9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

امام صادق عليه‏السلام و انديشه‏ هاي انحرافي

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

دگرانديشان زنادقه واژه زنادقه جمع زنديق است. اين كلمه ريشه فارسي دارد و در اصل «زند دين» زن دين بود. مزدكيان(1) خود را زند دين مي‏ناميدند. طريحي در مجمع البحرين مي‏نويسد: زنادقه گروهي از مجوسيان بودند. سپس اين كلمه برهر ملحدي در دين استعمال گرديد.(2) در بين مردم چنين شهرت يافته كه زنديق كسي است كه به هيچ ديني پاي بند نيست و قائل به دهر است. و درحديث آمده است: زنادقه همان دهريه هستند كه مي‏گويند: نه خدايي وجود دارد و نه بهشت و جهنّمي. دهر است كه ما را مي‏ميراند.(3) از گفت و گوي امام موسي بن جعفر عليه‏السلام با هارون الرشيد بر مي‏آيد كه زنديق به كسي گفته مي‏شود كه خدا و رسولش را رد كند و به جنگ با آن‏ها بپردازد.(4) اولين كسي كه ملحد گشته و زنديق شد ابليس بود.(5) ملحدين و دهريان مناظرات و گفت‏وگوهايي با پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله داشتند كه علامه طبرسي دركتاب الاحتجاج(6) به بخشي از آن‏ها اشاره كرده است: امام صادق عليه‏السلام مناظراتي طولاني و گفت‏وگوهاي بسياري با ابن ابي‏العوجاء، ابوشاكر ديصاني، زنديق مصري و برخي ديگر از سران زنادقه داشت و به عقايد انحرافي آن‏ها پاسخ مي‏داد. پيش از آن كه به برخي از گفت‏وگوهاي آن حضرت با زنادقه اشاره كنيم، نگاهي به افكار دو نفر از سران زنادقه مي‏افكنيم:
رهبران زنادقه يكي از رهبران زنادقه، عبدالكريم بن أبي‏العوجاء است. وي از شاگردان حسن بن ابي الحسن بصري بود و بر اثر افكار انحرافي كه داشت، از دين و توحيد منحرف شد.(7) ابن ابي‏العوجاء با چند نفر از دهريون در مكه پيمان بست تا با قرآن معارضه كنند. او در يكي از سفرهاي خود به مكه، هنگامي كه با عظمت امام صادق عليه‏السلام در بين مردم مواجه مي‏شود، از روي كينه و حسد داوطلب مي‏شود تا به نمايندگي از ابن طالوت، ابن الأعمي و ابن المقفّع؛ امام را در نزد مردم شرمنده كند اما با پاسخ كوبنده امام صادق عليه‏السلام مواجه و سرافكنده مي‏شود و مفتضحانه به نزد دوستان خود برمي‏گردد. وي سرانجام به دستور منصور، توسط فرماندار كوفه ـ محمدبن سليمان ـ به زندان افتاد. گروهي نزد منصور رفتند و به شفاعت او برآمدند. منصور به درخواست آن‏ها پاسخ مثبت داد و در نامه‏اي به فرماندار، دستور آزادي ابن ابي‏العوجاء را صادر كرد. پيش از آن كه نامه به كوفه برسد، منصور دستور داد تا ابن ابي‏العوجاء را گردن بزنند. ابن ابي‏العوجاء هنگام مرگ گفت: اكنون بيمي از كشته شدن ندارم، زيرا من چهارهزار حديث جعل و حلال را حرام و حرام را حلال نموده‏ام و در ماه رمضان شما را به روزه خواري كشانده‏ام و در روز عيد فطر وادار به روزه گرفتن كرده‏ام.(8) ابوشاكر يكي ديگر از رهبران زنادقه است كه افكار انحرافي‏اش بسياري از مسلمانان را دچار شبهه و شك و ترديد كرد. وي قائل به خداي نور و خداي ظلمت بود. ابوشاكر گفت‏وگوهاي بسياري با ياران امام صادق عليه‏السلام داشت. او در مدينه با امام صادق عليه‏السلام مناظره و گفت‏وگو كرد كه نتيجه‏اش شكست علمي و رسوايي بود.(9)
مناظره هشام با ابوشاكر ديصاني هشام بن الحكم مي‏گويد: روزي ابوشاكر ديصاني به من گفت: آيه‏اي در قرآن است كه باعث تقويت نظر و انديشه ماست. گفتم: اين آيه كدام هست؟ ابوشاكر گفت: «هوالذي في‏السماء اله و فيالأرض‏اله»(10)؛ اوست كه در آسمان خداست و در زمين خدا. هشام مي‏گويد: متحير ماندم كه در جواب او چه پاسخي بدهم. ايام حجّ فرا رسيد و روانه خانه كسي به تو گويد: در اين كيسه اشرفي هست و تو بگويي نيست، او به تو بگويد اشرفي را براي من تعريف كن و تو اوصاف آن را نداني، آيا تو مي‏تواني ندانسته بگويي اشرفي در كيسه نيست؟ خدا شدم. با امام صادق عليه‏السلام ملاقات و عرض كردم كه ابوشاكر چنين مي‏گويد و برداشت او را از آيه بيان كردم. امام صادق عليه‏السلام فرمود: اين سخن، سخن زنديق است. هرگاه نزد او رفتي، از او بپرس: نامت در كوفه چيست؟ او خواهد گفت: فلان. بگو: نامت در بصره چيست؟ بازهم همان نام را تكرار مي‏كند. بگو: خداي ما نيز چنين است. خداي ماهم در آسمان «اله» است و هم در زمين «اله». هشام مي‏گويد: (به كوفه) برگشتم و بدون هيچ توقّفي، نزد ابوشاكر رفتم. آنچه امام صادق عليه‏السلام به من گفته بود، از او پرسيدم. ابوشاكر كه در مانده شده بود و جوابي نداشت، گفت: اين سخن (طرز استدلال) از حجاز به اين جا آمده است.(11)
مناظره امام صادق عليه‏السلام با ابوشاكر ديصاني هشام بن الحكم مي‏گويد: روزي ابو شاكر ديصاني نزد امام صادق عليه‏السلام رفت و گفت: اي جعفر بن محمد! مرا بر معبودم راهنمايي و دلالت كن. امام صادق عليه‏السلام فرمودند: بنشين! در اين هنگام كودك خردسالي پيش آمد كه در دستش تخم پرنده‏اي بود. كودك با تخم بازي مي‏كرد. امام صادق عليه‏السلام تخم پرنده را از بچّه گرفت. سپس با اشاره به تخم پرنده، به ديصاني فرمود: اين دژي است پوشيده كه پوست ضخيمي دارد. در زير اين پوست ضخيم، پوست نازكي وجود دارد و زير آن پوست نازك، مايعي طلايي و مايعي نقره‏اي در كنار هم، بدون اين كه با هم مخلوط شوند، وجود دارد … كسي نمي‏داند كه آن تخم پرنده براي آفرينش نر خلقت شده است يا براي آفرينش ماده. هنگام شكسته شدن تخم پرنده صورت‏هاي فراوان، چون: طاووس، كبوتر و خروس از آن بيرون مي‏آيد.آيا فكر نمي‏كني كه براي اين آفرينش مدبّري هست؟! هشام مي‏گويد: ديصاني مدتي سرش را به زير انداخت و درفكر فرو رفت. سپس سربرداشت و گفت: «اشهد ان لا اله الاّ اللّه وحده لاشريك له و اشهد انّ محمداً عبده و رسوله و انّك امام و حجة من اللّه علي خلقه و انا تائب ممّا كنت فيه»(12) شهادت مي‏دهم كه معبودي جز خدا نيست، خداوند يكتاست و شريك ندارد و شهادت مي‏دهم كه محمد بنده خدا و فرستاده خداست و تو رهبر و حجّت از سوي خداوند براي بندگان هستي و من از گذشته خود بازگشت مي‏كنم.
مناظره امام صادق عليه‏السلام با ابن ابي‏العوجاء عبدالكريم بن ابي‏العوجاء بارها درباره مسائل گوناگون با امام صادق عليه‏السلام گفت‏وگو كرد. مرحوم كليني برخي از مناظرات وي با امام صادق عليه‏السلام را نقل كرده است. اينك يكي از مناظرات را ذكر مي‏كنيم: راوي گويد: روز ديگر ابن ابي‏العوجاء برگشت و در مجلس امام صادق عليه‏السلام خاموش نشست و دم نمي‏زد. امام فرمود: گويا آمده‏اي كه بعضي از مطالبي را كه در ميان داشتيم تعقيب كني. گفت: همين را خواستم. اي پسر پيغمبر! امام به او فرمود: تعجب است از اين كه تو خدا را منكري و به اين كه من پسر رسول خدايم گواهي دهي!! گفت: عادت مرا به اين جمله وادار مي‏كند؟ امام فرمود: پس چرا سخن نمي‏گويي؟ عرض كرد: از جلال و هيبت شما است كه در برابرتان زبانم به سخن نيايد. من دانشمندان را ديده و با متكلمين مباحثه كرده‏ام؛ ولي مانند هيبتي كه از شما به من دست دهد، هرگز به من روي نداده است. فرمود: چنين باشد ولي من دَرِ پرسش را به رويت باز مي‏كنم. سپس به او توجه كرد و فرمود: تو مصنوعي يا غير مصنوع؟ عبدالكريم بن ابي‏العوجاء گفت: ساخته نشده‏ام. امام فرمود: براي من بيان كن كه اگر ساخته شده شده بودي، چگونه مي‏بودي؟ عبدالكريم مدتي سر به گريبان شده، پاسخ نمي‏داد و با چوبي كه در مقابلش بود ور مي‏رفت و مي‏گفت: دروازه پهن، گود، كوتاه، متحرك و ساكن همه اينها صفت مخلوق است. امام فرمود: اگر براي مصنوع صفتي جز اين‏ها نداني بايد خودت را هم مصنوع بداني؛ زيرا در خود از اين امور حادث شده مي‏يابي. عبدالكريم گفت: از من چيزي پرسيدي كه هيچ كس پيش از تو نپرسيده و كسي بعد از توهم نخواهد پرسيد. امام فرمود: فرضاً بداني در گذشته از تو نپرسيده‏اند، از كجا مي‏داني كه در آينده نمي‏پرسند؟ علاوه براين، سخن و گفتار خود را نقض كردي، زيرا تو معتقدي كه همه چيز از روز اول مساوي و برابر است، پس چگونه چيزي را مقدم و چيزي را مؤخر مي‏داري؟ اي عبدالكريم! توضيح بيشتري برايت دهم: بگو بدانم اگر تو كيسه جواهري داشته باشي و كسي به تو گويد: در اين كيسه اشرفي هست و تو بگويي نيست. او به تو بگويد: اشرفي را براي من تعريف كن. و تو اوصاف آن را نداني، آيا تو مي‏تواني ندانسته بگويي اشرفي در كيسه نيست؟ گفت: نه. امام فرمود: جهان هستي كه درازا و پهنايش از كيسه جواهر بزرگتر است. شايد در اين جهان مصنوعي باشد زيرا كه تو صفت مصنوع را از غير مصنوع تشخيص نمي‏دهي. عبدالكريم درماند…. سال بعد، بار ديگر با امام در حرم مكي برخورد. يكي از شيعيان به حضرت عرض كرد: ابن ابي‏العوجاء مسلمان شده؟ امام فرمود: او نسبت به اسلام كور دل است، مسلمان نشود. چون ابن ابي‏العوجاء چشمش به امام افتاد، گفت: اي آقا و مولاي من! امام فرمود: براي چه اين‏جا آمدي؟ گفت: براي عادت تن و سنت ميهن و براي اين كه ديوانگي و سرتراشي و سنگ پراني مردم را ببينم. امام فرمود: اي عبدالكريم! تو هنوز برسركشي و گمراهيت پا برجايي؟ عبدالكريم رفت سخني بگويد كه امام عليه‏السلام فرمود: در حج مجادله روانيست و عبايش را تكان داد و فرمود: اگرحقيقت چنان باشد كه توگويي ـ كه چنان نخواهد بود.ـ ما و تو رستگاريم و اگر حقيقت چنان باشد كه ما مي‏گوييم، ما رستگاريم و تو در هلاكت.(13)
مناظره امام صادق عليه‏السلام با زنديق مصري هشام بن الحكم مي‏گويد: زنديقي از مصر به قصد ديدار با امام صادق عليه‏السلام رهسپار مدينه شد. زنديق وقتي به مدينه رسيد كه آن حضرت مدينه را به قصد مكه ترك كرده بود. زنديق كه در مصر آوازه علم و اخلاق امام صادق عليه‏السلام را شنيده بود، شيفته ديدار آن حضرت بود. بدين خاطر با اين كه خسته بود، لحظه‏اي درنگ نكرد و روانه مكه شد. هشام مي‏گويد: امام صادق عليه‏السلام در حال طواف بود كه زنديق مصري نزد آن حضرت آمد. من همراه امام صادق عليه‏السلام بودم. زنديق مصري سلام كرد. حضرت فرمود: نام تو چيست؟ زنديق گفت: عبدالملك. امام پرسيد: كنيه‏ات چيست؟ گفت: ابوعبداللّه. امام فرمود: اين كدام مَلِك و پادشاه است كه تو بنده او هستي؟ آيا از پادشاهان زمين است يا از پادشاهان آسمان؟ پسرت بنده خداي آسمان است يابنده خداي زمين؟ هشام مي‏گويد: مرد مصري سكوت كرد. امام فرمود: حرف بزن. بازهم او سكوت اختيار كرد. امام فرمود: هرگاه از طواف فارغ شدم، نزد ما بيا.
طواف امام پايان يافت. زنديق نزد حضرت آمد و در مقابل امام نشست. امام به او فرمود: آيا مي‏داني كه زمين زير و رويي دارد؟ زنديق گفت: آري. امام فرمود: تاكنون به زير زمين رفته‏اي؟ زنديق گفت: نه. امام فرمود: آيا مي‏داني در زير زمين چيست؟ زنديق گفت: نمي‏دانم. گمان مي‏كنم چيزي زير زمين نيست. امام فرمود: گمان چيزي جز عجز و درماندگي است… آيا به سوي آسمان بالا رفته‏اي؟ او گفت: نه. امام فرمود: آيا مي‏داني در آن‏جا چيست؟ او گفت: نمي‏دانم. امام فرمود: آيا به سوي مشرق و مغرب رفته‏اي و ماوراي آن‏ها را زيرنگاهت قرار داده‏اي؟ زنديق گفت: نه. امام فرمود: بسي جاي تعجب است كه نه به مشرق رفته‏اي، نه به مغرب، نه به درون زمين، نه به آسمان بالا و نه خبري از آن‏جا داري تا بداني در آنجا چيست؟ و در عين حال، تو منكر آن چه كه در اين مكان‏هاست هستي؟! آيا هيچ عاقلي چيزي را كه نمي‏داند منكر مي‏شود؟! زنديق مصري گفت: تاكنون هيچ كس با من اين گونه سخن نگفته است. امام فرمود: پس تو از اين جهت در شك و ترديد هستي؟! زنديق گفت: شايد چنين باشد. امام فرمود: اي مرد! بدان! هيچ گاه آن كه نمي‏داند برآن كه مي‏داند حجت و دليلي ندارد. هرگز جاهل حجتي برعالم ندارد. اي برادر مصري! گوش كن كه با تو چه مي‏گويم! آيا نمي‏بيني كه آفتاب، ماه، شب و روز به افق درآيند؟ اما يكي بر ديگري سبقت نمي‏گيرد. آن‏ها مي‏روند و بر مي‏گردند، و در اين رفت و آمد مجبور و مضطر هستند؛ زيرا جايي جز جاي خودشان ندارند. آن‏ها اگر مي‏توانستند كه برنگردند چرا بر مي‏گردند؟ اگر مضطر نبودند چرا شب، روز نمي‏گردد و روز، شب نمي‏شود؟ به خدا سوگند! اي برادر مصري! آنچه را كه شما به آن عقيده داريد و دهر مي‏ناميد اگر آن‏ها را مي‏برد پس چرا برمي‏گرداند و اگر آن‏ها بر مي‏گرداند پس چرا آن‏ها را مي‏برد؟! آيا نمي‏بيني كه آسمان برافراشته شده و زمين نهاده شده است، به گونه‏اي كه نه آسمان به زمين مي‏افتد و نه زمين بر روي كرات زيرين خود سرازير مي‏شود؟ به خدا سوگند، خالق و مدبّر آن ها خداست. زنديق مصري تحت تأثير استدلال‏هاي امام صادق عليه‏السلام قرار گرفت و مسلمان شد. امام صادق عليه‏السلام به هشام دستور داد تا تعاليم اسلام را به او بياموزد.(14)
مناظره‏اي ديگر هشام مي‏گويد: زنديقي نزد امام صادق عليه‏السلام آمد و با آن حضرت مناظره كرد. قسمتي از سخنان امام صادق عليه‏السلام به زنديق اين بود: اين كه مي‏گويي خدا دوتاست، از دو حال خارج نيست: يا هردو قديم و قويند و يا هردو ضعيفند و يا يكي نيرومند و ديگري ضعيف است. اگر هردو نيرومندند پس چرا يكي از آن‏ها ديگري را دفع نمي‏كند ـ تا در اداره جهان هستي تنها باشد.ـ قدرت خدا بايد برتر از همه قدرت‏ها باشد. اگر قدرتي در برابر خداوند يافت شود، نشانه عجز و ناتواني خداوند است، و اگر يكي را قوي و ديگري را ضعيف پنداري، گفتار ما ثابت شود كه خدا يكي است، به علت ناتواني و ضعفي كه در ديگري آشكار است. اگر بگويي كه خدا دو تاست، از دو حال خارج نيست: يا هردو در تمام جهات برابرند و يا از تمام جهات مختلف و متمايزند، چون ما امر خلقت را منظم مي‏بينيم و فلك را درگردش و تدبيرجهان را يكسان؛ و شب و روز و خورشيد و ماه را مرتب. درستي كار و تدبير و هماهنگي آن، دلالت كند كه ناظم يكي است. علاوه برآن، لازم است ميانه‏اي بين دو خدا قائل شوي تا تمايز بين آن‏ها مشخص شود. بنابراين خداي سومي بايد وجود داشته باشد. و اگر ادعا كني كه سه خدا وجود دارد، برتو لازم مي‏شود كه خدايان پنج گانه ملتزم شوي، چون بين خدايان سه گانه بايد تمايز باشد. بدين ترتيب شماره خدايان بالا مي‏رود و به بي‏نهايت مي‏رسد.(15) زنادقه همانند ديگر گروه‏هاي كژانديش درباره توحيد و خداشناسي شبهه افكني مي‏كردند و در سست كردن عقايد ديني مردم و رواج فساد و بي‏ديني در امت اسلامي سعي مي‏نمودند. آنان همواره با عكس‏العمل شديد امام صادق عليه‏السلام و پاسخ كوبنده‏اش روبه‏رو مي‏گشتند. پاورقيها: 1 ـ مزدك در ايام پادشاهي قباد مي‏زيست و كتاب مزدا اثر اوست. (سفينة‏البحار، ج 1، ص 559.) 2 ـ مجمع البحرين، ص 248. 3 ـ سفينة‏البحار، ج 1، ص 559. 4 ـ تحف العقول، ص 428. 5 ـ همان. 6 ـ احتجاج، ج 1، ص 25. 7 ـ مجمع البحرين، ص 162. 8 ـ سفينة‏البحار، ج 2، ص 285. 9 ـ همان، ج 1، ص 474. 10 ـ سوره زخرف، آيه 84. 11 ـ تفسير الميزان، ج 18، ص 128؛ سفينة‏البحار، ج 1، ص 474. 12 ـ احتجاج، ج 2، ص 71. 13 ـ الكافي، ج 1، ص 97. 14 ـ احتجاج، طبرسي، ج 2، ص 75. 15 ـ كافي، ج 1، ص 1005.

نوشته قبلی

آثار سبك شمردن نماز از ديدگاه امام صادق (ع)

نوشته‌ی بعدی

امام باقر(ع) پايه‏ گذار انقلاب فرهنگي

مرتبط نوشته ها

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
امام حسین (ع)

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …
ویژه جنگ رمضان

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی
امام حسن (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

نوشته‌ی بعدی

امام باقر(ع) پايه‏ گذار انقلاب فرهنگي

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا