9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

امام باقر(ع) پايه‏ گذار انقلاب فرهنگي

0
SHARES
9
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

و پسر امام سجّاد همانند جدّ پسنديده‏اش پيامبر(ص) است، يعني محمّد باقر(ع)كه شكافنده علم من، و كانون حكمت من مي‏باشد.»1 و امام صادق(ع) در شأنش فرمود: «اِنَّ لاَبِى مَناقِبٌ لَيسَتْ لاَحَدٍ مِنْ آبائِي؛ همانا براي پدرم (امام باقر) فضايل و كمالاتى هست كه هيچ يك از پدرانم داراى آن مناقب نيستند.»2 بر همين اساس حضرت امام خمينى (قُدّس سِرُّه) در وصيت‏نامه الهى سياسى خود، از امام باقر(ع) باعظمت مخصوص ياد كرده و مي‏فرمايد: «ما مفتخريم باقرالعلوم كه بالاترين شخصيت تاريخ است، كسي كه جز خداوند تعالى و رسول(ص) و ائمّه معصومين(ع) مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد، از ماست.»3 با اين اشاره، در اين گفتار، به توضيح راز گفتار فوق مي‏پردازيم، به اميد آن كه درسهاى سازنده‏اى از مكتب امام باقر(ع) بياموزيم. عصر امام باقر (ع) با روى كار آمدن معاويه و سپس حاكمان جبّار و فضيلت‏كش بني‏اميه، اسلام ناب محمّدى در انزواى كامل قرار گرفته بود و همه ابعاد زندگي مسلمانان در تاريكى جهل، تعصّب، خفقان فريب، زر و زور و انواع انحرافها و آلودگيها و نامردمي‏ها فرو رفته بود. بني‏اميه به قدرى افكار مردم را مسموم كرده بودند و با تهاجم فرهنگى خود، عقلها و انديشه‏ها را ربوده بودند، كه يزيد و سردمداران شرك و نفاق، امام حسين(ع) جگر گوشه رسول خدا(ص) و يارانش را با آن وضع فجيع كشتند، و همه ارزشهاى اسلامى را تار و مار كردند، در عين حال به حكومت ننگين خود ادامه دادند، شراب نوشيدند، خوش رقصى كردند و به نام اسلام، تعاليم محمّد(ص) و علي(ع) را زير پاى ناپاك خود قرار دادند، شرايطى به وجود آوردند كه ياد كردن از نام حسين(ع) قدغن بود، و مي‏خواستند آثارى از خاندان نبوّت باقى نماند. پس از ماجراى جان‏سوز كربلا، مظلوميت امام سجّاد(ع) به جايي رسيد كه در مدينه تنها چهار نفر نزد ايشان مي‏آمدند، با اين‏كه سزاوار بود هزاران نفر در مجلس درسش شركت نمايند و از فيوضات وجودش بهره‏مند گردند. امام صادق(ع) در اين باره فرمود: «اِرْتَدَّ النّاسُ بَعْدَ الْحُسَينِ اِلاّ اَرْبَعَةً؛ اَبُو خالِدِ الْكابُلي، و يحيى بن امّ الطّويل وَ جُبَيرُ بنِ مُطْعَمِ وَ جابِرِ بْنِ عَبْدِاللهِ الاَنْصارِي، ثُمّ اِنَّ النّاسَ لُحِقُوا و كُثِروُا؛ بعد از شهادت امام حسين(ع) همه مردم از راه و خطّ حسين(ع) مرتد شدند، جز چهار نفر كه عبارتند از: ابوخالد كابلي، يحيي بن امّ‏طويل، جبير بن مطعم جابر بن عبداللّه انصاري، سپس كم كم مردم به اين افراد پيوستند، و جمعيتشان زياد شد. 4 توضيح اينكه پس از شهادت امام حسين(ع) بر اثر خفقان و ديكتاتوري‏هاي بي‏رحمانه حاكمان جبّار اموي، غالب مردم به خاطر ترس، جهل، دنياپرستي و علل ديگر از خاندان نبوّت بريده بودند، بعضى به دشمنان پيوستند، برخى به بي‏تفاوتى رو آوردند، و عدّه‏اى سرگردان بودند و حتّى بعضى دهان به اعتراض گشودند كه مثلاً چرا حسين بن علي(ع) با افراد اندك خود قيام كرد؟ و اين قيام چه نتيجه‏اي داشت؟! جهل و تيره دلى آنان به جايى رسيده بود كه از خون پشه مي‏پرسيدند كه آيا پاك است يا نجس، ولي در مورد خون شهيدان كربلا نمي‏پرسيدند كه چرا ريخته شد و چه كسى ريخت؟ چنان كه روايت شده: شخصى از اهالي كوفه از «ابن عمرو» (يكى از دانشمندان آن عصر) در مورد خون پشه پرسيد، او به حاضران گفت: «به مرد كوفى بنگريد كه از من در مورد خون پشه مي‏پرسد با اين كه پسر رسول خدا امام حسين(ع) را شخصى از اهالي كوفه از «ابن عمرو» (يكى از دانشمندان آن عصر) در مورد خون پشه پرسيد، او به حاضران گفت: «به مرد كوفى بنگريد كه از من در مورد خون پشه مي‏پرسد با اين كه پسر رسول خدا امام حسين(ع) را كشتند، از آن نمي‏پرسد.» 5 به اين ترتيب مي‏بينيم كه اكثر مردم در عمل از دين و خاندان پيامبر(ص) روى برگرداندند و تنها چهار نفر در محضر امام سجّاد(ع) باقى ماندند. پس قبل از هر چيز سزاوار بود كه يك انقلاب عميق و گسترده فرهنگى صورت گيرد، و آحاد مردم بين اسلام محمّد(ص) و علي(ع) با اسلام حاكمان جبّار اموي، فرق بگذارند، تا پس از اين انقلاب فرهنگى بتوان اسلام ناب را از زير ابرهاي تيره و تار بيرون آورد و آن ابرها را كنار زد تا نور ولايت امامان راستين، چون خورشيد، در آسمان اسلام ناب همه جا را روشن كند، و چنين كار مهمّى جز با انقلاب فرهنگى فراگير، راه ديگري نداشت. زمينه‏سازي و پايه‏گذارى انقلاب فرهنگى امام سجّاد(ع) در فرصتهايى كه به دست آورد، توانست با بهره‏گيري از پيام خون شهيدان كربلا، زمينه‏هاى چنين انقلاب فرهنگى را به وجود آورد، ولى به دنبال اين زمينه‏ها، نياز به قيام و نهضت فرهنگى بزرگ‏مردى از خاندان نبوّت بود، تا با پشتوانه آن زمينه‏ها، و تشكيل حوزه علميه و تربيت شاگردان، پرده‏ها را بشكافد و علوم ناب اسلام را آشكار كند، و در معرض افكار جهانيان قرار دهد، آن بزرگمرد امام باقر(ع) بود، كه خداوند او را براى پايه‏گذاري چنين انقلابي، ذخيره نموده بود. او خود در ايام كودكي (در حدود چهار سالگي) در كربلا حضور داشت، همه صحنه‏ها را ديده بود، با اسيران از كربلا به كوفه و از آن جا به شام ره سپرده بود، خطبه‏هاي پدرش امام سجّاد(ع) و عمّه‏هايش زينب، ام‏كلثوم و فاطمه بنت الحسين(ع) را شنيده بود، و به خوبى دريافته بود كه تاريخ اسلام به قهقرا برگشته، بايد به يارى شهيدان كربلا شتافت و به آرمانهاى آنها كه آشكار نمودن اسلام آنهاست، جامه عمل پوشانيد. بر همين اساس بارها پيامبر اسلام(ص) از او به عنوان «باقرالعلوم» (شكافنده علم‏ها) ياد كرده بود، و جابر بن عبداللّه انصارى صحابي معروف رسول خدا (ص)، سخن پيامبر(ص) را به طور مكرّر براى مردم مي‏خواند، تا بيدار شوند، و چون هاله‏اى به گرد باقرالعلوم حلقه زنند، و آب زلال اسلام را از سرچشمه حقيقى آن به دست آورند. پيامبر(ص) به جابر فرموده بود: «اِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلاً مِنّى اِسْمُهُ اِسْمي، وَ شَمائلُهُ شَمائلي، يبْقَرُ الْعِلْمَ بَقْرا؛ اي جابر، تو به مردى از خاندان من مي‏رسى كه همنام و همشكل من است، علم را مي‏شكافد، و درهاى دانش را مي‏گشايد، و آن دانش را تفسير و توضيح مي‏دهد.»6 خداوند عمر طولانى به جابر داد، تا آن وقت كه امام باقر(ع) را در دوران كودكي در محضر پدرش امام سجّاد(ع) مشاهده كرد، نزد او آمد و گفت: «بِاَبِي اَنْتَ و اُمّي، اَبُوكَ رَسُولُ اللّهِ يقْرِئُكَ السَّلام وَ يقُولُ ذلِكَ؛ پدر و مادرم فدايت، پدرت رسول خدا(ص) به تو سلام رسانيد و چنين فرمود… .»7 جابربن عبداللّه انصارى به طور مكرّر با امام باقر(ع) ملاقات مي‏كرد، و سخن پيامبر(ص) و ابلاغ سلام آن حضرت را يادآورى مي‏نمود، و جمله «باقرالعُلوم» را تكرار مي‏كرد، تا به سرزبانها بيفتد و قلوب همه مردم براى پذيرش گفتار او و انقلاب فرهنگى او آماده گردد. روزي نزد امام باقر(ع) آمد و گفت: يا باقِرُ اُشْهِدُ بِاللّهِ اَنَّكَ قَدْ اوُتيتَ الْحُكْمَ صَبِيا؛ اي شكافنده علوم، خدا را گواه مي‏گيرم كه در خردسالى به تو حكمت و علم (امامت) داده شده است. زماني ديگر نزد امام باقر(ع) آمد و گفت: «يا باقِرُ اَنْتَ الْباقِرُ حقّا، اَنْتَ الّذى تَبْقَرُ الْعِلْمَ بَقْرا؛ اي باقر! تو به راستى شكافنده علم هستي، تو اعماق علم را با شكاف عميق، مي‏شكافى و اسرار و پنهانيهاى علم را آشكار مي‏سازي.»8 اينها همه خبر از آينده مي‏داد، و يك نوع زمينه‏سازي قلبها، و جلب توجّه مردم به سوى امام باقر(ع) بود، تا او و موقعيت و شخصيت ملكوتى و علمى او را بشناسند، و خود را براى پذيرش انقلاب فرهنگي‏اش آماده سازند. نموداري ازانقلاب‏ فرهنگي ‏امام‏ باقر(ع) امام باقر(ع) از فرصتى كه بر اثر رويارويى بني‏عبّاس با بني‏اميه پيش آمده بود استفاده كرد و به تشكيل حوزه علميه، و تربيت شاگرد پرداخت، و بدين سان، كارى عميق و فرهنگي را پايه‏گذارى نمود كه بعدها فرزندش امام صادق(ع) با حدود چهار هزار شاگرد آن را توسعه داد.9 امام باقر(ع) شاگردان برجسته‏اى مانند: محمّد بن مسلم، زُراره، ابوبصير، جابر بن يزيد جُعفي، ابان بن تغلب، حُمران بن اعين، سَدير صيرفي، ابوصباح كناني، عبدالله بن ابى يعفور و… تربيت كرد، كه هر كدام فقيهي بزرگ و محدّثى سترگ، و عارفى دل آگاه و مرجعى ربّاني شدند، و نقش به‏سزايى در گسترش اسلام ناب و فرهنگ تشيع داشتند. جابر جُعفى مي‏گويد: «هيجده سال در خدمت سرور انسانها حضرت محمّد بن علي(ع) (امام باقر) بودم، و از خرمن پرفيض او خوشه‏چيني مي‏كردم، هنگام خداحافظى و وداع براى مراجعت از مدينه به كوفه ـ تقاضا كردم باز مرا بهره‏مند سازد، فرمود: پس از هيجده سال (بس نيست) عرض كردم: «آرى شما دريايى هستيد كه آبش تمام نمي‏شود و به قعر آن نمي‏توان رسيد.» فرمود: «بَلِّغْ شِيعَتِى عَنِّى السَّلامُ وَاعْلَمْهُمْ اَنَّهُ لاقَرابَةَ بَينَنا وَ بَينَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ لايتَقَرَّبُ اِلَيهِ اِلاّ بِالطّاعَةِ لَه. يا جابِرُ مَنْ اَطاعَ اللّهَ وَ اَحَبَّنا فَهُوَ وَلِينا، وَ مَنْ عَصَي اللّه لَمْ ينْفَعْهُ حُبُّنا؛ سلام مرا به شيعيانم برسان، و به آنها اعلام كن كه بين ما و خداوند خويشاوندى نيست، و به پيشگاه خدا كسى جز در پرتو اطاعت و عمل، نزديك نگردد. اى جابر كسى كه خدا را اطاعت كند و ما را دوست بدارد،او دوست ما خواهد بود، و كسى كه نافرمانى خدا كند، دوستى ما به حال او سودى نخواهد بخشيد.» نقل شده: جابر هفتاد هزار حديث، از امام باقر(ع) آموخت.10 يكي از شاگردان برجسته امام باقر(ع) ابان بن تَغْلب است كه امام باقر(ع) به او فرمود: «اِجْلِسْ فِى مَسْجِدِ الْمَدينَةِ وَ اَفْتِ النّاسَ فَاِنّى اُحِبُّ اَنْ يرى فِى شِيعَيتى مِثْلُكَ؛ در مسجد مدينه بنشين، و براى مردم فتوا بده، چرا كه من دوست دارم در ميان شيعيانم فردى مثل تو ديده شود.»11 نهضت فكرى و حوزه علمى و مجالس تدريس امام باقر(ع) در مدينه در سطحى بود كه دانشمندان بزرگ آن عصر، در برابرش، بسيار خاضع و كوچك به نظر مي‏رسيدند، يكى از آنها «حَكَم بن عُتَيبَه» بود، كه يكى از دانشمندان به نام «عطا» مي‏گويد: «رَأيتُ الْحَكَمَ عِنْدَهُ كَاَنَّهُ عُصْفُورٌ مَغْلوُبٌ؛ حكم بن عتيبه را در محضر امام باقر(ع) همانند گنجشگ شكست خورده ديدم.»12 عبدالله بن عطا مكّي، يكى از دانشمندان برجسته اهل تسنّن در عصر امام باقر(ع) مي‏گويد: «من حكم بن عُتيبه را با آن جلالت و شكوهى كه در ميان قوم خود داشت، در محضر امام باقر(ع) همانند كودكى ديدم كه در برابر امام زانوى ادب بر زمين زده و شيفته و مجذوب كلام و شخصيتش شده است.»13 آثار علمي، اخلاقي، سياسى و اجتماعى درخشانى كه از حوزه علميه امام باقر(ع) نشأت گرفته بود، آن چنان چشمگير و عميق بود، كه همگان اعتراف داشتند كه رسول خدا(ص) درست فرمود كه امام باقر(ع) شكافنده علوم و گشاينده درهاى دانش است. امام باقر(ع) در حق‏گويى و روشن ساختن مسائل، بسيار صريح و قاطع بود، در مسائل اصولى هرگز پرده پوشى و مسامحه نمي‏كرد، گرچه قاطعيت او موجب رنجش و خشم طاغوتهاى عصرش مي‏گرديد و سرانجام به دستور هشام بن عبدالملك (دهمين خليفه اموي) مسموم شده و به شهادت رسيد. امام باقر(ع) با صراحت مي‏فرمود: «نَحْنُ خَزَنَةُ عِلْمِ اللّهِ، وَ نَحْنُ وُلاة اَمْرِ اللّهِ وَ بِنا فُتِحَ الاِسْلامُ وَ بِنا يخْتمُهُ؛ كانون علم خدا، ما هستيم، رهبران و مجريان امر خدا، ما مي‏باشيم، اسلام به وسيله ما آغاز گرديد، و به وسيله ما پايان مي‏يابد.»14 پاورقي ها: 1) شيخ محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج1، ص528. 2) علامه مجلسي، بحارالانوار، ج46، ص228. 3) وصيتنامه الهى سياسى امام خميني(ره)، ص3. 4) علامه عليارى تبريزي، بهجة‏الآمال، ج2، ص484؛ آية الله العظمى خويي، معجم رجال الحديث، ج2، ص99؛ محدّث قمي، سفينة البحار، ج1، ص368. 5) علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج43، ص262. 6) شيخ محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج1، ص469. 7) همان. 8) شيخ صدوق، علل الشّرايع، ج2، ص233؛ علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج46، ص225. 9) ابوعمرو، محمدبن‏عمربن‏عبدالعزيزكِشّي،رجال‏كشي،ص125. 10) محدّث قمي، سفينة البحار، ج1، ص142 11) همان، ص7. 12) سيد محسن امين، اعيان الشّيعه، ج1، ص651. 13) اعلام الوري، ص263. 14) همان، ص262.

نوشته قبلی

با امام باقر عليه السلام در سايه قرآن

نوشته‌ی بعدی

امام باقر (عليه السلام) و تربيت فرزند

مرتبط نوشته ها

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
امام حسین (ع)

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …
ویژه جنگ رمضان

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی
امام حسن (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

نوشته‌ی بعدی

امام باقر (عليه السلام) و تربيت فرزند

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا