مباحث مربوط به ولایت تکوینی و ولایت تشریعی را بیان کرده، از نظر تکلیفی هم گفتیم که ولایت یا نفیی است مثل ولایت حاکم ستمگر یا اثباتی مثل ولایت اهل بیت(علیهم السلام) ولایت امامت به معنای اعم و امامت به معنای اخص را نیز بیان نمودیم، ثابت شد که در ولایت امامت به معنای اخص تمامی مراتب ولایت وجود دارد یعنی هم به عنوان رهبر و هم به عنوان مرجعیت دینی و هم ولایت معنوی و ولایت حبی و محبی و… در جلسه قبل معلوم شد که در سال آخر عمر مبارک حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) به فرمان خدا، پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) افرادى را به سراسر سرزمينهايى اسلامى فرستاد تا به همۀ مسلمانان بگويند امسال آخرين سال عمر مبارک پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، هر کس استطاعت دارد، حج را با پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به جا آورد. اين دعوت به همراهى، به دو دليل زير صورت گرفت: 1- بيان تتمه احکام شرع و جزئيات فريضۀ حجّ توسط پيامبر(صلی الله علیه و آله). 2- تعيين وصى و جانشين به فرمان خدا. اما درس امروز، در مورد تعیین جانشین برای رسول خدا به فرمان الاهی است. دلایل قرآنی فراوانی از جمله آیات؛ ولایت (مائده/5)، اطاعت (نساء/59)، صادقین (توبه/119)، مباهله (آل عمران/61)، خیرالبریة (بینة/7)، تطهیر (احزاب/33)، انذار (رعد/7)، ابلاغ (مائده/67)، اکمال دین و اتمام نعمت (مائده/3) و… همگی دلالت بر تعیین ولایت و امامت به ویژه امامت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) دارند. در سال حجةالوداع که به حجةالبلاغ نیز معروف است در برگشت از سفرحج، آیۀ «ابلاغ» نازل شد. خداوند متعال فرمودند: {َيا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ} (مائده/67) «اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرساندهاى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مىدارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمىكند» همۀ مفسرین و مورخین و متکلمین شأن نزول آیۀ را در مورد ولایت و امامت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) بیان نمودهاند، در یک بیان کلی میتوان عنوان نمود که تمامی آیات امامت و ولایت در قرآن مؤید دستور الاهی نسبت به نصب امیرالمؤمنین در غدیرخم است. اما این سئوال که {بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ}؛ ابلاغ کن آنچه را بر تو نازل شده است، در مورد کدام آیه است که مستقیماً دستور به نصب و تعیین خلافت و جانشین برای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دارد و به صراحت این نصب و ابلاغ را که به پیامبر دستور داده است، که در این آیه میفرماید: اگر آن نصب را انجام ندهی و ابلاغ نکنی رسالتت را انجام ندادهای؟ در پاسخ به این سئوال، سورۀ انشراح را مورد بررسی قرار میدهیم. آیهای از قران که در سال حجة الوداع و حجة البلاغ بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شد و بهصراحت دستور نصب ولایت علی(علیه السلام) را اعلام فرموده و شأن نزول آیه ابلاغ است، آیه {فَاذا فَرَغْتَ فَانصَب}؛(انشراح آيه/ 7.) «و آنگاه که از حج فارغ شدی نصب کن ولایت را.» دقت در آیات آغازین این سوره دارای اهمیت فراوان است، {بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ…} «آيا ما به تو شرح صدر نداديم؟» در بعضى از روايات آمده است: {أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ} بِوَلاَية عَلّيٍ؛ {وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ}؛ اى پيامبر(صلی الله علیه و آله)! آيا بار سنگين را از دوش تو برنداشتيم {الَّذي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ}؛ آن بار سنگين که کمر تو را شکسته بود و {وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ}؛ و ما نام و ياد تو را بلند گردانيديم. آنجائى که پيامبر(صلی الله علیه و آله) مىترسند ولايت را اعلام کنند، خداوند مىفرمايد: {فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا}؛ يا رسول الله! بدرستى که با هر سختى آسانى است مثل اينکه مىخواهد دلدارى و پشتگرمى بدهد که نترس، دوباره تأکيد مىکند: {إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا}؛ مطمئن باش که با هر سختی آسانی است، بعد مىفرمايد: {فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ}؛ پس هرگاه از حجّةالوداع فارغ شدى؛ «فانصب ولاية على(علیه السلام)» همه قبول دارند که اين سوره در حجةالوداع نازل شده است. در مورد آیۀ {فاذا فرغت فانصب} بعضى از تفاسير اهل سنّت توجيهات بسيار ضعيف و سستى بيان کردهاند که بيشتر به بازى بچهگانه شبيه است تا تفسير و تأويل قرآن. در تفسير ابو لیث سمرقندى، ج 3، ص 57، آمده است: «فاذا فَرَغْتَ مِنْ اشغال نفسک فَاْنصب يعنى «فَصلِّ»»؛ مىگويد: هنگامى که از کارهاى شخصى خود فارغ شدى، مثل اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) شب در خانهاش خوابيده و در حال استراحت يا در حال صحبت با خانواده است که آيه نازل مىشود. پس از انجام کارهاى شخصى خود بلند شو نماز بخوان. مىگويد: فانصب يعنى فصلّ، نماز بخوان. وى پس از تجزيه و تحليل و نقد و نظر، از ديگران نقل مىکند و مىگويد: اى بسا اينگونه باشد که «فاذا فرغت من الفرايض» اگر از فرايض و انجام واجبات فارغ شدى «فانصب فى الفضايل»؛ حالا مستحبات را شروع کن. وى دو قول و دو نظريۀ متفاوت را بدون مستندات کافی اين گونه آورده است. و یا در تفسير السلمى ج 2، ص 405 آمده است: «فِاذا فَرَغْتَ من تبليغ الرسالة فانصب لطلب شفاعة»؛ هنگامى که از تبليغ رسالت فارغ شدى، طلب شفاعت بنما؛ که میبینیم با هيچ یک از دلایل نقلی و مبانى عقلى همخوان نيست. اين همه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مىگويد: ما به تو شرح صدر داديم، پيامبر نترس، پشت هر سختى آسانى است بعد بيايد و بگويد: پس از انجام کارهای شخصی خود نماز بخوان یا پس از نمازهاى واجب، نماز مستحبى بخوان!!! در تفسير «أضواء البيان» ذیل آیۀ شریفه آمده است: {فاذا فرغت فانصب}؛ «فاخذها الشيعة على الفراغ من النبوّة و نصب على اماماً»؛ شيعه اين آيه را اين گونه معنى کردهاند: اى پيامبر! وقتى از رسالت فارغ شدى -در سال حجّة الوداع- على(علیه السلام) را نصب کن. وى میگویند: «ليس الامر متعيّناً بعلىٍ» اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) چنين چيزى گفته باشد، امر متعيّن به على(علیه السلام) نيست، اگر شما شيعهها اينطور مىگوييد: «فالسنّى يمکن ان يقول فانصب ابابکر» پس سنّىها هم ممکن است بگويند که ابابکر را نصب کن. در رابطه با نصب ولايت حضرت على(علیه السلام) هزار حديث و صدها شأن نزول از آیات قرآن داریم، ما شیعیان با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، صدها ویژگی، منقبت خاص و عظمت وجودى اميرالمؤمنين(علیه السلام) را به شما نشان مىدهيم؛ شما به چه دليل و استنادی میتوانید بگویید در مورد ابابکر است؟ زمخشرى ذیل آیۀ شریفه در تفسیر کشاف مىگويد: «و لو صَحَّ هذا للرّافضى» اگر اين حديث براى رافضىها و شيعهها که مىگويند بعد از اينکه از حجة الوداع فارغ شدى، على(علیه السلام) را نصب کن، صحيح باشد، «لصَحَّ للناصبى ان يقرأ هکذا» براى ناصبىها و معاندان حضرت على(علیه السلام) هم صحيح است تا بگويند: خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: هنگامى که از حجّ فارغ شدى، على(علیه السلام) را لعن کن، نصب کن يعنى على(علیه السلام) را لعن کن!!! زمخشرى در تفسير کشّاف با آن همه عظمتى که اهل سنّت از او ياد مىکنند، اين گونه اظهار نظر مىکند!!! آيا عقلايى است که خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دستور دهد تا اوّلين مسلمان، اولين نماز گذار بعد از رسول الله(صلی الله علیه و آله)، اوّلين رزمنده اسلام، داماد و وصّى پيامبر(صلی الله علیه و آله) درب شهر علم نبی(صلی الله علیه و آله) مورد لعن قرار گیرد؟ آلوسی میگويد: «و نُسِبَ الى بعض الاماميّه انّه قرأ، فانصب بکسر الصاد فقيل، فاذا فرغت من النبوّة فانصب علياً للامامة» وى ضمن بيان عقيدۀ شيعه مىگويد و اگر اينطور باشد: «و ليس فى الآية دليلٌ على خصوصيّه المفعول» (تفسير آلوسی، ج 30، ص 172.) چون مفعول مجهول است، مفعول در تقدير است؛ عليا در تقدير است. «فاذا فرغت يا رسول الله(صلی الله علیه و آله) فانصب» وى مىگويد: هيچ دليلى نداريم که اين خصوصيّت مفعول چه کسى باشد؟ لذا همينطور از آن مىگذريم يعنى اصلاً کارى به کار تفسير آن نداريم. در تفسير قرطبى ج 20 ص 109، آمده است: «و قالوا معناه انصب الامام الذى تستخلفه» مىگويد: «بعضى گفتهاند که معنايش اين است که نصب کن امام را و او را جانشين خود قرار بده…» اما برخی دیگر از مفسرین اهل تسنن منصفانه بررسی کردهاند؛ حاکم حسکانى در «شواهد التنزيل» از 5 طريق مختلف به نقل از محدثان دربارۀ شأن نزول اين آيه مىنويسد: «حدثّنى على بن موسى بن اسحاق عن محمد بن مسعود بن محمد قال حدثنا جعفر بن احمد قال حدثنى حمدان عن العبيدى عن يونس عن زرعة عن سماعة عن ابىبصير عن ابىعبدالله فى قوله تعالى: «فاذا فرغت فانصب» قال يعنى انصب علياً للولاية» «اى اذا فرغت من اداء رسالتک و تبليغ نبوّتک انصب علياً للولاية التى تکون مکملة لاهداف الرسالة» يعنى هنگامى که از اداء رسالتت و تبليغ پيامبريت فارغ شدى، على(علیه السلام) را براى ولايت انتخاب کن تا مکمل رسالت براى هدايت مردم باشد. (شواهد التنزیل، ج 2، صفحههای 45 تا 453.) ابن ابى حاتم رازى مىنويسد: «حدثنا أبي حدثنا عثمان بن رزاد حدثنا اسماعيل بن زکريا حدثنا على بن عابس عن الأعمش حدثنا عن عطية العوفى عن ابى سعيد الخدرى قال: نزلت هده الآية: «يايّها الرَّسول بلّغ ما انزل اليک» فى على بن ابى طالب(علیه السلام).» (تفسير ابن ابی حاتم رازی، ج 3، ص 1172.) ثعلبى پس از بيان جريان غدير خم مىنويسد: « معناه بلّغ ما انزل اليک فى فضل على بن ابى طالب(علیه السلام) ؛ فلمّا نزلت الآية أخذ(صلی الله علیه و آله) بيد علىٍّ(علیه السلام) فقال: مَن کنتُ مَولاه فعلى مولاه» سپس مىگويد: اگر غدير خم را بپذيريم، شان نزول اين آيه «فاذا فرغت فانصب» خواهد بود. بنابراین پیامبر(صلی الله علیه و آله) ضمن بیان خطبۀ غدیر میفرماید: این دستور الاهی است که وقتی من از انجام رسالت فارغ شدم، ولایت را نصب کنم
ماهنامه امام شناسی شماره 29تقریر: حجة الاسلام شیخ محمدرضا منصوری















هیچ نظری وجود ندارد