15 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

اهمیت بیان فضائل و اصرار خلفا بر فاضل نشان دادن خود

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 فضائل، جمع فضیلت و به معنای برتری است. «زید افضل از عمرو است»؛ یعنی زید برتر از عمرو است.
علامه ابن منظور در «لسان‌العرب» می‌گوید:
«فضل: افضل والفضیلة معروف: ضدّ النقص والنقیصة… والفضیلة: الدّرجة الرفیعة فی الفضل…. وفضّلهُ: مزّاهُ. التفاضل بین القوم: أن یکون بعضهم أفضل من بعض. ورجل فاضِل: ذوفضل. ورجل مفضول: قد فضله غیره. ویقال: فضل فلان علی غیره، إذا غلب بالفضل علیهم…»([1])
او همچنین در ماده‌ی «نقب» می‌گوید:
«… والمنقبة: کَرَمُ الفعال… والمنقبة: ضدّ المثلبة… وقولهم: فی فلانٍ مناقب جمیلة، أی اخلاقٌ. و هو حسن النقیبة، أی جمیل الخلیقة…»([2])
پس از آنکه پیامبراکرم(صل الله علیه و آله) چشم از جهان فرو بست([3])؛ گروهی بی‌توجه به فرمایش‌های پیامبر(صل الله علیه و آله) درباره‌ی ولایت و خلافت حضرت علی(علیه السلام) که بزرگ اهل‌بیت(علیهم السلام) بود؛ در سقیفه کسی دیگر را به جانشینی پیامبر(صل الله علیه و آله) برگزیدند. بعدها گفتند: پیامبر(صل الله علیه و آله) کسی را به عنوان جانشین خود تعیین نکرد و بی‌جانشین از جهان رفت؛ پس باید کسی را برمی‌گزیدیم.
چه کسی باید در سقیفه، جانشین پیامبر(صل الله علیه و آله) می‌شد و سپس مردم او را می‌پذیرفتند؟ پاسخ روشن است. آن کس که برتر بود و شایسته‌تر. از این روست که اگر کسی داستان‌های سقیفه و تاریخ آن روز شوم را بخواند، خواهد دید که فضل فروشان بی‌فضائل چه نقشی بازی کرده‌اند. در فرهنگ عرب تفاخر جای خود را دارد. عرب حتی به راستِ اسب خود نیز تفاخر می‌کند، تا آنجا که مفاخر کاذب را جایگزین مناقب و فضائل الاهی نمودند.
فضل‌فروشی و سقیفه‌ی بنی ساعده
اکنون کتاب قطور تاریخ اسلام را باز می‌کنیم و آنچه را در سقیفه گذشت می‌خوانیم تا نقش فضائل را بدانیم.
طبری در تاریخ، زیر عنوان «ذکر الخبر عما جری بین المهاجرین والأنصار فی أمر الامارهًْ فی سقیفهًْ بنی ساعدهًْ» می‌گوید:
«… أنّ النبیّ صلی‌الله علیه و سلم لما قبض اجتمعت الأنصار فی سقیفة بنی ساعدة، فقالوا: نُولّی هذه الامر بعد محمد(علیه السلام) سعدَ بن عبادة… فقال بعد أن حمدالله و أثنی علیه: یا معشر الأنصار لکم سابقة فی الدین و فضیلة فی الاسلام لیست لقبیلة من العرب…»([4])
این سخن سعد است. به واژه‌ی «الإمارهًْ»، ترکیب «هذا الأمر» و گزاره‌ی «لکم سابقهًْ فی الدین وفضیلهًْ فی الاسلام»، توجه کنید.
سعد، ادامه داده و می‌گوید:
«… حتی إذا أراد بکم الفضیلة وساق إلیکم الکرامة وخصّکم بالنعمة وتوفّاه الله وهو عنکم راض…»([5])
به واژه‌ی «الفضیلهًْ» توجه شود.
پس انصار به سعد می‌گویند: اگر مهاجران قریش امارت و ولایت تو را نپذیرفتند چه؟
خبر به عمر می‌رسد. به ابوبکر می‌گوید که چه نشسته‌ای که انصار در سقیفه‌ی بنی‌ساعده برآنند تا امیری برای مسلمانان برگزینند. پس هر دو بی‌درنگ آهنگ سقیفه کردند و در راه ابوعبیده‌ی جراح را دیده، او را نیز با خود بردند… ابوبکر در سقیفه، سخن آغاز کرد و گفت:
«… فخصّ الله المهاجرین الأولین من قومه بتصدیقه، والایمان به، والمؤاساة له، والصبر معه علی شدّة أذی قومهم لهم… فهم أوّل من عبدالله فی الأرض و آمن بالله وبالرسول؛ وهم أولیاؤه و عشیرته وأحق النّاس بهذا الأمر؛ ولا ینازعهم ذلک إلاّ ظالم، وأنتم یا معشر الأنصار، من‌لا ینکر فضلهم فی الدین، ولا سابقتهم العظیمة فی الاسلام… فنحن الأمراء و أنتم الوزراء…»([6])
آری! آنچه مهم است فضل‌فروشی است. گویا مهاجر و انصار در سقیفه گرد آمده بودند تا فضائل یکدیگر را به رخ بکشند و بر اساس آن امیر و وزیر را برگزینند.
اکنون گاهِ «حباب بن منذر» است تا برخیزد و از فضائل انصار بگوید و مهاجران را بر سر جای خویش نشاند. پس برمی‌خیزد و با فریاد([7]) می‌گوید:
«… یا معشر الأنصار، املِکوا علیکم أمرکم؛ فإنّ الناس فی فیئکم و فی ظلکم… أنتم أهل العزّ والثروة… ذو والبأس والنجدة… فمنا امیر و منهم امیر»([8])
نوبت عمر است که او نیز چیزی بگوید:
«.. هیهات! لایجتمع اثنان فی قرن! والله لاترضی العرب أن یؤمرّوکم ونبیها من غیرکم… من ذا ینازعنا سلطان محمّد و إمارته، ونحن أولیائه و عشیرته…»([9])
بار دیگر حباب برمی‌خیزد و باز از فضائل انصار می‌گوید:
«… یا معشر الأنصار! املکوا علی أیدیکم، ولا تسمعوا مقالة هذا و أصحابه فیذهبوا بنصیبکم من هذا الأمر؛ فإن أبوا علیکم ما سألتموه، فاجلوهم عن هذه البلاد… فأنتم والله أحقّ بهذا الأمر منهم؛ فانّه بأسیافکم دان لهذا الدین من دان ممّن لم یکن یدین…»([10])
پس از کشمکش‌هایی چند، بار دیگر ابوبکر برمی‌خیزد و می‌گوید:
«… هذا عمر، وهذا أبو عبیدة، فأیهما شئتم فبایعوا. فقالا: لا والله لانتولّی هذا الأمر علیک؛ فإنک أفضل المهاجرین وثانی اثنین إذهما فی الغار، وخلیفة رسول‌الله علی الصلاة… ابسط یدک نبایعک…»([11])
عمرو ابن عبیده و اوسیان به سبب اختلاف دیرینه خود با خزرج و اینکه سعدبن عباده از خزرج بود، با ابوبکر بیعت کردند و او را جانشین پیامبر خواندند و شد آنچه شد و نمی‌بایست که می‌شد.([12]) «افإن مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم»؟!([13])
مجریان سقیفه، مانعان وصیت پیامبر(صل الله علیه و آله)
در جریان سقیفه این مطلب به روشنی پیداست که هر کدام از طرفین با دلایل خود به هر صورت که شده سعی می‌کردند که خلافت را نصیب خود کنند و اگر مطلبی هم بیان شده در راستای این هدف بوده است، اما یک سؤال اساسی و مهم در این میان به ذهن انسان حقیقت‌جو خطور می‌کند و آن این که، همانطور که طرفین در سقیفه تلاش می‌کردند خود را دلسوز امت و نگران آینده رهبری اسلام نشان دهند آیا پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) نسبت به این امر مهم غفلت کرده؟ و آیا خدای تعالی که دین اسلام را کامل معرفی کرده و نعمت را بر مسلمانان تمام کرده([14]) برای جلوگیری از اختلاف بین مسلمانان، رهبری را برای بعد رسول خود مشخص نکرده؟!! شخصی که عالم به تمام حقایق قرآن و سنت باشد و لازم نباشد که برای فهم احکام دین به دیگری پناه ببرد!!
تاریخ گواه است که علی‌بن ابی‌طالب(علیه السلام) تنها کسی است که مرجع سؤال دیگران بوده و در فهم دین از هیچ کس بعد از پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) استعانت نجسته است؛ او که مصداق آیه {وکل شی‌ء احصیناه فی امام مبین}([15]) و آیه {ومن عنده علم الکتاب}([16]) و آیه {ولکل قوم هاد}([17]) بود. همان شخصی که طبق آیه قرآن و به تصدیق مفسران در جریان مباهله نفس پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) معرفی شد([18]). عظمت علمی آن حضرت به حدی بود که بارها خلفا برای فهم احکام دین به او مراجعه کردند تا حدی که می‌گفتند اگر علی نبود ما هلاک می‌شدیم([19]). اساسا اگر چنین شخصیتی برای تبیین حقایق قرآن و رهبری جهان اسلام بعد از رسول خدا(صل الله علیه و آله) نباشد نزول قرآن عبث می‌شد.
از آنچه بیان شد روشن می‌شود که نگرانی پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) در زمان وفات چه بوده و چرا اصرار داشته‌اند که برای مسلمانان وصیتی بنویسند که بعد از آن حضرت هرگز گمراه نشوند، همانطور که قبلاً گمراه نشدن را در تمسک به ثقلین معرفی کرده بودند.([20])
و معلوم می‌شود که چرا عمر به سختی در مقابل این سخن رسول خدا(صل الله علیه و آله) ایستاد و نگذاشت که آن حضرت وصیت خود را بنویسند و جالب اینکه چطور قبل از اینکه پیامبر وصیت خود را بنویسند گفت: «حسبنا کتاب الله» و بالاخره این کار منجر به اختلاف بین مسلمانان شد تا حدی که پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) به غضب در آمد و همه صحابه را به جز علی‌بن ابی‌طالب(علیه السلام) از منزل بیرون کردند و ابن عباس از این واقعه به عنوان بزرگترین مصیبت یاد کرده است.([21])
آنچه به نقل کتاب‌ها تاریخی ملاحظه کردید جریانات بعد از بیرون آمدن از نزد رسول خدا(صل الله علیه و آله) و متعاقب آن وفات آن حضرت بوده است.
ذهبی در «دُوَل الاسلام» درباره‌ی خلافت ابوبکر چیزهایی گفته که گویا می‌خواهد به خواننده القا کند ابوبکر افضل بوده که به عنوان خلیفه‌ی اوّل برگزیده شد: «… بایع المسلمون بالأمر بعده لخلیفة علی الصلاة بالناس أیام مرضه».([22])
آری! اهمیت فضل‌فروشی قبیله‌ای و نقش آن در سیاست و امارت و حکومت به خوبی روشن است. هر کس که برتر است شایستگی جانشینی پیامبر(صل الله علیه و آله) را دارد و اوست که باید زمام امور را دردست بگیرد. اگر فضیلت واقعی داشت که هیچ مشکلی نبود، مشکل اینجاست که برای او فضائلی بافته می‌شد.
سیاست و فضیلت، علل و انگیزه‌های دشمنی‌ها
پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله)، علی(علیه السلام) را به عنوان جانشین و خلیفه‌ی پس از خود معرفی کردند و ایشان را امام و پیشوای مسلمانان قرار دادند و مردم را به پیروی از ایشان و اهل‌بیت(علیهم السلام)سفارش کردند؛([23]) ولی مردم از حضرت علی(علیه السلام) و اهل‌بیت(علیهم السلام) منحرف شدند و پس از ابوبکر، به خلافت عمر و عثمان، تن دادند.
در حکومت کوتاه‌مدت حضرت علی(علیه السلام)، عایشه، طلحه، زبیر و معاویه و خوارج بر طبل مخالفت کوبیدند و جنگ‌های جمل، صفین و نهروان را بر علی(علیه السلام) تحمیل کردند. پس از شهادت امام(علیه السلام)، حکومت فرزندش حضرت امام حسن(علیه السلام) نیز دیری نپایید و ایشان ناچار به صلح با معاویه شدند. قدرت و حکومت در دست معاویه بود. او افزون بر این که دشمن علی(علیه السلام)بود؛ مشروعیت حکومت و خلافت خود را در مشروعیت خلفای پیش از علی(علیه السلام) می‌دید. از طرفی بر پایه‌ی دشمنی خود با حضرت علی(علیه السلام)، بر آن شد تا از گسترش فضائل آن امام و اهل‌بیت(علیهم السلام) جلوگیری کند. خوارج نیز به وجود آمده بودند. آنها نیز دشمن حضرت علی(علیه السلام) و اهل‌بیتش بودند. تدوین نشدن حدیث و جلوگیری از نوشتن و گسترش آن پس از پیامبر(صل الله علیه و آله) تا زمان تدوین حدیث نیز سبب شد تا بسیاری از فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام) یا فراموش شود یا اینکه به طور درست نقل نشود.([24])
در این میان معاویه برای مشروعیت بخشیدن به خلافت خلفای سه‌گانه و نیز خود و حزب اموی‌اش، دست به جعل حدیث زد و احادیث سیاسی فضائل به وجود آمد. در زمان عباسیان نیز چنین بود؛ سیاست عباسی نیز اقتضا می‌کرد تا به خلافت خلفای سه‌گانه مشروعیت ببخشند و فضائل علی(علیه السلام) و اهل‌بیت(علیهم السلام) را مخفی نگه‌دارند؛ زیرا با روشن شدن فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام)، برتر بودن و حقانیت آنها نسبت به خلافت و حکومت بیشتر روشن می‌شد.
 

[1]) لسان العرب، ابن منظور، ج11، ص542، فصل الفاء. (محقق)

[2]) لسان العرب، ابن منظور، ج1، ص768، فصل النون. (محقق)

[3]) به پيشگفتار نگاه كنيد.

[4]) ج3، ص218.

[5]) همان.

[6]) همان؛ صص 219ـ 220.

[7]) مقام، مقام فرياد است؛ وگرنه در تاريخ طبرى ننوشته كه با فرياد مى‏گويد.

[8]) همان؛ ص220.

[9]) همان.

[10]) همان.

[11]) همان؛ ص221.

[12]) نيز نك: الكامل في التاريخ؛ ابن الأثير؛ ج2، ص189 و المنتظم في تاريخ الأمم و الملوك؛ ابن الجوزي؛ ج4، ص64 و تاريخ الاسلام؛ الذهبي، ج3 عهد الخلفاء الراشدين ص5 و شرح نهج‏البلاغه؛ ابن ابى‏الحديد؛ ج1، ص171.(محقق)

[13]) براى اطلاع بيشتر درباره‌ی با وقايع سقيفه و پيامدهاى كوتاه مدت و بلند مدت آن در اسلام و موضع‏گيرى حضرت على(علیه السلام) به كتاب «امام على(علیه السلام) و سقيفه» كه به همت مجمع جهانى شيعه‏شناسى چاپ و منتشر شده مراجعه كنيد.(محقق)

[14]) {اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتى ورضيت لكم الاسلام دينا}. (المائده / 3) (محقق)

[15]) ياسين / 12. (محقق)

[16]) {قل كفی بالله‏ شهيدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب}. (الرعد / 43) (محقق)

[17]) {ويقول الذين كفروا لولا انزل عليه آية من ربه انما انت منذر ولكل قوم هاد}. (الرعد / 7) (محقق)

[18]) {فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله‏ علي الكاذبين}. (آل عمران / 61) (محقق)

[19]) «لولا على لهلك عمر»، تفسير الكبير، الرازى، سورهًْ الاسراء، ج21، ص18 ـ تفسير سمعانى، سورهًْ الاحقاف، ج5، ص152 ـ فيض القدير، حرف السين، ج4، ص357. (محقق)

[20]) عن أبى الطفيل عن زيد بن أرقم رضى الله‏ عنه قال: لما رجع رسول الله‏’ من حجة الوداع و نزل غدير خم امر بدوحات فقممن فقال: كأنى قد دعيت فأجبت انى قد تركت فيكم الثقلين أحدهما أكبر من الآخر كتاب الله‏ تعالى و عترتى فانظروا كيف تخلفونى فيهما فانهما لن يتفرقا حتى يردا على الحوض ثم قال: ان الله‏ عزوجل مولاى و انا مولى كل مؤمن ثم اخذ بيد على رضى الله‏ عنه فقال: من كنت مولاه فهذا وليه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و ذكر الحديث بطوله. هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه بطوله». المستدرك، الحاكم النيسابورى، ج3، ص109.
ـ عن مسلم بن صبيح عن زيد بن أرقم رضى الله‏ عنه قال قال رسول الله’: انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله‏ و اهل بيتى و انهما لن يتفرقا حتى يردا على الحوض. هذا حديث صحيح الاسناد على شرط الشيخين ولم يخرجاه. المستدرك، الحاكم النيسابورى، ج3، ص148.
ـ قال لما رجع رسول الله’ عن حجة الوداع و نزل غدير خم أمر بدوحات فقممن ثم قال: كأنى قد دعيت فأجبت انى قد تركت فيكم الثقلين احدهما أكبر من الآخر كتاب الله‏ و عترتى اهل بيتى فانظروا كيف تخلفونى فيهما فانهما لن يتفرقا حتى يردا على الحوض ثم قال: ان الله‏ مولاى و أنا ولى كل مؤمن ثم اخذ بيدى على فقال: من كنت وليه فهذا وليه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فضائل الصحابة، النسائى، ص15.
ـ … قال رسول الله‏| انى قد تركت فيكم ما ان أخذتم به لن تضلوا بعدي الثقلين أحدهما أكبر من الآخر كتاب الله‏ حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتي أهل بيتي الا وانهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض. مسند احمد، الإمام احمد بن حنبل، ج3، ص59.
ـ 3874 … قال: رأيت رسول الله| في حجته يوم عرفة وهو على ناقته القصواء يخطب فسمعته يقول: يا أيها الناس إني تركت فيكم من [ما] إن أخذتم به لن تضلوا كتاب ‏وعترتي أهل بيتي. سنن الترمذي، الترمذي مناقب أهل بيت النبي|، ج5، صص 328 ـ 327.
ـ 3876 … قال رسول الله‏| إني تارك فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا بعدي؛ أحدهما أعظم من الآخر؛ كتاب الله‏ حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتي أهل بيتي ولن يتفرقا حتى يردا على الحوض فانظروا كيف تخلفوني فيهما هذا حديث حسن غريب. سنن الترمذي، الترمذي، ج5، صص 329 ـ 328.
ـ … ثم قام خطيبا فحمد الله‏ وأثنى عليه وذكر ووعظ فقال ما شاء الله‏ أن يقول ثم قال أيها الناس اني تارك فيكم أمرين لن تضلوا ان اتبعتموهما وهما كتاب الله‏ وأهل بيتي عترتي ثم قال أتعلمون اني أولى بالمؤمنين من أنفسهم ثلاث مرات قالوا نعم فقال رسول الله‏ صلى الله‏ عليه وآله من كنت مولاه فعلي مولاه. المستدرك، الحاكم النيسابوري، ج3، ص110.
ـ … عن زيد بن أرقم رضي الله‏ عنه قال خرجنا مع رسول الله‏ صلى الله‏ عليه وآله وسلم حتى انتهينا إلى غدير خم فأمر بروح فكسح في يوم ما أتى علينا يوم كان أشد حرا منه فحمد الله‏ وأثنى عليه وقال يا أيها الناس انه لم يبعث نبي قط الا ما عاش نصف ما عاش الذي كان قبله واني أوشك ان ادعى فأجيب واني تارك فيكم ما لن تضلوا بعده كتاب الله‏ عز وجل ثم قام فاخذ بيد علي رضيعنه فقال يا أيها الناس من أولى بكم من أنفسكم قالوا الله‏ ورسوله اعلم قال من كنت مولاه فعلي مولاه؛ هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه. المستدرك، الحاكم النيسابوري، ج3، ص533؛ بخش كوچكى از روايات كتب معتبر اهل سنت در اينجا ذكر شده است كه محققان مى‏توانند براى اطلاع بيشتر به منابع روايى آنها رجوع كنند. (محقق)

[21]) ـ … عن ابن عباس رضى الله‏ عنهما قال لما حضر رسول الله’ و فى البيت رجال فقال النبى’ هلموا اكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده فقال بعضهم ان رسول الله’ قد غلبه الوجع و عندكم القرآن حسبنا كتاب الله‏ فاختلف اهل البيت و اختصوا فمنهم من يقول قربوا يكتب لكم كتابا لاتضلوا بعده و منهم من يقول غير ذلك فلما اكثروا اللغو و الاختلاف قال رسول الله’ قوموا. قال عبيد الله‏ فكان يقول ابن عباس ان الرزية كل الرزية ما حال بين رسول الله‏’ و بين ان‏يكتب لهم ذلك الكتاب لاختلافهم ولغطهم. صحيح البخارى، البخارى، ج5، باب مرض نبى| و وفاته، صص137ـ 138.
ـ … عن ابن عباس رضى الله‏ عنهما قال لما حضر رسول الله‏| و فى البيت رجال فيهم عمر بن الخطاب قال النبى| هلم اكتب لكم كتابا لاتضلوا بعده فقال عمر ان النبى| قد غلب عليه الوجع و عندكم القرآن حسبنا كتاب فاختلف اهل البيت فاختصموا منهم من يقول قربوا يكتب لكم النبى| كتابا لن تضلوا بعده و منهم من يقول ما قال عمر فلما اكثروا اللغو و الاختلاف عند النبى| قال رسول الله‏| قوموا قال عبيد الله‏ و كان ابن عباس يقول ان الرزية كل الرزية ما حال بين رسول الله‏| و بين ان يكتب لهم ذلك الكتاب من اختلافهم و لغطهم. صحيح بخارى، البخارى، باب قول المريض قوموا عنى، ج7، ص9. اين جريان در قسمت‌هاى ديگر كتاب بخارى و مسلم روايت شده و يكى از مسلمات روايى و تاريخى است. صحيح بخارى، ج1، كتاب العلم، باب كتابهًْ العلم، صص 36  و 37 و ج8، كتاب الاعتصام بالكتاب و السنهًْ، باب كراهيهًْ الخلاف، ص161، دارالفكر، بيروت؛ صحيح مسلم، ج5، صص 75 و 76، دارالفكر، بيروت. (محقق)

[22]) ج1، ص7.

[23]) نك: المراجعات؛ عبدالحسين شرف‏الدين& و الغدير؛ علامه‏ى امينى&؛ ج1.

[24]) در اين باره در كتاب عوامل سقوط و فروپاشى امويان كه به همت جهانى شيعه‏شناسى چاپ و منتشر شده بخش اصلاحات عمربن عبد العزيز قسمت آزاد كردن نقل احاديث پيامبر اكرم| توضيحاتى داده شده كه به براى خوانندگان محترم مفيد است. (محقق)
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

نوشته قبلی

برزخ(3)

نوشته‌ی بعدی

نگاهی به شیوه زندگی و سلوک دینی امام‌رضا(ع)

مرتبط نوشته ها

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟
ویژه جنگ رمضان

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)
امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مهدویت در سیره و قیام امام خمینی (ره)
نظام ولایت فقیه

مهدویت در سیره و قیام امام خمینی (ره)

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام
تاریخ شیعه

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام

نوشته‌ی بعدی

نگاهی به شیوه زندگی و سلوک دینی امام‌رضا(ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا