8 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

آشنايى با يازدهمين اختر تابناک امامت

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

طلوع يک ستاره

روز جمعه، هشتم ماه ربيع الثاني سال 232 ق، در تاريخ پرافتخار مسلمانان، روزي به ياد ماندني است. هنوز بيست بهار از عمر شريف امام هادي عليه‏السلام نگذشته بود که شهر مدينه، شاهد ظهور و تولد ستاره‏اي فروزان از ستارگان حريم نبوي گرديد. مدينه، با شکوفه زدن گلي ديگر از گلستان امامت و ولايت نورباران شد و بارديگر، شور و شعفْ بوستان علوي را فرا گرفته، خانه کوچک و با صفاي امام هادي عليه‏السلام به نور فرزند پاک و مطهر خود روشن گرديد.

 
حرکت به عراق

با تولد امام حسن عسکري عليه‏السلام در سال 232ق، شور و نشاطْ ساکنان شهر مدينه و خانه با صفاي امام هادي عليه‏السلام را فرا گرفت. بني‏هاشم از اين تولد مبارک، مسرور شده و سجده شکر به جاي آوردند. متأسفانه اين شور و شادي، بعد از مدتي به حزن و اندوه خاندان علوي تبديل شد. خليفه عباسي و درباريان فاسد که نفوذ علمي و معنوي امام هادي عليه‏السلام را در شهر مدينه مي‏ديدند، به وحشت افتاده و براي حفظ قدرت ظاهري خود، دستور حرکت امام عليه‏السلام را به ديار غربت عراق صادر کردند. امام هادي عليه‏السلام به همراه فرزند عزيزش امام عسکري در سال 233 ق از شهر مدينه حرکت و به شهر سامراء، مرکز حکومت خليفه عباسي وارد شد. امام حسن عسکري عليه‏السلام به همراه پدر بزرگوار خود، در يکي از محله‏هاي سامراء ساکن شده و تا آخر عمر مبارک خود در آن جا اقامت داشت.

 
زندان بي‏حصار

در تمام سال‏هايي که امام حسن عسکري عليه‏السلام در شهر سامراء مي‏زيست، به جز چند نوبتي که در زندان دستگاه فاسد بني عباس بود، در صورت ظاهر، همانند شهروندي عادي زندگي مي‏کرد، ولي تمام رفتار و حرکات حضرت، به طور محتاطانه‏اي زير نظر حکومت وقت قرار داشت. وجود شبکه منظم و متشکل شيعيان که از مدت‏ها قبل شکل گرفته بود، نگراني و وحشت خلفاي عباسي را فراهم کرده و باعث مي‏شد تمام رفتار امام و شيعيان حضرت، به نحوي کنترل شود. به همين دليل، از امام خواسته بودند تا همواره حضور خود را در سامراء، به آگاهي حکومت برساند؛ چنان که براساس نقل يکي از خدمتکاران امام، آن حضرت مجبور بود هر دوشنبه و پنجشنبه در دارالخلافه حاضر شده و خود را به دربار معرفي کند. در حقيقت، شهر سامراء به زندان بي‏حصاري براي امام تبديل شده بود که تمام آرامش و آسايش را از حضرت مي‏گرفت.

 
در سوگ برادر

امام حسن عسکري عليه‏السلام سه برادر داشت که عبارت اند از: حسين، جعفر و محمد. حسين، يکي از عابدان و زاهدان زمان خود بود و به امامت امام عسکري عليه‏السلام ايمان داشت. جعفر، برادر ناصالح حضرت بود که به جعفر کذّاب مشهور است. محمد، فرزند بزرگ امام هادي عليه‏السلام بود. او در سال 252 ق (دو سال قبل از شهادت امام هادي عليه‏السلام ) از دنيا رفت. امام عسکري عليه‏السلام در وفات برادر، گريبان چاک کرد و عزادار برادر خود گشت. قبر شريف ايشان در نزديکي سامراء است و به امامزاده سيد محمد شهرت دارد.

 
ازدواج امام عسکري عليه‏السلام

امام حسن عسکري عليه‏السلام ، در کنار پدر بزرگوار خود، مراحل رشد و شکوفايي را گذراند، و از درياي معارف و فضيلت‏هاي پدر بهره‏مند شد. آن حضرت، مدتي قبل از شهادت پدر مهربانش، با يک دختر شايسته رومي به نام نرجس، که از نوادگان حضرت شمعون، وصي حضرت عيسي بود، ازدواج کرد.
نرجس، در يکي از جنگ‏هاي مسلمانان با سپاه روم، به اسارت مسلمانان درآمده بود که توسط امام هادي عليه‏السلام خريداري و به امام حسن عسکري عليه‏السلام تزويج شد. او يکي از زنان پاکدامن و بزرگواري بود که دين مبين اسلام را اختيار و افتخار همسري امام را پيدا کرد. با ازدواج امام عسکري عليه‏السلام و نرجس، بارقه اميد در دل‏هاي مؤمنان و شيفتگان و منتظران امام زمان روشن شد. اگرچه تاريخ دقيق ازدواج امام عسکري عليه‏السلام مشخص نيست، ولي به طور قطع ازدواج ايشان در زمان حيات امام هادي عليه‏السلام صورت گرفته است.

 
شهادت پدر

اگرچه امام عسکري روزهاي سختي را در شهر سامراء مي‏گذراند، ولي وجود پدري معصوم و مهربان، باعث آرامش خاطر حضرت مي‏شد. در اوايل ماه رجب سال 254ق، دوران خوشي و آرامش حضرت به پايان رسيد و آن حضرت در غم از دست دادن پدر مهربان خود، به سوگ نشست و براي هميشه عزادار پدر بزرگوار خود شد. خليفه عباسي، وقتي موقعيت خلافت خود را در خطر ديد، دستور داد امام هادي عليه‏السلام را مسموم کنند و به شهادت رسانند. با شهادت آن حضرت، غربت و تنهايي امام عسکري عليه‏السلام در شهر سامرا فزوني يافت. اين دوران، از سخت‏ترين و طاقت‏فرساترين دوران زندگي کوتاه امام عسکري عليه‏السلام است.
بعد از شهادت امام هادي عليه‏السلام ، دوران ولايت و امامت شش ساله امام عسکري عليه‏السلام شروع شد و خط سبز و اصيل معارف الهي، به پرتوافشاني خود ادامه داد.

 
جود و بخشش

نگاه خاندان رسالت به مسايل مادي، به گونه‏اي بود که بتوانند به وسيله آن، رضايت و خشنودي پروردگار عالم را به دست آورده، گرهي از مشکلات زندگي مردم باز کنند. امام عسکري عليه‏السلام با تمام وجود از ياران خاص و نزديک و نيازمندان شيعه حمايت و پشتيباني مالي مي‏کرد. اين اقدام، مانع از آن مي‏شد که شيعيان، زير فشار مالي، جذب دستگاه عباسي شوند. ابوهاشم جعفري مي‏گويد: از نظر مالي در مضيقه بودم. خواستم وضع خود را طي نامه‏اي به امام عسکري عليه‏السلام بنويسم، ولي خجالت کشيدم و صرف نظر کردم. روزي هنگامي که وارد منزل شدم، ديدم که امام عليه‏السلام صد دينار براي من فرستاده و طي نامه‏اي نوشته است: «هر وقت احتياج داشتي، خجالت نکش و پروا نکن و از ما بخواه که به خواست خدا به مقصود خود مي‏رسي».

 
جايگاه اجتماعي امام

امام حسن عسکري عليه‏السلام اگر چه بسيار جوان بود، ولي به دليل موقعيت بلند علمي، اخلاقي و خانوادگي، به ويژه رهبري شيعيان و اعتماد بي‏شائبه آنان به حضرت و احترام بي‏چون و چراي مردم، شهرت فراواني پيداکرده بود. به همين دليل، حاکمان عباسي نيز به جز در مواردي، در ظاهر، رفتاراحترام‏آميزي از خود به امام عسکري عليه‏السلام نشان مي‏دادند. خادم آن امام مي‏گويد: روزهايي که امام عسکري عليه‏السلام به مقر خلافت مي‏رفت، شور و شعف عجيبي در مردم پيدا مي‏شد. خيابان‏هاي مسير آن حضرت، پر از جمعيتي بود که بر مرکب‏هاي خود سوار بودند. هنگامي که امام مشرف مي‏شدند، هياهو يکباره خاموش مي‏شد و حضرت از ميان جمعيت گذشته، وارد مجلس مي‏شد.

 
شاگردان

امام حسن عسکري عليه‏السلام در مدت شش ساله امامت خود، شاگردان زيادي را تربيت کرد و آن‏ها را به سر منزل کمال رساند که به عنوان نمونه، به چند نفر از آنان اشاره مي‏کنيم:
1. احمدبن اسحاق اشعري قمي، که نماينده و فرستاده مردم قم و از ياران خاص حضرت بود. او از جمله کساني است که حضرت مهدي(عج) را زيارت کرده است.
2. سيد عبدالعظيم حسني، که از نوادگان حضرت مجتبي عليه‏السلام است. او از عالمان، فقيهان و پارسايان برجسته زمان خود بود و ائمه اطهار، شيعيان را به مراجعه به او دستور داده‏اند. قبر مطهر ايشان در شهر ري است.
3. فضل بن شاذان که يکي از پرکارترين دانشمندان شيعه است. او خراساني بود و از مکتب پربرکت امام عسکري عليه‏السلام کسب فيض مي‏نمود. آن حضرت در مورد او مي‏فرمايد: «بايد اهل خراسان به جايگاه فضل بن شاذان و بودن او در ميانشان برخود ببالند».

 
سفيران هدايت

با توجه به ايجاد محدوديت و پراکنده بودن شيعيان در مناطق مختلف، امام حسن عسکري عليه‏السلام براي ارتباط با آنان، از شيوه انتخاب وکيل استفاده مي‏کردند.
وکلاي حضرت موظف بودند تا در زمينه احکام شرعي و مسايل مالي و خمس و ديگر موارد، به عنوان رابط بين امام و مردم عمل کرده و مشکلات مردم را حل کنند. بعضي از وکلاي حضرت عبارت‏اند از:
1. عثمان بن سعيد عمري که از بزرگان شيعه است و از شغل روغن فروشي، به عنوان پوششي براي فعاليت‏هاي خود استفاده مي‏کرد.
2. ابراهيم بن عبده، که نماينده و وکيل امام در شهر تاريخي و مذهبي نيشابور بود.
3. احمدبن اسحاق قمي اشعري که از ياران خاص امام و از شخصيت‏هاي بزرگ شيعي و وکيل و نماينده امام در موقوفات قم بود. او استاد شيخ صدوق بوده و پس از شهادت امام عسکري عليه‏السلام ، وکالت امام زمان(عج) را هم برعهده داشت.
4. ابراهيم بن مهزيار اهوازي.

 
تأليفات

وجود منبع علوم آل‏محمد عليه‏السلام و فيض ربوبي در شهر سامراء، باعث شد تا دانشمندان و بزرگان جهان اسلام، از نقاط مختلف، براي کسب فيض از حضور امام حسن عسکري عليه‏السلام ، به سامراء رفته و از علوم ايشان بهره‏مند شوند. هر چند عمر حضرت کوتاه بود، ولي در همين مدت اندک، توانست آثار مهمي اعم از تفسير قرآن و نشر احکام اسلامي و گسترش مسايل فقهي، از خود به يادگار بگذارد. حضرت تأليفاتي داشته‏اند که عبارت است از:
1. تفسير العسکري: امام حسن عسکري عليه‏السلام يکي از بزرگ‏ترين مفسران قرآن کريم به شمار مي‏آمد که قرآن را به صورتي ساده و روشن، براي شيعيان خود تفسير مي‏کرد. اين کتاب، يکي از يادگاري‏هاي علمي امام حسن عسکري عليه‏السلام در زمينه تفسير قرآن است .
2. المُقْنِعه: اين کتاب مشتمل بر علم حلال و حرام بوده که به حضرت عسکري عليه‏السلام منسوب است.

 
نامه‏هاي امام

امام حسن عسکري عليه‏السلام در طول مدت امامت خود، نامه‏هاي زيادي به شخصيت‏ها، شهرها و کشورهاي مهم اسلامي نوشته که تعدادي از آن‏ها براي کشور ولايت مدار و بزرگ اسلامي ايران بوده است. امام عسکري عليه‏السلام در يکي از نامه‏هاي خود به علي بن حسين بابويه قمي، پدر شيخ صدوق که يکي از فقهاي بزرگ شيعه بوده، مي‏فرمايد: «اي بزرگ مرد و مورد اعتماد و فقيه من، صبر کن و شيعيان مرا به صبر فرمان بده». امام در يکي ديگر از نامه‏هاي خود به اسحاق بن اسماعيل و شيعيان نيشابور، پس از توضيح نقش امامت در هدايت امت اسلامي مي‏فرمايد: «ابراهيم بن عَبده، نامه مرا براي همه بخواند تا جاي سؤال و ابهامي باقي نماند». امام حسن عسکري عليه‏السلام نامه ديگري هم به مردم شريف قم و آوه، واقع در 45 کيلومتري قم نوشته‏اند.

 
خلفاي معاصر

امام حسن عسکري عليه‏السلام در دوران زندگي کوتاه خود، با شش تن از خلفاي عباسي هم عصر بود که هر کدام از آن‏ها، از ديگري فاسدتر و ستمگرتر بودند. سه تن از اينان، در زمان حيات امام هادي عليه‏السلام به خلافت رسيدند که عبارت اند از متوکل عباسي، فرزند هارون الرشيد، منتصر عباسي و مستعين.
اما سه تن از خلفاي عباسي، در دوران شش ساله امامت امام عسکري عليه‏السلام بر تخت خلافت نشستند و از ناحيه آنان، ستم‏هاي زيادي بر حضرت وارد شد. اين انسان‏هاي پليد عبارت‏اند از: معتزّ که از سال 252 تا 255 حکومت کرد. مهتدي که از سال 255 تا 256 خليفه عباسي بود و معتمد عباسي که آن حضرت را به شهادت رساند. خلفاي عباسي که روز نخست به نام طرفداري از علويان و به عنوان گرفتن انتقام آنان از بني اميه قيام کردند، مانند خلفاي بني اميه و بلکه بدتر از آنان، به ستمگري و خودکامگي‏هاي خود ادامه دادند.

 
قيام‏ه

در عصر امامت امام عسکري عليه‏السلام قيام‏هاي فراواني از سوي علويان بر ضد دستگاه عباسي شکل گرفت. علت اين انقلاب‏ها و قيام‏ها، ظلم و فساد بي‏پايان خلفاي عباسي به مردم و علويان بود. افزون بر اين که آنان معتقد بودند رهبري جامعه اسلامي، حق علويان است و عباسيان، غاصبان خلافت اند. برخي از اين قيام‏ها عبارت است از:
1. قيام علي بن زيد بن الحسين: او از نوادگان امام سجاد عليه‏السلام بود که در کوفه قيام کرد و در اين راه، فداکاري‏هاي بسياري از خود نشان داد و بارها با نيروهاي خليفه عباسي درگير شد.
2. قيام احمدبن محمدبن عبداللّه‏: او نيز از علويان عصر امام عسکري عليه‏السلام بود که بر ضد معتمد عباسي قيام کرد، ولي به قتل رسيد و سرش را نزد آن حاکم ستمگر فرستادند.

 
اوضاع سياسي

خلفاي عباسي، از هر گونه اعمال فشار و محدوديت به امامان شيعه دريغ نکرده و فضاي غبارآلودي را در اطراف آنان به وجود آورده بودند. اين فشارها، در عصر امام حسن عسکري عليه‏السلام به اوج خود رسيد. درباره علت اين فشارها و محدوديت‏ها، به دو مطلب عمده مي‏توان اشاره کرد: نخست اين که در زمان امام عسکري عليه‏السلام ، شيعه به صورت قدرتي عظيم در عراق درآمده بود و همه مردم مي‏دانستند که اين گروه، به خلفاي وقت معترض بوده و حکومت عباسيان را مشروع و قانوني نمي‏داند؛ دوم اين‏که، خاندان عباسي و پيروان آن‏ها مي‏دانستند مهدي موعود(عج) که نابود کننده حکومت‏هاي خودکامه است، از نسل حضرت عسکري عليه‏السلام خواهد بود. به همين دليل، پيوسته مراقب اوضاع زندگي او بودند تا بتوانند فرزند حضرت را به چنگ آورده و ايشان را از سر راه خود بردارند.
فعاليت‏هاي امام در دوران امامت

 
الف) کوشش‏هاي علمي

امام عسکري عليه‏السلام به رغم شرايط نامساعد و محدوديت بسيار شديدي که حکومت عباسي برقرار کرده بود، موفق به گسترش دانش دامنه دار خود در سطح جامعه نشد، ولي شاگرداني تربيت کرد که هر کدام از آن‏ها، سهم به سزايي در نشر و گسترش معارف اسلام و دفع شبهه‏هاي دشمنان داشتند. مرحوم شيخ طوسي رحمه‏الله ، تعداد شاگردان حضرت را بيش از يکصد نفر ثبت کرده که در ميان آنان، مهره‏هاي روشن، شخصيت‏هاي برجسته و مردان وارسته‏اي به چشم مي‏خورد.
امام حسن عسکري عليه‏السلام افزون بر تربيت شاگردان، مشکلات و تنگناهاي پيش آمده براي مسلمانان و امت اسلامي را در پرتو علم امامت حل مي‏کرد.

 
ب) استفاده از آگاهي غيبي

امامان معصوم در پرتو ارتباط با پروردگار جهان، از آگاهي غيبي برخوردار بوده و در مواردي که اساس حقانيت اسلام يا مصالح عالي امت اسلامي در خطر مي‏افتاد، از اين آگاهي به صورت «ابزار» استفاده مي‏کردند. امام حسن عسکري عليه‏السلام نيز از اين قاعده بيرون نبود. شرايط نامساعد و جوّ پراختناق آن عصر و شک و ترديد و تزلزل گروهي از شيعيان در مورد امام هادي عليه‏السلام و امام عسکري عليه‏السلام ، باعث مي‏شد که امام عسکري عليه‏السلام پرده‏هاي حجاب را کنار زده و از آن سوي جهان ظاهر خبر دهد که اين کار، از مؤثرترين شيوه‏هاي جلب مخالفان و تقويت ايمان شيعيان بود. مرحوم علامه مجلسي رحمه‏الله در کتاب شريف بحارالانوار، 81 مورد از کرامات و گزارش‏هاي غيبي آن حضرت را ثبت کرده است. ابوهاشم جعفري نيز در اين‏باره مي‏گويد: هر زمان که به حضور امام عسکري عليه‏السلام مي‏رسيدم، برهان و نشانه تازه‏اي بر امامت حضرت مشاهده مي‏کردم.

 
ج) آماده سازي براي دوران غيبت

از آن جا که غايب شدن امام و رهبر هر جمعيت، حادثه‏اي غيرطبيعي و نامأنوس است و تحمل مشکلات ناشي از آن براي نوع مردم دشوار مي‏باشد، پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و امامان پيشين، به تدريج مردم را با اين موضوع آشنا ساخته و افکار ايشان را براي پذيرش آن آماده مي‏کردند. اين تلاش، در عصر امام عسکري عليه‏السلام به صورت روشن‏تري به چشم مي‏خورد و جلوه بيشتري پيدا مي‏کند؛ زيرا آن حضرت، از يک طرف حضرت مهدي(عج) را تنها به شيعيان خاص و بسيار نزديک خود نشان مي‏داد و از طرف ديگر، تماس مستقيم شيعيان با خود حضرت عسکري عليه‏السلام نيز روز به روز محدودتر و کمتر مي‏شد، به طوري که حتي در خود شهر سامراء، به مراجعات و مسايل شيعيان به وسيله نامه يا توسط نمايندگان خويش پاسخ مي‏دادند. آن حضرت با اين شيوه، به شيعيان فهماندند که امام زمان مي‏تواند زنده بوده، ولي از نظر و چشم مردمان پنهان باشد.

 
د) ايجاد شبکه ارتباطي

در زمان امام حسن عسکري عليه‏السلام ، شيعيانْ در مناطق مختلف و شهرهاي متعددي مانند کوفه، بغداد، نيشابور، قم، آوه( در 45 کيلومتري قم)، مدائن، خراسان، شهرري و… گسترش يافته و در آن‏ها سکونت داشتند. گستردگي و پراکندگي مراکز تجمع شيعيان، وجود سازمان ارتباطي منظمي را ايجاب مي‏کرد تا پيوند شيعيان را با حوزه امامت و با يکديگر برقرار سازد و از اين رهگذر، آنان را از نظر ديني و سياسي رهبري کند. امام حسن عسکري عليه‏السلام براي اين هدف بلند، نمايندگاني از ميان برجستگان علمي و معنوي شيعيان برگزيده و در مناطق متعدد منصوب کرد و ازاين راه، پيروان خود را در همه مناطق زير نظر داشت.
افزون بر شبکه ارتباطي وکالت، آن حضرت به وسيله اعزام پيک‏ها و نامه‏ها نيز، با شيعيان و پيروان خود در ارتباط بود و مشکلات آنان را برطرف مي‏نمود.

 
ه) فعاليت‏هاي سرّي سياسي

امام حسن عسکري عليه‏السلام ، به رغم تمامي محدوديت‏ها و کنترل‏هايي که از طرف دستگاه خلافت به عمل مي‏آمد، يک سلسله فعاليت‏هاي سري سياسي را رهبري مي‏کرد و با گزينش شيوه‏هاي بسيار ظريف پنهانکاري، از چشم بيدار و مراقب جاسوسان دربار عباسي به دور مي‏مانْد. عثمان بن سعيد که از نزديک‏ترين و صميمي‏ترين ياران امام بود، زير پوشش روغن‏فروشي فعاليت مي‏کرد و اموال و وجوهي را که بايد به امام‏مي‏رسيد، در ظرف‏ها و مشک‏هاي روغن قرار داده و به امام مي‏رسانْد. آن حضرت در اقدامي کاملاً سري، اسناد، نامه‏ها و نوشته‏هاي سري را در ميان چوب جاسازي کرده و براي نماينده خود مي‏فرستاد.
امام اين کار را برعهده مأمور حمام خود گذاشته بود که سوءظن کسي را جلب نکند.

 
بازداشت امام

متوکل عباسي، دستور جلب امام هادي عليه‏السلام را به همراه امام عسکري عليه‏السلام به منظور کنترل بيشتر آن‏ها و شيعيان صادر کرد و آن دو امام بزرگوار را به شهري نظامي وارد نمود که تفاوتي با زندان نداشت. در عين حال، خليفه عباسي در بازداشت امام هادي و عسکري عليهماالسلام سخت‏گيري بيشتري مي‏کرد و در هنگام پيدايش جريان‏هاي خاصي که نوعي تهديد بر ضد حاکميت به شمار مي‏آمد، شخص امام و ياران نزديک حضرت را به زندان مي‏انداخت. اگر چه مدت زمان زنداني شدن امام حسن عسکري عليه‏السلام به طور دقيق مشخص نيست، از روايات چنين بر مي‏آيد که آن حضرت در زمان خلافت هر سه نفر خليفه معاصر، به زندان افتاده است. امام عسکري عليه‏السلام در زمان معتز به همراه برادرش جعفر به زندان افتاد. حضرت در دوران مهتدي هم به زندان افتاد که مقارن با کشته شدن خليفه بود. آن حضرت در سال 259 ق، هم‏زمان با حکومت معتمد عباسي نيزدر بازداشت او به سر مي‏برد.

 
نقشه شوم

معتز، خليفه جوان و مغرور عباسي، در سال 252 قمري به خلافت رسيد و در سال 255 قمري، کشته شد. او براي حفظ قدرت و حکومت خود، دست به هر جنايتي زد و از هيچ عمل وحشيانه‏اي فروگذار نکرد. معتز در دوران سه ساله حکومت خودکامه خود، مسلمانان راستين و بزرگان شيعه را تحت فشار قرار داد. شيعيان و سادات علوي در دوران حکومت او، با شديدترين شکنجه‏ها در زندان‏ها به سر مي‏بردند. او براي از بين بردن موانع حکومت خود، دستور قتل امام حسن عسکري عليه‏السلام را صادر کرد و به يکي از درباريان خود به نام سعيد حاجب دستور داد تا امام را به طرف کوفه روانه کرده و حضرت را در بين راه به شهادت برساند، ولي با کشته شدن خليفه توسط گروهي از ترکان دربار، نقشه شوم او عملي نشد و آن حضرت از اين حادثه جان سالم به در برد.

 
شمع پروانگان

امام حسن عسکري عليه‏السلام مدتي در زندان دژخيم زمان خود به نام «نحرير» گرفتار بود. همسر نحرير به او اعتراض کرد و او را از عاقبت بدرفتاري با آن حضرت برحذر داشت، ولي او برعکس توصيه‏هاي زن خود عمل کرده و دستور داد تا حضرت را در قفس درندگان و شيران بيندازند. دستور نحرير به اجرا در آمد.
او بعد از مدتي براي بازديد چگونگي قتل امام و فرستادن گزارش، نزديک قفس آمد و با صحنه بي‏نظيري مواجه شد؛ امام عليه‏السلام در ميان درندگان در حال عبادت بود و آن‏ها در گرد آن حضرت حلقه زده و زانوي ادب و احترام در مقابل حضرت به زمين زده بودند، نحرير بعد از ديدن اين منظره، امام عسکري عليه‏السلام را آزاد کرد.

 
شب حادثه

امام حسن عسکري عليه‏السلام ، در شب شهادت خود، نامه‏هاي زيادي نوشت و آن‏ها را به نامه رسان خود داد تا به شهر مدينه برساند. حضرت در آخرين لحظات عمر مبارک خود، آب خواست و فرمود: «مي‏خواهم نماز بخوانم». خادم حضرت، سجاده را براي امام آماده کرد. حضرت وضو گرفت و نماز صبح را در بستر به جا آورد. بعد کاسه آب را از خادم خود گرفت تا مقداري از آن را بنوشد که دست حضرت لرزيد و ظرف آب به دندان‏هاي حضرت برخورد مي‏کرد. حضرت به خادم خود فرمود تا فرزندش امام زمان را حاضر کند. در اين هنگام، نرجس خاتون، مادر امام زمان عليه‏السلام به همراه آن حضرت وارد اتاق شد همين که چشم حضرت به امام زمان افتاد، گريه کرد و فرمود:«اي سيد اهل بيت، مقداري به من آب بده که من به سوي پروردگار خود رهسپارم». امام زمان پدر بزرگوار خود را سيراب نمود و حضرت جان به جان آفرين تسليم کرد. امام عسکري عليه‏السلام ، در روز جمعه، هشتم ربيع الاول سال 260 قمري، بعد از نماز صبح در 28سالگي به شهادت رسيد.

 
دسيسه‏اي ديگر

معتمد عباسي همواره از محبوبيت و نفوذ معنوي امام حسن عسکري عليه‏السلام در جامعه نگران بود. هنگامي که مشاهده کرد توجه مردم به امام عسکري عليه‏السلام روز به روز بيشتر مي‏شود و زندان و اختناق و محدوديت و مراقبت، تأثير معکوس دارد، سرانجام به همان شيوه ناجوانمردانه ديرينه اجداد خود متوسل شد و آن حضرت را پنهاني مسموم کرد. او تلاش زيادي کرد تا شهادت امام عسکري عليه‏السلام را عادي جلوه داده و مرگ حضرت را طبيعي بنماياند. معتمد به ابوعيسي، فرزند متوکل و از درباريان عباسي دستور داد تا در تشييع جنازه حضرت حاضر شد و کفن را از روي مبارک حضرت کنار بزند و براي رفع تهمت، بزرگان علويان و هاشميان، وزيران، نويسندگان، قاضيان و اشراف و اعيان را به نزديک خود بطلبد و با صداي بلند فرياد زند: «اي مردم، بياييد و خوب نگاه کنيد، اين حسن به علي فرزندزاده امام رضا است که به مرگ طبيعي فوت شده و کسي به او آسيبي نرسانده است».

 
تلاش جعفرکذاب

با شهادت امام حسن عسکري عليه‏السلام ، تلاش‏هاي مذبوحانه جعفر کذاب برادر آن حضرت، ابعاد تازه‏اي به خود گرفت. او ادعاي امامت امت اسلامي را داشت و براي رسيدن به اين هدف، از هيچ کوششي فرو گذار نکرد. جعفر براي دست‏يابي به اين مقام، حاضر شد تا سالانه مبلغ بيست هزار دينار به يکي از مواليان دربار عباسي پرداخت کند تا امامت امت را به او واگذار کنند. او براي فريب شيعيان و جلب نظر آنان، بر سر جنازه حضرت عسکري عليه‏السلام حاضر شد تا بر آن حضرت نماز بخواند. وقتي جعفر کذاب آماده تکبير شد، ناگاه کودکي گندمگون و سياه موي بيرون آمد و لباس جعفر را گرفت و او را کنار کشيد و گفت: «عمو، کنار برو، من بايد بر پدرم نماز بخوانم». جعفر با چهره‏اي دگرگون، کنار رفت و امام زمان عليه‏السلام بر پدر خود نماز خواند. پس از اقامه نماز، حضرت عسکري عليه‏السلام را در کنار قبر پدرش امام هادي عليه‏السلام دفن کردند.

در جستجوي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف)
پس از شهادت امام حسن عسکري عليه‏السلام ، معتمد عباسي دستور داد تا وارد منزل حضرت شده، اثاثيه حضرت را بازرسي و مهر و موم کنند. از طرف ديگر، چون شنيده بود که از آن حضرت، فرزندي باقي مانده است، در صدد يافتن او بر آمد و دستور داد تا عده‏اي از قابله‏ها، زنان و کنيزان آن حضرت را معاينه نمايند و در صورتي که آثار حمل در آنان بود، گزارش دهند. بعد از نااميدي از يافتن امام زمان(عج)، معتمد عباسي، براي تلقين و وانمود کردن اين مطلب که از امام عسکري عليه‏السلام فرزندي باقي نمانده است و شيعيان از وجود امام بعدي نا اميد گردند، دستور داد تا ميراث آن حضرت، ميان مادر و برادرش جعفر کذاب تقسيم شود.

 
زيارت امام عسکري عليه‏السلام

ابوهاشم جعفري، از امام حسن عسکري عليه‏السلام نقل مي‏کند که حضرت به من فرمود: «قبر من در سامراء، براي اهل هر دو جانب، از بلاها و عذاب الاهي، مايه امان و آسايش است». علامه مجلسي، اهل دو جانب را به شيعه و سني معنا کرده و فرموده است که برکت وجودي آن حضرت، همه را در برمي‏گيرد. در قسمتي از زيارتنامه اين امام همام چنين مي‏خوانيم: «سلام بر تو اي مولاي من، اي ابامحمد حسن بن علي، هدايتگر مردمان و هدايت يافته به حق. سلام بر تو اي فرزند اميرمؤمنان و اي فرزند زهرا. سلام بر تو اي گشايش قلب اندوهناکان. سلام بر تو اي گنجينه علم وصي رسول خدا. سلام بر تو اي کشتي حلم و سلام بر تو اي پدر بزرگوار امام منتظر. گواهي مي‏دهم که تو نماز و ديگر ارکان دين را به پاداشتي و زکات دادي و امر به معروف و نهي از منکر فرمودي. از خدا درخواست مي‏کنم که به واسطه شما، دعايم را مستجاب کرده و مرا از ياران و پيروان حق و از دوستان و محبانتان قرار بدهد».

 
آتش سوزي حرم

در سال 1106 هجري قمري، حادثه ناگوار و فتنه بزرگي در مرقد مطهر و مقدس امام حسن عسکري عليه‏السلام به وقوع پيوست که قلب همه دوستداران حضرتش را اندوهناک کرد. دوران غلبه پادشاهان عثماني و اوباش عرب بر سامراء، يکي از دوران‏هاي سخت روزگار دوستداران اهل بيت بود. ظلم و ستم حکومت عثماني، سبب شد تا سادات و بزرگان شيعه، از سامراء هجرت کرده و مرقد مقدس امام عسکري عليه‏السلام ، مورد بي‏اعتنايي و بي‏حرمتي آنان قرار گيرد. در يکي از شب‏ها، چراغ داخل مرقد شريف را در جاي نامناسبي مي‏گذارند. مقداري از آتش چراغ بر فرش حرم افتاده و فرش‏ها و صندوق‏هايي که بر قبرهاي مبارک بوده، آتش گرفته و مرقد مطهر امام عسکري عليه‏السلام در آتش مي‏سوزد. وقتي اين خبر به يکي از پادشاهان صفوي رسيد، دستور تعمير و ترميم آن را صادر کرد.

 
پيام رستگاري

امام حسن عسکري عليه‏السلام ، در يکي از مجالس خود، به شيعيان و دوستداران اهل بيت فرمودند: «شما را به تقوا و ترس از خدا و ورع در دين خود سفارش مي‏کنم.
در راه خدا کوشش کرده و راستگويي و امانت داري را پيشه خود سازيد؛ زيرا هر کس در دين خود پارسا، راستگو و امانتدار باشد و با مردم خوش‏رفتاري کند من از آن شادمان مي‏شوم. بسيار به ياد خدا و مرگ باشيد، قرآن بخوانيد و صلوات بر پيغمبر فرستيد؛ زيرا صلوات بر رسول خدا، ده حسنه دارد. آن چه را به شما سفارش کردم، حفظ کنيد. شما را به خدا مي‏سپارم و درود خدا بر شما باد».

 
امام در نگاه ديگران

با تمام دشمني‏ها و کينه‏توزي‏هايي که درباريان عباسي به امام حسن عسکري عليه‏السلام داشتند، عظمت معنوي و فروغ کمالات او، به قدري آنان را تحت تأثير قرار مي‏داد که ناگزير در برابر آن حضرت، سرتعظيم فرود مي‏آوردند و زبان به مدح و ستايش ايشان مي‏گشودند. احمد بن عبيداللّه‏ بن خاقان که متصدي اراضي قم، و مأمور اخذ ماليات اين شهر بود مي‏گويد: «در سامراء هيچ يک از علويان را مانند حسن بن علي بن محمد نديدم و نام کسي را بهتر از او نشنيدم. خاندان او و تمام بني هاشم، او را بر سالخوردگان خود مقدم مي‏کردند. او همواره بر اميران و وزيران و نويسندگان و قاضيان و فقيهان مقدم بود. او جايگاه رفيعي در ميان مردم داشت و همه مردم در باره او به نيکي ياد مي‏کردند». عبيداللّه‏ بن خاقان، يکي از سران دربار عباسي نيز مي‏گويد: «اگر خلافت از خاندان بني عباس بيرون رود، هيچ کس جز حسن عسکري سزاوار خلافت نيست؛ زيرا فضل، دانش، پارسايي، زهد، عبادت و اخلاق پسنديده او فراوان است».

 
اعتراف خليفه

مستنصر، يکي از خلفاي عباسي به سامراء رفت و قبر مطهر امام هادي و امام عسکري عليهماالسلام را زيارت کرد و به زيارت قبور خلفاي آل عباس و اهل‏بيت خود رفت. آن‏ها در قبه‏اي دفن شده بودند که رو به ويراني بود و باران داخل آن سرازير مي‏گشت و کثافات زيادي، اطراف قبرها را پوشانده بود. يکي از حاضران رو به مستنصر کرد و گفت: «اي خليفه، شما خلفاي روي زمين و پادشاهان دنيا مي‏باشيد و تمام قدرت و ثروت در دستان شماست. با اين حال، قبر پدران شما به اين حال است که نه کسي زيارت مي‏کند و نه کسي به نظافت آن‏ها مشغول است ولي مزار علويان، سرشار از پرده‏ها و قنديل‏ها و فرش‏هاي گران قيمت است و خادمانْ هميشه مشغول نظافت آن هستند». مستنصر رو به حاضران کرد و گفت: «اين امر آسماني و از جانب پروردگار است و با تلاش و کوشش ما حاصل نمي‏شود. اگر ما مردم را بر اين کار مجبور کنيم، قبول نمي‏کنند و زور و سعي ما در اين باره بي‏فايده است».

 
در زلال کلام امام عسکري(عليه السلام)

* يکي از بلاها و مصيبت‏هايي که کمر انسان را مي‏شکند، همسايه‏اي است که کار خوب همسايه را مخفي داشته و کار بد او را در نزد ديگران فاش سازد * با ديگران جدال مکن؛ زيرا باعث از بين رفتن خوبي و حُسن تو مي‏شود. با ديگران شوخي مکن، که جرئت پيدا کرده و بر تو دلير مي‏شوند.
*رزقي را که خدا ضمانت کرده است، تو را از عملي که بر تو واجب شده، بازنداشته و مشغول نکند.
*کسي که برادر خود را در پنهاني نصيحت کند، او را آراسته است و هر کس او را در آشکارا نصيحت نمايد، او را معيوب مي‏کند.
*خشم، کليد هر بدي است.
*شادماني کردن در نزد غمزده و مصيبت ديده، بي‏ادبي است.
*پارساترين مردم کسي است که در مورد شبهه توقف کند؛ عابدترين مردم کسي است که واجبات خود را انجام دهد، و زاهدترين انسان‏ها شخصي است که حرام را ترک کند.
*زاهدترين مردم کسي است که مرتکب حرام نشود.
*عابدترين مردم کسي است که واجبات را به درستي انجام دهد.
*فروتني نعمتي است که کسي بر آن حسد نمي‏برد.
*کينه‏توز، ناآرام‏ترين مردمان است
*تمام پليدي‏ها در خانه‏اي قرار داده شده و کليد آن دروغگويي است
*اظهار شادي نزد غم‏ديده از بي‏ادبي است
*صورت نيکو، زيبايي ظاهري است و عقل نيکو، زيبايي باطني است
*دو خصلت است که بهتر و بالاتر از آنها چيزي نيست: ايمان به خدا و سود رساندن به برادران

 
كتاب‏شناسى امام حسن عسكرى عليه السلام

از آنجا كه امر «پژوهش» نيازمند «منابع» مى‏باشد، در پايان اين نوشتار سعى شده كتاب‏هاى مربوط به زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، فهرست‏وار، به پيشگاه خوانند و محقّقان گرامى تقديم گردد.*
1. آخرين خورشيد پيدا؛ نگرش كوتاه بر زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران، 1375، رقعى، 96 ص.
2. آشنايى با معصومين؛ معصوم سيزدهم امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، مهدى آيت اللهى، تهران، جهان‏آرا، 1370، خشتى، 24 ص.
3. آشنايى با معصومين؛ معصوم سيزدهم حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، مهدى آيت اللهى، (به زبان تاجيكى)، قم، انصاريان، 1375، وزيرى، 28 ص.
4. آفتاب در زندان، سعيد آل رسول، تهران، بنياد بعثت، 1375، رقعى، 36 ص.
5. امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، كاظم ارفع، تهران، فيض كاشانى، 1379، رقعى، 48 ص.
6. امام حسن عسكرى عليه‏السلام (امام يازدهم)، عباس قديانى، تهران، فردا به، 1378، رقعى، 28 ص.
7. الامام الحادى عشر الامام الحسن بن على العسكرى عليه‏السلام ، گروهى از نويسندگان، ترجمه محمد عبدالمنعم خاقانى، قم، مؤسّسه در راه حق، 1370، رقعى،38ص.
8. الامام الحادى عشر الحسن العسكرى عليه‏السلام ، شيخ محمد حسن قبيسى عاملى، بيروت، 1403 ق. وزيرى، 82 ص.
9. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام (مصوّر)، سيد مهدى آيت اللهى، ترجمه كمال السّيد، قم، انصاريان، 1374، وزيرى، 22 ص.
10. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام (مصوّر)، ميرابوالفتح دعوتى، بيروت، الدّارالاسلاميّه، 1410 ق، وزيرى، 21 ص.
11. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، على محمد على دُخَيِّل، بيروت، دارالتّوجيه الاسلامى، 1394 ق، رقعى، 84 ص.
12. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، گروهى از نويسندگان، مؤسّسة الامام الحسين عليه‏السلام ، 1413 ق، رقعى، 21 ص.
13. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، گروه نويسندگان، تهران، مؤسّسة البلاغ، 1410 ق، جيبى، 71 ص.
14. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، عبدالودود امين، كويت، دارالتّوجيه الاسلامى، 1400 ق.
15. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام من المهد الى اللحد، سيد محمد كاظم حائرى قزوينى، قم، كتابفروشى بصيرتى، 1413 ق، وزيرى، 342 ص.
16. الامام العسكرى عليه‏السلام ، گروه نويسندگان، بيروت، دارالزّهراء، 1413 ق.
17. الامام العسكرى عليه‏السلام ، شيخ محمد رضا حكيمى حائرى، مؤسّسة الأعلمى، 1412 ق، وزيرى، 223 ص.
18. الامام العسكرى عليه‏السلام ، قدوة و اسوة، سيد محمدتقى مدرّسى، تهران، رابطة الاخوة الاسلامية، 1404 ق، رقعى، 82 ص.
19. اعلام الهداية، الامام الحسن بن على العسكرى عليه‏السلام ، مجمع جهانى اهل‏بيت، قم، مركز چاپ و نشر مجمع جهانى اهل‏بيت، 1422 ق؛ وزيرى، 242 ص.
20. با خورشيد سامرّا؛ تحليلى از زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمدجواد طبسى حائرى، ترجمه عباس جلالى، قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، 1379، وزيرى، 344 ص.
21. برگزيدگان؛ حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، عبداللّه طاهر خانى، تهران، بنياد بعثت، 1373، رقعى، 131 ص.
22. تاريخ سامرّا، ذبيح اللّه محلاّتى، ج 3، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1388 ق، وزيرى، 034/1 ص.
23. تحليلى از زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، باقرشريف قرشى، مشهد، كنگره جهانى حضرت رضا عليه‏السلام ، 1371، وزيرى، 357 ص.
24. ترجمه جلد دوازدهم بحارالانوار، زندگانى حضرت امام محمدتقى و امام على‏النّقى و امام حسن عسكرى عليهم‏السلام ، محمدباقر مجلسى، ترجمه موسى خسروى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1379 ق، وزيرى، 308 ص.* 1
25. تحليلى از زندگى و زمان امام عسكرى عليه‏السلام ، گروهى از نويسندگان، قم، مؤسّسه احياء و نشر ميراث اسلامى، 1357، 149 ص.
26. تفسير فاتحة‏الكتاب، از امام حسن عسكرى عليه‏السلام و پژوهشى پيرامون آن، عبدالحسين امينى، ترجمه قدرت‏اللّه حسينى شاهمرادى، تهران، حديث، 1376، وزيرى، 72 ص.
27. التفسير المنسوب الى الامام ابى‏محمد الحسن بن على العسكرى عليه‏السلام ، سيد محمد باقر موحد ابطحى، قم، مدرسة‏الامام المهدى عليه‏السلام ، وزيرى، 1409 ق.
28. چهل حديث سيره عسكريّين، امام على‏النقى و امام حسن عسكرى عليهماالسلام ، سيد حسين زينالى تيلى، قم، نشر معروف، 1378، جيبى، 80 ص.
29. چهل داستان و چهل حديث از امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، عبداللّه صالحى نجف آبادى، قم، مهدى‏يار، 1381، رقعى، 136 ص.
30. جزاء اعداء الامام العسكرى عليه‏السلام فى‏الدّنيا، سيد هاشم ناجى موسوى جزائرى، قم، چاپخانه دانش، 1419 ق، وزيرى، 127 ص.
31. حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام دن قيرخ حديث، يازان قورولو، ترجمه حسين سرخابلى، تهران، بنياد بعثت، 1371، رقعى، 17 ص.
32. حياة الامام العسكرى عليه‏السلام ، محمدجواد طبسى، قم، بوستان كتاب، 1382، وزيرى، 391 ص.
33. دعاى عاشقان، شيخ عباس قمى، به اهتمام حسين نورائى، تهران، هيراد بشارت، 1380، جيبى، 64 ص.
34. داستان زندگى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، اميرمهدى مراد حاصل، تهران، كانون انتشارات پيام نور، 1378، رقعى، 32ص.
35. داستانهايى از امام هادى و امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، قاسم ميرخلف‏زاده، قم، مهدى‏يار، 1380، رقعى، 184 ص.
36. در آستانه غيبت؛ زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمد دشتى و مهدى صادقى، تهران، فيض كاشانى، 1377، وزيرى، 308 ص.
37. ديدار شيرين؛ گزيده‏اى از زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، مسلم ناصرى، تهران، پيام آزادى، 1381، رقعى، 96 ص.
38. ذكرى مولد الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، گروهى از نويسندگان، نجف، مطبعة الغرى، 1386 ق، رقعى، 36 ص.
39. راز بزرگ؛ مهدى رحيمى، تهران، بنياد بعثت، 1375، خشتى، 24 ص.
40. زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، منصور كريميان، تهران، اشرفى، 1379، رقعى، 40 ص.
41. زندگانى حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، گروهى از علماى لبنان، ترجمه حميد رضا كفّاش، تهران، عابد، 1379، رقعى، 64 ص.
42. زندگانى حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام رضا استادى، قم، دفتر نشر برگزيده، 1380، رقعى، 40 ص.
43. زندگى و سيماى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمدتقى مدرّسى، ترجمه محمد صادق شريعت، تهران، انصارالحسين عليه‏السلام ، 1372، وزيرى، 91 ص.
44. زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، عبدالرحيم عقيقى بخشايشى، قم، نسل جوان، 1356، رقعى، 140 ص.
45. زندگانى عسكريّين و تاريخچه سامرّا، ابوالقاسم سحاب، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1375 ق، 113 ص.
46. زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، باقرشريف قرشى، ترجمه سيد حسن اسلامى، قم، انتشارات جامعه مدرّسين، 1374، وزيرى، 284 ص.
47. سخنان گهربار امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، منصور كريميان، تهران، اشرفى، 1380، جيبى، 28 ص.
48. ستارگان درخشان؛ سرگذشت حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمدجواد نجفى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1381، جيبى، 238 ص.
49. سيماى سامرّا؛ سيناى سه موسى، محمد صحّتى سردرودى، تهران، 1374، 176 ص.
50. سرگذشت حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمدجواد نجفى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، جيبى، 236 ص.
51. شهر بى‏حصار؛ داستان زندگى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، رضا شيرازى، تهران، پيام آزادى، 1374، 119 ص.
52. غريب تنها؛ زندگى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، مهدى شمس الدّين، قم، نورنگار، 1377، پالتويى، 48 ص.
53. عجائب و معجزات شگفت‏انگيزى از امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، قم، گل ياس، 1379، رقعى، 130 ص.
54. كرامات و مقامات عرفانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، على حسينى قمى، قم، نبوغ، 1381، رقعى، 72 ص.
55. مجلس عروسى حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، عبدالحسين معين قمى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1369، رقعى، 98 ص.
56. مسند الامام العسكرى ابو محمد الحسن بن على عليهماالسلام ، عزيزاللّه عُطاردى، مشهد، كنگره جهانى حضرت رضا عليه‏السلام ، 1410 ق، وزيرى، 371 ص.
57. منهاج التّحرّك عند الامام العسكرى عليه‏السلام ، عبدالكريم آل نجف، تهران، 1402 ق، وزيرى، 135 ص.
58. وفات الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، شيخ حسن بن شيخ محمد عصفورى درازى بحرانى، نجف، مطبعة‏الحيدريه، 1372 ق، رقعى، 56 ص.
59. ولادة الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، سيد محمدحسين طالقانى، نجف، مطبعة‏الحيدريه، 1378 ق، رقعى، 44 ص.
60. نگاهى بر زندگى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمد محمدى اشتهاردى، تهران، نشر مطهّر، 1374، 144 ص.

نوشته قبلی

پرتوى از رخدادهاى عصر امام صادق (عليه السلام)

نوشته‌ی بعدی

سوگ ستاره سامرا

مرتبط نوشته ها

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …
ویژه جنگ رمضان

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی
امام حسن (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی
ائمه شیعه

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی

نسخۀ عربیِ اسرائیل
ویژه جنگ رمضان

نسخۀ عربیِ اسرائیل

نوشته‌ی بعدی

سوگ ستاره سامرا

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا