۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

سنن نسائی

0
SHARES
9
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 

عنوان اصلی:
کتاب او به «سنن» معروف است، «صنف السنن وغیرها».([1]) مزی می‌گوید: «صاحب کتاب السنن».([2]) سنن نسائی را «السنن الصغری»، «المجتبی» و «المجتنی» نیز گفته‌اند، و این برای آن است که او در آغاز کتابی بزرگتر با احادیث بیشتر نگاشت و سپس گزیده آن را تدوین کرد.
در اینکه «المجتبی» را خود نسائی گردآورده و برگزیده یا اینکه شاگرد و راوی سنن او «ابن‌السنی»([3]) این کار را کرده، اختلاف است.
برخی همچون ذهبی سخن دوّم را درست می‌دانند.
او می‌گوید:
«قال ابن‌الأثیر: سأل أمیرٌ أبا عبدالرحمان([۴]) عن سُننه: أصحیح کلُه؟ قال: لا. قال: فاکتب لنا منه الصحیح. فجرّد المجتبی. قلتُ: هذا لم یصح، بل المجتبی اختیار ابن السنّی»([5])
گویا سخن ذهبی نادرست است و نسائی خود «مجتبی» را برگزیده و مشهور میان محدثان نیز است. «فاروق حمّاد» در مقدمه کتاب «عمل الیوم واللیلهًْ»، به خوبی از این دیدگاه دفاع کرده است.([۶])
سیوطی نیز سخنانی گفته که مؤید این دیدگاه است و گویا دیدگاه خود او نیز هست.
او در مقدمه «زَهرالربی علی المجتبی» گوید:
«وقال محمد بن معاویه الأحمر([۷]) ـ الراوی عن النسائی ـ قال النسائی: کتاب السنن کله صحیح، وبعضه معلول، إلا أنه لم یبین علته، والمنتخب المسمی بالمجتبی صحیح کله و ذکر بعضهم أن النسائی لما صنف السنن الکبری أهداه إلی أمیر الرمله، فقال له الأمیر: أکل ما فی هذا صحیح؟ قال: لا، قال: فجرّد الصحیح منه، فصنف المجتبی»([8])
«سندی»([9]) نیز همین سخن را در مقدمه حاشیه خود بر سنن نسائی آورده است.([۱۰])
گردآورنده آن:
«أحمدبن علی بن شعیب بن علی بن سنان بن بحر، أبوعبدالرحمن النسائی»([11]). «مزی» می‌گوید:
«أحمد بن شعیب…. بن بحر بن دینار…».([12])
«ذهبی» می‌گوید:
«أحمد بن شعیب… بن بحر الخراسانی…».([13])
زادروزش:
بیشتر سال ۲۱۵ ه.ق را گفته‌اند، هرچند ۲۱۴ ه.ق نیز گفته شده است.([۱۴]) «سیوطی» زادروزش را (۲۲۵ ه.ق) گفته([۱۵]). او در «نسا» شهری در خراسان پا بر زمین نهاد.
وفاتش:
وی روز دوشنبه، سیزدهم ماه صفر یا در ماه شعبان سال ۳۰۳ ه در گذشت. محل مرگش را مکه و نیز «رملهًْ»([16]) گفته‌اند([۱۷])، که اوّلی مشهورتر است. «ذهبی» مکان مرگ او را «رمله» می‌داند.([۱۸])
روایاتی که مکان مرگ او را در مکه می‌دانند، گفته‌اند که قبر او میان صفا و مروه است.
زندگی علمی او:
نسائی از نوجوانی دنبال فراگیری حدیث بود. «ذهبی» می‌گوید:
«… طلب العلم فی صغره فارتحل إلی قُتیبه فی سنه (۲۳۰ ه.ق)، فأقام عنده ببَغلان سنهً، فأکثر عنه»([19])
گویا پس از شهر خود، نخستین جایی که رفته و در آنجا حدیث شنیده نیشابور بوده است؛ یعنی پیش از شنیدن از «ابن سعید» و پیش از پانزده سالگی.
«ابن‌الجوزی» می‌گوید:
«کان اول رحلته إلی نیسابور، فسمع إسحاق بن ابراهیم الحنظلی و… ثم خرج إلی بغداد، فأکثر عن قتیبه، وانصرف علی طریق مرو، فکتب عن علی بن حجر([۲۰]) وغیره، ثم توجه إلی العراق فکتب عن أبی‌کریب وأقرانه، ثم دخل الشام ومصر…»([21])
او در سال دویست و هفتاد و اندی([۲۲]) (۲۷۵ ه.ق)([۲۳]) به قزوین رفت و در آنجا حدیث شنید.
مصر را برای ماندن برگزید و تا نزدیک مرگش در آنجا بود. (سیصد و اندی)([۲۴])
او از بزرگان زیادی شنید. ذهبی در «السیر» نزدیک به هفتاد نفر از استادانش را نام برده است؛ کسانی مانند: «اسحاق بن راهویه، علی بن حُجْر، محمد بن بشار، محمد بن مثنی، نصر بن علی الجهضمی و…»([25])
او در سنن (المجتبی) از ۳۳۴ شیخ خود روایت کرده و در دیگر آثارش از ۱۱۴ استاد غیر از آنها روایت کرده است.([۲۶])
وی شاگردان بسیاری داشت([۲۷]) که از میان آنها می‌توان به فرزندش «عبدالکریم»([28]) اشاره کرد؛ نامدارترین شاگرد او «طبرانی»([29]) است.
ستایش از او و کتابش:
«ابن مَندهًْ»([30]) م ۳۹۵ ه.ق می‌گوید:
«الذین أخرجوا الصحیح ومیّزوا الثابت من المعلول والخطأ من الثواب أربعه: أبوعبدالله البخاری ومسلم بن الحجاج النیسابوری وبعدهما أبوداود السجستانی وأبو عبدالرحمن النسائی»([31]).
«خلیلی»([32]) (م ۴۴۶ ه.ق) درباره نسائی می‌گوید:
«حافظ متقنٌ… رضیه الحفّاظ وکتابُه یُضاف إلی کتاب البخاری ومسلم وأبی‌داود… إتفقوا علی حفظه وإتقانه، ویُعتمد علی قَوله فی الجرح والتعدیل، وکتابه فی السنن مرضیٌّ»([33])
نسائی از بزرگان جرح و تعدیل است. دیگر صاحبان صحاح ستّه، هرچند که سخنانشان در جرح و تعدیل مقبول است، ولی هیچکدام به پای نسائی نمی‌رسند و اساساً نسائی افزون بر اینکه محدث است به‌عنوان یکی از بزرگترین جارحان و معدّلان نزد سنیان شناخته می‌شود. او در علم «رجال الحدیث» کتابی دارد به نام «الضعفاء والمتروکین» که معروف است.
«ابن‌طاهر مقدسی» (م ۵۰۷ ه.ق) می‌گوید:
«سألت سعد بن علی الزنجانی([۳۴]) عن رجل، فوثقه، فقلت قد ضعفه النسائی!! فقال: یا بُنیّ! إنّ لأبی عبدالرحمن شرطاً فی الرجال أشدّ من شرط البخاری ومسلم».
ذهبی در تأیید سخن زنجانی می‌گوید:
«قلت: صدق، فإنّه لیّن جماعهً من رجال صحیحی البخاری ومُسلم»([35])
«عبدالکریم رافعی» (م ۶۲۳)  می‌گوید:
«النسائی… صاحب الکتاب المعروف بالسنن، وفیه دلاله ظاهرهً علی وفور علمه وحسن ترتیبه وتلخیصه وقوه نظره فی استنباط المعانی التی یفصح عنها تراجم الأبواب».([36])
«مزی» (م ۷۴۲ ه.ق) می‌گوید:
«أحد ائمه المبرزین والحفاظ المتقنین والأعلام المشهورین، طاف البلاد وسمع…»([37]).
شرط نسائی در سنن:
درباره شرط نسائی در سنن نیز چیز روشنی نمی‌توان گفت، از خود او هم چیزی به ما نرسیده که بتوان آنرا شرط او دانست؛ بار دیگر سخن «مقدسی» را یادآور می‌شوم که می‌گوید:
«إعلم أن البخاری ومسلماً ومن ذکرنا بعدهم لم ینقل عن واحد منهم أنه قال: شرطت أن أخرج فی کتابی ما یکون علی الشرط الفلانی وإنّما یعرف ذلک من سبر کتبهم فیعلم بذلک شرط کل رجل منهم…»([38])
او همچنین در جای دیگر می‌گوید:
«حکی أبوعبدالله بن منده أن شرط أبی‌داود والنسائی أخراج أحادیث أقوام لم یجمع علی ترکهم إذا صح الحدیث باتصال الاسناد من غیر قطع ولا إرسال ویکون هذا القسم من الصحیح»([39])
درست است، نسائی خود می‌گوید: «لا یترک الرجل عندی حتی یجتمع الجمیع علی ترکه»([40]) از این روست که گفته‌اند: نسائی در جرح و تعدیل رجال مذهبی متسع دارد.([۴۱])
ولی باید گفت این در جایی است که نسائی بخواهد در جرح و تعدیل راوی از دیگران بهره ببرد، وگرنه اگر راوی خاصی نزد نسائی مجروح و متروک باشد او دیگر این قاعده را رعایت نخواهد کرد. از این‌روست که «ابن‌حجر» می‌گوید:
«…ظهر أن الذی یتبادر إلی الذهن من أن مذهب النسائی فی الرجال مذهب متسع، لیس کذلک، فکم من رجل أخرج له أبوداود والترمذی تجنب النسائی إخراج حدیثه… بل تجنب النسائی إخراج حدیث جماعه من رجال الصحیحین»([42])
مؤید این سخن، کلام خود نسائی است، آنجا که می‌گوید:
«لما عزمت علی جمع کتاب السنن استخرت الله تعالی فی الروایه عن شیوخ کان فی القلب منهم بعض الشیء فوقعت الخیره علی ترکهم، فنزلت فی جمله من الحدیث کنت أعلو فیه عنهم»([43])
باتوجه به داستان او و امیر رمله درباره گردآوری احادیث صحیح از سنن کبری، که پیش از این گفته شد، و نیز همین سخن نسائی درباره استخاره، می‌توان گفت که کتاب نسائی از نظر صحت احادیث، اگر بالاتر از صحیحین نباشد، کمتر و پایین‌تر نیست و می‌توان جایگاه سنن نسائی را پس از صحیحین دانست، هرچند معمول بر این است که آن را در جایگاه پنجم ذکر می‌کنند.
فراموش نکنیم که درباره نسائی گفته شده:
«إن لأبی عبدالرحمن شرطاً فی الرجال أشد من شرط البخاری ومسلم»([44]).
سخن «ابن‌حجر» نیز خواندنی است، او می‌گوید:
«وفی الجمله فکتاب النسائی أقل الکتب بعد الصحیحین حدیثاً ضعیفاً ورجلاً مجروحاً، ویقاربه کتاب أبی‌داود وکتاب الترمذی ویقابله فی الطرف الآخر کتاب ابن‌ماجه فإنه تفرد فیه بإخراج أحادیث عن رجال متهمین بالکذب وسرقه الأحادیث…»([45])
«ابن الصلاح» می‌گوید:
«التاسع: من أهل الحدیث من لا یُفردُ نوعَ الحسن ویجعلُهُ مندرجاً فی أنواع الصحیح؛ لاندراجه فی أنواع ما یُحتجّ به، وهو الظاهر من کلام الحاکم أبی‌عبدالله الحافظ فی تصرفاته، والیه یومئُ فی تسمیته کتاب الترمذیّ ب«الجامع الصحیح».
واطلق الخطیب أبوبکر أیضاً علیه اسم الصحیح، وعلی کتاب النّسائی».([46])
«ابن حجر» در ادامه سخن «ابن الصلاح» می‌گوید:
«قلت: وقد أطلق علیه([۴۷]) ـ أیضاً ـ اسم الصّحه أبوعلی النیسابوری، وأبوأحمد بن عدی([۴۸])، وأبوالحسن الدارقطنی وابن منده وعبدالغنی بن سعید([۴۹]) وأبویعلی الخلیلی وغیرهم. وأطلق الحاکم إسم الصحه علیه وعلی کتابی أبی‌داود والترمذی…».([50])
درباره شرط نسائی نباید از سخن «حازمی» غافل شد. او پس از آنکه اصحاب «زهری»([51]) را به پنج طبقه تقسیم می‌کند، می‌گوید:
«(والطبقه الثالثه) جماعه لزموا الزهری مثل أهل الطبقه الأولی، غیر أنهم لم یسلموا عن غوائل الجرح فهم بین الرد والقبول، وهم (شرط أبی‌داود والنسوی)»([52]).
آثار نسائی:
او جز مجتبی یا «السنن الصغری» آثار دیگری نیز دارد.
«ابن الأثیر» می‌گوید:
«وله کتب کثیره فی الحدیث والعلل وغیر ذلک»([53])
برخی از آثار او از این قرار است:
1ـ الکُنی؛ ذهبی می‌گوید:
«وقد صنّف مسند علیّ وکتاباً حافلاً فی الکُنی…»([54])
گویا این کتاب یا نابود شده یا گُم شده است.([۵۵])
2ـ الضعفاء والمتروکین؛ این کتاب با کتاب «الضعفاء الصغیر» بخاری و «المنفردات الوحدان» مسلم در چاپخانه «دائرهًْ المعارف العثمانیهًْ» در «حیدرآباد دکن» چاپ شده و بار دیگر با ضعفاء الصغیر بخاری در «حلب» سوریه به چاپ رسیده است.
3ـ کتاب الطبقات؛ که به ذکر شیوخ و أحوال آنها و روایات آنها، طبقه به طبقه و عصر به عصر، تا زمان نسائی می‌پردازد، قسمتی از کتاب موجود است و به‌چاپ رسیده است.
4ـ الجرح والتعدیل.
5ـ تفسیر القرآن الکریم.
6ـ عمل الیوم واللیلهًْ.
7ـ مسند علی بن أبی‌طالب؛ «ابن‌حجر» در تقریب و تهذیب رمز آن را (عس) قرار داده است.
8ـ السنن الکبری؛ نسخه خطی آن موجود است، گویا «عبدالصمد شرف الدین» در هند به چاپ آن پرداخته و تاکنون چند جلد آماده شده است([۵۶]) «فاروق حمادهًْ» می‌گوید:
«المجلدان الکبیران من السنن الکبری الموجودان فی الخزانه الملکیه بالرباط تحت رقم ۵۹۵۲…».([57])
9ـ الجمعهًْ.([۵۸])
10ـ خصائص علی؛ بارها چاپ شده، گویا بهترین چاپ آن تا سال (۱۴۰۶ ه.ق) متعلق است به تحقیق «أحمد میرین البلوشی» که به وسیله‌ی «مکتبهًْ المعلا» در کویت به چاپ رسیده است([۵۹]). ذهبی این کتاب را داخل در «السنن الکبیر» می‌داند.([۶۰])
نوشتن خصائص علی(علیه السلام) به‌وسیله‌ی او داستان معروفی دارد که تقریباً همه کسانی که ترجمه نسائی را نوشته‌اند به آن اشاره کرده‌اند. سخن ذهبی را می‌آوریم:
«قال محمد بن موسی المأمونی، صاحب النسائی: سمعتُ قوماً ینکرون علیه کتاب «الخصائص» لعلیّ رضی‌الله‌عنه وترکَه تصنیف فضائل الشیخین، فذکرتُ له ذلک، فقال: دخلتُ إلی دمشق والمنحرف عن علیّ بها کثیر، فصنّفتُ کتاب «الخصائص» رجاء أن یهدیهم الله. ثم صنّف بعد ذلک «فضائل الصحابه»، فقیل له وأنا أسمع: ألا تخرج فضائل معاویه؟ فقال: أیّ شیء أخرج؟ «اللهمّ لاتشبع بطنه»([61])؟!؟! فسکت السائل. قلتُ: لعلّ هذه فضیله لقول النبیّ(صل الله علیه و آله): «للهمّ من لعنته أو سببته فاجعل له ذلک زکاه ورحمه»([62])؟!
ذهبی در جای دیگر می‌گوید:
«إن النسائی خرج من مصر فی آخر عمره إلی دمشق، فسئل بها عن معاویه وما رُویَ فی فضائله فقال: لایرضی رأساً برأس حتّی یُفضل! فما زالوا یدفعون فی حضنَیه([۶۳]) حتّی اُخرج من المسجد. ثم حُمل إلی الرمله وتوفی بها رحمه الله تعالی و رضی عنه.
وقال الدارقُطنیّ: إنّه خرج حاجاً فامتحن بدمشق، وأدرک الشهاده، فقال: إحملونی إلی مکه، فحُمل وتوفّی بها، وهو مدفون بین الصفا والمروه.([۶۴])و([۶۵])
ویژگی‌های سنن نسائی:
1ـ کمترین احادیث ضعیف و رجال مجروح را پس از صحیحین دارد.([۶۶])
2ـ در مجتبی بیش از سایر کتاب‌های ششگانه احادیث تکرار شده است.([۶۷])
3ـ یادآوری سخنان و دیدگاه‌های صحابه و تابعین.
4ـ ذکر دیدگاه‌های فقهی خود در سنن.
5ـ آوردن برخی پرسش‌های فقهی و پاسخ دادن به آنها با احادیث.
6ـ کتاب او دارای مزایای پنج کتاب دیگر است.
«صبحی صالح» می‌گوید:
«ولکل من أصحاب الکتب الستّه میزه یعرف بها، فمن أراد التفقّه فعلیه بصحیح البخاری، ومن أراد قله التعلیقات فعلیه بصحیح مسلم، ومن رغب فی زیاده معلوماته فی فن التحدیث فعلیه بجامع الترمذی ومن قصد إلی حصر أحادیث الأحکام فبغیته لدی أبی‌داود فی سننه، ومن کان یعنیه حسن التبویب فی الفقه فابن‌ماجه یلبی رغبته، أما النسائی فقد توافرت له أکثر هذه المزایا»([68])
خلفای روزگار او:
او در زندگی خود با دوازده‌تن از خلفای عباسی هم‌روزگار بود که عبارتند از:
مأمون عباسی (۱۹۸ـ ۲۱۸ ه.ق)؛ المعتصم بالله (۲۱۸ـ ۲۲۷ ه.ق)؛ الواثق بالله (۲۲۷ـ ۲۳۲ ه.ق)؛ المتوکل علی الله (۲۳۲ـ ۲۴۷ ه.ق)؛ المنتصر بالله (۲۴۷ـ ۲۴۸ ه.ق)؛ المستعین بالله (۲۴۸ـ ۲۵۲ ه.ق)؛ المعتز بالله (۲۵۲ـ ۲۵۵ ه.ق)؛ المهتدی بالله (۲۵۵ـ ۲۵۶ ه.ق)؛ المعتمد علی الله (۲۵۶ـ ۲۷۹ ه.ق)؛ المعتضد بالله (۲۷۹ـ ۲۸۹ ه.ق)؛ المکتفی بالله (۲۸۹ـ ۲۹۵ ه.ق)؛ المقتدر بالله (۲۹۵ـ ۳۲۰ ه.ق).
نَسا:
«نَسا» نام چهار شهر است در چهار گوشه ایران، در خراسان، فارس، کرمان و همدان([۶۹]).
و أحمد بن شعیب از نسا در خراسان است، «یاقوت» گوید:
«وهی مدینه بخراسان، بینها وبین سرخس یومان، وبینها وبین مرو خمسه أیام… وبین نیسابور سته أو سبعه… وقد خرج منها جماعه من أعیان العلماء، منهم: أبو عبدالرحمن أحمد بن شُعیب بن علی النسائی…»([70])
«ذهبی» نیز او را خراسانی می‌داند.([۷۱])

 

[۱]) المستفاد من ذیل تاریخ بغداد؛ إبن الدّمیاطی؛ ج۱۹، ص۴۸.

[۲]) تهذیب الکمال؛ ج۱، ص۳۲۸، نیز نک: تاریخ الاسلام؛ الذهبی؛ ج۲۳، ص۱۰۵ و سیر أعلام النبلاء؛ ج۱۴، ص۱۲۵ و تاریخ مدینه دمشق؛ ج۷۱، ص۱۷۰ و تهذیب التهذیب؛ ج۱، ص۳۴.

[۳]) أبوبکر أحمد بن محمد بن اسحاق الدینوری… راوى سنن النسائی… سمع النسائی و… اختصر السنن وسماه «المجتبى» م ۳۶۴ هـ.ق، تذکره الحفاظ؛ ج۳، ص۹۳۹.

[۴]) یعنى نسائى.

[۵]) سیر أعلام النبلاء؛ ج۱۴، ص۱۳۱.

[۶]) عمل الیوم واللیله؛ النسائی، ص۶۹.

[۷]) «ابن الأحمر» درست است، أبوبکر محمدبن معاویه‌بن عبدالرحمن… بن عبدالملک بن مروان الاموی… توفی فی رجب سنه ۳۵۸ هـ.ق وقد قارب التسعین، سیر أعلام النبلاء؛ ج۱۶، ص۶۸.

[۸]) سنن النسائی بشرح السیوطی وحاشیه الإمام السندی زَهْرالربى؛ ج۱، ص۶.

[۹]) محمد بن عبدالهادی التقوی المدنی م ۱۱۳۸ هـ.ق، همان، ص۷۶ـ م.

[۱۰]) همان، ص۱۰.

[۱۱]) المنتظم فی تاریخ الأمم والملوک؛ ابن الجوزی؛ ج۱۳، ص۱۵۵. (رافعى در «التدوین فی أخبار قزوین» گفته: «أحمد بن عثمان بن شعیب»؛ ج۲، ص۱۹۷).

[۱۲]) تهذیب الکمال؛ ج۱، ص۳۲۸.

[۱۳]) سیر أعلام النبلاء؛ ج۱۴، ص۱۲۵.

[۱۴]) وفیات الاعیان؛ ابن‏خلکان؛ ج۱، ص۷۸.

[۱۵]) عمل الیوم واللیله؛ ص۱۴.

[۱۶]) در فلسطین.

[۱۷]) وفیات الاعیان؛ همان.

[۱۸]) تذکره الحفاظ؛ ج۲، ص۷۰۱.

[۱۹]) سیر أعلام النبلاء، ج۱۴، ص۱۲۵؛ (در تاریخ الاسلام گفته: «…وأقمت عنده سنه وشهرین…»؛ ج۲۳، ص۱۰۶).

[۲۰]) ابوالحسن السعدی المروزی، عنه الجماعه سوی أبیداود وابن‏ماجه… توفی سنه ۲۴۴ هـ، تذکره الحفاظ؛ ج۲، ص۴۵۰.

[۲۱]) المنتظم؛ ج۱۳، ص۱۵۵.

[۲۲]) الارشاد؛ الخلیلی؛ ج۱، ص۴۳۶.

[۲۳]) التدوین فی أخبار قزوین؛ الرافعی القزوینی؛ ج۲، ص۱۹۷.

[۲۴]) الارشاد، همان.

[۲۵]) ج۱۴، ص۱۲۵.

[۲۶]) سنن النسائی؛ بشرح السیوطی وحاشیهًْ السندی؛ ج۱، ص۴۷ م.

[۲۷]) نک: تهذیب الکمال؛ ج۱، صص ۳۲۹ـ ۳۳۳.

[۲۸]) م ۳۳۴هـ.ق.

[۲۹]) ابوالقاسم سلیمان‏بن أحمدبن أیوب‏بن مطیراللخمی الشامی، مسند الدنیا، ۲۶۰ـ ۳۶۰ هـ.ق؛ تذکره الحفاظ؛ ج۳، ص۹۱۲.

[۳۰]) أبوعبدالله‏ محمد ابن الشیخ أبی یعقوب اسحاق ابن الحافظ أبی عبدالله‏ محمد بن أبی زکریا یحیى بن منده… ۳۱۰ـ ۳۹۵ هـ.ق؛ تذکره الحفاظ؛ ج۳، ص۱۰۳۱.

[۳۱]) التقیید؛ همان.

[۳۲]) خلیل بن عبدالله‏ بن أحمد القزوینی ۳۶۷ـ ۴۴۶ هـ.ق.

[۳۳]) الارشاد؛ الخلیلی؛ ج۱، ص۴۳۶.

[۳۴]) أبوالقاسم سعد بن على بن محمد بن على بن الحسین، حدث عنه أبوبکر الخطیب وهو اکبر منه؛ نه از نظر سن، بلکه از از نظر شنیدن، چرا که زنجانى از نظر سن ده سال بزرگتر از خطیب بوده و منصور بن عبدالجبار السمعانی… و محمد بن طاهر المقدسی… (۳۸۰ـ ۴۷۱ هـ.ق)، تذکره الحفاظ؛ ج۳، ص۱۱۷۶.

[۳۵]) السیر؛ ج۱۴، ص۱۳۱.

[۳۶]) التدوین فی أخبار قزوین؛ ج۲، ص۱۹۸.

[۳۷]) تهذیب الکمال؛ ج۱، ص۳۲۹

[۳۸]) شروط الأئمه السته؛ ص۱۳ دارالهجرهًْ.

[۳۹]) همان؛ ص۱۵.

[۴۰]) النکت عَلى کتاب ابن الصلاح؛ ابن حجر العسقلانی؛ ج۱، ص۴۸۲.

[۴۱]) همان.

[۴۲]) همان.

[۴۳]) شروط الأئمه السته؛ المقدسی؛ ص۲۳ دارالهجرهًْ.

[۴۴]) همان.

[۴۵]) النکت؛ ج۱، ص۴۸۴.

[۴۶]) معرفه أنواع علم الحدیث؛ ابن الصلاح؛ ص۱۱۰.

[۴۷]) على کتاب النسائی.

[۴۸]) أبو أحمد عبدالله‏ ابن عدی بن عبدالله‏ بن محمد ابن مبارک الجرجانی، ویعرف أیضاً بابن القطّان، صاحب کتاب الکامل فی الجرح والتعدیل… سمع… وأبا عبدالرحمن النسائی… وابا یعلى الموصلی… وعنه أبوالعباس‌بن عقده شیخه…، وهو مصنف فی الکلام على الرجال عارفا بالعلل… قال حمزه السهمی: سألت الدارقطنی أن یصنف کتاباً فی الضعفاء؛ فقال: ألیس عندک کتاب ابن‏عدی؟ فقلت: بلى؛ قال: فیه کفایه لایزاد علیه… قال الخلیلی: کان عدیم النظیر حفظاً وجلاله ۲۷۷ـ ۳۶۵ هـ.ق؛ تذکره الحفاظ؛ ج۳، ص۹۴۰.

[۴۹]) بن على بن سعیدبن بشر بن مروان، أبومحمد الأزدی المصری… ۳۳۲ ـ ۴۰۹ هـ.ق؛ همان؛ ص۱۰۴۷.

[۵۰]) النکت؛ ج۱، ص۴۸۱.

[۵۱]) أبوبکر محمد بن مسلم بن عبیدالله‏ بن عبدالله‏ بن شهاب القرشی الزهری المدنی، حدث عن… وأنس بن مالک وسعید بن المسیب… قال ابوداود: حدیثه ألفان ومائتان، النصف منها مسند ۵۰ـ ۱۲۴هـ.ق؛ تذکره الحفاظ؛ ج۱، ص۱۰۸.

[۵۲]) شروط الأئمه الخمسه؛ ص۵۸.

[۵۳]) جامع الأصول؛ ج۱، ص۱۹۵.

[۵۴]) سیر أعلام النبلاء؛ ج۱۴، ص۱۳۳.

[۵۵]) عمل الیوم والیله؛ فاروق حمادهًْ؛ ص۳۰.

[۵۶]) مقدمه سنن النسائی؛ بشرح السیوطی وحاشیهًْ السندی؛ ج۱، ص۶۶ـ م پاورقى ۱۲.

[۵۷]) عمل الیوم واللیله؛ ص۷۳.

[۵۸]) نک: تاریخ التراث العربی؛ سزگین؛ ج۱، ص۳۳۱.

[۵۹]) مقدمه سنن النسائی؛ السیوطی؛ ج۱، ص۶۶ـ م.

[۶۰]) السیر؛ ج۱۴، ص۱۳۳.

[۶۱]) اشاره به حدیث پیامبر اکرم| درباره معاویهًْ.

[۶۲]) تاریخ الاسلام؛ ج۲۳، ص۱۰۷، والسّیر؛ ج۱۴، ص۱۲۹.

[۶۳]) جاهاى دیگر نیز گفته ‏اند.

[۶۴]) همان.

[۶۵]) براى آگاهى بیشتر از آثار نسائى به مقدمه کتاب «عمل الیوم واللیله» صص ۲۸ ـ ۳۸ و «سنن  النسائى» و شرح سیوطى و حاشیه سندی، ج۱، صص ۶۵ـ ۶۷ مراجعه کنید.

[۶۶]) از دیدگاه دانشمندان عامّه، نک: سبل السلام؛ الصنعانی؛ ج۱، صص ۳۰.

[۶۷]) التاج الجامع للأصول؛ ناصف؛ ج۱، ص۱۶.

[۶۸]) علوم الحدیث ومصطلحه؛ ص۱۱۹.

[۶۹]) معجم البلدان؛ ج۵، ص۲۸۲.

[۷۰]) همان.

[۷۱]) سیر أعلام النبلاء؛ ۱۴، ص۱۲۵.
 
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برچسب ها: علوم حدیث
نوشته قبلی

درسایه سار کلام گهربار امام هادی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی

زبان اهل بهشت و دوزخ

مرتبط نوشته ها

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور
امام عسکری (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام
شیعه شناسی

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع
ولایت و امامت

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی
نظام ولایت فقیه

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

نظم جدید و قدرت جهانی ایران
ویژه جنگ رمضان

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

سیره اخلاقی امام هادی (ع)
امام هادی (ع)

نامه های امام هادی (ع)

نوشته‌ی بعدی

زبان اهل بهشت و دوزخ

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا