26 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اسلام در منطقه ی ولگا و شمال دریای سیاه

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

به عنوان مقدمه گفتنی است که از اواخر سده ی نخست و اوایل سده ی ۲ ق/اوایل سده ی ۸ م جهان به صورت دو قطبی درآمد و در میان دو ابر قدرت اسلام و مسیحیت تقسیم شد. امپراتوری خزر در حکم نیروی سومی بود که دوستی و دشمنی آن برای هر کدام از دو طرف به یک اندازه واجد اهمیت می نمود؛ لیکن این نیرو نمی توانست در صورت قبول اسلام یا مسیحیت استقلال خود را حفظ کند، زیرا قبول هر یک از این دو دین مستلزم پذیرش سلطه ی خلیفه ی بغداد یا امپراتور بیزانس می بود. کیش بت پرستی بدوی خزران نیز در مقایسه با ادیان توحیدی، وحشیانه و فرسوده تلقی می شد و خزران را از نفوذ معنوی محروم می ساخت. در این اوضاع واحوال منطقی آن بود که دین ثالثی را که در قبال هیچ یک ازآن دو نیروی بزرگ تعهدی نداشته باشد، بپذیرند و در عین حال مورد احترام هر دو نیرو باشند. آیین یهود از چنین وضعی برخوردار بود و خزران دین یهود را برگزیدند (آرتامونوف، ۱۹۶۲: ۲۶۴؛ کستلر، ۱۳۶۱ ش: ۷۰، ۷۱).البته پذیرش دین یهود امری ناگهانی نبود. خزران دست کم از یک قرن پیش با یهودان و مراسم مذهبی آنان آشنایی داشتند. گروهی از یهودان بر اثر تعقیب و شکنجه ی بیزانس و شمار اندکی از آنان پس از فتح آسیای صغیر از یک سوی عرب ها، به قلمرو خزران روی آورده بودند (کستلر، همان، ۷۲). در ضمن بازرگانان، پیشه وران و گروه کثیری از خزران، اسلام آورده بودند. بدین روال در سرزمین خزر، به ویژه در شهر اتل مردم بسیاری از مسلمان، مسیحی و یهودی و نیز بت پرست می زیستند. پذیرفته شدن دین یهود از سوی فرمانروای خزران موجب انتشار آن در میان خزران شد (مسعودی، ۱۹۶۵ م: ۱/ ۲۱۲؛ کستلر، همان جا). محققان، زندگی یهودان در قفقاز را ، به ویژه در سرزمین داغستان، مدت ها پیش از فتوحات مسلمین دانسته اند (آرتامونوف، همان، ۲۶۵، حاشیه ی ۵). اجداد و اسلاف این گروه که از طبقه ی محروم جامعه بودند، به گناه حمایت از جنبش مزدکیان به همراه گروهی از اینان در نیمه ی نخست سده ی ۶م و در دوران پی گرد مزدکیان در عهد ساسانی به داغستان گریختند. از این رهگذر می توان تا اندازه ای به آشنایی و گرایش خزران به آیین یهود پی برد (همان جا، حاشیه ی ۶).مسعودی (همان جا) گسترش آیین یهود درسرزمین خزر را مربوط به زمان هارون الرشید دانسته است، ولی آرتامونوف (همان، ۲۶۶) بر آن است که رواج دین یهود در این سرزمین دیرتر از ۶۲۱م نبوده است. مسعودی (همان، ۱ /۲۳۱)می نویسد: در اتل اکثریت با مسلمانان است و سپاه شاه از ایشان است و ازشروطی که مسلمانان با شاه خزر دارند، آشکار بودن برگزاری مراسم دینی، وجود مساجد و گفتن اذان است. اصطخری (۱۹۲۷ م: ۲۲۰-۲۲۱) و ابن رسته ۱۸۹۱ م: ۱۳۹) هر دو نوشته اند که شاه خزر، خاصان و امرا و بزرگان آن سرزمین همگی آیین یهود دارند. بنا به نوشته ی اصطخری (همان، ۲۲۲) بیش ترین مسلمانان و بازرگانان در نیمه ی شرقی اتل می زیند و در شهر سمندر نیز گروهی مسلمان اند و مسجدها دارند. ابن رسته (همان، ۱۰۴) نیز از وجود دو شهر در منطقه ی خزر یاد کرده است که مسلمانان آن دارای مساجد و ائمه ی جماعت و مؤذنان اند.ابوعبید بکری (۱۹۹۲ م: ۱/ ۲۶۳) نیز به پذیرش آیین یهود از سوی پادشاه خزران در روزگار هارون الرشید اشاره کرده است. وی می نویسد: بیش تر سپاهیان خزر مسلمان اند و در آن جا مسجد بزرگی دارند. از ۷ تن قاضی تختگاه خزران دو تن ویژه ی مسلمانان، دو تن برای خزران که به حکم تورات داوری کنند، دو تن برای نصرانیان مقیم آن جا و سرانجام، یکی برای صقالبه(اسلاوها) و روس و سایر طوایف بت پرست بوده است (مسعودی، ۱۹۶۵م: ۱/ ۲۱۴ ). مسعودی درباره ی داوری قاضیان اشاره ای دارد که حاکی از اهمیت شریعت اسلام و احترام بدان در میان افراد غیر مسلمان است. وی می نویسد: چون قضایای مهم رخ دهد و قاضیان در آن فرو مانند، نزد قاضی مسلمان روند و حکم از وی خواهند و از مقررات شریعت اسلام اطاعت کنند (همان جا). اسلام که از اواسط سده ی ۷م به قلمرو خزران راه یافته بود، چنان نیرو گرفت که بیش تر اهالی به اسلام روی آوردند، اما این وضع دیری نپایید. در ۳۵۴ق/۹۶۵م دولت کیف روس امپراتوری خزر را در هم شکست و در ۴۲۱ق/۱۰۳۰م این امپراتوری برای همیشه از میان رفت (بنیگس، ۱۳۷۰ ش: ۱۰۲).در همسایگی خزر، دولت دیگری به نام بلغار (بلغر) در اوایل سده ی ۱۰م (احتمالاً اواخر سده ی ۳ و اوایل سده ی ۴ق) بنیان یافت. قبایل کوچنده ی بلغار پیش از سده ی ۱۰م به یک جانشینی روی آوردند و تابع خاقانات خزر شدند. خان بلغار در ۳۱۰ق/۹۲۲م به اتحاد قبایل قلمرو خود پرداخت (بولشایا، ۱۹۷۸-۱۹۷۰ م: ۵۰۰/III) وی برای مبارزه با خزران از مقتدر خلیفه ی عباسی یاری طلبید تا به مردم او شرایع اسلامی را بیاموزد و در سرزمین او مسجد بنا کند (ابن فضلان، ۱۳۷۹ ق: ۶۷-۶۸). مقتدر هیئتی را به سرپرستی ابن فضلان روانه ی سرزمین بلغار کرد.چنین به نظر می رسد که اتحاد قبایل بلغار پس از پذیرش اسلام صورت گرفته، و چه بسا اسلام عامل اتحاد آنان بوده است، زیرا بلغارها با پذیرش اسلام به حمایت خلافت بغداد مستظهر گردیدند (همان، ۴ /۳۹۹-۴۰۶). انصاری دمشقی (۱۹۲۳ م: ۲۶۳-۲۶۴) می نویسد: مردم بلغار مسلمانانی هستند که به دست مقتدر اسلام آوردند. ابن رسته (۱۸۹۱ م: ۱۴۱) می نویسد: بلغارها در سرزمینی میان خزر و سرزمین صقالبه (اسلاوها) سکنی دارند و لباس آنان شبیه لباس مسلمانان و گورهایشان همانند گور مسلمانان است. پس از شکست خزران در ۳۵۴ق/۹۶۵م، بلغارها از تابعیت خزران رهایی یافتند. گروهی از بلغارها از ۶۳۸ق/۱۲۴۱م به اردوی زرین پیوستند. اینان تا عصر تیمور در منطقه ی خود باقی بودند و به گمان محققان در اواخر سده ی ۸ ق/اواسط دهه ی پایانی سده ی ۱۴م به دست تیمور درهم شکسته ومنقرض شدند. در دهه ی چهارم سده ی ۹ق/۱۵م روس ها اراضی بلغارهای مسلمان را اشغال کردند (بولشایا، همان جا).
الف. اسلام در شمال دریای سیاهاسلام با تأخیر به کرانه ی شمالی دریای سیاه رسید. مردم این نواحی در آغاز با مسلمانان ایرانی و عرب آشنایی نداشتند. آن ها از طریق ترکان با اسلام آشنا شدند. در سده ی ۵ق/۱۱م دشت های شمال دریای سیاه به اختیار کوچندگان ترک به ویژه قپچاق ها درآمد، ولی آن ها مناطق ساحلی را در دست نداشتند (بارتولد، ۱۹۶۶: ۶۶۰/VI).گسترش اسلام در سواحل شمالی دریای سیاه و شبه جزیره ی کریمه در نیمه ی نخست سده ی ۷ق/۱۳م با هجوم ترکان سلجوقی آغاز شد. علاءالدین کیقباد سلطان سلجوقی (۶۱۶-۶۳۳ق/۱۲۱۹-۱۲۳۶م) ابتدا به شهر سغداق (صوداق) حمله برد. این شهر درجنوب شبه جزیره ی کریمه و ساحل دریای سیاه واقع است (بولشایا، همان، ۳۳/XXV). ابوالفدا از قول ابن سعید می نویسد که مردم صوداق از امم و ادیان گوناگون، و بیش تر مسیحی هستند (ابوالفداء ،۱۸۴۰ م: ۲۱۴-۲۱۵؛ قلقشندی، ۱۳۸۳ ق: ۴/ ۴۶۰).حسام الدین امیر چوپان پس از فتح صوداق، قرآن کریم را در طبق زرین بر سر نهاد و مؤذن برفراز موضعی بلند برآمد و بانگ نماز آغاز کرد. فاتحان ترک ناقوس مسیحیان را درهم شکستند و ظرف دو هفته جامعی بزرگ برپا ساختند و قاضی و خطیب بر آن گماردند (ابن بی بی، ۱۹۵۶ م: ۳۳۳). نفوذ اسلام در سواحل شمالی دریای سیاه را می توان از دو جهت شرق (نواحی ولگا و آسیای مرکزی) و جنوب از راه دریا ی مدیترانه توسط مصریان و سلجوقیان دانست. رواج قطعی اسلام در سواحل شمالی دریای سیاه از عهد مغولان و با گسترش در میان اردوی زرین تحقق پذیرفت (بارتولد، ۱۹۶۶: ۶۶۳-۶۶۲/VI).طی سده های ۷ و ۸ق/۱۳ و ۱۴م در مناطق شمال دریای سیاه میان مسلمانان و مسیحیان رقابت شدیدی حکم فرما شد. امپراتوری اردوی زرین از همان آغاز تحت تأثیر فرهنگ اسلامی قرار داشت. در سده ی ۸ق/۱۴م اسلام به عنوان دین رسمی از سوی سلطان محمد، مشهور به ازبک خان، پذیرفته و اعلام شد (بارتولد، همان جا؛ «فرهنگ…» (1)، ۱۹۸۷: ۱۳۷۹). از ۶۸۶ق/۱۲۸۷م فرهنگ اسلامی از طریق مصر نیز به سواحل شمالی دریای سیاه راه یافت. گمان می رود که مسلمانان مصری از راه دریا با کریمه و سواحل شمالی دریای سیاه مرتبط شده باشند.مصریان در ۶۸۶ق/۱۲۸۷م معماری را با دو هزار دینار سکه ی طلا برای احداث مسجدی به شهر قرم (صلغات) فرستادند که یکی از شهرهای شبه جزیره ی قرم (کریمه) بود (بارتولد، همان، ۶۶۳/ III/ 468,VI) بقایای مسجدی که مصریان ساخته بودند، هنوز در آن جا موجود است و سبک معماری آن از شیوه ی معماری مسجدی که ازبک ها ساخته بودند، متمایز است (همان جا). در ۷۱۳ق/۱۳۱۳م ازبک خان، از خان های اردوی زرین ، مسجد دیگری در آن شهر بنا کرد. در دوران حاکمیت منگلی گرای، خان کریمه(سده ی ۹ق/۱۵م)، که از اعقاب جوجی بود، شهر ویران گردید. با آغاز حاکمیت ترکان عثمانی در ۸۸۰ق/۱۴۷۵م نام شهر قدیمی قرم بر سراسر شبه جزیره نهاده شد. از این تاریخ کریمه به تقریب رنگ اسلامی به خود گرفت (همان، ۴۶۸/III).در ۱۱۹۷ق/۱۷۸۳م درعهد سلطنت کاترین بزرگ، سپاهیان روسیه کریمه را تسخیر و ضمیمه ی خاک روسیه کردند (بازورث، ۱۳۷۱ ش: ۲۴۰). پس از الحاق به روسیه، به مسلمانان کریمه آزادی انجام دادن فرایض مذهبی داده شد. کریمه دارای مفتی مستقل خاص خود شد. مفتی کریمه وابسته به مفتی تاتارهای اطراف ولگا بود. از ۱۱۹۸ تا ۱۲۰۶ق/۱۷۸۴ تا ۱۷۹۲م استان کریمه، استان تاوری نام گرفت و مرکز آن در ۱۲۱۷ق/۱۸۰۲م شهر آق مسجد شد. این شهر را که پیش از آن، در ۱۱۴۹ق/۱۷۳۶م، روس ها به آتش کشیده بودند، همان شهری است که بعدها سیمفروپل نام گرفت (بارتولد، همان جا). رهبری مسلمانان منطقه ی کریمه و شمال دریای سیاه حتی پس از الحاق به روسیه اقتدار خود را از دست نداد. شیخ الاسلام عثمانی همچنان در رأس سلسله مراتب دینی این منطقه قرار داشت، به گونه ای که تا مدتی دراز به نام سلاطین عثمانی در مساجد خطبه می خواندند.با این وصف، از نخستین سال های حاکمیت روس ها، بهترین اراضی این نواحی به سود اشراف روس مصادره شد و به جز زمین های خشک و بی بار جای دیگری برای بومیان مسلمان (تاتارها) نماند. از این رو دوران هجرت آغاز گردید و در فاصله ی سال های ۱۱۹۷ تا ۱۳۳۱ق/۱۷۸۳ تا ۱۹۱۳م بیش از یک میلیون مسلمان دیار خود را ترک گفتند و به آسیای صغیر رفتند (بنیگسن، ۱۳۷۰ ش: ۴۱). ۱۰۰ سال پس از سلطه ی روس ها جمعیت تاتارهای کریمه به میزان قابل ملاحظه ای کاستی پذیرفت و به ۲۰۰هزار تن رسید (آکینر، ۱۹۸۶: ۸۸). در ۱۹۴۴م در پی خروج ارتش آلمان از اتحاد شوروی، ۱۱۱، ۱۹۴تن از تاتارها از جمله زنان، کودکان و سالمندان به اتهام واهی خیانت و همکاری با آلمان ها نفی بلد شدند. ۴۶% از این عده در جریان تبعید به سیبری، اورال، قزاقستان و آسیای مرکزی جان خود را از دست دادند (همان، ۸۹). در ۱۹۶۷م رسماً از آنان اعاده ی حیثیت شد، ولی بسیاری از کسانی که به سرزمین خود بازگشته بودند، جایی برای سکنی نداشتند. از ۱۹۴۶م مهاجران روسی و اوکرائینی جای تاتارهای مسلمان را گرفتند. مساجد تخریب شد و نام اماکن تغییر یافت. شمار کنونی تاتارهای کریمه را ۵۰۰ هزار نفر برآورد کرده اند که بیش تر در تاشکند و سمرقند زندگی می کنند (همان جا). تاتارهای کریمه مسلمان و پیرو مذهب حنفی هستند. آنان که به سرزمین خود بازگشته اند، پیرو مرکز روحانی اوفا ودیگران تابع مرکز روحانی آسیای مرکزی و قزاقستان در تاشکند هستند (همان، ۹۳).
ب. اسلام در شمال دریای آزف و منطقه ی وسطای ولگااین منطقه بخشی از سرزمین وسیع و متصرفات اردوی زرین بود که اکنون شامل اراضی قزاق های حوالی رود دن، تاتارها، باشقیرها، چوواش ها، اودمورت ها و دیگر اقوام است. مردم برخی از نواحی این منطقه چون بلغارها از سده ی ۴ق/۱۰م مسلمان بودند و برخی دیگر بعدها مسلمان شدند. کوچ اقوام و جنگ های پی درپی سبب شد که گاه قومی جانشین قومی دیگر گردد. این وضع تحولاتی نیز در معتقدات دینی و ویژگی های قومی ساکنان منطقه پدید آورد. به عنوان نمونه از بندر ازاق در کنار مصب رود دن که در زبان روسی آزف نامیده شده است، می توان یاد کرد. شهر ازاق در سده ی ۸ق/۱۴م نخست مرکز فعالیتهای جنوایی ها و سپس ونیزیان بود( بارتولد، ۱۹۶۵: III/313 ). سپس در عهد ترکان منطقه ی مسلمان نشین شد( ابن بطوطه، ۱۴۱۴ ق :۳۶۸/۲-۳۷۱). در۷۹۷ ق/۱۳۹۵ متیمور شهر را ویران کرد. از ۸۸۰ق/۱۴۷۵م دولت عثمانی بر ازاق مسلط شد. در ۱۰۴۷ق/۱۶۳۷م همه ی مردم شهر مسلمان بودند. پس از آن نیز شهر چند بار دست به دست گشت و سرانجام روس ها آن را تصرف کردند. با شکوفایی شهر رستف، ازاق اهمیت خود را به عنوان شهری اسلامی از دست داد (بارتولد، همان جا).سرزمینی که امروز تاتارستان نامیده می شود، تا سده ی ۳ق/۹م مسکن اقوام مجار بود. بعدها بلغارهای منطقه ی وسطای ولگا، مجارها را به سوی رود داوب راندند. در سده های ۴-۸ق/۱۰-۱۴م این سرزمین در تصرف بلغارها بود. دژ قازان (غازان)، پایتخت جمهوری خودمختار تاتارستان، در ۵۷۳ق/۱۱۷۷م به دست بلغارها ساخته شد (بولشایا، ۱۹۷۸-۱۹۷۰: ۲۸۹، ۲۸۸/XXV). با حمله ی مغول گروه کثیری از اقوام ترکی زبان که به آنان نام تاتار داده بودند، به این سرزمین کوچ کردند (همان، ۲۸۹/XXV؛ بارتولد، ۱۹۶۸: ۵۶۰/V). جمهوری تاتارستان از شمال با جمهوری های خودمختار ماری و اودمورت، از شرق باباشقیرستان و از غرب با جمهوری خودمختار چوواش هم مرز است. همه ی این جمهوری ها جزو جمهوری فدراتیو روسیه هستند (آکینر، ۱۹۸۶، ۶۰).گرایش نهایی تاتارهای به اسلام در زمان سلطان محمد ازبک، خان اردوی زرین صورت گرفت (همان، ۵۷). ابن بطوطه (۱۴۱۴ ق: ۲ /۳۸۱ – ۳۸۲). منطقه ی زیر فرمان ازبک خان را اسلامی دانسته و نوشته است که این پادشاه کشوری بزرگ و نیروی بسیار دارد و با دشمنان خدا همواره در حال جهاد است. روس ها سالیان دراز با مسلمانان این منطقه پیکار کردند و سرانجام در ۹۵۹ق/۱۵۵۲م قازان را به تصرف خود درآوردند و مردان را از دم تیغ گذراندند (بارتولد، همان، ۴۴۱/III). با سقوط آستاراخان (حاجی طرخان) و قازان، تاتارها که حدود ۳۰۰ سال سلطه جو بودند، ناگهان تحت سلطه ی روس ها درآمدند (آکینر، همان جا).روس ها برای جلب مردم تاتار به تغییر کیش و پذیرفتن آیین مسیح تلاش بسیار کردند. مساجد را ویران واموال مردم را ضبط نمودند. گروه کثیری را نفی بلد کردند. با این وصف، توفیقی به دست نیاوردند (همان جا). تاتارها به خلاف انتظار روس ها، اسلام را برای باشقیرهای اورال و طوایف جنگل نشین غرب سیبری به ارمغان بردند (بنیگسن، ۱۳۷۰ ش: ۱۰۰).مسلمانان برای حفاظت از دارالاسلام دست به جهاد زدند. نخستین شورش تاتارها یک سال پس ازسقوط قازان در ۹۶۰ق/۱۵۵۳م به رهبری شخصی به نام سید حسین صورت گرفت که تا ۴ سال دوام داشت وسرانجام به دستگیری و اعدام وی منجر شد. از ۹۷۹ تا ۱۰۱۹ق/۱۵۷۱ تا ۱۶۱۰م چندین بار تاتارهای مسلمان به شورش هایی دست زدند که با بی رحمی سرکوب شد (بنیگسن، همان، ۱۱۱). در بخش سفلای ولگا نیز شورش هایی روی داد که از آن جمله است در ۱۰۸۹ق/۱۶۷۸م و در ۱۱۱۷-۱۱۳۴ ق /۱۷۰۵-۱۷۲۲ م به رهبری کوچوک سلطان و نهضت ۱۱۴۸ق / ۱۷۳۵ م به رهبری کیلمت ابیز و سلطان آقای. در ۱۱۵۰ق/۱۷۳۷م طوایف باشقیر وقزاق نیز شورش هایی را آغاز کردند. شورش دیگری به رهبری سلطان بای بولات پس از دو سال جنگ در ۱۱۵۵ق/۱۷۴۲م سرکوب شد. چندی بعد باشقیرها به رهبری ملاباتیر پاشا در ۱۱۶۸ق/۱۷۵۵م سر به شورش برداشتند که با توفیق همراه نشد (همان، ۱۱۱، ۱۱۲).تاتارهای ولگا به همراه باشقیرها و چوواش ها اولین گروه مسلمانانی بودند که به انقیاد حکومت روسیه درآمدند. با این وصف، در حفظ معتقدات اسلامی خود پابرجا ماندند. اکثریت قریب به اتفاق تاتارها پیرو مذهب حنفی هستند. از سده ی ۱۰ تا ۱۲ق/۱۶ تا ۱۸م شمار اندکی از آنان به مسیحیت تغییر آیین دادند، ولی در اواخر سده ی ۱۹ و اوایل سده ی ۲۰م بسیاری از ایشان باردیگر به دین اسلام بازگشتند (آکینر، ۱۹۸۶: ۶۷).قوم چوواش در اوایل سده ی ۴ق/۱۰م شناخته بود. ابن فضلان (۱۳۷۹ ق: ۱۴۰) در منطقه ی ولگا ظاهراً با چوواش ها برخورد کرده ، و آنان را سواس (سواز) نامیده است. با درنظر گرفتن وضع منطقه، محتمل است که سوازها همان چوواش ها باشند. سرزمینی که اکنون چوواش ها در آن سکنی دارند، همانند اراضی هم جوار تحت سلطه ی بلغارهای منطقه ی ولگا و کاما بود (بولشایا، ۱۹۷۸-۱۹۷۰: ۲۴۰/XXIX). گمان می رود چوواش ها به تبعیت از بلغارها به اسلام روی آورده باشند (ابن فضلان، ۱۳۷۹ ق: ۱۴۰-۱۴۱). در سده ی ۷ق/۱۳م اراضی مزبور به تصرف مغولان درآمد. بلغارها و ساکنان منطقه، پس از تأسیس اردوی زرین به تبعیت آن درآمدند. در سده ی ۹ق/۱۵م با انشعاب در اردوی زرین، چوواش ها تابع خان نشین قازان شدند (بولشایا، همان جا). در ۹۵۸ق/۱۵۵۱م چوواش ها تابعیت روسیه را پذیرفتند و در ۹۵۹ق در جریان حمله ی سپاهیان ایوان مخوف برای تصرف قازان، وی را یاری کردند (همان جا).در سده های ۱۲ و ۱۳ق/۱۸ و ۱۹م گروهی از چوواش ها به تبعیت از روس ها آیین مسیح را پذیرفتند و به تابعیت کلیسای ارتدکس درآمدند، ولی گروهی دیگر از آنان همچنان مسلمان باقی ماندند. پس از بیانیه ی ۱۷ آوریل ۱۹۰۵ که آزادی مذهب در روسیه اعلام شد، باردیگر گروهی از مسیحیان چوواش به اسلام بازگشتند. مسلمانان چوواش اهل سنت هستند و از مرکز روحانی بخش اروپایی روسیه و سیبری که مقرّ آن در شهر اوفاست، پیروی می کنند (آکینر، ۱۹۸۶: ۷۷).اهالی جمهوری خود مختار باشقیرستان از اختلاط قبایل فنلاندی-اویغوری و قبایل قپچاق، قزاق، بلغارهای منطقه ی ولگا، قراختاییان و دیگران پدید آمده اند (بولشایا، همان ۶۷/III؛ آکینر، همان جا). در رساله ی ابن فضلان (همان، ۱۰۷-۱۰۹) از باشقیرها با نام باشغرد یاد شده است که خدایان بسیاری را پرستش می کردند. اصطخری آنان را بسجرت نامیده است (۱۹۲۷ م: ۲۲۵). گمان می رود که باشقیرها مدت ها پیش از تأسیس اردوی زرین به اسلام روی آورده باشند (آکینر، همان، ۷۸). در اوایل سده ی ۷ق/۱۳م باشقیرها به اردوی زرین پیوستند، ولی پس از سقوط اردوی زرین مدتی تابعیت خانات قازان، نوغای و سیبری را گردن نهادند (بولشایا، همان جا).در اواسط سده ی ۱۰ق/۱۶م باشقیرها مقهور روس ها شدند. در ۹۸۲ق/۱۵۷۴م در اوفا پایتخت کنونی باشقیرستان پادگان نظامی روس مستقر شد و پس از چندی اوفا به صورت شهر و مرکز اداری درآمد (آکینر، ۷۸-۷۷). باشقیرها در ۱۱۸۸ق/۱۷۷۴م به رهبری صلوات یولایف بر ضد روس ها شورش کردند که بی رحمانه سرکوب شدند (همان جا). بیش تر مردم باشقیر مسلمان و پیرو مذهب حنفی هستند. عده ای از آنان در سده های ۱۶-۱۸م به مسیحیت گرویدند، ولی در سده ی ۱۹م گروه کثیری از باشقیرها به اسلام بازگشتند. اکنون مرکز روحانی بخش اروپایی روسیه و سیبری در شهر اوفا قرار دارد (همان، ۸۵-۸۴).
پی نوشت :

۱٫ Sovetskii…
منبع: کتاب اسلام، پژوهشی تاریخی و فرهنگی، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، انتشارات مرکز دایره المعارف بزر گ اسلامی، ۱۳۸۳٫

 

نوشته قبلی

اسلام در منطقه ی قفقاز

نوشته‌ی بعدی

اسلام در غرب (اروپای غربی و آ مریکا)

مرتبط نوشته ها

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

اسلام در غرب (اروپای غربی و آ مریکا)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا