در این مقاله ـ به یاری پروردگار ـ به آمار روایات فضائل اهل بیت(علیهم السلام) در صحیح مسلم و ذکر متن آنها میپردازیم.
پیش از ورود، باید گفت که ذکر این روایات در کتابهای ششگانه صحاح از نظر مکانی به دو گونه است؛ گاهی این روایات در جای ویژهی روایات فضائل آمده و گاه در جاهای دیگر و به مناسبتهای گوناگون، که به هر دوی آنها پرداخته خواهد شد؛ هرچند که آمار این احادیث در کتابهای فضائل پراهمیتتر است؛ چرا که خوانندهی این کتابها بیشتر برای پیبردن به روایات فضائل، به این بخشها روی میآورد؛ و شایسته است که نویسندهی کتاب هر آنچه از روایات را که در فضائل است در اینگونه بخشها یادآور شود.
دیگر اینکه در آوردن متن روایات فضائل، از ذکر بعضی از اسناد خودداری میکنیم؛ چرا که در این بخش آوردن آن سودی ندارد.
2ـ صحیح مسلم (م 261 ه.ق)
سه کتاب در آن با موضوع فضائل نگاشته شده است:
1ـ کتاب فضائل القرآن وما یتعلق به.
2ـ کتاب الفضائل.
3ـ کتاب فضائل الصحابهًْ.
الف ـ فضائل علیبن ابی طالب(علیه السلام):
در کتاب «فضائل الصحابهًْ»، در بخش «باب من فضائل علیّ بن أبیطالب رضیاللهعنه»، ده روایت آمده است. با دقت در این روایات و با توجه به حدیثهای تکراری میتوان گفت در حقیقت سه روایت در فضیلت امام(علیه السلام) ذکر شده است؛
6217ـ «… قال رسول الله(صل الله علیه و آله) لعلیّ: أنت منّی بمنزلة هارون من موسی، إلاّ أنّه لانبیّ بعدی»([1]).
روایت شماره 7562 نیز در فضائل امام(علیه السلام) است.([2])
در «مکاتب الایمان»، «باب الدلیل علی أن حبّ الأنصار و علیّ رضیاللهعنه من الایمان و علاماته وبغضهم من علامات النفاق»، روایت شماره 240 میگوید:
«قال علی: والذی فلق الحبّة وبَرَأالنسمة إنّه لعهد النّبی [الأمی](صل الله علیه و آله) إلی: أن لایحبنی إلاّ مؤمن ولایبغضنی إلاّ منافق»([3])
همچنین دو روایت در «کتاب الطهارهًْ، باب التوقیت فی المسح علی الخفین» به شمارههای 639 و 641 به چشم میخورد که میتوان این دو روایت را فضیلتی برای امام(علیه السلام) دانست:
639ـ «… أتیتُ عائشة أساُلها عن المسح علی الخفین، فقالت: علیک بابن أبی طالب فَسَلْهُ، فإنه کان یُسافرمع رسول الله(صل الله علیه و آله) …».
641ـ «… سألت عائشة عن المسح علی الخفین، فقالت: إیت علیّا فإنّه اعلَمُ بذلک منی …»([4]).
روایت شماره 4678 که روایتی بسیار طولانی است. در بخش پایانی این روایت آمده است:
«… ثم أرسلنی إلی عَلیّ، وهو أرمدُ، فقال: لأعطینّ الرایة رجلاً یحبّ الله تعالی ورسولَه(صل الله علیه و آله) أو یحبّه الله ورسوله» قال: فأتیت علیا فجئت به أقوده و هو أرمد، حتّی أتیت به رسول الله(صل الله علیه و آله) فبسق فی عینیه فبرأ وأعطاه الرّایة، وخرج مرحبٌ فقال:
قد علمت خیبرُ أنّی مرحبٌ شاکی السّلاح بطل مجرّب
إذا المروب أقبلت تلهّبُ
فقال علیّ:
أنا الذی سمّتنی أمی حیدره کلیث غابات کریه المنظره
أو فیهمُ بالصّاع کیل السندره
قال: فضرب رأس مرحب فقتله، ثم کان الفتح علی یدیه». (کتاب الجهاد؛ باب غزوة خیبر)([5]).
ب ـ فضائل حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) دختر پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله):
در «بابُ من فضائل فاطمهًْ بنت النبیّ رضیاللهعنه»، هفت روایت به چشم میخورد که در واقع سه روایت بیشتر در فضائل آن حضرت نیست؛ که روایت شماره 6314 از آن جمله است؛
«… یا فاطمة! اما ترضی أن تکونی سیّدة نساء المؤمنین، أو سیدة نساء هذه الامّة …»([6]).
روایت شماره 6915 و 6918 را نیز میتوان یک روایت به شمار آورد: که در «کتاب الذکر والدعاء؛ باب التسبیح أول النّهار وعند النوم»، و درباره دستور تسبیحات به حضرت زهرا(سلام الله علیها) است تکرار شده است([7]).
ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین‘:
در «بابُ من فضائل الحسن و الحسین رضیاللهعنه»، پنج روایت آمده است؛ که در واقع تنها یک روایت آن، در فضیلت امام حسن(علیه السلام) است([8]). و یک روایت دیگر را نیز میتوان از فضائل هر دو امام دانست.([9])
د ـ مناقب اهل بیت(علیهم السلام):
البته نباید نکتهای را فراموش کرد و آن اینکه مسلم پس از بیان روایت پایانی در این باب، حدیث کساء را تحت عنوان «باب فضائل أهل بیت النبیّ(صل الله علیه و آله)» آورده است.([10])
با توجه به اینکه مسلم این عنوان را در کتابش نیاورده و پس از او دیگران کتاب اورا باببندی کردهاند، میتوان گفت: او این روایت را به عنوان فضائل امام حسن و امام حسین‘ نیز آورده است.([11])
یک روایت دیگر به شماره 2473 به چشم میخورد که میتوان آن را فضیلتی برای اهل بیت(علیهم السلام) به شمار آورد.([12])
دو روایت دیگر به شمارههای 2481 و2482 در کتاب الزکاهًْ دیده میشود که میتوان آن دو را یک روایت و در فضیلت اهل بیت(علیهم السلام) دانست:
«… إنّ هذه الصدقات إنما هی أوساخ الناس و إنها لاتملّ لمحمّدٍ ولا لآل محمد…»([13])
مسلم در قسمت بیان فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام) «حدیث ثقلین» را آورده است که در حقیقت روایت شماره 6225 از فضائل اهل بیت(علیهم السلام) به شمار میآید:
«… أمّا بعدُ، ألا أیّها الناس! فانّما أنا بشرٌ یوشیکُ أن یأتی رسول ربّی فاُجیبَ، وأنا تارکٌ فیکم ثقلین: اوّلهما کتاب الله، فیه الهُدی والنّور، فخذوا بکتاب الله واستمسکوا به، فحثّ علی کتاب الله و رغّب فیه، ثم قال: وأهل بیتی، اُذکّرکم الله فی أهل بیتی، أذکرّکم الله فی أهل بیتی، أذکرکم الله فی أهل بیتی …»([14])
همچنین در، «کتاب الصلاهًْ، باب الصلاهًْ علی النّبی بعد التشهد»، سه روایت آمده که میتوان هر سه را روایتی در فضیلت اهل بیت(علیهم السلام) به شمار میآورد([15]).
907ـ «… قولوا: اللهم! صلّ علی محمدٍ وعلی آل محمد…»
روایت شماره 593 نیز در فضائل اهل بیت(علیهم السلام) است:
ـ «… إنّ الله عز وجل اصطفی کنانة من ولد إسماعیل(علیه السلام)، واصطفی قریشا من کنانة، واصطفی من قریش بنیهاشم، واصطفانی من بنی هاشم»([16]).
ه ـ فضائل حضرت مهدی(علیه السلام):
در روایت شماره 394 از «کتاب الایمان؛ باب نزول عیسی بن مریم …»، آمده است:
ـ «… کیف أنتم إذا نزل فیکم ابنُ مریم فأمّکم منکم؟ … عن أبی هریرة: وإمامکم منکم …».
روایت 392 نیز همان گونه است:
ـ «… کیف أنتم إذا نزل ابن مریم فیکم وإمامکم منک؟»([17])
و ـ فضائل حضرت علی بن الحسین(علیه السلام):
روایت شماره 3798 از «کتاب العتق؛ (باب فضل العتق)»؛ این روایت با اندکی تفاوت مانند روایت بخاری است که گذشت.([18])
جدول آماری روایات در صحیح مسلم
اکنون با ارائهی جدول، از آمارهایی که گذشت، بهتر میتوان بهره برد. یادآوری میشود که منظور از روایات اهل بیت(علیهم السلام)، یا روایاتی است که در آنها لفظ، اهل، عترت، آل، قربی و اهلبیت آمده یا اینکه روایت در بیان فضیلت آلعبا(علیهم السلام) است.
در پایان جدول، شمارهی روایات نیز برای آسان شدن رجوع به صحاح آورده شده است.
2ـ صحیح مسلم:
نام
آمار روایات بخش مناقب
آمار روایات بخشهای دیگر
جمع
روایات
باتکرار
بیتکرار
باتکرار
بیتکرار
حضرت علی(علیه السلام)
12
6
8
5
20
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
9
4
2
1
11
امام حسن و امام حسین‘
ـ
3
2
1
5
امام حسن(علیه السلام)
6
3
3
2
9
امام حسین(علیه السلام)
ـ
2
2
1
4
اهل بیت(علیهم السلام)
ـ
3
7
3
10
حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
ـ
ـ
2
1
2
حضرتعلیبنالحسین(علیه السلام)
ـ
ـ
ـ
1
1
جمع کل:
62
1ـ شمارههای روایات فضائل حضرت علی بن ابی طالب(علیه السلام):
240 / 639 / 641 / 936 / 937 / 938 / 4678 / 6217 / 6218/6220/6221/ 6222 / 6223 / 6224 / 6225 / 6229 / 6261 / 7562.
2ـ شمارهی روایات فضائل حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دختر پیامبر(صل الله علیه و آله):
6220/ 6261 / 6307 / 6308 / 6309 / 6310 / 6312 / 6313/6314/6915 / 6918.
3ـ شمارهی روایات فضائل امام حسن و امام حسین‘ یا یکی از ایشان:
2473 / 6256 / 6257 / 6258 / 6259 / 6261 / 6220 / 6268 / 6269.
4ـ شمارهی روایات فضائل اهل بیت(علیهم السلام):
907 / 908 / 911 / 2481 / 2473/ 2482 / 5938 / 6220 / 6221 / 6225.
5ـ شمارهی روایات فضائل حضرت مهدی(علیه السلام):
392 / 394.
6ـ شمارهی روایت فضیلت حضرت علی بن الحسین(علیه السلام):
3798.
[1]) الكتب الستهًْ؛ صحيح مسلم؛ ص1101.
[2]) «حدثنا عمرو بن زرارة حدثنا هشيم عن أبي هاشم عن أبي مجلز عن قيس بن عباد قال سمعت أبا ذر يقسم قسما ان هذان خصمان اختصموا في ربهم انها نزلت في الذين برزوا يوم بدر حمزة وعلى و…». ـ «حدثنا أبو بكر بن أبي شيبة حدثنا وكيع و حدثني محمد بن المثنى حدثنا عبد الرحمن جميعا عن سفيان عن أبي هاشم عن أبي مجلز عن قيس بن عباد قال سمعت أبا ذر يقسم لنزلت هذان خصمان بمثل حديث هشيم». (محقق)
همان؛ ص1202 (كتاب التفسير؛ بابٌ في قوله تعالى: هذان خصمان اختصموا فى ربهم)، و نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، ج8، صص 246ـ 245.
[3]) همان، ص692.
[4]) همان، ص725.
[5]) همان، ص1000.
[6]) همان، ص1108.
[7]) همان؛ ص1151.
[8]) «حدثني أحمد بن حنبل حدثنا سفيان بن عيينة حدثني عبيد الله بن أبي يزيد عن نافع بن جبير عن أبي هريرة عن النبي| أنه قال لحسن اللهم إني أحبه فأحبه واحبب من يحبه». ـ «حدثنا ابن أبي عمر حدثنا سفيان عن عبيد الله بن أبي يزيد عن نافع بن جبير بن مطعم عن أبي هريرة قال خرجت مع رسول الله| في طائفة من النهار لا يكلمني ولا أكلمه حتى جاء سوق بنى قينقاع ثم انصرف حتى اتى خباء فاطمة فقال أثم لكع أثم لكع يعنى حسنا فظننا انه إنما تحبسه أمه لان تغسله وتلبسه سخابا فلم يلبث ان جاء يسعى حتى اعتنق كل واحد منهما صاحبه فقال رسول الله| اللهم إني أحبه فأحبه واحبب من يحبه».
ـ «حدثنا عبيد الله بن معاذ حدثنا أبي حدثنا شعبة عن عدى وهو ابن ثابت حدثنا البراء بن عازب قال رأيت الحسن بن علي على عاتق النبي| وهو يقول اللهم إني أحبه فأحبه» ـ «حدثنا محمد بن بشار وأبو بكر بن نافع قال ابن نافع حدثنا غندر حدثنا شعبة عن عدى وهو ابن ثابت عن البراء قال رأيت رسول الله| واضعا الحسن بن علي على عاتقه وهو يقول اللهم إني أحبه فأحبه».
ـ «حدثني عبد الله بن الرومي اليمامي وعباس بن عبد العظيم العنبري قالا حدثنا النضر بن محمد حدثنا عكرمة وهو ابن عمار حدثنا اياس عن أبيه قال لقد قدت بنبي الله| والحسن والحسين بغلته الشهباء حتى أدخلتهم حجرة النبي| هذا قدامه وهذا خلفه». صحيح مسلم، چاپ بيروت، دارالكفر، ج7، صص 130ـ 129. (محقق)، همان، ص1104.
[9]) حدثنا عبيد الله بن معاذ العنبري حدثنا أبي حدثنا شعبة عن محمد وهو ابن زياد سمع أبا هريرة يقول اخذ الحسن بن علي تمرة من تمر الصدقة فجعلها في فيه فقال رسول الله صلىعليه وسلم كخ كخ ارم بها اما علمت انا لا نأكل الصدقة. (محقق). صحيح مسلم، نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، ج3، ص117.
[10]) حدثنا أبوبكر بن أبي شيبة ومحمد بن عبد الله بن نمير و اللفظ لأبي بكر قالا حدثنا محمد بن بشر عن زكرياء عن مصعب بن شيبة عن صفية بنت شبية قالت قالت عائشة خرج النبي صلىعليه وسلم غداة وعليه مرط مرحل من شعر اسود فجاء الحسن بن علي فادخله ثم جاء الحسين فدخل معه ثم جاءت فاطمة فأدخلها ثم جاء على فادخله ثم قال {إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا} همان، نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، ج7ـ ص130. (محقق)
[11]) همان.
[12]) همان، ص848؛ (باب تحريم الزكاهًْ على رسول الله صلىاللهعليهوآله و على آله وهم بنو هاشم و بنو المطلب دون غيرهم).
[13]) همان، ص849؛ (باب ترك الستعمال آل النبي على الصدقهًْ).
[14]) همان، ص1102.
[15]) همان، ص742.
[16]) همان، ص1081.
[17]) همان؛ ص704.
[18]) همان؛ ص939.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
















هیچ نظری وجود ندارد