25 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

ادبيات اسلامي در يک نگاه

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقصود نحو و صرف و لغت و بلاغت و شعر و تاريخ است. در اين قسمت ايرانيان خدمات فراواني کرده اند. خدمات ايرانيان به زبان عربي بيش از خود اعراب به اين زبان بوده و خيلي بيش از خدمات اين مردم به زبان فارسي بوده است. ايرانيان به حکم يک انگيزه مقدس ديني به خدمت زبان عربي همت گماشتند. ايرانيان مانند همه مسلمانان پاک نهاد ديگر، زبان عربي را زبان قوم عرب نمي دانستند، آن را زبان قرآن و زبان بين المللي اسلامي مي دانستند، لهذا بدون هيچ گونه تعصب و با شور و نشاط و علاقه فوق العاده اي به فراگيري و ضبط و تدوين اين زبان پرداختند.
علوم ادبي عربي از دستور زبان عربي يعني نحو آغاز مي شود. مورخين اسلامي اجماع و اتفاق دارند که مبتکر علم نحو امير المؤمنين علي عليه السلام است. علامه جليل مرحوم سيد حسن صدر در کتاب نفيس تاسيس الشيعه دلايل و شواهد غير قابل انکار اين مطلب را ذکر کرده است (1) . علي عليه السلام به ابو الاسود دئلي که مردي شيعي و فوق العاده با استعداد بوده است، اصول نحو را آموخت و دستور داد که بر اين اساس تامل کند و بر آن بيفزايد. ابو الاسود طبق دستور عمل کرد و چيزهايي افزود و آنچه مي دانست به عده اي و از آن جمله دو پسرش عطاء بن ابي الاسود و ابا حرب بن ابي الاسود و يحيي بن يعمر و ميمون اقرن و يحيي بن نعمان و عنبسة الفيل آموخت. گويند اصمعي عرب و ابو عبيده ايراني دو اديب معروف اسلامي، شاگردان عطاء پسر ابو الاسود بوده اند.در طبقه بعد از اين طبقه افرادي ديگر از قبيل ابو اسحاق حضرمي و عيسي ثقفي و ابو عمرو بن العلاء-که مردي شيعي و از قراء سبعه و بسيار جليل القدر است-قرار گرفته اند.ابو عمرو بن العلاء مردي لغوي و عارف به زبان و ادبيات و مخصوصا اشعار عرب بود، از کمال تقوا، در ماه مبارک رمضان هرگز شعر نمي خواند، در سفر حج نوشته هاي خود را از آن رو که متضمن اشعار عرب جاهلي بود از بين برد. اصمعي، يونس بن حبيب نحوي، ابو عبيده، سعدان بن مبارک نزد وي شاگردي کرده اند (2) .خليل بن احمد عروضي که از مجتهدان و صاحبنظران درجه اول نحو است و مردي شيعي است و از نوابغ به شمار مي رود، در طبقه بعد اين طبقه قرار گرفته است. سيبويه معروف، صاحب الکتاب شاگرد خليل بوده است و اخفش معروف نزد سيبويه و خليل تحصيل کرده است.از اين به بعد نحويين به دو نحله کوفيين و بصريين تقسيم مي شوند. کسايي معروف و شاگردش فراء و ابو العباس ثعلب شاگرد فراء و ابن الانباري شاگرد ابو العباس ثعلب، از نحله کوفي بوده اند و اما سيبويه و اخفش و مازني و مبرد و زجاج و ابو علي فارسي و ابن جني و عبد القادر جرجاني که به ترتيب استاد و شاگرد بوده اند، از نحله بصري به شمار مي روند.از اينها که برشمرديم، عده اي ايراني اند :1. يونس بن حبيب، متوفي در سال 183. ابن النديم مي گويد اعجمي الاصل است (3) . کتابي به نام معاني القرآن الکريم تاليف کرده است. گويند ازدواج نکرد و عمر هشتاد و هفت ساله خود را وقف علم و دانش کرد.2. ابو عبيده معمر بن المثني متوفي در 210. به گفته ابن النديم، ابو عبيده نيز ايراني است (4) .3. سعدان بن مبارک. تاريخ وفاتش به دست نيامد. بنا به نوشته ريحانة الادب اصلا اهل طخارستان است و نابينا بوده است (5) .4. ابو بشر عمرو بن عثمان بن قنبر، معروف به سيبويه، متوفي در حدود سال 180. سيبويه اهل فارس است. در بيضا متولد شد و حيات علمي خويش را در حوزه علميه بصره طي کرد و سفري هم به بغداد رفت.سيبويه در سفري که به بغداد رفت داستان معروفي با کسايي دارد که به قصه زنبوريه معروف است. پس از سفر بغداد به فارس برگشت و چهل سال بيشتر نداشت که در همان جا درگذشت و در مولد خويش دفن شد. کتاب معروف سيبويه در نحو به نام الکتاب معروف است و از بهترين کتب جهان در فن خود يعني از قبيل مجسطي بطلميوس در هيئت و منطق ارسطو در منطق صوري تلقي شده است، بارها در پاريس و برلين و کلکته و مصر چاپ شده است. سيد بحر العلوم و ديگران گفته اند همه علما در نحو عيال سيبويه مي باشند. در اين کتاب به سيصد و چند آيه از قرآن مجيد استشهاد شده است. مازني نحوي معروف عرب، حاضر نشد اين کتاب را به يکي از اهل ذمه تدريس کند با آنکه پول زيادي به عنوان حق التدريس به او داده مي شد، تنها به اين دليل که دست غير مسلمان آيات قرآن را لمس نکند.5. سعيد بن مسعدة معروف به اخفش يا اخفش اوسط. اين مرد از اکابر درجه اول نحويين است. کتابهاي زيادي تاليف کرده و يک بحر عروضي بر آنچه سابقا خليل بن احمد وضع کرده بود افزوده است. اين مرد بنا به گفته ابن النديم، خوارزمي است. در عين حال او را مجاشعي نيز خوانده اند. مسلم نيست اصلا عرب مجاشعي باشد و بنابر اين از ايرانيان عرب نژاد است و يا انتسابش به يک قبيله عرب، پيماني و الحاقي است آنچنانکه در آن عهد مرسوم بوده است. اخفش در سال 215 يا 221 درگذشته است.6. علي بن حمزه کسائي که قبلا در عداد قراء ذکرش گذشت. کسائي قطعا ايراني است. نام جد اعلايش فيروز است. در حدود سال دويست که با هارون الرشيد به خراسان مي رفت در ري درگذشت.7. فراء. اين مرد نيز ايراني است و قبلا در عداد قراء و مفسرين او را معرفي کرديم.8. محمد بن قاسم انباري معروف به ابن الانباري. اهل انبار است که مخزن غلات ساسانيان بوده است. شاگرد ابو العباس ثعلب بوده و در حدود سال 327 درگذشته است.9. ابو اسحاق، ابراهيم بن محمد بن سري بن سهل، معروف به زجاج. شاگرد مبرد و ثعلب بوده است. براي امرار معاش خود در اوان تحصيل بلور تراشي مي کرد و از اين رو به «زجاج» معروف گشت. گويند همه روزه يک درهم به استاد خود مبرد ابت حق التعليم از دستمزد خود مي پرداخت. در حدود سال 310 درگذشته است.10. ابو علي فارسي. اهل فساي فارس و معاصر ديالمه است. در سال 288 متولد شد و در377 درگذشت. برخي او را خاتم نحويين دانسته اند. در تاسيس الشيعه (6) از کتاب المصباح سلامة بن عياض شامي نقل مي کند که گفته اند : «فتح النحو بفارس و ختم بفارس» يعني نحو از فارس به وسيله سيبويه آغاز گشت و در فارس با رفتن ابو علي فارسي پايان يافت.بديهي است که در بيان بالا مبالغه به کار رفته است.11. عبد القاهر جرجاني، اديب نحوي لغوي معاني بياني معروف. بيشتر شهرت عبد القاهر در فن بلاغت يعني معاني و بيان است. در عين حال از نحويين نيز به شمار مي رود. از عبد القاهر کتابهاي نفيسي در علم بلاغت در دست است که ارزش خود را هنوز هم حفظ کرده اند از قبيل اسرار البلاغه، دلائل الاعجاز، اعجاز القرآن و غيره. وي در سال 471 يا 474 درگذشته است.علاوه بر اين افراد که نام برديم، گروه ديگري از اکابر نحويين، ايراني مي باشند و به طور اشاره و مختصر نامشان را مي بريم از قبيل خلف احمر در قرن دوم، و ابو حاتم سجستاني و ابن سکيت اهوازي شيعي و ابن قتيبه دينوري صاحب کتابهاي نفيس ادب الکاتب، المعارف، عيون الاخبار و غيرها، و ابو حنيفه دينوري که علاوه بر جنبه ادبي مردي حکيم و رياضي دان و مورخ بوده است، و ابو بکر بن الخياط سمرقندي در قرن سوم، و حسن بن عبد الله بن مرزبان سيرافي شيرازي که از يک خانواده مجوسي بود و پدرش عبد الله مسلمان شد، و يوسف بن حسن بن عبد الله بن مرزبان سيرافي و ابو بکر خوارزمي طبرستاني الاصل و ابن خالويه همداني در قرن چهارم، و ابو مسلم اصفهاني در قرن پنجم، و نجم الائمه استر آبادي معروف به رضي در قرن هفتم.و همچنين گروهي از علماي فصاحت و بلاغت اسلامي، ايراني اند از قبيل عبد القاهر جرجاني سابق الذکر و محمد بن عمران مرزباني خراساني شيعي متوفاي 371 که گفته مي شود واضع اولي علم بيان او بوده نه عبد القاهر جرجاني، و زمخشري سابق الذکر و صاحب بن عباد طالقاني متوفي در 385 و سکاکي خوارزمي متوفي در قرن هفتم و قطب الدين شيرازي شارح مفتاح سکاکي متوفي در 710 و تفتازاني نسئي يا سرخسي متوفي در 791 و مير سيد شريف جرجاني متوفي در816.در ميان لغويين نيز عده زيادي ايراني اند از قبيل جوهري نيشابوري صاحب صحاح اللغة متوفي در حدود نيمه دوم قرن چهارم و راغب اصفهاني متوفي در 565 و مجد الدين فيروز آبادي صاحب قاموس اللغة متوفي در816 و ميداني نيشابوري صاحب السامي في الاسامي و مجمع الامثال متوفي در 518 و غير اينها.همچنانکه گروهي از مورخين اسلامي نيز ايراني اند از قبيل ابو حنيفه دينوري سابق الذکر و ابن قتيبه دينوري سابق الذکر و طبري سابق الذکر و بلاذري متوفي در279، ابو الفرج اصفهاني اموي الاصل متوفي در356 و حمزه اصفهاني متوفي در 350.مورخين اسلامي خيلي زيادند. شايد در کمتر رشته اي مانند رشته تاريخ تاليف شده باشد.جرجي زيدان مي گويد :«مسلمانان بيش از هر ملت ديگر (به استثناي ملل عصر جديد) در تاريخ پيشرفت کرده و کتاب نوشتند، به قسمي که در کشف الظنون نام 1300 کتاب تاريخي ذکر شده است، و اين عدد بجز کتابهايي است که در شرح آن تواريخ نوشته شده و يا کتابهايي که در تلخيص آن تواريخ تاليف شده و يا کتبي که در تاريخ تدوين شده بود و از دست رفته که نام هيچيک از آنها در کشف الظنون نيست. . . مسعودي در مقدمه کتاب مروج الذهب خود نام دهها کتب تاريخي را برده که در زمان او موجود بوده. . .»در تدوين تاريخ اسلامي ملل گوناگون شرکت کرده اند، از اندلسي گرفته (مانند ابن عبد البر و ابن بشکوال و ابن آبار) تا مصري (مانند مقريزي و جمال الدين قفطي) و دمشقي (مانند ابن عساکر و صفدي) و عراقي (مانند خطيب بغدادي و عبد الرحمان بن الجوزي و سبط وي شمس الدين ابو المظفر بن الجوزي و ابن خلکان اربلي ايراني الاصل) و تونسي (مانند ابن خلدون) .بعلاوه انواعي تاريخ نويسي در اسلام وجود داشته است، از سيره و تاريخ شخص معين گرفته (مانند سيره هاي نبوي و تواريخ مخصوص برخي پادشاهان) تا تواريخ شهرها (مانند تاريخ قم) و تاريخ کشورها (مانند تاريخ مصر و تاريخ دمشق) و تاريخ علوم يعني تاريخ اهل يک فن (مانند طبقات الحکماء و طبقات الاطباء و طبقات الحفاظ) و تواريخ عمومي (مانند تاريخ يعقوبي و تاريخ طبري) . علاوه بر همه اينها برخي جغرافي نويس بوده اند مانند المقدسي صاحب احسن التقاسيم و اصطخري فارسي صاحب صور الاقاليم و مسالک الممالک.به عقيده جرجي زيدان به پيروي از سيوطي، اولين مورخان دوره اسلام دو نفر بوده اند همزمان يکديگر :يکي محمد بن اسحاق مطلبي که از موالي عين التمر است و شيعي است، و ديگر عروة بن الزبير که نسب به زبير بن العوام صحابي معروف مي برد. ولي علامه سيد حسن صدر ثابت کرده اند که اولين تاريخ را در دوره اسلام عبيد الله بن ابي رافع کاتب امير المؤمنين عليه السلام نوشته است که نسبت به قبط مي برد و مصري است. کتابي که او تاليف کرده است درباره نام افرادي از صحابه است که علي عليه السلام را در دوره خلافت همراهي کرده اند.اگر محمد بن اسحاق مطلبي (که نويسنده سيره نبوي است و سيره ابن هشام همان سيره ابن اسحاق است به روايت ابن هشام) ايراني باشد آنچنانکه از کلمه «مولي» بر مي آيد، بايد بگوييم بعد از ابن ابي رافع قبطي مصري، دو نفري که پيشقدم در تاريخ بوده اند يکي ايراني و ديگري عرب قرشي بوده است، با اين تفاوت که عين کتاب محمد بن اسحاق در دست است ولي کتاب آن دو نفر ديگر ظاهرا در دست نيست. ابن النديم در الفهرست نام گروهي از مورخين قرون اوليه اسلامي را ذکر مي کند که به اصطلاح «مولي» بوده اند.موالي ظاهرا غير عرب بوده اند. من اکنون به طور قطع نمي دانم که اين کلمه تنها بر ايرانيان اطلاق مي شد و يا بر ساير ملل غير عرب و يا عرب که نوعي پيمان با يکي از قبايل عرب داشته اند نيز اطلاق مي شده است. به هر حال ابن النديم عده اي را با قيد«مولي» نام مي برد و بعضي را تصريح مي کند که از بلاد ايران بوده اند، از جمله : واقدي مورخ معروف متوفي در207، ابو القاسم حماد بن سابور ديلمي متوفي در156، ابو جناد بن واصل الکوفي، ابو الفضل محمد بن احمد بن عبد الحميد الکاتب، علان شعوبي کليني رازي و غير اينها.البته نبايد مبالغه يا غفلت کرد و پنداشت که ادبيات عرب از لغت و نحو و صرف و بلاغت و تاريخ و غيره يکسره به دست ايرانيان تدوين يافته است. در ميان ادباي عربي، از اقوام ديگر نيز که تبرز فوق العاده داشته اند يافت مي شود که برخي عرب و برخي اندلسي و برخي مصري و برخي شامي و برخي کرد يا ترک يا رومي بوده اند. ما در گذشته اشاره اي به اين مطلب کرده و براي احتراز از تطويل بيشتر از ذکر آنها خودداري مي کنيم.در ميان کتب ادبي عربي چهار کتاب است که از ارکان ادبيات عرب به شمار مي رود : ادب الکاتب ابن قتيبه دينوري، الکامل مبرد، البيان و التبيين جاحظ، نوادر ابو علي قالي.از مؤلفان چهارگانه اين چهار کتاب، تنها ابن قتيبه ايراني است. مبرد عرب ازدي است و جاحظ عرب کناني است و ابو علي قالي دياربکري است.احمد امين در ضحي الاسلام از کتاب المزهر نقل مي کند که در قرن دوم هجري سه نفر پديد آمدند که پيشواي ديگران در شعر و لغت عرب و علوم عرب به شمار مي روند. [نه]پيش از آنها و نه بعد از آنها مانندي براي ايشان نيامده است، همه هر چه دارند از اين سه نفر دارند :1. ابو زيد انصاري خزرجي متوفي در 215.2. اصمعي اديب لغوي معروف متوفي در حدود 215.3. ابو عبيده معمر بن المثني متوفي در حدود 210.از اين سه نفر، تنها ابو عبيده ايراني الاصل است، اما ابو زيد عرب مدني خزرجي است و اصمعي عرب باهلي است.
——————————————–پي نوشت ها :

1- رجوع شود به تاسيس الشيعة لعلوم الاسلام، ص 40-61.2- ريحانة الادب، ج 2/ص 213.3- الفهرست، ص 69.4- همان، ص 75.5- ريحانة الادب، ج 8/ص 189.6- ص 51.

 منبع : مجموعه آثار جلد چهاردهم

 

نوشته قبلی

خانواده ی مستبد، شاخص ها و راهکارها «1»

نوشته‌ی بعدی

سیاست سکوت و انتظار در سیره ی امام علی (ع)

مرتبط نوشته ها

فاطمه (س) بر کرسی تربیت
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن
محور مقاومت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن
محور مقاومت

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)
نهضت حسینی

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مناجات شعبانیه و سند آن
عقاید شیعه

مناجات شعبانیه و سند آن

آزادى از منظر شیعه
علوم شیعه

آزادى از منظر شیعه

نوشته‌ی بعدی

سیاست سکوت و انتظار در سیره ی امام علی (ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا