چنانچه همین خبری را که شما از بحار الانوار علامه جلیل القدر مجلسی نقل نمودید، امام احمد بن حنبل در مسند و خطیب خوارزمی در آخر فصل ششم مناقب([۱]) و سلیمان قندوزی حنفی در باب ۴۲ ینابیع الموده([۲]) و نیز ضمن باب ۵۶ ص۱۸۰ از کنوز الحقائق شیخ عبد الرئوف المناوی المصری در ص۲۳۹ از مناقب السبعین، حدیث ۴۹ نقلا از فردوس دیلمی از معاذ جبل و میر سید علی فقیه همدانی شافعی در مودت ششم از موده القربی([۳]) و امام الحرم شافعی محب الدین ابی جعفر احمد عبد الله طبری در حدیث ۵۹ از هفتاد حدیثی که در فضایل اهل بیت طهارت نقل نموده در ذخایر العقبی و محمد بن طلحه شافعی در مطالب السؤول و محمد بن یوسف گنجی شافعی در کفایه الطالب و دیگران از علمای شما از انس بن مالک و معاذ جبل از رسول اکرم روایت نمودهاند که فرمود:
«حب علیّ حسنه لا یضر معها سیئه و بغض علیّ سیئه لا تنفع معها حسنه»
(دوستی علیّ حسنه و ثوابی است که هیچ سیئه و گناهی به او ضرر نمیرساند و دشمنی علی گناهی است که با وجود آن هیچ عمل خیری نفع نمیرساند.)
و نیز امام الحرم احمد بن عبد الله طبری شافعی در ذخائر العقبی([۴]) و ابن حجر در صفحه ۲۱۵ نقلا از ملا و سلیمان بلخی حنفی در صفحه ۲۴۶ ینابیع الموده([۵]) ضمن باب ۵۶ حدیث ۳۳ از مناقب السبعین از فردوس دیلمی و ابن عساکر در صفحه ۱۵۹ جلد چهارم تاریخ([۶]) خود از نسائی از ابن عباس آوردهاند که رسول اکرم فرمود:
«حب علیّ بن ابی طالب یأکل الذنوب کما تأکل النار الحطب»
(دوستی علی بن ابی طالب میخورد گناهان را همچنان که آتش هیزم را میخورد.)
ثالثا کسانی که شم فهم اخبار را دارند، دقت کامل میکنند تا کشف حجب شده معما حل گردد، نه آنکه وقتی خبری را نفهیدند یا به حقیقت معانی آن نرسیدند، فوری زبان طعن باز کنند و نسبت جعل بدهند، منفی بافی کار آسانی است ولی خدا را باید پیوسته در نظر گرفت. قرآن مجید در ایه ۷ سوره ۲۱ انبیاء به ما دستور کافی داده که:
{فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکرِ إِنْ کنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ}
(سؤال کنید اهل ذکر را (مراد از ذکر، قرآن یا رسول الله میباشد) اگر شما نمیدانید.)
و اما معانی این خبر که مجمع علیه فرقین است و به نظر شما و بسیاری از مردمان سطحی معما آمده اتفاقا بسیار سهل و آسان است حل آن؛ زیرا وقتی مراجعه به قرآن مجید میکنیم، میبینیم گناهان را به دو قسمت تقسیم نموده؛ کبیره و صغیره و از صغیره در مقابل کبیره در بعض آیات تعبیر به سیئه مینماید؛ چنانچه در آیه ۳۱ سوره نساء صریحا میفرماید:
{إِنْ تَجْتَنِبُوا کبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکفِّرْ عَنْکمْ سَیِّئاتِکمْ وَ نُدْخِلْکمْ مُدْخَلاً کریمًا}
(اگر شما دوری کنید از گناهان بزرگی که نهی کرده شدید از آن ما از گناهان دیگر شما (که کوچک است ) در گذریم و شما را به مقامی نیکو و بلند برسانیم)
پس به حکم همین آیه اگر بنده از کبائر گناهان دوری نماید و مرتکب آنها نشود، از سیئات و گناهان کوچکش غمض عین و چشمپوشی میشود و میآمرزد او را.
در این حدیث هم میفرماید دوستی علی یک سنه و ثوابی است که هیچ سیئه و گناه کوچکی به آن ضرر نمیرساند.
حافظ: مگر نه این است که خداوند صریحا میفرماید:
{ إِنَّ الله یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا}
(به درستی که خداوند میآمرزد جمیع گناهان را)
هر بنده عاصی و گنهکار خواه عمل او کبیره باشد و یا صغیره، وقتی نادم شد و بازگشت به سوی خدا نمود، قطعا آمرزیده میشود؛ پس فرقی ما بین کبیره و صغیره نمیباشد.
کشف حقیقت
داعی: گویا آقا توجه به آیه شریفه ننمودید و الا ایراد نمینمودید اولا بین کبیره و صغیره داعى فرق نگزاردم بلکه پروردگار متعال این فرق را گزارده.
ثانیا بنده هم مانند شما معترفم که هر بندۀ مؤمن گنهکارى که معتقد به غفّاریت حق باشد هرگاه نادم شد و توجه به حق نمود خداوند غفّار او را مىآمرزد ولى اگر بدون توبه از دنیا برود در عقبات بعد الموت پیوسته او را عذاب مینمایند تا پاى حساب اگر عملش زیاد بزرگ نبوده به مجازات خود رسیده در موقع حساب معفو میشود.
و اگر عملش بسیار و گناهان کبیره زیاده نموده او را به جهنم میبرند و به قدرى که نافرمانى نموده عذابش مینمایند آنگاه نجاتش میدهند.
ولى در سیئات و صغائر اعمال اگر بىتوبه از دنیا برود و محبّ على باشد خداوند او را عفو نموده به مجازات عقبات بعد الموت نمیرسد و جحیم و جهنم نمیبیند او را داخل بهشت مینمایند چنانکه فرمود: و ندخلکم مدخلا کریما.
و نفهمیدم شما از چه راه این حدیث را موجب جسارت و لاابالىگرى دانستهاید؟ آیا در حدیث شریف امر به سیئات یا کبائر و صغائر شده که شما آن را سبب جرأت و تجرّى شیعیان قرار دادهاید بدیهى است جواب منفى است.
پس راه دیگرى در بین نمیباشد إلاّ فکر و خیال بىجا و حال آنکه این حدیث شریف جلو ناامیدى بشر را میگیرد نه آنکه موجب امید بىپایان گردد.
چه آنکه مردمان معتقدى هستند که گرفتار هواى نفسند وقتى مرتکب صغائرى شدند شیاطین جن و انس آنها را وسوسه میکنند که دیگر روى رحمت نخواهید دید چون غالبا جوان و جاهل و نادانند فریب خورده ناامید میشوند میگویند ما که آمرزیده نمیشویم پس چرا نفس خود را از هواهاى کلى بازداریم رفته رفته موجب طغیان و سرکشى میشود و از صغائر گذشته غرق در کبائر میشوند.
ولى امثال این حدیث روزنۀ امیدى در دلها باز میکند و میفهماند که چون بشر جایز الخطا است اگر سیئاتى از او صادر شود و راستى محبّ و دوست على باشد به او ضرر نمیرساند.
چون خداى متعال در آیه شریفه وعده عفو داده و براى عفو و آمرزش وسائلى قرار داده حبّ و وداد على یکى از وسائلى است که مورد عفو قرار میدهد.
و إلاّ شیعه هرگز لا ابالى نخواهد شد چون وقتى به معناى تشیّع بر میخورد مىبیند که شیعه على، یعنى پیرو على آن کسی است که طابق النعل بالنعل پیروى کند گفتار و رفتار آن حضرت را، پس أهل نجات است چه آنکه در تمام تفاسیر و کتب معتبره علماء شما به الفاظ و عبارات مختلفه رسیده که ما در لیالى اول ببعض از آنها اشاره نمودیم که رسول اکرم فرمود:
«یا على انت و شیعتک هم الفائزون فى الجنه.»
(یا علی تو و شیعیانت رستگارانید در بهشت)([۷])
پس اگر بخواهید ایراد بگیرید به این نوع از اخبار بیشتر میتوانید ایراد بگیرید که چون شیعه فهمید پیغمبر فرموده رستگار و اهل بهشت است پس جرأت و جسارت پیدا نموده و هر عمل زشتى مینماید و حال آنکه این طور نیست.
شیعه در اوّل تکلیف بعد از معرفت خدا و پیغمبر بایستى معناى تشیّع را بفهمد، وقتى فهمید و دانست شیعه یعنى پیرو على و آل على آنگاه میفهمد پیرو على آن کسیست که ِعلما و عملا و قولا و فعلا، کردار و گفتار مانند على باشد پا جاى پاى على بگذارد، یعنى آنچه على نموده بنماید و آن چه على ترک نموده ترک نماید، پس شیعۀ على وقتى فهمید که على مرتکب کبائر و صغائر نگردیده بلکه عمل مکروهى هم از او صادر نگردیده سعى و کوشش میکند مانند مولاى خود متصف به صفات حمیده گردد و از اخلاق و عادات رذیله دورى نماید؛ چون قوۀ عصمت علمی که مخصوص مقام نبوت و امامت است ندارد و به تمام معنى على شدن کار مشکلى است، بلکه محال! سعى مینماید لا اقل مرتکب کبائر ابدا نشود و اصرار بر صغائر هم نمینماید تا محبوب على گردد و نامش در زمره شیعیان ثبت گردد.
ولى چون معصوم نیست و ممکن الخطاء است اگر سیّئۀ و یا صغیرهاى از او صادر گردد به وسیله محبت و دوستى امیر المؤمنین مورد عفو و اغماض قرار میگیرد و اگر خداى نکرده بىتوبه از دنیا رفت به واسطه این محبت و دوستى مسئول صغائر و سیئات قرار نمیگیرد.
[۱]. عن انس بن مالک قال: قال رسول الله: حب علىّ بن ابى طالب حسنه لا یضر معه سیئه لا ینفع معه حسنه، مناقب خوارزمی، ص۷۶، ح ۵۶، فصل۶٫
[۲]. ینابیع الموده، قندوزی، ۱/۲۷۰، ح ۴، باب ۲۰٫
[۳]. موده القربی، سید على همدانی، موده ۶ ( با استفاده از: ینابیع الموده، قندوزی، ۲/۲۹۲، ح ۸۴۱، باب ۵۶) و نیز مناوى در کنوز الحقایق، ۱/۲۵۵، ح ۳۲۴۵، حرف الحاء، همین حدیث را نقل کرده است.
[۴]. ذخائر العقبی، محب الدین طبری، ص۹۱-۹۲، قسم ۱، باب فضائل علی، ذکر الحث على محبته و الزجر عن بغضه.
[۵]. ینابیع الموده، قندوزی، ۲/۲۴۱، ح ۶۷۶، باب ۵۶٫
[۶]. تاریخ دمشق، ابن عساکر، ۱۳/۵۲، رقم۱۳۱۷، شرح حال حسن بن حجاج ابو على الطبرانى الزیات و نیز دیلمى در الفردوس، ۲/۱۴۲، ح ۲۷۲۲، حرف الحاء متقى هندى در کنز العمال، ۱۱/۶۲۱، ح ۳۳۰۲۱، کتاب الفضائل، باب ۳، فصل ۲، فضائل على، محب الدین طبرى در ریاض النضره، ۳/۱۹۰، باب ۴، فصل ۹، ذکر الحث على محبته و الزجر عن بغضه به همین حدیث اشاره کردهاند.
[۷]. مراجعه شود به مجلس دوم همین کتاب.
منبع: برگرفته از کتاب شیهای پیشاور جلد ۲؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد