عدم عصمت
استدلال شيعه به اين آيه مبتنى بر مقدماتى بود كه با توجه به آنها نفى رجس ملازم با عصمت است و چون اميرالمؤمنين × ادعاى خلافت كرده است پس خلافت حق اوست.
از شبهاتى كه بر اين استدلال وارد كردهاند اين است كه آيه ملازم با عصمت نيست. به اين شبهه توجه كنيد:
«و بالجملة فالتطهير الذى اراده اللّه و الذى دعا به النبى| ليس هو العصمة بالاتفاق، فانّ اهلالسنة عندهم لا معصوم الاّ النبى| و الشيعة يقولون لا معصوم غيرالنبى | و الامام، فقد وقع الاتفاق على انتفاء العصمة المختصة بالنبى| و الامام عن ازواجه و بناته و غيرهنّ من النساء و اذا كان كذلك، امتنع ان يكون التطهير المدعوّ به للاربعة متضمّنا للعصمة التى يختصّ بها النبى| و الامام عندهم.»([1])
خلاصه تطهيرى كه خداوند اراده كرده و پيامبر | از خدا تقاضا كرده است، به اتفاق نظر شيعه و سنى عصمت نيست اما اهل سنت بجز پيامبر| كسى را معصوم نمىدانند و شيعه نيز غير از پيامبر| و امام كسى را معصوم نمىدانند.
بنابراين به اتفاق نظر شيعه و سنى عصمتى كه اختصاص به پيامبر و امام دارد، شامل همسران و دختران پيامبر و بقيه زنان مسلمان نمىشود. از اين رو محال است تطهيرى كه پيامبر | از خداوند براى آن چهار نفر تقاضا كرده است همان عصمت مختص به پيامبر| و امام باشد.
همان طور كه ملاحظه مىكنيد، خلاصه سخن ابنتيميه آن است كه با توجه به اين كه شيعه و سنى قائل به عصمت غير از پيامبر و امام نيستند، نمىتوان ملازمت آيه با عصمت را پذيرفت.
نقد
1- اين اتهام به شيعه كه معتقد به عصمت حضرت زهرا ÷ نيست، از بىاطلاعى ابنتيميه نسبت به عقايد شيعه حكايت مىكند، يا اين كه به رغم آگاهى، كوشيده براى مخاطبان خود واقعيت را بيان نكند تا استدلال او تمام شود وگرنه اعتقاد به عصمت حضرت زهرا ÷ مورد اتفاق نظر شيعه است. به چند اظهارنظر در اينباره توجه كنيد:
الف – علامه مجلسى & مىنویسد:
«لاشكّ فى عصمة فاطمة ÷، امّا عندنا فللاجماع القطعى المتواتر و الاخبار المتواترة و امّا الحجة على المخالفين فبآية التطهير الدالّة على عصمتها و بالاخبار المتواتره الدالّة على انّ ايذاءها ايذاء الرسول صلوات اللّه عليه و ان اللّه تعالى يغضب لغضبها و يرضى لرضاها.»([2])
شبههاى در عصمت فاطمه ÷ وجود ندارد؛ اما نزد شيعه به دليل اجماع قطعى و متواتر بر عصمت آن حضرت و به سبب اخبار متواتر در اين مسأله است و اما نزد اهل سنت، براى عصمت فاطمه÷ بايد به آيه تطهير كه بر عصمت آن حضرت دلالت مىكند و به روايات متواترى كه دلالت مىكند كه اذيت فاطمه÷ اذيت رسولخدا | است و غضب فاطمه ÷ غضب خدا و رضايت آن حضرت رضايت خداست، استدلال كرد.
البته اين روايات در منابع اهلسنت فراوان است كه به دليل طولانى نشدن از آوردن آنها خوددارى مىكنيم.
ب – پيشتر نقل كرديم:
«انّ للفظ آلالبيت اطلاقا خاصا لدى الشيعة الاماميّه و يقصد به خصوص قرابة النبى المعصومين، اى الائمة الاثنا عشر و فاطمة فقط و هذاالاصطلاح مرادف عندنا لمصطلح اهلالبيت و آلمحمد و العترة و ذوىالقربى حتى بناء على كون معانيها اللغويّه اعمّ.»([3])
لفظ آلالبيت نزد شيعه اماميّه كاربرد خاصى دارد و مقصود از اين لفظ معصومين از نزديكان رسول خدا | هستند كه عبارت از دوازده امام و فاطمه ÷ تنها اين اصطلاح نزد شيعه مرادف با اصطلاح اهلالبيت و آلمحمد و عترت و ذوىالقربى است، حتى اگر معانى لغوى اين واژهها را اعم بدانيم.
ج – محقق كركى مىنویسد:
«آل محمد؛ على و فاطمه و الحسن و الحسين^، للنقل الثابت فى ذلك. من طرقنا و طرق المخالفين و يطلق على باقى الائمة الاثنى عشر^ تغليبا.»([4])
آلمحمد | عبارتند از على و فاطمه و حسن و حسين ^، به دليل روايات درست؛ چه از طريق شيعه و چه از طريق اهلسنت و از باب غلبه به بقيه امامان دوازدهگانه هم گفته مىشود.
د – فخرالمحققين مىنویسد:
«المراد بهم الائمة و فاطمة ÷، لا غيرهم.»([5])
مقصود از آلمحمد | امامان دوازدهگانه و فاطمه÷ هستند و نه غیر از آنها.
بنابر اين برخلاف آنچه ابنتيميه پنداشته است، شيعه نه تنها قائل به عدم عصمت حضرت زهرا ÷ نيست، بلكه عصمت آن بانو مورد اجماع قطعى شيعه است. البته اين حكم اختصاص به آن حضرت دارد و شامل بقيه دختران و همسران رسولخدا | نمىشود.
بررسى دلالت آيه بر عصمت
1- به راستى اگر آيه بر عصمت دلالت ندارد، چرا عدهاى آنقدر اصرار دارند كه بگويند اين آيه شامل اصحاب كساء نمىشود و تنها همسران رسولخدا| را دربرمىگيرد، با اين كه همسران آن حضرت هرگز چنين ادعايى را نداشتند، بلكه برخلاف اين گروه آنان اصرار داشتند كه آيه در شأن اصحاب كساء نازل شده است.
2- پيشتر از نظر لغوى ثابت كرديم كه رجس هر نوع كمبود روحى مثل بخل، حسد و… و هر نوع رفتار و افكار و اخلاق زشت را شامل مىشود و با توجه به اين كه مفرد محلّى به الف و لام در سياق نفى است، افاده عموم مىكند كه ملازم با عصمت است.
3- بعضى از دانشمندان اهلسنت نيز عصمت را از این آيه استنباط كردهاند. مقريزى از دانشمندان اهل سنت در اينباره مىنویسد:
«اما انّهم معصومون، فلانّهم طهروا و اذهب اللّه عنهم الرجس و الرجس اسم جامع لكل شرّ و نقص و الخطأ و عدم العصمة بالجملة شرّ و نقص، فيكون ذلك مندرجا تحت عمومالرجس الذاهب عنهم، فتكون الاصابة فى القول و الفعل و الاعتقاد و العصمة بالجملة ثابتة لهم. هذا فضلاً عن انّ اللّه طهّرهم و اكّد تطهيرهم بالمصدر حيث قال و يطهركم تطهيرا، اى و يطهّركم من الرجس و غيره تطهيرا اذهى تقتضى عموم تطهيرهم من كل ما ينبغى التطهير منه عرفا او عقلاً او شرعا و الخطأ و عدم العصمة داخل تحت ذلك، فيكونون مطهّرين منه و يلزم من ذلك عموم اصابتهم و عصمتهم.»([6])
اما اين كه چرا اصحاب كساء معصومند؛ چون آنان پاك شدهاند و خداوند رجس را از آنان دورکرده است و رجس اسمى است كه شامل هر نوع بدى و نقصى مىشود و اشتباه و گناه كردن هم شر و نقص است و لفظ رجس آنها را نيز دربرمىگيرد
بنابراين ،گفتار و رفتار و اعتقادات آنان مطابق با واقع است و عصمت براى آنان ثابت است. گذشته از آن كه اين امتيازى است كه خداوند آنان را پاك كرده و آن را با آوردن مصدر مورد تاكيد قرار داده است؛ يعنى تنها شما را از رجس و غير آن پاك كرده است؛ چون همين معنى (پاك شدن از رجس و جز آن) از نظر عرف و عقل و شرع مىطلبد كه آنان از هر چه شايسته است كه از آن پاك شوند، پاك شده باشند و خطا و عدم عصمت را هم دربرمیگیرد و آنان از اين [كاستى] نيز پاك شدهاند و اين ملازم با مطابق با واقع بودن افعال و عصمت آنهاست.
علامه اسماعيلبن احمد دركتاب المراتب پس ازنقل حديث كساء مىنویسد:
«و هذا الخبر يدل على عصمتهم»([7])؛
اين خبر دليل بر عصمت اهل كساء است.
([1]) منهاجالسنّه، ج 7، ص 83؛ التفسير القاسمى، ج 13، ص 253.
([2]) بحارالانوار، ج 29، ص 335.
([3]) موسوعة الفقه الاسلامى طبقا لمذهب اهلالبيت، ج 1، ص 237.
([4]) جامعالمقاصد، ج 2، ص 320.
([5]) ايضاح الفوائد، ج 1، ص 7.

















هیچ نظری وجود ندارد