وصايت، و همچنين اينكه فتح دين به رسول اكرم صل الله عليه و آله و ختم آن به مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه است، در آن حضرت خصوصيات جسمي و روحي و اسمي خاتم ظهور كرده است. افتتاح و اختتام اين به ابي القاسم محمد صل الله عليه و آله، كنيه و اسم و صورت و سيره با تعدد شخص به خاتم النبيين و خاتم الوصيين براي اهل نظر حكايت از مقام و منزلتي مي كند كه فوق ادراك و بيان است.5. ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه از كنار كعبه است؛ ظهور آن حضرت بنا بر رواياتي از شيعه و سني، از كنار خانه خداست، و جبرائيل از يمين او و ميكائيل از يسار اوست.6. ظهور آن حضرت در روز عاشورا است؛ ظهور آن حضرت، بنا بر روايتي كه شيخ طوسي در الغيبه و صاحب عقدالدرر تذكر كردهاند، روز عاشوراست تا تفسير آيه: «يريدون ليطفئوا نور الله بأفواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون»[2] ظاهر شود و شجره طيبه اسلام كه به آن خون پاك آبياري شده، به دست آن حضرت به ثمر رسد و آيه كريمه «و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لويله سلطانا»[3] بر مصداق اعلاي خود تطبيق شود.7. حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه كلمه تامه خداوند است: در دعاي بعد از زيارت آل يس مي خوانيم: «و كلمتك التامه في ارضك» اگر عيسي بن مريم پيغمبر اولوالعزم، كلمهاي از خداوند متعال است، مهدي عجل الله تعالي فرجه كلمة الله التامه است و از آنجا كه به رسيدن به منتهاي صدق است كه نهايت حكمت نظري است و به رسيدن به منتهاي عدل است كه نهايت حكمت عملي است. آري، اوست كه به منتهي درجه صدق و عدل رسيده و كلمه تامه خدا گشته است.
پینوشتها:
[1] . حضرت قيام مي كند، بر سر او ابري سايه گسترده و در آن ندا داده مي شود: اين مهدي است كه خليفة الله است؛ او را پيروي كنيد.[2] . مي خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند در حالي كه خدا نور خود را كامل مي كند ولو كافران نپسندند.[3] . هر كه مظلومانه و بيگناه كشته شود، براي ولي و وارث او حق قصاص است.منبع: ماهنامه امان
















هیچ نظری وجود ندارد