22 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

امام صادق(عليه السلام) و انديشه ‏هاى صوفيان

0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

صوفی گریازجمله تفکراتی که در زمان امام صادق(علیه السلام) پیدا شد و کم‌کم شکل‌گرفت، جریان خطرناک و انحرافی صوفیگری بود، که با ظاهری‌فریبنده دست‌به عوام فریبی و گمراه کردن مردم زد.محقق اردبیلی درباره پیدایش صوفیه می‌نویسد: به نقل از شیعه وسنی، اولین کسی را که صوفی نامیدند «ابوهاشم كوفى‏» بود، چون‌او مانند رهبانان جامه‌های پشمینه درشت می‌پوشید. آن ملعون مثل‌نصاری قائل به حلول و اتحاد بود. (1) و در کتاب اصول الدیانات‌آمده است که او در ظاهر اموی و جبری بود و در باطن ملحد ودهری. هدف او نابودی دین اسلام بود. از ائمه معصومین علیهم‌السلام چند حدیث در طعن او وارد شده است. پیروان او را چون صوف«لباس پشمى‏» می‌پوشیدند، صوفیه گفته‌اند. (2)شاید منظور محقق اردبیلی این است که اولین کسی که در اسلام«صوفى‏» نامیده شد، ابوهاشم کوفی بود و الا به گفته سیدجزایری(ره) این کلمه نخست‌برگروهی از حکمای کج اندیش و منحرف‌اطلاق می‌شد، سپس برگروهی از زنادقه و بی‌دینان هندو و براهمه‌استعمال شد و پس از اسلام برگروهی از کژاندیشان مثل حسن بصری،سفیان ثوری و ابوهاشم کوفی و همقطارانشان که از نظر فکر واندیشه در مقابل اهل‌بیت عصمت و طهارت فرار گرفته بودند، اطلاق‌شد.امام صادق(علیه السلام) در برابر انحراف فرهنگی صوفیه موضع گرفت و نخست‌به هدایت و راهنمایی رهبران آن‌ها پرداخت. اما چون آنان برعقایدانحرافی خود اصرار می‌ورزیدند. حضرت به ناچار وارد مرحله‌شدیدتری شد و دست‌به افشاگری چهره‌های خبیث آن‌ها زد.سفیان ثوری و گروهی از زاهد نمایان نزد امام صادق(علیه السلام) آمدند واز لباس امام اشکال گرفتند. سفیان به آن حضرت گفت:«ان هذا ليس من لباسك‏»; راستی که این جامه شما نیست. امام‌صادق(علیه السلام) فرمود: بشنو و به دل سپار آن‌چه را به تو می‌گویم که خیردنیا و آخرت همین است; اگر بر سنت و حق بمیری و بر عقیده بدعت‌وناحق نمیری، من به تو خبر می‌دهم که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در دوران تنگی‌وسختی بود، و هرگاه دنیا اقبال کند سزاوارترین افراد برای‌استفاده از نعمت‌ها نیکانند نه بدکاران، مومنانند نه منافقان،مسلمانانند نه کفار. ای ثوری! چرا انکار کردی و ناروا شمردی؟من با این وضعی که می‌بینی از روزی که خردمند شدم، شامی بر من‌نگذشته است که در مالم حقی باشد که خدا به من فرموده باشد آن‌را در مصرفی برسانم; جز آن که بدان مصرفش رساندم. (3)برخی زهد فروشان از پاسخ آن حضرت به سفیان پندگرفته، گفتند: راستی این رفیق ما از سخن شما آزرده شد، زبانش بند آمد و دلیلی‌به نظرش نیامد.حضرت به آن‌ها فرمود: شما دلیل‌های خود رابیاورید. آن‌ها گفتند: دلیل ما از قرآن است. امام صادق(ع)فرمود: آن را حاضر کنید که از هر چیزی به پیروی و عمل سزاوارتراست. گفتند: خدای تبارک و تعالی در مقام توصیف یاران پیامبر(ص)فرمود: دیگران را برخود مقدم می‌دارند، گرچه نیازمند باشند. هرکه از بخل نفس خود محفوظ بماند جزو رستگاران است. (4)نیز خداوند فرمود: غذای خود را با این که به آن علاقه و نیازدارند، به مسکین و یتیم و اسیر می‌دهند. (5) ما به همین دو آیه‌اکتفا می‌کنیم.مردی از حاضران مجلس به آنان گفت: ما شما را ندیده‌ایم که ازخوراک خوب دوری کنید. با این حال به مردم فرمان می‌دهید که ازمال خود دست‌بکشند تا شما از آن بهره‌مند شوید!امام صادق(علیه السلام) فرمود: آن چه سودی ندارد، وانهید. آیا ناسخ ومنسوخ و محکم و متشابه قرآن را می‌دانید؟ هرکه گمراه شده، ازاینجا گمراه شده و هرکه از این امت هلاک شده، از این راه هلاک‌شده است. در پاسخ گفتند: بعضی را نمی‌دانیم و همه آن رامی‌دانیم. آن حضرت فرمود: به خاطر این نادانی است که گرفتارشدید. احادیث رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز چنین هستند. (ناسخ و منسوخ ومحکم و متشابه دارند.) اما انفاقی که در آیه فوق آمده است،برای مسلمانان آن عصر مباح بود، آنان به خاطر آن پاداش‌می‌بردند. ولی آن چه که آن‌ها عمل می‌کردند، به امر خدا نسخ شده است، تا مایه زیان مسلمانانی که افراد ناتوان، کودک و پیران ازکار افتاده و سالخورده در خانواده خود دارند که گرسنگی رانمی‌توانند تحمل کنند، نشود. بدین خاطر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگرکسی می‌خواهد مقداری خرما یا پنج قرص نان یا چند دینار یا چنددرهم را به مصرف خیر برساند بهتر این است که آن‌ها را به مصرف‌پدر و مادر خود برساند و در درجه دوم برای خود و عیالش صرف کندو در درجه سوم به خویشاوندان وبرادران مومنش و در درجه چهارم‌به هسمایه‌های مستمندش و در درجه پنجم درراه خدا و جهاد که اجرش‌از همه کمتر است، به مصرف برساند.پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره مردی از انصار که هنگام مرگش پنج‌یا شش بنده‌خود را آزاد کرد و چیزی برای فرزندان خردسالش باقی نگذاشت،فرمود: اگر این کار او را به من اعلام کرده بودید، نمی‌گذاشتم درگورستان مسلمانان به خاک سپارید. چند کودک خردسال باقی گذاشته است تا از مردم گدایی کنند!قرآن در رد گفته شما می‌فرماید: آن کسانی که چون انفاق می‌کنند،اسراف نمی‌کنند و بخل نمی‌ورزند. عدالت میان این دو باید رعایت‌شود. (6)آیا نمی‌بینید که خداوند کاری را که شما بدان دعوت می‌کنید،نکوهش کرده است: خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی‌دارد. (7)خداوند مردم را از اسراف نهی کرده و به حد وسط فرمان داده است.مسلمان نباید هرچه دارد به دیگران بدهد و پس از آن از خدا روزی‌خواهد، چون دعایش به اجابت نمی‌رسد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دعای چنددسته از امتم به اجابت نمی‌رسد: مردی که به پدر و مادرش نفرین‌می‌کند… و مردی که خداوند به او مال بسیاری می‌دهد و او همه راانفاق می‌کند; سپس به درگاه خداوند دعا می‌کند که پروردگارا، به‌من روزی بده. خدا می‌فرماید: آیا روزی فراوان به تو ندادم؟! چرامیانه روی نکردی؟ چرا اسراف کردی…؟ سپس خدا به پیامبرش آموخت‌که چگونه انفاق کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یک «اوقيه طلا» داشت ونمی‌خواست که آن را یک شب در نزد خود نگه دارد. بدین خاطر همه‌آن را صدقه داد. بامدادان سائلی نزد او آمد و آن حضرت چیزی‌نداشت که به او بدهد. سائل او را سرزنش کرد و آن حضرت غمناک‌شد. خدا به پیامبرش فرمود: دست‌خود را مبند و بیش از حد نیزدست‌خود را مگشای که مورد سرزنش قرار می‌گیری و از کارفرومانی. (8)بسا که مردمی از تو چیزی بخواهند و تو را معذور ندارند و اگرهرچه داری به دیگران بدهی به زیان مالی دچار شوی. این‌ها احادیث‌رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) است که قرآن را تصدیق دارند و قرآن را هم همه اهل‌آن که مومنند، درست دانند… ای جماعت! نمی‌دانم امروز آن‌چه رابرای شما شرح دادم در شما اثر کرد یا…اگر همه مردم آن طور که شما می‌خواهید زاهد باشند و نیازی به‌متاع دیگران نداشته باشند پس کفاره‌های قسم و نذر و صدقه‌های‌زکات واجب شتر، گوسفند، گاو، طلا، نقره، خرما، کشمش و دیگرچیزها به چه کسی داده شود؟چه بد است این عقیده که شما بدان گراییده‌اید و مردم را بدان‌می‌کشانید!سلیمان بن داود(علیه السلام) از خدا ملکی خواست که احدی را پس از وی‌نشاید، و خدا آن را به وی داد. او حق می‌گفت و به حق کار می‌کرد.ما نیافتیم که خدا آن را بر وی نکوهش کند و نه یک مومنی را.داود(علیه السلام) پیش از وی سلطنت محکمی داشت. یوسف پیامبر(علیه السلام) به پادشاه‌مصر گفت: مرا کارگزار همه خزائن کن; زیرا من نگهدار و داناهستم. کارش بدان جا کشید که اداره کشور مصر را به دست گرفت ووسعت‌حکومتش تا یمن رسید…او نیز حق می‌گفت و به حق کار می‌کردو ندیدیم احدی را که بر او عیب گیرد. ذوالقرنین بنده‌ای بود که‌خدا را دوست داشت و خدا هم دوستش داشت و وسایل برایش فراهم کردو شرق و غرب را در زیر نگینش آورد و حق گفت و حق کار کرد وندیدیم کسی این را بر او عیب گیرد. ای جماعت! به همان امر ونهی خدا اکتفا کنید و رها کنید آنچه را برشما اشتباه شده است… علم را به عالم واگذارید تا اجر ببرید و معذور باشید…و در طلب علم ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه قرآن باشید. نادانی‌را به اهلش وانهید، زیرا اهل نادانی بسیارند و اهل دانش‌کم. (9)سفیان ثوریدر انوار نعمانیه آمده است: صوفیان نزد امام صادق(علیه السلام) آمدند.سفیان ثوری لباسی پشمینه و زبر به تن کرده و امام لباس نازکی‌به تن کرده بود. سفیان به امام گفت: به درستی که امیرمومنان‌همیشه لباس‌های درشتی به تن می‌کرد. چرا در این روش به او اقتدانمی‌کنی؟! امام صادق(علیه السلام) پاسخ داد: امیرمومنان در زمان تنگدستی‌مسلمانان زندگی می‌کرد. این گشایش که امروز در بین مسلمانان به‌وجود آمده، در آن روز نبوده است. ما قومی هستیم که اگر خدا برماگشایش داد، برخود گشایش می‌دهیم و هرگاه برما تنگی گیرد،برخودمان چنان کنیم. خداوند دنیا را برای مؤمن آفریده است، نه‌برای کافر; زیرا او ارزشی نزد خداوند ندارد. اگر امیرمومنان‌علی(علیه السلام) در این زمان به سر می‌برد هرگز آن لباس‌هایی که در آن‌روزگار می‌پوشید را به تن نمی‌کرد، تا نگویند او ریاکاری می‌کند ولباس شهرت می‌پوشد. امیرمومنان امام و والی مسلمانان بود و بروالی مسلمانان سزاوار نیست که از نظر زندگی و معاش بالاتر ازفقرا باشد. حضرت علی(علیه السلام) در جواب کسانی که به وی گفتند: تو شب‌را گرسنه می‌مانی در حالی که ملک و خلافت از آن تو است; فرمود: بیم آن دارم که سیر شوم در حالی که در «يمامه‏» یک نفر باشکم‌گرسنه شب را سپری کرده باشد.من والی نیستم. خلافت از ما غصب گردیده است. اگر والی بودم، دراین جهت‌به آن حضرت اقتدا می‌کردم.امام صادق(علیه السلام) به سفیان ثوری فرمود: نزدیک من بیا! او پیش حضرت‌آمد. حضرت پیراهن پشمی و زبر سفیان را کنار زد و پیراهن‌ابریشمی را که سفیان در زیر لباس‌های خود به تن کرده بود، به اونشان داد و آن گاه فرمود: سفیان! نگاه کن که در زیر این‌پیراهن‌های نازک که به تن دارم، چه می‌بینی؟ سفیان با تعجب دیدکه آن حضرت پیراهن پشمی زبری در زیر لباس‌های خود به تن کرده است.امام فرمود: سفیان! این لباس زیرین را برای خدا به تن کرده‌ام وپیراهن دیگر را جهت اظهار نعمت پروردگار پوشیده‌ام. (10)در این گفت وگو به نکات فراوان و قابل توجهی می‌توان دست‌یافت.امام صادق(علیه السلام) با این که می‌دانست. وی فردی ریاکار و منحرف است‌اما در وهله اول، خواست تا با دلیل و برهان او را خلع سلاح‌نماید و سپس او را رسوا گرداند. امام صادق(علیه السلام) با نشان دادن‌لباس ابریشمی سفیان، به دیگران فهماند که لباس‌های پشمینه اوبرای فریب عوام است، نه برای خدا.دومین گامی که امام صادق(علیه السلام) جهت افشای چهره این گروهک منحرف‌برداشت، رسوا کردن پایه گذاران آن بود. از این رو می‌بینیم وقتی‌که از آن حضرت درباره ابوهاشم کوفی سؤال می‌شود، در جواب‌می‌فرماید: او فردی بسیار فاسد العقیده است. وی همان کسی است که‌مذهبی را به نام صوفیه پایه گذاری و تاسیس کرد و آن را راه‌فراری برای عقیده خبیث و فاسد خودش قرار داد. (11)سومین گام امام صادق(علیه السلام) در مقابله با گروه منحرف صوفیه، هشدارامام به مسلمانان بود که فریب آن‌ها را نخورند و تحت تاثیرافکارشان قرار نگیرند. آن حضرت در جواب فردی که از وی درباره‌صوفی‌ها سؤال کرده بود، فرمود: آن‌ها دشمنان ما هستند. هرکس به‌آنان میل پیدا کند جزو آن‌هاست و همراهشان محشور خواهد شد. زوداست گروهی که مدعی محبت ما می‌باشند از آنان پیروی کنند… هان! اگر کسی به سوی این گروه میل پیدا بکند از ما نخواهد بود و مااز او بیزار هستیم و هرکه آن‌ها را انکار کند همانند کسی است که‌به جنگ با کفار و منافقین پرداخته است. (12)راهزنان امت اسلامیعقاید فاسد و برخورد ریاکارانه و منافقانه صوفیه آن چنان‌خطرناک بود که پس از گذشت‌یک قرن از پیدایش این گروه انحرافی،امام حسن عسکری(علیه السلام) با نقل حدیث از امام صادق(علیه السلام) دست‌به یک‌روشنگری جدید علیه این گروه زد. امام حسن عسکری(علیه السلام) در پایان‌این روشنگری می‌فرماید: امام صادق(علیه السلام) به ابوهاشم جعفری فرمود:ای ابوهاشم! زود باشد که زمانی فرا رسد که مردم خندان باشندودلهایشان سیاه و تیره، سنت در میان آن‌ها بدعت‌به حساب آید وبدعت در میان آن‌ها سنت، مؤمن در میان آن‌ها خوار و بی‌مقدار باشدو فاسق عزیز و صاحب اعتبار، امیران آن‌ها نادان و ستمکار باشند،و عالمانشان راهی دربار ظالمان، توانگران آن‌ها توشه فقیران ودرویشان را بدزدند، کوچتکترهای آن‌ها بر بزرگان پیشی گیرند،هرنادانی نزد آن‌ها مرد آگاهی باشد، هر حلیت‌گری درویش باشد،مردم افراد نیک رای را از افراد فاسد العقیده تمییز ندهند،میش را از گرگان خونخوار تشخیص ندهند، علمای آن‌ها بر روی زمین‌بدترین خلق خدا هستند. زیرا میل به فلسفه و تصوف می‌کنند. به‌خدا قسم! آن‌ها از حق برگشته‌اند و میل به باطل پیدا کرده‌اند، دردوستی با مخالفان ما بسیار مبالغه کنند و در گمراه کردن شیعیان‌و دوستان ما تلاش فراوان کنند. پس اگر بر منصبی دست‌یابند ازرشوه‌ها سیر نگردند… آگاه باشید که آن‌ها «راهزنان ايمان‏»هستند و دعوت کنندگان به کیش ملحدان. پس هرکس آن‌ها را دریابدباید از آن‌ها حذر کند و دین و ایمان خود را حفظ کند.ای ابوهاشم! این چیزی است که پدرم از پدرانش، از جعفربن‌محمدصادق علیهم السلام برای من نقل کرده است… (13)
پی نوشت ها:

1.حديقه الشيعه، ص 560.2.ذرايع البيان، ج 2، ص 32، به نقل از منهاج البراعه، ج 1، ص‏176.3.تحف العقول، ترجمه سيدهاشم رسولى محلاتى، ص‏363.4.حشر، آيه‏9.5.انسان، آيه‏9.6.فرقان، آيه‏67.7.انعام، آيه 141.8.اسرا، آيه 31.9.تحف العقول، ص‏363.10.ذرايع البيان، ج 2، ص 48.11.حديقه الشيعه، ص 564.12.ذرايع البيان، ج 2، ص 41.13.حديقه الشيعه، ص 652.منبع: www. sibtayn.com
 

نوشته قبلی

شیعه و مهدویت از دیدگاه همیلتون گیب (2)

نوشته‌ی بعدی

پیشوای صادق

مرتبط نوشته ها

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن
محور مقاومت

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)
نهضت حسینی

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مناجات شعبانیه و سند آن
عقاید شیعه

مناجات شعبانیه و سند آن

آزادى از منظر شیعه
علوم شیعه

آزادى از منظر شیعه

ایران هوشیار است.
محور مقاومت

ایران هوشیار است.

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟
شیعه شناسی

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

نوشته‌ی بعدی

پیشوای صادق

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مناجات شعبانیه و سند آن

مناجات شعبانیه و سند آن

آزادى از منظر شیعه

آزادى از منظر شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا