۶- علم انسان شناسیپس از مطالعه و ارزیابی نهج البلاغه در می یابیم که علم «انسان شناسی» در دو قسمت معروف آن در نهج البلاغه بگونه ی گسترده ای مورد بحث قرار گرفته است؛
الف- علم الابدان «فیزیولوژی» «شناخت جسم از نظر علم طب»ب- علم النفس و علم الارواح«شناخت روح و روحیات انسان از نظر روانشناسی»کمتر خطبه یا نامه و حکمتی از نهج البلاغه یافت می شود که پیرامون جسم و جان انسان سخن نگفته باشد، و ویژگی های جسمی و روحی انسان را مطرح نکرده باشد. همه جا حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به مباحث «انسان شناسی» توجه داشت و به شکل های گوناگونی آن را مطرح فرمود، مانند:
اول- علم الابدان
۱- علم طب و شناخت بدن انسان در رشته های مربوط به آنمانند:
الف- علم بیولوژیامام علی علیه السلام در خطبه ی ۱ به ویژگی های تن آدمی اشاره می فرماید که:ثم جَمَعَ سُبحانهُ مِنْ حزنِ الأرضِ و سهلِها، و عذبها و سبخها، تربهً سنَّها بالماء حتی خَلَصَتْ، و لاطها بالبَلَّهِ حتی لَزَبَتْ، فَجَبَلَ منها صورهً ذاتَ أحناءٍ و وُصولٍ، و أعضاءٍ و فُصُول، أجْمَدها حتی استمسکتْ، و أصلَدَها حتی صَلْصَلَتْ، لِوقتٍ معدودٍ، و أمدِ معلومٍ؛ ثم نَفَخَ فیها مِنْ روحه فَمَثُلَتْ إنساناً ذا أذهانٍ یُجیلُها، و فِکَرٍ یَتَصَرَّفُ بها.و جوارحَ یختدِمُها، و أدواتٍ یقلِّبُها، و معرفهٍ یَفْرُقُ بها بینَ الحقِّ و الباطل، و الأذواقِ و المشامِّ، و الألوانِ و الأجناسِ، معجوناً بطینهَ الألوانِ المختلفه، و الأشباهِ المؤتلفهِ، و الأضدادِ المُتَعادیهِ، و الاَخلاطِ المُتباینهِ، مِنَ الحرِّ و البَرْدِ، و البلَّهِ و الجُمُود. (۱)***«سپس خداوند بزرگ، خاکی از قسمت های گوناگون زمین، از قسمت های سخت و نرم، شور و شیرین، گِرد آورد. آب بر آن افزود تا گِلی خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چسبناک گردید، که از آن، اندامی شایسته، و عضوهایی جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید آن را خشکانید تا محکم شد، خشکاندن را ادامه داد تا سخت شد، و تا زمانی معین، و سرانجامی مشخص، اندام انسان کامل گردید، آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرف نماید.به انسان اعضاء و جوارحی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد، قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد، و حواس چشایی، و بویایی، و وسیله ی تشخیص رنگ ها، و أجناس مختلف در اختیار او قرار داد.انسان را مخلوطی از رنگ های گوناگون، و چیزهای همانند و سازگار، و نیروهای متضاد، و مزاج های گوناگون، گرمی، سردی، تری، و خشکی، قرار داد.»
ب- علم فیزیولوژی و سمیولوژیحضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به شگفتی های اعضاء و اندام آدمی در حکمت ۸ فرمود:اعجبوا لهذا الإنسان ینظُرُ بِشَحْمٍ، و یتکلَّمُ بِلَحْمٍ، و یَسمعُ بعظمٍ، و یتنفَّسْ مِنْ خَرْمٍ! (۲)***- شگفتی های تن آدمی(از ویژگی های انسان، در شگفتی مانید، که با پاره ای «پی» می نگرد، و با «گوشت» سخن می گوید، و با «استخوان» می شنود، و از «شکافی» نَفس می کشد!!)و در حکمت ۲۷ نسبت به شیوه ی درمان و مدارا کردن با بیماری فرمود:امْشِ بدائکَ ما مشی بکَ.«با درد خود بساز، چندان که با تو سازگار است.» (3)***
۲- علم غذاشناسیامام علی علیه السلام نسبت به غذاها و پرهیز از اسراف در انواع خوراکی ها، در نامه ی ۴۵ فرمود:و إنما هیَ نفسی أروضُها بالتقوی لتأتیَ آمنهً یومَ الخوفِ الأکبر، و تَثْبُتَ علی جوانبِ المزلَقِ. ولو شئتُ لاهتَدَیْتُ الطریق، إلی مُصفَّی هذا العسل، و لُبابِ هذا القَمْحِ، و نَسائجِ هذا القَزِّ.ولکنْ هیهاتَ أنْ یَغلِبَنی هوایَ، و یقودَنی جَشَعی إلی تَخَیُّرِ الأطعِمَهِ- و لعلَّ بالحجاز أو الیمامه مَنْ لا طمعَ لهُ فی القُرص، و لا عهدَ لهُ بالشبعِ- أو أبیتَ مِبطاناً و حولی بُلُونٌ غرثی و أکبادٌ حری، أو أکونَ کما قال القائلُ:و حَسبُکَ داءً أنْ تبیتَ ببطنَهٍ و حَوْلَکَ أکبادٌ تَحِنُّ إلی القِدِّ!أأقْنَعُ مِنْ نفسی بأنْ یُقالَ: هذا أمیرُالمؤمنینَ؟! و لا أشارِکُهُمْ فی مکارهِ الدَّه، أو أکونَ أسوهً لهم فی جشوبهِ العیش! فما خُلِقْتُ لِیشْغلنی أکلُ الطیباتِ، کالبَهیمهِ المربُوطه، هَمُّها عَلَفُها، أوِ المرسلهِ شغُلُها تقمُّمها، تکترِشُ مِنْ أعلافِها، و تَلهُو عما یرادُ بها، أوْ أترکَ سدی، أوْ أهْمَلَ عابثاً، أو أجُرَّ حَبْلَ الضلالَهِ، أوْ أعتسفَ طریقَ المتاهه! و کأنی بقائلِکُمْ یقول: «إذا کان هذا قوتُ ابنِ أبی طالب، فقدْ قَعَدَ بهِ الضعفُ عَنْ قتال الأقران، و منازله الشجعان». ألا و إن الشجره البریه أصلبُ عوداً، و الرواتِعَ الخضرهَ أرَقُّ جلداً، و النابتاتِ العِذیهَ أقوی و قوداً، و أبطأ خُموداً. و أنا مِنْ رسول الله کالضَّوءِ مِنَ الضَّوء، و الذِّراعِ مِنَ العضُدِ. و اللهِ لوْ تظاهرتِ العربُ علی قتالی لما ولَّیتُ عنها، ولوْ أمکنتِ الفُرَص مِنْ رقابها لَسارَعتُ إلیها.و سأجهَدُ فی أنْ أطَهِّرَ الأرضَ مِنْ هذا الشخصِ المعکوسِ، و الجسنِ المرکوس، حتی تخرجَ المدرهُ مِنْ بینِ حبِّ الحصیدِ. (۴)***لمن نفس خود را با پرهیزکاری می پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناکترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاههای آن ثابت قدم باشد. من اگر می خواستم، می توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته های ابریشم، برای خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وادارد که طعام های لذیذ برگزینم، در حالی که در «حجاز» یا «یمامه» کسی باشد که به قرص نانی نرسد، و یا هرگز شکمی سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکمهایی که از گرسنگی به پُشت چسبیده، و جگرهای سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت:«این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابی».«و در اطراف تو شکمهایی گرسنه و به پشت چسبیده باشد».آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین علیه السلام خوانند؟ و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم؟ و در سختی های زندگی الگوی آنان نگردم؟ آفریده نشده ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پرواری که تمام همت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده ی خود بی خبر است.آیا مرا بیهوده آفریدند؟ آیا مرا به بازی گرفته اند؟ آیا ریسمان گمراهی در دست گیرم؟و یا در راه سرگردانی قدم بگذارم؟ گویا می شنوم که شخصی از شما می گوید:«اگر غذای فرزند ابیطالب همین است، پس سُستی او را فراگرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعات بازمانده است».آگاه باشید! درختان بیابانی، چوبشان سخت تر، اما درختان کناره جویبار را پوست نازک تر است، درختان بیابانی که با باران سیراب می شوند آتش چوبشان شعله ورتر و پردوام تر است من و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چونان روشنایی یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته، به خدا سوگند! اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روی برنتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه می شتابم، و تلاش می کنم که زمین را از این شخص «معاویه» مسخ شده، و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ وش از میان دانه ها جدا گردد.»***
۳- علم بهداشت عمومیحضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در حکمت ۱۲۸ فرمود:توقَّوُا البَرْدَ فی أوَّلِهِ، و تلقَّوْهُ فی آخره، فإنَّهُ یَفْعَلُ فی الأبدان کفعلهِ فی الأشجارِ، أوَّلُهُ یُحْرِقُ، و آخِرُهُ یُورِقُ.***- تأثیر عوامل زیست محیطی در سلامت(در آغاز سرما خود را بپوشانید، و در پایانش آن را دریابید، زیرا با بدنها همان می کند که با برگ درختان خواهد کرد، آغازش می سوزاند، و پایانش می رویاند.)
۴- غذای جسم و روحامام علی علیه السلام در حکمت ۳۹۰ نهج البلاغه فرمود:لِلْمؤمِنِ ثَلاثُ ساعات: فَساعهٌ یُناجی فیها ربَّهُ، و ساعهٌ یَرُمُّ معاشَهُ، و ساعَهٌ یُخَلِّی بینَ نفسه و بینَ لذتها فیم یَحِلُّ و یُجمُلُ.و لیسَ للعاقلِ أنْ یونَ شاخصاً إلا فی ثلاثٍ: مرمهٍ لمعاشٍ، أوْ خطوهٍ فی معادٍ، أوْ لذهٍ فی غیرِ محرَّمٍ. (۵)***- برنامه ریزی صحیح در زندگی«مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قِسم تقسیم کند، زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، و زمانی برای تأمین هزینه ی زندگی، و زمانی برای واداشتن نفس به لذت هایی که حلال و زیباست. خردمند را نشاید جز آن که در پی سه چیز حرکت کند، کسب حلال برای تأمین زندگی، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذت های حلال.»
۵- شناخت بیماری ها و سمومحضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ی ۱۰۹ نسبت به نقش بیماری روانی در جسم آدمی فرمود:و مَنْ عشقَ شیئاً أعشی بَصَرَهُ، و أمْرَضَ قلبَهُ، فهوَ یَنْظُرُ بِعین غیرِ صحیحه، و یَسمَعُ بِأذُنٍ غیرِ سَمیعه، قد خَرَقَتُ الشهواتط عَقْلَهُ، و أماتَتِ الدنیا قلْبَهُ، و وَلِهَتْ علیها نفْسُهُ، فهوَ عبدٌ لها، و لِمَنْ فی یدیهِ شیءٌ منها، حیثما زالتْ زالَ إلیها، و حیثما أقبَلَتْ أقبل علیها؛ لا ینزجرُ من الله بزاجر،و لا یتعظُ منه بواعطٍ، و هو یری المأخوذینَ علی الغِرَّه، حیثُ لا إقالَهَ و لا رَجعَهَ.***«هر کس به چیزی عشق ناروا ورزد، نابینایش می کند، و قلبش را بیمار کرده، با چشمی بیمار می نگرد، و با گوشی بیمار می شنود، خواهشهای نفس پرده ی عقلش را دریده، دوستی دنیا دلش را میرانده است، شیفته ی بی اختیار دنیا و برده ی آن است و برده ی کسانی است که چیزی از دنیا در دست دارند، دنیا به هر طرف برگردد او نیز برمی گردد، و هرچه هشدارش دهند از خدا نمی ترسد، از هیچ پند دهنده ای شنوایی ندارد، با اینکه گرفتار آمدگان دنیا را می نگرد که راه پس و پیش ندارند و در چنگال مرگ اسیرند.»***و در خطرات امراض روانی و جسمی در حکمت ۳۸۸ فرمود:ألا و إنَّ مِنَ البلاء الفاقهَ، و أشدُّ مِنَ الفاقهِ مرضُ البدنِ، و أشدُّ مِنْ مرَضِ البدنِ مرضُ القلبِ. ألا و إنَّ مِنْ صِحهِ البدنِ تقوی القلب.***- فقرزدایی و سلامت(آگاه باشید که فقر نوعی بلا است، و سخت تر از تنگدستی بیماری تن و سخت تر از بیماری تن، بیماری قلب است، آگاه باشید که همانا عامل تندرستی تن، تقوا دل است.)***
دوم- علم الارواح و علم النفس
۱- روانشناسی عمومیامام علی علیه السلام در حکمت ۱۹۷ نسبت به بیماری های روانی و راه های درمان آن فرمود:إنَّ هذهِ القلوبَ تمَلُّ کما تملُّ الأبدانُ، فابْتَغوا لها طرائفَ الحکمه. (۶)***- روش درمان روح (روانشناسی بالینی)(این دل ها همانند تن ها خسته می شوند، برای نشاط آن به سخنان تازه و حکیمانه روی بیاورید.)***
۲- روانکاوی، روانشناسی درمانیحضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در حکمت ۱۹۳ به شناخت روان و راه درمان و بکارگیری آن فرمود:إنَّ للقلوبِ شهوهً و إقبالاً و إدباراً، فأتوها مِنْ قِبَلِ شهوَتِها و إقبالها، فإنَّ القلبَ إذا أکْرِهَ عمیَ. (۷)***- راه به کار گرفتن قلب(دل ها را روی آوردن و پشت کردنی است، پس دل ها را آنگاه بکار وا دارید که خواهشی دارند و روی آوردنی، زیرا اگر دل را به اجبار به کاری واداری کور می گردد.)***
۳- شناخت بیماری های روانی و راه های مقابله ی با آنامام علی علیه السلام در خطبه ی ۴/۱۹۸ فرمود:فَإنَّ تقوی اللهِ دَواءُ داءِ قلوبِکُمْ، و بَصَرُ عمی أفْئدَتِکُمْ، و شِفاءُ مَرَض أجسادِکُمْ، و صلاحُ فساد صدورکُمْ، و طُهُورُ دَنَسِ أنفُسِکُمْ، وجلاءُ عشا أبصارِکُمْ، و أمْنُ فَزَعِ جأشِکُمْ، و ضِیاءُ سوادِ ظُلْمَتِکُمْ.***(همانا تقوا و ترس از خدا، داروی بیماریهای دل ها، روشنایی قلب ها، و درمان دردهای بدنها، مرهم زخم جانها، پاک کننده پلیدهای ارواح، و روشنایی بخش تاریکی چشمها، و امنیت در ناآرامیها، و روشن کننده ی تاریکیهای شماست.)***و در خطبه ی ۹/۱۷۶ نسبت به نقش قرآن در شفای جان ها فرمود:فإنَّ فیه شِفاءً مِنْ أکبرِ الداء: و هوَ الکُفرُ و النِّفاقُ، و الغیُّ و الضلالُ، فَاسْألوا اللهَ بِهِ، و توجَّهوا إلیه بِحُبِّه، و لا تسْألوا بِهِ خَلْقَهُ، إنَّهُ ما توَجَّهَ العِبادِ إلی اللهِ تعالی بِمِثْلِهِ.***(که در قرآن درمان بزرگ ترین بیماریها یعنی کفر و نفاق و سرکشی و گمراهی است، پس به وسیله قرآن خواسته های خود را از خدا بخواهید، و با دوستی قرآن به خدا روی آورید، و به وسیله قرآن از خلق خدا چیزی نخواهید، زیرا وسیله ای برای تقرب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد.)***و در خطبه ی ۶/۱۱۰ فرمود:و تَعَلَّموا القرآنَ فإنهُ أحسنُ الحدیثِ، و تفقَّهوا فیهِ فإنَّهُ ربیعُ القلوبِ، و استشفُوا بِنورهِ فإنَّهُ شِفاءُ الصدورِ، و أحسنوا تلاوتَهُ فإنَّهُ أنفعُ القصص. و إنَّ العالِمَ العامِلَ بَغَیْرِ عِلْمِهِ کالجاهلِ الحائرِ الذی لا یستفیقُ مِنْ جَهْلِهِ؛ بَلِ الحجهُ علیهِ أعظمُ، و الحسرهُ لَهُ ألزمُ، و هوَ عِندَ اللهِ ألْوَمُ.***(و قران را بیاموزید، که بهترین گفتار است، و آن را نیک بفهمید که بهار دلهاست، از نور آن شفا و بهبودی خواهید که شفای سینه های بیمار است، و قرآن را نیکو تلاوت کنید که سودبخش ترین داستانهاست، زیرا عالمی که به غیر علم خود عمل کند، چونان جاهل سرگردانی است که از بیماری نادانی شفا نخواهد گرفت، بلکه حجت بر او قوی تر و حسرت و اندوه بر او ثابت و در پیشگاه خدا سزاوار سرزنش است.)***
۴- شناخت غرائز گوناگون و راه های کنترل و تربیت آنها (مباحث اخلاقی)حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه ی ۲۸/۵۳ فرمود:و لا حریصاً یُزَیِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بالجورِ، فَإنَّ البُخلَ و الجُبْنَ و الحِرصَ غرائزُ شتَّی یجمعُها سوءُ الظَّنِّ بالله.***(حریص را در مشورت کردن دخالت نده، که حرص را با ستمکاری در نظرت زینت می دهد. همانا بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگونی هستند که ریشه ی آنها بدگمانی به خدای بزرگ است.)***
۵- علم اخلاق، اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی، اخلاق سیاسیامام علی علیه السلام در خطبه ی ۱۹۳ فرمود:فَمِنْ علامهِ أحدِهِمْ أنَّکَ تری لهُ قوهً فی دینٍ، و حزماً فی لین، و إیماناً فی یقین، و حرصاً فی عِلْمٍ، و علماً فی حلمٍ، و قصداً فی غنی، و خشوعاً فی عباده، و تجملاً فی فاقَهٍ، و صَبراً فی شدَّهٍ، و طلباً فی حلالٍ، و نشاطاً فی هُدی، و تَحَرُّجاً عن طَمَع.یَعملُ الأعمالَ الصالحهَ و هوَ علی وجلٍ. یُمسی و همُّهُ الشُّکرُ، و یُصبِحُ و همُّهُ الذکرُ. یبیتُ حذراً و یُصبحُ فرحاً؛ حذراً لما حُذِّرَ مِنَ الغَفلَه، و فرحاً بما أصابَ مِنَ الفَضلُ و الرحمه.إنِ استَصعَبَتْ علیهِ نفسُهُ فیما تکرهُ لَمْ یُعطها سؤلَها فیما تُحِبُّ.قُرَّهُ عینهِ فیما لا یزولُ، و زهادتُهُ فیما لا یبقی، یمزُجُ الحلمَ بالعلمِ، و القول بالعمل.تراهُ قریباً أملُهُ، قلیلاً زلَلُهُ، خاشعاً قلبُهُ، قانعهَ نفسهُ، منزوراً، أکلُهُ، سهلاً أمرُهُ، حریزاً دینُهُ، میتهً شهوتُهُ، مکظوماً غیظُهُ.الخیرُ منه مأمولٌ، و الشرُّ منهُ مأمونٌ. إنْ کانَ فی الغافلین کتبَ فی الذاکرین، و إنْ کانَ فی الذاکرینَ لمْ یُکتَبْ مِنَ الغافلینَ.یعفو عمنْ ظَلَمَهُ، و یُعطی مَنْ حَرَمَهُ، و یَصِلُ مَنْ قطعُهُ، بعیداً فُحْشُهُ، لیِّناً قولُهُ، غائباً منکرهُ، حاضراً معروفهُ، مقبلاً خیرُهُ، مدبراً شرهُ. فی الزلازل وقورٌ، و فی المکاره صبورٌ، و فی الرخاء شکورٌ.لا یحیف علی منْ یُبغضُ، و لا یأثمُ فیمنْ یُحِبُّ. یعترفُ بالحقِّ قبلَ أنْ یُشهَدَ علیه،لا یضیعُ ما استُحفظَ، و لا ینسی ما ذکرَ، و لا ینابزِ بالألقاب، و لا یضارُّ بالجار، و لا یَشمَتُ بالمصائب، و لا یدخُلُ فی الباطل، و لا یَخْرُجُ مِنَ الحقِّ.إنْ صَمَتَ لَمْ یَغُمَّهُ صَمْتُهُ، و إنْ ضَحِکَ لَمْ یعلُ صوتُهُ، و إنْ بُغیَ علیهِ صَبَرَ حتی یکونَ اللهُ هو الذی ینتقمُ لهُ.نفسه منهُ فی عناءٍ، و الناسُ منهُ فی راحه. أتْعَبَ نفسَهُ لآخرته، و أراحَ الناس مِنْ نفسه. بُعدُهُ عمَّنْ تباعَدَ عنهُ زُهدٌ و نزاههٌ، و دُنُوُّهُ ممَّنْ دنا منهُ لینٌ و رحمه.لیس تباعُدُهُ بکبر و عظمه، و لا دنوه بمکرٍ و خدیعه.قال: فصعق همام صعقه کانت نفسه فیها. فقال أمیرالمؤمنین علیه السلام.أما و اللهِ لقدْ کنتُ أخافُها علیه. ثم قال: أهکذا تَصنَعُ المواعظُ البالغهُ بأهلها؟فقال له قائل: فما بالک یا أمیرالمؤمنین؟فقال علیه السلام: ویحکَ، إنَّ لکلِّ أجلٍ وقتاً لا یعدوهُ، و سبباً لا یتجاوزهُ. فمهلاً، لا تعُدْ لمثلها، فإنما نفثّ الشیطان علی لسانک!***«و از نشانه های یکی از پرهیزکاران این است که او را اینگونه می بینی، در دینداری نیرومند، نرمخو و دوراندیش، دارای ایمانی پر از یقین، حریص در کسب دانش، و با داشتن علم بردبار، و در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن، و آراسته در تهیدستی، در سختی ها بردبار، در جستجوی کسب حلال، در راه هدایت شادمان، پرهیز کننده از طمع ورزی، می باشد.اعمال نیکو انجام می هد و ترسان است، روز را به شب می رساند با سپاسگذاری، و شب را به روز می آورد با یاد خدا، شب می خوابد اما ترسان، و برمی خیزد شادمان، ترس برای اینکه دچار غفلت نشود، و شادمانی برای فضل و رحمتی که به او رسیده است.اگر نفس او در آن چه دشوار است فرمان نبرد، از آن چه دوست دارد محرومش می کند، روشنی چشم پرهیزکار در چیزی قرار دارد که جاودانه است، و آن چه را ترک می کند که پایدار نیست، بردباری را با علم، و سخن را با عمل، در می آمیزد.پرهیزگار را می بینی که: آرزویش نزدیک، لغزش هایش اندک، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراکش کم، کارش آسان، دینش حفظ شده، شهوتش مرده، خشمش فرو خورده است.مردم به خیرش امیدوار، و از آزارش در أمانند، اگر در بیخبران باشد نامش در گروه یادآوران خدا ثبت می گردد، و اگر در یادآوران باشد نامش در گروه بیخبران نوشته نمی شود، ستمکار خود را عفو می کند، به آن که محرومش ساخته می بخشد، آن کس که با او بریده می پیوندد، از سخن زشت دور، و گفتارش نرم، بدی های او پنهان، و کار نیکش آشکار است.نیکی های او به همه رسیده، و آزار او بکسی نمی رسد. در سختی ها آرام، و در ناگواریها بردبار و در خوش ها سپاسگذار است، به آن که دشمن دارد ستم نکند، و نسبت به آن که دوست دارد به گناه آلوده نشود، پیش از آن که بر ضد او گواهی دهند به حق اعتراف می کند، و آن چه را به او سپرده اند ضایع نمی سازد، و آن چه را به او تذکر دادند فراموش نمی کند.مردم را با لقب های زشت نمی خواند، همسایگان را آزار نمی رساند، در مصیبت های دیگران شاد نمی شود، و در کار ناروا دخالت نمی کند، و از محدوده ی حق خارج نمی شود، اگر خاموش است سکوت او اندوهگینش نمی کند، و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمی شود، و اگر به او ستمی روا دارند صبر می کند تا خدا انتقام او را بگیرد. نفس او از دستش در زحمت، ولی مردم در آسایشند، برای قیامت خود را به زحمت می افکند، ولی مردم را به رفاه و آسایش می رساند، دوری او از برخی مردم، از روی زهد و پارسایی، و نزدیک شدنش با بعضی دیگر از روی مهربانی و نرمی است، دوری او از تکبر و خودپسندی، و نزدیکی او از روی حیله و نیرنگ نیست.(سخن امام که به اینجا رسید، ناگهان همام ناله ای زد و جان داد. امام علی علیه السلام فرمود:)سوگند به خدا من از این پیش آمد بر همام می ترسیدم.سپس گفت: آیا پندهای رسا با آنان که پذیرنده ی آنند چنین می کند؟شخصی رسید و گفت: چرا با تو چنین نکرد؟امام علی علیه السلام پاسخ داد:وای بر تو، هر أجلی وقت معینی دارد که از آن پیش نیافتد و سبب مشخصی دارد که از آن تجاوز نکند، آرام باش و دیگر چنین سخنانی مگو، که شیطان آن را بر زبانت رانده است.»***و نسبت به تفاوت های موجود بین برخی از اخلاقیات زن و مرد فرمود:خیارُ خصال النساء شِرارُ خِصالِ الرجال: الزَّهْوُ، و الجُبْنُ، و البُخْلُ؛ فإذا کانتِ المرأهُ مزهوَّهً لَمْ تُمَکِّنْ مِنْ نَفسِها، و إذا کانتْ بخیلهً حفظَتْ مالها و مالَ بعلها، و إذا کانتْ جبانهً فَرِقَتْ مِنْ کُلِّ شیءٍ یعرضُ لها. (۸)***- تفاوت اخلاقی مردان و زنان(برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان، زشت ترین اخلاق مردان است، مانند، تکبر و به خود بالیدن، ترس، بخل، هرگاه زنی متکبر باشد، بیگانه را بحریم خود راه ندهد، و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را نگهبان است، و چون ترسان باشد از هر چیزی که به آبروی او زیان رساند فاصله می گیرد.)***(طبیعی است که استخراج تمام موارد یاد شده در نهج البلاغه و بررسی تطبیقی آنها با علوم مربوطه، خود به چندین کتاب مفصل علمی تبدیل خواهد شد). (۹)
پینوشتها:
۱٫ اسناد و مدارک خطبه ۱ به شرح زیر است:۱- بحارالانوار ج ۷۴ ص ۳۰۰ و ۴۲۳: مرحوم مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ ه)2- ربیع الابرار ج ۱ ص ۹۷ ح ۶۶ و ص ۳۱۲ ح ۱۱ و ص ۳۲۶ ح ۴۷ و ج ۲ ص ۲۹۷ و ح ۲۸۵ و ط جدید: زمخشری (متوفای ۵۳۸ هجری)۳- شرح نهج البلاغه ج ۱ ص ۲۲: قطب راوندی (متوفای ۵۷۳ هجری)۴- تحف العقول ص ۶۷: ابن شعبه ی حرانی (متوفای ۳۸۰ هجری)۵- اصول کافی ج ۱ ص ۱۳۸/۱۴۰: مرحوم کلینی رازی (متوفای ۳۲۸ هجری)۲٫ حکمت ۸ نهج البلاغه معجم المفهرس (اسناد و مدارک حکمت ۸ به شرح زیر است:)۱- غررالحکم ص ۷۰ / ج ۲ ص ۲۶۶: مرحوم آمدی (متوفای ۵۸۸ هجری)۲- شرح قطب راوندی ج ۳ ص ۲۶۴: ابن راوندی (متوفای ۵۷۳ هجری)۳- نسخه ی خطی نهج البلاغه ص ۳۰۶: نوشته ابن مؤدب سال ۴۹۹ هجری۴- نسخه ی خطی نهج البلاغه ص ۳۱۳: نوشته سال ۴۲۱ هجری۵- بحارالانوار ج ۵۸ ص ۳۰۷ ح ۱۵: مرحوم مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ هجری)۳٫ حکمت ۲۷ نهج البلاغه معجم المفهرس، اسناد و مدارک آن به این شرح است:)۱- غررالحکم ص ۶۲ / ج ۲ ص ۱۸۵: مرحوم آمدی (متوفای ۵۸۸ هجری)۲- نسخه ی خطی نهج البلاغه ص ۳۱۴: نوشته سال ۴۲۱ هجری۳- نسخه ی خطی نهج البلاغه ص ۳۰۷: نوشته ابن مؤدب سال ۴۹۹ هجری۴- منهاج البراعه ج ۳ ص ۲۶۶: ابن راوندی (متوفای ۵۷۳ هجری)۵- بحارالانوار ج ۸۱ ص ۲۰۴: مرحوم مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ هجری)۴٫ اسناد و مدارک نامه ی ۴۵ به شرح زیر است:۱- الخرائج و جرائح ج ۲ ص ۵۴۲ ح ۲ فصل ۲: قطب الدین راوندی (متوفای ۵۷۳ هجری)۲- کتاب مناقب ج ۲ ص ۱۰۱: ابن شهرآشوب (متوفای ۵۸۸ هجری)۳- ربیع الابرار ج ۳ ص ۲۴۱ ح ۲۱۵ ب ۴۴: زمخشری (متوفای ۵۳۸ هجری)۴- روضه الواعظین ص ۱۲۷: ابن فتال نیشابوری (متوفای ۵۰۸ هجری)۵- استیعاب ج ۲ ص ۲۱: عبدالبر (متوفای ۳۳۸ هجری)۶- أمالی (مجلس ۹۱) ص ۵۰۰ ح ۴: شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ هجری)۷- بحارالانوار ج ۹ ص ۴۹۹ / ج ۴۰ ص ۳۱۸: مرحوم مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ هجری)۵٫ اسناد و مدارک حکمت ۳۹۰ به شرح زیر است:۱- کتاب أمالی ج ۱ ص ۱۴۶ م ۵ ح ۵۳/۲۴۰: شیخ طوسی (متوفای ۴۶۰ هجری)۲- کتاب المحاسن ص ۳۴۵ ح ۴ ب ۱: علامه برقی (متوفای ۲۷۴ هجری)۳- کنزالعمال ج ۸ ص ۲۳۶: متقی هندی۴- تحف العقول ص ۲۰۳: ابن شعبه ی حرانی (متوفای ۳۸۰ هجری)۵- بحارالانوار ج ۶۹ ص ۱۲۴ و ص ۵۳: مرحوم مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ هجری)۶- مهج الدعوات ص ۱۱۳: علی بن موسی (متوفای ۶۶۴ ه)7- غررالحکم ج ۵ ص ۴۶ و ۹۰: مرحوم آمدی (متوفای ۵۸۸ هجری)۶٫ اسناد و مدارک حکمت ۱۹۷ به شرح زیر است:۱- عقد الفرید ج ۶ ص ۲۷۹: ابن عبد ربه (متوفای ۳۲۸ هجری)۲- اصول کافی ج ۱ ص ۴۸ ح ۱: مرحوم کلینی (متوفای ۳۲۸ هجری)۳- دستور معالم الحکم ص ۲۳: قاضی قضاعی (متوفای ۴۵۴ هجری)۴- ربیع الابرار ج ۱ ص ۲۳ ب ۱: زمخشری (متوفای ۵۳۸ هجری)۵- نهایه الارب ج ۸ ص ۱۸۱: نویری (متوفای ۷۳۲ هجری)۶- بحارالانوار ج ۶۷ ص ۶۱ ح ۴۱ ب ۴۴: مرحوم مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ هجری)۷٫ اسناد و مدارک حکمت ۱۹۳ به شرح زیر است:۱- صد کلمه ی برگزیده: ابوعثمان جاحظ (متوفای ۲۵۵ هجری)۲- کتاب الکامل ج ۲ ص ۵: مبرد (متوفای ۲۵۸ هجری)۳- غررالحکم ص ۱۱۳ ج ۲ ص ۶۰۲: مرحوم آمدی (متوفای ۵۸۸ هجری)۴- بحارالانوار ج ۶۷ ص ۶۱: مرحوم مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ هجری)۵- مناقب خوارزمی ص ۳۷۶: موفق بن احمد (متوفای ۵۶۸ ه)6- انساب الاشراف ج ۲ ص ۱۱۵ ح ۶۰: احمد بلاذری (متوفای قرن ۳ ه)7- وسائل الشیعه ج ۴ ص ۶۹ ب ۱۶: مرحوم حر عاملی (متوفای ۱۱۰۴ ه)8. حکمت ۲۳۴ نهج البلاغه معجم المفهرس۹٫ برای اطلاعات بیشتر به بخش (امام و اقسام علوم) مراجعه شود.
منبع: دشتی، محمد، (پائیز ۱۳۸۸)، امام علی (ع) و علم و هنر، قم، انتشارات امیرالمؤمنین علیه السلام، چاپ سوم.

















هیچ نظری وجود ندارد