29 جولای 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

ایمان و سلوک فاطمی

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

یکی از مسایلی که در حوزه معارف اهل بیت (ع)باید مد نظر قرارگیرد، این است که آیا می شود حضرت فاطمه(س) را به عنوان یک مرجع فکری، دینی و اجتماعی پذیرفت؟ و آیا او را به این عنوان می شناسند؟این مقوله تقریباً مغفول باقی مانده و ناشناخته است. حضرت فاطمه(س) به عنوان یک عارفه ناشناخته است وجا دارد که اندیشمندان ما به این جنبه از فضایل ایشان در کنار سایر جنبه ها توجه کنند. ما باید بتوانیم از اسلام و از عرفان نوعی چهره ای را ارایه بدهیم که افراد بتوانند به این چهره نزدیک بشوند. اگر قرار باشد فقط او را تحسین کنیم، آن هم از دور و خود در مرحله عمل غافل باشیم، در حقیقت توفیقی نداشته ایم و این مشکلی است که نسل امروز با آن دست به گریبان است. رابطه جوان امروز ما با ادبیات فاطمی چیست؟ آیا می توانم به او نزدیک بشوم؟ و قبل از این نزدیکی از آثار و عبارات او بهره ببرم؟ آنچه در این نوشتار به آن پرداخته خواهد شد، این است که ائمه ما در عین حال که وجودی استثنایی داشته و یک انسان برتر هستند و ذاتاً نوع آفرینش ویژه ای دارند، اما این ویژه بودن اسباب دوری ما را از آنها نمی تواند پدید بیاورد.برخی از آثار شعرا ونویسندگان به عنوان اعتبار او شناخته می شوند، زیرا از اعتبار درونی او برخاسته اند، این مسأله درباره حضرت زهرا(س) نیز صادق است .من به همه خطابه های ایشان اشاره ندارم. آن حضرت درعبارت کوتاهی می فرمایند: «فرض ا…الایمان تطهیر من الشرک» که با همین عبارت بسیار کوتاه می شود گفت که او انسانی است که در حوزه معرفت و آن هم معرفت دینی شاهکاری ارایه کرده است. گرچه کلمات بسیار کوتاه است اما، این کوتاهی و موجز گویی از درون است و تأثیرات خودش را هم دارد و لذاعرفان در حوزه خدا، انسان و جهان هستی دارد تعریف می شود و عرفان در عبارتی که حضرت زهرا(س) به کار گرفته، ممکن است ما را به اشتباه بیندازد و این دلیل بر عمیق بودن او و غور دقیق او در کنه عرفان است. در مقوله شناخت خداوند حضرت می فرمایند: «فرض ا… الایمان تطهیر من الشرک» ایشان دو واژه را به کار می گیرد؛ فرض ایمان و در مقابل آن واژه شرک. همه کسانی که با اندیشه های عرفا آشنایند، می دانند که ایمان در مقابل شرک نیست. چه چیز باعث شده که حضرت این یک عبارت کوتاه ایمان را در برابر شرک قرار بدهد؟ ژرفای او از همین جا می جوشد.آنچه تاکنون بیان شد، آن است که ایمان در مقابل کفرقرار گرفته است و آنچه در برابر شرک است، توحید است. آنچه ایشان در حدیث شریف مطرح کرده اند؛ یک دلیل زیربنایی عرفان است و آن اینکه، موقعی که ما بحث عرفان را از زاویه اصلی اش به ارتباط با خدا ارجاع می دهیم ، این شناخت از نوعی رفت و آمد و جریان در حقیقت پایدار می شود، نه از زاویه نشستن و مطالعه کردن. هیچ کس خداوند را با هیچ کتابی نشناخته است.نگاهی که عارف به خدا دارد، نگاهی است که خداوند به عارف دارد. یعنی شناختی که ما از او داریم، شناختی تجلیاتی است؛ یعنی خداوند ما را برمی گزیند و به نوعی در درون ما تجلی می کند و با این تجلی ما او را پیدا می کنیم و لذا شیوه ای که در عرفای مسلمان است، در مقوله خداوند با نگاهی که آنها به فلاسفه ما دارند، کاملاً متمایز است. فلاسفه می آیند بحث خدا را مطرح می کنند و در بحث خداوند می خواهند خدا را اثبات کنند. ولی عارف می گوید: این کار زایدی است. چرا می خواهید خدا را اثبات کنید؟«تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز»خداوند که نه غافل هست و نه غایب هست. او حضور مطلق است، اما چرا ما ادراکش نمی کنیم؟ این ادراک به خاطر فرط حضور است و اینکه چرا عارف استثناست؟ به خاطر اینکه او فرط حضور را حس می کند. چه، این ادراکی است که از مقوله ادراک فیلسوف بیرون است. فیلسوف سعی در اثبات خداوند دارد. عارف می گوید: خداوند احتیاجی به اثبات ندارد. او از خورشید روز هم نورانی تر است، حتی خورشید را باید با وجود او اثبات کرد و این مقوله ای است که فرزند زهرا(س) در مناجات عرفه دارد. آنجا که با صراحت بیان می کند که می خواهید از این طبیعت به خدا برسید؟ طبیعت در ذات خودش فقیر است، یک فقیر چگونه می تواند غنی مطلق اثبات بکند؟ شما هیچ راهی به خداوند ندارید، اگر بخواهید او را بشناسید و لذا اینجا شناختها متمایز می شود. در وصف شناخت خداوند، دو نوع شناخت وجود دارد؛ شناخت کلاسیک ومکتبی وشناخت درونی ،آنچه عرفا از آن به عنوان وسیله شناخت بهره می برند «درون» است،عنصر اساسی در ارتباط با خدا دل است.مصداق این بیان، ماجرای تشرف امنای اعراب نزد پیامبر (ص) است که ادعا کردند ایمان آورده ایم ،حال آنکه وحی نازل شد که آنها هنوز ایمان نیاورده اند چرا که جایگاه ایمان در قلب مؤمن است وهنوز ایمان بر قلب آنان جاری نشده است. با این تعبیر، به کارگیری لفظ ایمان توسط حضرت زهرا(س) نیز به همین معنا تعبیر می شود که جایگاه ایمان وعرفان یکی است، «من اخلص ا… اربعین صباحا جرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه» ، با تفاسیر فوق، توحید در برابر شرک قرار نمی گیرد، بلکه ایمان است که در مقابل شرک تعریف می شود. علت اینکه حضرت زهرا (س) واژه «ایمان» را جایگزین توحید می کنند، آن است که اگر در برابر شرک قرار گیرد، هیچ گاه تطهیر از شرک صورت نمی گیرد، زیرا توحید آفت دارد وآفت توحید در گمان به توحید است که در نگاه عرفا دور است، ولی در ایمان این آفت وجود ندارد، زیرا ایمان مدام در حال افزایش است.مقوله عرفان از دانشهای کلاسیک جداست. علم عرفان علم عاشقی است، لذا تا انسان عاشق خداوند نباشد نمی تواند از این دانش بهره ای ببرد. حالا سؤال اینجاست که این بهره را باید از کجا بگیرد؟ کدام مدرسه است؟ این مدرسه قلب شماست که اگر مستعد باشد، این دانش را در قلب شما خواهند ریخت و لذا بسیاری از چیزهایی که ما فرا می گیریم، از نظر عرفا جزو مسایل زائد برای سلوک است. مولانا به صراحت می گوید:«پس چرا علمی بیاموزی به مرد/ کش بباید سینه را زان پاک کرد»تنها ابزاری که همواره در خدمت عارف است، قلب اوست که همواره مراقب اوست.امیرالمؤمنین(ع) در این باره به کمیل، می فرمایند: «یا کمیل ان هذه القلوب اوعیه»ای کمیل این قلبها به منزله ظرفها هستند «وخیرها اوعاها» بهترین ظرفها آنهایی هستند که بزرگتر باشند. مظروف بیشتری را درون خودشان جا بدهند.و لذا اختلاف عرفا اختلاف در قلب است. هر کسی که ظرفش بزرگتر است، مظروف بیشتری را در آن می ریزند و یکی کوچکتر مظروف کمتر. بنابراین، می توان عرفان را دارای مراتب مختلف دانست وطبق یک تعریف هرکه به خدا نزدیکتر باشد، از درجه بالاتری از عرفان برخورداراست؛ اما این به معنای نزدیکی فیزیکی نیست ، بلکه آنچه مقصود است، فاصله گرفتن از هوای نفس وتطهیر قلب به وسیله ایمان است.مبنای تطهیر کردن دل این است که شرک نیاورید، زیرا شناخت شرک کار بسیار سختی است و کار عارف، کار سترگ و بزرگی است. از همین روست که وجود عارف رازآمیز است. به خاطر همین است او نگاهش به جهان نگاه دیگری است. او تأویل قضایا را می بیند، نه صورت قضایا را. ما از شرک چه چیزی شنیده ایم. اینکه برای خدا دومی قایل نشویم، این اصلاً شرک نیست. شرک زوایای بسیار خفی برای عارف دارد.آنگاه که حضرت می گوید: «تطهیرا من الشرک» منظورش از این شرک معنای مصطلح نیست.مثلا «ریا» یک نوع شرک است.عارف تأویل این معنا را از درون قلب با تجلیاتی که خداوند بر قلب او جاری می کند، دریافت می دارد. بسیاری از چیزهایی را که ما فرا می گیریم، عرفان نیست. عرفان یاد گرفتنی نیست. حس کردنی است؛ با یک تحول و دگرگونی که معمولاً برای هر کسی رخ می دهد، قابل درک است.لذا بیان حضرت که در تعریف ایمان می فرمایند: «تطهیرا من الشرک» با این معنا قابل تفسیر است. و گر نه انسان قرن بیست و یکمی برای خداوند دیگر شریکی قایل نمی شود. ولی همین انسان قرن بیست و یکم می تواند به انواع شرک آلوده بشود. توجه به خود، توجه به جهان، توجه به بسیاری از مسایل که ما نسبت به آن غافل هستیم، می تواند برای ما شرک ایجاد کند و هر شرک می تواند ما را از دایره ایمان پس بزند.ایشان در جای دیگر می فرمایند: «و صلاه تنزیه عن الکبر» و خداوند نماز را واجب کرد برای اینکه شما از کبر پاک بشوید. کبر مقوله ای است که همه ما گرفتار آن هستیم، و این در حالی است که تنها عارف می داند که کبر و مقام کبریایی تنها برازنده ساحت ربوبی است. هیچ کس جز حضرت حق، مقام کبرایی ندارد .قرآن با صراحت می گوید: «یا ایها الانسان، ما غرک بربک الکریم الذی خلقک فسویک فعدلک فی أی صوره ما شاء رکبک» چه چیزی سبب می شود که برای خداوند خود مغرور بشوی که غرور یکی از فروعات کبر است. احمد غزالی در «مجالس» می گوید: «خداوند به شما مرکبی داد که با آن به سوی او حرکت کنید. شما بی انصافی می کنید و به سمت دشمنش حرکت می کنید، و این مرکب اندام شماست که برای طاعت وعبادت او خلق شده. شما از همین پیکره برای نزدیکی به شیطان و هوای نفس استفاده می کنید.» بسیاری از چیزها که ما فرا گرفتیم، از نظر عارف دانش زاید است. اینها را باید بیرون ریخت. با اینها نمی شود به کنه عرفان راه پیدا کرد. عرفان، پاک سازی خانه درون است. «و زکوه زیاده فی الرزق» خود را خالی کردن از مال دنیا اسباب این است که فزونی رزق را برای خودتان فراهم بیاورید و لذا از عارفی می پرسند که حقیقت عرفان چیست؟ می گوید: «حقیقت عرفان این است که آنچه را که در کف داری بنهی» و نگهداشتن چیزی برای خود مخالف مشی عرفانی است.«والصیام تثبیتا للاخلاص» و خویشتنداری اسباب تثبیت و پایداری اخلاص است. «والعدل تسکین للقلوب» و این آخرین عبارت ایشان است؛ «عدل تسکین دهنده قلب است»، ابتدای حدیث با تطهیر قلوب شروع می شود وبا آرامش قلب به پایان می رسد. این مسیر سلوک یک عارف است که در حدیث حضرت زهرا(س) بیان شده است.

نوشته قبلی

جامعیّت قرآن از نگاه احادیث

نوشته‌ی بعدی

حضرت زهرا(س) کانون هدایت و روشنگری

مرتبط نوشته ها

احیای دین در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

احیای دین در عصر ظهور

فاطمه (س) بر کرسی تربیت
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

دعاى بهشتیان
فاطمه زهرا (س)

دعاى بهشتیان

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

نوشته‌ی بعدی

حضرت زهرا(س) کانون هدایت و روشنگری

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

بیشتر بودن جمعیت اهل سنت از شیعه

بیشتر بودن جمعیت اهل سنت از شیعه

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان جهان

جهاد در فقه شیعه

سیلی دوبارۀ واقعیت بر گونۀ سرخ واشنگتن

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا