تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۹۷


احادیث مفاخره معصومین

روایات زیبایی از حضرات معصومین در منابع روایی نقل شده است که بیان فضائل یکی از معصومین توسط خود یا معصوم دیگراست که به احادیث «مفاخره» مشهور شده است. هدف از نقل این‌گونه روایات تبیین فضیلت‌ها و از باب {وَأَمّا بِنِعْمَهِ رَبّکَ فَحَدّثْ}[۱]. بیان نمودن نعمت‌های الهی است که از جانب خداوند متعال به بنده خود اعطاء شده است و به دلیل آن که از لسان معصوم صادر شده، عاری از هرگونه تفاخر مادی و دنیوی و به دور از هر نوع ریا و سمعه و عجب و… است.

مفاخره حضرت زهرا با امیرالمؤمنین

روزی حضرت علی با همسر خود فاطمه زهرا به صحرا رفته و مشغول تناول خرما بودند. گفتگویی زیبا بین این دو زوج معصوم صورت گرفت که قسمتی از آن نقل می‌شود:

حضرت علی فرمودند: ای فاطمه! پیامبر اکرم مرا بیشتر از تو دوست دارد.

حضرت فاطمه فرمودند: چگونه چنین چیزی ممکن است، در حالی که من میوه قلب او و شاخه‌ای از شاخسار او و یگانه فرزندش می‌باشم؟!

حضرت علی فرمودند: اگر مایل باشی نزد پدرت رسول خدا برویم و از ایشان سؤال کنیم.

آن دو نزد پیامبر اکرم رفتند و حضرت فاطمه زهرا، خدمت پدر بزرگوارش عرض کرد: پدر جان! کدام یک از ما دو نفر را بیشتر دوست دارید؟

فقال النبی: أنت أحب إلی وعلی اعز علی منک؛ تو نزد من محبوب‌تر و علی نزد من عزیزتر است.

حضرت علی فرمودند: آیا برایت نگفتم که من فرزند فاطمه باتقوا (بنت اسد) هستم؟

و حضرت فاطمه فرمودند: و من دختر خدیجه کبری هستم.

حضرت علی: من فرزند صفایم.

حضرت فاطمه: و من فرزند سدرهًْ المنتهایم.

حضرت علی: خادم و خدمت‌گذار من جبرئیل است.

حضرت فاطمه: خطبه عقد مرا در آسمان راحیل خوانده و فرشتگان گروه گروه به من خدمت می‌کنند.

حضرت علی: من فرزند آن مرد نیکوکار و درست کردار از میان مؤمنان (ابوطالب) هستم.

حضرت فاطمه: و من دختر آخرین پیامبر الهی هستم.

حضرت علی: من شیر شجاع جنگ‌ها هستم.

حضرت فاطمه: و من کسی هستم که خدا به خاطر او گناه بندگان را بیامرزد.

حضرت علی: من برگزیده خداوند مهربانم.

حضرت فاطمه: و من بهترین زنان و برگزیده شده از میان آنان می‌باشم.

حضرت علی: نام مرا خداوند از نام خود برگرفته است، او عالی و من علی هستم.

حضرت فاطمه: و من نیز این چنین هستم، او فاطر و من فاطمه هستم.

حضرت علی: من پدر فرزندان محمد و برگزیده او هستم.

حضرت فاطمه: و من گوشت و خون او هستم.

حضرت علی: من مجموعه صحیفه‌های آسمان‌ام.

حضرت فاطمه و من مجموعه شرافت و بزرگواری‌ام.

حضرت علی: من نور آفرینش و روشنایی آن هستم.

حضرت فاطمه: و من فاطمه زهرایم… .

پیامبر اکرم فرمودند: ای فاطمه! برخیز و سر پسر عمویت علی را ببوس. در این مکان چهار فرشته مقرّب خداوند، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل با چهار هزار فرشته از علی حمایت می‌کنند و برادرم راحیل و دردائیل با چهار هزار فرشته دیگر برای دیدن این مناظره اجتماع کرده‌اند.

حضرت فاطمه زهرا برخواستند و سر مبارک امیرالمؤمنین را بوسیدند، سپس دست پدرشان خاتم الانبیاء را بوسیدند.[۲]

مفاخره امام حسین با امیرالمؤمنین علی

روزی رسول خدا و حضرت علی ابن ابی طالب در کنار هم نشسته بودند که امام حسین در حالی که شش سال بیشتر نداشتند وارد شدند و در دامن رسول خدا نشستند. پیامبر اکرم میان دو دیده و لبان او را بوسید.

امیرالمؤمنین علی فرمودند: ای رسول خدا آیا فرزندم حسین را دوست دارید؟ پیامبر اکرم فرمودند: چگونه او را دوست نداشته باشم با این که پاره‌ای از بدن من است. امیرالمؤمنین عرض کرد: ای رسول خدا کدام یک نزد شما محبوب‌تر هستیم، من یا حسین؟. امام حسین بلافاصله پاسخ دادند: هر که در شرافت والاتر است او نزد رسول خدا محبوب‌تر و مقرب‌تر است. حضرت علی فرمودند: حسین جان با من مباهات و مفاخره می‌کنی؟ امام حسین عرض کرد: بله پدر جان در صورتی که مایل باشید. حضرت علی فرمودند: من امیر مؤمنانم، زبان راستگویانم، وزیر مصطفایم و تا هفتاد فضیلت خودشان را برشمردند. پیامبر اکرم فرمودند: ای ابا عبدالله![۳] آیا شنیدی؟ آنچه علی بر شمرد یک دهم از یک دهم از یک دهم فضائل او و از هزار هزار مزیتی است که دارد و البته به مراتب از همه این‌ها بالاتر است! امام حسین فرمودند: همه ستایش‌ها از آن خداست که ما را بر بیشتر بندگان مؤمن خود و بر همه جهانیان برتری داده است. سپس فرمودند: ای امیر مؤمنان در آن چه بر شمردی راستگو و امینی. رسول خدا فرمودند: فرزندم اکنون تو فضائل خود را یاد کن. امام حسین عرض کرد: من حسین ابن علی ابن ابی طالب هستم، مادرم فاطمه زهرا سرور بانوان جهانیان است، جدم محمد مصطفی و به طور قطع سرور تمام بنی آدم است. پدر جان! مادر من فاطمه زهرا نزد خدا و نزد همه مردم برتر از مادر شما و جدم رسول خدا نزد خدا و همه مردم بهتر و برتر از جدّ شماست. من در گهواره بودم که جبرئیل به زبان کودکانه با من حرف می‌زد و اسرافیل با روی باز و گشاده مرا ملاقات نمود. ای علی! تو نزد خدا برتر از من هستی ولی من با پدران و مادران و اجداد خود فاخرتر از تو و بر تو مباهات می‌کنم.

سپس امام حسین برخاستند و دست در گردن امیرالمؤمنین انداخته و پی در پی پدر را می‌بوسیدند. و امیرالمؤمنین نیز او را می‌بوسیدند و می‌فرمودند: حسین جان! خداوند، شرافت و بزرگواری و فخر و علم و دانش و بردباری تو را فزونی بخشد «و لعن الله ظالمیک یا ابا عبدالله» و ظلم و ستم کنندگان بر تو را لعنت و از رحمت خود دور سازد ای ابا عبدالله.[۴]

این نوع مفاخره‌ها در میان معصومین، از یک طرف صفا و صمیمیت و نوع برخورد زیبای بین آن بزرگواران را به نمایش می‌گذارد که برای ما نیز آموزنده است. از طرف دیگر فضائل بیشتری از آن بزرگواران را یاد می‌آورد.

رابطه عصمت و تبعیض

یکی از سؤالات یا شبهاتی که به وجود آمده این است که اگر عصمت از جانب خداوند به اهل بیت عطا شده است، نمی‌تواند فضیلتی برای آنان باشد و اگر خداوند متعال این فضیلت را به دیگر انسان‌ها هم عطا می‌کرد، معصوم می‌شدند در نتیجه برگزیدن اهل بیت و اعطای مقام عصمت مطلق به آنان نوعی تبعیض است.

برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید فرد سؤال کننده را اندکی با مقام توحید و خداشناسی آشنا کنیم؛

  1. خداوند متعال حکیم علی الاطلاق است و تمام کارهای او از روی حکمت و علت است. اگر می‌بخشد یا دریغ می‌کند، کم می‌بخشد یا زیاد، همگی از روی حکمت و دلیل است.
  2. علاوه بر فاعلیت فاعل (اعطاء خداوند متعال) قابلیت قابل (گیرنده عطا) نیز لازم است. ظرفیت و استعداد افراد نیز برای دریافت عطای الهی نکته‌ی مهمی است که باید در نظر گرفته شود.

قال الامام الحسین: المعروف علی قدر المعرفه.[۵]

  1. عطای الهی و دریافت این عطا از جانب بنده مستلزم تکلیف است و به میزان دریافت عطا، امتحان و تکلیف و مسئولیت نیز متفاوت است.

قال الله تبارک و تعالی: {لا یُکَلِّفُ اللهُ نَفْسًا إِلّا وُسْعَها[۶] خداوند متعال هیچ کس را جز به اندازه‌ توانایی او تکلیف نمی‌کند.

تبعیض در جایی به وجود می‌آید که به دو نفر با شرایط متفاوت، تکلیف مساوی و برابر بدهند.

یکی از دلائل حکیمانه این انتخاب، نیاز قطعی و ضروری جهان هستی به وجود هدایت‌گر رهبر معصوم و خطاناپذیر است، بنابراین باید افرادی برای پذیرش این مسئولیت مهم و خطیر انتخاب شوند که قابلیت‌ها، ظرفیت‌ها و استعدادهای لازم را دارا هستند و از عهده تکالیف و مسئولیت‌های مهم آن برآیند و البته با آزمون‌های بسیار دقیق چه قبل از عالم خلقت (در عالم ذر) و چه در عالم دنیا (با مصیبت‌های جانکاه و طاقت فرسا) همراه است. بدیهی است خداوند حکیم هیچ کس را لایق و شایسته این مقام عظیم، جز چهارده معصوم ندانست و آنان را برگزید و انتخاب کرد و آنان نیز از عهده این امتحان‌ها و مسئولیت‌ها به نحو احسن بر آمدند.[۷]

امتحان قبل از خلقت

السّلام علیک یا ممتحنه امتحنک الله الّذی قبل ان یخلقک فوجدک لما امتحنک صابره؛[۸] سلام بر تو ای فاطمه زهرا ای کسی که خداوند متعال قبل از خلقت. تو را آزمود و در آن آزمایش تو را بر تحمل هر بلا و مصیبتی شکیبا و بردبار یافت.

اللّهمّ لک الحمد علی ما جری به قضائک فی اولیائک الّذین استخلصتهم لنفسک ودینک إذ اخترت لهم جزیل ما عندک من النعیم المقیم الّذی لا زوال له ولا اضمحلال بعد ان شرطت علیهم الزهد فی درجات هذه الدنیا الدنیه وزخرفها وزبرجها فشرطوا لک ذلک وعلمت منهم الوفاء به فقبلتهم وقربتهم …؛[۹] پروردگارا تو را ستایش می‌کنم برای آن چه که در قضا و قدر خود برای اولیاء خود مقدر کردی، آنان که وجودشان را برای حضرتت خالص و برای محافظت از دینت مخصوص گردانیدی و نعمت‌های باقی و بی‌زوال ابدی را که تنها نزد توست بر آنان اختیار کردی، البته پس از آن که زهد و بی‌رغبتی در مقامات و لذات و زیور و زینت‌های دنیوی را بر آنان شرط نمودی و آن‌ها نیز بر این شرط مهم متعهد شدند و تو می‌دانستی که ایشان به عهد خود وفا خواهند کرد، در نتیجه آنان را مقبول و مقرب درگاه خویش ساختی… .

حرکت با تمام ظرفیت

اهل بیت با تمام وجود به وظایفی که از جانب خداوند متعال بر عهده آنان گذاشته شد، عمل نمودند و با تمام ظرفیت حرکت نموده و اعمال لازم را در همه ابعاد از جمله عبودیت به زیباترین وجه ممکن انجام دادند. به عنوان مثال: شبانه روز هزار رکعت نماز مستحبی می‌خواندند[۱۰]، این در حالی است که دیگر مؤمنین از عهده همان هفده رکعت نماز واجب هم نمی‌توانند به خوبی بر آیند.[۱۱] یا پنج تن آل عبا سه روز روزه می‌گیرند و تمام غذای خویش را انفاق می‌کنند و خود تنها با جرعه‌ای آب افطار می‌کنند.[۱۲] با وجودی که دارای اسم اعظم هستند و گنج‌های زمین در اختیار ایشان است، اما از گرسنگی سنگ به شکم می‌بندند.[۱۳]

در مصیبت‌ها نیز با تمام ظرفیت پذیرای بلاها و ابتلائات می‌شوند؛ مثلاً حضرت ابا عبدالله الحسین تمام هستی خویش را برای خداوند در طبق اخلاص می‌گذارند و تقدیم می‌کنند و آن را به حساب نمی‌آورند، در حالی که اگر ذره‌ای از مصیبت‌های اهل بیت را بر جمیع خلائق تقسیم کنند، هیچ کس را یارای تحمل آن نخواهد بود.

بنابراین متوجه می‌شویم که معصومین مافوق تصور بشر عادی حرکت می‌کنند و از تمام ظرفیت و استعداد خود به طور کامل استفاده می‌کنند اما بشر عادی، درصد ناچیزی از توان و ظرفیت و استعداد خود را استفاده می‌کند. به راستی ما چه مقدار قرآن می‌خوانیم؟ چه مقدار به مستحبات و نوافل اهمیت می‌دهیم؟ انفاقات ما چگونه است، با این که قدرت و توان کافی داریم، اما به یک درصد از معلومات خود نیز عمل نمی‌کنیم. اما کسانی که از ظرفیت مناسب خود استفاده می‌کنند به درجات بالای علم و کمال می‌رسند و سهمی از مقام عصمت نیز نصیبشان خواهد شد.

نکته دوم: تبعیض همیشه و همه جا و برای همه افراد قبیح نیست، بلکه در مواردی لازم است. تبعیض در فضل با تبعیض در عدالت دو مقوله متفاوت است. در مورد اول هیچ ایرادی ندارد بلکه در برخی موارد، عدم تبعیض قبیح است، اما در مورد دوم اشکال دارد. به عنوان مثال اگر دو فرد به صورت مساوی واجبات را انجام و محرمات را ترک کنند و پاداش یک نفر از آنان بهشت و جزای دیگری دوزخ باشد، این تبعیض در عدالت و قبیح است. اما تبعیض در فضل مانند آن است که پدری اموال و ثروت فراوان دارد و به فرزندی که فضیلت بیشتری دارد و به والدین و جامعه خود خدمات بیشتری ارائه می‌دهد عطای بیشتری می‌کند، اما به فرزندی که اموال را اسراف و تبذیر می‌کند و یا آن را در راه حرام مصرف می‌کند، کمتر عطا می‌کند. یا آن که اموال بیشتری را در اختیار فرزند بزرگ‌تر خود و اموال کمتری در اختیار فرزند خردسال قرار می‌دهد. اگر پدری به فرزند خردسالش مثلاً یک میلیون تومان پول بدهد. همه او را مذمت و سرزنش می‌کنند نه تشویق! این نوع تبعیض نه تنها قبیح نیست بلکه در اینجا رعایت عدالت و عدم تبعیض، قبیح است. مقوله عصمت نیز از دایره عدل و عدالت خارج است بلکه یک فضیلت و موهبتی است که به افراد خاص عطا می‌شود، نه این که به طور مساوی بین همه خلائق تقسیم شود تا به گمان برخی عدالت رعایت شود!

۲٫ رابطه عصمت با جبر

سؤال دیگری که مطرح می‌شود این است که، اگر خداوند متعال مقام عصمت را به اهل بیت عطا فرموده در مقابل، اهل بیت مجبورند که مرتکب معصیت نشوند و این امر با اختیار منافات دارد.

پاسخ به این سؤال با مراجعه به آیات و روایات و دانستن معنای عصمت جواب داده می‌شود. حضرات چهارده معصوم، همانند دیگر افراد مکلف به تکالیف هستند. واجبات را باید انجام داده و از محرمات لازم است دوری کنند. در آیات متعدد قرآنی به این مسئله اشاره شده است مانند:

{یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ[۱۴] ای رسول ما آن چه از سوی پروردگارت نازل شده ابلاغ کن که اگر چنین نکنی رسالت الهی را انجام نداده‌ای!

{قُلْ إِنّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبّی عَذابَ یَوْمٍ عَظیمٍ[۱۵] ای رسول ما به مردم بگو: به طور قطع و یقیین اگر خدای خویش را نافرمانی کنم از عذاب روز بزرگ قیامت بیم دارم.

{وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها[۱۶] اهل بیت خود را به نماز فرمان ده و خود نیز در اقامه نماز استوار و صبور باش.

بدیهی است این امر و نهی الهی مستلزم اختیار است که اگر اختیار نباشد،‌ امر و نهی عبث و بیهوده خواهد بود. اگر رسول خدا مجبور به ابلاغ شد، ‌نهی الهی (و ان لم تفعل) معنا نداشت. جبر با خوف الهی (انی اخاف) منافات دارد همان گونه که با امر به نماز (و أمر اهلک) سازگاری ندارد. بنابراین عصمت موجب سلب اختیار نمی‌شود و معصوم با علم و آگاهی و توفیق و تقوای الهی، با اختیار خود معصیت را ترک و طاعات را انجام می‌دهد. به عبارت دیگر ارتکاب گناه و ترک واجب برای معصوم محال عقلی و ذاتی نیست که انجام آن غیر ممکن باشد. بلکه محال عادی است و امکان انجام آن وجود دارد. مانند خوردن مواد سمّی که هیچ انسان عاقلی چنین عملی را مرتکب نمی‌شود، اگر چه اراده و اختیار دارد و می‌تواند بخورد، ‌اما چون از آثار شوم آن آگاه است استفاده نمی‌کند.

[۱]. الضحی / ۱۱؛ «نعمت‌های پروردگارت را که به تو ارزانی داشته برای مردم بازگو کن».

[۲]. القطره، ج ۱، ص ۳۶۳، به نقل از فضائل ابن شاذان، ص ۸۰ .

[۳]. کنیه دادن به امام حسین× در سن شش سالگی توسط رسول خدا به این معناست که او پدر بندگان خداست نه آن که فرزندی به نام عبدالله داشته باشند.

[۴]. فرهنگ جامع سخنان امام حسین، ص ۵۵٫

[۵]. تسلیهًْ المجالس و زینهًْ المجالس، ج ۲، ص ۱۰۵٫

[۶]. بقره / ۲۸۶٫

[۷]. جمعی از مسلمانان در اطراف علی ابن جعفر (فرزند امام صادق، برادر امام موسی کاظم و عموی حضرت رضا نشسته بود که حضرت امام جواد در سن کودکی وارد شدند. علی ابن جعفر به احترام امام جواد از جا برخاستند و بسیار احترام نمودند،‌ برخی از اطرافیان خرده گرفتند و گفتند: تو عموی پدر ایشان هستی و با این سن و سال در برابر کودکی این چنین تواضع و احترام می‌کنی؟! علی ابن جعفر به محاسن سفید خود اشاره کرد و گفتند:‌چه کنم که خدا این محاسن سفید را لایق امامت ندانست چگونه من این محاسن را لایق آتش کنم، ‌اگر اعتراف به امامت این کودک نکنم (اثبات الهداهًْ بالنصوص و المعجزات، ‌ج۴، ص۳۸۹)

[۸]. زیارت حضرت فاطمه زهرا به نقل از المزار الکبیر للمشهدی، ص ۷۹ و مفاتیح الجنان.

[۹]. دعاء الندبه، در کتاب زاد المعاد مرحوم مجلسی در کنار دعای ندبه آمده است: «المشتمل علی العقائد الحقه والتأسف علی غیبه» فمروی بسند معتبر عن الامام جعفر الصادق× به نقل از المزار، جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع، اقبال الاعمال و مفاتیح الجنان.

[۱۰]. «قال الصادق: ان علیاً فی آخر عمره کان یصلى فی کل یوم ولیله ألف رکعه». (الکافی، ج ۷، ص۶۶۵)

«قال الباقر: کان علی ابن الحسین یصلى فی الیوم واللیله ألف رکعه کما کان یفعل امیرالمؤمنین». (الخصال، ج ۲، ص ۵۱۷).

«قال علی ابن الحسین: کان (الحسین) یصلى فی الیوم واللیله ألف رکعه». (وسائل الشیعه، ج ۴، ص۱۰۰) «وهکذا باقی الأئمه عبد السلام بن صالح الهروى: صلّى على ابن موسى الرضا فی یوم ولیلته ألف رکعه». (عیون اخبار الرضا×، ج ۲، ص ۱۸۳٫

[۱۱]. حضرت آیت الله بهجت: همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را به سماوات می‌رساند و برای عده‌ای هیچ خبری نیست، برای بعضی اعلی علیین است و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون شور است و یا شیرین! (در محضر بهجت، ج ۱، ص ۲۸۳).

[۱۲]. {وَیُطْعِمُونَ الطّعَامَ عَلَى‏ حُبّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً} (انسان / ۸)؛ «و غذایی که بدان نیاز داشتند به مسکین و یتیم و اسیر انفاق می‌کنند».

[۱۳]. جلوه‌های اعجاز معصومین، قطب راوندی، ص ۳۹۷٫

[۱۴]. مائده / ۶۷٫

[۱۵]. انعام / ۱۵٫

[۱۶]. طه / ۱۳۲٫

منبع: برگرفته از کتاب امام شناسی استاد گنجی جلد۲: اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa

 


برچسب ها :
، ،
دیدگاه ها