( بسم الله الرحمن الرحيم * انا اعطيناک الکوثر * فصل لربک و انحر * ان شانئک هو الابتر) ( قرآن کريم)
بي ترديد، ما به تو خير فراوان (که برکت در نسل است و از فاطمه ريشه ميگيرد) عطا کرديم. پس (به شکرانه آن ) براي پرورگارت نماز بخوان و شتر قرباني کن. يقينا دشمن (که به) تو (زخم زبان مي زند) خود بدون نسل ( و بريده از همه خيرات و برکات) است.
ولادت
روز بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت در خانه نبوت نوزاد دختري چشم به جهان هستي گشود که محفل نوراني پيامبر اکرم’ را بيش از پيش روشن ساخته و به زندگي پيامبر و خديجه طراوت و شادابي مضاعف بخشيد. پيامبر خاتم’ آن چنان از وجود اين مولود به شوق آمده بود که مي فرمود:«و هي روحي هي بضعةٌ منّي و هي نور عيني و ثمرة فؤادي الّتي بين جنبي و هي الحوراء الانسية» اين دختر پاره تن من، روشنايي چشمانم و ميوه دلم،روح وجان من است. او فرشته اي است به صورت انسان.
يگانه دختر رسالت که خداوند با عناوين کوثر، مشکاة، واز مصاديق عبادتگران نيمه شب، صالحين، به شمار آورده است از منظر حضرت خاتم الانبياء ’ منزلت برجسته اي دارد. نقطه اوج عظمت فاطمه ÷ زماني است که از کلام گهربار رسول خدا بشنويم که خداوند متعال وجود حضرت زهرا ÷ را علت و فلسفه خلقت قرار داده است.[1]
سدير صيرفي از امام صادق × و ايشان از پدران بزرگوارش نقل مي کند که رسول الله فرمودند:«خلق نور فاطمه قبل ان يخلق الارض و السماء».نور فاطمه ÷ پيش از خلقت زمين و آسمان آفريده شد. بعضي از حاضرين عرض کردند: اي پيامبرخدا ،پس او از بشر نيست؟ حضرت فرمود: فاطمه حوراء انسيه. فاطمه ÷ حوريه بشري است. عرض کردند:اي پيامبرخدا چگونه وي حوريه بشرگونه است؟حضرت فرمود: «خلقها الله عزوجل من نوره قبل ان يخلق آدم اذ کا نت الارواح… کانت في حقه تحت ساق العرش» خداوند عزوجل، پيش از آنکه آدم را بيافريد او را از نور خود آفريد، آن هنگام که ارواح بودند…. عرض شد: اي پيامبر خدا، در آن هنگام فاطمه کجا بود فرمود: او در حقه اي در زير ساق عرش بود. عرض شد:
اي پيامبر الهي، غذايش چه بود؟ فرمود: «التسبيح و التقديس و التهليل و التحميد…» تسبيح و تقديس و لا اله الا الله و حمد و ثناي الهي… وقتي خداوند متعال مرا از نسل آدم آفريد نور فاطمه را به صورت سيبي در بهشت درآورد و جبرئيل آن را به من داد و گفت: «يا محمد انّ هذه تفّاحةٌ اهداها اللّه عزّ وجلّ اليک من الجنّة». اي محمد، اين سيب را از بهشت خداوند عزيز و جلال بر تو هديه کرده است. من آنرا گرفته و بر سينه ام گذاشتم و جبرئيل گفت: آن سيب را بخور. وقتي که آنرا شکافتم از داخل آن نوري درخشيد و من بيمناک شدم، جبرئيل گفت: اي محمد! آنرا بخور و نگران نباش. اين نور در آسمان منصوره و در زمين فاطمه ناميده مي شود. پرسيدم: اي دوست من (جبرئيل) چرا به اين نامها موسوم گرديده است.
پاسخ داد: در زمين «فاطمه» ناميده شده زيرا پيروان خود را از آتش جدا مي کند. و در آسمان «منصوره» ناميده شده، زيرا دوستان خود را نصرت وياري مي کند. واين تفسير گفتارخداوند متعال است که مي فرمايد: و يومئذٍ يفرح المؤمنون بنصر اللّه ينصر من يشاء؛[2] در آن روز مؤمنان بخاطر ياري خداوند خوشحال مي شوند و او هر که را بخواهد ياري مي کند. مقصود از اين نصرت، ياري فاطمه به شيعيان و دوستارانش مي باشد.[3]
[1] – محمد صادق نجمی، تاریخ حرم ائمه بقیع ،ناشر موسسه تحقیقاتی و هنری مشعر،1391، صص57-58.
[2] – محمد صادق نجمی، تاریخ حرم ائمه بقیع ،ناشر موسسه تحقیقاتی و هنری مشعر،1391،ص60
[3] – همان قبلی


















هیچ نظری وجود ندارد