14 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۳)

0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اِشکال سوم. اعتقاد شیعه به تحریف قرآناتهام دیگری که مخالفان مطرح کرده اند اعتقاد جمهور شیعه به تحریف قرآن است. از نگاه مخالفان « شیعه که ادعای تحریف و تبدیل قرآن را دارد، خودشان تحریف کنندگان قرآن هستند با برگرداندن الفاظ قرآن از مدالیلشان و دروغ بستن به خدا از روی هوا و هوس ». پیشتر، بزرگان امامیه، با استناد به چهار دلیل قرآنی، روایی، عقلی و تاریخی، بطلان تحریف پذیری قرآن را اثبات کرده اند. از این رو اعتقاد شیعه به تحریفْ سخنی گزاف و اتهامی علیه شیعه بیشتر نیست. این اتهامات را می توان در موارد ذیل طبقه بندی کرد:
۱٫ تحریف قرآن، نظریه ی اجماعی شیعهاز نظر مخالفان، تحریف قرآن، چه به شکل کاستی آیات و سوره ها و چه به شکل تغییر ترتیب کلمات و آیات، قول اجماعی و نظریه ای راسخ در تفاسیر، جوامع حدیثی، منابع اعتقادی و کلامی شیعه است.(۱)
پاسخاجماعی بودن قول به تحریف در امامیه، با مخالفت بزرگانی از قدما و معاصران امامیه، نقض می شود و سخن وی اتهامی بیش علیه شیعه نیست، چرا که برای انعقاد اجماع حداقل اتفاق نظر عالمان بزرگ یک عصر ضروری است، حال آنکه چنین اتفاق نظری اساساً میان بزرگان امامیه در مسأله تحریف قرآن وجود ندارد و بلکه عکس آن صادق است. چه نیکو بود که عسّال در این مسأله سراغ آثار بزرگانی چون شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، طبرسی،… آیت الله خویی، امام خمینی و… می رفت و می دید که چگونه این توهم و پنداره را مردود دانسته اند. اینک تنها برای روشن شدن مطلب برای امثال عسّال، عین عبارات برخی از این بزرگان را در این مسأله گزارش می کنیم:شیخ مفید: « اعتقاد ما این است: قرآنی که خداوند بلندمرتبه بر محمد، (صلی الله علیه و آله و سلم)، نازل کرد، همین قرآن میان دو جلد است که در اختیار مسلمانان است و چیزی بیشتر از آن نیست و تعداد سوره های قرآن در دست مسلمانان ۱۱۴ سوره است… هر کسی بیش از این به شیعه نسبت دهد، به قطع دروغگویی بیش نیست. »(2)شیخ طوسی: « اما قول به زیادت و نقصان قرآن نیز از سخنانی است که روا نیست زیرا اجماع بر بطلان آن وجود دارد؛ همچنین ظاهر مذهب اهل سنت نیز خلاف آن است و قول صحیح نزد امامیه نیز همین است، سید مرتضی آن را تأیید کرده و ظاهر روایات نیز همین قول است. »(3)آیت الله خویی: « قول مشهور میان علما و محققان شیعه، و بلکه متسالم نزد آنان، عدم تحریف قرآن است. »(4)صریح عبارات این بزرگان دلالت بر عدم اعتقاد آنان به وجود هرگونه تحریف در قرآن است. اینکه چرا مخالفان سراغ دیدگاههای بزرگان امامیه نرفته اند، جای تردید و ابهام دارد.
۲٫ تواتر روایات تحریف قرآنمخالفانْ اعتقاد به تحریف و تبدیل قرآن در امامیه را به روایات متعددی از جوامع حدیثی شیعه استناد داده اند که به زعم آنها متواترند. ذهبی این اخبار را به صراحت متواتر خوانده است: « اخبار تحریف نزد شیعه متواترند و آنان در این موضوع روایات زیادی را از آل البیت نقل می کنند. »(5) عسّال نیز با استناد به چند روایت از اصول کافی کلینی به زعم خود آنها را دال بر تحریف قرآن خوانده و در ارزش گذاری این اخبار می نویسد:«‌ اخبار تحریف در اعتقاد شیعه همانند اخبار امامت است که شیعه به تواترِ آنها قائل است، هرکسی اخبار تحریف را رد کند یا آنها را تأویل نماید در حقیقت اخبار باب امامت و ولایت را رد نموده است. »(6) سپس بی مهابا چنین ادامه داده است: «‌ برای امامانی چون صادق(علیه السلام) و باقر (علیه السلام) در تحریف قرآن سوگندهای آشکاری است و برای آنان در تکذیب آنچه در قرآن و مصحفهای آن به تواتر ثبت شده، سخنان غیرقابل قبولی وجود دارد که صدور چنین سخنانی از یک مسلمان عادی بعید است چه رسد به مردی از خاندان رسول خدا که مسلمانان آنان را از دانشمندان بزرگ امت اسلامی می شناسند. »(7)
پاسخالف. روایات استنادی مخالفانْ برای اثبات تواتر تحریف قرآن در امامیه، فاقد معیارهای حدیث متواتر در علم الحدیث هستند؛ لذا بر فرض صحت محتوای این اخبار، تعداد و وضعیت رجالی اِسناد آنها به گونه ای نیستند که موجب تواتر آن بشود، حتی روایات اصول کافی نیز، علی رغم درستی اِسناد آنها، فاقد شرایط تواتر است و برخی از آنها از متفردات کلینی است و در دیگر جوامع کهن حدیثی شیعه گزارش نشده اند.ب. مخالفانْ در فقه الحدیث این روایات دچار خطا شدند و فهم آنان از مفاد و مقصود اصلی روایات، مردود است. احادیثی که آنان به زعم خود به عنوان روایات متواترِ تحریف گزارش کرده اند، معنا و مفهوم دیگری دارند که در اشکالات بعدی به تبیین مقصود اصلی آنها خواهیم پرداخت.ج.بر فرض اینکه روایت یا روایاتی دال بر تحریف قرآن در جوامع حدیثی شیعه موجود باشد و دارای شرایط تواتر نیز باشد ( که تجمیع هر دو شرط منتفی است ) این روایات با احادیث متواترِ دالّ بر سلامتِ قرآن از تحریف، ادله نقلی، عقلی، و شواهد تاریخی تحریف ناپذیری قرآن، و اجماع بزرگان امامیه که بر عدم تحریف قرآن اتفاق نظر دارند، تعارض پیدا می کنند و از درجه ی اعتبار ساقط می شوند.
۳٫ دلالت روایات کافی بر تحریف قرآنمخالفان، از جمله ذهبی و عسّال، حساسیت زیادی به روایات کافی در بحث تحریف قرآن نشان داده و از جایگاه و اعتبار بالای کلینی، به عنوان رئیس محدثان شیعه، در تقویت اشکالات خود بهره جسته اند. در نگاه مخالفان، مقدار اندکی از روایات کافی از امام علی (علیه السلام) نقل شده و روایاتی که سند آنها به رسول خدا برسد، بسیار نادر است و اغلب احادیث کافی، امکان صدورشان از امامان آل البیت وجود ندارد.(۸) مخالفان به روایاتی از اصول کافی برای اثبات تحریف قرآن استناد جسته اند که در ادامه، آنها را گزارش و اشکالات آنها را مورد نقد و بررسی قرار می دهیم:الف. « عَن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: إنَّ القرآن الذّی جاءَ بهِ جبرئیل(علیه السلام) إلی محمدٍ(صلی الله علیه و آله و سلم) سبعَهَ عشرَ ألفَ آیه. »(9)ذهبی و عسّال در ادامه ی روایت، بدون هیچ فاصله و علامتی، این متن را دنبال روایت گزارش کرده اند:« و التی بأیدینا سته آلاف و مائتان و ثلاث و ستون آیه و البواقی مخزونه عند أهل البیت فیما جمعه علی (علیه السلام) »(10).ب. متنی که عسّال آن را از کافی به عنوان حدیث دوم نقل کرده، عبارت « القرآن الذی جمعه علی (علیه السلام) هو مثل قرآنکم ثلاث مرات، و الله ما فیه من قرآنکم من حرف واحد مکثت فاطمه بعد موت ابیها خمسه و سبعین یوماً صبت علیها مصائب من الحزن لا یعلمها الا الله، فأرسل الله الیها جبرئیل یسلیها و یعزیها و یحدثها عن ابیها و عما یحدث لذریتها و کان علی یستمع و یکتب ما سمع حتی جاء به مصحفاً قدر القرآن ثلاث مرات لیس فیه شیء من حلال و حرام و لکن فیه علم یکون »(11) است.ج. « فإذا قامَ القائمُ قرأ کتابَ الله عزَّوجلّ عَلی حدِّهِ و أخرجَ المُصحفَ الذی کتَبَهُ علی (علیه السلام)»(12). البته عسّال، به سان موارد قبلی، روایت را چنین گزارش کرده است:« أن القائم یخرج المصحف الذی کتبه علی (علیه السلام) و انّی المصحف غاب بغیبه الامام »(13). سپس عسّال در جمع بندی سه روایت مذکور چنین نوشته است: « مخفی نیست نکاتی که در محتوای غیر مقبول این روایات وجود دارد. حدیث دوم آنچه را علی (علیه السلام) جمع کرده، قرآن نام نهاده است در حالی که به صراحت می گوید در آن چیزی از حلال و حرام وجود ندارد و تنها آگاهیهایی از حوادث آینده در آن هست و با این حال چیزی غیر از این قرآن است. افزون بر این، متن آن از سخنان جبرئیل (علیه السلام) به فاطمه (علیه السلام) در تعزیت و تسلیت وی بوده است، البته بر فرضی که اصل این داستان را بپذیریم. با اینهمه شیعه به این اخبار در تحریف استدلال می کند. پاک و منزه است خداوند بخشنده ی عقول. »(14)
پاسخدر پاسخی کلی به اِشکال مخالفان نسبت به کافی و روایات آن می توان چنین گفت که اولاً مطابق مبانی کلامی امامیه، روایت هریک از امامان همان سخن رسول خدا است و سخن رسول خدا سخن خداوند است، از این رو، مصدر روایت فرقی ندارد که امام علی (علیه السلام) باشد یا امامان دیگر. کلینی در « کتاب فضل العلم » از اصول کافی به این نکته تذکر داده است.(۱۵) ثانیاً برخلاف گفته ی مخالفان، تعداد روایات علوی در کافی بسیار است که با اندک مطالعه و بررسی به دست می آید. ثالثاً کتاب شریف کافی از منابع کهن و معتبر روایی امامیه به شمار می آید و مرحوم کلینی تمام تلاش خود را در گردآوری روایات معتبر در آن انجام داده است و جمهور امامیه به اعتبار کلی کافی اعتقاد دارد لکن تک تک روایات آن را نیازمند بررسی می داند و این در تضاد با این سخن است که گفته بشود محتوای کافی امکان صدورش از آل البیت وجود ندارد. در ادامه روشن خواهد شد که مخالفان، با استقرائی ناقص و صرفاً با استشهاد به چند روایت، چنین قضاوتی را درباره ی کافی انجام داده اند. اینک به بررسی روایات استشهادی مخالفان می پردازیم:روایت الف. متن اصلی این روایت در کافی، که کلینی آن را در باب « نوادر » کتاب « فضل القرآن » گزارش کرده، چنین است: « عن اَبی عبدالله (علیه السلام) قال: إنّ القرآن الذی جاءَ به جبرئیلُ (علیه السلام) إلی محمدٍ (صلی الله علیه وآله و سلم) سبعهَ عشرَ (۱۶)‌الف آیه »(17) در پاسخ به استدلال به این روایت چنین می توان گفت:بدیهی است که این بخش جزء روایت نبوده و مخالفان آن را سهواً یا عامدانه به متن روایت افزوده اند، بدون آنکه علامتی را برای افزوده ی خویش قرار دهند. چنین دستبردی در متون روایی، خود مصداق تصحیف و تحریف و از نظر علم الحدیث نشانه ی واضع بودن راوی یا ناقل حدیث است.ب. آنچه مبتنی بر بخش افزوده شده بر روایت الف ادعا شده که باقی آیات نزد امامان شیعه است اولاً فاقد مدرک روایی است هرچند شاذ و نادر است و ثانیاً احدی از علمای امامیه چنین سخنی را بر زبان نیاورده اند جز زبان بیمار مخالفان که چشم را بر حقیقت بسته و بی پروا امامیه را به چنین خرافاتی متهم نموده است.ج. سند روایت موجود در کافی صحیح و بنا به یک احتمال، موثّق است(۱۸‌) و مضمون این حدیث در برخی از مصادر اهل سنت نیز نقل شده است.(۱۹) در مصادر شیعی نیز جز در الکافی در هیچ منبع دیگری وجود ندارد و از متفردات کلینی است. تنها شیخ صدوق در رساله اعتقادات خود در مقام علاج روایات تحریف نما به مضمون این حدیث اشاره کرده است.(۲۰) بر فرض درستی برداشت مخالفان از متن روایت، یک حدیثِ متفردْ توانِ مقابله با روایات و ادله متعدد دال بر سلامت قرآن از تحریف را ندارد و اساساً به مقام تعارض با آنان نخواهد رسید.د. در برخی از نسخه های معتبر الکافی، متن حدیث با عدد هفت هزار نقل شده است: « إنّ القرآن الذی جاءَ بهِ جبرئیلُ (علیه السلام) إلی محمدٍ(صلی الله علیه و آله و سلم) سبعهَ آلافِ آیهٍ »(21). هفت هزار آیه عددی تقریبی است و با تعداد آیات قرآن انطباق دارد، لذا با توجه اعتبار نسخه می توان احتمال سهو قلم از ناسخ را جدی دانست و مسأله را اختلاف نسخه مطرح کرد(۲۲) و معیار را حدیث نسخه معتبر یعنی هفت هزار آیه دانست. در این صورت دست مخالفان از استناد و اشکال تهی خواهد شد.هـ. اگر بر متن هفده هزار آیه تأکید کنیم باید مقدار زاید بر آیات موجود، حمل بر حدیث قدسی یا وحی تفسیری شود. این راه حل، ابتدا مورد توجه شیخ صدوق قرار گرفته(۲۳) و سپس شیخ مفید با عدم تعلیق بر آن، بر پذیرش آن خبر داده است(۲۴) و برخی دیگر از دانشمندان نیز آن را پذیرفته اند(۲۵). شیخ صدوق بنا به ادله ی سلامت قرآن از تحریف و دیگر قرائن و شواهد، پس از آنکه مقدار زاید را وحی غیرقرآنی می داند و مثالهای متعددی برای آن می آورد، با صراحت چنین می نویسد: « لو کان قرآناً لکان مقروناً به و موصلاً الیه غیرمفصول عنه »(26). از نظر محققان امامیه اگر کسی این پاسخها را کافی نداند، هرگز نمی تواند به ظاهر این حدیث ملتزم شود؛ چون براساس این حدیث، حدود یازده هزار آیه از قرآن ساقط شده است و این عدد ناچیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت، با آن که در مصادر فریقین، اعم از معتبر و غیرمعتبر، نمی توان از این آیات مفقوده نشانی به دست داد، با اینکه دعاوی بر وضع و نشر آنها فراوان بوده است. همچنین هرگز از احادیث شیعی روایتی به چشم نمی خورد که از حذف یا افزایش یک آیه کامل یا آیاتی از قرآن خبر دهد (۲۷) و این خود قوی ترین دلیل بر عدم اعتماد به مفاد حدیث مذکور است و ناگزیر باید این حدیث را، که مخالف با ادله ی سلامت تحریف قرآن است، ساقط بدانیم یا به یکی از علاجهای یادشده گردن نهیم.و. اگر در ساختار این حدیث تأمل کنیم، چنین به نظر می آید که این حدیث، قطعه ای از بزرگ تر بوده که اگر با صدور و ذیل آن ملاحظه می شد،‌امکان یکی از معانی یاد شده ( وحی تفسیری، حدیث قدسی ) قوت می گرفت(۲۸). افزون بر همه ی اینها، مرحوم کلینی این روایت را در باب « النوادر فی فضل القرآن » گزارش کرده است. استاد سید محمدتقی حکیم سخنی دقیق در این باره دارند: « نقل این احادیث در بخش روایات نادر و تعارض آنها با روایات نقل شده دیگر وی و لزوم مطرح ساختن آنها به لحاظ شیوه ای که برای خود در نظر گرفته است و نیز عدم ملازمت به صدور چنین روایتی و ایمان به محتوای آنها، همه و همه، موجب رد قطعی چنین اخبار و روایات و ایمان وی به عدم تحریف است. »(29) شایان ذکر است که محققان امامیه در پژوهشهای متعدد خود احتمال برداشت تحریف از این روایت را مردود اعلام کرده و ادله ای استوار بر آن ارائه نموده اند.(۳۰)روایت ب. موضوع این روایت مصحف فاطمه (علیها السلام) است که به زعم عسّال قرآنی دیگر بوده و آیاتی زیاده بر قرآن موجود در آن هست. باز به سان روایت الف در گزارش آن دستپاچه شده و مطالبی را به آن آمیخته است، لکن چنین متنی در الکافی وجود ندارد. شاید مقصود ایشان حدیث ذیل بوده که تعصب مانع تحقیق وی شده است:«… ثُمَّ قال: « و إنَّ عندنا لمُصحَفَ فاطمه (علیها السلام)، و ما یدْریهِم ما مُصحَفُ فاطمه (علیها السلام)؟ » قالَ: قُلتُ: و ما مُصحَفُ فاطمه (علیها السلام)؟ قال:« مُصْحَفٌ فیهِ مثلُ قُرانکمْ هذا ثلاثَ مرّاتٍ، و الله ما فیه من قُرانکم حرفٌ واحدٌ »‌قال: قلْتُ: هذا و اللهِ العلْمُ، قال:‌« إنّهُ لعِلمٌ، و ما هوَ بذاک »(31) استناد عسّال به این روایت برای اثبات تحریف قرآن دچار اشکالات ذیل است:الف. این روایت بخشی از روایت بلندی است که موضوع آن منابع علم ائمه ( علیهم السلام ) است و امام اصدق (علیه السلام)‌در مقام پاسخ به پرسش راوی ( ابوبصیر )‌از منابع علم امامان بوده است. جالب آنکه در این روایت سخنی از قرآن به میان نیامده است جز در همین بخش استنادی عسّال؛ لکن اگر دقت کنیم معلوم می شود که مقصود حضرت از عبارت « مُصحَفٌ فیه مثلُ قرآنکم »( استفاده از تمثیل مصحف، برای بیان مکتوب بودن و مابین الدفتین بودن مصحف فاطمه (علیه السلام) بوده است نه قرآنی بودن محتوای آن؛ زیرا حضرت در ادامه روایت وجود هرگونه همانندی آن با قرآن را نفی کرده است. در قریب به اتفاق روایات مرتبط با مصحف، تصریح شده است که مصحف فاطمه (علیه السلام) به هیچ روی مشتمل بر قرآن نیست. در روایاتی که از حضرت صادق (علیه السلام) درباره ی مصحف فاطمه (علیه السلام) نقل شده، امام (علیه السلام)، با تعابیر مختلف، اشتمال آن را بر قرآنْ نفی کرده است. در برخی از روایات آمده است:‌« اما و الله ما هو بالقرآن »(32)، « ما فیه حرف من القرآن » (33)، « ما فیه آیهٌ من القرآن »(34). از امام کاظم (علیه السلام) نقل کرده اند که فرموده است: « عندی مصحف فاطمه لیس فیه شیءٌ من القرآن » (35). آنچه آمد بخشی از روایات نشانگر نفی اشتمال « مصحف » بر قرآن بود؛ روایات دیگری نیز از این مطلب، به تأکید و تصریح سخن گفته اند. (۳۶) اکنون بیفزاییم که با توجه به آنچه آمد و با دقت در روایات بسیاری که به صراحت اشتمال « مصحف فاطمه (علیها السلام ) » را بر قرآن نفی کرده اند و در میان آنها روایات صحاح نیز کم نیست، اگر روایتی و گزارشی برخلاف آنچه آمده باشد، بی گمان اعتباری نخواهد داشت و نباید بدان وقعی نهاد. (۳۷) از این رو، سخن عسّال مبنی بر اینکه مصحف فاطمه (علیها السلام) قرآنی دیگر است با ظاهر این روایت و موضوع آن که بیان منابع روایی علم معصومان است، ناسازگار است. شایان ذکر است که محققان معاصر امامیه به شبهات اهل سنت درباره مصحف فاطمه (علیها السلام) از جمله یکسان انگاری آن با قرآن در پژوهشهایی مستوفی پاسخهای استواری داده اند.(۳۸) لذا هیچ عالمی از شیعه اعتقاد به قرآنی بودن مصحف فاطمه (علیها السلام) نداشته و ندارد و سخن عسّال در این مورد اتهامی بیش نیست و فاقد سند و مدرک است و صرفاً برداشت نسنجیده و شتابزده ی وی از روایت مذکور بوده است.ب. اصل این سخن، که بر فاطمه (سلام الله علیها) وحی قرآنی شده، با مبانی وحی شناسی اسلامی در تضاد است و این سخن و ادعا از هرکس که صادر شود، مردود است؛ زیرا مطابق مبانی اعتقادی شیعه و سنی وحی قرآنی تنها و فقط بر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده و با رحلت ایشان نزول وحی قرآنی پایان پذیرفته است. اما اینکه فرشته مطالبی را به فاطمه (سلام الله علیها) الهام کرده باشد هیچ امتناع عقلی ندارد و کسی با آن مخالفت نورزیده است.روایت ج. موضوع این روایت نیز مصحف امام علی (علیه السلام) است که مطابق اعتقاد شیعه حاوی اصل قرآن و تفسیر و تأویل آن بوده است و هم اکنون در اختیار امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ‌قرار دارد و بعد از ظهور آن را در اختیار مردمان قرار خواهد داد. متن اصلی این روایت در الکافی چنین است: « فإذا قامَ القائمُ (علیه السلام) قرأَ کتابَ اللهِ عزّوجلّ علی حدّهِ و أخرج َ المُصحف الذی کتبَهُ علی (علیه السلام) ».(39)الف. در ظاهر این روایت هیچ گونه دلالت و نشانی متنی بر تحریف قرآن وجود ندارد و صرفاً به این نکته اشاره دارد که مصحف علوی در اختیار امام عصر (عج ) قرار دارد.ب. شاید عسّال پنداشته است مقصود از « المصحف » قرآن کریم است، لکن این برداشتْ درست نیست زیرا طبق این معنا باید به تعداد صاحبان مصاحف، قرآنهای متعددی نیز داشته باشیم. ظاهر مصحف به نوشته ای مکتوب و بین دو جلد اطلاق می شود و هیچ دلیلی بر تبادر آن به قرآن وجود ندارد. امام در این روایت به مفهوم متعارف و ذهنی مخاطب از مصحف علوی ( که برای وی روشن بوده ) تکیه کرده است و به هیچ روی مراد ایشان قرآن دیگر نبوده است. یکی از محققان در این باره می نویسد: « از نظر لغت و اصطلاح عالمان و مفسران، عنوان « مصحف » اسم خاصی برای قرآن کریم نبوده، بلکه این اسم روزگارانی واپسین تر از صدر اسلام، به قرآن نیز اطلاق می شده است. واژه شناسانْ « مصحف »‌ را مجموعه ای از نگاشته های قرار گرفته در میان دو ( لتِ ) جلد کتاب ( = ما بین الدّفَتَین ) گویند. در کهن ترین فرهنگ لغوی آمده است:«‌و سُمَّیَ المُصحفُ، مصحفاً، لانّهُ اُصحِفَ؛ أی جُعلَ جامعاً للصُّحف المکتوبه بین الدّفتن »(40). کاربرد این واژه در روایات نیز نشانگر معنای لغوی آن است. اگر به قرآن هم « مصحف » گفته شده، با عنایت به این جهت بوده است. « عن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): من قرأَ القرآن فی المُصحف کانت له الفا حسنهٍ و من قرأهُ فز غیر المُصحف- فاظنُّه قال- کالفِ حسنهٍ » (41)؛ ( آن که قرآن را در « مصحف »‌ قرائت کند، دو هزار حسنه از آن او خواهد بود و آن که در غیر « مصحف » بخواند- به گمانم گفت- هزار حسنه. بر همین پایه بوده است که هر مجموعه ای با ویژگی یاد شده ( یعنی قرار گرفتن در میان دو لتِ جلد ) را مصحف می گفتند. به این نص تاریخی بنگرید: « عن ابی اسحاق الفَزاری قال سألتُ الأوزاعیُّ قُلتُ: مصحفٌ من مصاحفِ الروم أصبناهُ فی بِلادهِ أو غیرِهم!… »(42) اوزاعی به سال ۸۸ هجری دیده به جهان گشوده است.(۴۳) بدین سان این نص تاریخی نشانگر آن است که این واژه در قرن اول، مفهومی عام داشته و به هر مجموعه ای با ویژگی مذکور اطلاق می شده است. از ابوسعید خُدری خواستند تا حدیث املا کند، ننوشت و گفت:‌« لا نکْتُبکُم شیئاً. أتجعلونَهُ مصاحفَ تقرَؤونها، و قد کان فیکم منْ یُحدِّثنا فنحفظُ عنهُ! فاحفَظوا عنّا کما حفِظنا نحنُ عن نیَّتکم »(44)؛ چیزی نمی نویسیم. آیا می خواهید قرآن را چونان مصاحفی قرار دهید که می خوانید؟! در حالی که در میان شما کسانی بودند که برای ما حدیث می گفتند و ما حفظ می کردیم، شما نیز بدان گونه که ما حفظ می کردیم، حفظ کنید. روشن است که مراد ابوسعید از واژه ی« مصاحف » کتاب است، نه قرآن. در این زمینه موارد مشابه فراوانی می توان یافت.(۴۵) بنابراین، عنوان « مصحف » در لغت و زبان عرب به هر نوشتاری که به شکل کتاب درآمده و میان دو جلد قرار گرفته باشد اطلاق می شده است و هرگز نباید پنداشت که این عنوان با اصطلاح مصحف که برای نگاشته های قرآنی مانند مصحف عبدالله بن مسعود، مصحف عایشه، مصحف اُبیّ بن کعب و… به کار می رفته، همسو است. چرا که بعضی از اهل سنت (۴۶) که قرآن را با نام « مصحف » می شناسند، مقرضانه یا ناآگاهانه سعی در القای این مطلب دارند که مقصود شیعیان از مصحف حضرت فاطمه (سلام الله علیها) ‌یا صحیفه ی امام علی (علیه السلام) قرآن خاصی است که با قرآن مشهور مسلمانان تفاوت دارد و در پی آن، اتهام تحریف قرآن (۴۷) را مطرح می نمایند. در همین زمینه، امام صادق (علیه السلام) می فرماید:« به خدا سوگند که یک حرف هم از قرآن شما در مصحف نیست. »(48) (49)در یک جمع بندی می توان به عسّال و همگنانش چنین گفت که شیعه ی اثنی عشریه، اعتقادی به تحریف ندارد و نظریه ی رسمی این مذهب این است که قرآن فعلی همان قرآنی است که بر رسول خدا نازل شده است. آنچه وی به عنوان ادله ی تحریف قرآن در شیعه آورده ناتمام و برخاسته از برداشتهای نادرست وی از روایات است.این قسمت را با استناد به سخن مرجع عالی قدر شیعه آیت الله خویی به پایان می بریم: « و ممّا ذکرنا تبین للقاری أنّ حدیث تحریف القرآن، حدیث خرافه و خیال و لا یقول به الا من ضعف عقله أو من لم یتأمل فی أطرافه حقّ التأمل، أو من ألجاه حبّ القول به و الحبّ یعمی و یصمّ و امّا العاقل المنصف المتدبّر فلا یشک فی بطلانه و خرافته .»(50)
ادامه دارد…
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ذهبی، التفسیر و المفسرون، ص ۱۰؛ عسّال، الشیعه الاثنی عشریه، و منهجهم فی التفسیر، الاولی، منصور للطباعه و التوزیع، ۱۴۲۷ق، بی جا، ص ۲۷۵؛ رومی، اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع عشر، الرشد، ریاض، ۲۰۰۲م، ج۱، ص ۱۹۵ و ۱۹۹٫۲٫الاعتقادات، ص ۸۴٫۳٫التبیان، ج۱، ص ۳؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص ۴۲٫۴٫البیان فی تفسیر القرآن، ص ۲۰۱٫۵٫همان، ص ۲۸٫۶٫همان.۷٫همان.۸٫عسّال، پیشین، ص ۱۰۰٫۹٫شایان ذکر است این روایت در باب « نوادر کتاب فضل القرآن » کافی گزارش شده است. رک: الکافی، الطبعه القدیمه، ج۲،‌ص ۶۳۴؛ الکافی، الطبعه الحدیثه، ج۴، ص ۶۷۵٫۱۰٫ذهبی، پیشین، ص ۲۸؛ عسّال، پیشین، ص ۲۷۵٫۱۱٫عسّال، پیشین، ص ۲۷۵-۲۷۶٫۱۲٫کلینی، الکافی، تصحیح و تعلیق علی اکبر الغفاری، چ پنجم، دارالکتب الإسلامیه، طهران، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص ۶۳۲٫۱۳٫عسّال، پیشین، ص ۲۷۶٫۱۴٫همان.۱۵٫کلینی، پیشین، ج۱، ص ۵۳، ح۱۴٫۱۶٫در برخی از نسخه های معتبر کافی سَبعَه آلاف آمده است: الکافی، الطبعه الحدیثه، ج۴، ص ۶۷۵٫۱۷٫کلینی، پیشین، ج۲، ص ۶۳۴٫۱۸٫مجلسی، مرآه العقول، ج۱۲، ص ۵۲۵٫ بنا به این احتمال، که به جای « هشام بن سالم » در سند حدیث « هارون بن مسلم » باشد، حدیث موثق خواهد بود.۱۹٫فاضل هندی، کنز العمال، ج۱، ص ۴۶۰، ح۲۳۰۹ و ص ۴۵۱، ح۲۴۲۷٫ در این منبع به نقل از عمر بن الخطاب چنین آمده است: « القرآن ألف ألف حرف و سبعه و عشرون ألف حرف »؛ یعنی بیش از دو سوم قران ساقط شده است.۲۰٫الاعتقادات، ص ۸۴-۸۵٫۲۱٫الکافی( الطبعه الحدیثه )، ج۴، ص ۶۷۴-۶۷۵٫۲۲٫مولی صالح مازندرانی، شرح اصول الکافی، تعلیقات، المیرزا ابوالحسن الشعرانی، ضبط و تصحیح السید علی عاشور، الاولی، ۱۴۲۱ق، دار إحیاء‌التراث العربی للطباعه و النشر و التوزیع، ج۱۱، ص ۷۶٫۲۳٫الإعتقادات، ص ۸۶٫۲۴٫تصحیح الاعتقادات، ص ۱۲۴٫۲۵٫محمد حر عاملی، رساله فی إثبات تواتر القرآن، تحقیق فتح الله نجارزادگان، ضمن مجموعه تراث الشیعه القرآنی، مکتبه علوم القرآن المختصه، قم، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص ۹۶٫۲۶٫الاعتقادات، ص ۸۶٫۲۷٫فتح الله نجارزادگان، « تأملی در احادیث تحریف نمای الکافی »، مجموعه مقالات فارسی کنگره کلینی، دار الحدیث، قم، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص ۱۷۶-۱۷۹٫۲۸٫همان، ص ۱۸۳-۱۸۴٫۲۹٫محمدتقی حکیم، الاصول المقارن، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۹۷۹م، ص ۱۱۱٫۳۰٫رک: محمد احسانی فر لنگرودی، « نفی برداشت تحریف از صحیحه هشام در الکافی »، ص ۱۹۳-۲۱۷؛ محمود کریمیان، « صیانت قرآن از تحریف در احادیث الکافی »، ص ۷۳-۱۵۷؛ هر دو نشر یافته در: مجموعه مقالات فارسی کنگره ی کلینی، دارالحدیث، قم، ۱۳۸۷ش، ج۵٫۳۱٫الکافی، ج۱، ص ۵۹۵٫۳۲٫بصائرالدرجات، ص ۱۵۱٫۳۳٫همان، ص ۱۵۷٫۳۴٫همان، ص ۱۵۳٫۳۵٫همان، ص ۱۵۶٫۳۶٫رک: بصائرالدرجات، ص ۱۵۰؛ عبدالحی بحرانی اصفهانی، عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الآیات و الاخبار و القوال، تحقیق و نشر، مؤسسه الإمام المهدی (علیه السلام)، الطبعه الرابعه، ۱۴۲۵ق، ج۱۱، ص ۲؛ علی نمازی شاهرودی، مستدرک سفینه البحار، مؤسسه البعثه، تهران، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص ۱۹۸٫۳۷٫محمدعلی مهدوی راد، « اوصال قرآن: تنزیل »، آفاق تفسیر، ص ۴۱-۴۲٫۳۸٫سید محسن امین عاملی، أعیان الشیعه، چاپ سوم، مطبعه الانصاف، بیروت، ج۱، ص ۳۱۴؛ سید جعفر مرتضی عاملی، مأساه الزهراء، ج۱، ص ۱۰۶-۱۱۷؛ اکرم برکات عاملی، حقیقه مصحف فاطمه عند الشیعه، دار الصفوه، بیروت، ۱۴۱۸ق، سید هاشم هاشمی، حوار مع فضل الله حول الزهرا، ص ۱۳۷-۲۱۹٫۳۹٫کلینی، پیشین، ج۲، ص ۶۳۳٫۴۰٫خلیل بن احمد الفراهیدی، العین ( ترتیب کتاب العین )، تحقیق محمدحسن بکائی، طبع و نشر مؤسسه النشر الإسلامی، چاپ اول، قم، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص ۱۲۰؛ جوهری، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه. تحقیق احمد بن عبدالغفور عطار، چاپ چهارم، دارالعلم ملایین، بیروت، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص ۱۳۴۸؛ ابن منظور المصری، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۰ق، ج۹، ص ۱۸۶٫۴۱٫سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق موسوی زندی، چاپ دوم، انتشارات اسماعیلیان، قم، ۱۳۳۴هـ، ج۱، ص ۵۴۶٫۴۲٫عبدالله بن ابی داود سجستانی، کتاب المصاحف، دارالکتب العلمیه، بیروت، ص ۱۷۷٫۴۳٫محمد بن سعد کاتب الواقدی، الطبقات الکبری، دار صادر، بیروت، ج۶، ص ۴۸۸٫۴۴٫خطیب بغدادی، پیشین، ص ۳۶٫۴۵٫جاحظ، الحیوان، المجمع العربی الإسلامی، ۱۳۸۸ق، ج۱، ص ۳۸۸؛ ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلی، دارالجیل، بیروت، ۱۳۶۷، ص ۱۳۹٫۴۶٫برای آگاهی از این گونه کسان و آثارشان رک: ثامر هاشم حبیب العمیدی، دفاع عن الکافی، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، قم، ۱۴۱۵هـ، ج۲، ص ۳۵۳٫۴۷٫رک: اکرم برکات عاملی، حقیقه مصحف فاطمه عند الشیعه، بیروت، دارالصفوه، ۱۴۱۸ق، نویسنده در این کتاب با طرح شبهات اهل سنت، پاسخ مناسبی به آنها داده است.۴۸٫« و الله ما فیه من قرآنِکُم حرفٌ واحد .» کلینی، پیشین، ص ۲۳۹، ح۱٫۴۹٫البیان، ص ۲۵۹٫۵۰٫البیان، ص ۲۵۹٫منبع مقاله :راد، علی، (۱۳۹۰)، مبانی کلامی امامیه در تفسیر قرآن: با رویکرد نقّادانه به آرای ذهبی، عسّال و رومی، تهران: سخن، چاپ اول

مقالات مرتبط :
اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۱)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۲)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۴)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۵)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۶)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۷)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۸)

نوشته قبلی

زیدیان شمال ایران در قرن هشتم بر اساس نسخه اى تازه یاب(۲)

نوشته‌ی بعدی

زندگینامه حضرت عبدالعظیم حسنی

مرتبط نوشته ها

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

نوشته‌ی بعدی
زندگینامه حضرت عبدالعظیم حسنی

زندگینامه حضرت عبدالعظیم حسنی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا