آینده نگارى رفتار گروههاى تکفیرى
سناریوهاى محتمل پیشروى جریانهاى تکفیرى در راستاى گسترش اصول فکرىشان و مقابله با آنها
مصطفى حسینى گلکار*[۱]
چکیده
جریانهاى تکفیرى همواره مورد طرد اکثریت جامعه اسلامى بودهاند، اما چرخههاى ظهور و افولشان، نیاز به تلاش مستمر علماى اسلام جهت آگاهىبخشى به جامعه، براى مقابله با آنها در هر دوره را، گوشزد مىکند؛ در این باره نباید از نظر دور داشت که تکفیرىها آبشخورى نظرى دارند که کانون اصلى بروزات دیروز، امروز و فرداى آنهاست، از این رو دغدغه اصلى، مقابله با تفکر تکفیرى خواهد بود.
از سوى دیگر، آیندهپژوهى به عنوان دانش اقدام اجتماعى، علمى مستقل است، اما به مثابه فعالیتى میانرشتهاى و حتى فرارشتهاى، در جایگاه معرفت مضاف و کاربردى با همراهى علوم دیگر، مىتواند ابزارى قدرتمند براى تحلیل و دادن راهکارهایى براى مسائل علوم انسانى و اجتماعى باشد.
در این مقاله تلاش شده است تا از روش سناریو- به عنوان یکى از ابزارهاى مهم آیندهپژوهى- به منظور تحلیل مسئله تفکر تکفیرى و اقدام مقابل آن، سود جست.
تحلیل مسئله جریانهاى تکفیرى نشان از آن دارد که عدم قطعیتهاى اصلى پیش روى ما، شیوع اندیشه تکفیرى و بازتاب رسانهاى آنهاست و به تعبیرى، ایندو مؤلفه- با فرض استقلال- مىتوانند ضمن ترسیم فضاى چهارگانه سناریوهاى مسئله، حالتهاى گوناگون مقابله جهان اسلام با جریانهاى تکفیرى را مشخص سازند.
سناریوها در اینجا با توصیف ابهامات موجود پیش روى تصمیمگیران و اهل معرفت و سیاست در مواجهه با جریانهاى تکفیرى و آینده آنها، ضمن ترسیم فضاى احتمالات بدیل مسئله، راهکارهایى براى مقابله با اقدامات تکفیرىها پیشنهاد مىدهند.
مهمترین نکته آن است که این سناریوها با کاربست روابط منطقى میان اجزاى خود و نیز به مدد تصویر کلانى که از موضوع مىدهند، قدرت اقناعى بالایى براى ایجاد وفاق و همدلى میان فرق اسلامى و علما جهت اقدام علیه جریانهاى تکفیرى، به دست مىدهند.
واژگان کلیدى: آیندهپژوهى، تفکر تکفیرى، سناریو، توافق فرق اسلامى (وحدت)، رسانه و اقدام اجتماعى
-
مقدمه
در میان دریاى عمیق و زلال اندیشه و تمدن اسلامى جریانهاى تکفیرى جز کفى گذرا بر سطح آب چیزى نبوده و نیستند، اما تکرار پیوسته آنها در طول تاریخ و حیاتشان با چرخههاى ظهور و افول، نشان از نیاز به بازنگرىهاى عمیق و عزم جزم، میان متفکران و فرهیختگان و علماى هر دوره، براى مقابله و تدارک راههاى برونرفت از آن دارد.
راهکارهاى گفتهشده الزاماً منتج از بررسى و پیشبینى دقیق رفتارهاى بنیادى تکفیرىهاست همانطور که در ادامه مقاله خواهد آمد باید اعتراف کنیم مبتنى بر قراردادهاى وضع شده درون این گروههاست.
این قراردادها با پوشاندن کسوتى ظاهرى از شریعت و تعقل، در جایگاه اصول و باورها نشستهاند[۲] و آبشخور اصلى ادامه حیات تکفیرىها و نحوه تعاملشان با جهان پیرامون شدهاند.
از همین منظر، مسئله اصلى پژوهش حاضر دادن روششناسى مناسب براى شناسایى و مواجهه با رفتارهاى آینده تکفیرىهاست.
ایده اصلى مقاله براین اساس است که رفتار- میانمدت و طولانىمدت- تکفیرىها به نحوى ریشه در افکار[۳] آنها دارد و قدرت پیشبینى ما از همینجا خواهد بود.
متدولوژى مناسب این کار، باید بتواند فضاى تصمیمگیرى را براى بازىگران اصلى مقابلِ تکفیریان شفاف سازد.
باور نگارنده و مقاله حاضر بر آن است که همه فرق اسلامى، در وهله اول علماى ایشان و در درجه دوم همه مسلمانان و در نهایت همه فرهیختگان جهان بازىگران جبهه مقابل تکفیر هستند. آیندهپژوهى، ابزار مناسبى را براى رسیدن به این مقصد در اختیار ما قرار مىدهد.
حاصل آنکه موضوع محورى تحقیق حاضر، آیندهنگارى افکار تکفیرى و گونهها/ سناریوهاى ممکن پیش روى آنها براى مواجهه و برقرارى ارتباط با جهان است.
-
روششناسى تحقیق
مقابله با جریانهاى تکفیرى نیازمند شناخت دقیق رفتار آنها و محرکها و مبانى ادعایى بوده؛ نقشه راه، راهبردها و راهکارهاى خاص خود را مىطلبد و هرگز نمىتوان بدون برنامهریزى در این باره گام برداشت. روش مناسب براى تحقیق حاضر باید به بررسى و ارزیابى اقدامات علیه جریان تکفیر بپردازد و ناظر به راهکارهاى عملى و اجرایى، با توجه به امکانات و ظرفیتهاى موجود باشد.
به عنوان روشى مناسب براى تحقیق حاضر، نیازمند روش و چارچوب عامى هستیم که بتواند روشنکننده و پاسخگوى موارد ذیل- که متناظر با اهداف فرعى تحقیق طرح شدهاند- باشد:
-
چگونه مىتوان به نحوى مناسب، رفتار آتى جریانهاى تکفیرى را حدس زده و براى مقابله با آن تصمیم گرفت؟
-
عوامل مهم تأثیرگذار درباره رفتار جریانهاى تکفیرى کدام است و چگونه قابل شناسایى مىباشند؟
-
بازیگران اصلى در بحث جریانهاى تکفیرى (له و علیه) چه کسانى هستند؟
-
رخدادهاى مهم ممکنالوقوع در رفتار جریانهاى تکفیرى کداماند؟
-
روابط على و یا منطقى میان موارد گفته شده چگونه به دست مىآید؟
-
چگونه راهحل مطلوب را استخراج و عملى کرد؟
-
چگونه مىتوان درباره این راهحلها به اجماع و توافق دست یافت؟
-
روش سناریوپردازى آیندهپژوهى، موارد گفته شده را به نحو مطلوبى پوشش مىدهد.
۲- ۱٫ معرفى اجمالى آیندهپژوهى و روش سناریو
در اینجا لازم است به منظور آشنایى اجمالى با آیندهپژوهى، تعریف اولیهاى از آن بیان کرد:
آیندهپژوهى (Futures Studies) مجموع فعالیتهایى است که با استفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگوها، و عوامل تغییر یا ثبات، به تجسم آیندههاى بالقوه و برنامهریزى آنها با در نظرگرفتن عدم قطعیتهاى جهان معاصر مىپردازد. آیندهپژوهى بیان مىکند که چگونه از واقعیتهاى متغیر امروز، فردا ایجاد خواهد شد؛ به عبارتى وظیفه او شناخت فردا است، مستقل از آنکه چگونه از آن بهرهبردارى شود. در حال حاضر و بنابر روش شایع، نتایج آیندهپژوهى بیشتر در قالب سناریو مطرح مىشوند.[۴]
۲- ۲٫ معرفى سناریو و سناریوپردازى
در یک تعریف جامع، طراحى سناریو فرایندى است از موقعیتیابى و ترسیم چندین محیط آینده بدیل به گونهاى آگاهانه، باورکردنى و قابل تصور که از طریق آن بتوان تصمیمهاى مربوط به آینده را در پیش گرفت. این فرایند به منظور تغییر تفکر جارى، بهبود تصمیمسازى، توسعه یادگیرى فردى و سازمانى و بهبود عملکرد صورت مىگیرد.
سناریونویسى مبتنى بر استفاده از روشهاى گوناگون تحقیق و تحلیل، در تکمیل مقدمات و دادههاى خود است و علاوه بر آنکه بر نظریهها استوار مىشود، خود نیز قدرت نظریهپردازى دارد.
سناریو ابزارى جهت درک دوباره محیطهاى آیندههاى بدیل مىباشد. باید توجه کرد که سناریو، پیشبینى یا پیشگویى نیست، بلکه براساس تحلیل تغییرات نیروهاى محرک، به تصمیمگیرندگان در راستاى تصور و مدیریت آینده، یارى مىبخشد. امروزه با استفاده از سناریوها مىتوانیم درک بهترى از پیچیدگى محیطهاى اقتصادى، اجتماعى، سیاسى و … داشته باشیم. همچنین ضرورى است که سناریوپردازى را- نیز همچون هر فعالیت آیندهپژوهانه دیگر- به صورت فرآیندى مستمر ببینیم.
۲- ۲- ۱٫ بررسى اجمالى گامهاى سناریوپردازى براساس رویکرد شوآرتز
در حال حاضر روشهاى گوناگونى براى تدوین سناریو وجود دارد، اما مىتوان ادعا کرد که رویکرد پیتر شوآرتز در این باره، علاوه بر داشتن نوعى جامعیت، مشتمل بر جوهره عام همه انواع سناریوپردازى بوده و مقبولیتى عام یافته است؛ در نتیجه بیشتر تحقیقات سناریونویسى، براساس آن منتشر مىشوند، از این رو به صورت اجمالى به گامهاى این روش اشاره مىکنیم:[۵]
گام ۱٫ شناسایى موضوع
این گام بر اهمیت تدوین بیانى روشن و جامع، از مشکل یا مسئله تأکید دارد.
در بیشتر موارد، با طرح مهمترین پرسش پیشرو که ناظر به تصمیم است، صورت مىگیرد.
به عنوان مثال در تحقیق حاضر این پرسش مطرح شده است که: الگو و روش مناسب براى استخراج و انتخاب راهکار مقابله با جریانهاى تکفیرى چیست؟ رهیافت مناسب براى مقابله با جریانهاى تکفیرى کدام است؟ و آیا این رهیافت مورد توافق فرق اسلامى خواهد بود؟
گام ۲٫ شناسایى عوامل کلیدى
در این گام، فهرست مهمترین عوامل مؤثر در تصمیمات تعیین مىشود؛ این کار بیشتر از طریق مراجعه به خبرگان و یا تحلیلهاى وسیع دادهکاوى و مطالعه ادبیات موضوع صورت مىگیرد.
به عنوان مثال در تحقیق درباره جریانهاى تکفیرى، به عوامل کلیدى ذیل دست یافتهایم:[۶]
گفتمانها، رسانههاى رسمى، علما، شکلگیرى گفتمان در فضاى غیررسمى (رسانههاى فضاى مجازى و غیره)، فضاى ارعاب، مباحث اعتقادى، تسلیحات نظامى، حمایت مالى، ساختارهاى قدرت منطقه، دسترسى اطلاعاتى و ….
گام ۳٫ شناسایى نیروهاى محرک یا پیشرانها
نیروهاى پیشران تغییرات، نیروهاى بنیادینى هستند که زمینه تحقق الگوهاى روىدادها را مهیا مىکنند. به بیان روشنتر، این نیروهاى پیشران هستند که باعث
مىشوند اتفاقات مختلفى روى دهند. این موارد اغلب از سنخ رخداد و امر واقع ممکناند و شناسایى آنها مستلزم پایش، استخراج و تحلیل روندهاست.
در تحقیق حاضر، نیروهاى پیشران مهم به دست آمده عبارتند از:
به توافق نرسیدن نخبگان فرقههاى اسلامى براى مقابله با جریانهاى تکفیرى؛
ادامه حمایت مادى و رسانهاى برخى ساختارهاى قدرت در منطقه از تکفیرىها؛
حمایت غرب و رسانههاى عمومى از تکفیرىها؛
حمایت مالى، تسلیحاتى و اطلاعاتى غرب از گروههاى تکفیرى؛
بازخورد مشوق درباره فضاى ارعاب ایجاد شده بهوسیله گروههاى تکفیرى براى ایشان؛
اتحاد گروههاى تکفیرى؛
ایجاد کانالها و بسترهاى ارتباط فیزیکى (خطوط پشتیبان) میان گروههاى تکفیرى؛
و ….
نکته و اشاره: گونهشناسى خاصى از رخدادها: شگفتىسازها
برخى از اقسام رخدادهاى ممکن، احتمال وقوع کمى دارند، اما درصورت حادث شدن، منجر به تغییرات گسترده و بعضاً غیرقابل کنترل خواهند شد. این سنخ از رخدادها را با عنوان «شگفتىساز»[۷] مىشناسیم که تحلیل آنها نیازمند سناریوهایى جداگانه است.
درباره مسئله تکفیرىها، شاید مطالعه تأثیرات گسترش احتمالى گروههاى تکفیرى به شمال آفریقا و یا ترکیه و همچنین احتمال حمله نظامى/ انتحارى و عملیات تروریستى
آنها در مکه مکرمه و مدینه منوره یا در ایران اتفاقاتى از این سنخ خواهند بود، که خارج از بحث مقاله مىباشند.
گام ۴٫ رتبهبندى عوامل کلیدى و نیروهاى محرک
در این مرحله، طراحان سناریو تلاش مىکنند تا عوامل کلیدى و نیروهاى محرک را از نظر میزان اهمیت و توانایى بالقوهٌ آنها براى تأثیر بر موضوع/ مسئله رتبهبندى کنند. اغلب این کار به منظور طبقهبندى: ۱٫ میزان عدم اطمینان؛ ۲٫ تأثیر بالقوه آنها، صورت مىپذیرد تا از این طریق موارد محدودى که بیشترین اهمیت و بالاترین عدم قطعیت را دارند، تعیین شود.
شناسایى عوامل کلیدى، نیروهاى محرک و رتبهبندى این موارد، همگى هدف اصلى در نظریهپردازى هستند.
به منظور رتبهبندى و تعیین اهمیت و عدم قطعیت یا موارد دیگرى، چون: تأثیرگذارى و تأثیرپذیرى عوامل فهرست شده، بعضا از روشهایى مانند: تهیه پرسشنامه و نظرسنجى یا تحلیل دادهاى و مبتنى بر وب و یا تحلیل تأثیر متقابل (CIA) بهره مىبرند.
گام ۵٫ ایجاد فضاى منطقى براى سناریو (ها)
در تحقیقات امروز، نتیجه رتبهبندى بیشتر بر روى دو محور قرار داده مىشود که سناریوهاى نهایى براساس آنها شکل مىگیرند. هدف این مرحله شناسایى متغیرهایى است که ممکن است مفاهیم جدیدى را بیافرینند یا به چالش بگیرند و نیز تفکر، پیرامون مسیرهاى بالقوه اقدام، با توجه به موضوع منتخب اولیه، تا نهایتاً این روابط در مرحله بعد هنگامى که سناریو نوشته مىشود، توصیف شوند.
در سناریوهایى که تحقیق حاضر به دست آورده است، دو عامل کلیدى که واجد شاخصهاى گفته شده، باشند، عبارتند از:
-
توافق فرق اسلامى (وحدت) درباره مسئله تکفیرىها؛
-
آگاهى و تعهد رسانههاى عمومى.
گام ۶٫ پربارکردن و تدوین جزئیات سناریو
در این مرحله فرآیند نوشتن نهایى سناریوها آغاز مىشود.
این گام ناظر به ادبیات، هنر، قدرت ادراکى و بیان شیواى سناریونگار است.
توسعه جزئیات سناریو، روابط میان متغیرهاى کلیدى موجود در داستان را پرداخت مىکند و بعضاً در برخى رویکردها، حدسیات مبتنى بر احتمالپذیرى سناریو را مطرح مىسازد.
در اینجا بعضا از روش «اگر. آنگاه.» استفاده مىشود. هر سناریو، هنگامى که با جزئیات کامل تدوین شد، زمینه اندیشه پیرامون آینده را فراهم مىکند. مهم است که سناریوهاى تدوین شده، فاقد جهتدهى، و ایجاد توهم در انتخاب و تأکید بر یکى و نادیدهگرفتن موارد دیگر باشند؛ به عبارت دیگر همه سناریوها باید با هم دیده شوند، چون فضاى سناریو، بههمپیوسته و با احتمال و قابلیت گذار از یک سناریو (محیط/ ربع) به دیگران است.
در تحقیق حاضر به چهار سناریو با عناوین ذیل دست یافتهایم که طرح کلى آنها در ادامه خواهد آمد:
-
سناریو «نهروان» (جنگ نهروان)؛
-
سناریو «افغانستانى دیگر»؛
-
سناریو «۱۱ سپتامبر»؛
-
سناریو «نسل کشى».
گام ۷٫ شناسایى پیامدها
در این گام سناریوها بازبینى و ارزیابى و بعضا با مدلسازى[۸] (هرچند به صورت آزمایش ذهنى) اجرا مىشوند، تا سنجشى از آنها صورت گیرد و به ویژه پیشنهاداتى براى تصمیمات و اقدام مطرح شود.
گام ۸٫ شناسایى شاخصٌها
گام نهایى گزینش «شاخصهاى راهبرى» است که رویدادهاى واقعى را که ممکن است بنابر، آنچه در سناریو آمده است، پدید آید؛ مشخص مىکنند. شاخصها به طراحان و تصمیمگیران کمک مىکنند تا مسیر روىدادهاى در شرف وقوع را پایش کرده و چگونگى تأثیر آنها بر مسئله را مشخص کنند. به بیان سادهتر، شاخصها براى ما مشخص مىسازند که به طور تقریبى در کجاى فضاى سناریو قرار داریم و به کدام سمت حرکت مىکنیم.
۲- ۳٫ چرا روش سناریو مبتنى بر آیندهپژوهى مىتواند ابزار مناسبى براى پژوهش حاضر باشد؟
(جمعبندى از مباحث متدولوژى تحقیق)
در تبیین مناسببودن ابزار سناریوهاى برخاسته از آیندهپژوهى براى تحقیق حاضر درباره جریانهاى تکفیرى، مىتوان به برخى نکات اشاره داشت:
این تحقیق متکفل بررسى «راههاى برونرفت از فتنه تکفیر و ترسیم جامعهاى آرمانى» است که به خوبى در متدولوژى سناریوهاى آینده پژوهى نمود دارد؛
این تحقیق و روششناسى- به ویژه به دلیل دادن تصویر کلان مناسب- شمولیت لازم و قدرت اقناعى براى ایجاد توافق میان مسلمانان و فرهیختگان درباره موضعگیرى علیه جریانهاى تکفیرى را دارد؛
بررسى آیندهپژوهانه سناریوها منجر به دادن راهکار جهت مقابله با رشد، گسترش، تأثیرگذارى تخریبى، وهن اسلام و … از سوى گروههاى تکفیرى خواهد شد.
همچنین روششناسى مذکور، به خوبى موارد ذیل را پوشش مىدهد:
دعوت به صلح و دوستى و برادرى و تعامل میان مذاهب بر اساس حکمت، موعظه و جدال احسن؛
تلاش براى هوشیارکردن مسلمانان درباره ماهیت زشت جریانهاى تکفیرى؛
تلاش به منظور ایجاد صف واحد و گسترش زمینههاى همگرایى مسلمانان براى مقابله با تکفیر؛
تلاش براى شناساندن توطئهها و نیرنگهاى جهان غرب در سایه حمایت از جریانهاى تکفیرى.
ضمن آنکه مقدمات روش سناریو، با تحلیل روندهاى خود، به «تبیین پیشینه، کارنامه و عملکرد سیاه جریانهاى تکفیرى در جهان اسلام»، «نقد و بررسى پیامدهاى سیاسى- اجتماعى جریانهاى تکفیرى و همگرایى آنها با دشمنان اسلام» و … مىپردازد و به تعبیرى روىکردى جامع و مانع خواهد بود.
-
تحلیل مسئله جریانهاى تکفیرى و استخراج آبشخور اصلى آنها
جریانهاى تکفیرى ضمن تحریف چهره اصیل اسلام و گردش از اصول توحید و تفسیر حقیقى قرآن و سنت با انحرافاتى دست به گریبان شدهاند که حاصل آن، تضعیف امت اسلامى، تخریب میراث و به خطرانداختن جان مسلمانان و نهایتاً وهن این دین الهى بوده است.
جریانهاى تکفیرى و اندیشه آن در طول تاریخ- در گفتمان همه جوامع- تنیده و بافته شده، به نحوى که کلیت آن جدید نیست[۹]، اگرچه در هر دورهاى اشکال جدیدى یافته و لباس دیگرى پوشیده است.[۱۰]
اکنون پرسش اساسى آن است که: آینده چگونه است؟
تدقیق در مسئله نشان مىدهد آنچه منشاء اثر این جریانهاى افراطى در آینده- به ویژه میانمدت و طولانىمدت- مىباشد، عبارتست از:
تفکرات و مبانى اندیشه آنها، و چگونگى تعاملشان با محیط پیرامون.
از دیگر سو، بازیگران اصلى صحنه مقابله با جریانهاى تکفیرى، نه تنها همه فرق اسلامى، در وهله اول علماى ایشان و درثانى همه مسلمانان، بلکه همه فرهیختگان جهان هستند که تجلى اصلى واکنششان در رسانههاى عمومى خواهد بود.[۱۱]
همچنین مىتوانیم به دو پارادایم اصلى حاضر در اندیشه فرهیختگان اجتماعى اشاره کنیم: رویکرد گفتمان و رویکرد جنگ.
روندهاى اصلى که در موضوع قابل رصد هستند عبارتند از:
گسترش اسلام، اقبال به اسلام، گفتمان فطرت گرایى، تقریب، گفتگوى ادیان، توسعه توجه به دغدغههاى اندیشهگانى: فلسفى/ کلامى و ….؛
گفتمان نقادى در غرب؛
اسلامستیزى، اسلامهراسى
بسط و هژمونى رسانههاى جمعى در سطح جهان؛
اقتصاد جنگ، بازار اسلحه؛
امنیت انرژى؛
همکارىهاى اقتصادى و منطقهاى در خاورمیانه؛
و ….
اشارهاى به اهمیت و جایگاه رسانهها و توان آنها
به ویِژه در مواجهه و واکنش به:
کارنامه جریانهاى تکفیرى در رشد و گسترش با ارعاب شمشیر، هدم آثار اسلامى در مکه مکرمه، مدینه منوره، عراق و دیگر ممالک اسلامى؛
آمار منتشره درباره کشتار و جنایت جریانهاى تکفیرى.
مردم منطقه خاورمیانه و کشورهاى اسلامى و عربى مىخواهند طرحى نو دراندازند و بدین منظور سه الگوى متفاوت و تاحدى رقیب وجود دارد:
-
الگوى حکومت اسلامى/ جمهورى اسلامى ایران/ امام خمینى (قدس سره)/ که به دلیل نبود شخصیت کاریزما و بزرگى نظیر حضرت امام، این الگو تقریبا و در حال حاضر غیرقابل دسترس است؛
-
ملىگرایى مصر؛
-
الگوى جنبشهاى دموکراتیک.[۱۲]
حال آنکه جنبشهاى تکفیرى تلاش مىکنند تا- به دروغ- خود را نسخه بدلهائى از ۱ و ۲ نشان دهند.
در اینجا اهمیت جنبشهاى مدنى و دموکراتیک غیرقابل انکار است.
مهمترین راهکارها براى مقابله عبارتند از:
-
شفافسازى تمایز جریانهاى تکفیرى با الگوهاى یاد شده؛
-
استفاده از ظرفیتهاى دموکراتیک؛
-
ترکیب اندیشههاى ناب ملى و اسلامى با اصول درست منتخب از کلیت دموکراسى و متناسب با فضاى بومى،
(این موارد در مسیرهاى موجود در فضاى سناریوها درج شدهاند؛ ن. ک: تصویر ۲- مقاله)
از جمله روندهاى مهم دیگر همچنین بایستى به این موارد اشاره داشت:
مخالفتهاى جنبشهاى حقوقى (به ویژه اقلیتها و نقد مباحث اباحه خون، آبرو و اموال مسلمانان) و محیط زیستى و فرهنگى (تخریب ابنیه و میراث معنوى)؛
خرید سلاح و توجیه آن؛
احتمال تکرار تجربههاى ۱۱ سپتامبر و طالبان.
از مجموعه پایشهاى گفته شده- چنانچه خواهیم دید- مىتوان استفاده کرد براى:
-
پیش بینى رفتارهاى احتمالى طرفین؛
-
استخراج نشانکها؛
-
طراحى اقدامها؛
-
ترسیم آیندههاى بدیل و ممکن؛
-
تعیین فضاى ابهامها و ترسیم منطقى آنها دریک فضاى کنشگرانه براى تصمیمگیرى.
براى تحلیل دقیق چیستى تکفیر و استخراج عوامل مؤثر در آینده آن، نیازمند روشى ساختارمند هستیم که امکان تلفیق در رویکرد سناریونگارى را به خوبى دارا باشد.
همانگونه که در بحث گام تعیین مسئله و عوامل کلیدى اشاره شد، روش مکمل «تحلیل لایهاى علتها» (CLA) در اینجا برگزیده شده است.
در این باره انتخابهاى دیگرى از جمله «تحلیل پارادایمى»، «تحلیل گفتمانى» و یا «پنجره اوورتون» نیز متصور و رایج اند، اما انتخاب روشCLA توجیهات و ترجیحاتى دارد، از جمله اینکه:
اولا به باور نگارنده، جریانهاى تکفیرى[۱۳] به هیچ وجه از سنخ باور محکم و عقلانى[۱۴] نیستند، از این رو قابلیت ایجاد پارادایم را ندارند و نمىتوانند گفتمانى پایدار را شکل دهند؛[۱۵]
ثانیا جامعه اسلامى هشیارى لازم براى مقابله با این جریانها را دارد.[۱۶]
-
۳٫ اجمالى از روش تحلیل لایهاى علتها (CLA)
این روش از جمله رویکردهاى نو در آیندهپژوهى است که بهوسیله سهیل عنایت و دیگران براساس اندیشیدن در سطوح مختلف چهارگانه موضوع/ مسئله، یعنى:
«۱٫ سطح رخدادها/ امور واقع و عینى؛ ۲٫ سطح ساختارهاى اجتماعى/ نظامها؛ ۳٫ سطح گفتمانها؛ ۴٫ سطح اسطورهها و کهن الگوها» شکل گرفته است.
توضیح تفصیلى جزئیات روش، خارج از بحث مقاله حاضر است، علاقهمندان مىتوانند به منابع مقاله مراجعه کنند. در اینجا صرفا به نتیجه تحلیل صورت گرفته براساس این روش در موضوع جریانهاى تکفیرى اشاره مىکنیم.
۳- ۱٫ نتیجه تحلیل لایهاى علتها در مسئله جریانهاى تکفیرى
فهرستى از عوامل کلیدى دخیل در موضوع، در گام ۲ سناریو عنوان شد؛ در اینجا به عنوان خروجى و ضمن تکمیل مبحث رتبه بندى عوامل، با روش تحلیل لایهاى، لازم به ذکر است که:
در لایههاى سطحى:[۱۷] خشونت تصویرشده در رسانهها[۱۸] قرار دارد، که نتیجه آن اهمیتیافتن رسانه و ارتباط با جهان در تحلیل رفتارشناختى جریانهاى تکفیرى است.
و در لایههاى پائین/ عمیقتر، تفکر تکفیرى و جذابیت آن، عنصر اصلى حیاتشان بوده و هست و رفتارهاى آینده آنها را تعیین مىکند.
۳- ۱٫ تعیین دو مؤلفه اصلى نقد تفکر تکفیرى (۱) و رسانه (۲) به عنوان عدم قطعیتهاى بنیادین مسئله و ترسیم فضاى سناریو
در این بخش با انتخاب دو مؤلفه کلیدى اشاره شده، به عنوان دو محور اولیه پیشنهادى، به فضاى سناریو دست مىیابیم. (تصویر ۱).
مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج۵، ص: ۴۹۸
در اینجا، مؤلفه/ عامل کلیدى رسانهها (با دو جهت تعهد و آگاهىبخشى یا ژورنالیسم و جلب توجه) به عنوان محور عمودى.
و نقد تفکر تکفیرى- یعنى عزم به مقابله با آن و توافق نخبگان و فرق اسلامى (تنویر افکار و ایجاد جذابیت یا قدرت اقناعى یا عدم آن) به عنوان محور افقى در نظر گرفته شدهاند.
لازم به اشاره است که جهتها/ محورها/ پارامترهاى فضاى سناریو … براساس بازىگران و توان آنها در جلب توجه رسانهها و افکار عمومى: فرق اسلامى. تکفیرىها- و به نوعى استفاده از نظریهبازىها و مدلسازى براى طراحى سناریو- نیز قابل ترسیم است.
-
طرح کلى سناریوها
به منظور کوتاهکردن حجم مقاله از بیان جزئیات سناریوها پرهیز مىشود و صرفاً به طرح کلى هریک از سناریوهاىِ چهارگانه متصور در فضاى ترسیم شده، خواهیم پرداخت.
۳- ۱ سناریو «نسلکشى»
سناریو نسلکشى- شاید به تعبیرى سناریو بدبینانه- فضاى ابهام و عدم قطعیت ما باشد و مربوط به شرایطى است که غفلت از مقابله با جریانهاى تکفیرى، هم در حوزه رسانهها و هم فرق اسلامى، فضاى کافى را براى تکثیر تفکر تکفیرى و افزایش قدرت آنها فراهم کرده است.
علماى فرق اسلامى نتوانستهاند باوجودِ فرمان الهى و سنت نبوى، به وحدت کلمه دست یابند و هیچ همدلى و توافقى براى اقدام مؤثر علیه جریانهاى تکفیرى وجود ندارد.
همچنین رسانههاى عمومى و فضاى مجازى نتوانستهاند وظیفه خود را در آگاهىبخشى درباره این جریانها انجام دهند. در نتیجه گروههاى تکفیرى توانستهاند تا حد زیادى حمایتهاى مادى، مالى، تسلیحاتى و اطلاعاتى را از ساختارهاى ارتجاعى قدرت منطقهاى و برخى دولتهاى غربى یا شبکههاى تروریستى دریافت کنند.
از سوى دیگر تکفیرىها توانستهاند به نحوى با دستاویز قراردادن مسائلى چون: بحث توسل از منظر مذاهب اسلامى، طلب شفاعت، تبرک، مشروعیت بزرگداشت موالید و مراثى، مسئله قبور، دعا و نیز ترسیم چهره نامناسب از مدیریت و سیاست اسلامى موجود در کشورهایى نظیر ایران و سوریه و لبنان و … فضاى امنیت رسانهاى و فکرى مناسبى براى خود تدارک ببینند.
با رصد و پایش مستمر نشانگرهاى موضوع، باید در صورت نزدیک شدن به این سناریو، به سرعت از طریق مسیرهاى ۱ و ۲ مندرج در فضاى سناریو، به سمت حالت مطلوب، جهتدهى صورت گیرد.
توضیح مسیر ۱: رویکرد روشنگرى:
تلاش مضاعف براى آگاهىبخشى درباره خطر جریانهاى تکفیرى و ایجاد بستر مناسب براى همفکرى و تعامل علما و فرهیختگان به منظور نقد کامل و شفاف تفکر تکفیرى و نهایتاً ایجاد وفاق و همدلى براى مقابله با جریانهاى تکفیرى و گسترش آنها.
در این مسیر موضع تکفیرىها از نوع «مسجد ضرار» و «طالبان» است.
توضیح مسیر ۲: رویکرد دموکراتیک:
تلاش گسترده رسانهاى- به ویژه در فضاى مجازى و شبکههاى اجتماعى- براى روشنگرى بخشى عمومى درباب مغالطات اندیشه و مخاطرات اقدام تکفیرىها؛ این مسیر بیشتر وابسته به فعالیت اهل سیاست و رسانه است. در این مسیر، موضع منتسب به تکفیرىها «دشمن مردم» خواهد بود.
۳- ۲٫ سناریو «۱۱ سپتامبر»
در این وضعیت با وجودِ تلاش رسانهها براى آگاهىبخشى درباره جریانهاى تکفیرى و ایجاد کمپین عمومى و جهانى علیه آنها، به دلیل عدم رسیدن علما و فرهیختگان جامعه اسلامى و جهان به توافقى مؤثر براى نحوه مقابله با تکفیرىها، این گروهکها توانستهاند سطح مؤثرى از پشتیبانى لجستیک را براى انجام اقدامات تروریستى و حملات انتحارى در مناطق گوناگونى که به عنوان هدف در سطح منطقه و جهان شناسایى کردهاند، به دست آورند.
در اینجا هوشیارى و رصد مستمر فعالیتهاى گروهکها به منظور تأخیر در انجام هرگونه اقدام تروریستى ضرورى، اما ناکافى است و باید هرچه سریعتر به توافق فرق اسلامى و جهان، براى اقدام دست یافت.
۳- ۳٫ سناریو «افغانستانى دیگر»
در این حالت با وجود همدلى علماى اسلامى براى مقابله با جریانهاى تکفیرى، به دلیل ناآگاهى و عدمتعهد رسانهها و نیز غفلت ژورنالیستى آنها، توافق چندانى براى اقدام مؤثر علیه جریانهاى تکفیرى به وجود نیامده است، از این رو فضا براى تثبیت موقعیت گروههاى تکفیرى در مناطقى خاص فراهم شده است.
در این وضعیت هشدار، ابتدا باید از هرگونه تلاش گروهکها به منظور جلب حمایتهاى بینالمللى در راستاى مشروعیتبخشى به اقداماتشان ممانعت به عمل آورد و در این حین، به سرعت به آگاهىبخشىهاى رسانهاى اقدام کرد.[۱۹]
۳- ۴٫ سناریو «جنگ نهروان» (نهروان)
سناریو مطلوب است- و حتى به تعبیرى خوشبینانه- در اینجا با اجماع علما و فرق اسلامى، براى مقابله با جریانهاى تکفیرى، و نیز حضور متعهدانه رسانهها و آگاهىبخشىشان، به تدریج شرایطى فراهم شده، تا اقدامات مؤثر جهت سوق جریانهاى تکفیرى تا مرز نابودى و پراکندگى کامل انجام پذیرد.
-
جمعبندى و نتیجهگیرى
آبشخور چرخه حضور جریانهاى تکفیرى در کشورهاى اسلامى، ابتنا بر برخى نظریات و تلاش براى بسط تفکر تکفیرى است و از همین منظر مهمترین عوامل کلیدى براى دادن راهبردهاى مقابله با آنها «توافق فرق اسلامى» و «رسانهها» مىباشد.
در مقاله حاضر با استفاده از ابزار سناریوهاى آیندهپژوهى و تکمیل آن با برخى روشها، نظیر: تحلیل لایهاى علتها، توانستیم به ترسیم فضایى براى تصمیمگیرى- میان مدت- درباره رفتار جریانهاى تکفیرى بپردازیم.
چهار سناریو طراحى شده به اجمال بدین قرارند:
-
سناریو نسلکشى که در آن رسانهها با غفلت و عدم تعهد درباره بحث جریانهاى تکفیرى، فضا را براى حضور همه جانبه آنها مناسب ساخته و فرق اسلامى نیز نتوانستهاند درباره مقابله با ایشان به توافق برسند.
-
سناریو ۱۱ سپتامبر که در آن با وجود آگاهى رسانهها، به دلیل تأخیر جامعه اسلامى و جهان در مقابله با تکفیرىها، به هر نحوى در مناطق گوناگون هدف در سطح منطقه و جهان، اقدامات تروریستى تکفیرىها و حملات انتحارى شدت مىیابد.
-
سناریو افغانستانى دیگر، که در آن با وجود همدلى علماى اسلامى براى مقابله با جریانهاى تکفیرى، به دلیل ناآگاهى و عدمتعهد رسانهها و نیز غفلت ژورنالیستى آنها، فضا براى تثبیت موقعیت گروههاى تکفیرى در مناطقى خاص فراهم شده است.
-
سناریو نهروان، که به نوعى مطلوب مىباشد در آن با توافق علما و به دنبال آن فرق اسلامى براى مقابله با جریانهاى تکفیرى و نیز حضور متعهدانه رسانهها و اطلاعرسانى آنها، جریانهاى تکفیرى تا مرز نابودى و پراکندگى کامل پیش مىروند.
منابع
-
آیتالهى، حمیدرضا، جستارهایى در فلسفه و دینپژوهى تطبیقى، چاپ اول، قم، ۱۳۸۶٫
-
بهشتى، آیت ا. دکتر احمد، تأملات کلامى و مسائل روز، انتشارات اطلاعات، تهران ۱۳۷۸٫
-
حسینى گلکار و ثقفى، «کاربستهاى دولت الکترونیک»، ذیل مجموعه مقالات همایش بین المللى تجارى سازى، دانشگاه تهران، تهران اسفندماه ۱۳۹۳٫
-
حسینى گلکار و شریعت پناهى، «کاربستهاى مدلسازى پویائىهاى سیستم»، ذیل مجموعه مقالات همایش بینالمللى تجارىسازى، دانشگاه تهران، تهران اسفندماه ۱۳۹۳٫
-
حسینى گلکار و کبیر، «رویکرد حقوقى در دین پژوهى»، فصلنامه آئین حکمت، ص ۱۲۹- ۱۵۶، شماره ۱۱، بهار ۱۳۹۱٫
-
حسینى گلکار، مصطفى، «یادداشتى در اصطلاحشناسى حوزه اندیشه سیاسى متفکران اسلامى»، کتاب بماه دین، شماره ۱۷۶، ص ۷۳- ۷۶، خرداد ۱۳۹۱٫
-
خزایى، سعید و محمودزاده، روششناسى آینده نگارى، اصفهان ۱۳۹۲: پژوهشگاه شاخص پژوه.
۸٫-، آینده پژوهى، چاپ دوم، پژوهشگاه شاخص پژوه و انتشارات پارس ضیاء، اصفهان ۱۳۹۲٫
-
ذاکرى، على اکبر،” تکفیر در جهان اسلام”، دو ماهنامه حوزه، شماره ۱۵۶، ص ۱۸۸- ۲۳۷، بهار و تابستان ۸۹٫
-
رجبى، حسین، بررسى فتواى تکفیر در نگاه مذاهب اسلامى، نشر مشعر، تهران ۱۳۸۹٫
-
سبحانى تبریزى، جعفر، «تکفیر و تروریسم»، درسهایى از مکتب اسلام، شماره ۱۰، ص ۷- ۱۱، دى ماه ۱۳۸۵٫
۱۲٫-، «تکفیر سیاسى و گویندگان دربارى»، کلام اسلامى، ش ۷۰، تابستان ۸۸: صص ۳۰- ۴۱٫
-
شوآرتز، پیتر، هنر دورنگرى، چاپ دوم، ترجمه و چاپ مرکز آیندهپژوهى علوم و فناورىهاى دفاعى، تهران ۱۳۹۰٫
-
عنایتالله، سهیل، تحلیل لایهلایهاى علتها، ترجمه مرکز آیندهپژوهى علوم و فناورىهاى دفاعى، چاپ اول، تهران ۱۳۸۸٫
۱۵٫-، «تحلیل لایهاى سببى: پساساختار گرایى به عنوان یک روش» در مجموعه مقالات: معرفتشناسى آیندهپژوهى- ترجمه مسعود منزوى- موسسه آموزش و تحقیقات صنایع دفاعى.
-
قرضاوى، یوسف، پدیده افراط در تکفیر، ترجمه مسعود انصارى، نشر احسان، تهران ۱۳۷۳٫
-
محمدرضائى و حسینى گلکار، «آیا نظریه معقولیت برهان است؟»، فصلنامه حکمت و فلسفه، شماره ۲۲، ص ۷- ۳۲، تابستان ۱۳۸۹٫
-
نظام الدینى، سید حسین، مبانى کلامى سلفیان تکفیرى، پایاننامه کارشناسى ارشد، دانشگاه آزاد اسلامى، واحد علوم و تحقیقات، تهران ۱۳۸۹٫
-
نیکزاد تهرانى، علىاکبر، بازخوانى تکفیر و تکفیرگرایى در بین مسلمانان، نواى قلم، قم ۱۳۸۹٫
-
Bensahel and Byman( ed. )) 4002 (- The Future Security Environ ment in the Middle East Conflict, Stability, and Political Change- Rand Project AIR FORCE N. Y.
-
W. Bell( 5002 )- Foundat ions of Futures Studies: Human Science for a New Era- Transac tion Publishers, New Brunswichk, NJ.
[۱] * دکتراى آیندهپژوهى دانشگاه تهران و عضو هیئت علمى مؤسسه فرهنگى- هنرى حم و دانشآموخته فلسفه دین دانشگاه تهران
[۲] . به دلیل سخافت این نگرهها نمىتوان آنها را از سنخ باور یا اصل یا هرگونه واژه با بار معنایى مثبت دانست.
همچنین لازم به ذکر است که تکفیرىها اغلب خود را نقلگرا مىنامند، از این رو بکاربردن واژگان رویکردهاى عقلى در تحلیل تکفیرىها، مىتواند دستاویز مغالطه را به آنها بدهد.
[۳] . در اینجا مراد از افکار تکفیرى، مجموع نظرورزىهاى معطوف به عمل، ریشهیابى شده براساس تحلیل موارد ذیل است:
جایگاه عقل در تفکر جریانهاى تکفیرى؛ روششناسى جریانهاى تکفیرى در فهم کتاب و سنت؛ مباحث توحید و شرک؛ ایمان و کفر و غیره.
[۴] . ن. ک: وندل بل، مبانى آیندهپژوهى، ج اول، فصل آخر( مبحث سناریو).
[۵] . براى مباحث تفصیلى ن. ک: خزائى، روششناسى آینده پژوهى و شوآرتز، هنر دورنگرى.
[۶] . در اینجا نیز نیازمند انتخاب روشهاى مکمل براى گردآورى دادهها هستیم و آنگونه که در ادامه خواهد آمد، ما روش« تحلیل لایهاى علتها» را برگزیدهایم.
[۷] .Wildcards Wildcards Scenario
[۸] . به منظور درک بهتر کارکرد و اهمیت مدلسازىها ن. ک: حسینى گلکار و شریعت پناهى،« کاربستهاى مدلسازى.» ص ۳- ۷٫
[۹] . به عنوان نمونه در جوامع اسلامى: خوارج، بربهاریان، ابنتیمیه، وهابیت تکفیرى. خوارج، که پیامبر اکرم( ص) در نفى آنها فرمودند:« یمْرُقُونَ مِنَ الدّینِ کَمَا یمْرُقُ السّهْمُ مِنَ الرّمِیّهِ»[ صحیح بخارى، ج ۸، ص ۲۱۹، ح ۷۵۶۲٫]، در سده اول اسلام چنین اندیشهاى را ترویج و اجرا و خون، مال و ناموس مسلمانان را پاىمال دیدگاههاى افراطى خود کردند.
همچنین جنبشهائى در قرن هفتم که بذر اختلاف و فتنه را در جوامع اسلامى گسترد.
[۱۰] . تأمل کنیم در گفتار علوى:« اگر باطل لباس نو و حق به تن نمىکرد شناخته مىشد»( کلمات قصار نهج). واژگان کلیدى نهج البلاغه در این باره فتنه/ نفاق/ جهل/ شبهه و. هستند.
[۱۱] . همچنین از سوى دیگر پاسخ به این سؤال که:« چرا جریان تکفیرى نیازمند ارتباط با جامعه جهانى است؟»؛ ضرورى بوده و نیازمند بحثى مستقل است.
[۱۲]
. Bensahel and Byman; The Future Security Envir onment
…;Pp .2 -3
[۱۳] . به تمایز دقیق و مهم جریانهاى تکفیرى از اندیشههاى سلفى و نقلگرایى توجه داشته باشیم.
[۱۴] . ن. ک: حسینى گلکار، مصطفى، فصلنامه حکمت و فلسفه، شماره ۲۲: ص ۱۹- ۲۲٫
[۱۵] . مضافا اینکه جریانهاى تکفیرى به صورت امرى تکرارى و با چرخههاى حیات، جلوه مىکنند که از دایره تحلیل اووتون خارج است.
[۱۶] . ثالثا ایمان به عنایت الهى و سپاهیان او که حتى مى توانند ابابیل باشند.
[۱۷] . روندهاى استخراج و تحلیل شده به عنوان منبع تعیین پارامترهاى تأثیرگذار در فضاى ابهام و سناریو براساس توجه به تبارشناسى جریانهاى تکفیرى صورت گرفته که ذیل آن در موارد ذیل تدقیق خواهد شد:
« چیستى و چرایى جریانهاى تکفیرى؛ مفهومشناسى جریانهاى تکفیرى؛ مصداقپژوهى جریانهاى تکفیرى؛ بررسى علل شکلگیرى جریانهاى تکفیرى؛ بررسى اندیشهها و تأثیر رهبران در پیدایش افکار تکفیرى.»
[۱۸] . به تعبیرى: در لایه اول: خشونت و اقدامات گوناگون گروهکهاى تکفیرى؛
در لایه دوم: حمایتهاى گوناگون از جریانهاى تکفیرى؛
در لایه سوم: بروز سلفىگرى و تفسیر قشرى؛
و نهایتا در لایه چهارم: خشونت ممدوح در عربیت؛
برجسته هستند.
( توضیح آنکه سوداهاى عربیت که تشبث جسته به آرمانهاى یهودى صهیونیستى که دین را فرع بر یهودیت مىدانند علاوه بر خشونت وسیع، در برخى اعمال دیگر تکفیرىها از جمله تمتع تکفیرىها از زنان است.)
[۱۹] . به ویژه مباحث روشنگرانهاى که فرق اسلامى در رسانهها، در راستاى ترسیم چهره نفاق تکفیرىها مى توانند طرح کنند، عبارتند از:
بررسى رابطه گسترش اسلامستیزى و اسلامگریزى و جریانهاى تکفیرى؛ حمایت استعمارگران از جریانهاى تکفیرى و اهداف آنان؛
بیدارى اسلامى و خطر جریانهاى تکفیرى؛ بررسى شیوههاى تبلیغى جریانهاى تکفیرى؛
بررسى و معرفى ماهیت، اهداف و انگیزههاى بدعت عملیاتهاى انتحارى در کشتار مسلمانان و حرمت انتحار؛
معرفى سازمانهاى تکفیرى( القاعده، سپاه صحابه، النصره، و.) و نقد و بررسى عملکرد و اندیشه آنان؛
جایگاه زن در اندیشه اسلامى و جریانهاى تکفیرى؛ مواضع جریانهاى تکفیرى نسبت به دستاوردها و اکتشافات علمى؛
بررسى و معرفى فتاوى شاذه جریانهاى تکفیرى.
منبع:



















هیچ نظری وجود ندارد