17 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

امام حسن عسكرى عليه السلام و منحرفان فكرى

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

طليعه
يكى از اهداف و برنامه‏هاى كلى پيامبر و معصومان عليهم‏السلام حراست و مرزبانى از انديشه‏هاى اسلامى بود كه با آغاز بعثت و دعوت پيامبر شروع شده و هريك از امامان بزرگوار به تناسب شرايط زمانى خود به اين وظيفه مهم و خطير پرداخته‏اند. چنان كه ملاحظه مى‏كنيم، حضرت محمد صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله ‏و سلم با بسيارى از گروه‏ها همانند: دهرى‏ها، زنادقه، براهمه و غير آنان و همچنين امامان عليهم‏السلام با افراد و گروه‏هاى بسيارى كه به ظاهر مسلمان بوده، اما افكار خارج از انديشه‏هاى دينى و اسلامى داشتند، به بحث و گفت و گو و مقابله جدى مى‏پرداختند. بدين شكل كه اگر فرد يا افرادى دچار اشتباهات يا تناقضاتى مى‏شدند، نخست به هدايت و روشنگرى و به دور از هر گونه موضع‏گيرى كار خود را آغاز مى‏كردند؛ اما همين كه احساس مى‏شد، اين فكر انحرافى به دنبال جريانى پنهان يا آشكار، خود را نشان داده است فوراً دست به افشاگرى عليه آنان مى‏زدند. و گاهى نيز همين انديشه‏ها كه هر روز در لباس نويى خود را در جامعه اسلامى آشكار مى‏كرد، خلفاى بنىعباس را هم به دام انداخته و گاه مى‏شد همان افكار غلط، سياست نظام را ترسيم مى‏نمود. مثلاً در زمان امام هادى عليه‏السلام مسأله “خلق قرآن” در جامعه اسلامى بالا گرفته و طرفداران زيادى پيدا كرده بود و چند خليفه عباسى به تبعيت از يك دسته، گروه مخالف را در زير بدترين فشارها و شكنجه‏ها وادار به پيروى از عقيده خود مى‏كردند. از جمله كسانى كه در سال 220 ق. بر سر همين عقيده، شلاق زيادى خورده و شكنجه فراوانى ديد و مدتى در زندان به سر برد، احمد بن حنبل(1) بود كه از او مى‏خواستند تا دست از عقيده خود برداشته و با خليفه عباسى هم نظر شود. بى‏شك يكى از علل و انگيزه‏هاى جدا ساختن امامان عليهم‏السلام از امت اسلامى، همين جهت بود كه عده‏اى از خدا بى‏خبر مى‏خواستند با استفاده از قدرت خلافت اسلامى، جامعه را به سمت و سويى كه خود مى‏خواهند، بكشانند و جوانان را نسبت به باورهاى دينى سست كنند و آنها را در دامان همان انديشه‏هاى باطلى كه از پيش طراحى كرده و رواج داده بودند، بيندازند تا كسى نتواند آزادانه در برابر اين تهاجم ايستادگى نمايد. اين نوشتار، به بخش بسيار كوچكى از اين تلاش‏هاى جدى پرداخته است.
امام و نگهبانى از انديشه اسلامى
دوران امام يازدهم، يكى از دوران‏هاى سخت و دشوارى بود كه افكار گوناگون از هر سو “جامعه اسلامى” را تهديد مى‏كرد. و با اين كه امام در نهايت فشار به سر مى‏برد، اما وى همانند پدران خود، لحظه‏اى از اين مسأله غفلت نورزيده و در برابر گروه‏ها و مكتب‏هاى التقاطى و انديشه‏هاى وارداتى و ضد اسلامى از جمله: صوفيان، غُلات، مُفَوّضه، واقفيه، دوگانه پرستان و ساير دگرانديشان، سخت موضع گرفته و با شيوه‏هاى خاص خود، كارهاى آنها را خنثى نموده و نقش بر آب مى‏كرد.
آگاه ساختن فيلسوف عراق
مورخان نوشته‏اند: در زمان امام حسن عسكرى عليه‏السلام فيلسوفى در عراق مى‏زيست به نام “اسحاق كِندى”. وى به خيال اين كه در قرآن تناقض وجود دارد، در خانه نشست و مشغول تدوين و تأليف كتابى در تناقض قرآن شد. ابن شهرآشوب مى‏نويسد: روزى يكى از شاگردان اسحاق كِندى به محضر امام حسن عسكرى عليه‏السلام وارد شد. امام به وى فرمود: آيا در بين شما فرد توانايى پيدا نمى‏شود كه استادتان كِندى را در آنچه كه آغاز كرده، رد كند و او را از اين كار باز دارد؟! او گفت: ما همه از شاگردان او هستيم و چگونه مى‏توانيم در اين خصوص يا در ديگر مسائل بر استاد خود اعتراض كنيم؟! حضرت فرمود: آيا آنچه را كه به تو بياموزم، به او مى‏رسانى؟ عرض كرد: آرى. امام فرمود: به نزد او برو و نخست با وى معاشرت نيكى داشته باش و به هر چه نياز دارد، كمكش كن. هنگامى كه با او انس گرفتى، به او بگو: سؤالى به ذهنم رسيده است كه دوست دارم آن را از تو بپرسم. او خواهد گفت: سؤال كن. پس به او بگو: اگر گوينده (آورنده) اين قرآن نزد تو بيايد و از تو بپرسد: آيا احتمال وجود دارد كه مقصود خداوند از اين گفتار، غير از آن باشد كه شما پنداشته‏اى و در پى آن هستى؟ او به تو خواهد گفت: آرى، اين احتمال وجود دارد. زيرا انسان هنگام شنيدن، بهتر متوجه معانى مى‏شود و آنها را درك مى‏كند. چون چنين گفت، به او بگو: شما چه مى‏دانى شايد منظور گوينده كلمات قرآن غير از چيزى باشد كه شما تصور كرده‏اى و او الفاظ قرآن را در غير معانى خود استعمال كرده باشد. آن مرد از حضور امام حسن عسكرى عليه‏السلام مرخص شده و به سوى استاد خود، فيلسوف عراقى، رهسپار گرديد و مدتى به دستور آن حضرت با او به نيكى رفتار كرد و سرانجام در فرصت مناسب، سؤال پيشنهادى امام را از او پرسيد. كِندى گفت: يك مرتبه ديگر اين سخن را برايم بيان كن. وى بار ديگر سخن امام را بيان نمود. كِندى درنگى كرده و مقدارى فكر كرد و دريافت كه هم از نظر لغت و هم از نظر علمى اين امر كاملاً محتمل است و در نظرش اين سخن كاملاً صحيح آمد. از اين روى به شاگردش گفت: تو را سوگند مى‏دهم كه بگويى اين سخن را از كجا آموختى و چه كسى آن را به تو گفته است؟ راوى مى‏گويد: گفتم: اين، چيزى بود كه بر قلبم گذشت؛ لذا از شما پرسيدم. گفت: هرگز!فرديهمانند تو محال است بر چنين چيزى دست پيدا كند و به اين مرتبه از اين سخن برسد! حال به من بگو كه اين سخن را از كجا آوردى؟ گفتم: اين، دستورى بود كه ابومحمّد ـ عسكرى عليه‏السلام ـ به من ياد داده است. گفت: درست گفتى، چرا كه چنين سخنانى تنها از همان خاندان صادر مى‏شود. سپس آتشى درخواست كرده و هر آنچه را كه نوشته بود، در آتش سوزاند.(2)
برخورد با غلات و مُفَوِّضه
از ديگر برخوردهايى كه امام حسن عسكرى عليه‏السلام با منحرفان فكرى داشت، همانا موضع‏گيرى در برابر غلات و مفوّضه بود؛ يعنى همان‏هايى كه عقيده داشتند: خداوند در ابتداى آفرينش با خلقت كردن پيامبر، همه چيز را به او واگذار كرده، سپس اين پيامبر است كه دنيا و هر آنچه كه در او هست را آفريده است. و برخى گفته‏اند: خداوند اين اختيار را به على بن ابيطالب عليه‏السلام داده است.(3) و چون اين انديشه انحرافى لطمه شديدى بر عقايد مسلمانان مى‏زد، و پيامدهاى ناگوارى در پى ‏داشت، بدين جهت از آغاز پيدايش اين تفكر غلط، مورد نكوهش معصومان عليهم‏السلام قرار گرفت و اين طايفه را بدتر از يهود و كفار قلمداد كردند. زيرا چيزى مدعى شده بودند كه حتى يهود و نصارا هم نگفته بودند. چرا كه يكى از آثار اين تفكّر غلط، غُلوّ درباره پيامبر و معصومان عليهم‏السلام بود. از اين ‏رو، امام عسكرى عليه‏السلام مسلمانان را از پيروى چنين افرادى با چنين افكارى بر حذر مى‏داشت و گاهى با برخى از ساده‏انديشان و فريب خوردگان بسيار بزرگوارانه برخورد مى‏كرد، به اميد آن كه از باور خود دست بردارند.
امام عسكرى عليه‏السلام و ادريس بن زياد
علامه مجلسى از “ادريس بن زياد كَفَر توثايى” نقل كرده كه وى مى‏گفت: من از جمله افرادى بودم كه درباره آنها غُلوّ مى‏كردم. روزى براى ديدار با ابومحمد عسكرى عليه‏السلام روانه سامرا شدم؛ وقتى كه وارد شهر شدم، از فرط خستگى خود را بر پلكان حمامى انداخته و كمى به استراحت پرداختم. در اين بين خواب چشمان مرا ربود؛ پس بيدار نشدم مگر با صداى كوبيدن آرامى كه به وسيله چوب‏دستى كه در دست امام عسكرى عليه‏السلام بود. پس با همان اشاره از خواب بيدار شده و او را شناختم. فوراً از جاى برخاسته و در حالى كه آن حضرت سوار بر اسب بودند، پا و زانوى مباركش را بوسه زدم، اولين سخنى كه امام در اين ملاقات كوتاه به من فرمود، اين بود: “يا ادريس! “بل عباد مكرمون، لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون”؛(4) اى ادريس! بلكه آنان بندگان مقرب خدايند و در گفتار بر او سبقت نمى‏گيرند و به فرمان وى عمل مى‏كنند.” در اين ‏جا حضرت با عنوان كردن اين آيه خواستند به او بفهمانند كه انديشه غُلوّ درباره ما باطل است و ما از خود هيچ اختيارى جز آن كه خداوند اراده كند، نداريم؛ چرا كه ما به دنبال امر و اراده خدا بوده و فرمان او را انجام مى‏دهيم. ادريس كه از جواب كوتاه امام عسكرى عليه‏السلام كاملاً آگاه شده بود، در پاسخ امام گفت: اى مولاى من! مرا همين كلام بس است؛ زيرا آمده بودم تا اين مسأله را از شما بپرسم.(5)
امام عسكرى عليه‏السلام و كامل بن ابراهيم
در ملاقاتى كه “كامل بن ابراهيم” به نمايندگى گروهى از مفوّضه با امام داشت، وى پاسخ سؤالات خود را از امام عصر عليه‏السلام چنين دريافت كرد: مفوّضه دروغ گفته‏اند، بلكه دل‌هاى ما ظرف‌هاى مشيت الهى است. پس اگر او بخواهد، ما مى‏خواهيم.” امام عسكرى عليه‏السلام در جهت تأييد گفتار فرزندش امام عصر عليه‏السلام و ردّ گفته مفوّضه، به كامل بن ابراهيم فرمود: “پاسخ خود را دريافت كردى، ديگر براى چه اينجا نشسته‏اى، از جاى برخيز…”(6)
موضع‏گيرى در برابر واقفيّه
يكى ديگر از گروه‏هاى انحرافى كه پس از شهادت امام موسى بن جعفر عليه‏السلام پديد آمد، آنهايى بودند كه ادّعا داشتند: موسى بن جعفر عليه‏السلام هنوز از دنيا نرفته است. بنيانگذاران اين طايفه، زياد بن مروان قندى، على بن أبى‏حمزه و عثمان بن عيسى مى‏باشند و علت انكار آنان در آغاز كار، اين بود كه نزد اين سه نفر، اموالى از حضرت موسى بن جعفر عليه‏السلام وجود داشت، چون نمى‏خواستند اموال امام كاظم عليه‏السلام را به فرزندش امام رضا عليه‏السلام تحويل دهند، شهادت امام كاظم عليه‏السلام را منكر شدند. در پاسخ نامه امام رضا عليه‏السلام ـ كه به آنها نوشته بود تا اموال را بازگردانند، زيرا او قائم مقام پدرش موسى بن جعفر عليه‏السلام است ـ زياد قندى و ابن ابى‏حمزه، منكر چنين پولى در نزد خود شدند و اما عثمان بن عيسى به حضرت نوشت: پدرت هنوز زنده است و هر كه چنين ادعايى كند، سخن باطلى گفته و تو هم اينك به گونه‏اى عمل كن كه خود مى‏گويى از دنيا رفته است. ولى او به من دستور نداده چيزى به تو بدهم… .(7) آرى، اين گروه با توقف در امامت موسى بن جعفر عليه‏السلام از همان ابتدا مورد لعن، نفرين و برائت امامان عليهم‏السلام بوده و به گروه “مَمْطوره” نيز اشتهار يافتند.(8) علامه مجلسى از “احمد بن مطهّر” روايت كرده: برخى از ياران ما به امام حسن عسكرى عليه‏السلام نامه نوشته و از وى درباره كسى كه بر حضرت موسى بن جعفر عليه‏السلام توقف كرده ـ و فراتر نرفته است ـ سؤال كرده بود كه: آيا آنها را دوست داشته باشم يا از آنان بيزارى جويم؟ حضرت در پاسخ فرمود: “آيا براى عمويت آمرزش مى‏خواهى؟ خداوند عمويت را نيامرزد، از او بيزارى بجوى و من در پيشگاه خداوند از آنها بيزارى مى‏جويم. پس با آنان دوستى نداشته باش، از بيماران‏شان عيادت مكن و در تشييع جنازه‏ مردگان‏شان حاضر مشو و بر امواتشان نماز نخوان، خواه امامى را از سوى پروردگار منكر شوند، و يا امامى را كه از سوى خداوند نمى‏باشد، بر آنها اضافه كند و يا قائل به تثليث باشند. بدان، كسى كه تعداد ما را اضافه بداند، مانند كسى است كه از تعدادمان كاسته باشد و امامت ما را انكار كند.” تا قبل از اين مكاتبه و جريان، شخص سؤال كننده نمى‏دانست كه عمويش هم در رديف “واقفيان” است و حضرت او را از اين موضوع آگاه ساخت.(9)
مجله کوثر شماره 60
——————————————–
پي نوشت :1. تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 472/ تاريخ طبرى، ج 7، ص 195/ الامام الصّادق و المذاهب الاربعه، ج 4، ص 456.2. مناقب آل ابى‏طالب عليه السلام، ج 4، ص 424/ با خورشيد سامرا، ص 267.3. شرح باب حادى عشر، ص 99.4. انبياء / 26 و 27.5. بحارالانوار، ج 50، ص 283.6. الغيبة، شيخ طوسى، ص 148.7. همان، ص 43.8. بحارالانوار، ج 5، ص 267.9. كشف الغمّه، ج 3، ص 219.
 
 
 
 
 

نوشته قبلی

ختم ولايت و خاتم الاولياء

نوشته‌ی بعدی

صلح امام حسن (ع) ضامن بقاى اسلام

مرتبط نوشته ها

مبارزات امام کاظم (ع)
امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت
امام علی (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت
غدیر خم

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر
شخصیت های شیعه

محمد بن ابی‌ بکر

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟
ویژه جنگ رمضان

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

نوشته‌ی بعدی

صلح امام حسن (ع) ضامن بقاى اسلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر

محمد بن ابی‌ بکر

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا