ابوحنیفه (پیشوای مذهب حنفی)
کسی با علی به قتال و جنگ برنخاست مگر آن که علی از وی أولی به حق بود و اگر علی به مقابله با آنها برنمیخاست هیچ کس نمیدانست سیره بین مسلمین و تکلیف شرعی با این گونه گروهها از چه قرار است. (علی خورشید بی غروب، ص 269 به نقل از مناقب ابوحنیفه، خوارزمی، ج 2، ص 83، ط حیدرآباد)
محمد بن ادریس شافعی (پیشوای مذهب شافعی)
اگر مرتضی علی(ع) حقیقت حال و باطن امر خویش را ظاهر میساخت مردم کافر میشدند، که همه به شبه خدایی نزد او به سجده میافتادند. از فضل و منقبت وی همین بس که درباره او بعضی شک نمودهاند که آیا از خداست یا از خلق (سید یحیی برقعی، چکیده اندیشهها، ص 297) امام شافعی اشعار فراوانی را در مدح اهل بیت(ع) به خصوص امام امیرالمؤمنین(ع) سروده است در ذیل نمونههایی از سروده ایشان را نقل میکنیم:
علی حبه جنة امام الناس و الجنة
وصی المصطفی حقاً قسيم النار و الجنة
اذا فی مجلس ذکروا علياً
و سبطيه و فاطمة الزکية
فاجری بعضهم ذکری سواه
فايقن انه سلقلقية
اذا ذکروا عليا او بنيه
تشاغل بالروايات العلية
يقال تجاوزوا يا قوم هذا
فهذا من حديث الرافضية
برئت الی المهيمن من اناس
يرون الرفض حب الفاطمية
علی آل الرسول صلوة ربی
و لعنته لتلک الجاهلية
دوستی علی سپر آتش ذورخ است. او امام انسانها و جنيان است او در حقیقت وصی مصطفی و تقسیم کننده بهشت دوزخ است (فرائد المسطین، همان، ج 1، ص 326) زمانی که در مجلسی یاد علی(ع) و فاطمه(ع) و حسن(ع) و حسین(ع) میشود بعضی از دشمنان به خاطر آنکه مردم را از ذکر و یاد آل محمد(ع) منصرف کنند ذکر دیگری به میان میآورند پس یقین کنید آن کس که مانع ذکر این خانواده میشود زاده زن بدکار است، آنها روایات بلند و طولانی نقل میکنند تا ذکر علی و فرزندان او در میان نیاید و گفته میشود ای قوم از این سخنان بگذرید زیرا این سخن رافضیهاست. (من که امام شافعیه هستم) بیزاری میجویم به سوی خدا از مردمی که رافضی بودن (و دوری از حق) را در دوستی فاطمه(ع) میبینند، صلوات پروردگارم بر آل رسول باد، و لعنت خداوند بر این نوع جاهلیت. (یعنی لعنت بر کسانی که دوستان آل محمد(ع) را روگردان از حق میخوانند. (ینابیع المودة، (با مشخصات سابق) ص 100، باب 58 و دیوان شافعی، (دارکرم، دمشق) ص 92، بندهای 1، 4و5.- (علی بن محمد بن احمد المالکی المکی الشهیر بابن صباغ، الفصول المهمه فی معرفة أحوال الائمه(ع) ، (طهران، منشورات الاعلمی) از مقدمه تا ص 22).
قالوا ترفضت قلت کلاً
ما الرفض دينی و لا اعتقادی
لکن توليت غير شک
خير امام و خير هاد
ان کان حب الوصی رفضا
فاننی ارفض العباد (الفصول المهمه فی معرفة الائمه(ع) ، همان)
به من گفتند رافضی شدی (از حق رو گرداندی) گفتم هرگز دین و اعتقاد من رفض نیست.
لیکن دوست میدارم بدون شک بهترین امام و بهترین هادی را.
اگر معنی رفض، دوستی وصی پیغمبر (علی بن أبی طالب(ع) ) است پس بدرستی که من رافضیتر از همه مردم هستم.
احمد بن حنبل شیبانی (پیشوای مذهب حنبلی)
آن همه فضیلتها که برای علی بن أبی طالب بوده و نقل شده برای هیچ یک از اصحاب رسول الله(ص) پرسیدم، ایشان گفت: ابوبکر و عمر و عثمان (یعنی ابوبکر از عمر افضل و عمر از عثمان افضل است)، پس گفتم علی بن أبی طالب در چه مرتبه است؟ گفت: هو من اهل البیت لایقاس به هؤلاء (یعنی او علی بن ابی طالب) از اهل بیت است، اینان با او قابل قیاس نیستند. (بوستان معرفت، ص 634، به نقل از ینابیع المودة، باب 52، ص 152 و باب 56، ص 253.
منبع : نشريه شيعه شناسي ، شماره5

















هیچ نظری وجود ندارد