14 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

خودآگاهى چيست ؟

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

خودآگاهى چيست ؟
كوچكترين تحول همانند سنگ‏ريزه‏اى استكه به درون بركه اى پرتاب مى‏شود.امواج بسيارى به گرد آن شكل مى‏گيرند.سنگ ريزه‏ى آگاهى نيز با بركه‏ى ذهن ما چنين كند!!« آنتونى رابينز »اين حكايت را چند بار بخوانيد:عارفى در معبدى در ميان كوهستان زندگى مى‏كرد.روزى راهبى كه راهش را گم كرده بود. عارف را ديد و از او پرسيد:« استاد راه كدام است؟ »عارف گفت : « چه كوه زيبايى! »راهب با حيرت گفت : « من پرسيدم راه كجاست؟ »عارف با لبخند، نگاهى به كوه كرد و گفت : « چه كوه زيبايى ! »راهب با تعجب و دلخورى گفت : « من راجع به كوه از شما نپرسيدم، بلكه از راه پرسيدم ! »عارف با نرم لبخندى روى به راهب كرد و گفت :« پسرم تا زمانى كه نتوانى به فراسوى كوه بروى، راه را نخواهى يافت! »به بيانى ساده، اگر من از پنجره طبقه اول يك ساختمان 20 طبقه به بيرون نگاه كنم، منظره‏ى محدودى را در پيش روى خود خواهم داشت ولى اگر شما از طبقه بيستم همان ساختمان به بيرون نگاه كنيد، قهرا افق وسيع و نامحدودترى را خواهيد ديد، حتى مى‏توانيد مثلاً: وضعيت هوا و ابرها را هم پيش ‏بينى كنيد. در تعريف به من مى گويند: ناآگاه و شما را فردى آگاه انديش مى‏نامند.به تعبيرى ديگرآگاهى، از بالا نگريستن به مسايل زندگى است و جور ديگرى به زندگى نگاه كردن است.آيا ما به خودآگاهى رسيده ايم ؟آيا ما به دنيا آمده‏ايم كه در مسير افقى دنيا (به نام زندگى) بر بستر خور و خواب و خشم و شهوت، هستى را به لجن بكشيم ؟ و در يك خط افقى از گاهواره تا گور حركت كنيم ؟هيچ فكر كرده ايد ؟ زنبورعسل، شهد گل را مى‏نوشد، چه پس مى‏دهد؟ الاغ هم گل و علف مى‏خورد، چه پس مى‏دهد ؟و انسان، اين اشرف مخلوقات، چكيده و عصاره‏ى پاكيزه‏ترين و لطيف‏ترين موهبت‏هاى طبيعت را مى‏خورد، چه پس مى‏دهد ؟ آيا فرايند عمل ما به زنبور عسل نزديك‏تر است يا به الاغ … ؟!(لحظاتى به اين سوال فكر كنيد! )(سهراب) به آگاهى از اين موضوع مى‏گويد:من به سيبى خوشنودم،و به بوييدن يك بابونه،من به يك آينه،يك بستگى پاك قناعت دارم !نگارنده معتقد است :«اكثر مردم به چرا مى انديشند، اندك مردمند كه به چرا مى انديشند !»در انديشه‏ى شما چه مى گذرد ؟«كارن استيونس» مى‏گويد:تو انسان شگفتى، شگفتى بيافرينبخت واقعى از درون تو بايد كه درآيد.وتو آن را خواهى يافت.اگر مشعل آگاهى خود راچراغ راه كنى.به آواى دانسته ى خويشگوش فرا دهىو پى گيرىو اين كليد دروازه هاى بخت است!«ويليام بليك» به مرحله‏اى از خودآگاهى مى‏رسد كه دنيا را در يك دانه شن به تماشا مى‏نشيند و مى‏سرايد :ديدن دنيا در يك دانه شنو بهشت در يك گل وحشىتسخير بى‏نهايت در كف دستان توو جاودانگى تنها در ساعتى !«جبران خليل جبران» به چنان مرحله‏اى از آگاهى مى‏رسد كه حضور سبز خداوند را در برگ برگ درختان حس مى‏كند و مى‏سرايد :در كوهساران هنگامى كه به زير سايه‏ى درختان سپيدار مى‏نشيند و از آرامش و صفاى كشتزارها و چمنزارهاى دوردست بهره مند مى شويد، بگذاريد دلتان در خاموشى بگويد :خداوند در خرد آرميده است.«دكتر شريعتى» خودآگاهى را (عصيان) و انسان را چون (فواره‏اى) مى‏انگارد و مى‏گويد :«انسان فواره‏ايست كه از قلب زمين عصيان مى‏كند و در اين جستن شتابان و شورانگيزش هر چه بيشتر اوج مى‏گيرد، بيشتر پريشان و ترديد زده مى شود!»«حسن بصرى» در تأييد سخن دكتر شريعتى در خصوص انسانى كه به خودآگاهى رسيده است، مى‏گويد:«چگونه باشد حال قومى كه در دريا باشند و كشتى بشكند و هر يكى بر تخته‏اى بمانند ؟ »يارانش مى‏گويند: «بسيار سخت باشد! »حسن بصرى مى‏گويد: «حال من چنين است! »«اشو» آگاهى را نور مى‏داند و مى‏گويد:با ژرف‏تر شدن آگاهى،نور مى‏افشانى،ما از ماده‏اى ساخته شده‏ايم كه نور نام دارد.آگاهى، آتش درون تو را روشن مى‏كند!و هنگامى كه شعله ور شدى،آرزوها در اين آتش خواهند سوخت.ناخالصى‏ها در اين آتش خاكستر خواهند شد.و تو از اين ميان چون زرناب بيرون خواهى آمد!چيزى گرانبهاتر از آگاهى نيست!آگاهى بذر خدايى شدن در توست!آن گاه كه اين بذر به رشد كامل برسد،سرنوشت خود را رقم زده اى!خود را نبايد فراموش كنى!نيازمند آنى كه شعله اى از آگاهى درونى باشى.آگاهى چنان ژرفى كه حتي در خواب حضور آن را احساس كنى!«اشو» آگاهى را نوعى ايمان دانسته و آن را همسايه شادمانى مى پندارد و ادامه مى دهد:آيين بر اعتقاد و ايمان استوار نيست.آيين بر حيرت و آگاهى استوار است.اگر مى‏خواهى آن را احساس كنى.از آن آگاه گردى و ببينى اش،چشم بگشا و غبار صد ساله از آن بزداى.آينه را پاك كن!و ببين كه چه زيبايى تو را در برگرفته،چه شكوه بى‏انتهايى كه بى‏وقفه بر در مى‏كوبد!چرا با چشمان بسته، نشسته‏اى؟از چه روى چنين عبوس نشسته‏اى؟چرا نمى‏توانى دست بيفشانى؟و چرا نمى‏توانى بخندى ؟«هنرى لانگ فلو» خودآگاهان را قهرمان مى‏انگارد و مى‏سرايد:در آوردگاه پهناور دنيا، در اردوى زندگى،چون گوسفندانى مباش كه بى‏اراده رانده مى‏شوند.قهرمانى باش در تكاپو!!«امانوئل» آگاهى را فرايند تاريخ مى‏داند و مى‏گويد:اين فرايند تاريخى استشايد احساس كنيد با يك ماه پيش فرقى نكرده‏ايددرحالى كه چنين نيست‏زيرا، يك ماه زندگى را بيشتر تجربه كرده‏ايدو آگاه‏تر از يك ماه پيش هستيدبدين ترتيب، نوميدى هايتان را بزداييدتلاش را كنار نگذاريدهرچه تلاش آگاهانه تر باشد، رشد هم سريعتر است!«احمد خضرويه» – عارف فهيم -خودآگاهى را به نحوى شگرف ولى ساده، چنين بيان مى‏دارد:«جمله خلق را ديدم كه چون گاو و خر از يكى آخور علف مى‏خوردند. يكى به تمسخر گفت: خواجه تو در آن ميان چه مى‏كردى و كجا بودى؟گفت: من نيز با ايشان بودم، اما فرق، آن بود كه ايشان مى‏خوردند و مى‏خنديدند و بر هم مى‏جستند و من مى‏خوردم و مى‏گريستم و سر بر زانو نهاده بودم و مى‏دانستم!»«پائولو كوئليو» آگاهى را در قالب داستانى چنين بيان مى‏كند:دو جهانگرد امريكايى به قاهره رفتند تا عارف معروفى را در آنجا كه به نام «حافظ اعيم» خوانده مى‏شد، ببينند. وقتى به منزل او رسيدند با كمال تعجب ديدند كه عارف در اتاقى بسيار ساده زندگى مى‏كند،اتاق پر از كتاب بود و غير از آن فقط ميز ونيمكتى ديده مى‏شد، دو جهانگرد از عارف مى پرسند: «لوازم منزلتان كجاست ؟»عارف مى‏گويد: «مال شما كجاست؟»جهانگردان مى‏گويند: «لوازم ما؟ اما، ما اينجا فقط مسافريم!»عارف مى‏گويد: «من هم همين طور!»«جونيوان» خودآگاهى را در آگاهى تازه‏اى از بودن! مى‏پندارد و مى‏گويد:آن زمان كه آفتاب روزآرامش شب را در هم مى‏شكنددر مه صبحگاهى بال بگشاو روزى نو را به هماوردى فراخوانآگاهى تازه‏اى از بودن!دست جهان را در دست‏هايت بفشر،و گل لبخند بر لبان بنشان‏چه باشكوه است زنده بودن!اما «پائول ويليامز» خودآگاهى را در دور ريختن گذشته و آينده مى‏داند و مى‏سرايد:از دنياى كهنه‏ات بيرون بيادنياى نو-مثل پوستى تازه -بر تو خواهد روييد!گذشته و آينده اجتناب ناپذيرنداما ديگر وجود ندارند!تنها اين پوسته قديمى را دور بينداز!«ايرج ميرزا» آگاهى را در درك زمان مى‏داند و مى‏سرايد :گر گوهرىاز كفت برون تافتدر سايه‏ىوقت مى‏توان يافتگر وقترود زدست انسانبا هيچ گوهر خريد نتوانو «امانوئل» فرد خودآگاه را چون قايق‏ رانى مى‏داند و مى‏سرايد :قلب خود را به روى آگاهى و رهنمود الهى بگشاييداما مانند برگى در جريان آب، بى‏اختيار نباشيدبلكه قايق‏رانى بر آب‏هاى خروشان باشيدكه بر آب‏ها مى‏راند و مراقب‏قايق خويش است !حكايت ابوسعيد ؛ ( تنديس آگاهى ) :روزى « ابوسعيد ابوالخير » به اتفاق يارانش از محله اى مى‏گذشتند كه مقدارى فضولات چاه فاضلاب را به بيرون از خانه ريخته بودند، ياران ابوسعيد بينى خود را گرفته و به سرعت از محل مربوطه دور شدند ولى ابوسعيد مى‏ايستد و با فضولات صحبت مى‏كند و يارانش كه از راه دور شاهد اين صحنه بودند، پنداشتند شيخ ديوانه شده. لحظاتى بعد شيخ به يارانش مى‏پيوندد و يارانش از او مى‏پرسند : شيخ چه مى‏كردى ؟! شيخ مى‏گويد : با فضولات صحبت مى‏كردم، آنها از شما گلايه داشتند و به من مى‏گفتند : اى شيخ ! ما همان ميوه‏ها، سبزيجات و خوراكى‏هاى لطيف و خوشرنگ بوديم كه با زحمات زياد، يارانت ما را از بازار خريدارى و به بهترين شكل ممكن بر سر سفره جاى دادند، سپس ما را خوردند. فقط چند ساعت با آنها نزديكى داشتيم كه ما را به اين روز درآوردند. حال تو پاسخ بده ! ما بايد از آنها فرار كنيم يا آنها از ما ؟ شاگردان شيخ شرمناك سر در گريبان كردند !اما، براستى ما چه هستيم ؟ حقيقت وجود ما چيست ؟ هدف از آفرينش انسان چه بوده ؟ و اثر و فايده‏ى ما در زندگى چيست ؟« جبران خليل جبران » گويد : هرگز در پاسخ عاجزانه‏اى در نمانده ام، مگر در برابر كسى كه از من پرسيد : تو كيستى ؟اگر هدف خداوند از آفرينش انسان اين بود كه بيشترين حجم غذا را بخورد، نهنگ را قبلاً براى اين منظور آفريده بود. اگر هدفش اين بود كه موجودى داشته باشد كه بيشترين زاد و ولد را انجام دهد، موش را قبلاً آفريده بود !پس چه رسالتى به دوش انسان است و مسئوليت او در اين جهان چيست ؟ما به دنيا آمده‏ايم تا زندگى كنيم، اما چه تعريفى از زندگى داريم ؟
چكيده مطالب :- در آينه انديشه و خرد، خود را نگريستن، يعنى، خودآگاهى !- خودآگاهى يعنى، اشراف بر اعمال خود !- خودآگاهى يعنى، هزاران چرا و چگونه ؟- خودآگاهى چراغى است براى ظلمانى شبهاى فرداهايمان !- با رسيدن به خودآگاهى مى‏فهميم كه چرا آمده ايم ؟ چه كار بايد بكنيم ؟ كجا بايد برويم ؟- خودآگاهى انسان را هدفمند و جهت‏دار مى‏سازد !- اگر بدانيد در اين جهان چه رسالتى داريد و چه مسئوليتى بر دوش ؟ آنگاه شما را مى‏توان كسى خواند كه به خودآگاهى رسيده است.
جان كلام :خودآگاهى، يگانه فرق بين انسان و حيوان است !
منبع: کتاب لطفاً گوسفند نباشيد2
 

نوشته قبلی

مهدى علیه السلام از نگاه اهل سنت

نوشته‌ی بعدی

سيرة اهل الكساء (۳)

مرتبط نوشته ها

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟
ویژه جنگ رمضان

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)
امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مهدویت در سیره و قیام امام خمینی (ره)
نظام ولایت فقیه

مهدویت در سیره و قیام امام خمینی (ره)

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام
تاریخ شیعه

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام

نوشته‌ی بعدی

سيرة اهل الكساء (۳)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا