شهادت تاریخ به عصمت بی نظیر اهل بیت
یکی از راههای اثبات عصمت بینظیر حضرات اهل بیت مطالعه تاریخ زندگانی آن بزرگوران است که خود دلیل بسیار زیبایی است که شایسته است مورد مطالعه و دقت و تأمل قرار گیرد. به عنوان مثال وقتی به آثار اهل بیت مانند نهج البلاغه یا صحیفه سجادیه مینگریم، متوجه عصمت آن بزرگواران میشویم. در طول تاریخ، شخصیتهای فراوانی ظهور و بروز پیدا کردهاند که در سخنوری، یگانه زمان خویش بودند و سحر سخنان ایشان همه را مبهوت میساخت، بزرگانی در علم و معرفت و کمال که زبانزد خاص و عام بودند، اما بسیار اتفاق میافتد که همین افراد یگانه و مشهور در سخن، در کلام خود دچار اشتباهات فاحش میشدند که باعث تعجب همگان میشد. اما در تمام خطبههای امیرالمؤمنین چه آنها که در نهج البلاغه آمده و چه غیر آنها حتی یک مورد هم لغزش سخن یا خطای در گفتار و محتوا مشاهده نمیشود. زمانی که از امیرالمؤمنین درخواست میکنند که خطبهای بخوانند که در آن حرف الف که قابل استعمال فراوان است وجود نداشته باشد، بالبداهه خطبهای غراء در توصیف خداوند متعال ایراد میکنند که یک مرتبه هم از حرف الف در آن استفاده نشده و همین اتفاق در خطبه بینقطه امیرالمؤمنین مشاهده میشود. آیا این نشانه عصمت نیست؟
به راستی کسی میتواند بدون آمادگی قبلی حتی با آمادگی کامل چنین خطبههایی ایراد نماید؟ آیا نهج البلاغه همان «اخ القرآن» نیست که هیچ کس را توان مقابله با آن یا آوردن نظیر آن نیست .بی جهت نیست زمانی که ابن ابی الحدید معتزلی به خطبه }الهیکم التکاثر{ نهج البلاغه میرسد میگوید:
و ینبغی لو اجتمع فصحاء العرب قاطبه فی مجلس و تلی علیهم ان یسجدوا له؛[۱] اگر تمام افراد فصیح عرب را در مجلسی جمع و این خطبه بر آنان تلاوت شود سزاوار است همگی در برابر عظمت این خطبه سجده کنند.[۲]
این سخن به این معنا است که اگر قرآن آیاتی دارد که در برابر عظمت آن سجده لازم میآید در برابر خطبههای امیرالمؤمنین نیز باید سجده نمود.[۳]
تنها کلام معصوم است که این عظمت را دارد و شایسته است در برابر آن سجده نمود.
البته تمام بیانات و کلمات اهل بیت عصمت و طهارت همین گونه است. از خطبه رسول خدا در غدیر خم، خطبه فدکیه حضرت زهرا تا مناجات خمس عشر و صحیفه سجادیه امام العارفین زین العابدین، و دعای عرفه امام حسین و زیارت جامعه کبیره امام هادی و صدها نمونه دیگر، همگی گویای نطق الهی که برگرفته از وحی است میباشد و نه تنها عصمت، بلکه معجزه کلامی آن حضرات را نیز ثابت میکند و نکته قابل توجه آن است که نه تنها این بیانات شریف هیچ گونه تناقضی با یکدیگر ندارند بلکه هیچ تضادی هم با آیات قرآن ندارند و همگی در یک ردیف میباشند.
عظمت معجزات علمی اهل بیت
یکی از راههای شناخت اهل بیت و کسب معرفت نسبت به آن بزرگواران توجه و تأمل در خطبههای آن بزرگواران است. حضرت آیت الله صافی گلپایگانی «دامت برکاته» ضمن بیان مطلب فوق فرمودند: معجزات علمی اهل بیت از معجزات حسی و ظاهری آنان بالاتر است. بیانات شریف اهل بیت مانند خطبه فدکیه حضرت زهرا از معجزات بزرگ است بلکه از معجزه ناقه صالح اهمیتش بیشتر است که متأسفانه ما روی این معجزات خیلی حساب باز نمیکنیم.[۴]
بنابراین شهادت تاریخ بر عصمت اهل بیت، دلیل مستقلی است که شایسته است مورد توجه پژوهشگران و محققان موضوع امام شناسی قرار گیرد. موارد عصمت اهل بیت در مطالعات تاریخی را در پنج محور میتوان مورد بررسی قرار داد:
۱٫ اخبار غیبی اهل بیت
خبرهای غیبی فراوان اهلبیت که در گستره تاریخ صحت آنها بر همگان روشن و آشکار گردید، همگی دلالت بر عصمت میکند. برخی از این موارد عبارتند از:
پیشگویی رسول خدا از حوادث آینده
قال رسول الله: یا أم سلمه اسمعی واشهدی هذا علی بن ابی طالب‘ سید المسلمین و امام المتقین وقائد الغرّ المحجّلین وقاتل الناکثین والقاسطین والمارقین! قلت: یا رسول الله من الناکثون؟ قال’ الذین یبایعونه بالمدینه وینکثون بالبصره قلت من القاسطون؟ قال’: معاویه وأصحابه من أهل الشام! قلت من المارقون؟ قال’: اصحاب النهروان!؛[۵] رسول خدا به ام سلمه فرمودند: ای ام سلمه سخن مرا بشنو و شهادت بده که این شخص علی بن ابی طالب سرور تمام مسلمین و امام متقین و پیشوای سفید رویان و قاتل ناکثین و قاسطین و مارقین است! ام سلمه میگوید: از رسول خدا سؤال کردم: ناکثین (پیمان شکنان) چه کسانی هستند؟ آن حضرت فرمودند: کسانی که در مدینه بیعت میکنند و در بصره بیعت خود را میشکنند.[۶]
پرسیدم: قاسطین (ستمپیشگان تجاوز کار) چه کسانی هستند؟ پیامبر اکرم فرمودند: معاویه و یاران او از اهل شام.[۷]
سؤال کردم: مارقین (خارج شدگان از دین) چه کسانی هستند؟ رسول خدا فرمودند: اصحاب نهروان هستند.[۸]
مرحوم میرزا حبیبالله خوئی در شرح این حدیث مینویسد:
اخباری که از رسول خدا روایت شده و در آنها از جنگ امیرالمؤمنین با ناکثین و قاسطین و مارقین در آینده خبر میدهند و این اخبار در مجامع روایی شیعه و سنّی با عبارات مختلف و طرق متعدد نقل شده است، همگی بر آگاهی رسول خدا از غیب دلالت میکند و این خبرهای غیبی از معجزات رسول خدا و از دلائل نبوت ایشان است.[۹]
و از این نوع اخبار است: فرمایش رسول خدا به عمار یاسر مبنی بر شهادت ایشان توسط گروه طغیانگر (فئه باغیه) که از اخبار متواتر و از بزرگان شیعه و اهل سنت مانند: بخاری، مسلم، سیوطی و… نقل شده است.
از چنین اخباری علاوه بر معجزات نبوت، میتوان عصمت رسول خدا را نیز ثابت نمود چرا که صحت این اخبار در زمانهای بعد مشخص شد.
چه بسیار افرادی که خبر غیب میدهند، اما گذشت زمان کذب یا اشتباه آنان را به روشنی ثابت میکند، اما در خبرهای غیبی اهل بیت، کوچکترین خطا و اشتباهی مشاهد نشده است و نخواهد شد.
خبر غیبی امیرالمؤمنین از تعداد بیعتکنندگان
ابن عباس میگوید در جریان جنگ جمل در منزل «ذی قار» نزدیکی بصره با امیرالمؤمنین نشسته بودیم که آن حضرت فرمودند: به زودی از سمت کوفه هزار نفر بدون کم و زیاد میآیند و به شرط جان با من بیعت میکنند. من از این خبر بیتاب و نگران شدم و با خود گفتم: مبادا این افرادی که میآیند از هزار نفر کمتر یا بیشتر باشند و مردم از عدم صحت این خبر غیبی متزلزل شوند.
پس از مدتی آن افراد از کوفه رسیدند و من با حزن و اندوه آنان را شمارش کردم و دیدم آنان نهصد و نود و نه نفر هستند، گفتم: انا لله و انا الیه راجعون! چرا علی عدد هزار را گفتند. در همین اندیشه بودم که ناگهان دیدم شخصی به طرف ما میآید وقتی نزدیک شد، خدمت امیرالمؤمنین رفته و عرض کرد: دست خود را بده با تو بیعت کنم تا دم مرگ. حضرت علی فرمودند: نام تو چیست؟ عرض کرد: اویس قرنی. امیرالمؤمنین فرمودند: الله اکبر! حبیب من رسول خدا به من خبر داد که مردی از امت او را درک خواهم کرد که از حزب خدا و رسول خدا است و مرگ او با شهادت خواهد بود و جمع کثیری با شفاعت او از دوزخ رهایی خواهند یافت. ابن عباس میگوید: به خدا سوگند که با آمدن اویس اندوه من برطرف شد.[۱۰]
خبر غیبی امام هادی و شیعه شدن مرد اصفهانی
جمعی از مردم اصفهان برای دادخواهی نزد متوکل عازم شهر سامرا شدند، در میان آنان مردی فقیر به نام عبدالرحمن بود. او میگوید در کنار قلعه متوکل بودیم که شنیدیم، متوکل فرمان احضار امام هادی را دادند. از برخی حاضران پرسیدم: امام هادی کیست؟ گفتند: مردی از آل علی است که شیعیان به امامت او اعتقاد دارند، چه بسا متوکل او را احضار نموده تا او را به قتل برساند! عبدالرحمن میگوید: تصمیم گرفتم در آنجا بمانم و امام هادی را ببینم.
ناگاه دیدم امام هادی سوار بر اسب وارد شدند، همه حاضران به احترام او از جا برخاستند و در طرف چپ و راست ایستاده و به تماشای سیمای ایشان پرداختند. همین که چشمم به چهره امام هادی افتاد محبتش در قلبم جای گرفت. نزد خود دعا میکردم و از خدا میخواستم وجود او را از شرّ متوکّل حفظ کند. امام هادی در حالی که به یال اسب خود مینگریستند و به سمت چپ و راست توجهی نداشتند جلو آمد و هنگامی که مقابل من رسیدند رو به من کردند و فرمودند: خداوند دعای تو را به اجابت رسانید. بدان که عمر تو طولانی میشود و اموال و فرزندانت زیاد میگردند.
از هیبت و شکوه امام هادی لرزه بر اندام من افتاد. و زمانی از این ماجرا گذشت تا به اصفهان بازگشتم و پس از گذشت ایام، صاحب ثروت فراوان و ده فرزند شدم و اکنون عمرم به هفتاد رسیده است و معتقد به امامت امام هادی (شیعه) شدم. چرا که او از افکار پنهان من آگاه بود (و سخنش درباره من صحیح) و دعایش مستجاب شد.[۱۱]
۲٫ قضاوتهای اهل بیت
قضاوتهای شگفتآور اهل بیت که عقول ناقص بشر را در حلّ معادلات مختلف به شگفتی و اعجاب وا میدارد و گذشت زمان قضاوت صحیح و عادلانه آن بزرگواران را به نمایش میگذارد تا آنجا که مورد قبول و پذیرش تمام ادیان و مکاتب قرار میگیرد. نمونهای از این قضاوتها مطرح میشود:
قضاوتی زیبا در پرتو عصمت
در زمان حکومت امیرالمؤمنین دو نفر در مکانی نشسته بودند که غذایی میل کنند، یک نفر از آنها پنج قرص نان در سفره گذاشت و دیگری هم سه قرص نان در سفره گذاشت، در این حال شخص سومی از راه رسید و سلام کرد، آن دو نفر او را دعوت به غذا نمودند، آن شخص میهمان نشست و همراه آنها غذا را میل نمود، پس از صرف غذا از کنار آن دو نفر برخاست و هشت درهم در سفره آنان گذاشت و رفت. آن دو نفر بر سر تقسیم هشت درهم دچار اختلاف و نزاع شدید شدند. صاحب سه نان گفت: عدالت آن است که هشت درهم را به طور مساوی بین خود تقسیم کنیم، اما صاحب پنج نان میگفت؛ پنج درهم سهم من است چون پنج نان داشتم و سهم تو تنها سه درهم است، زیرا سه نان در سفره گذاشتی! داوری و قضاوت را نزد امیرالمؤمنین بردند. حضرت علی فرمودند: بهتر آن است که مصالحه کنید و صلاح نیست در امور پست و بیارزش با هم دشمنی کنید.
صاحب سه نان گفت: من راضی نمیشوم تا به حق قضاوت کنید!
امیرالمؤمنین فرمودند: اگر به حق قضاوت کنم بیش از یک درهم به تو نخواهد رسید و سهم رفیق تو هفت درهم خواهد شد.
آن مرد گفت: سبحان الله! چگونه چنین چیزی ممکن است؟
حضرت علی فرمودند: تو سه نان داشتی و رفیق تو پنج نان و شخص سوم هم به شما ملحق شد، اگر قرار بر این باشد که به طور مساوی از آن نانها خورده باشید، هشت نان را باید ضرب در سه (نفر) بکنید که میشود بیست و چهار قسمت، یعنی هر کدام از شما هشت قسمت از نانها را خوردهاید و تو که سه نان داشتهای (ضرب در سه) میشود نه سهم، هشت سهم را خوردهای و یک سهم را برای آن رهگذر در سفره گذاشتهای و رفیق تو که پنج نان داشته (ضرب در سه) میشود، پانزده قسمت، هشت سهم خورده و هفت سهم دیگر را بر آن رهگذر در سفره گذاشته است. بنابراین هشت درهم را باید به عدالت تقسیم کنید. هفت درهم برای رفیق تو که هفت قسمت از نان خود را به رهگذر داده و یک درهم برای تو که تنها یک قسمت از نان خود را برای رهگذر گذشتهای. آن مرد (صاحب سه نان) گفت: اکنون راضی شدم.[۱۲]
قضاوت صحیح با استناد بر قرآن
شخصی به نام هیثم در سپاهی بیرون از مدینه بود و شش ماه پس از آن که بازگشت همسرش فرزندی آورد، او این فرزند را نپذیرفت و زن خود را نزد خلیفه دوم آورد و مسئله را بازگو کرد. خلیفه فرمان سنگسار زن را صادر کرد. خبر به امیرالمؤمنین رسید. ایشان نزد خلیفه آمده و فرمودند: اندکی صبر کن، حق با این زن است و دامنش پاک است. آنگاه حضرت علی با استناد به دو آیه قرآن ثابت نمودند که حداقل مدت حمل شش ماه میباشد. ایشان فرمودند: ان الله تعالی یقول: {وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْراً}.[۱۳]
وقال الله تبارک وتعالی: {وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ}.[۱۴]
«فالحمل والرضاع ثلاثون شهراً فقال عمر لولا علی لهلک عمر وخلّی سبیلها و الحق الولد بالرّجل».[۱۵]
امیرالمؤمنین فرمودند: خداوند متعال در قرآن میفرماید: مدت دوران بارداری و شیردهی نوزاد سی ماه است و نیز در آیهای دیگر میفرماید: مادران، کودکان خود را دو سال تمام شیر دهند. (بنابراین اگر دو سال تمام (۲۴ ماه) را از سی ماه کم کنیم میشود شش ماه که حداقل مدت حمل خواهد بود) وقتی خلیفه دوم این قضاوت زیبا را که تنها امام معصوم میتواند از قرآن استنباط و استخراج کند شنید با زبان عجز گفت: اگر علی نبود عمر هلاک میشد و آن زن را که در اثر قضاوت جاهلانه بنا بود سنگسار شود آزاد و فرزند را به پدرش ملحق کرد.
حداکثر دوران بارداری
از امام محمد باقر سؤال شد که بیشترین زمان ممکن برای ماندن فرزند در رحم مادر چه اندازه است، چرا که برخی از مردم میگویند: ممکن است فرزند دو سال هم در شکم مادر بماند؟!.[۱۶]
امام محمد باقر فرمودند: دروغ گفتهاند، بیشترین زمان ممکن برای بارداری نه ماه است و حتی لحظهای از آن بیشتر نمیشود که اگر بیشتر شود، نوزاد قبل از خروج از رحم، مادر خود را میکشد.[۱۷]
این نوع قضاوتها و روایتها به روشنی عصمت بینظیر اهل بیت را ثابت و در مقابل، غیر معصوم بودن خلفا و مکتب خلفا را به اثبات میرساند.
۳٫ طب الائمه
دستورات و توصیههای پزشکی اهلبیت که با وجود پیشرفت فوق العاده علم پزشکی در قرون متمادی باز هم قابل استفاده، قابل توجه و شفابخش امراض و بیماریها با کمترین هزینه و کمترین درمان است، عصمت آن بزرگواران را در ابعاد دیگر به نمایش میگذارد.
علم طب یکی از موضوعاتی است که سابقه آن به خلقت بشر میرسد و از دیرباز تاکنون از مهمترین علومی بوده که به دلیل نیاز شدید به آن مورد توجه جوامع بشری بوده است. پیشرفت علوم مختلف امروزی توانسته صحت و سقم بسیاری از داروها و درمانهایی که در زمانهای گذشته مورد استفاده مردم بوده را کشف کند. در این میان احادیث و روایاتی که از چهارده معصوم پیرامون علم طب وارد شده بسیار زیبا و جامع است و بر اساس قاعده مورد قبول و پذیرش «پیشگیری بهتر از درمان است» صادر شدهاند. در صورتی که اگر احادیث و روایات طبی اهل بیت عصمت و طهارت مورد توجه و عمل قرار گیرند، بسیاری از مشکلات امروزی را برطرف و بیماریهای غیرقابل درمان را درمان و از صرف هزینههای گزاف جلوگیری خواهند نمود. با وجود این که علم پزشکی در دوران معاصر پیشرفت چشمگیری در تمامی موضوعها داشته، اما در بسیاری از مسائل نیز دست نیاز به سوی طب سنتی دراز میکند این در حالی است که اساس طب سنتی برگرفته از احادیث و روایات است و در اینجا نمونههای کوچکی از آنها را ذکر خواهیم کرد.[۱۸]
نیاز مردم به طبیب آگاه
قال الصادق: لا یستغنی أهل کلّ بلد عن ثلاثه یفزع إلیهم من امر دنیاهم وآخرتهم فان عدموا ذلک کانوا همجا: فقیه عالم ورع وامیر خیر مطاع وطبیب بصیر ثقه؛[۱۹] مردم هیچ منطقهای از وجود سه فرد بینیاز نیستند تا در کار دنیا و آخرت خویش به آنان پناه برند و اگر این سه فرد را نداشته باشند دچار مشکل خواهند شد ۱٫ فقیه دانا و پرهیزکار، ۲٫ امیر نیکوکار فرمان روا، ۳٫ طبیب دانا به کار خود و مورد اعتماد.
مسلمان شدن طبیب هندی با طبابت امام صادق
روزی امام صادق به مجلس منصور آمدند و طبیبی هندی را در آنجا دیدند که کتابهای طبی را مطالعه میکرد. آن طبیب هندی که مقام امامت را نمیشناخت، به امام صادق گفت: آیا علاقه دارید که علم طبّی که دارم به شما تعلیم دهم؟
امام صادق فرمودند: خیر، چرا که آن چه از علم طب نزد من است بهتر است از آن چه نزد توست.
طبیب هندی گفت: آن طب چیست؟
امام صادق فرمودند: مزاج گرم را به سرد و مزاج سرد را با گرم، مزاج خشک را با تر و مزاج تر را با خشک درمان میکنم و کار شفاء را به خدا واگذار میکنم. و آن چه رسول خدا فرموده است را عمل میکنم و میدانم که معده، خانه همه دردها و پرهیز یگانه راه درمان است و بدن را به آنچه خو گرفته واگذار میکنم.
مرد هندی گفت: آیا طب غیر از این موارد است؟
سپس امام صادق، به طور مفصل عجائبی از خلقت بدن فرمودند که طبیب هندی در شگفتی فرو رفته و گفت: این علوم را از کجا آموختهاید؟ امام صادق فرمودند: از پدرانم و ایشان از رسول خدا و ایشان از جبرئیل و او از خداوند جهانیان که بدنها و جانها را آفریده است آموختهام.
فقال الهندی: صدقت وأنا اشهد ان لا اله الا الله وان محمداً رسول الله وعبده وانک اعلم اهل زمانک؛[۲۰] در این هنگام آن طبیب هندی که از طبابت امام صادق متحیر شده بود گفت: راست و درست گفتی و من هم مسلمان میشوم و شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اکرم میدهم. حال دانستم که شما داناترین اهل زمان خودتان هستید.
ابتدا تحمل درد سپس درمان
رسول خدا فرمودند: هر کسی که سلامت بدنش بر بیماری غلبه دارد از درمان پرهیز کند چه بسا مصرف دارو خود بیماری جدیدی به وجود آورد.[۲۱] حضرت علی نیز فرمودند: با درد خویش تا هنگامی که با تو مدارا میکند، مدارا کن.[۲۲] و نیز فرمود: نوشیدن دارو برای بدن همانند صابون است برای شستشوی لباس که آن را تمیز ولی کهنهاش هم میکند.[۲۳]
با گذشت چهارده قرن از بیان این کلمات حکمتآمیز در علم طب میتوان متوجه عصمت اهلبیت شد. چرا که با پیشرفت گسترده در علم پزشکی و شناسایی ساختار بدن درستی این کلمات به اثبات رسیده است.
زمانی که میکروب یا ویروس وارد بدن انسان میشود سیستم دفاعی بدن توسط گلبولهای سفید شروع به مبارزه با میکروب وارد شده میکنند و به مقابله با آن بر میخیزند. اما ورود سریع دارو به بدن باعث عقبنشینی سیستم دفاعی بدن میشود و بدن انسان که به صورت طبیعی توانایی از بین بردن میکروبها را دارد به دارو و درمان عادت میکند و در برابر بیماریها ضعیف میشود.
خلاصه علم طب در قرآن
از حضرت علی سؤال شد: چرا در قرآن از همه علوم سخن به میان آمده جز علم طب؟
امیرالمؤمنین فرمودند:
ان فی القرآن لآیه تجمع الطب کلّه: {کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاَ تُسْرِفُوا}؛[۲۴] در قرآن آیهای است که همه طب را یکجا جمع نموده است: بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید.
بینیازی از طبابت
امیرالمؤمنین علی به فرزندش امام حسن مجتبی فرمودند: چهار نکته به تو میآموزم که با عمل نمودن به آنها از طب بینیاز خواهی شد!
- بر سر سفره غذا منشین مگر هنگامی که گرسنه هستی.
- از سر سفره غذا بر نمیخیزی مگر آن هنگام که هنوز تمایل به خوردن داری.
- خوب جویدن غذای خود را ترک مکن.
- هنگام خفتن، مستراح (دستشویی) را ترک مکن.[۲۵]
حجامت
طب ائمه اطهار علاوه بر پیشگیری، پرهیز، خواص داروها، گیاهان، میوهجات و سبزیجات و صدها توصیه پزشکی دیگر در خصوص فصد (رگ زدن) و حجامت نیز تأکیدات فراوانی دارد که علم پزشکی امروز نیز به آثار مفید آن پی برده است. حجامت، بسیاری از بیماریها را درمان نموده، علاوه بر آن که از وقوع بسیاری از بیماریهای دیگر نیز جلوگیری میکند.
رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی فرمودند: در شب معراج، در آسمان هفتم به هیچ ملکی از ملائکه برخورد نکردم مگر آن که همگی گفتند:
یا محمّد إحتجم وأمر امّتک بالحجامه؛[۲۶] ای محمّد! حجامت کن و امت خود را به حجامت نمودن فرمان ده.
امیرالمؤمنین فرمودند: حجامت، جسم را سالم نموده و عقل و خرد را تقویت میکند.[۲۷]
و امام صادق فرمودند: آیهًْ الکرسی را بخوان و در هر روزی که خواستی حجامت کن.[۲۸]
حضرت امام موسی بن جعفر نیز فرمودند: مردم به هیچ درمانی مفیدتر و بهتر از حجامت عمل نکردهاند.[۲۹]
این موارد که به عنوان قطرهای از دریای علم طب ائمه اطهار در اینجا ذکر شد دلیلی دیگر بر عصمت آن بزرگواران است، زیرا به شهادت تاریخ، تمام دستورات طبی اهل بیت در طول قرنهای متمادی که علم طب به تدریج در حال پیشرفت بوده مورد استفاده قرار گرفته و کمترین تعارض یا تناقض در آنها مشاهده نشده است و این خود نمونه کوچکی از اقیانوس مواج علم بیکران اهل بیت و عصمت ایشان است.
۴٫ احادیث و کلمات اعجابانگیز
اهل بیت علاوه بر آنکه در علم پزشکی احادیث زیادی دارند، همچنین هزاران حدیث و گفتار و کلمات نورانی در علوم مختلف روانشناسی، دانش اجتماعی، مسائل مربوط به خانواده، حکمت و سیاست، علم اقتصاد، فقه، اخلاق، معارف… از ایشان نقل شده است که دانشگاههای بزرگ بین المللی را مجبور به تعظیم و تواضع در برابر آنها نموده است، گرچه تعصبات کور جاهلیت مدرن مانع آشکار کردن آنها شده است.
منشأ و سرچشمه بسیاری از علوم تخصصی امروزی که بشر با سالها تلاش و تجربه و مطالعه به برخی از آن موارد دست پیدا کرده در جملات و عبارات حکیمانه و احادیث و روایات نورانی و گهربار اهل بیت یافت میشود و به جرأت میتوان گفت علمی که همراه با عصمت از جانب خداوند متعال به ایشان الهام شده است، منشأ تمامی علوم و تخصصها و گرایشهای امروزی است و هرچه بیشتر در کلمات اعجازگونه اهل بیت عصمت و طهارت دقت و تأمل شود، گرایشها و تخصصهای فراوان دیگری را میتوان استخراج نمود. به عنوان مثال: کتاب شریف نهج البلاغه که بخشی از سخنان نورانی امیر بیان حضرت علی را در خود جای داده، گنجینهای پربار و غنی از رشتههای تخصصی با گرایشهای متعدد را گردآوری نموده که دانشمندان علوم مختلف را متحیر نموده است. علومی مانند: خداشناسی، کیهان شناسی، انسان شناسی، روان شناسی، جانور شناسی، علم طب و درمان و بهداشت، اقتصاد و سیاست، آموزش نظامی، حکومت داری، علم مدیریت، مباحث کلامی، فلسفی و اعتقادی که همگی قطرهای از اقیانوس مواج علم لدنی امیرالمؤمنین حضرت علی است.[۳۰] و به یقین اگر بشر آن روز ظرفیت بیشتری داشت، مطالب گستردهتری بیان میشد.
لشکریان عقل، لشکریان جهل
یکی از احادیث زیبا که از اهل بیت نقل شده حدیث «جنود العقل و الجهل» است.[۳۱]
امام صادق در جمع اصحاب خود فرمودند: عقل و لشکریان او و جهل و لشکریان جهل را بشناسید تا هدایت شوید.
سپس هفتاد و پنج لشکر عقل و خرد را و در مقابل آن هفتاد و پنج لشکر جهل و نادانی را معرفی کردند که برخی از آنها عبارتند از: خیر و شر، ایمان و کفر، لشکر نعمت و کفران نعمت، زهد و رغبت، غنا و فقر، صدق و کذب، حق و باطل، امانت و خیانت، عافیت و بلا، معرفت و انکار، نشاط و کسالت، سخاوت و بخل، معروف و منکر، نظافت و ناپاکی و… که هر یک از لشکریان عقل در نقطه مقابل خود در برابر لشکریان جهل صف آرایی نموده است.
هر انسانی که موفق به تقویت لشکریان عقل در خود شود به همان میزان از لشکریان جهل فاصله گرفته و آنها را نابود خواهد کرد که البته در توان هر کسی نیست مگر انبیاء و اوصیاء و مؤمنین خالص.[۳۲]
روانشناسی جنود جهل
آنچه که مورد توجه دانشمندان علم روانشناسی قرار گرفته تطبیق دقیق بیماریهای روانی و مراتب جنون بر لشکریان جهل است.[۳۳]
تقویت جنود جهل باعث رشد انواع جنون در انسان خواهد شد و برطرف نمودن آنها انسان را به سمت عقل و خرد رهنمون میسازد. در روایات راههای تقویت عقل و خرد آشکارا بیان شده است. در دنیای امروزی بشر دچار مشکلات گسترده روحی و روانی است و همگی آن در اثر دوری از نور ایمان، رها شدن از قوای عاقله و فرو رفتن در انواع جهل است و نتیجهی آن انواع و اقسام جنونهایی است که روان شناسان و پزشکان در معالجه آن ناتوان ماندهاند.
به جرأت میتوان گفت که دنیای مادی امروزی برای ایمن ماندن از جهالت و جنون مدرن راهی جز استفاده از عصمت اهل بیت و عمل نمودن به راه و روش آن بزرگواران ندارد.
خانواده و اجتماع
در اندیشه پاک رهبران معصوم دین، تقویت بنیان خانواده که ایمن بودن جامعه از انحراف و لغزشها را به دنبال خواهد داشت در مرتبه اول قرار دارد؛ به همین منظور در کلمات نورانی و کاربردی امامان معصوم دستورات فراوانی به زوجهای جوان در جهت تحکیم بنیان خانواده و حفظ حرمتها با حفظ حریم محرم و نامحرم به چشم میخورد که عمل نمودن به آن سلامت و نشاط جامعه را به دنبال خواهد داشت و بالعکس دور شدن از آن تعالیم درخشان نتیجهای جز از بین رفتن جامعه سالم نخواهد داشت. همان مشکلی که جامعه غرب به آن دچار شده و مشکلات فراوانی را برای آنان به وجود آورده است.
سلامت زن، سلامت جامعه
هر جامعهای که دارای زنان سالم، با حیا و با عفت باشد، سلامت و رشد و تعالی آن جامعه تضمین است و سلامت زن در پنهان بودن از نامحرمان است. در جامعهای که زنان آن، کانون امن خانه و خانواده را رها کرده و بیجهت در سطح جامعه به خودنمایی میپردازند نتیجهای جز از همگسیختگی نظام زن و خانواده نخواهد داشت. به همین منظور پیشوایان معصوم دین توصیههای فراوانی در خصوص سلامت زن و جامعه داشتهاند.
تقسیم کار بین همسران
پس از ازدواج امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا، رسول خدا وارد خانه آن دو بزرگوار شده و کارها را تقسیم نمودند. به این صورت که کارهای مربوط به درون خانه برعهده فاطمه و کارهای خارج، از خانه، امیرالمؤمنین علی باشد. پس از این تقسیم کار، حضرت فاطمه فرمودند:
فلا یعلم ما داخلنی من السرور الا الله بإکفائی رسول الله’ تحمّل رقاب الرجال؛[۳۴] جز خدا کسی نمیداند چه سرور و شادمانی به من دست داد که رسول خدا مرا از رو در رو قرار گرفتن با مردان معاف داشت.
منع زنان از حضور در جامعه
و نیز حضرت علی در توصیههای خویش به فرزندش امام حسن مجتبی در مورد بانوان فرمودند:
… فانّ شده الحجاب ابقى علیهنّ ولیس خروجهنّ بأشد من ادخالک من لا یوثق به علیهنّ وان استطعت الا یعرفن غیرک فافعل ولا تملک المرأه من امرها ما جاوز نفسها فان المرأه ریحانه لیست بقهرمانه؛[۳۵] سختگیری در پوشش زنان عامل سلامت و استواری آنان است و بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در خانه و کنار آنان آوری و اگر بتوانی به گونهای زندگی کنی که غیر تو را نشناسند چنین کن. کاری که برتر از توانایی زن است به او وامگذار که زن گل بهاری است نه پهلوانی خدمت کار.
نتیجه خروج زن از خانه
عمل به نسخههای غربی و دور شدن از تعالیم ائمه اطهار باعث حضور بیش از حد در جامعه، و در نتیجه باعث بروز نتایج زیان باری شد. حضور بدون دلیل و گسترده در سطح جامعه، تحصیل بیمورد و فلّهای بانوان در رشتههای غیرمتناسب با شأن و جایگاه آنان، اشتغال بیمورد در شغلهای سخت و غیرمناسب، باعث از هم گسیختگی نظام خانواده، افزایش سن ازدواج، کاهش شدید جمعیت و صدها مشکل فرهنگی، اجتماعی شده است. که جبران آن بسیار مشکل و در برخی موارد غیرقابل جبران خواهد بود. و این مسئله مهم را بر همگان آشکار ساخت که دستورات پیشوایان معصوم محدود به زمان و مکان خاصی نیست بلکه برای تمامی انسانها در تمامی زمانها و زمینها صادر شده است.[۳۶]
۵٫ ادعیه و مناجات بینظیر اهل بیت
ادعیه و مناجاتهای فراوان از اهل بیت عرفان ناب را در برابر عرفانهای کاذب و شیادان و مدعیان دروغین قرار داده است تا کسانی که قلوب آماده و صاف دارند بتوانند راه درست و صحیح را از بیراهه تشخیص دهند و در پرتو عصمت اهلبیت ایمن از انحراف و گمراهی و لغزشهای آخر الزمانی شوند.
در میان هزاران حدیث نورانی از اهل بیت عصمت و طهارت در علوم مختلف که ماحصل علم و عصمت آن بزرگواران است و تاریخ هزار و چهار صد سال پس از آن بزرگواران به صحت و صدق آنها گواهی داده است، ادعیه و مناجاتهای منحصر به فردی که یک دنیا عظمت را در خود جای دادهاند و راه صحیح عبودیت و بندگی را به بشریت آموختهاند و از درخشندگی خاصی برخوردار هستند و جهان بشریت را برای همیشه حیات بخشیدهاند، به چشم میخورد و نکتههای ناب اخلاقی و اجتماعی که در این دعاها و مناجاتها به چشم میخورد در کنار شناخت به آفریننده هستی، راه رسیدن به عرفان ناب را نشان میدهند، برخی از این عبارتهای زیبا را در ادامه نقل میکنیم.
خداشناسی در دعای رسول خدا
الحمد لله الّذی لا اله الا هو الملک الحقّ المبین المدبّر بلا وزیر ولا خلق من عباده یستشیر الأوّل غیر موصوف والباقی بعد فناء الخلق العظیم الربوبیه نور السموات والأرضین وفاطرهما ومستبدعهما بغیر عمدٍ خلقهما؛[۳۷] ستایش و سپاس مخصوص خداوندی است که هیچ خدایی جز او نیست فرمانروای آشکار به حق و با تدبیر است اما بدون وزیر و شریک و بدون مشاوره با بندگانش، نخستین کسی است که غیرقابل توصیف است و پس از فنای مخلوقات خویش باقی است که مقام بیتش بزرگ و باعظمت است، روشنی آسمانها و زمین است، پدید آورنده و نقشه کش آنهاست. بدون ستون و پایه آنها را آفرید.
مناجات مریدین در کلام زین العابدین
سبحانک ما اضیق الطرق علی من لم تکن دلیله وما اوضح الحق عند من هدیته سبیله الهی فاسلک بنا سبل الوصول إلیک وسیّرنا فی اقرب الطرق للوفود علیک قرّب علینا البعید وسهل علینا العسیر الشدید والحقنا بعبادک…؛[۳۸] پاک و منزهی تو ای خدایی که راههای وصول به تو برای کسی که راهنمایش نباشی چقدر مشکل است و اگر تو هدایت کنی راه حق واضح و آشکار است. خدایا ما را به راهی رهنمون ساز که به درگاه تو میرسد و از نزدیکترین راهی که به تو میرسد ما را راهنمایی کن. راه دور را بر ما نزدیک و راه سخت و دشوار را برای ما آسان نما و ما را به بندگان خود ملحق ساز.
مناجات شعبانیه ائمه اطهار
الهی فلک الحمد ابداً ابداً دائماً سرمداً یزید ولا یبید کما تحبّ وترضى إلهی ان اخذتنی بجرمی اخذتک بعفوک وإن اخذتنی بذنوبی اخذتک بمغفرتک وان ادخلتنی النار اعلمت أهلها إنّی احبّک؛[۳۹] خدایا ستایش و سپاس مخصوص توست، همیشه همواره و بیانتها به گونهای که فزونی یابد و کم نگردد، حمدی که تو دوست داری و میپسندی خدایا اگر مرا به جرمی که مرتکب شدهام مؤاخذه کنی من هم تو را به عفو و بخششت بازخواست میکنم و اگر با گناهانم مرا مؤاخذه کنی من هم تو را به مغفرتت بازخواست میکنم و اگر مرا در جهنم وارد کنی اهل دوزخ را آگاه میکنم که من تو را دوست دارم.
تسبیحات دوازده گانه در دعای عرفه امام حسین
لا اله الاّ أنت سبحانک إنّی کنت من الظالمین لا اله الا أنت سبحانک إنی کنت من المستغفرین لا اله الاّ أنت سبحانک إنی کنت من الموحدین لا اله الاّ أنت سبحانک إنی کنت من الخائفین لا إله الاّ أنت سبحانک إنی کنت من الوجلین لا اله إلاّ أنت سبحانک إنی کنت من الرّاجین لا اله إلاّ أنت سبحانک إنّی کنت من الراغبین لا اله الاّ أنت سبحانک إنّی کنت من المهللین لا اله الاّ أنت سبحانک إنّی کنت من السّائلین لا اله الاّ أنت سبحانک إنّی کنت من المسبحین لا اله الاّ أنت سبحانک إنّی کنت من المکبرین لا اله الاّ أنت سبحانک ربی وربّ آبائی الأوّلین؛[۴۰] نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو اما من از ستمکاران میباشم. نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو و من از آمرزش خواهانم. نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو و من از موحدان هستم. نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو و من از کسانی هستم که از تو میترسند.
نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو و من از زمره هراسناکان هستم. نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو و من از جمله امیدواران هستم.
نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو و من از مشتاقان تو میباشم. نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو و من از تهلیل (لا اله الا الله) گویان هستم.
نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو و من از سائلان کوی تو میباشم. نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو و من از تسبیح گویان هستم.
نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو و من از تکبیرگویان هستم. نیست معبود حقی جز تو پاک و منزهی تو که تو پروردگار من و پدران گذشته من هستی.
دعای مکارم الاخلاق امام العارفین زین العابدین
اللّهمّ صلّ علی محمّد وآله ولا ترفعنی من الناس درجهً الا حطلتنی عند نفسی مثلها ولا تحدث لی عزا ظاهراً الا احدثت لی ذلّهً باطنه عند نفسی بقدرها اللهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد ومتعنّی بهدیً صالح لا استبدل به وطریقه حق لا ازیغ عنها ونیه رشد لا اشک فیها و عمرنی ما کان عمری بذلهً فی طاعتک فإذا کان عمری مرتعاً للشیطان فاقبضنی إلیک قبل أن یسبق مقتک إلی أو یستحکم غضبک علیّ …؛[۴۱] خدایا بر محمد و خاندان او درود فرست و مقام و موقعیت مرا در بین مردم بالا مبر مگر آن که همان مقدار نزد خودم پست و بیمقدار سازی و برای من عزت ظاهری به وجود نیاور مگر آن که به همان مقدار در باطن خودم ذلت و خواری به وجود آوری.
خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا با هدایت شایستهای بهرهمند ساز که چیز دیگری را جایگزین آن نسازم و راه حق و حقیقتی به من نشان بده که از آن منحرف نشوم و نیتی خیر به من ارزانی دار که در آن تردید نکنم و مرا عمری طولانی عطا کن عمری که در راه اطاعت تو صرف شود پس هرگاه عمر من چراگاه شیطان گردد مرا قبض روح نما پیش از آن که خشم تو بر من سبقت گیرد یا غضب تو در مورد من حتمی گردد.
عرفان صادق، عرفان کاذب
بعد از ذکر نمونهای از علم و مناجات اهل بیت در اینجا فرق عرفان صادق و کاذب را ذکر میکنیم تا عرفان صادق از کاذب شناخته شود.
کلام اهل بیت نشانگر توحید خالص، عرفان صادق و اخلاص کامل است و کسانی که قصد خداشناسی داشته باشند ناگزیر باید از مسیر اهل بیت عبور کنند.
من أراد الله بدء بکم؛[۴۲] کسی که خدا را اراده نموده باشد باید از شما آغاز کند.
در دنیای امروز هر مکتب و حزب و گروهی به دنبال تحمیل نظریههای خود بر جوامع انسانی است و به جای هدایت بشر او را وارد در ضلالت و گمراهی نموده و در تاریکیها رهایش میسازد و از آن سو جمعی دیگر از مدعیان دروغین، آب زلال را گل آلود و ناپاک کرده و تحویل تشنگان معارف میدهند، و این در حالی است که تنها عرفان صحیح و سالم آن است که از لسان اهل بیت و از چشمهسار زلال و پاک معارف آن بزرگواران نشأت گرفته باشد و اهل بیت عصمت و طهارت هستند که هم راه صحیح را نشان میدهند و هم بیراههها را مشخص میکنند تا اهل هدایت منحرف و گمراه نشوند و مدعیان دروغین و عارف نماهای کاذب رسوا شوند.
معرفی مدعیان دروغین
در طول تاریخ بشریت، مدعیان دروغین در انواع مختلف خودنمایی کردهاند، گاهی در لباس امامت و گاهی در لباس هدایت و…
ائمهی اطهار همواره برای هدایت پیروان خود علاوه بر تبیین مسیر صحیح هدایت، به معرفی گمراهان و راههای انحراف آنان نیز پرداختهاند. همان طور که رسول خدا در طول بیست و سه سال نبوت خویش، هرگاه ولایت و امامت امیرالمؤمنین را مطرح نموده و راه صحیح را به مسلمانان نشان میدادند، مدعیان دروغین امامت و غاصبان خلافت را نیز معرفی نموده و آنان را رسوا میساختند تا حجت بر همگان روشن شود. مانند: داستان فتح خیبر، جنگ ذات السلاسل، ابلاغ پیام برائت و… .[۴۳]
روانشناسی عرفانهای کاذب و مدعیان دروغین
در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، از لسان شریف حضرت امام علی ابن موسی الرضا روایتی جامع و زیبا در معرفی عارف نمایان گمراه از لسان شریف امام العارفین، سید الساجدین و زین العابدین نقل میفرمایند که به دلیل مطالب بلند و نکات ناب آن، متن کامل حدیث را ذکر میکنیم.
قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ: إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ قَدْ حَسُنَ سَمْتُهُ وَ هَدْیُهُ وَ تَمَاوَتَ فی مَنْطِقِهِ وَ تَخَاضَعَ فِی حَرَکَاتِهِ فَرُوَیْداً لَا یَغُرَّنَّکُمْ فَمَا أَکْثَرَ مَنْ یُعْجِزُهُ تَنَاوُلُ الدُّنْیَا وَ رُکُوبُ الْحَرَامِ مِنْهَا لِضَعْفِ نِیَّتِهِ وَ مَهَانَتِهِ وَ جُبْنِ قَلْبِهِ فَنَصَبَ الدِّینَ فَخّاً لَهَا فَهُوَ لَا یَزَالُ یَخْتِلُ النَّاسَ بِظَاهِرِهِ فَإِنْ تَمَکَّنَ مِنْ حَرَامٍ اقْتَحَمَهُ؛ هرگاه مردی را دیدید که ظاهری آراسته دارد (ظاهر الصلاح) و از نظر دینداری شایسته است و در گفتار خود اظهار عبادت و بندگی و زهد میکند و در رفتار خود اظهار خضوع و تواضع مینماید، صبر کنید! و زود قضاوت نکنید و به او مهلت دهید. مبادا حالات ظاهری او شما را فریب دهد، چه بسا افرادی که قادر نیستند دنیا را به چنگ آورند و قدرت ارتکاب محرمات را ندارند آن هم به دلیل ضعف همت و نیت سست و ترسی که از درون دارند، به همین خاطر دین را به صورت دامی پهن میکنند تا به وسیله آن دنیا را صید کنند. پس چنین فردی پیوسته با ظاهر خود مردم را میفریبد اما همین که قدرت بر ارتکاب محرمات را در خود بیابد بلافاصله آن را مرتکب میشود.
وَ إِذَا وَجَدْتُمُوهُ یَعِفُّ عَنِ الْمَالِ الْحَرَامِ فَرُوَیْداً لَا یَغُرَّنَّکُمْ فَإِنَّ شَهَوَاتِ الْخَلْقِ مُخْتَلِفَهٌ ـ فَمَا أکْثَرَ مَنْ یَنْبُو عَنِ الْمَالِ الْحَرَامِ وَ إِنْ کَثُرَ وَ یَحْمِلُ نَفْسَهُ عَلَی شَوْهَاءَ قَبِیحَهٍ فَیَأتِی مِنْهَا مُحَرَّماً فَإِذَا وَجَدْتُمُوهُ یَعِفُّ عَنْ ذَلِکَ فَرُوَیْداً لَا یَغُرَّنَّکُمْ حَتَّى تَنْظُرُوا مَا عُقْدَهُ عَقْلِهِ فَمَا أَکْثَرَ مَنْ تَرَکَ ذَلِکَ أجْمَعَ ثُمَّ لَا یَرْجِعُ إِلَی عَقْلٍ مَتِینٍ فَیَکُونُ مَا یُفْسِدُ بِجَهْلِهِ أکْثَرَ مِمَّا یُصْلِحُهُ بِعَقْلِهِ؛ و هرگاه دیدید که او از مال حرام دست میکشد و نسبت به آن عفت پیشه میکند، باز هم صبر کنید و فریب او را نخورید، چرا که امیال و شهوات در افراد، مختلف و گوناگون است چه بسا افرادی که از مال حرام گرچه زیاد باشد دوری میکنند اما نسبت به شهوت جنسی رغبت دارند و به دنبال زن عبوس و بداخلاق و زشترو هم که باشد میروند و مرتکب حرام و فحشا میشوند. و هرگاه دیدید که از مالپرستی و شهوت پرستی هم دوری میکند باز هم صبر کنید و فریب او را نخورید تا به عقل و اندیشه او نظر کنید، چه بسا افرادی که همه امور ناپسند را ترک میکنند اما عقل استوار و اندیشه محکمی ندارند و آنچه را که به سبب نادانی خود از بین برده و تخریب میکنند بیش از آن چیزی است که با اندیشه و تفکر خود اصلاح میکنند.
فَإِذَا وَجَدْتُمْ عَقْلَهُ مَتِیناً فَرُوَیْداً لَا یَغُرَّکُمْ تَنْظُرُوا أَ مَعَ هَوَاهُ یَکُونُ عَلَی عَقْلِهِ أمْ یَکُونُ مَعَ عَقْلِهِ عَلَی هَوَاهُ وَ کَیْفَ مَحَبَّتُهُ لِلرِّئَاسَاتِ الْبَاطِلَهِ وَ زُهْدُهُ فِیهَا فَإِنَّ فی النَّاسِ مَنْ {خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهَ} یَتْرُکُ الدُّنْیَا لِلدُّنْیَا وَ یَرَى أنَّ لَذَّهَ الرِّئَاسَهِ الْبَاطِلَهِ أَفْضَلُ مِنْ لَذَّهِ الْأَمْوَالِ وَ النِّعَمِ الْمُبَاحَهِ الْمُحَلَّلَهِ فَیَتْرُکُ ذَلِکَ أَجْمَعَ طَلَباً لِلرِّئَاسَهِ حَتَّی {إِذا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّهُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ} فَهُوَ یَخْبِطُ خَبْطَ عَشْوَاءَ یُوقِدُهُ أَوَّلَ بَاطِلٍ إِلَی أبْعَدِ غَایَاتِ الْخَسَارَهِ وَ یُمِدُّهُ رَبُّهُ بَعْدَ طَلَبِهِ لِمَا لَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ فِی طُغْیَانِهِ فَهُوَ یُحِلُّ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ یُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللهُ لَا یُبَالِی مَا فَاتَ مِنْ دِینِهِ إِذَا سَلِمَتْ لَهُ الرِّئَاسَهُ الَّتِی قَدْ شَقِیَ مِنْ أَجْلِهَا فَأُولَئِکَ الَّذِینَ {غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً}؛ و اما اگر عقل و خرد او را استوار دیدید باز هم صبر کنید و فریب نخورید تا بنگرید آیا هوای نفس او بر عقلش چیره میشود یا عقل او بر هوای نفس چیره میشود.
در این هنگام بنگرید نسبت به ریاستطلبی باطل چگونه است و تمایل او به آن چگونه است؟ چرا که در میان مردم هستند کسانی که دنیا و آخرت را از دست دادهاند و از زیانکاران هستند. دنیا را به خاطر به دست آوردن دنیا ترک کردهاند و گمان میکنند که لذت ریاست باطل از لذت اموال و نعمتهای مباح و حلال بیشتر است، پس همه نعمتهای حلال و مباح را برای رسیدن به ریاست باطل ترک میکنند. تا آنجا که هرگاه به او گفته میشود: [از خدا بترس! اما عزت ظاهری که با گناه ریاستطلبی به دست آورده او را مجذوب خود میسازد، پس برای چنین کسی دوزخ کافی است که بد جایگاهی است (بقره/۲۰۶)]. و او بیهدف به هر دری میکوبد. اولین باطل او را به نتیجهای دور و خسارتآمیز میکشاند و خداوند او را در طغیانی که خود به وجود آورده میکشاند آن هم پس از آن که به دنبال چیزی بود که به دست نخواهد آورد و کارش به جایی میرسد که حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال میکند. باکی ندارد که دینش از دست رفته است چرا که ریاستش محفوظ مانده، همان ریاستی که برای آن بدبخت شده است. اینها کسانی هستند که خداوند بر آنها غضب نموده و آنها را مورد لعن و نفرین خویش قرار داده و آنها را از رحمت خویش دور و برای آنها عذابی خوارکننده مهیا کرده است.
وَ لَکِنَّ الرَّجُلَ کُلَّ الرَّجُلِ نِعْمَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذِی جَعَلَ هَوَاهُ تَبَعاً لأمْرِ اللهِ وَ قُوَاهُ مَبْذُولَهً فِی رِضَی اللهِ یَرَی الذُّلَّ مَعَ الْحَقِّ أقْرَبَ إِلَی عِزِّ الأبَدِ مِنَ الْعِزِّ فِی الْبَاطِلِ وَ یَعْلَمُ أنَّ قَلِیلَ مَا یَحْتَمِلُهُ مِنْ ضَرَّائِهَا یُؤَدِّیهِ إِلَی دَوَامِ النَّعِیمِ فِی دَارٍ لَا تَبِیدُ وَ لَا تنفذ [تَنْفَدُ] وَ أَنَّ کَثِیرَ مَا یَلْحَقُهُ مِنْ سَرَّائِهَا إِنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ یُؤَدِّیهِ إِلَی عَذَابٍ لَا انْقِطَاعَ لَهُ وَ لَا یَزُولُ فَذَلِکُمُ الرَّجُلُ نِعْمَ الرَّجُلُ فِیهِ فَتَمَسَّکُوا وَ بِسُنَّتِهِ فَاقْتَدُوا وَ إِلَی رَبِّکُمْ فَتَوَسَّلُوا فَإِنَّهُ لَا تُرَدُّ لَهُ دَعْوَهٌ وَ لَا یُخَیَّبُ لَهُ طَلِبَهٌ؛[۴۴] ولی انسان خوب و کامل کسی است که میل و خواهش خود را تابع امر خدا قرار میدهد و نیرو و قوای خود را در راه رضایت الهی هزینه میکند. از نظر چنین انسانی، کوچکی در کنار خداوند متعال که همراه با عزت ابدی است بهتر از آن است که عزت ظاهری را از راه باطل به دست آورد. و میداند که ضرر اندکی که به این خاطر تحمل کرده او را به سرای ابدی که نعمتهای آن نابود ناشدنی است رهنمون خواهد ساخت و خوب میداند که خوشی بسیاری که با تبعیت از هوای نفس به دست میآورد او را گرفتار عذابی دردناک و ابدی خواهد نمود که هرگز از آن رهایی نخواهد داشت. این افراد از بهترین مردان هستند. پس اگر آنان را یافتید ملازم و همراه ایشان شوید و به راه و روش آنان اقتدا کنید و به واسطه آنان به درگاه خداوند متوسل شوید که دعای آنان رد نمیشود و خواسته شما نیز بینتیجه نخواهد ماند.
نتیجه بحث شهادت تاریخ
کلمات درخشان و گفتار گهربار اهل بیت عصمت و طهارت که نمونههایی از آن در موضوعات مختلف بیان شد، نشانه عصمت بی دلیل آن بزرگواران است، که گذشت زمان نه تنها طراوت و تازگی آن را کاهش نداده بلکه در سیر صعودی پیشرفت علوم مختلف بر عظمت و صحت و درستی آن افزوده است. این در حالی است که کلمات غیر معصومین به مرور زمان تازگی و طراوت خود را از دست داده و چه بسا خطاها و لغزشهای آن با مرور زمان آشکارتر خواهد شد پس گواه و شهادت تاریخ هزار و چهارصد ساله میتواند دلیل گویا و روشنی بر عصمت و خطا ناپذیری رفتار و گفتار و اندیشه های ناب ائمه معصومین باشد.
[۱]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۱، ص ۱۵۲٫
[۲]. به راستی اگر این سخن که از یک عالم سنی بیان شده از یک عالم شیعی صادر میشد سبک مغزان وهابیت گوش فلک را کر میکردند و فریاد شرک و کفر سر میداند.
[۳]. آیه الله جوادی آملی «دام ظله» میفرمود: خدمت استادمان مرحوم علامه طباطبایی عرض کردم: این اغراق نیست که انسان در برابر خطبههای علی ابن ابیطالب سجده کند، همان طور که در برابر کلام خدا سجده میکند؟! استاد فرمود: خیر این وصف به حال متعلق موصوف است. زیرا همان معارف قرآنی است که در خطبههای حضرت علی× تجلی کرده است. این سجده در حقیقت برای کلام خداست. (به نقل از شمیم یاس، پیام حضرت آیت الله جوادی آملی «مدظله العالی» برای ثبت ملّی خطبه حضرت زهرا).
[۴]. نشریه امام شناسی، شماره ۱۱، ص ۲٫
[۵]. الامالی للصدوق، ص ۳۸۱٫
[۶]. اشاره است به طلحه و زبیر که پس از قتل عثمان در مدینه با امیرالمؤمنین علی× بیعت کردند، سپس با تحریک عایشه در بصره بیعت خود را شکستند و جنگ جمل را به راه انداختند.
[۷]. اشاره است به جنگ صفین که توسط معاویه و اهل شام بر علیه امیرالمؤمنین× به راه افتاد.
[۸]. اشاره است به جنگ خوارج و خروج منافقین بر علیه امیرالمؤمنین× در مکانی به نام نهروان.
[۹]. منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج ۱۸، ص ۱۳۵٫
[۱۰]. الارشاد للمفید، ج ۱، ص ۳۱۷٫
[۱۱]. سیره چهارده معصوم، محمدی اشتهاردی، ص ۸۸۲ به نقل از بحار الانوار، ج ۵۰، ص ۱۴۱٫
[۱۲]. قضاوتهای حضرت امیرالمؤمنین×، ص ۱۰۶، این روایت در منابع اهل سنت نیز نقل شده است، مانند: ذخائر العقبی طبری، ص ۸۴، استیعاب ابن عبدالبرّ و…).
[۱۳]. احقاف / ۱۵٫
[۱۴]. بقره / ۲۳۳٫
[۱۵]. المناقب لابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۳۶۵، و بحار الانوار، ج ۱۰۴، ص ۶۶٫
[۱۶]. از نظر پیشوایان بزرگ اهل تسنن (شافعی، مالک، ابوحنیفه) بیشترین دوران بارداری به ترتیب دو سال، چهار سال، پنج سال است. (نهج الحق و کشف الصدق، ص ۵۶۱) و در فضائل مالک بن انس که از ائمه اربعه اهل تسنن است نوشتهاند؛ وی سه سال در شکم مادرش باقی ماند. (سیر اعلام النبلاء، ج ۸، ص ۸۸ و ۱۳۲) و البته به اعتراف برخی دیگر از علمای اهل تسنن این مسئله میتواند در حلال زادگی مالک ایجاد تردید کند.
[۱۷]. الکافی، ج ۶، ص ۵۲؛ تهذیب الاحکام، ج ۸، ص ۱۱۵ و بحار الانوار، ج ۶۰، ص ۳۳۴٫
[۱۸]. مرکز تحقیقات دار الحدیث قم در دانش نامه دو جلدی احادیث پزشکی بیش از ۲۰۰۰ حدیث و روایت از حضرات چهارده معصوم در علم طب جمعآوری نموده است، که مراجعه و عمل به آن سودمند خواهد بود.
[۱۹]. تحف العقول، ص ۳۲۱٫
[۲۰]. علل الشرایع، ص ۹۹ و بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۲۰۵٫ متن کامل حدیث و عجائب خلقت بدن انسان در منابع روایی آمده است که در این قسمت تنها به آن اشاره شد و علاقهمندان میتوانند به همین منابع ذکر شده مراجعه کنند.
[۲۱]. دانشنامه احادیث پزشکی، ج ۱، ص ۹۰٫
[۲۲]. نهج البلاغه، حکمت ۲۷٫
[۲۳]. شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۰۰٫
[۲۴]. اعراف / ۳۱؛ بحار الانوار، ج ۶۲، ص ۲۶۷٫
[۲۵]. بحار الانوار، ج ۶۲، ص ۲۶۷٫
[۲۶]. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۱۳، ص ۷۷٫
[۲۷]. تحف العقول، ص ۹۲٫
[۲۸]. روضه کافی، ج ۲، ص ۱۴۳٫ برای حجامت روزهای خاصی در فصل بهار معین شده است، اما چه بسا منظور امام صادق× در این روایت، برطرف نمودن ضررهای احتمالی حجامت در اوقات دیگر سال باشد.
[۲۹]. روضه کافی، ج ۱، ص ۳۶۳٫
[۳۰]. مترجم بزرگ نهج البلاغه، مرحوم دشتی در ترجمه نهج البلاغه به گوشهای از علوم مختلف نهجالبلاغه که مورد تأیید و شگفتی دانشمندان امروزی قرار گرفته اشاره میکند و درکنار بسیاری از کلمات نورانی امیرالمؤمنین× (در پاورقی) به این علوم اشاره میکند.
[۳۱]. حدیث شریف جنود عقل و جهل در بسیاری از مجامع روایی مانند کافی، تحف العقول، بحار الانوار و… آمده و برخی علمای بزرگوار شیعه مانند امام خمینی کتابهایی را در شرح حدیث جنود عقل و جهل نگاشتهاند.
[۳۲]. الکافی، ج ۱، ص ۲۳٫
[۳۳]. چنانچه مراحل جنون در علم روان شناسی همراه با آثار و صفات آن مورد مطالعه قرار گیرد متوجه میشویم که ائمه اطهار در چهارده قرن پیش همه آن موارد را ذکر کردهاند. به عنوان مثال یکی از مراتب جنون «مانی» نام دارد که برخی آثار و صفات آن عبارتند از: جور و ستم، خشم و ناخشنودی، سخت دلی، بی باکی، خودپسندی، شتابزدگی، تندی، پرگویی، سرکشی، عیب جویی، نافرمانی از پدر و مادر، بی شرمی و بی حیایی، سبکی و جلفی، سهل انگاری در کارها و… .
«مالیخولیا» یکی دیگر از مراحل جنون است که برخی از صفات آن عبارتند از: یأس و ناامیدی، بدخلقی، شک و تردید، دل تنگی، گوشه گیری، خاموشی، ناپاکی و کثافت، رنج و تعب درونی و… .
«اسکیزو فرنی» که برخی از صفات آن عبارتند از: خودسری و نفس پرستی، دورویی، بی باکی، خودنمایی، انکار حقائق، انتقام جویی، فراموشی، بی علاقه بودن به اطرافیان و… .
این ویژگیها همان ویژگیهای لشکریان جهل هستند که در این بیماران غلبه کرده است.
[۳۴]. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۷۲٫
[۳۵]. نهج البلاغه، نامه ۳۱٫
[۳۶]. آمارهای نگران کننده ۵/۲ میلیون دختر فارغ التحصیل با سن بالای ۲۸ سال و مجرد و ثبت میلیونها طلاق، نتیجه حضور غیر ضروری و افسار گسیخته زنان در جامعه است.
[۳۷]. دعای یستشیر، مهج الدعوات سید ابن طاووس و مفاتیح الجنان.
[۳۸]. مناجات خمس عشر، مناجات هشتم، مفاتیح الجنان.
[۳۹]. مفاتیح الجنان، اعمال ماه شعبان، مناجات شعبانیه.
[۴۰]. مفاتیح الجنان، اعمال ماه ذی حجه، دعای عرفه.
[۴۱]. صحیفه سجادیه، دعای بیستم، دعای مکارم الاخلاق.
[۴۲]. فرازی از زیارت جامعه کبیره.
[۴۳]. در تمامی موارد فوق ابتدا رسول خدا مدعیان دروغین را به دنبال مأموریت خطیر میفرستادند و هنگامی که عدم لیاقت آنان بر همگان روشن و ثابت میشد، امیرالمؤمنین× را اعزام مینمودند و شایستگیها و لیاقتهای ایشان را نشان میدادند.
[۴۴]. الاحتجاج للطبرسی، ج ۲، ص ۳۲۰؛ و بحار الانوار، ج ۲، ص ۸۵ .
منبع: برگرفته از کتاب امام شناسی استاد گنجی جلد۲: اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد