الف- آداب تربيتى پس از تولد:
از امتيازات تربيت اسلامى اين است كه در آن علاوه بر زمينهسازىمناسب در قبل از تولد فرزند و بلكه پيش از ازدواج والدين،تربيت از آغازين لحظه تولد به طور عملى شروع مىشود و آداب و سننويژهاى نسبتبه نوزادان سفارش شده است كه در اينجا به برخى ازآنها كه در كلمات گوهربار امام باقر(ع) مورد توجه واقع گرديداشاره مىشود.
1،2- گفتن اقامه در گوش و باز كردن كام نوزاد با آب فرات: امام باقر(ع) فرمودند:
«شايسته است كام نوزاد با آب فرات بازگردد و در گوشش اقامه گفته شود.»(1)
3،4- عقيقه و نامگذارى: آنحضرت فرمودند:
«هرگاه براى شما فرزندى بدنيا آمد در روزهفتم اگر پسر است گوسفند نر و اگر دختر است گوسفند ماده برايشعقيقه كنيد و از گوشت آن به قابله بدهيد و در روز هفتم او رانامگذارى كنيد.(2) نكته مهم در نامگذارى انتخاب نام نيكو وپرهيز از نامهاى ناخوشايند است. زيرا نام نيكو مايه سرورفرزند و نام ناخوشايند باعث نگرانى و دغدغه خاطر او مىگردد،امام باقر(ع) در سخنان خود برخى از نامهاى نيكو و غير نيكو رابيان كردهاند. آن حضرت در اين زمينه فرمودند:
«اصدق الاسماءما سمى بالعبوديه و افضلها اسماء الانبياء»(3)
صادقتريننامها، نامهايى است كه بندگى خداوند را تداعى نمايد و بهترينآنها نامهاى پيامبران است. و در حديث ديگرى فرمودند:«مبغوضترين نامها نزد خداوند نامهاى «حارث، مالك و خالد»است»(4)
ب- تاثير شير مادر در تربيت
در تربيت فرزندان، والدين نخستين نقش را دارا هستند، اين نقشو تاثير در مقاطع گوناگون سنى يكسان و هماندازه نمىباشدبلكه در مقاطع و مراحلى از تربيت نقش پدر برجستهتر و در مراحلديگرى نقش مادر تعيينكنندهتر است و در يك ديدگاه كلى مىتوانگفت كه تا پيش از سن نوجوانى بويژه در دوران جنينى وشيرخوارگى نقش مستقيم مادر در تربيت فرزند بيشتر از پدر خواهدبود و از دوره نوجوانى به بعد بخصوص در مورد پسران نقش پدرانمهمتر است، البته اين بدان معنا نيست كه نقش پدر در دورانكودكى و نقش مادر در دوران نوجوانى و جوانى ناچيز و كمرنگباشد بلكه مقصود بيان برجستگى نقش و تاثير بيشتر هر يك در يكمرحله خاص است. بنابر اين يكى از مقاطع مهم مقطع شيرخوارگى استكه در آن، مادر نقش مستقيم و اساسى را دارد. در اين مقطعشيردادن مهمترين عامل ارتباط نوزاد با مادر است، شير مادر علاوهبر نقش مهمى كه در تغذيه و بهداشت جسمانى نوزاد دارد عاملايجاد و انتقال بعضى ويژگيها به فرزند نيز مىباشد و ما به دونمونه از آنها كه در سخنان امام باقر(ع) بيان شده، اشارهمىكنيم:
1- حماقت و كودنى
امام باقر(ع) فرمود:
«لا تسترضعوا الحمقاءفان اللبن يعدى و ان الغلام ينزع الى اللبن يعنى الى الظئر فىالرعونه و الحمق»
زنان كودن را دايه فرزندانتان قرار ندهيدزيرا از طريق شير حماقت و كودنى به آنها منتقل مىشود.(5)
2- زيبايى و زشتى
آن حضرت فرمودند:
«دايههاى زيبا براىفرزندانتان انتخاب كنيد و از دايههاى زشترو بپرهيزيد زيرا چهبسا شير انتقالدهنده (زشتى و زيبايى) باشد.»(6)
نيز در حديثديگرى فرمود:
«برشما باد به انتخاب دايههاى نظيف و زيبازيرا شير انتقالدهنده (زيبايى) است.»(7)
ب- كودك و نياز به محبت
محبت از ضرورىترين نيازهاى عاطفى فرزند در دوران كودكى است وبدون توجه به آن كودك به رشد عاطفى مناسب نايل نمىشود، ايننياز، براى كودك به شكلهاى گوناگون قابل پاسخگويى است كهمىتوان به بوسيدن كودك، در آغوش گرفتن، گفتن جملات زيبا و محبتآميز،خريدن هديه و اسباب بازى و… اشاره كرد. امام باقر(ع)در فرصتهاى مناسب از طريق در آغوش گرفتن و بيان جملات محبتآميز،محبتخود را به كودك خردسالش امام صادق(ع) نشان مىدادندو از اين طريق به نياز عاطفى او پاسخ مىگفتند، محمد بن مسلماز اصحاب بزرگ آن حضرت نقل مىكند كه من در خدمت امام باقر(ع)بودم. در اين هنگام فرزندخردسالش جعفر(ع) وارد شد و بر سراو ذؤابه(8) و در دستش عصايى بود كه با آن بازى مىكرد. امامباقر(ع) او را به گرمى در آغوش گرفت و به سينه خود فشرد و خطاببه او فرمود:
«پدر و مادرم به فدايتباد (با اين چوب) كارلهو انجام مده و بازى مكن، سپس فرمود:
«اى محمد، پس از من او امام توست.از او پيروى كن و از دانش او استفاده نما، به خدا سوگند اوهمان صادقى است كه رسول خدا(ع) او را توصيف نمود كه شيعيان اودر دنيا و آخرت پيروزند و دشمنانش در زمان هر پيامبرى ملعون هستند. در (اين هنگام) جعفر صادق (ع) خنديد و صورتش قرمز گرديد، آنگاه امام باقر(ع) به من فرمود: از او سؤال كن، من از اوپرسيدم اى پسر رسول خدا، خنده از كدام عضو بدن منشا مىگيرد.جعفر(ع) فرمود:
اى محمد، عقل از قلب، اندوه از كبد و نفس ازريه و خنده از طحال منشا مىگيرد. (وقتى اين پاسخ را از اوشنيدم) از جايم برخاستم و او را بوسيدم.»(9)
ج- ستايش از فرزند صالح
ستايش بجا از فرزند و كارهاى نيك او باعث احساسموفقيت و توانايى و نيز موجب انگيزه قوى براى تكراركارهاى خوبو رشد بيشتر او مىگردد. بخصوص اگر اين تمجيد به موقع و درحضور كسانى باشد كه آگاهى آنها از رفتار شايسته فرزند براى اومهم باشد. على بن حكم به نقل از طاهر يكى از اصحاب امامباقر(ع) نقل مىكند. من در خدمت امام باقر(ع) نشسته بودم كهفرزندش جعفر(ع) وارد شد. امام باقر(ع) در بارهاش فرمود: «اوبهترين مخلوقات خداوند است»(10) در اين حديث ملاحظه مىشود كهامام باقر(ع) در نزد صحابى حود فرزندش را كه صلاحيت و شايستگىلازم را داشته به بهترين وجه ممكن ستوده است.
د- والدين و نصيحت فرزند
نصيحت فرزندان و صحبت كردن با آنها علاوه بر آنكه والدين ازطريق آن مىتوانند رهنمودهاى مهم و اساسى را ره توشه زندگىفرزندانشان قرار دهند مىتواند يك نوع زمينه ايجاد ارتباطصميمى بين والدين و فرزندان را فراهم نمايد و از اين طريقوالدين بخصوص پدر، مىتوانند به فرزند نزديك شوند و در يك فضاىصميمى و عاطفى، ضمن آگاهى از مشكلات و خواستههاى فرزندانرهنمودهاى لازم را به آنها ارائه دهند. امام باقر(ع) نيز درفرصتهاى مناسب با فرزندان خود صحبت مىكردند و گاهى به شكلگروهى و عمدتا به شكل فردى به نصحيت آنها مىپرداختند كه بهنمونههايى از آنها اشاره مىكنيم:
1- اسماعيل بن خالد نقل مىكند كه از امام باقر(ع) شنيدم كهفرمود: پدرم ابو جعفر(ع) ما (فرزندان) را جمع مىنمود و به مامىفرمود: اى فرزندان از تعرض نسبتبه حقوق ديگران بپرهيزيد،بر مشكلات و سختيها صبر پيشه كنيد و اگر خويشان شما را به كارىكه ضررش براى شما بيش از نفعش باشد دعوت كردند اجابتنكنيد.»(11)
2- از جمله سفارشهاى آن حضرت به فرزندش امام صادق(ع) اينجملات است: «خداوند سه چيز را در سه چيز ديگر پنهان كرده است،رضايش را در اطاعت مخفى كرد پس هيچ طاعتى را كوچك نشمار، شايدكه رضايتش در همان اعتباشد، خشم و غضبش را در معصيت پنهاننمود پس هيچ نوع معصيتى را كوچك نپندار، شايد كه غضبش در همانباشد و اولياء خود را در ميان بندگانش پنهان كرد، پس احدى ازبندگان او را حقير مدان كه شايد همان بنده ولى او باشد.»(12)
3- آن حضرت به فرزندش فرمود:«فرزندم از كسالت و اندوه بپرهيز كه اين دو كليد هر شرىمىباشند، زيرا اگر سست و تنبل باشى به اداى حق نخواهى پرداختو اگر محزون و اندوهناك باشى بر حق، صبر پيشه نخواهىكرد.»(13)
4- سفيان ثورى نقل مىكند كه امام صادق(ع) را ملاقات كردم واز او خواستم مرا نصحيت كند… آن حضرت فرمود: اى سفيان! پدرممرا به سه چيز سفارش و از سه چيز برحذر داشت، از جمله آنسفارشات اين بود كه فرزندم، هر كه با رفيق بد همراه شود سالمنمىماند و هر كه در محلهاى اتهام برود مورد اتهام قرار مىگيردو هر كه بر زبان خود كنترل نداشته باشد پشيمان مىشود.»(14)
ه- اهميت آرامش خانواده در تربيت
ترديدى نيست كه خانواده نقش اساسى در تربيت فرزند دارد وپرورش صحيح فرزندان بدون توجه جدى والدين به اين امر مهم وايجاد فضاى مناسب و آرام براى آن ميسر نيست. نا بسامانى خانواده، اختلاف و نزاعهاى والدين، عدم رابطه صميمى ميان اعضاىخانواده بويژه والدين، فقدان امنيت و آرامش لازم در جامعه كوچكخانواده، تربيت صحيح فرزند را به مخاطره مىاندازد.از اين رو در مبحثحسن خلق در روايات، بيش از هر مورد ديگرىدر باره خوشرفتارى پدر خانواده با اهلش تاكيد شده است و اينحاكى از آن است كه خوشرفتارى در كانون خانواده اهميت ويژهدارد و آثار مثبت آن فراتر از خوشرفتارى با افراد ديگر است،زيرا در جامعه كوچك خانواده افراد كاملا با هم در ارتباط هستندو بر يكديگر تاثير مىگذارند و چتر آثار مثبتخوشرفتارى وپيامدهاى سوء بدرفتارى بر سر همه اعضاى خانواده پهن مىگردد ودر يك كلام خوشرفتارى در كانون خانواده آثار تربيتى فراوان وبدرفتارى پيامدهاى سوء بىشمار به همراه دارد. امام باقر(ع) در زمينه اهميتخوشرفتارى در كانون خانوادهفرموده است:
«… من حسن بره باهله زيد فى عمره»(15)
هر كساحساس و ملاطفتش را نسبتبه خانوادهاش نيكو گرداند عمرش طولانىمىگردد.،
در اين حديثشريف تعبير لطيف و ظريف «من حسن بره»دلالتبر آن دارد كه نه تنها احسان و ملاطفت نسبتبه خانوادهپسنديده و لازم استبلكه مىبايستبراى تاثير بيشتر، اين احسانو ملاطفتبه نيكويى و بهترين وجه انجام گيرد. همچنين در حديث ديگرى آن حضرت، كامل شدن اسلام و ايمان، آمرزشگناهان و رضايتخداوند متعال در روز قيامت را از آثارخوشرفتارى با خانواده برشمردهاند. «اربع من كن فيه كملاسلامه … و حسن الخلق مع الاهل و الناس»(16)
و- نقش تربيتى عمل والدين و مربيان
مربيان موفق در جهاد مقدس تربيتبيش از آن كه به گفتار دعوتبه نيكى كنند با عمل صالح دعوت كردهاند، پيش از آنكه سخنبگويند عمل نمودند، پيش از آن كه به تربيت ديگران اقدام كنندبه اصلاح خويش پرداختند، بنابراين والدين كه خود اولين مربيانفرزندان هستند مىبايستبا زبان عمل با فرزندانشان سخن بگويند،فرزندان بايد در عمل ببينند كه والدين به آنچه مىگويند پاىبندهستند و خود عمل مىكنند و گفتارشان با عملشان مطابقتدارد. به نظر مىرسد كه اساسىترين عامل تربيتى معصومان(عليهمالسلام) و در واقع مهمترين راز موفقيتشان در تربيت فرزندانهمان تربيتبا عمل و پاىبنديشان به آنچه مىگفتند بوده است واين شيوه در سيره تربيتى امام باقر(ع) نيز كاملا آشكار است،فرزندان آن حضرت با ديدن اعمال پدر براى انجام اعمال صالح ورفتار درست الگو مىگرفته و به راز بندگى خداوند دست مىيافتند.در ذيل به ذكر دو نمونه از رفتارهاى آن حضرت اكتفا مىكنيم:
1- امام باقر(ع) و صدقه به فقراء:
از فرزند بزرگوار آن حضرت نقل شده است كه روزى بر پدرم واردشدم و مشاهده كردم كه در آن روز پدرم هشت هزار دينار بهتهىدستان مدينه صدقه دادهاند و اهل خانهاى را كه تعداد آنهابه يازده نفر مىرسيد آزاد كرده است»(17)
2- اسحاق بن عمار از امام صادق(ع) نقل كرده است: من پيوستهرختخواب پدرم را پهن مىكردم و منتظر مىماندم تا ايشان بهرختخواب بروند و بخوابند، سپس برمىخاستم و به رختخواب خودمىرفتم، شبى آن حضرت تاخير كردند و من در طلب او به مسجدرفتم، در حالى كه مردم خواب بودند، او را در حال سجده ديدم وغير او كسى در مسجد نبود. من صداى او را مىشنيدم كه مىگفت:
«سبحانك اللهم انت ربى حقا حقا، سجدت لك يا رب تعبدا و رقا،اللهم ان عملى ضعيف فضاعفه لى، اللهم قنى عذابك يوم تبعثعبادك و تب على انك انت التواب الرحيم.»(18)
ز- تربيت معنوى فرزندان
تربيت ابعاد مختلفى چون جسمانى، عقلانى، عاطفى، اجتماعى واخلاقى دارد. از مهمترين ابعاد تربيت، تربيت معنوى است كه بهعقيده ما در تربيت اسلامى، پرورش اين بعد غايت همه ابعاد ديگراست. اين نوع تربيت كه شامل پرورش بعد معنوى انسان و فراهمنمودن زمينه ارتباط انسان با خداوند و در نهايت پرورش انسانبراى رسيدن به قرب الهى است. بسيار مورد تاكيد ائمه(عليهم السلام) بوده است و آن بزرگواراندر تمام صحنههاى زندگى بيشترين اهميت را به پرورش اين بعدفرزندان مىدادند و براى تحقق آن از شيوههاى خاص بهره مىگرفتندكه به نظر مىرسد از مهمترين شيوهها، دو شيوه (ذكر و دعا) استو هر چند دعا نيز يك نوع ذكر تلقى مىشود اما از آنجا كه درتربيت معنوى عنصرى كليدى و مهم است از آن بعنوان يك شيوهجداگانه ياد مىكنيم. امام باقر(ع) در سيره تربيتى خود از ايندو شيوه به شكل خاصى بهره جستند. 1 ذكر و ياد خدا:ذكر كه عبارت از توجه قلبى انسان نسبتبه خداوند است و گاهىدر قالب الفاظ مخصوصى بر زبان جارى مىشود. نقش بسيار مهمى درتربيتبعد معنوى انسان دارد. ابن قداح از امام صادق(ع) نقلكرده كه «پدرم امام باقر(ع) بسيار ياد خدا مىنمود، همراه او راه مىرفتم او را در حال ذكر مىديدم با او غذا مىخوردم اورا در حال ياد خداوند مىديدم، با مردم سخن مىگفت و اين كار اورا از ياد خدا غافل نمىكرد. من مشاهده مىكردم كه زبان او مدامدر حال گفتن ذكر لا اله الا الله بود. پدرم ما را جمع مىنمود وما را به ذكر و ياد خدا امر مىفرمود و اين كار تا طلوع خورشيدادامه داشت، هر كدام از ما كه قرائت قرآن آموخته بود بهخواندن قرآن و هر كدام كه قرآن نياموخته بود به گفتن ذكر امرمىنمودند.»(19)
اين حديث در بر دارنده دو نكته مهم است. نخست آنكه بر مطابقتگفتار با عمل حضرت دلالت دارد و نشان مىدهد كه امام ابتدا خودعمل مىنمودند و از ذكر گفتن غافل نمىشدند و بعد فرزندانشان رابه ذكر و ياد خدا امر مىنمودند. نكته دوم آنكه نبايد فرزندانرا به حال خودشان رها كرد بلكه مىبايست ضمن حفظ آزادى حسابشده و منطقى و توجه به استقلال طلبى و آزاديخواهى آنها درفرصتهاى مناسب با ايجاد انگيزه و شوق بطور عملى آنها را بهانجام كار نيك مشغول نمود:
2- دعا: دعا و مناجات از مؤثرترين روشها در تربيتبعد معنوىانسان است، از طريق دعا و مناجات انسان با خداوند ارتباط پيدامىكند و در پرتو آن جان خود را از چشمه معرفت و محبتسيرابمىگرداند. امام صادق(ع) فرمود:
«هرگاه مسالهاى پدرم رامحزون مىكرد ايشان زنان و فرزندان را جمع مىنمود. آنگاه خوددعا مىكردند و آنها آمين مىگفتند. »(20) همچنين بريد بن معاويه عجلى نقل مىكند:
«هرگاه امام باقر(ع) قصد مسافرت داشتند خانواده خود را درمنزلى جمع مىنمودند و اين چنين دعا مىكردند:
«اللهم انى استودعكنفسى و اهلى و مالى و ولدى، الشاهد منا و الغائب، اللهماحفظنا و احفظ علينا، اللهم اجعلنا فى جوارك، اللهم لا تسلبنانعمتك و لا تغير ما بنا من عافيتك و فضلك».
پرودگارا خود و اهلم ومالم و فرزندانم، حاضر و غايب آنها را به تو سپردهام،پروردگارا ما را حفظ كن و سلامتى ما را مستدام دار، پروردگاراما را در جوار خودت جاى ده و نعمتت را از ما مگير و عافيت وفضلت را نسبتبه ما تغيير مده»(21) از دو حديثبيان شدهمعلوم مىشود كه آن حضرت فرزندان خود را از طريق دعا به يادخداوند متوجه مىگردانيد و غير مستقيم به آنها تعليم مىداد كهبايد در تنهايى و هنگام مشكلات بر خداوند توكل نمود و تنها ازاو در خواست كمك نمود.
پىنوشتها:
1- وسايل الشيعه، ج 15، ص 138، ح
2- همان، ص 151، ح 11.
3- همان، ص 124، ح 1.
4- همان، ص 130، ح 2.
5- تهذيب الاحكام، ج 8، ص 110، ح 375.
6- الكافى، ج 6، ص 44، ح 12.
7- التهذيب، ج 8، ص 110; الكافى، ج 6، ص 44، ح 13.
8- الذؤابه، طرف العمامه و السوط، و فى الحديث، كان ابى يطولدوائب نعليهاى اطرافها (مجمع البحرين، ج 2، ص 57) اما درفرهنگهاى عربى به فارسى آن را به «زلف و گيسو» معناكردهاند. 9- بحار الانوار، ج 47، ص 15، ح 12; به نقل از كفايه الاثر، ص 321
10- همان، ص 13، به نقل از ارشاد مفيد.
11- حليه الابرار، ج 2، ص 126.
12- كشف الغمه، ج 2، ص 360; سيره الائمه الاثنى عشر، ج 2،
13- همان، ص 344.
14- الخصال، صدوق، ص 169.
15- تحف العقول، ص 216; ائمتنا، ج 1، ص 365.
16- حياه الامام الباقر(ع)، باقر شريف القرشى، ص 300-299;(اين حديثبا همين مضمون و با كمى تفاوت در الخصال صدوق، ص 222 از امام سجاد(ع) نيز نقل شده است.)
17- بحار الانوار، ج 46، ص 290.
18- حليهالابرار، ج 2، ص 112.
19- الكافى، ج 2، ص 299; بحار الانوار، ج 46، ص 8-297; حليهالابرار، ج 2، ص 111-110.
20- بحار الانوار، به نقل از الكافى، ج 2، ص 487.
21- حليه الابرار، ج 2، ص 134.

















هیچ نظری وجود ندارد