«السّلام علیک یا نور الله الّذی لا یُطفی» سلام بر نور خاموش ناشدنی خدا؛ سلام بر نور روشنیبخش خلایق و بینا کننده نابینایان؛ سلام بر آن نور از نسل انوار مقدسه که دوازده قرن از تلؤلؤ و تجلی عالم افروزش میگذرد ولی هنوز آفتاب، نور و مهتاب، زیبایی و ستارگان، درخشش خود را از او تمنّا میکنند؛ سلام بر آن نور مقدسی که نه تنها آشکارکننده حق و حقیقت است بلکه روشنی بخش ظلمت و جهالت است؛ سلام بر نور مبارکی که با درخشش پرفروغ و جاویدش به جهان هستی یک دنیا امید و آرزو بخشید؛ سلام بر سراج فروزان هدایت؛ سلام بر نور الانوار!.
نور در حجاب اما چه شد که چنین نور با عظمت و پربرکتی در پشت ابرهای گران نهان گردید؟! نور که همواره تابش و درخشش دارد پس چرا از فیض پرتوهای نورانیاش محروم شدهایم؟! شاید این پرسش بیش از یک جواب نداشته باشد که نور میتابد ولی خفاش از نور میهراسد و دوری میکند و این نقص خفاش است نه نور عالم تاب. جهل، حجاب نور از عللی که در فرمایشات گهربار اهلبیت(علیهم السلام) به عنوان سبب محرومیت بشر از درک فیض نور مقدس مهدی موعود معرفی شده است، تاریکی و ظلمت جهل است. چرا که «الناس اعداء ما جهلوا» (مردم، دشمن نادانستنیهای خود هستند).
علم، باب نور عالم گرانسنگ، مرحوم علامه مجلسی اعلی الله مقامه الشریف به نقل از کتاب تاریخ قم، فرمایشی از لسان مبارک امام صادق(ع) را این چنین آورده است: «… ثم یظهر العلم ببلده یقال لها قم، وتصیر معدناً للعلم والفضل حتی لایبقی فی الأرض مستضعف فی الدین، حتی المخدرات فی الحجال، وذلک عند ظهور قائمنا، … فتتم حجه الله علی الخلق حتی لایبقی أحد علی الأرض لم یبلغ إلیه الدین والعلم، ثم یظهر القائم… لان الله لاینتقم من العباد الاّ بعد انکارهم حجه.» (بحار/۵۷/۲۱۳؛ غنائم الایام میرزای قمی/۱/۲۹؛ مجمع النورین مرندی/۳۲۹) (پس علم از شهر کوفه به شهری به نام قم خواهد آمد و آنجا معدن علم و فضیلت خواهد شد تا حدی که در زمین مستضعف و ناآگاهی نسبت به دین پیدا نشود تا آنجا که حتی پیرزنهای پشت پرده، نسبت به حقیقت آگاه گردند؛ در چنین زمانی هنگامه ظهور قیامکننده ما خواهد بود… پس حجت الاهی بر خلق تمام میشود، تا شخصی بر زمین باقی نماند که حقیقت دین و علم به او نرسیده باشد پس در این هنگام حضرت مهدی(عج) ظهور میکند… زیرا خداوند متعال، بندگان را فقط بعد از انکار حجت عقوبت میکند.) در این بیان شریف معصوم(ع) سبب محرومیت از رؤیت نور جمال زیبای طاووس بهشتیان، جهل و عدم علم به حقیقت معرفی شده است؛ زیرا «العلم نور» علم نوری الهی است که راهنمای نور الانوار است و حقیقت همین است که عدم علم و جهل بشر، سبب غرق و غوطهور شدنش در ضلالت و گمراهی گردیده است.
جهل یهودیان اگر یهودیان به عقاید و مطالب کتاب مقدس خود علم داشته باشند، ناخودآگاه از آن و عقاید خود متنفر شده و به دنبال حقیقت خواهند گشت؛ چرا که عقل هیچ فرد سالمی نخواهد پذیرفت که از مستی شرابخوار که دخترانش با او همبستر میشوند، پیروی کند. (تورات/سفر تکوین/اصحاح۱۹/بند ۳۰ ـ ۳۸) و یا زناکاری را که با همسر اصحاب خود مرتکب زنای محصنه شود و برای عدم افشای آن، سرباز خود را به جرم وفاداری به کشتن دهد، الگوی خود سازد. (تورات/دوم سوئیل/اصحاح ۱۱ ـ ۱۲)
جهل مسیحیان اگر مسیحیان علم داشته باشند به بطلان و عدم امکان تثلیث، از خدایان ساختگی خود بیزار میشوند، به خصوص وقتی علم پیدا کنند که خدایشان شرابخوار، میگسار و الکلی بوده (انجیل لوقا/باب ۷؛ انجیل متی/باب۱۱) و معجزهاش تبدیل آب زلال به خمر ملالآور بوده است (انجیل یوحنا/باب۲) هرگز از چنین خدایی پیروی نخواهند نمود.
جهل اهل تسنّن اگر جماعت عامه (اهل تسنّن) به عقاید خود و احادیث جعلی مندرج در معتبرترین کتب خود، بخاری و مسلم عالم گردند که معتقد به خدایی دارای جسم (بخاری/کتاب الاستئذان/باب بدء السلام و…)، قابل رؤیت (بخاری/کتاب مواقیت الصلاه/باب فضل صلاه العصر/ح۱ و…)، دارای مکان (بخاری/کتاب الصلاه/باب حک البزاق/ح۲ و…) و سایر صفات انسانی و عاجزانه هستند، از پرستش چنین خدایی دوری خواهند کرد. از پیامبری که کمترین صفات اخلاقی را رعایت نمیکرده (بخاری/کتاب الوضو/باب البول عند صاحبه/ باب البول قائماً وقاعداً/و…)، هرگز غیرتی نسبت به همسرش نداشته (بخاری/کتاب العیدین/باب الحراب والدرق/ح۲ و…) و بسیار صفات ناپسند تنفرزای دیگری داشته است، پیروی نمیکردند. هرگز کسی را که اقرار به حمله به بیت حضرت سیده نساء العالمین، فاطمه زهر(علیها السلام) نموده است (تاریخ طبری/۲/۶۱۹؛ ر.ک: امام شناسی/ش۳۸) به خلافت نمیپسندیدند. هرگز دومی را که زحمات ۲۳ ساله رسول خد(ص) را در لحظات آخر عمر مبارک آن حضرت با توهین و جسارتی وقیحانه جواب داد (بخاری/کتاب العلم/باب کتابه العلم/ح۴؛ ر.ک امام شناسی/ش۲۸) نمیستودند. هرگز سومی را که سوزاننده کلام الله مجید، قرآن کریم است (بخاری/کتاب فضائل القرآن/باب جمع القرآن/ ح۲؛ ر.ک امام شناسی/ش ۳۱) به خلافت بر نمیگزیدند. هرگز به مادری و امالمؤمنین بودن کسی که حجاب، اولین دستور الهی را به زنان مسلمان رعایت نمیکرده و فقط فتوای رضاع کبیر او بیانگر گوشهای از عدم توجه او به حجاب است.(سنن ابی داود/کتاب النکاح/باب فیمن حرم به) افتخار نمیکردند.
تکلیف شیعیان لذا مهمترین و اساسیترین معضل بشریت که سبب ضلالت و گمراهی شده و حجابی گران به ضخامت طول تاریخ گردیده است، جهل و عدم شناخت حقیقت میباشد؛ بنابراین ما شیعیان که بحمد الله به نور ولایت و امامت ائمه اطهار(علیهم السلام) مفتخریم اول به شکرانه این نعمت غیر قابل وصف و بعد هم در راه درک فیض حکومت سراسر نور حضرت ولی عصر(عج) موظفیم ابتدا عقاید حقه خود را تثبیت و تقویت کنیم تا دیدگان دیگران را نیز به این درگه نور منوّر سازیم. به امید روزی که بشریت به نور علم روشن گردد تا مقدمهای شود برای رؤیت نور الانوار عالم تاب، هستی بخش مهدی موعود(عج).
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۹

















هیچ نظری وجود ندارد