شناخت بقعه مبارکه بقیع
تعرِیف بقیع:
«بقیع الغرقد» مقدس ترین و با فضیلت ترین امکنه و بقاع پس از مدفن رسول خدا’ در مدینه منوّره است. بقیع اوّلین مدفن و مزارى است که به دستور رسول اکرم’ و به وسیله مسلمانان صدر اسلام به وجود آمده است..
بقیع جایگاه حرم مطهّر چهار امام معصوم از ائمه هدى علیهما السلام و مدفن همسران و فرزندان و اقوام و عشیره پیامبر اسلام و جمع کثیرى از صحابه و یاران آن حضرت و تعداد بى شمارى از شهدا و علما و تاریخ سازان در طول تاریخ است و لذا از دیدگاه معنوى داراى جایگاهى والا و از نظر تاریخى از ارزش فوق العاده برخوردار است.[۱]
معناى لغوى بقیع
این مدفن مقدّس و تاریخى در اصل «بقیع الغرقد» و «بقیع» نامیده مى شد و در قرن هاى اخیر گاهى «جنّه البقیع» نیز گفته مى شود. ابن اثیر مى گوید: «البقیع المکان المتّسع من الأرض ولا یسمّى بقیعاً إلاّ وفیه شجر أو أصولها».در لغت بقیع به محلّ وسیعى که داراى درخت و یا ریشه درخت باشد گفته مى شود او مى افزاید: چون بقیع قبلا داراى درخت «غرقد» و ریشه هاى آن بود پس از سمهودى از امام مالک نقل مى کند:
«تعداد ده هزار نفر از صحابه رسول خدا’ در مدینه از دنیا رفته اند و طبیعى است که همه یا اکثر آنان در بقیع به خاک سپرده شده اند. »[۲]
چگونگى ایجاد مدفن در بقیع
پس از فوت ابراهیم فرزند رسول خدا’ که در محلّه بنى مازن و خارج از مدینه واقع شد. صحابه عرض کردند: «أینَ نَدفَنهِ!». رسول خدا فرمود: «الحقوه بسلفنا الصالح عثمان بن مظعون» او را به سلف صالح ما عثمان لاحق کنید و در کنار او به خاک بسپارند.
سمهودى مى گوید: پس از دفن شدن ابراهیم در بقیع، مردم مدینه علاقمند شدند پیکر اقوام و عشیره خود را در آنجا دفن کنند و هر یک از قبایل مدینه درختان و ریشه هاى بخشى از بقیع را قطع و زمین آن را براى همین منظور آماده نمودند و تدریجاً دو مدفن قدیمى مدینه به نام «بنى سلمه» و «بنى حرام» متروک گردید.
علاوه بر دفن عثمان بن مظعون و دیگران، منظور سمهودى این است که با دفن شدن جناب ابراهیم در بقیع و دستور و عملکرد رسول خدا’، مسلمانان مدینه از این تاریخ به تأسى از آن حضرت توجّه بیشترى به بقیع پیدا نموده و آنجا را مدفن عمومى خود قرار دادند. [۳]
درباره حضور شبانه رسول خدا’ در بقیع و دعا و طلب مغفرت آن حضرت نسبت به اهل بقیع که گاهى روز و گاهى شب هنگام انجام مى گرفت. در حدیث و تاریخ مطالب فراوان نقل شده است.
در حدیثى چنین آمده است؛رسول خدا’ در بقیع حضور مى یافت و اهل قبور را بدین گونه مورد خطاب قرار میداد: «السَّلامُ عَلَیکُم یا أَهلَ الْقُبُور یَغفِرُ اللهُ لَکُم وأنتم لَنا سلف ونحن بالأثر»
درود بر شما خدا ما و شما را بیامرزد. شما پیش آهنگان ما بودید و ما هم در پى شما خواهیم آمد. در حدیث دیگر آمده است که مى فرمود:
«السلام علیکم قومٌ مؤجلون أتانا وأتاکم ما توعدون. اللّهم اغفر لأهل البقیع الغرقد»
درود بر شما اى کسانى که اجل شما و آنچه به ما و شما وعده داده اند فرا رسید. خدایا اهل بقیع غرقد را بیامرز، خداوند متعال بمن دستور داد برای اهل بقیع دعا کنم.
یکی ازهمسران پیامبر نقل می کند که رسول خدا’ شب هنگام و آنگاه که همه چشمها به خواب مى رفت به آرامى رختخواب را ترک نموده و از منزل خارج مى شد. خود من و گاهى «بریره» خدمتکارم به دستور من او را تعقیب مى کردیم و مى دیدیم که به بقیع مى آمد و در آنجا توقّف طولانى مى نمود و مکرّر دست ها را به سوى آسمان برمى داشت و به دعا و استغفار بر اهل بقیع مشغول مى گردید.
یکبار پس از مراجعت رسول خدا’ از علّت این عمل استفسار نمودم; در پاسخ من فرمود: «إنّی أُمرت أن أدعو لهم»; «من از طرف خدا مأموریت دارم که بر اهل بقیع استغفار کنم.» او مى گوید: عرض کردم اگر من به بقیع رفتم چه بگویم و بر آنان چگونه درود بفرستم. فرمود بگو: «السلام على أهل الدیار من المؤمنین والمسلمین ویرحمهم الله المستقدمین منّا والمستأخرین وإنّا إنشاءالله للاحقون»[۴]
گوناگونی بقیع
بر اساس گزارش های تاریخی و روایی، در شهر مدینه چندین بقیع وجود داشته است که برای نمونه میتوان به اینها اشاره کرد: «بقیع الخنجه، بقیع الخیل، بقیع الزبیر، بقیع المصلی، بقیع الغرقد».
منظور ما «بقیع الغرقد» است و قبرستان مقدس بقیع را بقیع غرقد میگفتند؛ زیرا «درخت غرقد» در آن فراوان بوده است. در تعریفی دیگر از بقیع غرقد میخوانیم: بقیع الغرقد، والغرقد بفتح الغین المعجمه و القاف ، بینهما راء ساکنه، کبار العوسج و هو مقبره أهل المدینه علی سورها بجنب البستان.[۵]
رسمیت یافتن دفن در بقیع، توسط پیامبر:
بقیع، نخستین مزاری است که به دستور و اقدام پیامبر گرامی اسلام بنا شد. این قبرستان در دوران پیامبر، در خارج شهر مدینه و دیوارهای آن قرار داشت، که در حال حاضر، با توسعه مدینه، وسط شهر واقع است. نخستین اقدام پیامبر، دفن اسعد بن زراره از مهاجرین و فرد بلند مرتبهای در نظر پیامبر بود.
«حضرت رسول، اسعد بن زراره را در بقیع، در خاک سپرد.»[۶]
دومین شخص، «عثمان بن مظعون» مهاجر، برادر رضاعی پیامبر بود که حضرت، هنگام مرگ او فرمود: «ادفنوا عثمان بن مظعون فی البقیع یکون لنا سلفا فنعم السلف سلفنا عثمان».[۷]یعنی عثمان بن مظعون را در بقیع دفن کنید تا شاخص و یادگاری از گذشتگان ما باشد و چه شاخص نیکی است عثمان! پیامبر اکرم ’ بعد از دفن او، سنگی برای نشان، بر مزارش گذاشت.[۸]
فوت عثمان بن مظعون در ذی الحجه سال دوم هجرت بود. فرزند پیغمبر اسلام، «ابراهیم»، در سال ۱۰ هجری وفات کرد و بنا به فرمایش حضرت، او را به عثمان ملحق کرده، در کنار او به خاک سپردند.[۹]
پس از دفن آنان، مسلمانان به تأسی ازپیامبر، مردگان خود را که جزو صحابی آن حضرت بودند در این قبرستان مطهر دفن نمودند. «سپس پیغمبر خدا ’ دستور دادند آنجا را (بقیع که از بوتههای خار پر بود) از خارها تمییز کنند و به مسلمانان ساکن مدینه اختصاص داده شود».[۱۰]دو مدفن قدیمی مدینه، به نام «بنی سالم» و «بنی حرام» به تدریج متروک شد و مسلمانان، بقیع را مدفن و قبرستان عمومی خود دانستند.[۱۱]
جایگاه بقیع در اندیشه نبوی:
«قال المطری: انّ أکثر الصحابه رضی الله تعالی عنهم ممـّن توفّی فی حیاه النبی و بعد وفاته مدفونون بالبقیع و کذالک سادات أهل بیت النبی ^و سادات التابعین. و کذالک فی مدارک عیاض عن مالک: إنّ هناک بالمدینه من الصّحابه نحو عشره آلاف و قال المجدی، لاشکّ أنّ مقبره البقیع محشوه بالجماع الغفیر من سادات الأمّه»[۱۲]
مطری گفته است: بیشتر صحابه رضی الله عنهم از کسانی هستند که در دوره حیات پیامبر و بعد از وفات ایشان، در بقیع دفن شدهاند و همچنین بزرگان اهل بیت پیامبر و سادات تابعین هستند و در مدارک عیاض از مالک منقول است که مقبرهای در مدینه است که حدود ده هزار نفر از صحابه در آن مدفوناند و مجدی گفته است: شکی نیست که مقبره بقیع در بردارنده جمع بزرگی از بزرگان امّت اسلامی است.
پیامبر برای مدفونین در بقیع، عظمت فراوانی قائل بودند و آنان را شخصیتهای بزرگی میدانستند، که پیامبر را در دوران سختی و عسرت یاری نمودهاند.
واقدی در مغازی نقل کرده است: پیامبر خدا هنگام دفن سعد بن معاذ در بقیع الغرقد تکبیر گفتند و همه مسلمانان و صحابه تکبیر گفتند. سپس سعد بن معاذ را وارد لحد نمودند و پس از آن هم تکبیر گفتند. از ایشان پرسیدند چرا تکبیر گفتید؟ فرمودند: «رأیت الملائکه تحمله»[۱۳] دیدم فرشتگان او را حمل میکردند.
ابن شبّه در تاریخ المدینه المنوره آورده است: «حدّثنا هوده بن خلیفه، قال: حدّثنا عوف عن الحسن:
إنّ النبی قام علی أهل البقیع، فقال: السّلام علیکم یا أهل القبور من المؤمنین و المسلمین، لو تعلمون ما نجاکم الله منه ممّا هو کائن بعدکم ! ثمّ نظر إلی أصحابه، فقال: هؤلاء خیر منکم، قالوا: یا رسول الله ما یجعلهم الله خیراً منا؟ قد أسلمناکم أسلموا و هاجرناکما هاجروا، و أنفقناکما أنفقوا، فما یجعلهم الله خیراً منا؟ قال: إنّ هؤلاء مضوا لم یأکلوا من أجورهم شیئاً و شهدت علیهم و إنّکم قد أکلتم من أجورکم بعدهم، و لا أدری کیف تفعلون بعدی»[۱۴]
«هوده بن خلیفه برای ما نقل کرد که عوف از حسن نقل نموده که پیامبر خدا، که درود خدا بر او و آلش باد، به بقیع آمد و فرمود: درود بر شما ای اهل قبور! درود بر مؤمنان و مسلمانان، شما اگر بدانید که خداوند شما را از چه شرّی نجات داده است! سپس نگاهی به اصحابشان نموده، فرمودند: آنها از شما بهترند. گفتند: ای پیامبر خدا، چه چیزی آنها را بهتر از ما قرار داده است ؟ ما اسلام آوردیم، همانگونه که آنها اسلام آوردند و هجرت نمودیم، چنانکه هجرت نمودند، انفاق کردیم، چنانکه انفاق کردند. پس، چه چیزی آنها را بهتر از ما قرار داد؟
فرمود:آنها از دنیا رفتند در حالی که از نتیجه زحمات خود بهرهای نبردند و من شاهد اعمال آنان بودم و لکن شما نتیجه اعمالتان را دیده اید و از آن بهره میبرید و من نمی دانم که شما بعد از من چه کار خواهید کرد.
همچنین سمهودی به نقل از طبرانی گوید که وی این حدیث را نقل کرده است: «روى الطبرانی فی الکبیر، محمد بن سنجر فی مسنده، و ابن شبّه فی أخبار المدینه من طریق نافع مولی حمنه، عن امّ قیس بنت محصل، و هی أخت عکاشه إنّها خرجت مع النبی إلی البقیع، فقال: «یحشر من هذه المقبره سبعون ألفاً یدخلون الجنّه بغیر حساب و کان وجوههم کالقمر لیلهالقدر»[۱۵]
طبرانی در تاریخ کبیرش روایت نموده که محمد بن سنجر در مسندش آورده و ابن شبّهه در اخبار المدینه از طریق نافع، برده حمنه و از امّ قیس دختر محصل نقل نموده که امّ قیس با پیامبر خدا به بقیع رفت. پیامبر’ فرمود: محشور میشوند از این مقبره، هفتاد هزار تن که بدون حساب وارد بهشت میشوند، گویا صورت هایشان همانند ماه شب چهارده است.
از مصادر شیعه، صفوان جمال از امام موسی بن جعفر نقل کرده که فرمود: پیامبر’ غروب هر پنجشنبه با اصحاب خود به بقیع میرفتند و میفرمود: سلام بر شما اهل خانههای قبور،سه مرتبه.[۱۶]
اهتمام پیامبر ’ به حضور در بقیع:
پیامبر’ تا آخر عمر شریفشان، نسبت به حضور در بقیع، اهتمام فراوانی داشتند و بر اهل بقیع سلام میکردند و برای آن ها دعا و استغفار مینمودند. صاحب موسوعه الفقهیه میسره، چنین آورده است:
در صحیح مسلم از قول عایشه که گفته است:
حضرت رسول« شبهایی را که نوبت ورود به خانه عایشه بود، در آخر شب به بقیع میرفتند و میفرمودند، سلام بر شما، خانه قومی مؤمن، آمد شما را آنچه که خدا وعدهتان داده بود و ما هم به خواست خدا به شما ملحق خواهیم شد. خدایا برای اهل بقیع غرقد، (مردگان آن) بخشش نما.» [۱۷]
طبق نقلهای مسند و موثقِ تاریخی؛ «در قبرستان بقیع بیش از ده هزار نفر از اصحاب، تابعین و بنیهاشم مدفون هستند.» [۱۸]
روایت فوق را «ابن شبّه» نقل ونیز صاحب «مرآه الحرمین» هم آنرا تکرار کرده و همین گزارش را در کتاب خویش آورده است. نقلهای تاریخی فراوان آوردهاند که پیامبر، در هفته مکرّر به بقیع مدینه میرفتند و دست به دعا برمیداشتند و از خدا چنین میخواستند: «اللّهم اغفر لاهل بقیع الغرقد». [۱۹]خدایا! اهل بقیع غرقد را ببخش. در روایتی دیگر آمده است: «پیامبر خدا که درود خدا بر او و آلش باد، به هدف بقیع، از خانه خارج میشد و میفرمود: سلام بر شما خانههای قومی مؤمن، ما هم به خواست خدا به شما ملحق میشویم، خدایا! اهل بقیع غرقد را ببخش!»[۲۰]
«از ابو مویهبه، که غلام پیامبر است نقل شده است که گفت: پیامبر’ مرا فرمان داد که با ایشان باشم، و آن در دل شب بود. پس فرمود: من مأمور شدهام که برای اهل بقیع، طلب مغفرت کنم. پس با من باش. من با ایشان شدم و رفتم؛ چون در مقابل آنها ایستاد، فرمود: درود بر شما ای اهل قبرها، آسان صبح کردید، به خاطر آنچه که مردم، الآن در آن گرفتارند، فتنهها همچون پارههای شب تار بر آنها هجوم برده، سرای آخرت برای آنها بدتر از امروزشان است. سپس برای اهل بقیع به صورتی طولانی استغفار کردند.»[۲۱]
در منابع تاریخی شیعه آمده است: پس از آنکه پیامبر’در آخر عمر شریفشان، سپاه اسامه را تجهیز نمودند و به آنها فرمان دادند که از مدینه خارج شده، به مرز روم بروند، احساس مریضی سختی نمودند و به همراه علی و عدهای از اصحاب باقیمانده، به قبرستان بقیع رفتند. به همراهان فرمودند: من مأمور شدهام برای اهل بقیع طلب مغفرت کنم. حضرت مقابل اهل قبور ایستاده، فرمودند: سلام بر شما اهل قبور، تهنیت میگویم بر شما از آنچه که شما صبح نموده و در وضع مردم قرار ندارید، فتنههایی همچون پارههای شب تار بر مردم هجوم آوردهاند… سپس به صورت طولانی برای اهل بقیع مغفرت طلب کردند.[۲۲]
حرم ائمه بقیع:
حرم ائمه بقیع که در کتب تاریخ بعنوان «مشهد» و «حرم» اهل بیت معروف گردیده، در سمت غربى و منتهى الیه بقیع واقع شده است که در این حرم مطهر قبرچهارتن از ائمه اهل بیت امام مجتبى، امام سجاد، امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) است و این قبرها در کنار هم می باشند وهمچنین بفاصله ۳ـ۲ مترى این قبرها، قبر عباس عموى گرامى رسول خدا’ قرار گرفته و در کنار آن نیز قبر دیگرى است متعلق به فاطمه بنت اسد و بـه احتـمال ضعیـف متعـلق بـه فاطمه دختر رسول خدا’ که قبل از ویرانى ساختمان این حرم مطهر، همه این قبور ششگانه در زیر یک گنبد و بجز قبر فاطمه داراى ضریح و صندوق زیبا بودند.
وهابی ها و تخریب حرم مطهر چهارتن از ائمه اهل بیت
گرچه پس از گذشت قریب به یک قرن از تخریب حرم مطهر ائمه بقیع و از بین رفتن تمام آثار این بناى باشکوه و معنوى نمى توان همانند سایر ابنیه تاریخى و مذهبى، از آثار آن به عظمت و قدمتش پى برد و تاریخ ساختمان آن را بدست آورد، ولى آنچه از منابع مختلف بدست مى آید، تا حدّى مى تواند ما را با تاریخ و چگونگى این حرم شریف آشنا سازد و بیانگر وضع این بناى فخیم و پرشکوه معنوى در طول تاریخ گردد.
اجمال تاریخ این حرم مقدس این است که قبور ائمه بقیع(علیهم السلام) مانند سایر قبرها در محوطه مکشوف وبدون دیوار وسقف نبوده; بلکه قبرآنان مانند تربت پاک رسول خدا’ و حضرت امام رضا× از آغاز دفن اجساد مبارک و پیکر مطهرشان در داخل خانه اى که متعلق به عقیل بوده، قرار داشته است و به مرور زمان این خانه به ساختمان مناسب، به شکل مسجد تبدیل گردیده، سپس در محل همان ساختمان بزرگترین و مرتفع ترین گنبد و بارگاه بنا شده است و در قرون متمادى داراى خادم و دربان و داراى ظریفترین و گرانبهاترین ضریح و صندوق با زیباترین روپوش و داراى فرش و قندیل بوده است و بالاخره در هشتم شوال سال ۱۳۴۴هـ . ق. به وسیله وهابیّها منهدم گردیده است.
جایگاه دعای رسول خدا در خانه عقیل
پیامبر اکرم ’ در اوقات مختلف در کنار بقیع، مناجات میکرد و بر اهل بقیع دعا و از خداوند متعال برای آنان استغفار و استرحام میفرمود و گاهی نیمه شب به همین مقصود، رختخواب خود را ترک و به سوی بقیع میرفت.
در روایت است که:«خالد بن عوسجه» می گوید: شبی به سوی خانه عقیل که در جنب در این خانه بقیع قرار داشت، دعا میکردم، جعفر بن محمد (علیهما السلام) که به همراه خانوادهاش عازم عریض بود، مرا در آن حال دید و پرسید آیا درباره این محل خبر خاصی شنیده ای؟ گفتم: نه، فرمود: اینجا جایگاه دعای رسول خداست. شب هنگام که به استغفار برای أهل بقیع میآمد در این موضع توقف میکرد.[۲۳]
«جنت البقیع» (باغ بقیع) از جنوب شرقی نزدیک مسجد نبوی و خارج دیوار قدیمی مدینه، قرار داشت که امروزه از بین رفته است و از شرق، دری در آن دیوار بود که بقیع را به مدینه وصل می کرد و به نام در بقیع معروف بود.[۲۴]
اکنون بقیع، داخل مدینه واقع است وحدود آن ۱۵۰۰ متر مربع است و از چهار طرف با دیوار احاطه شده است.
در سالهای اخیر پس از تعمیر دیوارها، راههای سیمانی برای سهولت رفت و آمد و تدفین، به ویژه در فصل زمستان، احداث شده است. و زمینهای جدیدی به آنها اضافه شده و توسعه بیشتری یافته است.[۲۵]می گویند که مساحت آن ۸۲۴ متر مربع است. [۲۶]
بخشی از بقیع، به جهت اینکه عمههای رسول خدا ’ در آن مدفون اند، به «بقیع عمات» معروف است. مساحت بقیع در حدود ۳۴۹۳ متر مربع است.[۲۷] و کوچهای، به نام «عمقه»، آن را از بقیع جدا کرده که امروز دو بقیع به هم متصل است. طول کوچه از بین رفته است و به نام «رب صیران» و «باب الجمعه» معروف است. [۲۸]و سعودی ها دیوار را در سال ۱۳۷۳ هجری قمری برداشتند.
در شمال بقیع، زمینی است که عثمان بن عفان برای مغربه وقف کرد. اداره توسعه و نوسازی آن را تصاحب کرد و نردههای آهنی، اطراف آن کشیده است. در شمال این زمین، زمینی است که برای اشراف بود. فردی آن را خریداری نمود و ملکیت آن را به حکومت سعودی واگذار کرد.[۲۹]
از تعداد دقیق صحابه مدفون در بقیع، اطلاع نداریم. با این حال ، مرحوم مجلسی مینویسد:[۳۰] قاضی عیاض در مدارک خود آورده است: تعداد مدفونان بقیع، اصحاب پیامبر ’، ده هزار نفرند. لیکن آثار بیشتر آنها، از جهت اصل و نام و نشان، مخفی است. به سبب اینکه گذشتگان، قبور آنها را با نگاشتن کتیبهها و ساختن بناها مشخص نکردند. مضاف اینکه، گذر ایام موجب زوال نشانهها شد.
[۱] – محمد صادق نجمی، تاریخ حرم ائمه بقیع ،ناشر موسسه تحقیقاتی و هنری مشعر،۱۳۹۱، صص۵۷-۵۸٫
[۲] – سعادت پرور، جلوهء نور ،پرتویی از فضائل معنوی فاظ فاطمه زهراء، انتشارات احیاء کتاب،۱۳۸۰ص۱۵
[۳] – محمد صادق نجمی، تاریخ حرم ائمه بقیع ،ناشر موسسه تحقیقاتی و هنری مشعر،۱۳۹۱،ص۶۰
[۴] – محمد صادق نجمی، تاریخ حرم ائمه بقیع ،ناشر موسسه تحقیقاتی و هنری مشعر،۱۳۹۱،ص۶۰
[۵] – همان قبلی
[۶] – وفاء الوفاء، ج۳، ص ۸۹۲
[۷] – همان، ص ۸۹۳
[۸] – الاستیعاب، ج۲، ص ۴۹۴، وفاء الوفاء، ج۳، ص ۸۹۳، اسدالغابه، ج۳، ص ۳۸۶
[۹] – دائره المعارف تشیع ، ص ۸۶
[۱۰] – فصلنامه بانوان شیعه، مهدی عزیزان، رنجهای فاطمه(س) از زبان علی(ع)، تابستان ۱۳۸۴، شماره۴
[۱۱] – جهان نیوز – هادی شریفی- سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) چگونه بود؟ ۱۶/۹/۱۳۹۳
[۱۲] – جهان نیوز – هادی شریفی- سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) چگونه بود؟ ۱۶/۹/۱۳۹۳
[۱۳] -همان قبلی
[۱۴] – همان قبلی
[۱۵] – وفاء الوفاء، ج۳، ص ۸۹۲
[۱۶] – جهان نیوز – هادی شریفی- سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) چگونه بود؟ ۱۶/۹/۱۳۹۳
[۱۷] – کنز الفواید، ۱/۱۵۰ ، ط قم
[۱۸] – کافى، ۱/ ۴۹۸
[۱۹] – طبرى، «دلائل الامامه» / ۴۵.]
[۲۰] – بلادى بحرانى «وفات فاطمه الزهراء»
[۲۱] – در تذکره الخواص / ۳۱۹ آمده است که على غسل مى داد و اسماء بر آن آب مى ریخت
[۲۲] – بحار ۴۳/۱۱۱۸ ب
[۲۳] – المدینه المنوره تطورها العمرانی و تراثها المعماری، ص ۱۵
[۲۴] – المدینه المنوره الترکیب الوظیفی، المتطورات و المتغیرات، ص ۱۴
[۲۵] – بقیع، یوسف الهاجری، ص ۳۴
[۲۶] – مدینه شناسی، ج۱، ص ۳۹۴
[۲۷] – همان.
[۲۸] – المدینه بین الماضی و الحاضر، ابراهیم بن علی العیاشی، ص ۱۶۹
[۲۹] – بقیع، ص ۳۴
[۳۰] – بحار الانوار ج ۴۸-ص ۲۹۷
منبع: برگرفته از کتاب شیعیان بقیع؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهده کتاب اینجا راکلیک کنید.

















هیچ نظری وجود ندارد